صحبت به ترکی استانبولی ویروس کرونا را کمتر می‌پراکند

ادعای رییس انجمن عفونی ترکیه: صحبت به ترکی استانبولی ویروس کرونا را کمتر می‌پراکند

در واقع اشاره این دانشمند به قدرت پرتاب هوا توسط هر حرف است. برخی حروف با قدرت بیشتری ادا می شوند و هوا را به بیرون پرتاب می کنند مانند حرف "پ" ، اما برخی دیگر این گونه نیستند، مثل حرف "م".

از زمانی که بحث انتقال ویروس کرونا از طریق صحبت کردن به صورتی جدی‌تر در محافل علمی جهان مطرح شده، موضوع نحوه سخن گفتن و ادای کلمات هم در این چارچوب اهمیت یافته است به نحوی که یک پروفسور ترکیه‌ای مدعی شده هنگام سخن گفتن در زبان "ترکی استانبولی" ویروس کرونا کمتر در محیط پخش می‌شود.

به گزارش عصرایران، دکتر "محمد جیهان" رییس انجمن بیماری‌های عفونی ترکیه در مصاحبه‌ای با شبکه خبری "سی‌ان‌ان ترک" با اشاره به یافته‌های جدید درباره باقی ماندن چند دقیقه‌ای ریز قطرات تنفسی ناشی از صحبت کردن در محیط گفته است:" صحبت کردن به زبان ترکی (استانبولی) ویروس را کمتر شیوع می‌دهد.

رییس انجمن بیماری‌های عفونی ترکیه: بعضی زبان‌ها ویروس کرونا را بیشتر پخش می‌کنند

او در مقام مقایسه نحوه ادای کلمات زبان ترکی استانبولی را با زبان‌های انگلیسی و روسی مقایسه کرده و گفته است: در زبان انگلیسی و یا روسی حروفی وجود دارد که ادای آنها باعث شیوع بیشتر قطرات تنفسی در محیط می‌شود.

او برای مثال به تلفظ واژه "ث" (th) در زبان انگلیسی اشاره کرده و گفت تلفظ این واژه ویروس را بیشتر در محیط پخش می‌کند.

او افزود خوشبختانه ما در زبان ترکی از این قبیل حروف نداریم و از سوی دیگر ما خوشبختانه مثل اسپانیول‌ها و ایتالیایی‌ها بلند حرف نمی‌زنیم  و این فاکتورها مزیت زبان ما از زاویه شیوع ویروس کروناست.

این پروفسور ترکیه‌ای گفته است: نتایج تحقیقات نشان می‌دهد اگر شما آلوده و ناقل کرونا باشید و در یک محیط بسته سخن نگویید و یا آرام‌تر صحبت کنید ویروس کمتر پخش می‌شود. اما اگر بلندتر صحبت کنید و یا فریاد بزنید قطرات تنفسی بیشتری از شما در محیط اطراف پخش می‌شود و از این حیث زبان شما و نحوه ادای برخی حروف از نظر شیوع بیشتر کرونا اهمیت دارد.

در واقع اشاره این دانشمند به قدرت پرتاب هوا توسط هر حرف است. برخی حروف با قدرت بیشتری ادا می شوند و هوا را به بیرون پرتاب می کنند مانند حرف "پ" ، اما برخی دیگر این گونه نیستند، مثل حرف "م".
نسبت وجود هر کدام از این حرف ها در  هر زبان می تواند در پراکنش قطرات تنفسی موثر باشد.

به علاوه برخی زبان ها نوعاً با صدای بلند ادا می شوند و برخی با صدای پایین. قدرت صوتی ادای حروف در هر زبان و فرهنگی می تواند در پراکنده سازی ویروس های موجود در دهان موثر باشد.

منبع:https://www.asriran.com/fa/news/729499

سایت مشرق و انعکاس مثبت اخبار مرتبط با ترکیه در لیبی(البته شاید به دلیل حضور اسراییل در جبهه مقابل ت

انعکاس خبر پیروزی دولت وفاق ملی لیبی با کمک ترکیه در نبرد با جبهه خلیفه حفتر تحت حمایت روسیه و آمریکا و فرانسه و عربستان و اسراییل و مصر و یونان و قبرس جنوبی

گزارش اختصاصی مشرق /

آخرین تحولات میدانی لیبی؛ ترکیه و وفاق بر مدار پیروزی/ مثلث سعودی - امارات - مصر روی نوار تند شکست و تحقیر + نقشه میدانی و عکس

لیبی (2).jpg

نیروهای دولت وفاق ملی که از سوی دولت ترکیه حمایت می شوند دومین پیروزی بزرگ میدانی خود را در ۲ ماه گذشته به دست آورند و با آزادسازی ۹۰ درصد استان «زواره» ضربه مهلکی را به سعودی ها وارد آورند

سرویس جهان مشرق؛ اواخر ماه گذشته (بیست و هفتم فروردین ماه) نیروهای دولت وفاق ملی (دولت مستقر در غرب لیبی و به رسمیت شناخته شده در سازمان ملل) با پشتیبانی دولت ترکیه و  گروهک های تروریستی اعزامی از سوریه پس از درگیری های سنگین موفق شدند با عقب راندن نیروهای تحت فرمان ژنرال خلیفه حفتر (دولت طُبرق مستقر در شرق لیبی و موسوم به ارتش ملی) در شمال غرب استان «الزاویه» و شمال شرق استان «الزواره» ، جاده ساحلی مهم و راهبردی «طرابلس - تونس» را از تصرف خارج کنند و به کنترل دربیاورند.

نیروهای دولت وفاق ملی که از پشتیبانی دولت ترکیه، قطر و تا حدودی دولت ایتالیا برخوردار هستند در جریان این عملیات توانستند جاده ساحلی را در امتداد استان های «مصراته - مرغاب - طرابلس - الزاویه - الزواره» به طول ۴۸۰ کیلومتر بازگشایی کنند و یک ضربه مهلک را به نیروهای ژنرال حفتر (مورد حمایت فرانسه، روسیه و رژیم های آمریکا، سعودی، امارات و مصر) وارد آورند.

پس از تثبیت مواضع در مناطق تازه آزاد شده از جمله شهرهای «صرمان، صبراته، عجیلات، الجمیل، رقدالی و زلطن»، نیروهای دولت وفاق ملی تجهیزات نظامی بیشتری را از دولت ترکیه دریافت کردند و به همراه تروریست های تازه نفس اعزامی از مناطق اشغالی سوریه عملیات دیگری را علیه نیروهای حفتر ترتیب دادند.

تحولات میدانی شمال غرب لیبی در اواخر فرودین ماه سال جاری

از اوایل هفته جاری، نیروهای دولت وفاق حملات گسترده را از مناطق شمالی استان زواره (زلطن، رقدالین و الجمیل) به سمت مناطق جنوبی و جنوب غربی ادامه دادند و پس از درگیری های سنگین شهر «العقبریه» و شهرک «العسه» را در نزدیکی مرزهای مشترک با تونس از تصرف نیروهای موسوم به ارتش ملی لیبی خارج کنند.

به گزارش مشرق، پیش از ظهر روز دوشنبه (بیست و نهم اردیبهشت ماه) نیروهای دولت وفاق توانستند وارد پایگاه بسیار مهم «الوطیه» شوند و در مقابل نیروهای ژنرال حفتر از ترس کشته یا اسیر شدن از این پایگاه به سمت شهر «الزنتان» در شمال استان «جبل غربی» متواری شدند.

براساس اطلاعات به دست آمده، حدود ۱۰ تن از نیروهای تحت فرمان ژنرال حفتر در جریان فرار از پایگاه «الوطیه» توسط نیروی هوایی دولت وفاق ملی هدف قرار گرفتند و کشته شدند و شماری دیگر زخمی شدند؛ چند خودروی نظامی در جریان این بمباران منهدم شدند.

به گفته منابع میدانی، نیروهای دولت وفاق ملی در جریان عملیات سیطره بر پایگاه «الوطیه» مقادیری قابل توجه تجهیزات نظامی از جمله سامانه دفاع هوایی (پانتسیر) را هم به غنیمت گرفتند که پیشتر از سوی اماراتی ها به این پایگاه منتقل شده بود.

با پاکسازی های صورت گرفته از سوی نیروهای دولت وفاق ملی در استان «زواره»، جاده «طرابلس» به سمت مناطق مرزی تونس امن تر شد؛ در حال حاضر نیز ۹۰ درصد از مساحت استان زواره از تصرف نیروهای حفتر خارج شده و به کنترل نیروهای وفاق درآمده است.

در روزهای گذشته در مجموع نیروهای دولت وفاق ملی در جریان عملیات علیه نیروهای تحت فرمان ژنرال خلیفه حفتر موفق شدند مساحتی در حدود ۲ هزار و ۸۵۰ کیلومتر مربع را در استان زواره به کنترل درآروند که یک پیروزی راهبردی و چشمگیر دیگر در دو ماه اخیر محسوب می شود.

آخرین تحولات میدانی در شمال غرب لیبی

براساس آخرین اطلاعات به دست آمده، حملات هوایی نیروهای دولت وفاق ملی برای وارد آوردن ضربات سخت به نیروهای حفتر و از کار انداختن سامانه های دفاع هوایی آنان به ویژه در مناطق شمال غرب لیبی ادامه دارد؛ حملات پهپادی دولت وفاق ملی با پهپادهای اهدایی ترکیه صورت می گیرد و باعث شده توازن قدرت در میدان نبرد تغییر کند.

به گفته منابع میدانی، در جریان این حملات هوایی حداقل ۳ سامانه دفاع هوایی نیروهای حفتر هدف قرار گرفتند و منهدم شدند و همین مسئله نیز در نتیجه درگیری ها تاثیر فراوانی گذاشته و منجر به افزایش سرعت پیشروی نیروهای دولت وفاق ملی شده است؛ یکی از سامانه های دفاع هوایی منهدم شده «پانتسیر» است که نیروهای دولت وفاق با پهپادهای اهدایی ترکیه موفق شدند آن را در حدفاصل شهر «سرت و الجفره» هدف قرار دهند.

به گزارش مشرق، روند تحولات میدانی در مجموع نشان می دهد هدف بعدی نیروهای دولت وفاق بازپس گیری مناطق غربی و شمالی استان الزاویه است و از سویی دیگر دولت ترکیه نیز با توجه به پیروزی های اخیر، عزم خود را جزم کرده کمک های نظامی و مستشاری را به دولت وفاق چند برابر و تعدادی بیشتری از تروریست ها را از خاک سوریه به لیبی اعزام کند تا کار برای نیروهای ژنرال خلیفه حفتر سخت تر و راه برای تامین کامل امنیت مرزهای مشترک با تونس و حومه پایتخت (شهر طرابلس) باز شود.

منبع:https://www.mashreghnews.ir/news/1074438

ترسیم چهره شکست خورده و مخوف از اردوغان و ترکیه توسط سایت دیپلماسی ایرانی و چند نکته

 

(((اینکه در اکثر قریب به اتفاق سایت های فارس زبان اعم از سلطنت طلب و منافق و مجاهد تا سایت های داخل کشور چه دولتی چه خصوصی و چه اصولگرا و چه اصلاح طلب نظر مثبتی در مورد تورک و ترکیه و کشورهای ترک و ملت ترک وجود ندارد و اتفاقا در این مورد با یک مدعی نبوت و منکر حتی امام زمان(کسروی)و تمام فارس زبان ها بر علیه ترک و ترکیه یک اتحاد ناخوانده و تفاهم معنوی وجود دارد شکی نیست .انعکاس اخبار مربوط به ترکیه نیز از این دایره خارج نیست و اگر خبری منفی در مورد ترکیه باشد بلافاصله با آب و تاب پخش می شود ولی اگر خبری از پیشرفت و ...در مورد ترکیه باشد اگر هم منعکس شود با حالت تمسخر و منفی منعکس می شود.اینک سایت دیپلماسی ایرانی به قلم اسلام ذوالقدر پور در مورد ترکیه و اردوغان چنان قلم فرسایی کرده که گویا فراموش کرده امروز در ایران وی نصف جمعیت به زبان اردوغان صحبت می کنند و در دنیای ارتباطات تمام خبرها از کانال های مختلف به راحتی در دسترس همه قرار می گیرد.اما علیرغم این مساله بنده ناگزیر شدم به چند جمله یا فحاشی ایشان بر علیه ترکیه و اردوغان پاسخ دهم هر چند بعید می دانم جناب ایشان با این شدت نفرتی که از ترکیه و اردوغان دارد گوش شنوایی برای حرف های من داشته باشد.خدا همه را به راه حق هدایت فرماید.:

فحش اول و جواب:(((شکست‌های متوالی)))---جناب نویسنده ترکیه امروز در چه حوزه شکست خورده ؟برای بررسی این امر چند فاکتور وجود دارد که عبارت است از اقتصاد و نظامی و سیاسی و....اما در اقتصاد ترکیه شرایطش بسیار بهتر از قبل دوران اردوغان است .در مورد امور نظامی امروز ترکیه هر چیزی را در این حوزه اراده می کند خیلی سریع دست می یابد و نمونه ان در تولید انواع جنگ افزار و نمایش قدرت آن را در میادین سوریه و عراق و لیبی در برابر قدرت های جهان می بینیم.

فحش دوم:(((حمایت از آرمان فلسطین و کمک کرونایی به اسرائیل)))

در شرایط سخت و بحران مگر کمک به کشورها چه عیبی دارد ؟در کدام دین و آیین در شرایط سخت کمک به کشور مطرود است؟ربط دادن موضوع فلسطین به کمک کرونایی از نوع سفسطه پان فارس است و ضدیت با اصل ترک و ترکیه و تمام.

فحش سوم_(((درگیری با آمریکا و نامه جانم فدایت برای ترامپ)))

با توجه به شرایط تصمیم گرفتن همان سیاست و خرد ورزی است .مگر پیامبر اسلام با ابوسفیان توافق نکرد و به وی امان نداد و جنگ نکرد؟ترکیه وقتی امنیتش به خطر افتاد با هشدار به آمریکا به مکان نظامیان این کشور و کردهای تروریست حمله کرد و آمریکا هم وقتی جدیت ترکیه را دید عقب نشینی کرد و در شرایط دیگر وضع به گونه ای شد که با توجه به عضویت در ناتو نامه ای برای رفع کدورت فرستاد کجای این نامه چنین ذلت بار است که شما به آن این قدر با ذوق پرداخته اید؟مگر هر کدورت و هر اختلافی باید به جنگ تمام عیار منجر شود؟

فحش چهارم(((دخالت در سوریه و ادعای برادری با ایران و همکاری با روسیه)))

ترکیه زمانی با سوریه در افتاد که از بیست میلیون مردم سوریه یک پنجم مرمش به این کشور پناهنده شدند و بیشتر آن ها هم زن و کودک بودند.اگر همه این چهارمیلیون آواره سوری موجود در ترکیه را (طفل نوزاد تا زیر ده سال و زن و کهنسال و تعداد کمی هم مرد و جوان)تروریست بنامی پس فرق شما با خوارجی که نوزاد را در شکم مادرش دریدند و گفتند فرزند این مادر فردا مثل خودش خواهد شد پس کافر است و باید کشته شود چیست؟اکثر این آوارگان می گویند سرپرستشان توسط نیروهای بشار و روس کشته شدند.غیر از آن سوریه زمانی دراز علیرغم همسایگی با ترکیه سالها میزبان بزرگترین مخالف کشور ترکیه اوجالان بود البته مخفیانه تا اینکه ترکیه فهمید و تهدید به حمله به سوریه کرد و سوریه ناگزیر اوجالان را اخراج و چند روز بعد وی در کنیا بازداشت شد.یعنی در آستین ترکیه خاندان بشار چونان ماری بوده و هست پس برادری را چگونه توجیه می کنید؟

و اینک فحش نامه سایت دیپلماسی ایرانی بر علیه ترکیه و اردوغان:

فحش نامه یک پان فارس یا پان کرد ضد تورک بر علیه کشور ترکیه در یک سایت رسمی ایرانی:

(((((((هنر رنگ عوض کردن آقای رئیس جمهور

اردوغان سیاستگذار هنرمند سیاست‌پریش، و خطرآفرین برای ایران

 

اسلام ذوالقدرپور در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: در واقع سیاستگذارن ایرانی و به‌خصوص وزارت امور خارجه و نیروی قدس سپاه باید از هم‌اکنون برای مرحله جدیدی از اقدامات تنش‌آفرین و تشنج‌زای این سیاستگذار سیاست‌پریش ترکیه آماده باشند، زیرا در هر حال حتی اگر اردوغان در لیبی نیز موفقیتی کسب کند که امری بعید است، دولت ترکیه توجه خود را بر سه حوزه راهبردی منافع ایران در سوریه، عراق و یمن متمرکز خواهد کرد و اقدامات کنونی خود در این سه کشور را تشدید می‌کند که این فرآیند از حمایت ایالات متحده آمریکا نیز بهره‌مند خواهد بود.

اردوغان سیاستگذار هنرمند سیاست‌پریش، و خطرآفرین برای ایران

نویسنده: اسلام ذوالقدرپور، دانشجوی دوره دکتری سیاستگذاری عمومی

دیپلماسی ایرانی: یکی از مؤلفه‌های موفقیت سیاستگذاری عمومی را باید توانمندی علمی و هنرمندی سیاستگذاران آن برشمرد. سیاستگذاری عمومی که علمی مسئله‌محور و چند رشته‌ای محسوب می‌شود و دارای تعاریف مختلفی است، یک وجهه خاص دارد که در همه مراحل چندگانه سیاستگذاری عمومی و به‌خصوص مرحله اجرا می‌بایست مورد توجه قرار گیرد، این مؤلفه خاص را باید "هنر" سیاستگذار در فرآیند طراحی و اجرای سیاستگذاری دانست. اساساً اغلب علومی که مدعی هستند دارای مؤلفه‌های صرفاً علمی، دانشگاهی و آکادمیک هستند، دارای جلوه‌ها و مؤلفه‌هایی از "هنر" هستند. این فرآیند به‌خصوص در علم سیاست دارای جلوه‌های بیشتری است و هنر سیاست و سیاستمدار همواره بخشی مهم از علم سیاست بوده که تکمیل کننده ماهیت علمی علم سیاست است. 

