1404-04-08

  • درباره ما
  • تماس با ما
  • لغت نامه
  • پیوندها

ائل اوبا | مرجع فرهنگ و تاریخ آذربایجان

و من آیاته خلق السّموات و الأرض و اختلاف ألسنتکم و ألوانکم إنّ فی ذلک لآیات للعالِمین

  • Home
  • تاريخ
  • اصطلاح تُرک چگونه و چه زمانی پدید آمده است؟
  • تاريخ
  • تاریخ ترکان

اصطلاح تُرک چگونه و چه زمانی پدید آمده است؟

afsqarazbnzh-CNenetfrdehiitjakkkokufaparuestrukuruz

پروفسور محمدتقی زهتابی

” ترک ” اصطلاحی است که پس از میلاد عمومیت و شمول یافته است. لیکن این واژه مدت ها پیش از میلاد بوجود آمده و برخی قبایل ترک به این نام مسمی گشته اند.

این کلمه دارای تلفظ های مختلف بوده است. ما در منابع آشوری قبل از میلاد به نام ” ترک ” برمیخوریم.

به نوشته یامپولسکی در منابع آشوری از سکونت ” توروگ ” ها = ترک ها در حوزه دریاچه ارومیه سخن رفته است.

در برخی منابع نشان داده شده است که این گزارش منابع آشوری مربوط به قرن 14 قبل از میلاد است.

در منابع اورارتویی نیز اطلاعاتی مبنی بر سکونت ” توروخ ” ها در ناحیه اطراف دریاچه ارومیه وجود دارد.

از آنجا که اطلاعات و گزارشات مذکور منابع آشوری و اورارتوئی اشاره به ناحیه واحدی دارند می توان احتمال داد که گزارش هر دو منبع مربوط به قوم واحدی است.

مربوط بودن گزارشات منابع اورارتوئی به چندین سده پس از منابع آشوری بیانگر آن است که این قوم ( توروگ ها ) قرن های متمادی در اراضی آذربایجان جنوبی سکونت داشته اند.

بنابراین براساس منابع موثق تاریخی بطور قطع می توان گفت که از 1500 سال قبل از میلاد تا 612 ق.م و محتملا پیش و پس از این دوران نیز در اراضی اطراف دریاچه ارومیه قبیله یا قبایل و یا اتحادیه قبایل ” ترک ” سکونت داشته اند.

تاریخ دیرین ترکان ایران ، نویسنده: پروفسور محمدتقی زهتابی ، انتشارات: اختر ، سال نشر: ۱۳۸۱

Print Friendly, PDF & Email

FacebookTwitterEmailTelegramPinterestBalatarinLinkedInShare

Tags: اصطلاح ترک تورک واژه تورک

Previousتعویض موتورهای بنزینی قایق ها به موتورهای الکتریکی

Nextبخارا

📅 تاریخ انتشار: 5 فروردین 1400 🔗 لینک مطلب: http://eloba.ir/?p=6507

اشتراک در

وارد شدن

0 نظرات

مطالب مرتبط

اولین های کتب درسی در دارالفنون

  • تاريخ
  • وقايع تاريخي

اولین های کتب درسی در دارالفنون

سکاها، مومیایی‌های یخی و گورپشته‌ها

  • تاريخ
  • تاریخ ترکان

سکاها، مومیایی‌های یخی و گورپشته‌ها

ملاقات ناصرالدین شاه با لوئی پاستور در پاریس

  • تاريخ
  • وقايع تاريخي

ملاقات ناصرالدین شاه با لوئی پاستور در پاریس

کربلا اولایلاری

تاریخ و فرهنگ ترک

    تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به پایگاه اینترنتی ائل اوبا بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است

    ✅ نگاهی به سفسطه‌های ترک‌ستیزان   ◀️ ترک یا تۆرک؟!

    ✅ نگاهی به سفسطه‌های ترک‌ستیزان


    ◀️ ترک یا تۆرک؟!

    ⛔️ خودآذری‌پنداران، ترک را درست و تۆرک را نادرست می‌دانند.

    جواب؛

    املای درست این کلمه تۆرک/türk است.
    صدای اۆ،ۆ/Ü,ü در الفبای عربی وجود ندارد. زبان دری هم چون الفبای عربی را بکار می‌برد پس این حروف را ندارد.

    برای همین در زبان عربی و دری با الفبای عربی ترک نوشته می‌شود و دلیل هم نبود حرف اۆ،ۆ/Ü,ü در الفبای عربی است.
    در ثانی هر کلمه‌ای در زبان دیگر خواه‌ ناخواه دچار تغییر می‌شود.
    مثلا تراکتور را در زبان ترکی بسیاری به صورت تیراختور یا تیرحتور تلفظ می‌کنند و این تغییر کلمات در زبانهای دیگر طبیعی است.

    اما اگر نوشته یا گفتار ترکی باشد باید به صورت تۆرک/Türk نوشته شود.
    در الفبای عربی برای نوشتار ترکی با گذاشتن علایمی روی حروف عربی، مشکل فقدان حروف خاص ترکی تا حدودی حل شده است.
    (اۆ،ۆ/Üü)-(اؤ،ؤ/Ö,ö)- و ...

    اما کسانی که زبانشان ترکی نیست قطعا قادر به ادای صدای اۆ،ۆ نخواهند بود.

    بنابراین در زبان ترکی(گفتاری، نوشتاری) باید تۆرک/Türk نوشت اما در زبان‌های غیر ترکی(گفتاری، نوشتاری) نوشتن به صورت ترکی اشکالی ندارد.


    🔶 برخی کلمات با حرف اۆ،ۆ؛

    تۆرک/Türk

    اۆز/Üz(صورت)

    اۆزۆم/Üzüm(انگور)

    اۆزمک/Üzmək(شما کردن) و ... .




    ⛔️( در ایران از زمان پهلوی تاکنون با سه دسته ترک‌ستیز سر و کار داریم؛

    ۱) دری‌زبانان تاجیک‌تبار خودپارس‌پندار نژادپرست فاشیست

    ۲) خودآذری‌پنداران متوهم مانقورد

    ۳) آسیمیله‌شده‌های کم یا بی‌اطلاع از تاریخ و فرهنگ و هویت واقعی خود.


    دسته اول چون از نظر ریشه ترک نیستند و در تاریخ همیشه ترکان را از نظر تعداد امپراطور و حاکمیت و مدت زمان زمامداری و آثار تاریخی و فرهنگ و هنر از خود و تاریخ منتسب به خود بالاتر می‌بینند بیشتر از روی حسادت دست به تخریب تاریخ، فرهنگ و زبان ترکان می‌زنند.
    پس دشمنی این جماعت بیشتر از روز حسادت است و قابل اغماض.