در سیاستگذاری عمومی نیز به خاطر همان ماهیت چند رشته‌ای بودن، هنر سیاستگذاری و هنرمندی سیاستگذار از ارکان یک سیاستگذاری کارآمد و اثربخش محسوب می‌شود که یک سیاستگذاری چگونه بتواند هنر خود در همراهی و مشارکت شهروندان در پذیرش و اجرای سیاست‌ها را عملیاتی کند. هنر سیاستگذار نیز معطوف به چگونگی طراحی و به‌ویژه چگونگی اجرای سیاستگذاری است که حتی یک سیاست ناقص را در اجرا به یک سیاستگذاری موفق و پیروز تبدیل کند و با زیرکی خود بتواند خود را یک عالم و اندیشمند سیاستگذار جلوه دهد و بالعکس. 

هنر سیاستگذاری و هنر سیاستگذار که بیشتر بر زیرکی، نیرنگ‌زایی و هنرمندی ایفای نقش‌های متضاد سیاستگذار استوار است، می‌تواند به موفقیت سیاست‌ها کمک فروانی کند و کار سیاستگذاری را آسان‌تر کند. این هنر و هنرمندی سیاستگذار تا یک مرحله و حد خاصی کارایی و اثربخشی دارد و هنگامی که نقش هنر در سیاستگذاری بیش از حد لازم دخالت داده شود، سیاستگذاری از مسیر علمی خود خارج و به مرور زمان به فرآیندی سرگردان و تکراری از شکست‌ها تبدیل می‌شود. 

طی دو دهه اخیر یکی از برترین سیاستگذاران دنیا و به خصوص در آسیای جنوب غربی که بیشتر از مؤلفه "هنر و هنرمندی" خود بهره برده‌، رجب طیب اردوغان است که از یک الگوی رهبر سیاستگذار در سراسر دنیا و جهان اسلام به یک چهره منفور و شکست خورده تبدیل شده‌ است. سیاستگذاری‌های اردوغان را می‌توان به‌راستی چند رشته‌ای و چند محوری با ابعاد بسیار متناقض و متضاد دانست که در نهایت به علت اصرار بیش از حد به اصل "هنر سیاستگذاری" و "هنرمندی سیاستگذار"، با شکست مواجه شده‌ است. 

داستان زندگی سیاسی اردوغان طی 3 دهه اخیر (از زمان شهرداری و سپس زندان رفتن، آزاد شدن و تشکیل حزب عدالت و توسعه تا امروز) را می‌توان یک درس عبرت‌آموز برای سیاستگذاران دانست که چگونه با هنر و هنرمندی بتوان از اندیشمندان علم سیاست بهره گرفت و بهترین سیاستگذاری‌ها را طراحی و اجرا کرد و سپس چگونه همین فرآیند موفق را تغییر داد و از بهترین سیاستگذاری‌ها، شکست‌های متوالی پدید آورد! اما در حال حاضر آشفتگی اقتصادی و سیاسی ترکیه چنان شدت یافته که رئیس جمهوری پر ادعای این کشور یعنی رجب طیب اردوغان را مجبور به نمایش یکی دیگر از هنرمندی‌های سیاستگذاری چند وجهی خود کرده است. 

اردوغان در حالی که از قبول کمک صندوق بین‌المللی پول امتناع می‌کند، برای نجات اقتصاد فروپاشیده ترکیه دست به دامان چین و روسیه می‌شود و همزمان بر شدت اقدامات ستیزه‌جویانه خود در سوریه، لیبی و یمن نیز می‌افزاید! 

برای درک بهتر سیاستگذاری متناقض و متضاد دولت ترکیه، باید چند جلوه از سیاستگذاری‌های چند وجهی رجب طیب اردوغان طی دو دهه اخیر را بررسی کرد: 

یکم- حمایت از آرمان فلسطین و کمک کرونایی به اسرائیل: یکی از جلوه‌های سیاستگذاری متناقض و هنرمندانه اردوغان طی دو دهه اخیر را می‌توان در دوگانگی سیاستگذاری او در تعامل با فلسطین و اسرائیل به خوبی مشاهده کرد. اردوغان که از زمان قدرت‌یابی در ترکیه همواره به‌عنوان یک حامی حقوق و آرمان فلسطین مطرح شده و اقدامات نمایشی بیشماری مانند مناظره جنجالی اجلاس داووس در بهمن‌ماه 1387 با شیمون پرز، رئیس جمهوری اسرائیل و "آدمکش خواندن سیاستمداران اسرائیلی" را در کارنامه خود دارد، همواره در اوج نمایش مخالفت با اسرائیل و حمایت از فلسطن، روابط پنهان و آشکار خوبی با سران اسرائیل نیز داشته است. 

اردوغان در سال 1386 و برای اولین‌بار در تاریخ ترکیه و یک کشور مسلمان، میزبان و پذیرای شیمون پرز در مجلس ملی ترکیه بود که رئیس‌جمهوری اسرائیل در مجلس ترکیه سخنرانی نیز کرد! طی چند ماه اخیر نیز اردوغان در حالی که ظاهراً از مواضع دولت فلسطین و محمود عباس در مقابل فرآیند معامله قرن حمایت می‌کند، با فروش گسترده لوازم و کالاهای پزشکی مربوط به مبارزه با کروناویروس به اسرائیل نیز موافقت کرده است. 

این سیاست متناقض و هنرمندانه اردوغان برای کسب رضایت و مقبولیت دو طرف اسرائیلی و فلسطینی، طی 2 دهه قدرت‌یابی اردوغان در ترکیه در دستورکار او بوده و منافع بسیاری را نصیب شخص اردوغان کرده و در برخی مواقع از او به عنوان یک قهرمان و الگوی رهبری مسلمانان نیز نام برده شده است. 

دوم- درگیری با آمریکا و نامه جانم فدایت برای ترامپ: یکی دیگر از جلوه‌های سیاستگذاری خاص اردوغان را می‌توان در درگیری لفظی و سیاسی با دولت آمریکا و همزمان ارسال نامه جانم فدایت برای شخص ترامپ مشاهده کرد. اردوغان که طی یک سال اخیر پیرامون مسائلی مانند خرید سامانه پدافند ضد موشکی اس 400 از روسیه و حمله به مواضع گروه‌های کرد مسلح در شمال شرق سوریه با ایالات متحده آمریکا با مشکل مواجه شده و این دو با یکدیگر نزاع لفظی داشتند و حتی ترامپ طی نامه‌ای به اردوغان نوشته بود: (سرسخت نباش. احمق نباش)، در اوایل اردیبهشت 1399 طی نامه‌ای به دونالد ترامپ چنین می‌نویسد: (من بسیار خرسند هستم از اینکه می‌بینم به لطف تدابیر شما آمریکا اولین گام‌ها را به سمت عادی‌سازی وضعیت با رقم زدن روندی نزولی در تعداد موارد جدید ابتلا به ویروس برداشته است. شما می‌توانید مطمئن باشید ما به عنوان یک شریک قدرتمند و قابل اعتماد آمریکا به نشان دادن همبستگی با شما به هر طریق ممکن ادامه خواهیم داد.)1 

در اوج ماجرای حمله ارتش ترکیه به شمال سوریه و مواضع نیروهای سوریه دموکراتیک تحت حمایت آمریکا و کشتن تعداد زیادی از زنان و بچه‌های بی‌گناه کرد سوریه تحت عنوان عملیات چشمه صلح، طی چند هفته بعد دولت آمریکا که به شدت بر اقدامات سخت و تحریم‌های شدید علیه ترکیه اصرار داشت، با یک توافق عجیب به خواسته‌های اردوغان تن داد و حتی موجب ادامه اقدامات اشغال‌گرانه ترکیه نیز شد! 

اردوغان از چنین هنری برخوردار است تا در اوج دشمنی و رقابت با حریفان و حتی نسبت به فردی که وی را احمق نامیده است، تغییر تاکتیک دهد و در چرخش‌های تند و تیز، به ارادت و دوستی با رقیبان متوسل شود تا سیاست‌های قدرت‌طلبانه داخلی و بین‌المللی خود را پوشش دهد. 

سوم- دخالت در سوریه و ادعای برادری با ایران و همکاری با روسیه: دخالت‌های بیشمار و گسترده ارتش ترکیه طی یک دهه اخیر در سوریه و تلاش برای سرنگونی دولت قانونی بشار اسد موجب بروز حوادثی علیه نیروهای روسیه و ایران در این کشور شده که اوج آن ‌را در حمله به جنگنده روسی و مرگ خلبان آن توسط ارتش ترکیه شاهد بودیم. اقدامات ضد روسی اردوغان در سوریه و مرگ تعدادی از سربازان روسیه و حتی ترور سفیر روسیه در ترکیه که موجب خشم شدید ولادیمیر پوتین و برقراری تحریم‌هایی علیه ترکیه شده بود، با سیاست خاص اردوغان و معذرت خواهی و عقب‌نشینی او از مواضع خود، ختم به خیر شد و مجدداً ترکیه را به دامان روسیه انداخت. 

اکنون در شرایطی که کروناویروس و شیوع آن در ترکیه موجب آسیب جدی به اقتصاد این کشور شده و آن را در آستانه فروپاشی قرار داده است، بار دیگر اردوغان تلاش دارد تا همزمان با وجود اختلافات عمده با روسیه در سوریه و حتی لیبی، از روسیه نیز کمک‌های مالی و اقتصادی دریافت کند. 

چهارم- دخالت در لیبی و یمن با تهدید دوستان سابق: اردوغان که شاگرد اول کلاس سیاستگذاری راهبردی احمد داوود اوغلو نظریه‌پرداز و سیاستمدار مشهور ترکیه، دوست و وزیر امور خارجه اسبق خودش (اردودغان) بوده است، سیاست عمق راهبردی ارائه شده از سوی داوود اوغلو را به خوبی فرا گرفته و با جان و مال شهروندانش در اجرای آن کوشش کرده است. 

دخالت گسترده نظامی در سوریه و حمایت از گروه‌های تروریستی در این کشور، دخالت در امور عراق و حمله به خاک عراق تحت عنوان مقابله با پ ک ک و طی یک سال گذشته دخالت آشکار در مسائل لیبی و ارسال تجهیزات و نیروهای مزدور خود برای کمک به دولت لیبی را می‌توان از جمله جلوه‌های سیاستگذاری جنگ‌طلبانه این رئیس جمهور ستیزه‌جوی سیاست‌پریش ترکیه دانست. 

اردوغان با کمک دولت قطر و اخوان‌المسلمین یمن در جنوب یمن و برخی بنادر این کشور نیز اقداماتی را طراحی و اجرا کرده است تا بر دریای سرخ و تنگه باب المندب نیز مسلط شود. 

اردوغان این سیاستگذار پریشان و سرگردان که زمانی با دولت‌های عربستان، قطر و امارات متحده عربی در یک اتحاد همه‌جانبه و چند وجهی اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، نظامی و حتی مذهبی قرار داشت و به شدت در مقابل ایران و جبهه مقاومت در سوریه و عراق و ... ایستاد و اقدامات بسیاری داشتند، اکنون تبدیل به یک دشمن طراز اول برای دوستان عرب خود شده است و به عنوان تهدید برای عربستان و امارات معرفی می‌شود. 

جالب‌ترین اشاره به وضعیت کنونی اردوغان و دوستان عرب سابقش را "جمال ریان"، خبرنگار مطرح فلسطینی و مجری شبکه الجزیره قطر داشته که امکان هدف قرار گرفتن چاه‌ها و میادین نفتی عربستان و امارات توسط ترکیه را مطرح کرده است. 

اردوغان با تمام قوا در حال مقابله با دوستان سابقش در امارات و عربستان است تا بلکه بتواند از شکست سیاست عمق راهبردی خود در یمن، آفریقا و به‌خصوص لیبی جلوگیری کند. 

پنجم- پرستیژ حمایت از ایغورها و درخواست کمک مالی از چین: یک دیگر از جلوه‌های سیاستگذاری متناقض و نیرنگ‌گونه اردوغان را می‌توان در حمایت نمایشی وی از مسلمانان ایغور منطقه سین کیانگ چین دانست که به ابزاری برای کسب محبوبیت داخلی و خارجی میان مسلمانان ترک‌تبار تبدیل شده و البته تاکتیکی برای استفاده از جنگجویان ایغور در سوریه و لیبی نیز هست! اردوغان و دولت ترکیه که مدعی حمایت از ایغورها هستند و حتی سبب واکنش شدید چین به مواضع حمایتی ترکیه از ایغورها نیز شدند، اکنون که اقتصاد ترکیه در گرداب کروناویروس و سیاست‌های جنگ‌طلبانه اردوغان گرفتار شده و در حال فروپاشی است، در نظر دارد تا دست به دامان چین شود تا از این کشور کمک‌های مالی و اقتصادی دریافت کند. 

اردوغان با توجه به ناکامی در روابط با آمریکا و حتی روسیه، به دنبال همراهی با برخی سیاست‌های جهانی توسعه طلبانه چین است تا از این مسیر بتواند ضمن استفاده از اختلافات چین با آمریکا، کمک‌های اقتصادی را نیز از چین دریافت کند. 

ششم- سیاستگذاران ایران در دام سیاستگذاری اردوغان: برجسته‌ترین جلوه سیاستگذاری متضاد، متناقض و آشفته رجب طیب اردوغان طی دو دهه گذشته را باید در سیاست‌های ایشان علیه منافع ایران جستجو کرد. اردوغانی که در ابتدای کسب قدرت در ترکیه از حمایت کامل دولت، شهروندان و حتی مراجع دینی ایران برخوردار بود و برخی سیاست‌های وی مانند: حمایت از حجاب در دانشگاه‌ها، حمایت از فلسطین و سایر سیاست‌های نمایشی اسلام‌گرایی وی موجب شده بود تا بیشترین حمایت از سوی ایران را داشته و حتی برخی اصلاح‌طلبان ایرانی نیز به دنبال الگوی حکمرانی اردوغان برای اجرا در ایران باشند، به مرور زمان به یک دشمن سرسخت برای ایران تبدیل شد. 

ترکیه توانست با سیاست نیرنگ اردوغان، از طریق ایران به دولت سوریه نزدیک شود و سپس در آغاز تحولات سیاسی جهان عرب، به اقدامات ضد دولتی مخالفان و تروریست‌های خارجی علیه دولت سوریه کمک کرد و منافع ایران در منطقه و به‌خصوص سوریه را به شدت تهدید کند. علی‌رغم تمام تهدیدات، گستاخی‌ها و اقدامات ضد ایرانی اردوغان طی یک دهه اخیر علیه ایران و منافع راهبردی آن، سیاستگذاران ایرانی در یک تصمیم شاید عجولانه در سال 2016 تصمیم گرفتند از اردوغان در برابر کودتای نظامیان ترکیه حمایت کنند. اما همین کمک تاریخی ایران به دولت اردوغان نیز سبب تغییر سیاست‌های ضد ایرانی وی نشده است. * 

با توجه به پیشینه سیاستگذاری شگفت‌آور اردوغان که برای کسب و حفظ قدرت در داخل ترکیه، همواره به دنبال مشغول ساختن افکار عمومی شهروندانش به مسائل خارجی و ساختن بحران‌های خاص با موضوع برتری‌جویی نژادی ترک‌زبانان است، اردوغان را می‌توان یک سیاستگذار بدنام دانست که برای حفظ قدرت خود حتی از نزدیک‌ترین یاران و بزرگان (نجم‌الدین اربکان، عبدالله گل، احمد داوو داوغلو، ....) نیز عبور کرده و جهان را درگیر ذهن پریشان خود ساخته است. 

وضعیت کنونی ترکیه که دچار بحران شدید اقتصادی و نیز نارضایتی سیاسی و اجتماعی گسترده داخلی شده است را می‌توان یک پیش‌شرط همیشگی برای ادامه سیاست‌های ستیزه‌جویانه و تهدیدات این سیاستگذار سیاست‌پریش دانست که برای رهایی از مشکلات داخلی و سرکوبی منتقدین و مخالفان خود، به سیاست‌های تنش‌آفرین و تشنج‌زا در صحنه بین‌المللی متوسل می‌شود. 

با توجه به فشار سنگینی که از چند محور داخلی مانند: فشار اقتصادی، سقوط بی‌سابقه ارزش پول ملی، بحران گردشگری، بحران اجتماعی در مناطق کردنشین، بحران سیاسی و تقابل احزاب مخالف و حتی دوستان سابق اردوغان، به ایشان وارد شده و از سوی دیگر هزینه‌های اقتصادی، سیاسی و فرسایش شدید سیاستگذاری ستیزه‌جویانه اردوغان در سایر کشورهای منطقه مانند: لیبی، سوریه، یمن، عراق و ... باید منتظر فرجام ناخوشایندی برای این رئیس جمهوری نیرنگ‌باز ترکیه باشیم که به یک اقدام تنش‌آفرین جدید در منطقه دست بزند تا بلکه بتواند فشار داخلی علیه دولتش را تخلیه کند. 

اردوغان به عنوان یک سیاستگذار نیرنگ‌باز برای ادامه تسلط خود در داخل ترکیه و حفظ جایگاه متزلزل خویش در جهان اسلام و اروپا که خود را الگوی موفق حکمرانی برای آنها عنوان می‌کرد ولی در واقع از این دو منطقه طرد شده است، دست به باج‌گیری مالی از اتحادیه اروپا با دستاویز قرار دادن آوارگان سوری و پناهجویان مرزی زده و در جهان اسلام نیز به سیاست‌های نظامی روی آورده است تا صحت سخنان ساموئل هانتینگتون در مورد ترکیه را بهتر درک کنیم که می‌گوید: (ترکیه که در این زمان از مکه رو برمی‌گرداند و از سوی بروکسل طرد می‌شود، نمی‌داند که باید به کدام سمت حرکت کند) 2 ** 

برخلاف برخی سیاستگذاران ایرانی که کمتر حاضر به تغییر و چرخش در سیاستگذاری‌های خود می‌شوند، اردوغان را می‌توان یک سیاستگذار سیاست‌پر‌یش دانست که به ‌راحتی سیاست‌های خود را تغییر می دهد و حتی چرخش‌های واژگونه نیز در آنها ایجاد می‌کند. گویا سیاستگذاری اردوغان بر اصل" مذاکره با دوستان و تعامل با دشمنان" استوار است! 

دولت اردوغان را می‌توان سرسخت‌ترین رقیب و بلکه دشمن ایران در آسیای جنوب غربی قلمداد کرد که از هیچ اقدامی برای ضربه زدن به منافع ایران دریغ نمی‌کند و البته همواره مورد حمایت ایران نیز بوده است؟! 

شاید دولت ترکیه طی 20 سال اخیر و در حوزه دور زدن تحریم‌های غرب و آمریکا، ضمن کسب منافع و سودهای هنگفت، کمک‌هایی به ایران داشته اما اردوغان را می‌توان بزرگ‌ترین دشمن ایران دانست که آسیب‌ها و خساراتی به ایران وارد کرده که صدها برابر خسارات و دشمنی افرادی امثال مانند نتانیاهو، ترامپ، جرج بوش و ... بوده است. *** 

واقعیت مهم در جهان اسلام و آسیای جنوب غربی این است که هیچ کشور غیر عربی حاضر به درگیری نظامی و حمله مستقیم به عربستان سعودی نیست، زیرا عربستان و شهرهای مکه و مدینه به عنوان قلب جهان اسلام از یک قداست و احترام اجتناب‌ناپذیر در افکار عمومی مسلمانان سراسر جهان برخوردار هستند که مهاجم غیر عرب به عربستان را با موج گسترده اعتراضات و ... مواجه خواهد ساخت. بنابراین برخی تحلیل‌ها پیرامون احتمال حمله ترکیه به عربستان را می‌توان خالی از فکر و منطق علمی دانست. اما ترکیه فعالیت‌های خود در کانون‌های منافع راهبردی ایران را تشدید خواهد کرد. 

با توجه به روند تحولات داخلی ترکیه که با کاهش مقبولیت و مشروعیت اردوغان و افزایش تحرکات و فعالیت‌های مخالفینش همراه شده و از سوی دیگر عدم موفقیت نظامی ترکیه در تحولات لیبی، باید منتظر افزایش اقدامات اردوغان در سوریه، عراق و یمن به عنوان سه حوزه راهبردی منافع ایران با هدف تخلیه فشار داخلی علیه اردوغان و جبران شکست در لیبی باشیم. 

در واقع سیاستگذارن ایرانی و به‌خصوص وزارت امور خارجه و نیروی قدس سپاه باید از هم‌اکنون برای مرحله جدیدی از اقدامات تنش‌آفرین و تشنج‌زای این سیاستگذار سیاست‌پریش ترکیه آماده باشند، زیرا در هر حال حتی اگر اردوغان در لیبی نیز موفقیتی کسب کند که امری بعید است، دولت ترکیه توجه خود را بر سه حوزه راهبردی منافع ایران در سوریه، عراق و یمن متمرکز خواهد کرد و اقدامات کنونی خود در این سه کشور را تشدید می‌کند که این فرآیند از حمایت ایالات متحده آمریکا نیز بهره‌مند خواهد بود. 

منابع:

1- خبرگزاری دانشجویان ایران- ایسنا. 10 اردیبهشت 1399، به آدرس:
 https://www.isna.ir/news/99021007425

 2- چگنی زاده، غلامعلی و بهزاد خوش اندام. (1389). تعامل و تقابل پیرامون گرایی و غربگرایی در سیاست ترکیه. راهبرد. سال نوزدهم، شماره 55، ص 197.)))))

منبع:http://www.irdiplomacy.ir/fa/news/1991492

جنگ لیبی و توان نظامی ترکیه و سایت اصولگرای مشرق

(((سایت مشرق اخبار مربوط به ترکیه را به دلیل مخالفت این کشور با حکومت جهانی بشار اسد به شدت منفی منعکس می کند اما وقتی همراه با ترکیه پای کشورهایی چون اسراییل و امارات وعربستان و آمریکا به میان بیاید مجبور می شود کمی انصاف به خرج داده و مقداری از واقعیت را نیز منعکس کند.پهبادهای هجومی ترکیه به نام بایراکتار2 در سوریه در چند روز چنان ضربات کوبنده ای بر نیروهای بشار اسد وارد کرد که بهت و تعجب محافل نظامی جهان را در پی داشت .اما سایت مشرق به شدت اخبار را سانسور و فقط تلفات سقوط چند فروندی پهبادهای ترکیه را با آب و تاب منعکس کرد کما اینکه پوتین در دیدار اردوغان به صراحت گفت که نیروهای جناب بشار اسد به شدت از پهبادهای تورکی آسیب دیده است هرچند همین سخن پوتین هم سانسور شد .اما در لیبی که در یک طرف دولت وفاق ملی در طابلس با حمایت ترکیه و در طرف دیگر ژنرال دیکتاتور سابق قذافی با حمایت علنی آمریکا و روسیه و عربستان و امارات و مصر و فرانسه و قرار دارد سایت مشرق گویا در بین منگنه گیر کرده که نمی داند طرف عربستان و امارات و اسراییل و...را بگیرد یا ترکیه را گاهی مجبور به بیان واقعیت می شود مثل همین خبر که به نوعی نقش پهبادهای ساخت ترکیه در شکست نیروهای خلیفه حفتر را تا حدودی و البته با سختی فراوان بیان کرده است. و اینک متن کامل اخبار از سایت مشرق:)))

گزارش ویژه مشرق؛

آبروریزی بزرگ ارتش امارات در غرب لیبی / پایگاه الوطیه سقوط کرد؛ سامانه پدافندی پانتسیر به غنیمت داده شد +نقشه و تصاویر

امارات لیبی

یکبار دیگر ثابت شد پول و آزادی در خرید تسلیحات نظامی نمیتواند به تنهایی برای ارتش‌های بینظم و فاقد تجربه کشورهای حاشیه خلیج فارس پیروزی به ارمغان بیاورد.

سرویس جهان مشرق _ صبح امروز با انتشار تصاویری از پایگاه هوایی الوطیه در غرب لیبی توسط نیروهای دولت وفاق ملی GNA مشخص شد سرانجام نیروهای خلیفه حفتر و نظامیان اماراتی با فرار دسته جمعی و بر جای گذاشتن تجهیزات و تسلیحات ارزشمند خود این پایگاه راهبردی را به نیروهای دولت وفاق تسلیم کرده‌اند.

اهمیت پایگاه هوایی الوطیه

این پایگاه علاوه بر اینکه به عنوان مرکزی برای پشتیبانی هوایی از عملیات در حومه طرابلس استفاده میشد، آخرین نقطه راهبردی و مهم برای نیروهای ژنرال حفتر در غرب لیبی به شمار میرفت و حال با تصرف این مقر توسط نیروهای دولت وفاق، دوران حضور ارتش ملی لیبی در غرب این کشور به پایان رسیده و نبرد حومه پایتخت آخرین قمار خلیفه حفتر و نیروهایش برای بقا در جنگ لیبی به شمار میرود.


در صورتی که قوای دولت وفاق با پشتیبانی ارتش ترکیه موفق به عقب راندن نیروهای حفتر از حومه طرابلس و تصرف شهر ترهونه شوند، جنگ در لیبی تقریبا به روزهای پایانی خود نزدیک خواهد شد.

اقدام عجیب و سوال برانگیز ارتش امارات

در حالیکه تقریبا از ۲ هفته پیش فاز نهایی عملیات نیروهای دولت وفاق برای تصرف پایگاه الوطیه که در شرایط شبه محاصره قرار داشت شروع شده بود، با فشار و تهدید ارتش امارات، نیروهای وابسته به خلیفه حفتر از تخلیه و تسلیم این مقر خودداری کردند.
ارتش امارات در اقدامی عجیب و باور نکردنی اقدام به ارسال سامانه دفاع هوایی Pantsir_S۱ خود به این مقر میکند، در شرایطی که کلیه مسیرهای منتهی به پایگاه الوطیه تحت رصد زمینی نیروهای وفاق و هوایی پهپادهای تهاجمی ارتش ترکیه قرار داشت.

سامانه Pantsir_S۱ ارتش امارات در لیبی

در بدو ورود این سیستم پدافندی به پایگاه الوطیه، فیلمی توسط منابع رسانه‌ای لیبی منتشر شد که لحظه اصابت بمب پرتابی پهپاد Bayraktar TB۲ ارتش ترکیه به ورودی آشیانه این سیستم را نشان میداد.

در فیلم اولیه مشخص نبود آیا سامانه پانتسیر در این حمله نابود شده است یا خیر، تا اینکه صبح امروز با تصرف این پایگاه توسط نیروهای دولت وفاق، تصاویری از به غنیمت گرفتن یک دستگاه سامانه Pantsir ارتش امارات که آسیب اندکی دیده و تقریبا سالم است منتشر شد.

اقدام ناشیانه و عجیب نظامیان شیخ نشین ابوظبی در ارسال سامانه راهبردی پدافندی به پایگاه تحت محاصره و در شرایطی که کاملا واضح بود امیدی به حفظ این مقر وجود ندارد، یکبار دیگر ثابت کرد که پول و آزادی در خرید تسلیحات نظامی نمیتواند به تنهایی برای ارتش‌های بینظم و فاقد تجربه کشورهای حاشیه خلیج فارس پیروزی به ارمغان بیاورد.

منبع:https://www.mashreghnews.ir/news/1073928

۲۷ برابر سریع‌تر از صوت | رونمایی روسیه از پیشرفته‌ترین موشک هایپرسونیک دنیا

۲۷ برابر سریع‌تر از صوت | رونمایی روسیه از پیشرفته‌ترین موشک هایپرسونیک دنیا

روسیه در شرایطی نخستین موشک ابرصوت خود را با توانایی حمل کلاهک هسته‌ای مستقر کرد که مقام‌های ارشد نظامی این کشور می‌گویند سرعت آن ۲۷ برابر صوت و بسیار پیشرفته‌تر از موشک‌های ارتش آمریکاست.

موشك ابرصوت روسيه

به گزارش همشهری آنلاین به نقل از ایندیپندنت، همزمان با رونمایی از موشک موسوم به آوانگارد، ولادیمیر پوتین ادعا کرد پیشرانه‌های ابرصوت موشک تازه به معنی پیشتازی جهانی روسیه در عرصه مهندسی یک کلاس تازه از سلاح‌های پیشرفته است. رئیس جمهوری روسیه فناوری موشک آوانگارد را با اقدام حکومت شوروی سابق در راه‌اندازی نخستین ماهواره در سال ۱۹۵۷ مقایسه کرد.

آوانگارد از روز جمعه در فهرست موشک‌های قابل پرتاب ارتش روسیه قرار گرفت و از ویژگی‌های آن می‌توان به تاب آوردن دمای ۲۰۰۰ درجه سانتیگراد اشاره کرد؛ دمایی که به دلیل حرکت کردن در جو با سرعتی مافوق صوت به دست می‌آید. موشک تازه روی یک موشک قاره‌پیمای بالستیک سوار می‌شود اما برخلاف کلاهک‌هایی که در یک مسیر مشخص می‌روند، می‌تواند در فضای جو تغییر مسیر ناگهانی بدهد و از دسترس رادارها دور بماند.

بر اساس آنچه پوتین درباره ویژگی‌های آوانگارد گفته، روسیه در رقابت نظامی با آمریکا ناچار به طراحی موشک‌ها و تجهیزات نظامی تازه است تا از تلاش‌های ایالات متحده در گسترش سیستم دفاع موشکی عقب نماند. آوانگارد می‌تواند تقریبا هر نقطه از کره زمین را بزند و حتی از سپر موشکی آمریکا هم بگذرد. هر چند برخی کارشناسان ارشد نظامی غرب در توانایی‌هایی این موشک قاره‌پیما تردید دارند.

ارتش روسیه پیش‌تر از یک موشک ابرصوت با برد محدودتر رونمایی کرده بود. این در حالی است که ارتش چین یک موشک ابرصوت با سرعت پنج برابر صوت در اختیار دارد و تابستان امسال هم مارک اسپر، وزیر دفاع آمریکا گفته بود دست‌کم چند سال طول می‌کشد تا پنتاگون طراحی و اجرای یک موشک ابرصوت را به پایان برساند.

هر چند ارتش آمریکا قصد دارد تا زمان دست یافتن به یک موشک ابرصوت، سپرهای دفاعی و امنیتی خود را به گونه‌ای تقویت کند که در همان دقایق ابتدایی شلیک موشک ابرصوت، موفق به ردیابی و نابود کردن آن در فضا شود. پوتین سال گذشته موشک‌های ابرصوت روسیه را به «برخورد یک گوی آتشین با سرعت شهاب‌سنگ به هدف» تشبیه کرده بود.

سرعت صوت ۱۲۳۵ کیلومتر بر ساعت یا ۳۴۳ متر بر ثانیه یا یک کیلومتر در سه ثانیه است. به این ترتیب، موشک آوانگارد روسیه می‌تواند با سرعت ۳۳۳۴۵ کیلومتر بر ساعت، ۹۲۶۱ متر بر ثانیه یا ۲۷ کیلومتر در سه ثانیه برود و به هدف برخورد کند و اگر یک روز جنگی میان روسیه و آمریکا دربگیرد، آوانگارد فاصله تقریبی هشت هزار کیلومتری مسکو تا واشنگتن را در کمتر از ۱۵ دقیقه پشت سر بگذارد.

منبع:https://www.hamshahrionline.ir/news/473805

برنامه ویژه قدرت‌های جهان در سال ۲۰۲۰ برای تولید «موشک‌ بالستیک‌ تاکتیکی»

برنامه ویژه قدرت‌های جهان در سال ۲۰۲۰ برای تولید «موشک‌ بالستیک‌ تاکتیکی» /

موشک

با تحولات حقوقی در عرصه بین الملل و افزایش تنش‌ها در منطقه و جهان، رقبای مختلفی در سال ۲۰۲۰ میلادی برای دستیابی به موشکهای بالستیک تاکتیکی با دقت ویژه، در کنار جمهوری اسلامی ایران ظهور کرده اند.

در تعریفی مرسوم و متداول، موشک های بالستیک کوتاه برد، به پرتابه های تا برد ۱۰۰۰ کیلومتر گفته می شود که سابقه توسعه آن ها بیشتر به دوره جنگ سرد بر می گردد. در این دوره بیشتر این سلاح ها برای حمل کلاهک های اتمی و شیمیایی توسعه پیدا کردند. موشکی مثل اسکاد از جمله پر مصرف ترین نمونه های این تسلیحات در حالت متعارف بود که خصوصا توسط ارتش صدام در حجم بالایی علیه ایران استفاده شد.

این موشک ها در آن دوره عمدتا بدون دقت بوده و بیشتر به عنوان سلاح جنگ روانی و کشتار دست جمعی غیر نظامیان در شهرها استفاده می شد. اما در دوره پس از جنگ سرد و خصوصا در هزاره سوم با توسعه فناوری های الکترونیک و سامانه های تصویر ساز و البته هدایت ماهواره ای، موشک های بالستیک متعارف به دقت بسیار چشم گیری رسیده اند.


 

از جمله تحولات مهم در این نوع موشکها آن است که آمریکا در چند سال اخیر با تغییر دکترین نظامی خود به سمت توسعه موشک های بالستیک کوتاه برد با کلاه جنگی متعارف برای نبردهای زمینی رفته و حتی بحث توسعه سلاح های ماوراء صوت را نیز در کلاس مطرح کرده است. اما این حوزه، از جمله بخش هایی است که برخی قدرتهای قبلی موشکی از جمله آمریکا، نمی توانند به راحتی خود را جزو قدرتهای انحصاری و بلامنازع جهان نام ببرند چراکه جمهوری اسلامی ایران نیز به عنوان کشوری با یکی از مدرنترین سامانه های موشکی جهان از جمله بزرگان در این بخش بوده و البته سابقه رزمی بسیار خوبی در این زمینه نیز برای خود رقم زده است.

با توجه به افزایش رقابت ها و حساسیت دستیابی به چنین موشکهای مدرن و نقطه زنی در دنیا، در ادامه به برخی از این موشک ها و اهمیت آن در یگانهای رزمی نیروهای مسلح برتر دنیا خواهیم پرداخت.

آمریکا به دنبال تهاجم عمقی

اخیرا موشک Deep Strike از شرکت ریتهون آمریکا با بردی در حدود ۵۰۰ کیلومتر و برای جایگزنی موشک های سری AtacMS توسعه پیدا کرده است. این موشک در حال حاضر آزمایش های انفجاری سر جنگی و سیستم پیشران سوخت جامد خود را با موفقیت انجام داده و به زودی (طبق برخی خبرها سال ۲۰۲۰) وارد سازمان رزم نیروی زمینی ارتش آمریکا خواهد شد. این موشک حدود ۵۰۰ کیلومتر برد خواهد داشت و بر اساس برنامه موجود در پرتابگرهای حامل دو موشک روی کشنده های سری M۲۷۰A۱ و M۱۴۲ حمل و پرتاب خواهند شد.

نمایه گرافیکی از موشک Deep Strike

سازنده آمریکایی ادعا کرده که این موشک توان حمله به اهداف سخت مثل سنگرهای بتونی و زیر زمینی و حتی اهداف متحرک را نیز دارد. این موشک از سیستم پیشران سوخت جامد بهره برده و سرعت آن نیز در حدود ۶ برابر سرعت صوت اعلام شده است. وزن سر جنگی این موشک در حدود ۹۰ کیلوگرم بوده و از نوع شدید الانفجار و ترکش شونده است. در بحث هدایت این موشک از ترکیب هدایت سامانه جی پی اس و سیستم اینرسیایی بهره می برد.