    دسته دوم اما چون از ریشه و هویت خود بریده و به دامن دشمن پناه برده‌اند برای خوش‌آیند دشمن، تا حد مانقوردی( اصطلاحا یعنی کشتن مادر خود به دلیل انکار کامل زبان مادری)هم پیش می‌روند کما اینکه به زبان دشمن به زبان و هویت و فرهنگ و تاریخ خود شب و روز فحاشی کرده و تیشه می‌زنند و این جماعت بسیار خطرناک و برای سیاره زمین بسیار مضر هستند و آیتماتف این جماعت را به درستی مانقورد نامیده است.

    دسته سوم اما تنها گناهشان نداشتن اطلاعات کافی از تاریخ و فرهنگ خودشان است و ممکن است با کمی اطلاعات به هویت اصلی خود بازگردند.


    این جواب اما به دسته دوم یعنی خودآذری‌پنداران متوهم مانقورد(خطرناکترین ترک‌ستیزان) است.

    جماعتی که هویت خود وانهاده و به زبانی غیر زبان مادری شب و روز زبان، تاریخ و فرهنگ خود را می‌کوبند.

    همان‌ مانقورد مورد اشاره آیتماتف)⛔️)


    🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶





    در کانال موسوم به آذری ها که گروهی مانقورد دورهمی فحاشی علیه ترکان تشکیل داده‌اند گویا املای تۆرک را غلط و آن را نشان لقب مستحق خودشان دانسته‌اند.

    ⛔️ دوستی در شرح حال خودآذری‌پنداران متوهم مانقورد چه زیبا می‌گوید؛


    در کتابی به نام روانشناسی زبان خواندم که در نتیجه تحقیقی در آمریکا سالها پیش دریافته اند که بچه های سیاه اسباب بازی های سفید را انتخاب کرده و دوست می دارند.
    با خودم فکر می کردم چقدر سخته انسان پوست سیاه داشته باشه اما از آن نفرت داشته باشد و رنگی را دوست داشته باشد که هرگز نمی تواند مال او باشد.
    آنها دریافتند که چنین افرادی نمی توانند انسان های سالمی باشند و سعی کردند آن مشکل را رفع کنند.

    مانقوردها هم چنین شده اند. عاشق و دلباخته زبان و فرهنگی شده‌اند که از آنها نیست و نفرت به چیزی دارند که درواقع خود آنهاست. چنین موجوداتی بیمارند. بیمارانی که حاصل جامعه نژادپرستند
    و
    قطعا هم قابل درمان نیستند.

    🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶

    ✍ علی روشن‌ زاده

    🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶

    سۆت گۆنۆ(یکشنبه)
    ۴ قیزاران آی(خرداد)
    ۱۴۰۴ جلالی گۆنش(ایلان) ایلی

    🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷

    ✅ نگاهی به سفسطه‌های ترک‌ستیزان:   ◀️ آذری ذهتابی، آذری کسروی

    ✅ نگاهی به سفسطه‌های ترک‌ستیزان:


    ◀️ آذری ذهتابی، آذری کسروی

    ⛔️ اصرار بیماران خودآذری‌پندار مانقورد متوهم بر آذری بودن زبان ترکی با استناد به قانون اساسی جمهوری آزربایجان و اثری از پروفسور ذهتابی.



    پروفسور ذهتابی که خاری است در چشمان کوته‌بین ماتقوردهای خودآذری‌پندار متوهم

    کتابی دارد به نام
    « معاصیر ادبی آذری دیلی »

    و گویا در قانون اساسی جمهوری آزربایجان هم زبان آذری قید شده و همین بهانه‌ای شده برای مانقوردهای خودآذری‌پندار ترک ستیز که زبانی به نام ترکی وجود ندارد و اسم آن آذری است.

    مرحوم کسروی پهلوی انگلیسی هم زبان مردم آزربایجان را آذری نامید.

    پروفسور ذهتابی هم
    قانون اساسی جمهوری آزربایجان هم

    حالا مشکل چیست؟


    مشکل، حماقت ناشی از جهالت خودآذری‌پنداران است.

    زبان آذری مورد نظر کسروی و تمام پیروان ترک‌ستیز ایشان زبانی در انکار زبان ترکی است.

    در واقع کسروی به سفارش اربابانش آذری را زبانی در مقابل زبان ترکی اختراع کرد.

    زبانی که گویا در رده‌ی تاتی و زیر مجموعه زبان ایرانی باید باشد و بدین ترتیب با این ترفند حضور ترکان در ایران کامل انکار شود.

    اکنون پیروان ناخلف کسروی آذری ذهتابی را علم کرده‌اند


    اما این احمقهای جاهل کاش می‌فهمیدند

    آذری ذهتابی همان‌ زبان ترکی است
    چون در ذیل آذری قواعد زبان ترکی را تشریح کرده است.
    زبانی که برای این بیماران عامل سکته مغزی است.

    زبان آذری مندرج در قانون اساسی آزربایجان هم همچنین

    چون جمهوری آزربایجان زبانش ترکی است
    چه با نام آذری چه غیر آذری

    اما منظور شما از آذری مانند کسروی پهلوی انگلیسی، قطعا ترکی نیست بلکه زبانی من در آوردی در جهت انکار زبان ترکی است.

    🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶

    (⛔️( در ایران از زمان پهلوی تاکنون با سه دسته ترک‌ستیز سر و کار داریم؛

    ۱) دری‌زبانان تاجیک‌تبار خودپارس‌پندار نژادپرست فاشیست

    ۲) خودآذری‌پنداران متوهم مانقورد

    ۳) آسیمیله‌شده‌های کم یا بی‌اطلاع از تاریخ و فرهنگ و هویت واقعی خود.


    دسته اول چون از نظر ریشه ترک نیستند و در تاریخ همیشه ترکان را از نظر تعداد امپراطور و حاکمیت و مدت زمان زمامداری و آثار تاریخی و فرهنگ و هنر از خود و تاریخ منتسب به خود بالاتر می‌بینند بیشتر از روی حسادت دست به تخریب تاریخ، فرهنگ و زبان ترکان می‌زنند.
    پس دشمنی این جماعت بیشتر از روز حسادت است و قابل اغماض.

    دسته دوم اما چون از ریشه و هویت خود بریده و به دامن دشمن پناه برده‌اند برای خوش‌آیند دشمن، تا حد مانقوردی( اصطلاحا یعنی کشتن مادر خود به دلیل انکار کامل زبان مادری)هم پیش می‌روند کما اینکه به زبان دشمن به زبان و هویت و فرهنگ و تاریخ خود شب و روز فحاشی کرده و تیشه می‌زنند و این جماعت بسیار خطرناک و برای سیاره زمین بسیار مضر هستند و آیتماتف این جماعت را به درستی مانقورد نامیده است.