روسها با اسکندر به دنبال حملات دقیق

موشک روسی اسکندر که از سال ۲۰۰۶ میلادی به این سو در ارتش روسیه عملیاتی شده، از سوخت جامد بهره برده و از سرجنگی در حدود ۶۰۰ الی ۷۰۰ کیلوگرم استفاده می کند. برد آن در حدود ۵۰۰ کیلومتر بوده و می تواند به صورت تقریبا عمودی روی سر هدف فرود بیاید. سرهای جنگی این موشک می تواند از نوع اتمی، شدید الانفجار ترکش شونده، حامل ریز مهمات و یا ترموباریک باشد. این موشک از ترکیب هدایت ماهواره ای و سیستم تصویر ساز در مرحله نهایی بهره می برد.

در جریان تحرکات آمریکا برای نصب سامانه های راداری مربوط به سپر دفاع موشکی در سال ۲۰۰۹ میلادی، تنها تهدید حضور این موشک ها در منطقه کالینگراد روسیه کافی بود تا آمریکایی ها در آن مقطع از تصمیم خود عقب نشینی کنند. این موشک روسی اخیرا به الجزایر و ارمنستان صادر شده و ارتش سعودی نیز علاقه خود را برای خرید این موشک در دوره ای اعلام کرده بود. البته برد این موشک در مدل صادراتی به ۲۸۰ کیلومتر کاهش پیدا کرده که قابل مقایسه با نمونه های عملیاتی در ارتش روسیه نیست.

روایتی از ترکیب علم اوکراینی و پول سعودی

بالاتر اشاره شد که حکومت سعودی مدتی به دنبال خرید موشک اسکندر از روسیه بود ولی به آن نرسید و البته این مسئله حاکمان ریاض را از رویای رسیدن به موشک دور نکرد. سعودی ها اما این بار برای رسیدن به موشک های بالستیک کوتاه برد به سراغ میراث دار بزرگ شوروی سابق از نظر موشکی یعنی اوکراین رفتند.

از چندین سال قبل اخباری مبنی بر توسعه یک موشک بالستیک کوتاه برد، چیزی شبیه به موشک اسکندر روسیه، توسط اوکراین در فضای مجازی منتشر شده بود. با توجه به اوضاع نا مساعد مالی این کشور از همان زمان حرف‌هایی درباره یک اسپانسر خارجی در این طرح مطرح شده و بعد از مدتی عربستان سعودی به عنوان حامی مالی این طرح شناخته شد. این موشک تک مرحله‌ای سوخت جامد، می‌تواند تا برد نهایی ۵۰۰ کیلومتر نیز پرواز کند و هدف خود را با سرعت بالا مورد اصابت قرار دهد.

این موشک که صاعقه ۲ نام دارد و طبق برخی شواهد و گمانه زنی ها احتمالاً تحویل آن به سعودی‌ها از سال ۲۰۲۲ میلادی آغاز می‌شود.

کره جنوبی به دنبال بازدارندگی موشکی

معمولا هر وقت حرفی از موشک های در شبه جزیره کره می شود چشم ها به سمت شمال می چرخد ولی باید گفت در سالهای اخیر طرف جنوبی نیز تبدیل به قدرتی موشکی در فاز کوتاه برد شده و در حال حاضر در این بخش و با برد ۸۰۰ کیلومتر موشکی با دقت ویژه در اختیار دارد. موشک Hyunmoo-۲ در مدل C یکی از دقیق ترین موشک های بالستیک کوتاه برد حال حاضر جهان با برد ۸۰۰ کیلومتر است که توسط کره جنوبی به صورت خاص برای درگیری با همسایه شمالی توسعه یافته است.

قابلیت نقطه زنی و البته نفوذ به سنگرهای بتونی و سازهای سخت کاری شده از جمله قابلیت های مهم این موشک کره ای است.

این موشک که در سال ۲۰۱۷ میلادی رونمایی و اعلام شد که خطایی بین ۱ تا ۵ متر دارد. کره جنوبی در جریان بالا گرفتن تشنج ها با همسایه شمالی اقدام به تست این موشک و نمایش لحظه اصابت آن به هدف از پیش تعیین شده کرده و گام مهمی را در مسیر بازدارندگی برداشت. این موشک از هدایت اینرسیایی و جی پی اس بهره برده و گفته شده که می تواند اهداف متحرک را نیز هدف قرار دهد.

وزن سر جنگی آن نیز در حدود ۵۰۰ کیلوگرم است و یکی از نکات جالب در خصوص این موشک شباهت زیاد آن به سری اسکندر روسیه است که احتمال همکاری دو طرف در این خصوص را تقویت می کند. دو کشور پیش از این در توسعه موشک های ضد هوایی با هم همکاری هایی داشتند.

یک موشک خاص برای اژدهای چینی

چین شاید از نظر تعداد موشک های بالستیک به نوعی یک رکورد دار جهانی باشد و در سالهای اخیر نیز هم در زمینه موشک های بالستیک و هم کروز این کشور هزینه های بسیار زیادی را تقبل کرده است. یکی از بحث های چالش برانگیز برای فرماندهان چینی مسئله جزیره تایوان و احتمال درگیری با آن است. چین همیشه این جزیره را یک استان شورشی و بخشی از خاک خود قلمداد می کند و از طرفی تایوان نیز به لطف حمایت های غرب و البته پیشرفت های اقتصادی و فناوری صاحب ارتشی نه خیلی بزرگ ولی قدرتمند است و به نظر چین برای تصرف آن کاری ساده در پیش نخواهد داشت.

موشک های سری DF-۱۵ در چندین مدل برای ارتش چین توسعه پیدا کرده ولی مدل C آنها یک گونه ویژه با ماموریتی خاص و دقتی بالا به حساب می آید. این موشک خطایی در حد ۱۵ تا ۲۰ متر دارد و از سیستم ترکیبی ژیروسکوپ لیزری و سامانه هدایت ماهواره ای "بایدو" نیز استفاده می کند. سر جنگی نفوذگر ویژه برای آن طراحی شده و بنا به نظر کارشناسان ماموریت آن نفوذ و نابودی تاسیسات کنترل و فرماندهی ارتش تایوان در زمان بروز درگیری است.

برد این موشک در حدود ۷۰۰ کیلومتر است و از سر جنگی جدا شونده و مانور دهنده بهره می برد. این موشک از سیستم پیشران سوخت جامد تک مرحله ای استفاده کرده و می تواد به سرجنگی متعارف یا اتمی مجهز شود.

نبرد موشکی در شبه قاره هند ادامه دارد

مشخصا هیچ لیستی در خصوص بحث های موشکی بدون هند و پاکستان ممکن نیست. این دو همسایه اتمی از جمله دو قدرت موشکی در جهان شناخته می شوند. در بخش موشک های کوتاه برد تاکتیکی بالستیک نیز هر دو کشور دارای حرفهای زیادی برای گفتن هستند. در پاکستان شاید بتوان دقیق ترین موشک بالستیک کوتاه برد را حاتف ۳ نامید که حدود ۲۹۰ کیلومتر برد دارد و با استفاده از هدایت ترکیبی می تواند به شعاع خطای ۵۰ متر برسد. این موشک از سوخت جامد و سیستم پیشران تک مرحله ای بهره برده و سر جنگی آن نیز ۷۰۰ کیلوگرم است.

این موشک در سال ۲۰۰۴ میلادی وارد خدمت شده و بنا به روایت هایی در رسانه های تخصصی، چینی ها بر اساس موشک های سری DF-۱۱ کمک هایی را به پاکستان برای توسعه آن انجام دادند.

 

 

از طرف دیگر هندوستان توسعه موشک های بالستیک کوتاه برد جدید را با سری Prahaar ادامه داد و در سال ۲۰۱۱ اولین آزمایش این موشک را با برد ۱۵۰ کیلومتر انجام داد. این موشک که از سیستم هدایت ترکیبی ژیروسکوپ فیبر نوری و هدایت ماهواره ای بهره می برد با بردی در حدود ۱۵۰ کیلومتر خطایی زیر ۱۰ متر دارد. سر جنگی این موشک در حدود ۲۰۰ کیلوگرم بوده و از یک سیستم پیشران تک مرحله ای سوخت جامد بهره می برد. هندی ها برنامه هایی برای توسعه مدلی از این موشک با برد ۲۰۰ کیلومتر را با نام Pranash دارند.

آقای یاغی و رویاهای موشکی

در سالهای اخیر صنایع دفاعی ترکیه در بخش های خاصی ورود کرده و مشغول تولید انبوه تجهیزات مختلفی شده که از جمله آنها راکت های توپخانه ای و البته موشک های بالستیک تاکتیکی است. موشک Bora از جمله محصولات جدید این کشور است که توسط شرکت ROKETSAN طراحی و ساخته شده و در تابستان سال ۲۰۱۹ میلادی نیز بر اولین بار ارتش ترکیه از آن به صورت عملیاتی استفاده کرد و حداقل یک موشک از این سری علیه گروه های تروریستی در شمال عراق پرتاب شد و گفته می شود در سال جاری میلادی نیز تست های مختلفی برای آن در نظر گرفته شده است.

این موشک ۲۸۰ کیلومتر برد داشته و به لطف داشتن سیستم هدایت شونده ترکیبی اینرسیایی و جی پی اس بر اساس تخمین برخی کارشناسان به خطای زیر ۱۰ متر دست پیدا کرده است. این موشک از سر جنگی به وزن حدود ۵۰۰ کیلوگرم بهره می برد. ترکیه روی مدل پیشرفته تری از این موشک با برد بیشتر نیز کار می کند.

ایران و خانواده سرافراز فاتح

وقتی در این لیست به کشور عزیزمان می رسیم بدون هیچ بحثی در این کلاس باید به سراغ خانواده موشک های سری فاتح بریم که در این سالها از فرماندهان داعشی تا تروریست های لانه کرده در شمال عراق و صد البته شیطان بزرگ در عین الاسد به دست اعضای این خانواده موشکی تنبیه شده اند. در روزهای پر از غم و اندوه بعد از ترور ناجوانمردانه سردار سلیمانی در بغداد بود که غرش موشک های بالستیک سری قیام و فاتح ۳۱۳ به سمت عین الاسد به صدا در آمد و دقت آنها در نابود کردن آشیانه ها و نقاط حساس آن پایگاه مایه تعجب، تحسین و ترس دوست و دشمن شد.

موشک فاتح ۳۱۳

اما مدتی بعد از حمله به عین الاسد، نیروی هوافضای سپاه موشک جدید خود از خانواده فاتح یعنی رعد ۵۰۰ را رونمایی کرد؛ موشکی که تغییرات قابل توجهی به نسبت سری قبلی داشته و به قولی ایران را وارد لیگ جدیدی در بین موشک سازها کرده است. یک قانون کلی در طراحی و ساخت سیستم های نظامی وجود دارد و آن هم این است که هر چه یک جنگ افزار یا سامانه نظامی سبک تر باشد، بهتر است و اکثر طراحان و سازندگان مهم در دنیا به دنبال کاهش وزن در عین حال با حفظ کارایی در محصولات خود هستند.

نکته مهم و کلیدی در خصوص موشک رعد ۵۰۰ دقیقا همین جاست. این موشک نه فقط در بخش بدنه بلکه در بخش سیستم پیشران نیز به سامانه کامپوزیتی مجهز است. این سیستم پیشران کامپوزیتی "زهیر" نام دارد. این مسئله به این معنی است که هم در سیستم پیشران و هم بدنه به طور کامل از مواد کامپوزیتی با استفاده از فناوری الیاف کربن استفاده گردیده که باعث کاهش شدید وزن این موشک نسبت به گونه های دیگر در خانواده فاتح ۱۱۰ شده است.

موشک رعد ۵۰۰

موشک رعد ۵۰۰ نسبت به مدل های قبلی با کاهش ۵۰ درصدی وزن رو به رو شده و از طرف دیگر برد آن با افزایش ۲۰۰ کیلومتری به حدود ۵۰۰ کیلومتر افزایش پیدا کرده است. آنطور که رسانه ها و خبرگزاری کشورمان نوشته اند، در موشک جدید رعد ۵۰۰ قابلیت تحمل ۱۰۰ بار فشار و دمای سه هزار درجه سانتیگراد فراهم شده است. کاهش وزن در اینجا به معنای راحت تر شدن حمل و نقل و البته امکان افزایش تعداد بیشتر موشک روی پرتابگرهای متحرک نیز تفسیر می شود.

این موشک کمتر از ۳۰ متر خطا داشته و البته بر اساس گمانه زنی های رسانه ای انجام شده در خصوص آن به نظر به راحتی توان رسیدن به سرعت هایی بین ۵ تا ۷ برابر سرعت صوت را دارد. موشک مورد نظر جدیدترین و به نوعی پیشرفته ترین عضو خانواده فاتح و البته پیشرفته ترین موشک تاکتیکی بالستیکی ایران در حال حاضر به حساب می آید تا مشخص شود جمهوری اسلامی ایران که حدود ۲۰ سال قبل، هیچ جایگاهی در این حوزه نداشت، در سال ۲۰۲۰ اجازه جلو افتادن رقبای منطقه ای و جهانی در این حوزه را نخواهد داد و پا به پای آنها پیش می رود.

منبع:https://www.mashreghnews.ir/news/1048631

۱۱ سلاح فوق پیشرفته روسیه را بشناسید

۱۱ سلاح فوق پیشرفته روسیه را بشناسید

11 سلاح فوق پیشرفته روسیه را بشناسید

۱۱ سلاح فوق پیشرفته روسیه را بشناسید

 

 

 

کشور روسیه از نظر نظامی چیزهای زیادی برای گفتن دارد. این کشور دومین ارتش قدرتمند جهان را دارد (اینجا ببینید) و با صرف هزینه ۶۰ میلیارد دلار چهارمین بودجه نظامی در جهان را به خود اختصاص داده است. ارتش روسیه شامل ۸۴۵٫۰۰۰ سرباز، ۲۲٫۵۵۰ تانک و ۱۳۹۹ هواپیمای جنگی است. درحال حاضر در ارتش روسیه تمرکز بر روی ارتش کوچک‌تر ولی با تکنولوژی‌های بسیار پیشرفته است. در اینجا به بررسی ۱۱ سلاح فوق پیشرفته روسیه خواهیم پرداخت که توانسته است لرزه بر اندام دشمنان بزرگ‌اش از جمله آمریکا و چین بیندازد. با نارون مگ همراه باشید.

۱۱ سلاح فوق پیشرفته روسیه

هاورکرافت کلاس بورا: این کشتی در واقع قابلیت تبدیل شدن به یک هاورکرافت را دارد اما چیزی که آن را بسیار خطرناک ساخته است موشک‌های بسیار پیشرفته‌اش است. این کشتی مسلح به ۸ موشک فوق مدرن با نام «پشه» و ۲۰ موشک ضد هواپیما است و با ۶۸ خدمه می‌تواند با سرعت ۱۰۰ کیلومتر در ساعت حرکت کند که سرعت بسیار بالایی برای یک کشتی است.

هاورکرافت کلاس بورا

Pantsir-S1: تلفیقی از موشک‌های سطح به هوای کوتاه برد تا میان برد در این سیستم ضد هوایی بسیار پیشرفته قرار داده شده است. این سیستم دفاع هوایی متشکل از ۱۲ موشک سطح به هوای هدایت شونده است که می‌تواند هر هواپیما، هلیکوپتر، موشک بالستیک و موشک کروز را منهدم کند.

Pantsir-S1

زیردریایی غیرقابل ردیابی نووروسیسک: اولین زیردریایی از این مدل که قرار است ۶ عدد از آن ساخته شود در سال گذشته تحویل نیروی دریایی ارتش روسیه شد. براساس اظهارات سازندگان این زیردریایی، وقتی این وسیله به زیر آب برود امکان شناسایی آن تقریباً صفر است.

 زیردریایی غیرقابل ردیابی نووروسیسک

جنگنده میگ ۳۵ چند منظوره: این جنگنده چند منظوره هم در جنگ‌های هوایی و هم حملات هوا به زمین بسیار کارآمد است و آن را می‌توان رقیب F-22 آمریکا دانست. این هواپیما می‌تواند با سرعت ۲٫۴۰۰ کیلومتر در ساعت پرواز کند و از فواصل بسیار دور اهداف خود را نابود کند.

جنگنده میگ 35 چند منظوره

+بیشتر بخوانید: هواپیمای سری فوق مدرن هیتلر که به جنگ جهانی دوم نرسید

سیستم موشکی BUK-2: در سال ۲۰۱۴ یکی از این موشک‌ها هواپیمای مسافربری مالزیایی را بر فراز اوکراین سرنگون کرد. این موشک‌ها می‌توانند اهدافی را در ارتفاع ۱۴ کیلومتری زمین رهگیری کرده و نابود کنند.

سیستم موشکی BUK-2

RS-24 Yars: یکی از ترسناک‌ترین سلاح‌ها در بین ۱۱ سلاح فوق پیشرفته روسیه سیستم موشکی بالستیک بین‌قاره‌ای است که  می‌تواند چند کلاهک هسته‌ای را تا مسافت ۱۶٫۰۰۰ کیلومتری حمل کرده و با دقت به هدف بزند. این موشک به عنوان جایگزینی برای موشک‌های بالستیک توپول-ام ساخته شده است و از سال ۲۰۱۰ تحویل ارتش روسیه شده است. کلاهک اتمی هر یک از این موشک‌ها قدرتی به اندازه ۱۰۰ برابر بمب اتمی که در سال ۱۹۴۵ بر روی هیروشیما انداخته شد دارد.