    دسته سوم اما تنها گناهشان نداشتن اطلاعات کافی از تاریخ و فرهنگ خودشان است و ممکن است با کمی اطلاعات به هویت اصلی خود بازگردند.


    این جواب اما به دسته دوم یعنی خودآذری‌پنداران متوهم مانقورد(خطرناکترین ترک‌ستیزان) است.

    جماعتی که هویت خود وانهاده و به زبانی غیر زبان مادری شب و روز زبان، تاریخ و فرهنگ خود را می‌کوبند.

    همان‌ مانقورد مورد اشاره آیتماتف)⛔️)


    🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶

    ✍ علی روشن زاده

    سۆت‌ گۆنۆ/ ۴ قیزاران آی/ ۱۴۰۴ جلالی گۆنش(ایلان) ایلی

    🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷

    ✅ فرهنگستان فارسی یا جعل و تحریف

    ✅ تقویم روز:

    🟩 سالروز تاسیس فرهنگستان جعل و تحریف؛

    ⛔️ ۲۹ اردیبهشت ۱۳۱۴، سالروز بنیان‌گذاری فرهنگستان فارسی؛
    آغاز قلع و قمع زبانهای غیرفارسی به سبک شوونیسم پهلوی کسروی

    🔹️هیئت وزیران در تاریخ ۲۹ اردیبهشت ۱۳۱۴ به پیشنهاد وزارت معارف و اوقاف و صنایع مستظرفه با بنیان‌گذاری «فرهنگستان فارسی» (مشهور به فرهنگستان نخست) موافقت و اساسنامهٔ نخست آن را تصویب کرد.

    🔹️هیئت وزیران، روز پنجم خرداد همان سال، فهرست استادانِ پیشنهادی وزارت معارف و اوقاف و صنایع مستظرفه شامل ۲۱ تن را برای عضویت پیوستۀ فرهنگستان ایران تصویب کرد. نخستین نشست فرهنگستان فارسی روز ۱۲ خرداد ۱۳۱۴ به ریاست نخست‌وزیر، محمدعلی فروغی(از یهودتباران ترک‌ستیز)، برگزار شد.

    🔹️هیئت وزیران همچنین در تاریخ ۱۹ خرداد ۱۳۱۴، پنج تن دیگر شامل وثوق‌الدوله، سرتیپ احمد نخجوان و سرهنگ مقتدر را به عضویت پیوسته و قزوینی و محمدعلی جمالزاده را به عضویت وابستۀ فرهنگستان ایران برگزید.

    🔹️ریاست فرهنگستان ایران در بازهٔ ۱۳۱۴ تا ۱۳۲۱، به‌ترتیب برعهدهٔ این افراد بود:
    محمدعلی فروغی
    وثوق‌الدوله
    علی‌اصغر حکمت
    اسماعیل مرآت
    عیسی صدیق اعلم
    محمدعلی فروغی
    حسین سمیعی

    ⛔️ نتایج تاسیس این فرهنگستان در زمان رژیم کودتایی و منحوس پهلوی:


    🔴 ممنوعیت زبانهای غیرفارسی

    🔴 تغییر اسامی جغرافیایی غیرفارسی به فارسی

    🔴 جعل و تحریف تاریخ و فرهنگ ملل غیرفارس

    🔴 تلاش در جهت تک‌زبانی کردن کشور


    ⛔️ رژیم کودتایی و منحوس پهلوی که با کمک انگلیس و در جهت برچیدن امپراطور تورکان قاجار روی کار آمده بود با تفکرات نازیستی و شوونیستی خود، در سال ۱۳۵۷ با قیام همه‌جانبه تمام مردم ایران به زباله‌دان تاریخ پیوست اما برخی نخاله‌های آن رژیم با تغییر سریع چهره و نقاب موفق شدند در مراکز فرهنگی کشور و انقلاب رخنه کنند. متاسفانه هنوز هم تعدادی از این نخاله‌ها با عناوین مانند آذری‌ ها و ... از درون در حال وارد کردن ضربه به انقلاب هستند.




    ◀️ با اوج گرفتن بیماری مزمن ناسیونالیست ایرانشهری در دوره پهلوی، به دستور مستقیم حکومت وقت و توسط فرهنگستان زبان فارسی، فقط 625 تغییر جای‌نام و انتخاب نامهای جعلی فارسی برای آن مکانها در آذربایجان بزرگ صورت گرفته است.
    از آن‌جمله؛
    آذرشهر= توفارقان
    مهاباد= سویوق بولاق
    میاندوآب= قوشاچای
    پیرانشهر= خانا
    ملکان= ملک کندی
    تکاب= تیکان تپه
    بوکان= بی‌کندی
    آبیک= قشلاق
    نقده= سولدوز
    شاهین‌دژ= سایین قلعه
    ساری داش= سردشت
    سفید رود= قزل اوزن
    ارسباران= قره‌داغ
    سیه چشمه= قره عینی
    تلخه رود= آجی چای
    مشکین شهر= خیاو
    دانش آباد= داش آتان
    سیاه کوه= قره تپه
    سیاه ناو= قره ناو
    سیه‌چشمه= قره‌عینی
    سفید گنبد(از بندرهای دریاچه ارومیه) = آغ گنبد
    گچساران(کهکیلویه و بویر احمد)= گچ قره گؤلی
    و...............

    چند نمونه تغییر نام عربی و انتخاب نامهای جعلی فارسی در مناطق عرب نشین؛
    خرمشهر= محمره
    آبادان= عبادان
    شادگان= فلاحیه
    سوسن‌گرد= خفاجیه

    و چند نمونه تغییر نام روستا در مناطق ترک نشین کردستان؛
    سپاهدشت= قره‌غان
    سیاه‌گل= قره گل
    سیاه‌گندم= قره بوغدا
    سیاه پایه= قره قیه
    سیاه چر= قره چر
    سفید تپه= آق تپه
    زرینه بالا= یوخاری آلطون


    🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷

    ✅ شاهنامه فردوسی و بدآموزی‌های آن:   ⏪ اشعار زن‌ستیز فردوسی در شاهنامه؛

    ✅ شاهنامه فردوسی و بدآموزی‌های آن:


    ⏪ اشعار زن‌ستیز فردوسی در شاهنامه؛




    ⛔️ (تئودور نولدکه) دربارۀ مقام زن در شاهنامه می‌نویسد:

    «در شاهنامه زنان نقش فعّالی ایفا نمی‌کنند، تنها زمانی ظاهر می‌شوند که هوس یا عشقی در میان باشد».


    ◀️ فردوسی‌ستایانی که شاعر طوس را حکیم زمین و زمان می‌پندارند به دلیل زیر دچار دغدغه خاطر عجیبی شده‌اند،

    🔷 مجیزگو و مدیحه‌سرای سلطان محمود غزنوی،

    🔷 بدگویی و تحقیر ترکان و اعراب

    🔷 ابیات زن‌ستیزانه حکیم طوس که این مورد وی را به نماد ضدیت با انسانیت و مخالف موجودیت زنان، که نصف جمعیت جهان را تشکیل می‌دهند، تبدیل کرده و این دو بیت شاعر طوس نقل محافل بزرگ و کوچک شده است:

    ⛔️ زن و اژدها هر دو در خاک به
    جهان پاک از این هر دو ناپاک به

    ⛔️ زنان را ستایی سگان را ستای
    که یک سگ به از صد زن پارسای.

    همچنین:

    ⛔️ نیکو سخن گفت آن رایزن
    ز مردان مکن یاد در پیش زن

    ⛔️ دل زن همان دیو را هست جای
    ز گفتار باشند، جوینده رای.


    🔷 اشعار فردوسی در مورد تحقیر زنان آنچنان است که نمی‌توان آنرا نادیده گرفت و به چشم اغماض به آن نگاه کرد:

    ⛔️ چو فرزند شایسته آمد پدید
    ز مهر زنان دل بباید برید.

    ( شاهنامه فردوسی ، طبع کلکته ، سال ۱۸۲۹ میلادی ، ص۹۴۶ سطر ۳)



    ⛔️ کسی کو بود مهتر انجمن
    کفن بهتر او را ز فرمان زن

    ( شاهنامه طبع کلکته ، ص۴۸۹ سطر ۶).


    ⛔️ که را از پس پرده دختر بود
    اگر تاج دارد بد اختر بود

    ( شاهنامه چاپ کلکته ، ص۲۸۲ سطر ۲).


    ⛔️ زنان را نباشد به جز یک هنر
    نشینند و زایند شیران نر

    به اختر کسی دان که دخترش نیست
    چو دختر بود روشن اخترش نیست

    ( شاهنامه مسکو ، جلد ۱، ص ۸۹ و ۱۷۰).



    ⛔️ زن و اژدها هر دو در خاک به
    جهان پاک از این هر دو ناپاک به

    ( شاهنامه چاپ کلکته ، ر ک . چ ولرس ، جلد ۲ ، ص ۵۵۲)


    ⛔️ زن و اژدها هر دو در خاک به
    جهان پاک از این هر دو ناپاک به

    زنان را ستایی سگان را ستای
    که یک سگ به از صد زن پارسای

    (امثال و حکم دهخدا ، تهران ، سال ۱۳۱۰ هجری شمسی ، جلد ۲،ص ۹۱۹)


    🔶 "اصل نظر و طرز تفکر خود فردوسی است ". حتی اگر فردوسی این بیت را نقل قول از زبان فرد دیگری در باره زنان با این محتویات می‌کرد، باز چیزی از طرز تفکر وی نسبت به زنان کم نمی‌شد:

    ⛔️ به گیتی بجز پارسا زن مجوی
    زن بدکنش خواری آرد به روی

    ⛔️ زن و اژدها هر دو را خاک به
    جهان پاک از این هر دو ناپاک به

    یعنی فردوسی بعد از اتفاق افتادن این داستان نظر خود را در باره زنان این چنین بیان می‌کند:

    "در جهان اگر دنبال پارسایی هستی آنرا در وجود زن جستجو نکن، زن خواری و ذلیلی برای آدم می‌آورد، زن و اژدها هر دو مثل هم هستند و بهتر است وجودشان از روی زمین پاک شود !"



    🟢 با عرض معذرت فراوان به خاطر نقل اشعار فردوسی زن ستیز از زنان محترم (مادران، خواهران، دختران)

    ⛔️ روی هم فردوسی ضدزن، حدود صد بیت در کتاب خود علیه زنان سروده است.



    🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷

    ✅ شاهنامه و بدآموزی‌های آن:  ⏪ رستم و بریدن دو گوش دهقان بینوا؛

    ✅ شاهنامه و بدآموزی‌های آن:

    ⏪ رستم و بریدن دو گوش دهقان بینوا؛


    ⛔️ بریدن دو گوش دشتبان بینوا توسط
    رستم دستان در خوان پنجم شاهنامه فردوسی

    ◀️ رستم دستان، قهرمان اصلی شاهنامه از راه تاریک و بسیار دشواری به سبزه‌زاری بسیار دلنواز و آرامش‌بخش میرسد . نیازی شدید به خواب و آرامش احساس میکند . اسب خود رخش را در آن کشتزار رها کرده و ببربیان را از تنش بیرون آورده و عرق سر و تن را خشک میکند. وقتی خود و ببربیان خشک
    میشود آنها را میپوشد و جایی با گیاهان برای خودش درست کرده به خواب
    میرود. دشتبان سر میرسد و وقتی می‌بیند که‌ رستم بدون اجازه اسب خود را در کشتزارش رها کرده تا بچرد با چوبش به کف پای رستم می‌زند. رستم بیدار میشود و دشتبان به او پرخاش میکند که چرا بدون اجازه اسبش را در کشتزارش رها کرده است.

    🔴 چرا اسبت را بدون اجازه در کشتزار من رها کرده‌ای؟
    تو حاصل رنج نبرده را برمیداری؟

    🔴 قهرمان شاهنامه رستم دستان اما، بدون اینکه پاسخ دشتبان را بدهد و لااقل معذرتی خشک از صاحب کشتزار بخواهد به سرعت و بى‏هیچ پرسشى، گوش‏هاى آن دشتبان را مى‏کند و خون‌آلود در دست او مى‏نهد و دوباره میخوابد.

    🔴 دشتبان متعجب از رفتار پست و غیراخلاقی رستم، غریوان و نالان مى‏گوید:
    پهلوانى آمده و اسب خود را بدون اجازه در کشتزار من رها کرده و در اعتراض من به این عملش، گوش‌های مرا هم کنده و خون‌آلود در دست من گذاشت.