RS-24 Yars

کنکورد روسیه: هواپیمای توپولف tu-160 معروف به کنکورد روسیه بزرگترین هواپیمای جنگی مافوق صوت جهان است. این هواپیما توسط اتحاد جماهیر شوروی در دهه ۱۹۸۰ طراحی شده است. موتورهای قدرتمند این هواپیمای جنگی می‌تواند ۴۰٫۰۰۰ کیلوگرم بمب و تسلیحات را با خود حمل کند. درحال حاضر ۱۶ فروند از این هواپیما درحال استفاده توسط نیروی هوایی روسیه است.

کنکورد روسیه یا توپولف tu-160

تانک T-90: این تانک پیشرفته‌ترین ابزار جنگی ارتش روسیه است. سلاح اصلی این تانک یک توپ ۱۲۵ میلیمتری است و درکنار آن یک سلاح ضد تانک و یک سلاح ضد هواپیما نیز قرار دارد.

تانک T-90

زیردریایی اتمی کلاس بوری: زیردریایی بوری اندکی از زیردریایی پیشین کشور روسیه یعنی کلاس تایفون کوچک‌تر است اما قابلیت حمل ۱۶ موشک بالستیک قاره پیما را دارد که هر کدام از آن‌ها قادر به حمل کلاهک اتمی است. موشک‌های این زیردریایی می‌توانند تا ۸٫۳۰۰ کیلومتری را هدف قرار دهند.

زیردریایی اتمی کلاس بوری

هلیکوپترهای هجومی هاوک Mi-28: این هیلکوپترهای پیشرفته هجومی قدرت زیادی به نیروی هوایی و زمینی روسیه بخشیده است. اصلی‌ترین سلاح این هلیکوپتر یک تفنگ ۳۰ میلیمتری است. البته این هلیکوپتر قادر به حمله ۴ موشک هدایت شونده ضد تانک، راکت و سایر سلاح‌های دیگر است.

هلیکوپترهای هجومی هاوک Mi-28

+بیشتر بخوانید: هلیکوپترهای جنگی برتر دنیا

موشک S-300: در نهایت باید از موشک اس ۳۰۰ نام برد که قطعاً شناخته شده‌ترین سلاح در بین ۱۱ سلاح فوق پیشرفته روسیه است و پس از چند سال به ایران نیز تحویل داده شد. این موشک می‌تواند به صورت همزمان ۱۰۰ هدف هوایی را ردیابی کرده و با ۱۲ هدف درگیر شود. هر هدف پرنده در یک شعاع ۳۰۰ کیلومتری توسط این موشک نابود خواهد شد.

موشک اس 300

منبع:http://www.narvanmag.com/?p=5002

از موشک‌های فراصوت جدید روسیه چه می‌دانید؟

از موشک‌های فراصوت جدید روسیه چه می‌دانید؟

از موشک‌های فراصوت جدید روسیه چه می‌دانید؟

در شرایطی که ۳۱ کشور جهان به موشک‌های بالستیک مجهزند، روسیه با اعلام رسمی دست‌یابی به موشک‌های فراصوتی که با سرعت ۱۰ تا ۲۰ برابر سرعت صوت در جو حرکت می‌کنند، ادعای برتری نظامی خود را تکرار کرد.

 مدت‌هاست که دانشمندان تسلیحاتی آمریکا، روسیه و چین به بهانه موازنه قدرت و افزایش توان دفاعی علیه تهدید یکدیگر، در تلاشند تا سلاح‌های فراصوت بهتری را طراحی و تولید کنند.

سخنرانی اخیر ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه که اول مارس (۱۰ اسفند) گذشته با موضوع دست‌یابی به موشک‌های کروز با سوخت هسته‌ای و تهدید تلویحی آمریکا، توجه بسیاری را به خود جلب کرد. بااین‌حال، آن‌چه کمتر خبرساز شد، صحبت‌های او در مورد نسل جدیدی از سلاح‌های هسته‌ای بود که کشورهای مختلف به دنبال ساختشان هستند؛ موشک‌هایی با سرعت فراصوت، دوربرد و بسیار دقیق.

سرعت صوت در هوا معادل ۳۴۳ متر بر ثانیه یا ۱۲۳۴٫۸ کیلومتر بر ساعت است. سرعت‌های کمتر از ۵ برابر سرعت صوت را مافوق‌صوت (سوپرسونیک) می‌نامند و سرعت‌های فراتر از آن را فراصوت (هایپرسونیک) می‌نامند. در چنین سرعت‌های بالایی، اصطکاک با مولکول‌های هوا به‌قدری زیاد است که دمای جسم به‌شدت بالا می‌رود و کمترین اشتباهی در هدایت جسم، تعادل نیروهای آیرودینامیکی را به هم می‌ریزد و به متلاشی شدن جسم منجر می‌شود.

نمایی از کلاهک فراصوت آمریکا با سرعت ادعایی بیش از ۲۰ ماخ

سلاح‌های فراصوت (هایپرسونیک)، سلاح‌هایی هستند که می‌توانند به سرعتی فراتر از ۵ برابر سرعت صوت در جو برسند. آن‌ها معمولا نسبت به موشک‌های بالستیک سنتی، در ارتفاع پایین‌تری حرکت می‌کنند و می‌توانند در میانه راه، مسیر خود را به‌راحتی تغییر دهند. مزیت‌های این سلاح‌های بسیار واضح است: آن‌ها حمله به دشمن را در عرض چند دقیقه امکان‌پذیر می‌کنند؛ ارتفاع پایین این موشک‌ها باعث می‌شود آن‌ها بتوانند مسیرهای افقی طولانی‌تری را بپیمایند و به‌راحتی از چشم رادارها پنهان بمانند. قدرت مانور آن‌ها هم باعث می‌شود که در صورت مواجهه با دفاع ضدموشکی، به‌راحتی از مسیر خطوط دفاعی دشمن بگذرند.

در حال حاضر، غیر از سه کشوری که پیش‌تر از آن‌ها نام بردیم، هند و فرانسه هم به دنبال دستیابی به تکنولوژی‌های پیچیده این موشک‌ها هستند. بااین‌حال، هیچ‌یک از آن‌ها تاکنون نتوانسته‌اند چنین سلاح‌هایی را تولید کنند؛ حتی بعضی از آن‌ها هم در این راه شکست‌های بدی را متحمل شده‌اند. برای مثال، در اوت ۲۰۱۴ (مرداد ۱۳۹۳)، موشک آزمایشی ارتش ایالات‌متحده در مانوری بر فراز خلیج آلاسکا، تنها ۴ ثانیه پس از پرتاب، منهدم شد. چین و روسیه هم شکست‌های مشابهی را در این زمینه تجربه کرده‌اند.

نمایی از موشک آزمایشی آمریکا با توان دست‌یابی به سرعت‌های فراصوت

باوجودآنکه نیروی دریایی ایالات‌متحده در نوامبر گذشته (آذر ۱۳۹۶) اعلام کرد که آزمایش این موشک‌ها را با موفقیت انجام داده است، اما هنوز تا میدانی شدن این سلاح‌ها راه بسیار درازی در پیش است. ولادیمیر پوتین هم در سخنرانی خود اعلام کرد که در این راه از رقبای خود پیشی گرفته و مدعی شد که روسیه، سیستم‌های موشکی متعددی را در مرحله آزمایش‌های نهایی در اختیار دارد.

او در این سخنرانی در مورد موشک جدید بین‌قاره‌ای «سارمت» (Sarmat) صحبت کرد و مدعی شد که این موشک می‌تواند هم از مسیر قطب شمال و هم قطب جنوب، به سریع‌ترین وجه ممکن به اهداف خود برسد. موشک سارمت هنوز به مرحله عملیاتی شدن نرسیده است، اما آقای پوتین مدعی شد که این موشک‌ها می‌توانند طیف وسیعی از کلاهک‌های هسته‌ای قدرتمند را حمل کنند. البته این ایده جدیدی نیست و سال‌ها پیش در اوج جنگ سرد، دانشمندان روس موشک‌هایی را طراحی کرده بودند که می‌توانست با دور زدن زمین از قطب جنوب، پنهان از چشم رادارهای متعدد ایالات‌متحده که در مرزهای شمالی این کشور (کوتاه‌ترین مسیر به شوروی) مستقر شده بودند، به این کشور حمله کنند.

نمایی از پرتاب موشک قاره‌پیمای جدید روسیه

در ویدیوی سخنرانی آقای پوتین، زمان آماده شدن این موشک‌ها سال ۲۰۲۰ (۱۳۹۹) نشان داده شده است، اما او برنامه زمانی مشخصی را در سخنرانی خود اعلام نکرد. مسیر حرکت این موشک‌ها، مانند موشک‌ها فعلی به شکل منحنی (سهمی) نیست و پس از ورود دوباره به اتمسفر، رفتاری مانند موشک‌های کروز به خود می‌گیرند و در مسیری مستقیم به‌سوی هدف خود می‌روند. سرعت و ارتفاع پایین آن‌ها هم باعث می‌شود تا رادارها قادر به شناسایی‌شان نباشند.

به گفته آقای پوتین، این موشک‌ها «مانند شهاب‌سنگ یا گوی آتشین» و با سرعتی معادل ۲۰ برابر سرعت صوت به هدف برخورد می‌کنند. البته مقامات آمریکایی هم پیش‌تر، ادعاهایی ازاین‌دست کرده بودند.

آقای پوتین همچنین در مورد موشک «کینژال» (Kinzhal، به معنی خنجر دو دم) هم صحبت کرد که پروژه ساخت آن از اواخر دهه ۱۹۸۰ (۱۳۶۰) آغاز شده بود. آقای پوتین مدعی شده که آخرین نسخه این موشک قادر است کلاهکی هسته‌ای را تا فاصله ۲۰۰۰ کیلومتری حمل کند. این موشک‌ها می‌توانند تا ۱۰ برابر سرعت صوت شتاب بگیرند و از اول دسامبر (۱۰ آذر ۱۳۹۶) در پایگاه‌های هوایی جنوب روسیه به شکل آزمایشی به کار گرفته‌شده‌اند.

منبع: The Verge، ترجمه: سید معین عمرانی

 

منبع:https://www.khabaronline.ir/news/760858

گران‌ قیمت‌ ترین تجهیزات نظامی آمریکا

گران‌ قیمت‌ ترین تجهیزات نظامی آمریکا (عکس)

بودجه پایه وزارت دفاع آمریکا در سال مالی 2010 بالغ بر 500 میلیارد دلار بوده است که بخش اعظمی از آن صرف پروژه های مرتبط با توسعه و ساخت هواپیماها، تانک ها، کشتی ها و دیگر تجهیزات نظامی می شود.

آن‌چه در ادامه خواهید خواند، درباره برخی از پرهزینه‌ترین و گران‌قیمت‌ترین تجهیزات نظامی آمریکا است.

 نورث روپ گرومن. بی- 2 اسپریت(روح)   Northrop Grumman B-2 Spirit


بی- 2 یکی از بهترین بمب افکن های رادارگریز آمریکا بوده که از قابلیت حمل سلاح و بمب های اتمی و غیر اتمی برخوردار است. قابلیت رادارگریزی پیشرفته، این اجازه را به بی- 2 می دهد تا به راحتی در خطوط مجهز دفاعی دشمن نفوذ کرده و اهداف خود را منهدم نماید. بر اساس برنامه ریزی های اولیه، سفارش ساخت 132 فروند از این هواپیما در نظر گرفته شده بود که به دلیل هزینه های بالای تولید قرارداد اولیه برای تولید 21 فرود در سال 1987 به امضا رسید. هزینه تولید بی- 2 در سال 1997، رقمی بالغ بر 737 میلیون دلار بوده که در حال حاضر این رقم با توجه به هزینه های مربوط به تامین قطعات و نگهداری حدودا به 2 میلیارد دلار افزایش یافته است.


بل - بوئینگ. وی- 22 اُسپری(عقاب دریایی)   Bell-Boeing V-22 Osprey


وی- 22 هواگردی چند منظوره با قابلیت نشست و برخاست به صورت عمودی همانند یک هلکوپتر است. اما با توجه به قابلیت چرخش موتورها و تبدیل شدن به یک هواپیما، وی- 22 می تواند از هر هلکوپتری سریع تر پرواز کرده و به حداکثر سرعت هواپیماهایی که از موتور توربو پرآپ برخوردار هستند دست یابد. اولین عملیات نظامی این هواگرد به سال 2007 و در جنگ عراق صورت پذیرفت. از سال 2008 هزینه پروژه وی- 22، 27 میلیارد دلار بوده و بر اساس گزارش های منتشر شده هزینه تولید هر فروند از این هواگردها 67 میلیون دلار است.


نورث روپ گرومن. یو اس اس جورج اچ.دبلیو بوش   USS George H.W. Bush /CVN-77


این ناو هواپیمابر به افتخار سرباز کهنه کار و رئیس جمهور سابق آمریکا جورج اچ.دبلیو بوش نامگذاری شده است. این کشتی آخرین ناو جنگی با قابلیت حمل گستره وسیعی از تجهیزات نظامی است که برای نیروی دریایی آمریکا ساخته شده است. ساخت این ناو در سال 2001 و با هزینه تولیدی بالغ بر 6.2 میلیارد دلار آغاز و در سال 2009 با به پایان رسیدن پروژه، در ویرجینیا به آب انداخته شد. با توجه به طول تقریبی 335 متر ناو هواپیمابر بوش، یکی از طولانی ترین کشتی های جهان است. حداکثر سرعت این ناو بالغ بر 30 گره دریایی بوده که نیروی خود را از 2 راکتور هسته ای تعبیه شده در این کشتی دریافت می کند.


لاکهید مارتین. اف- 35 لایتنینگ 2 (صائقه)   Lockheed Martin F-35 Lightning II


اف- 35 به عنوان بخشی از پروژه مشترک میان آمریکا، بریتانیا و سایر متحدان مطرح با عنوان "جنگده های تهاجمی مشترک" شکل گرفته است. این هواپیما برای انجام ماموریت های هوایی، دریایی و شناسایی طراحی و ساخته شده است. اف- 35 می تواند به توپ گاتلینگ و هشت نوع موشک مختلف مجهز گردد. از سوی دیگر قابلیت حمل بمب اتمی بی- 61 نیز از دیگر امتیازهای برجسته این هواپیما محسوب می شود. هزینه تولید هر فروند اف- 35، 122 میلیون دلار بوده و آمریکا طی قراردادی به ارزش 323 میلیارد دلار، قصد دارد دو هزار فروند از این هواپیما را به ناوگان هوایی خود اضافه نماید. در زمان امضای این قرارداد در سال 2001، لاکهید مارتین رکورد بزرگترین قرارداد نظامی تاریخ را به خود اختصاص داد.


مک دانل داگلاس. اف/اِی- 18 هرنت(زنبور سرخ)   McDonnell Douglas F/A-18 Hornet


اف/ای- 18 توسط شرکت مک دانل داگلاس معرفی و توسط شرکت بوئینگ که در سال 1997 این شرکت را خریداری کرد به تولید خود ادامه داد. وظیفه اصلی این جنگنده انجام ماموریت های شناسایی و پشتیبانی هوایی است. هرنت می تواند به حداکثر سرعت 1190 مایل بر ساعت رسیده و در مدت زمان کوتاهی به سقف پروازی 50 هزار پایی دست پیدا کند. هزینه تولید هر فروند از این هواپیما برابر با 57 میلیون دلار است.


بوئینگ. ایی اِی- 18 جی گرولر   Boeing EA-18G Growler


هدف از طراحی و ساخت این جنگنده حضور در جنگ های الکترونیک است. ایی ای- 18 می تواند با استفاده از امواج الکترومغناطیسی، تجهیزات و سلاح های دیگری که در این زمینه در اختیار دارد باعث اختلال در سیستم های راداری و ارتباطی دشمن شود. آغاز تولید این محصول به سال 2007 باز می گردد و از سال 2009 فعالیت عملیاتی خود را آغاز کرده است. هزینه تولید هر فروند از این هواپیما برابر با 67 میلیون دلار است.


جنرال داینامیکس. خودرو جنگی چند منظوره  Expeditionary Fighting Vehicle


این خودرو نظامی از قابلیت حرکت در آب و خشکی برخوردار است. از این وسیله می توان برای انتقال نیروها از دریا به خشکی استفاده کرد. این در حالی است که این خودرو جنگی در خشکی از قابلیت هایی همانند یک تانک سود می برد. هزینه تولید هر دستگاه از این وسیله بالغ بر 22 میلیون دلار بوده و انتظار می رود هزینه کلی این پروژه تا سال 2015 برابر با 15 میلیارد دلار باشد.
 

گرومن. ایی- 2 دی هاوک آی(چشم شاهین)   Grumman E-2D Advanced Hawkeye

 


ایی- 2 دی در واقع بهترین مدل از این سری هواپیما بوده که از سال 1960 تاکنون در حال تولید است. سیستم پیشرفته رادار این هواپیما قدرت کنترل و بررسی محیط پیرامون آن را تا سه برابر افزایش داده است. ایی- 2 اولین پرواز خود را در سال 2007 انجام داده و هزینه تولید 232 میلیون دلاری را برای گرومن به همراه داشته است. سیستم های الکترونیکی هوایی جدید در کنار قابلیت ارتباط با ماهواره و سوخت گیری در آسمان از دیگر ویژگی های شاهین تیز بین گرومن محسوب می شود. تحویل این هواپیما به نیروی دریایی آمریکا نیز از سال 2010 آغاز شده است.


بوئینگ. سی- 17 گلوب مستر 3    Boeing C-17 Globemaster III


این هواپیمای ترابری- نظامی آمریکا از سال 1993 فعالیت عملیاتی خود را آغاز کرده است. توانایی حمل 100 سرباز با امکانات نظامی کامل این هواپیما را به یکی از مهره های کلیدی آمریکا در جنگ عراق و افغانستان مبدل کرده بود. این در حالی است که هزینه تولید هر فروند سی- 17 برابر با 191 میلیون دلار است. این هواپیما در نیروی هوایی کشورهای بریتانیا، کانادا و ناتو نیز به فعالیت می پردازد.


لاکهید مارتین. اف- 22 رپتور   Lockheed Martin F-22 Raptor


بدون هیچ گونه شک و تردیدی و به اعتقاد بسیاری از کارشناسان صنایع نظامی و هوایی جهان، اف- 22 بهترین جنگنده حال حاضر جهان است. حتی با نگاهی مختصر به ظاهر این پرنده خوش ساخت نیز می توان به درستی این اظهار نظرها پی برد. هرچند اطلاعات چندانی در ارتباط با مراحل و مواد مورد استفاده در ساخت این هواپیما از سوی وزارت دفاع آمریکا منتشر نشده است اما قابلیت شکستن دیوار صوتی، رادار گریزی کامل و حمل موشک های کروز را می توان به عنوان بخش کوچکی از توانایی های رپتور در نظر گرفت. هزینه ساخت هر فروند از این هواپیما بر اساس اطلاعات منتشر شده از سوی نیروی هوایی آمریکا بالغ بر 150 میلیون دلار و هزینه کلی تولید آن بالغ بر 65 میلیارد دلار است. هزینه های سنگین تولید اف- 22 باعث شد تا وزارت دفاع آمریکا در سال 2009 خواستار توقف این پروژه شود. پس از آن مجلس سنا به این درخواست رای مثبت داده و سه ماه بعد با قانونی شدن لایحه سیاست نظامی آمریکا بودجه این پروژه به طور کامل قطع شد

منبع:https://www.asriran.com/fa/news/177768

آیا آمریکا قدرت برتر موشکی است؟

آیا آمریکا قدرت برتر موشکی است؟ +نقشه و نمودار

 

برتری نظامی آمریکا در منطقه ایندوپاسیفیک تحت تاثیر پیشرفتهای نظامی چین قرار داشته و همین مسئله نگرانی مقامات واشنگتن را به همراه داشته است.

آیا آمریکا قدرت برتر موشکی است؟ +نقشه و نمودار

به گزارش جهان نيوز، نفوذ آمریکا در شرق آسیا بعد از جنگ جهانی به اندازه‌ای بود که کمتر کسی تصور می‌کرد قدرتی قادر به به چالش کشیدن آن باشد. هرچند تقابل قدرتهایی مانند آمریکا و روسیه در دنیا سابقه زیادی دارد اما این شرایط برای کشوری مانند چین در سالهای گذشته بیشتر به یک رقابت پنهان شباهت داشت و روسای جمهوری آمریکا قبل از ترامپ همواره حداقل در ظاهر بر روابط دوستانه خود با پکن تاکید داشتند.

این شرایط تا آغاز دوره ریاست جمهوری دونالد ترامپ ادامه داشت و بعد از روی کار آمدن این تاجر باتجربه چین به رقیب درجه یک آمریکا تبدیل شد. این رقابت به اندازه‌ای شدید بوده که رنگ و بوی دشمنی به خود گرفته و هرچند در ظاهر درگیری بین این دو کشور در حوزه مسائل اقتصادی است اما برخی کارشناسان احتمال کشیده شدن این درگیری به حوزه نظامی را (هرچند بعید) مورد بررسی قرار می‌دهند.

طبق تحقیق صورت گرفته در مرکز مطالعات آمریکای دانشگاه سیدنی استرالیا ارتش آمریکا دیگر قدرت اصلی در آسیا به شمار نمی‌رود و موشکهای تولید شده توسط چین که به سرعت درحال افزایش قدرت این کشور است می‌توانند طی چندین ساعت پایگاه‌های آمریکا را نابود کنند. طبق تحقیقات انجام شده توسط این مرکز ارتش چین درحال سبقت گرفتن از آمریکا و متحدانش در حوزه‌های مختلفی است.


از اواسط دهه ۹۰ چین به سرعت ارتش خود را از شر تاسیسات قدیمی دوره شوروی خلاص کرد که بتواند با قدرت افکنی آمریکا و تجهیزات مدرن این کشور مقابله کند. بودجه دفاعی پکن از ۱۹۹۶ تا ۲۰۱۸ حدود ۹۰۰ درصد افزایش داشت و همین افزایش باعث شد که قابلیتهای نظامی این کشور در حوزه‌های مختلف مانند موشک، جت‌های جنگنده، زیردریایی‌های تهاجمی و کشتی‌ها به میزان بسیار زیادی پیشرفت کند.

بخش‌های کلیدی مدرنیزه شدن ارتش چین در ۲۰ سال گذشته
 پیشرفتهای موشکی نظر بسیاری از کارشناسان را به خود جلب کرده است. سرمایه گذاری گسترده چین در موشکهای کروز و بالستیک بخش کلیدی تلاش‌های چین برای اعمال سیاست "مداخله متقابل" است.

هرچند از تعداد دقیق موشکهای چین اطلاعات دقیقی در دست نیست اما براوردهای پنتاگون حاکی از وجود ۱۵۰۰ فروند موشک بالستیک کوتاه برد، ۴۵۰ فروند موشک میان برد و ۱۶۰ فروند موشک بالستیک برد متوسط و صدها موشک کروز دور برد است. چین همچنین موفق به ساخت یک موشک بالستیک ضد کشتی با نام DF-۲۱D  شده که به تازگی با موفقیت در دریای چین جنوبی آزمایش شد.


طبق این گزارش چین اقدام به استقرار سامانه‌ای از موشکهای بادقت بالا و قدرتمند  کرده که می‌تواند برتری نظامی آمریکا را تحت الشعاع قرار دهند.طبق نتایج بدست آمده از این گزارش، راهبرد دفاعی آمریکا در منطقه ایندو پاسیفیک در گیر و دار یک بحران بی سابقه است  و به سختی می‌تواند از متحدانش در برابر چین حفاظت کند.  این بدان معنی است که استرالیا، ژاپن و متحدان دیگر آمریکا نیاز به تقویت و متمرکز کردن دوباره نیروهای خود در منطقه هستند.

سیر پیشرفت موشکی چین در ۱۵ سال گذشته

      موشکهای کوتاه برد
    . موشکهای میان برد
      موشکهای برد متوسط

تاثیر راهبرد آمریکا در تاثیرگذاری بر تمام مناطق دنیا (به عنوان مثال تعهدات امنیتی به ۶۹ کشور)، بازگشت چین و روسیه به عنوان قدرتهای بزرگ نظامی دنیا، جنگهای مداوم در خاورمیانه، کاهش بودجه و عدم سرمایه گذاری در قابلیتهای نظامی باعث شده نیروهای مسلح آمریکا در رقابت با همتایان خود در منطقه ایندو پاسیفیک آمادگی کمتری داشته باشند.
 


راهبرد دفاع ملی آمریکا در سال ۲۰۱۸ برای غلبه بر این بحران به نیروهای مشترک خود دستور داد که به جای تمرکز بر مناقشه‌های کوچک اولویت خود را بر آمادگی برای مقابله با چین قرار دهند. با اینحال سیستم‌های مداخله متقابل چین توانایی آمریکا برای قدرت افکنی در منطقه ایندو پاسیفیک را تحت تاثیر قرار داده  و این احتمال را افزایش می‌دهد که پیش از واکنش آمریکا چین با استفاده از نیرویی محدود به پیروزی مورد نظر خود دست یابد.

هرچند آمریکا و متحدانش در ۱۹۹۵ بیش از ۸۰ درصد بودجه دفاعی دنیا را به خود اختصاص داده بودند اما این سهم درحال حاضر به ۵۲ درصد کاهش یافته و باعث شده این کشور در برابر چالش‌های بین المللی آمادگی خوبی نداشته باشد.

کاهش نیروهای نظامی آمریکایی  حاضر در نقاط مختلف دنیا

البته در این میان موانع دیگری نیز وجود داشته که از بین آنها می‌توان به این موارد اشاره کرد:

۱. بودجه دفاعی آمریکا  طی یک دهه اخیر شاهد تاخیر در اختصاص بودجه بوده و کنگره بارها در تصویب بودجه و تامین منابع برای برنامه ریزی بلند مدت با تاخیر عمل کرده است. حزبی گرایی در درون کنگره اتفاق نظر درخصوص اولویتهای تخصیص بودجه فدرال را بسیار سخت کرده است.

۲. از سوی دیگر هزینه‌های حفظ و نگه داری تجهیزات دفاعی باعث شده تا پنتاگون در دستیابی به سیستم های جدید تسلیحاتی با مشکلاتی جدی مواجه شود.

۳. هرچند سطح آمادگی نیروهای ستاد مشترک آمریکا درحال بهبود است اما چالش‌های ساختاری همچنان باقی است. هزینه حفظ و نگه داری پلتفرم‌های نظامی ساخته شده در دهه ۱۹۸۰ بسیار زیاد است درحالی که این سیستم ها برای مقابله با تنش‌های دهه ۲۰۰۰ و پیروزی در جنگ‌های خاورمیانه طراحی شده اند.

۴. بسیاری از پایگاه‌های فعال آمریکا و متحدانش در منطقه ایندوپاسیفیک در معرض حملات موشکی احتمالی چین قرار دارند و این درحالی است که این پایگاه‌ها فاقد زیربنای مقاوم هستند.

 تجهیزات و مهمات استقرار یافته در این منطقه فاقد ویژگی‌های لازم برای استفاده در زمان جنگ هستند و به همین اندازه قابلیت‌های لجستیکی آمریکا به سرعت کاهش یافته است.

البته دولت چین تحت نظارت شی جین پینگ دراینخصوص بسیار هوشمندانه عمل کرده است. در ۱۴ اسفند سال گذشته دولت چین از افزایش ۷.۵ درصدی بودجه نظامی این کشور خبر داد که اندکی بیشتر از میزان افزایش بودجه نظامی نسبت به سال قبل تر بود. کارشناسان معتقدند افزایش تدریجی بودجه نظامی حرکتی زیرکانه از سوی دولت این کشور است تا این ذهنیت در بین افکار عمومی ایجاد نشود که بودجه نظامی کشور از کل رشد اقتصادی (که در سال ۲۰۱۹ بیش از ۶.۵ درصد نبوده) پیشی گرفته است.  

آمریکا باوجود حفظ رتبه اول در جدول بالاترین بودجه نظامی در دنیا، به شدت خطر چین را  در پشت سر خود احساس می‌کند. اندرو اریکسن، استاد مطالعات راهبردی در موسسه مطالعات دریایی چین  معتقد است سطح پیشرفتهای تکنولوژیکی پکن در عرصه دریایی منحصر به فرد است. به گفته این استاد دانشگاه " هیچ کشوری به اندازه شی جین پینگ (رئیس‌جمهوری فعلی چین) نتوانسته چین را به این سطح از توسعه نظامی برساند.

منبع: تسنیم

منبع:http://www.jahannews.com/news/701323

موشک های هایپر سونیک کابوس شناورهای سطحی در پهنه دریاهای جهان

موشک های هایپر سونیک کابوس شناورهای سطحی در پهنه دریاهای جهان

موشک های هایپر سونیک کابوس شناورهای سطحی در پهنه دریاهای جهان

 

 

موشک‌های هایپر سونیک با قابلیت حرکت در ارتفاعات پایین‌تر،می‌توانند با مانورهای سنگین هرگونه واکنش دفاعی را خنثی کنند. بر طبق برآوردهای نیروی هوایی آمریکا فرصت زمان واکنش در مقابل یک موشک بالستیک در برد ۳ هزار کیلومتری نزدیک به ۱۲ دقیقه است، اما در مقابل یک موشک هایپر سونیک این زمان تنها به ۶ دقیقه کاهش می‌یابد

 

 

          

گرد آوری شده توسط: بهنام جباری

 

سرعت صوت در هوا معادل ۳۴۳ متر بر ثانیه یا ۱۲۳۴٫۸ کیلومتر بر ساعت است. سرعت‌های کمتر از ۵ برابر سرعت صوت را مافوق‌صوت (سوپرسونیک) می‌نامند و سرعت‌های فراتر از آن را فراصوت (هایپرسونیک) می‌نامند. در چنین سرعت‌های بالایی، اصطکاک با مولکول‌های هوا به‌قدری زیاد است که دمای جسم به‌شدت بالا می‌رود و کمترین اشتباهی در هدایت جسم، تعادل نیروهای آیرودینامیکی را به هم می‌ریزد و به متلاشی شدن جسم منجر می‌شود.لاح‌های فراصوت (هایپرسونیک)، سلاح‌هایی هستند که می‌توانند به سرعتی فراتر از ۵ برابر سرعت صوت در جو برسند. آن‌ها معمولا نسبت به موشک‌های بالستیک سنتی، در ارتفاع پایین‌تری حرکت می‌کنند و می‌توانند در میانه راه، مسیر خود را به‌راحتی تغییر دهند. مزیت‌های این سلاح‌های بسیار واضح است: آن‌ها حمله به دشمن را در عرض چند دقیقه امکان‌پذیر می‌کنند؛ ارتفاع پایین این موشک‌ها باعث می‌شود آن‌ها بتوانند مسیرهای افقی طولانی‌تری را بپیمایند و به‌راحتی از چشم رادارها پنهان بمانند. قدرت مانور آن‌ها هم باعث می‌شود که در صورت مواجهه با دفاع ضدموشکی، به‌راحتی از مسیر خطوط دفاعی دشمن بگذرند.

پروژه پلوتو اولین تلاش آمریکا جهت دستیابی به فناوری ساخت موشک هایی با پیشران اتمی

 

در اواخر دهه ۱۹۵۰، دولت وقت ایالات متحده کار بر روی یک سیستم پرتاب هسته ای که با نیروی هسته ای کار می کند را آغاز کرد و نام پروژه را به اختصار SLAM نامید که کوتاه شده عبارت «Supersonic Low-Altitude Missile» به معنای «موشک مافوق صوت ارتفاع کوتاه» بود. این سیستم موشکی قرار بود از یک واکنش زنجیره ای هسته ای برای تامین نیروی رمجت (نوعی موتور جت) استفاده نماید. تحقیقات در مورد این سیستم موشکی در پروژه ای به نام «پروژه پلوتو» آغاز شد و رمجت مورد نظر با کشیدن هوا به درون خود با استفاده از واکنش زنجیره هسته ای آن را به شدت داغ کرده و آن را از انتهای موشک بیرون می داد که قدرت پیشرانگی لازم برای حرکت آن را تامین می کرد. نقطه قوت موتورهای پلوتو این است که می تواند سرعت را به بالاتر از ۳ ماخ رسانده و تا زمانی که رآکتور هسته ای کار کند موشک به مسیر پروازی خود ادامه خواهد داد.اما SLAM حتی برای کارشناسان هسته ای نیز یک کابوس تلقی می شد. SLAM قرار بود در ارتفاعی بالاتر از سطح یک درخت معمولی حرکت کرده و سروصدایی که در حین حرکت تولید می کرد هر کسی که در مسیر آن قرار داشت را  کر می نمود. علاوه بر این سر و صدای کر کننده، موتور پلاتو آن قدر ذرات رادیواکتیو تولید می کرد که هر کسی که در زیر مسیر پروازی آن قرار می گرفت در اثر مسمومیت رادیواکتیو جان خود را از دست می داد. اگر چه ظاهراً یک موشک بنظر می رسید اما SLAM در واقع یک نوع بمب افکن بدون سرنشین با ارتفاع پروازی کم بود. این سلاح موشکی می توانست به سیستم های دفاع هوایی شوروی نفوذ کرده و با پرتاب کردن موشک های هسته ای گرمایی (هیدروژنی) هنگام عبور کردن از روی این اهداف، سپس در مرحله نهایی خود حرکتی انتحاری کرده و خود را به هدف اصلی می کوبید که ویران کردن منطقه و غیرقابل سکونت بودن آن را در پی داشت.

این پروژه در نهایت به دلیل پیشرفت در ساخت موشک های بالستیک قاره پیما و بخصوص خطرناک بودن آزمایش چنین سلاحی، کنار گذاشته شد. هیچ راهی برای انجام آزمایشات پروازی وجود نداشت زیرا در واقع هیچ راهی نبود که این موشک/بمب افکن را به سلامت و بدون انفجار به روی زمین بازگرداند. این پروژه نیز به یکی دیگر از پروژه های نظامی دوران جنگ سرد تبدیل شد که به دلایل مختلف ناکام ماند و کنار گذاشته شد. اما به نظر می رسد که روسیه پروژه SLAM را بازگردانده است.بنابر ادعاهای ولادیمیر پوتین، روس ها توانسته اند یک موشک کروز با سوخت هسته ای بسازند. وی در این باره چنین می گوید:” آزمایشات و پرتاب های زمینی ابن امکان را فراهم ساخته که یک نوع جدید از سلاح ساخته شود_ یک سلاح هسته ای استراتژیک پیچیده با یک موشک که با یک موتور سوخت هسته ای ترکیب شده است”.

 

تجربه متفاوت روسیه و آمریکا

نکته حائز اهمیت آن است که بدانیم دستیابی به سرعت‌های بالا یکی از اولویت‌های اساسی در توسعه هواگردهای نظامی است و در این میان موشک‌ها همواره کلید دستیابی به این آرزوی بزرگ بوده‌اند. 

در طول سال‌های جنگ جهانی دوم تلاش دانشمندان آلمانی منجر به توسعه دو خانواده جداگانه از موشک‌هایی با کاربری نظامی شد. برای مثال راکت V-۱ به عنوان یک موشک هدایت شونده پدر موشک‌های کروز فعلی محسوب می‌شد و راکت V-۲ به عنوان یک موشک بالستیک که قابلیت دستیابی به سرعت‌های بالا و بردی نزدیک به ۲۰۰ کیلومتر داشت.