    🔴 و اینک اشعار این ماجرا؛

    وزانجا سوی راه بنهاد روی
    چنان چون بود مردم راه‌جوی
    همی رفت پویان به جایی رسید
    که اندر جهان روشنایی ندید
    شب تیره چون روی زنگی سیاه
    ستاره نه پیدا نه خورشید و ماه
    تو خورشید گفتی به بند اندرست
    ستاره به خم کمند اندرست
    عنان رخش را داد و بنهاد روی
    نه افراز دید از سیاهی نه جوی
    وزانجا سوی روشنایی رسید
    زمین پرنیان دید و یکسر خوید
    جهانی ز پیری شده نوجوان
    همه سبزه و آبهای روان
    همه جامه بر برش چون آب بود
    نیازش به آسایش و خواب بود
    برون کرد ببر بیان از برش
    به خوی اندرون غرقه بد مغفرش
    بگسترد هر دو بر آفتاب
    به خواب و به آسایش آمد شتاب
    لگام از سر رخش برداشت خوار
    رها کرد بر خوید در کشتزار
    بپوشید چون خشک شد خود و ببر
    گیاکرد بستر بسان هژبر
    بخفت و بیاسود از رنج تن
    هم از رخش غم بد هم از خویشتن
    چو در سبزه دید اسپ را دشتوان
    گشاده زبان سوی او شد دوان
    سوی رستم و رخش بنهاد روی

    یکی چوب زد گرم بر پای اوی
    چو از خواب بیدار شد پیلتن
    بدو دشتوان گفت کای اهرمن
    چرا اسپ بر خوید بگذاشتی
    بر رنج نابرده برداشتی
    ز گفتار او تیز شد مرد هوش

    ⛔️ بجست و گرفتش یکایک دو گوش

    ⛔️ بیفشرد و برکند هر دو ز بن

    نگفت از بد و نیک با او سخن
    سبک دشتبان گوش را برگرفت
    غریوان و مانده ز رستم شگفت
    بدان مرز اولاد بد پهلوان
    یکی نامجوی دلیر و جوان

    ⛔️ بشد دشتبان پیش او با خروش

    ⛔️ پر از خون به دستش گرفته دو گوش

    بدو گفت مردی چو دیو سیاه
    پلنگینه جوشن از آهن کلاه
    همه دشت سرتاسر آهرمنست
    وگر اژدها خفته بر جوشنست
    برفتم که اسپش برانم ز کشت
    مرا خود به اسپ و به کشته نهشت
    مرا دید برجست و یافه نگفت
    دو گوشم بکند و همانجا بخفت
    چو بشنید اولاد برگشت زود
    برون آمد از درد دل همچو دود
    که تا بنگرد کاو چه مردست خود
    ابا او ز بهر چه کردست بد
    همی گشت اولاد در مرغزار
    ابا نامداران ز بهر شکار
    چو از دشتبان این شگفتی شنید
    به نخچیر گه بر پی شیر دید
    عنان را بتابید با سرکشان.

    ⛔️ در توجیه این کار رستم برخی از پژوهشگران ادبیات دری‌زبان چنین گفته‌اند؛

    سرامی:
    جریان‌ بریدن گوش دشتبان در خوان پنجم نیز از کارهای ناخوش رستم‌ است که از خودبینی او حکایت می‌کند
    (سرّامی 1383:782).

    اما دکتر سید جلال‌الدین کزازی که علاقه شدیدی به ادبیات پارسی دارد برای توجیه این رفتار رستم، تمام مازندران را سرزمین دیوان و جادوگران می‌نامد تا بدین وسیله قباحت بریدن دو گوش دشتبان توسط قهرمان شاهنامه را بشوید.
    (در مثل داریم که خواست ابرویش را درست کند چشمش را هم کور کرد. جناب کزازی عرب‌تبار، برای شستن گناه یک‌ فرد خیالی، مازندران را کامل نواخت و مازندرانی‌ها را دیو و جادوگر نامید.)

    (هفت آسمان، شماره ۱۱، صفحه ۲۷).


    🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶

    ✍ علی روشن زاده

    سۆت گۆنۆ/ ۴ قیزاران/ ۱۴۰۴ جلالی گۆنش( ایلان) ایلی

    🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷

    ✅ شاهنامه فردوسی و بدآموزی‌های آن:  ⏪ توهین عریان شاهنامه به ترکان؛

    ✅ شاهنامه فردوسی و بدآموزی‌های آن:

    ⏪ توهین عریان شاهنامه به ترکان؛

    🟩 ترکان غزنوی آزادی بیان را در حد اعلا در قلمرو تحت حاکمیت خود پیاده کردند.
    به طوری که در دربار شاهان ترک غزنوی، شاعران دری‌زبان و ... می‌توانستند به زبان مادری خود آزادانه شعر بسرایند و برای هم مصراع آن انعام هم بگیرند.
    فردوسی هم به طمع انعام سلطان محمود غزنوی اقدام به سرایش شاهنامه کرد تا اولا برای هر مصراع آن از شاه غزنوی انعامی بگیرد و هم لااقل در خیالات خود برای اجداد خود تاریخی در مایه‌های ترکان خلق کند.


    اما وی در سرایش شاهنامه رعایت اولین ادب را نیز نکرد و به صورت شاید سهوی، ترکان را به شدت مورد توهین قرار داد.
    برای همین سلطان ترک غزنوی این بی‌ادبی فردوسی را با جایگزینی جایزه جواب داد و البته همین هم بزرگواری او را رساند.

    اما فردوسی که ظاهرا بسیار طمعکار هم بود به شدت برآشفت.

    اینک مروری بر اشعار ضد ترک فردوسی در شاهنامه؛


    ترك ستيزی در شاهنامه فردوسی

    توهين به نژاد ترك و نفرت از تركها در بسياری از بيتهای شاهنامه وجود دارد مانند:

    سخن بس کن از هرمز ترک زاد
    که اندر زمانه مباد این نژاد...


    که این ترک زاده سزاوار نیست
    کس او را به شاهی خریدار نیست


    که خاقان نژاداست و بد گوهر است
    به بالا و دیدار چون مادر است.


    اشاره‌ای است به قباد فرزند انوشيروان كه مادرش ترك نژاد بود و بعد از انوشيروان به پادشاهی رسيد،

    مادر قباد، هُرمز چهارم
    (كه بنام "قاقم"يا"تاكوم"يا "قاين"ازاو ياد شده)منسوب به امپراطوری
    "گوی ترک(ترک آسمانی)"بود.

    انوشیروان جهت رفع خطر"ایستمی خاقان"،هرمز چهارم را جانشین خود ساخت در جای ديگر ميگويد:


    ابا سرخ ترکی،بدی ، گربه چشم
    تو گفتی دل از رده دارد به خشم



    که آن ترک بد ریشه و ریمن است
    که هم بد نژاد است و هم بد تن است



    تن ترک بد ذات بی جان کنم
    ز خونش دل سنگ مرجان کنم


    از آن پس بپرسید، از آن ترک زشت
    که ای دوزخی روی دور از بهشت


    چه مردی و نام و نژاد تو چیست؟!
    که زاینده را بر تو باید گریست


    بُود ترک، بد طینت و دیو زاد
    که نام پدرشان ندارند یاد


    در جايي هم هرمز از يكی از بزرگان و پيران دربار سوالاتی ميكند كه اين شخص جواب ميدهد؛

    بپرسید هرمز، زمهران ستاد
    که از روزگاران چه داری بیاد

    چنین داد پاسخ بدو مرد پیر
    که ای شاه گوینده و یاد گیر

    بدانگه کجا مادرت را ز چین فرستاد خاقان به ایران زمین
    (منظور از چين تركستان مي باشد)

    بدو گفت بهرام:ای ترک زاد
    به خون ریختن تا نباشی تو شاد

    تو خاقان نژادی نه از کیقباد
    که کسری ترا تاج بر سر نهاد

    همانطور كه ميدانيم هرمز چهارم از
    عادل‌ترين پادشاهان ساسانی است ولی چون مادرش ترك نژاد است بنابر‌این از نظر فردوسی مجرم است.

    ابوالقاسم فردوسی، ترکان فاتح در عالم واقعيت را، در عالم خیال مغلوب میکند و به عقده‌گشائی شفا نیافته تا به امروز در مریدان خود میپردازد:

    وزین روی ترکان همه برهِنه
    برفتند بی اسب و بار و بُنه

    رسیدند یکسر به توران زمین سواران ترک و سواران چین..

    ز ترکان جنگی فراوان نماند
    زخون سنگها جز به مرجان نماند

    سپهدار ایران به ترکان رسید خروشی چو شیر ژیا ن بر کشید

    ز خون یلان سیر شد روز جنگ
    بدریا نهنگ و به خشکی پلنگ


    🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶

    ✍ علی روشن‌زاده

    سۆت گۆنۆ/ ۴ قیزاران آی/ ۱۴۰۴ جلالی گۆنش(ایلان) ایلی

    🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷

    🟩 تقویم دوازده گانة حیوانی؛

    🟩 تقویم دوازده گانة حیوانی؛

    🔶 تقویم ترکی در سده پنجم پیش از میلاد در میان قبایل ترک شمال ختای پدید آمده است.

    🔶 این تقویم بر اساس دوازده حیوان بود:

    1) موش

    2) گاو

    3) پلنگ

    4) خرگوش

    5 ) نهنگ

    6) مار

    7) اسب

    8) گوسفند

    9) میمون

    10) مرغ

    11) سگ

    12) خوک.

    ◀️ هر کدام از این سالها به باور ترکان معنا و مفهوم خاصی داشتند؛

    🔷 موش (آرامش)،

    🔷 گاو (جنگ و آشوب. به گفتة کاشغری چون گاوها به هم فراوان شاخ بزنند و درگیر شوند)،

    🔷 پلنگ (نیکی و بدی با هم)،

    🔷 خرگوش (بدبختی)،

    🔷 نهنگ یا تمساح (فراوانی و ارزانی. زیادی باران. به گفتة کاشغری چون تمساح در آب باشد.)،

    🔷 مار (پیروزی)،

    🔷 اسب (متوسط)،

    🔷 گوسفند (برکت و فراوانی)،

    🔷 میمون (بی‎برکت)،

    🔷 مرغ (دشواری. به گفتة کاشغری چون مرغ بسیار به دنبال دانه بگردد و پیوسته چیزها را زیروروکند)،

    🔷 سگ (فلاکتهای بوجود آمده در سالهای میمون و مرغ کم می‎شود)،

    🔷 خوک (بی‎اثر).

    🔶 هر دوره 12 ساله را نیز موشئل ‎نامیدند.


    ◀️ به گفته محمود کاشغری در دیوان لغات‌الترک، این نوع تقویم از آنروی بوجود آمد که یکی از خاقانهای ترک خواست تا تاریخ یکی از جنگهای پیشین را بداند. چون میان مؤرخان در تعیین این تاریخ اختلاف افتاد، خاقان برای اینکه این اختلاف در آینده نیز رخ ندهد، به مردمش گفت تا سالها را به تعداد 12 برج فلکی و ماههای سال نام نهند. خاقان دستور داد تا حیوانات وحشی را به سوی رودخانه «ایلاسو» برانند و ببینند که کدامیک از آنها می تواند از رود بگذرد. بسیاری از حیوانات شکار شدند و یا آب آنها را برد و تنها 12 حیوان از آب گذشتند که نام آنها به ترتیب بر سالها نهاده شد.

    🔶 روشن است که این داستان برای توجیه انتخاب این حیوانات ساخته شده ولی مسلم است که این تقویم ابتدا در میان اویغورها پدید آمد.

    🔶 اویغورها نخستین قوم ترک بودند که نوشتن را آغاز کردند. در چارچوب این تقویم اجزایی از دیگر اقوام آسیای مرکزی مانند تبتی‌ها و چینی‌ها نیز دیده میشود. بگفتة لئو گومیلف این تقویم در جنوب پدید آمده چون میمون در آن موجود است.

    ✍ پرویز شاهمرسی


    🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷

    ✅ اسامی ترکی: سالها، فصلها، ماهها و روزها

    ✅ اسامی ترکی:
    سالها،
    فصلها،
    ماهها
    و
    روزها:

    🔷🔶🔶🔷🔶🔶🔷

    🟩 اسامی ترکی سالها؛


    1-سیچقان ئیل (سال موش)

    🟢 سال ۱۳۹۹


    2-اودئیل (سال گاو)

    🟢 سال ۱۴۰۰


    3-بارس ئیل (سال پلنگ)

    🟢 سال ۱۴۰۱


    4-توْشقان ئیل (سال خرگوش)

    🟢 سال ۱۴۰۲


    5-لوی ئیل (سال نهنگ)

    🟢 سال ۱۴۰۳


    6-ئیلان ئیل (سال مار)

    🟢 امسال یعنی ۱۴۰۴، سال مار است.


    7-یونت ئیل (سال اسب)

    🟢 سال ۱۴۰۵


    8-قوی ئیل (سال گوسفند)

    🟢 سال ۱۴۰۶


    9-پیچی ئیل (سال میمون)

    🟢 سال ۱۴۰۷


    10-تخاقوی ئیل (سال مرغ)

    🟢 سال ۱۴۰۸


    11-ایت ئیل (سال سگ)

    🟢 سال ۱۴۰۹


    12-تنگوزئیل (سال خوک)

    🟢 سال ۱۴۱۰


    🟣 و از سال ۱۴۱۱ دوباره شروع از عدد ۱ یعنی به ترتیب؛
    سال موش، گاو، پلنگ، خرگوش، نهنگ، مار، اسب، گوشفند، میمون، مرغ، سگ، خوک.