پس از سقوط آلمان نازی فناوری موشکی توسعه یافته توسط این کشور در اختیار دو قدرت پیروز جنگ یعنی اتحاد جماهیر شوروی و ایالات متحده آمریکا قرار گرفت و فناوری موشک V-۲ به توسعه موشک بالستیک با بردهای گوناگون و مأموریت‌های مختلف انجامید.

اتحاد جماهیر شوروی و آمریکا با توسعه این فناوری نظم جدیدی از توازن قوا را در عرصه نظامی مبتنی بر موشک‌های بالستیک با قابلیت حمل کلاهک‌های اتمی و متعارف پدید آوردند. فتح فضا یکی از ثمرات توسعه تکنولوژی موشک‌های بالستیک در دوران جنگ سرد بود.

با این حال فناوری موشک‌های کروز مسیر متفاوتی را در دو کشور طی کرد. ایالات متحده آمریکا با توجه به قدرت بالای نیروی هوایی خود، اولویت اساسی خود را در توسعه موشک‌های کروز، هدف قرار دادن دشمن با سلاح‌های متعارف و با دقت بالا اختصاص داد. این رویه به خصوص بعد از جنگ ویتنام در اولویت قرار گرفت.

توسعه موشک‌های کروز دوربردی همچون تاماهاوک که قابلیت پرتاب از مقرهای زمینی و هوایی تا برد ۲۵۰۰ کیلومتر را داشت، نتیجه همین راهبرد بود. در نتیجه با توسعه سیستم‌هایی همچون استفاده از فناوری مکان یابی ماهواره‌ای یا جی.پی.اس امکان هدف قرار دادن اهداف زمینی با دقت نزدیک به یک متر از مسافت ۲۰۰۰ کیلومتری فراهم شد.

موشک وی-1 آلمان نازی به نوعی اولین موشک کروز دنیا محسوب میشود

 

در طرف مقابل اتحاد شوروی و پس از آن روسیه مسیر متفاوتی را در توسعه این موشک‌های کروز طی کردند. اتحاد جماهیر شوروی به دلیل ضعف در توسعه نیروی دریایی خود در مقابل ناوگان‌های آمریکا به سراغ توسعه موشک‌های کروز هوا به دریا با قابلیت شلیک از کشتی‌ها و هواپیماهایی همچون توپولف ۹۵ رفت. تفاوت اساسی موشک‌های کروز اتحاد جماهیر شوروی سرعت بالا، قابلیت پرواز در ارتفاع پایین یا سینه مال و همچنین انجام مانورهای سنگین برای رسیدن به هدف بود.به عنوان مثال موشک ضد کشتی خا-۴۱ که به سانبرن مشهور است، با سرعت ۳ ماخ با ارتفاع یک متر از سطح دریا می‌تواند به هدف نزدیک شود. بر اساس برآوردهای نیروی دریایی آمریکا یک ناوشکن آمریکایی تنها مدت ۴۰ تا ۵۰ ثانیه فرصت دارد تا با کشف این موشک دست به تدابیر متقابل بزند. بر خلاف موشک‌های هم خانواده آمریکایی، موشک‌های روسی به جای موتور توربوفن از موتور رمجت یا موشک سوخت جامد به عنوان پیشرانه استفاده می‌کنند. از این رو می‌توان گفت ساخت موشک‌های هایپر سونیک در حقیقت ادامه تجربه اتحاد جماهیر شوروی و روسیه در توسعه موشک‌های کروز ضدکشتی با سرعت و قدرت مانور بالا است.

موشک خا-41 سانبرن

اهمیت موشک های هایپر سونیک

اولین ویژگی موشک‌های هایپر سونیک قابلیت حرکت آن‌ها با سرعت بالای ۵ تا ۷ برابر سرعت صوت است. البته در این میان نباید موشک‌های بالستیک را فراموش کرد که می‌توانند به سرعت بسیار بالا دست پیدا کنند. به عنوان مثال موشک‌های بالستیک زیر دریایی پرتاب ترایندت و بولاوا با قابلیت حمل چندین کلاهک در فاز نهایی حمله می‌توانند به سرعت ۲۵ ماخ برسد.

با این حال قابلیت مانور و حرکت این موشک‌ها به دلیل سرعت بالا بسیار محدود و مسیر آن‌ها کاملاً قابل پیش بینی است. از سوی دیگر به دلیل ارتفاع بالای پرواز این موشک‌ها تا صدها کیلومتر بالای جو امکان شناسایی آن‌ها به وسیله رادارهای برد بلند پیش اخطار از هزاران کیلومتر دورتر امکان پذیر و انجام اقدامات تدافعی از جمله پرتاب موشک‌های ضد موشک از جمله تاد و پاتریوت کاملاً فراهم می‌شود.

موشک‌های هایپر سونیک با قابلیت حرکت در ارتفاعات پایین‌تر، سیستم‌های پدافندی را به سرعت غافلگیر کرده و به راحتی می‌توانند با مانورهای سنگین هرگونه واکنش دفاعی را خنثی کنند. بر طبق برآوردهای نیروی هوایی آمریکا فرصت زمان واکنش در مقابل یک موشک بالستیک در برد ۳ هزار کیلومتری نزدیک به ۱۲ دقیقه است، اما در مقابل یک موشک هایپر سونیک این زمان تنها به ۶ دقیقه کاهش می‌یابد.

از سوی دیگر برای مقابله با این موشک‌ها نیاز به توسعه نسل جدیدی از موشک‌های پدافندی است که تاکنون پیش‌بینی‌های لازم برای آن صورت نگرفته است. قدرت تخریبی کلاهک‌های فوق به دلیل سرعت فوق العاده بالا به شدت ویرانگر است.

هم اکنون موشک‌های هایپر سونیک در دو خانواده کلی در حال توسعه هستند، دسته اول موشک‌های لغزشی هایپر سونیک یا ((HGV هستند. این موشک‌ها توسط یک راکت به ارتفاع ۵۰ تا ۱۰۰ کیلومتری پرتاب می‌شوند و پس از آن با استفاده از نیروی هوا به سمت هدف با سرعت ۵ تا ۱۰ می‌لغزند.

نوع دوم این سلاح‌های موشک‌های هایپر سونیک کروز یا (HCM) است که در تمام مدت با موتورهای رمجت یا اسکرم جت به سمت هدف پرواز می‌کنند. از جمله‌های نمونه‌های این سلاح می‌توان به موشک روسی کینژال یا تیغ دم اشاره کرد که بر روی هواپیماهای میگ-۳۱ سوار می‌شود.این موشک‌ها یا از موتورهای ویژه سرعت‌های بالا یعنی اسکرم جت استفاده می‌کنند و یا از سوخت جامد برای رسیدن به سرعت فرا صورت بهره می‌برند.

از جمله کشورهایی که هم اکنون در این حوزه در لبه جلویی این فناوری قرار دارند، می‌توان به روسیه، چین و آمریکا اشاره کرد. روسیه اولین کشوری است که یک موشک هایپر سونیک را به صورت عملی توسعه داده و وارد خدمت کرده است. موشک کینژال که نام آن برگرفته از یک خنجر قدیمی گرجی است و توان رسیدن به سرعت ۷ ماخ را با استفاده از سوخت جامد دارد.

موشک کینژال ( نوعی خنجر دولبه گرجستانی) لوود شده به روی میگ 31

این سامانه بر اساس موشک میان برد اسکندر ساخته شده، موشکی که در حقیقت یک پرتابه بالستیک سوخت جامد است که توانمندی رسیدن به برد ۷۰۰ کیلومتر دارد اما موشک کینژال با استفاده از سوخت جامد می‌تواند مسافتی نزدیک به ۲۰۰۰ کیلومتر را طی کند.در صورتی که یک سامانه پدافندی قصد رویارویی با این موشک را داشته باشد، با توجه به سرعت و قدرت مانور آن تنها نزدیک به ۳ دقیقه از لحظه کشف آن برای انهدام این موشک زمان خواهد داشت. این موشک به خصوص برای هدف قرار دادن مجموعه‌های پدافندی و به خصوص پایگاه‌های دریایی دشمن به شدت مؤثر است.

موشک کینژال (به معنای خنجر) در ماه مارس سال 2018 توسط شخص رئیس‌جمهوری روسیه، ولادیمیر پوتین، به عنوان یکی از شش سلاح هایپرسونیکی که به زودی وارد خدمت نیروهای نظامی روسیه می‌شوند، رونمایی شد. در حالی که دیگر پلتفورم‌های هایپرسونیک مانند موشک سارمات یا موشک‌های بالستیک قاره‌پیمای آوانگارد منحصرا برای کاربردهای استراتژیک هسته‌ای استفاده شده است، آنچه کینژال را متمایز از آن‌ها می‌سازد توانایی‌اش برای استفاده در یک پلتفورم تهاجمی تاکتیکی با کلاهک غیراتمی است. این به معنای استفاده از حملات دقیق علیه اهداف نظامی در میدان نبرد می‌باشد. کینژال قادر است یک کلاهک هسته‌ای را نیز برای حملات اتمی راهبردی، حمل کند. اما آن چه ارزش این موشک را غیرقابل توصیف می‌کند، توانایی آن برای اجرای عملیات تاکتیکی به منظور مورد اصابت قرار دادن کشتی‌ها از فواصل طولانی است. در حقیقت بهتر از هر پلتفورم مشابه دیگری که در حال حاضر در دیگر نقاط جهان مشغول به خدمت است، این موشک قابلیت از بین بردن بزرگ‌ترین و پیشرفته‌ترین ناوهای جنگی را دارد.

وزن کلاهک جنگی کینژال بین 500 تا 700 کیلوگرم برآورد می‌شود، بار جنگی سهمگینی که همچنان کمتر از نسخه چینی DF-21D است. اما آنچه کینژال را متمایز ساخته و آن را سلاحی مهلک برای شکار ناوها می‌سازد، ترکیب دقت، برد و سرعت هایپرسونیک بیش از 5 ماخ است. حتی بدون سر جنگی، انرژی جنبشی ناشی از پیشران این موشک اگر بزرگترین ناوهای جنگی را نابود نکند،  به تنهایی برای از کار انداختن آن‌ها کافی است. در این میان به منظور فهم بهتر این حقیقت، بهتر است مقایسه‌ای با موشک کروز ضدکشتی براهمون که ساخت مشترک روسیه و هندوستان است، انجام دهیم. پلتفورمی که به سرعت 2.8 ماخ محدود شده و سر جنگی 250 کیلوگرمی را حمل می‌کند. در خصوص براهماس باید اشاره کرد صرف قدرت ناشی از سرعت بالای آن برای شکافتن کشتی‌های جنگی بزرگ به دو نیم  کافی است. این موشک کروز به رغم فقدان سرعت هایپرسونیک اثبات کرده که توانایی انجام این امر را دارد. از این موضوع می‌توان دریافت که کینژال یک پلتفورم با برد بیشتر و بسیار سریع‌تر است که تقریبا دو برابر انرژی جنبشی براهموس را دارا بوده، سر جنگی‌ که حمل می‌کند دو برابر قوی‌تر از آن است و برد آن نیز بیش از 2000 کیلومتر می‌باشد. لذا می‌توان انتظار داشت که توانایی نابود کردن بزرگترین ناوهای جنگی دشمن را تنها در یک حمله، داشته باشد.

موشک کینژال با ابعاد واقعی ، به اندازه بزرگ این موشک دقت نمایید

به گفته معاون وزیر دفاع روسیه، یوری بوریس‌اف، نیروهای نظامی این کشور 10 هواپیمای رهگیر از نوع میگ-31 را برای حمل موشک‌های هوا به هوای کینژال از ماه مارس، نوسازی کرده‌اند. مقامات رسمی روس در خصوص قابلیت‌های این سلاح تصریح می‌کنند: این(موشک) در کلاس سلاح‌های با دقت بالا قرار دارد که با برخورداری از یک کلاهک چندمنظوره، توانایی حمله به اهداف ثابت و متحرک را دارا می‌باشد. ... این (موشک) در هوا رها می‌شود، تا سرعت مشخصی در ارتفاع بالا اوج می‌گیرد، و سپس حرکت مستقل خود را آغاز می‌کند. مقامات روس بر سرعت پیشران بالا در طراحی کینژال تاکید کرده و علاوه بر این می‌گویند که این موشک برای مانور در حین پرواز و عبور از مناطق خطرناک حاوی سامانه‌های ضدموشکی و ضدهوایی نیز، قابلیت‌های بسیار خوبی دارد. به خصوص این قابلیت مانور در پرواز هایپرسونیک است که عدم آسیب‌پذیری موشک را مورد تضمین کرده و احتمال قریب به یقین برخورد به هدف را ممکن می‌سازد.

تعدادی از چهره‌های کلیدی نظامی ایالات متحده در پی رونمایی موشک‌های جدید هایپرسونیک روسیه اشاره کرده‌اند که ایالات متحده قابلیت‌های مشخصی برای رهگیری حملات این موشک‌ها در چنین سرعت‌های بالایی را ندارد. جان هایتن، از فرماندهان امور راهبردی ایالات متحده در خلال جلسه‌ای در کمیته خدمات نظامی سنا در این باره تصریح می‌کند که سیستم‌های دفاع هوایی ایالات متحده برای متوقف کردن این حملات ( موشک‌های مبتنی بر پلتفورم‌ هایپرسونیک) کاملا ناتوان‌اند. در حقیقت، بنا بر شماری از گزارش‌ها از منابع آمریکایی، برخی از پیشرفته‌ترین سامانه‌های دفاع هوایی نظامی اخیرا مبارزه‌ای را برای رهگیری حملات موشک‌های ساب‌سونیک(مادون سرعت صوت) مانند اسکاد-بی، با طراحی اولیه‌ای که به 50 سال پیش باز می‌گردد، صورت داده‌اند. در این آزمایش‌ها سامانه‌های مذکور توانایی قابل توجهی برای مقابله با موشک مهاجم از خود نشان نداده‌اند. این مساله الزامات امنیتی را نه تنها برای قلمرو ایالات متحده در مواجهه با موشک‌های قاره‌پیمای بالستیک جدید روسیه، بلکه برای نیروی دریایی این کشور که می‌تواند غرق شدن ناوهای جنگی و هواپیمابر خود را توسط حملات جدید بر مبنای پلتفورم کینژال در بردهای بسیار زیاد در حین نبرد، نظاره کند، فراهم می‌آورد.

در حالی که روسیه در مرزهای غربی‌اش، در جایی که فواصل دریایی نسبتا محدودتر است، نیاز کمتری به موشک‌های ضدکشتی با برد بلند دارد، استقرار و توسعه کینژال در شرق دور این کشور پیامدهای قابل توجهی بر موازنه قدرت در حوزه پاسیفیک خواهد داشت. با حضور رهگیرهای میگ-31 که یک دایره تهاجمی 1500 کیلومتری را در بر می‌گیرند، نیروی هوایی روسیه می‌تواند ناوهای جنگی ایالات متحده را تا فاصله 3500 کیلومتری از مرزهایش هدف قرار دهد. هواپیماهای تهاجمی روسیه از نزدیکی ولادی وستوک در شرق دور در روسیه حملات خود را برای پوشش شرق دریای چین و اکثر مناطق جنوب این دریا صورت می‌دهند، و تا فیلیپین و ازجمله منطقه دریایی مورد مناقشه‌ای که مورد ادعای چین بوده و دغدغه اصلی ایالات متحده برای آزادی گشت‌های ناوبری‌اش است، را در بر می‌گیرد. پیامدهای این امر واقعا قابل توجه بوده و می‌تواند موقعیت مسکو را در حوزه پاسیفیک تقویت کند. روسیه به دنبال راهی برای قطع دسترسی دریایی ایالات متحده و متحدینش به جنوب و شرق دریاهای چین به منظور یاری رساندن به پکن و یا بنا به دلایل خاص خودش است. با وجود کینژال این سلاح روسیه دسترسی بیشتری برای این امر را بیشتر و بهتر از هر سلاح چینی دیگری اعطا می‌کند. مسکو می‌تواند از این اهرم برای دستیابی به نفوذ قابل توجه در حوزه پاسیفیک، که می‌تواند کمبود نسبی تاسیسات نظامی‌اش در منطقه را جبران کند، استفاده کند.

موشک کینژال تا مدت‌ها ممکن است لقب شکارچی بزرگ ناوهای هواپیمابر در پاسیفیک را برای خود نگه داشته و تداوم اهداف بلندمدت چینی- روسی در کاهش نفوذ و حضور نظامی بلوک غرب در حوزه پاسیفیک را با ترک شناورهای سطحی ایالات متحده که کاملا بی‌دفاع هستند، تحقق بخشد. البته در این میان باید به تضعیف سلطه دریایی بی‌رقیب آمریکا که از سال 1945 پایه و اساس نظم منطقه بوده است، نیز اشاره کرد. مسکو احتمالا از این اهرم موثر برای به دست آوردن منافعش در آینده استفاده خواهد کرد.

 

منبع:http://mil-ir.com/News-239

قدرت موشک «سرمت» روسی

کارشناس روسیه به ارزیابی قدرت موشک «سرمت» روسی برای کشور آمریکا پرداخت.

به گزارش اسپوتنیک، قدرت 10 موشک بالستیکی بین قاره ای «ار اس-28 سرمت» برای نابودی تمام ساکنان آمریکا کافی خواهد بود.

آلکسی لئونوف کارشناس نظامی روسیه در این خصوص گفت:«همه می دانند که در هیروشیما و ناکازاکی حدود 100 هزار نفر در هر شهر جان خود را بر اثر بمباران اتمی از دست دادند که پس از 5 سال این تعداد دوبرابر شد. در سال 1945 قدرت بمب اتمی بطور متوسط 20 کیلوتن بود یعنی هر کیلوتن در یک لحظه 5000 نفر را به کام مرگ کشاند».

یک موشک می تواند از 6,75   تا  7,5مگاتن مواد هسته ای را با خود منتقل کند که در مناطق پر جمعیت آمریکا باعث مرگ از 33 تا 37 میلیون نفر خواهد شد. بدین ترتیب بنا به ارزیابی کارشناس نظامی،  برای نابودی کل جمعیت آمریکا فقط 10 موشک «سرمت» کافی خواهد بود.