    🔷🔶🔶🔷🔶🔶🔷

    🟩 اسامی ترکی فصلها؛


    ◀️ بهار 👈 یاز
    🟢 Yaz
    🔴 𐰖𐰀𐰔



    ◀️ تابستان 👈 یای
    🟢 Yay
    🔴 𐰖𐰀𐰖



    ◀️ پاییز 👈 گۆز
    🟢 Güz
    🔴 𐰏𐰇𐰔



    ◀️ زمستان 👈 قیش
    🟢 Qış
    🔴 𐰶𐰄𐱁

    🔷🔶🔶🔷🔶🔶🔷

    🟩 اسامی ترکی ماهها؛


    ◀️ فروردین 👈 آغلار گۆلر
    🟢 Ağlar Gülər
    🔴 𐰀𐰎𐰞𐰀𐰺:𐰏𐰇𐰠𐰁𐰼




    ◀️ اردیبهشت 👈 گۆلن آی
    🟢 Gülən Ay
    🔴 𐰏𐰇𐰠𐰁𐰤:𐰀𐰖




    ◀️ خرداد 👈 قیزاران آی
    🟢 Qızaran Ay
    🔴 𐰶𐰄𐰔𐰀𐰺𐰀𐰣:𐰀𐰖




    ◀️ تیر 👈 قوْرا پیشیرن
    🟢 Qora Pişirən
    🔴 𐰸𐱀𐰺𐰀:𐰯𐰃𐱁𐰃𐰼𐰁𐰤




    ◀️ مرداد 👈 قۇیرۇق دوْغان
    🟢 Quyruq Doğan
    🔴 𐰹𐰆𐰖𐰺𐰆𐰹:𐰑𐱀𐰎𐰀𐰣




    ◀️ شهریور 👈 زۇمار آیی
    🟢 Zumar Ayı
    🔴 𐰔𐰆𐰢𐰀𐰺:𐰀𐰖𐰄




    ◀️ مهر 👈 خزل آیی
    🟢 Xəzəl Ayı
    🔴 𐰚ˆ𐰁𐰔𐰁𐰠:𐰀𐰖𐰄




    ◀️ آبان 👈 قیروْو آیی
    🟢 Qırov Ayı
    🔴 𐰶𐰄𐰺𐱀𐰊:𐰀𐰖𐰄




    ◀️ آذر 👈 آزر
    🟢 Azər
    🔴 𐰀𐰔𐰁𐰼




    ◀️ ️دی 👈 چیلله
    🟢 Çillə
    🔴 𐰲𐰃𐰠𐰠𐰁




    ◀️ بهمن 👈 دوْندۇران آیی

    🟢 Donduran Ayı
    🔴 𐰑𐱀𐰣𐰑𐰆𐰺𐰀𐰣:𐰀𐰖𐰄



    ◀️ ️اسفند 👈 بایرام آیی

    🟢 Bayram Ayı
    🔴 𐰉𐰀𐰖𐰺𐰀𐰢:𐰀𐰖𐰄

    🔷🔶🔶🔷🔶🔶🔷

    🟩 ️️اسامی ترکی روزها؛


    ✳ ️هفته 👈 یئددیلیک

    🔘Yeddilik
    🟣 𐰘𐰅𐰓𐰓𐰃𐰠𐰃𐰚




    ◀️ شنبه 👈 یئل گۆنۆ

    🟢 Yel Günü
    🔴 𐰘𐰅𐰠:𐰏𐰇𐰤𐰇




    ◀️ یکشنبه 👈 سۆت گۆنۆ

    🟢 Süt Günü
    🔴 𐰾𐰇𐱅:𐰏𐰇𐰤𐰇




    ◀️ دوشنبه 👈 دۇز گۆنۆ

    🟢 Duz Günü
    🔴 𐰑𐰆𐰔:𐰏𐰇𐰤𐰇




    ◀️ سه شنبه 👈 آرا گۆنۆ

    🟢 Ara Günü
    🔴 𐰀𐰺𐰀:𐰏𐰇𐰤𐰇

    🟣 تک/توْپراق= tək/topraq/
    𐱅𐰁𐰚/𐱃𐱀𐰯𐰺𐰀𐰴




    ◀️ چهارشنبه 👈 اوْد گۆنۆ

    🟢 Od Günü
    🔴 𐱀𐰑:𐰏𐰇𐰤𐰏




    ◀️ پنجشنبه 👈 سۇ گۆنۆ

    🟢 Su Günü
    🔴 𐰽𐰆:𐰏𐰇𐰤𐰇




    ◀️ جمعه (آدینا) 👈 آینی گۆنۆ

    🟢 Aynı Günü
    🔴 𐰀𐰖𐰣𐰄:𐰏𐰇𐰤𐰇

    🟣 آننا/ Anna/𐰀𐰣𐰣𐰀


    🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶


    🟩 تقویم ۱۲ حیوانی ترکان 🟩

    (۱) موش 🐀
    (۲) گاو 🐂
    (۳) پلنگ 🐆
    (۴) خرگوش 🐇
    (۵) نهنگ/تمساح 🐳/🐊

    (۶) مار 🐍(سال ۱۴۰۴)

    (۷) اسب 🐎
    (۸) گوسفند 🐑
    (۹) میمون 🐒
    (۱۰) مرغ 🐔
    (۱۱) سگ 🦮
    (۱۲) خوک 🐖

    🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶

    ✍ علی روشن‌زاده


    سۆت گۆنۆ(یکشنبه)
    ۴ قیزاران آی(خرداد)
    ۱۴۰۴ جلالی گۆنش(ایلان) ایلی


    🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷

    ✅ زبان ترکی با سه الفبا: عربی، لاتین، اوْرخۇن‌

    ✅ زبان ترکی با سه الفبا:

    🔶 عربی؛ از راست به چپ؛

    🔶 لاتین؛ از چپ به راست؛
    و در حال حاضر بهترین الفبا برای کتابت زبان ترکی به دلیل دارا بودن تمام مصوتهای زبان ترکی در خود.

    🔶 اوْرخۇن؛ از راست به چپ؛
    الفبای خاص ترکان و گؤک‌_تۆرکلر و بخشی از مجموعه تامغاهای ترکان که در گستره وسیعی از جغرافیا از تنگه برینگ تا قلب آفریقا، از یمن تا قلب اروپا و از آمریکای شمالی تا آمریکای جنوبی می‌توان رد و اثری از این تامغاها را در بافتنی‌ها و آثار معماری یافت.

    🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷

    🟩 #تۆرک_دیلی
    🔷 #Türk_dili
    🔷 #𐱅𐰇𐰼𐰚ـ𐰓𐰃𐰠𐰃

    🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶


    🟩 زبان ترکی با سه الفبای؛

    🟣 عربی، 🟣 لاتین، 🟣 اوْرخۇن




    ◀️ حروف صدادار(مصوت‌های) ضخیم؛
    🟢 قالین سسلی ایمجه‌لر


    A-a آ ا ـا
    I-ı ایـ،یـ،ی،ای
    O-o اۏ ـۏ ۏ
    U-u اۇ ـۇ ۇ


    🔴 A-a(𐰀)=====🔴 I-ı(𐰄)

    🔴 O-o(𐱀)=====🔴 U-u(𐰆)




    ◀️ حروف صدادار(مصوت‌های) نازک؛
    🟢 اینجه سسلی ایمجه‌لر


    E-e ائــ ـئـ ئـ ـئ ئ(عـ ع)
    Ə-ə اَ ــَـ ه ـه (عـ ع)
    İ-i ايـ ـيـ يـ ـى ى
    Ö-ö اؤ ـؤ ؤ
    Ü-ü اۆ ـۆ ۆ



    🔴 Ə-ə(𐰁)=====🔴 E-e(𐰅)

    🔴 İ-i(𐰃)=====🔴 Ö-ö(𐰈) شهر

    🔴 Ü-ü(𐰇)

    🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷


    ◀️ حروف بی‌صدا(صامت‌ها)؛

    🟢 سس‌سیز ایمجه‌لر


    B-b بـ ـبـ ـب ب
    C-c جـ ـجـ ـج ج
    Ç-ç چـ ـچـ ـچ چ
    D-d د ـد د
    F-f فـ ـفـ ف ـف
    G-g گـ ـگـ گ ـگ
    Ğ-ğ غـ ـغـ ـغ غ
    H-h هـ ـهـ (حـ ح)
    X-x خـ ـخـ ـخ خ
    J-j ژ ـژ ژ
    K-k كـ ـكـ ـك ك
    Q-q قـ ـقـ ـق ق
    L-l لـ ـلـ ـل ل
    M-m مـ ـمـ ـم م
    N-n نـ ـنـ ـن ن
    P-p پـ ـپـ ـپ پ
    R-r ر ـر ر
    S-s سـ ـسـ ـس س(ص ث)
    Ş-ş شـ ـشـ ـش ش
    T-t تـ ـتـ ـت ت(ط ة)
    V-v و ـو و
    Y-y يـ ـيـ ـى ى
    Z-z ز ـز ز (ذ ظ ض)

    🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷


    🔰 در الفبای اوْرخۇن، حروف به دو شکل ضخیم(قالین) و نازک(اینجه) نوشته می‌شود.

    حروف بی‌صدای(صامت‌های) ضخیم با حروف صدادار(مصوت‌های) ضخیم

    و

    حروف بی‌صدای(صامت‌های) نازک با حروف صدادار(مصوت‌های) نازک می‌آید.


    🟣 ضخیم(ض)،

    🟣 نازک(ن)

    🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷


    ◀️ حروف صامت(بیصدا)؛

    🟢 سس‌سیز ایمجه‌لر


    ▶️ B,b (ض :𐰉 :ab)(ن :𐰌 :eb) = ب

    ▶️ C,c (𐰳) = ج

    🔴 IC ('𐰱) = ایج

    ▶️ Ç,ç (𐰲) = چ

    🔴 Iç (𐰱) = ایچ

    ▶️ D,d (ض :𐰑 :ad)(ن :𐰓 :ed) = د

    ▶️ F,f ('𐰯) = ف

    ▶️ G,g (ض :𐰍 :ag)(ن :𐰏 :eg) = گ

    ▶️ Ğ,ğ (ض :𐰎 :ağ)(ن :𐰐 :eğ) = غ

    ▶️ H,h (ض :𐰵 :ah)(ن :𐰛 :eh) = ح

    ▶️ X,x = خ

    🔴 Ax (ˆ𐰴) = آخ

    🔴 Ix (ˆ𐰶) = ایخ

    🔴 Ox (ˆ𐰸) = اوْخ‌

    🔴 Ux (ˆ𐰹) = اۇخ

    🔴 İX , eX (ˆ𐰚) = ایخ

    🔴 ÖX (ˆ𐰝) = اؤخ

    🔴 Üx (ˆ𐰜) = اۆخ


    ▶️ J,j (ض :𐰗 :aj)(ن :𐰙 :ej) = ژ

    ▶️ K,k (𐰚) = ک

    🔴 iek (ن : 𐰚) = ک

    🔴 Ök (𐰝) = اؤک

    🔴 Ük (𐰜) = اۆک


    ▶️ Q-q (𐰴) = ق

    🔴 Aq(𐰴) = آق

    🔴 Iq(𐰶) = ایق

    🔴 Oq(𐰸) = اوْق

    🔴 Uq(𐰹) = اۇق


    ▶️ L-l (ض :𐰞 :al)(ن :𐰠 :el) = ل

    ▶️ M-m (𐰢) = م

    ▶️ N-n (ض :𐰣 :an)(ن :𐰤 :en) = ن

    ▶️ P-p (𐰯) = پ

    ▶️ R-r (ض :𐰺 :ar)(ن :𐰼 :er) = ر

    ▶️ S-s (ض :𐰽 :as)(ن :𐰾 :es) = س

    ▶️ Ş-ş (𐱁) = ش

    ▶️ T-t (ض :𐱃 :at)(ن :𐱅 :et) = ت

    ▶️ V-v (ض :𐰊 : av)(ن :𐰌 :ev) = و

    ▶️ Y-y (ض :𐰖 :ay)(ن :𐰘 :ey) = ی

    ▶️ Z-z (𐰔) = ز



    🟩 چند نکته؛

    🟣 تمامی حروف صدادار باید نوشته شود.
    آنا = 𐰀𐰣𐰀

    🟣 اگر در صدای اول کلمه(kö ، kü) باشد از حروف (𐰝 ، 𐰜) و یا (𐰚) می‌توانیم استفاده کنیم.

    Kül: ek; 𐰚𐰇𐰠 Ük;𐰜𐰇𐰠




    #زبان_ترکی

    #الفبای_عربی
    #الفبای_لاتین
    #الفبای_اورخون

    🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶


    ✍ علی روشن‌ زاده

    🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷


    🔰 ایل سایار(تقویم) 🔰

    سۆت گۆنۆ(یکشنبه)؛
    ۴ قیزاران آی(خرداد)
    ۱۴۰۴ جلالی گۆنش(ایلان/مار) ایلی.

    ✳️ جلالی؛ سلطان جلال‌الدین ملکشاه از پادشاهان بزرگ ترکان سلجوقی که دستور داد تقویم شمسی تدوین شود.

    ❎ ایلان/مار؛ بر اساس اساطیر ترکان و تقویم ۱۲ حیوانی ترکان، امسال سال ایلان یعنی مار است.

    🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶


    🟩 تقویم ۱۲ حیوانی ترکان 🟩

    (۱) موش 🐀
    (۲) گاو 🐂
    (۳) پلنگ 🐆
    (۴) خرگوش 🐇

    (۵) نهنگ/تمساح 🐳/🐊 = ۱۴۰۳

    (۶) مار 🐍= ۱۴۰۴

    (۷) اسب 🐎 = ۱۴۰۵

    (۸) گوسفند 🐑
    (۹) میمون 🐒
    (۱۰) مرغ 🐔
    (۱۱) سگ 🦮
    (۱۲) خوک 🐖

    🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