وزن موشک بالستیکی قاره پیمای «سرمت» بیش از 200 تن بوده و آنرا می توان به کلاهک های هسته ای مسلح کرد و وسایل دفاع موشکی با دشواری می توانند آنرا رهگیری کنند. علاوه بر این تعداد بلوک های رزمی سرمت بیشتر از موشک «وایوودا» است که فعلا قوی ترین موشک بالستیکی قاره پیما در جهان است.

منبع:https://ir.sputniknews.com/world/201901294391094

۲۰ سلاح خطرناک ارتش ایالات متحده آمریکا

۲۰ سلاح خطرناک ارتش ایالات متحده آمریکا

 

KC-135

۰

اشتراک‌گذاری

ارتش آمریکا حقیقتا، و تنها یه یک دلیل، یکی از پیچیده ترین، پیشرفته ترین و قدرتمند ترین نیروی های نظامی در کره زمین است، و علت آن، در اختیار داشتن بهترین سلاح ها است. در ادامه به بررسی قوی ترین سلاح های موجود در ارتش این کشور اشاره خواهیم کرد.

 نیروهای مسلح دولت واشنگتن، که در دسته های نیروی دریایی (در دو شاخه Navy و Marines)، ارتش و نیروی هوایی، و هم چنین در زمینه های دیگر نظیر نیروهای سایبری، فضایی و هسته ای تقسیم می شوند، تقریبا برای هر مشکلی در هر نقطه در سراسر دنیا، آماده هستند.
اما بهترین اسلحه ای که آمریکا در اختیار دارد، کدامند؟ با نگاه به شاخه های متعدد نیروها، بهترین بهترین ها، کدام هستند؟
در طول چند سال اخیر، سایت warrior مقاله های متعددی را در رابطه با این پرسش ها تألیف کرده است و برای راحتی کار شما، اکنون همه ی آن ها را در این پست جمع آوری کرده ایم. بخش اول نگاهی بر نیروی دریایی آمریکا می اندازد. در بخش دوم، نگاهی عمیق به تفنگ داران دریایی (Marine Corps) خواهیم داشت. در بخش سوم، ارتش آمریکا را مورد بررسی قرار خواهیم داد و در نهایت، در بخش چهارم، نیروی هوایی آمریکا را از زیر نظر خواهیم گذراند.

نیروی دریایی
نیروی دریایی آمریکا بزرگترین و پیشرفته ترین نیروی دریایی در سطح جهان است، که انواع نجهیزات از جمله ناو هواپیمابر و گشت زنی دریایی، تا زیردریایی ها، ناوشکن ها و هیلوکوپترهای بدون سرنشین را در اختیار دارد.
بنابراین زمانی که سردبیر مجله، از شما بخواهد که ۵ مورد از خطرناک ترین و مهلک ترین سلاح های نیروی دریایی آمریکا را معرفی کنید، سخت ترین چالش پیش روی شما، محدود کردن لیست به تنها ۵ سلاح خواهد بود. در این مقاله از پلت فرم های بزرگ، مانند ناوهای هواپیما بر و کشتی های جنگی دو کاره (قابلیت استفاده در آب و خاک) کنار گذاشته شده اند. موارد ذکر شده قطعا مهلک ترین سلاح های به کار رفته در زراد خانه نیروی دریایی آمریکا هستند، اما، همه آن ها را می شناسند و به عنوان پلت فرم های عظیم، این دو سیستم، از تجمع تجهیزات کوچک تر تشکیل شده اند.
در مقابل، پلت فرم هایی در این بخش معرفی خواهند شد که از دیدگاهی ویژه، و تأکید بر ارزش بیشتر، در ازای هزینه پرداخت شده برای آن ها، برجسته هستند. بعلاوه، برای بیان جزئیات هرچه بیشتر، هواپیماها و نیروهای ویژه کنار گذاشته شده اند، و تمرکز روی کشتی های سطحی و زیردریایی ها بوده است.
پیش از ادامه کار، باید اشاره شود که نیروی دریایی، اکنون در نقطه اوج یک انقلاب در زمینه فناوری قرار دارد، که کشتی ها، جنگنده ها، رادارها، لیزرها، سامانه مغناطیسی railgun و سیستم های بدون سرنشین دیگری در افق آن مشاهده می شوند. ممکن است در ده سال آینده، این لیست تفاوت های اساسی با لیست کنونی داشته باشد.
Arleigh Burke
ناوشکن حامل موشک انداز Arleigh Burke:
ناوشکن های کلاس Arleigh Burke که نام آن از یک دریا سالار افسانه ای در زمان جنگ جهانی دوم، گرفته شده است، کشتی های بسیار پیشرفته و توانمندی هستند که هر ارتش مدرنی آن ها را در اختیار دارد. کلاس Burke، با ۶۲ فروند، ستون فقرات ناوگان کشتی های جنگی، به شمار می رود که بیش از یک پنجم از تمام کشتی های نیروی دریایی را تشکیل می دهد.
قلب سیستم جنگنده ناوشکن های کلاس Burke، در سیستم رادار Aegis است، که می تواند انواع مختلفی از موشک های دفاعی هوایی را برای مقابله با هدف های دشمن، هدایت کند. سیستم Aegis می تواند طرح دفاعی یک گروه دریایی سطحی را هماهنگ سازی کند، و با قابلیت جدید مشارکت هماهنگ، کلاس Burke می تواند از فواصل مختلف، با استفاده از داده های به دست آمده از سایر پلت فرم ها، نظیر E-2D Hawkeye به هدف شلیک کند.

 

تبلیغات

ناوشکن کلاس Burke، می تواند موشک های دفاعی Evolved Sea Sparrow را به سوی اهداف کوتاه برد و میان برد، و موشک های SM-2 و SM-6 را در برابر اهداف دور برد هوایی پرتاب کند. بسیاری از ناوشکن ها، قابلیت دفاع در برابر موشک های بالستیک را دارا بوده و می توانند موشک های SM-3 را، که برای درگیری با موشک های ویژه طراحی شده اند، شلیک کنند.
برای مقابله با حملات زیر دریایی ها، این از ناوشکن ها، مجهز به یک سیستم ردیاب صوتی SGG-89 و یک سیستم یدک ردیابی برای به روز رسانی های آینده هستند. این کشتی ها قابلیت استفاده از موشک های اژدر MK.46 را دارند. هلی کوپترهای ضد –زیردریایی MH-60R این کشتی،از قابلیت هدف گیری زیردریایی ها از راه دور برخوردارند، اگرچه تنها نسخه های جدیدتر کلاس Burke دارای آشیانه ای برای هواپیماها هستند.

ناوشکن کلاس Burke به عنوان یک کشتی مدرن، مجهز به توپ های معمولی است. یک توپ ۵ اینچی (۱۲۷ میلی متری) روی عرشه کشتی سوار شده است، که قابلیت مقابله با حملات کشتی ها، بمباران منطقه ساحلی، و حتی مقابلله محدود با حملات هوایی را دارد. پس از وقوع انفجار USS Cole در سال ۱۹۹۹، این کشتی ها به دو توپ ۲۵ میلی متری و چهار مسلسل کالیبر ۰٫۵۰ نیز مجهز شدند. و در پایان، هر یک از این کشتی ها، دارای دو سیستم دفاعی نزدیک Phalanx 1B است، که برای هدف قرار دادن موشک های دشمن طراحی شده است، و در عین حال می تواند به سمت هلی کوپترها، پهبادها و قایق های کوچک نیز شلیک کند.

یکی از جنبه هایی که کشتی های کلاس Burke در آن دچار ضعف هستند، توانایی درگیر شدن با کشتی های دشمن است، چرا که تنها سیستم دفاعی آن ها در برابر کشتی های دشمن، ۸ موشک Harpoon است که علاوه بر قدیمی بودن، تنها در نسخه های اولیه وجود دارد. البته در طراحی به این موضوع توجه شده است، و با توجه به اینکه هیچ تهدید سطحی قابل ملاحظه ای در زمان طراحی وجود نداشته است، نیروی دریایی بر نبردهای کلی در مأموریت های تروریستی متمرکز بوده است. در حال حاضر موشک هایی چون موشک NSM ساخت نروژ و موشک های ضد کشتی دور برد Lockheed Martin برای این کشتی در نظر گرفته شده اند و نوید استفاده از موشک های ضد کشتی مختلف را در ناوگان دریایی می دهند.
این گروه از کشتی ها، بیشترین قدمت را در میان تجهیزاتی داشته اند که توسط نیروی دریایی امریکا ساخته می شوند؛ ساخت کشتی کلاس Arleigh Burke از سال ۱۹۹۱ آغاز شده و انتظار می رود که تولید آن تا ۱۵ سال دیگر نیز ادامه داشته باشد. این به معنای ۴۰ سال تولید مداوم و پیوسته ی یک نوع مشخص از ناوشکن ها است.
EA-18G Growler Electronic
هواپیمای EA-18G Growler Electronic
هواپیمای EA-G18 Growler، که بر اساس هواپیمای F/A-18F Super Hornet ساخته شده است، یک هواپیمای جنگی الکترونیکی با عملکرد یک جنگنده است. بر خلاف نسل قبلی این هواپیما، یعنی مدل EA-6B، این نسخه گرولر توانایی های بهتری داشته، و می تواند در مأموریت های خطرناک پا به پای جنگنده ها در نبردها مشارکت داشته باشد.
هواپیمای گرولر، در اصل نوع دیگری از هواپیمای Super Hornet با دو سرنشین است، به طوری که تقریبا ۹۰ درصد خصوصیات این دو هواپیما مشابه است. در این هواپیما، مسلسل M61 داخلی موجود در Super Hornet، برای گنجانده شدن یک سیستم تداخل ارتباطی An/ALG-227 حذف شده است، و غلاف های اخلالگر رادار AN/ALG-99 در محل قرار گیری سلاح های هواپیما، نصب شده اند.

هواپیمای گرولر سه قابلیت مهم دارد. نخست آنکه توانایی مشارکت در مأموریت های خنثی کردن نیروهای هوایی دشمن را برای پشتیبانی از پهبادها یا هواپیماهای بدون سرنشین دارد. گرولر می تواند در سیستم های ارتباطی و رادارهای زمینی دشمن اختلال و پارازیت ایجاد کند و با موشک های ضد رادار HARM، این رادارها را به طور مستقیم مورد حمله قرار دهد.
در وهله دوم، گرولر قابلیت انجام مأموریت های ایجاد اختلال از راه دور Stand-off and escort jamming در مقابل پدافندهای هوایی از زمین، پلت فرم های هشدار زودهنگام هوابرد دشمن، و جنگنده های دشمن را دارد. گرولر می تواند پا به پای جنگنده ها عملیات های تجسس ضدهوایی شرکت کرده و رادارهای و سیستم های ارتباطی دشمن را در هم بریزد.
و سوم آنکه، گرولر از توانایی انجام “حملات الکترونیکی غیر معمول” برخوردار است، قابلیت تقریبا مرموزی که به آن اجازه می دهد با نیروهای دفاعی زمینی درگیر شود.
علاوه بر این قابلیت ها، گرولر می تواند از خودش محافظت کند، و در نتیجه فرصتی برای استفاده از جنگنده های پشتیبان در مناطق دیگر فراهم می کند. گرولر به اندازه F/A-18F سریع بوده، قابلیت مانور بالایی دارد و می تواند موشک های AMRAAM را برای کاربردهای دفاعی حمل کند. علی رغم طراحی این هواپیما برای جنگ الکترونیکی، گرولر به یک رادار AESA چند حالتی APG-79 و یک سیستم نشانه گیری داخل کلاه خلبان (HMD) مجهز شده است.
تا ماه می سال ۲۰۱۴، ۱۰۰ فروند هواپیمای گرولر از سوی بوئینگ به ایالات متحده تحویل داده شده است، و خرید ۱۵ فروند دیگر، به عنوان بخشی از بودجه دفاعی گنگره در سال ۲۰۱۵، به تصویب رسیده است.

زیردریایی کلاس ویرجینیا
زیردریایی کلاس ویرجینیا، یکی از موفق ترین طرح های تجهیزات نظامی آمریکا پس از دوره جنگ سرد، از پیشرفته ترین زیردریایی های هسته ای با یک برنامه مالی مشخص، بوده است. قرار است حداقل ۳۳ فروند از این زیردریایی ها ساخته شود.
هر یک از این زیردریایی ها، حدود ۳۳۷ فوت طول و ۳۴ فوت قطر دارد و وزن آن در حالت شناور، حدود ۷۸۰۰ تن است. در یک فروند از این زیردریایی ها، ۱۲ لوله پرتاب قائم، برای موشک های Tomahawk، و چهار اژدر انداز ۵۳۳ میلی متری وجود دارد که قابلیت پرتاب اژدرهای Mk 48 ADCAP، مین ها و تجهیزات بدون سرنشین زیر آبی را دارد. تعدادی از این زیردریایی ها، به اتاقک هایی برای غواصان مجهز شده و می توانند زیردریایی های کوچک SEAL را حمل کنند.
علاوه بر انجام مأموریت ها در زمان حمله، زیردریایی های ویرجینیا ، سکوهای خوبی برای دیدبانی هستند. هرکدام از این دریایی ها، در بخش های مختلف، از برامدگی فوقانی زیردریایی، تا قسمت کروی آن در نوک، بخش های جانبی و انتهایی، دارای سیستم های ردیابی صوتی هستند که وجود اشیاء را نیز تشخیص می دهند. این زیردریایی ها برای تشخیص سیگنال های دشمن و سنسورهای الکترونیک نوری، به حسگرهای پشتیبانی الکترونیک (EMS) مجهز شده اند. این حسگر ها را می توان با داده های به دست آمده از تجهیزات بدون سرنشین زیر آبی (UUV) و نیروهای ویژه تقویت کرد. به کمک این سیستم ها می توان اطلاعات به دست آمده را به وسیله ی فرستنده های پرقدرت، به سطح آب و حتی فراتر ارسال کرد.
زیردریایی کلاس ویرجینیا، از دیدگاه صرفه اقتصادی نیز، یک طرح موفق به شمار می آید. نسل قبلی این زیردریایی ها، یعنی کلاس Seawolf ، یک فاجعه مالی محسوب می شود – قرار بود ۲۹ فروند از این زیردریایی ها ساخته شود، اما هزینه متوسط ساخت هر یک از آن ها، حدود ۴/۴ میلیارد دلار تمام شد و به همین دلیل ساخت این زیردریایی ها متوقف شد.
از سوی دیگر، هزینه ساخت هر فروند زیردریایی ویرجینیا، به طور متوسط اندکی کمتر از ۲ میلیارد دلار است. مهمتر آنکه، در سال ۲۰۱۱، تحویل این زیردریایی ها، زودتر از موعد و با صرف هزینه کمتر انجام گرفت. کشتی USS Mississippi نیز، یک سال زودتر از موعد و ۶۰ میلیون دلار ارزان تر تحویل داده شد. در ماه می، نیروی دریایی آمریکا، به ازای پرداخت ۶/۱۷ میلیارد دلار، ساخت ده زیردریایی را به شرکت های Huntington Ingalls و General Dynamics سپرد. بر اساس این توافقنامه، قرار است به مدت ۵ سال، هر یک از این شرکت ها، هر سال یک زیردریایی به نیروی دریایی امریکا تحویل دهد. به این ترتیب هر سال دو فروند زیردریایی به ناوگان درایی آمریکا افزوده خواهد شد.
زیردریایی کلاس اوهایو
زیردریایی کلاس اوهایو با قابلیت پرتاب موشک های کروز
چهار زیردریایی موشک انداز کلاس اوهایو: اوهایو، میشیگان، فلوریدا و جورجیا – قدرتمند ترین و مجهزترین کشتی های مسلح در دنیا به شمار می آیند. هر کدام از این زیردریایی ها، به ۱۵۴ موشک کروز مجهز شده است و می تواند تا چهار جوخه از یگان های ویژه نیروی دریایی آمریکا را جابه جا کند.
هر کدام از این زیردریایی ها، که با هدف پرتاب موشک های بالستیک ساخته شده اند، حامل ۲۴ موشک بالیستیک D-5 Trident مجهز به کلاهک هسته ای بوده اند. تحت شرایط پیمان START II، چهار زیردریایی اضافه با قابلیت پرتاب موشک های بالستیک برای آمریکا باقی ماند. نیروی دریایی آمریکا، به جای از رده خارج کردن آن ها، ۴ میلیارد دلار برای تبدیل آن ها به تجهیزات حامل موشک های کروز زمینی Tomahawk هزینه کرد.

۲۲ مورد از سیلوهای موشک های تریدنت، بازسازی شدند تا هرکدام از آن ها هفت موشک Tomahawk را پذیرا باشند. نتیجه این تغییرات، یک سکوی پرتاب مخفی است که می تواند ۱۵۴ موشک توماهاوک را شلیک کند، قابلیتی که قدرت حملاتی نیروی دریایی آمریکا را بسیار بالا خواهد برد.
تجهیزات جنگی هر زیردریایی محرمانه است اما شامل انواع مختلفی از موشک های Block III Tomahawk و Block IV Tomahawk می شود. موشک Tomahawk Block III/C دارای یک کلاهک معمولی ۱۰۰۰ پوندی، با بردی در حدود ۱۰۰۰ مایل است Block III/D ظرفیت ۱۶۶ بمب خوشه ای را داشته و برد آن در حدود ۸۰۰ مایل است. هر کدام از موشک ها، قابلیت هدایت به چندین روش را دارد و می تواند با استفاده از سیستم ناوبری اینرسی (INS)، روش تطبیق با عوارض زمینی (TCM)، روش DSMAC و جی پی اس، به سمت مقصد هدایت شود.
Tomahawk Block IV/E به هر موشک، قابلیت شناسایی هدف، ارزیابی میزان آسیب ناشی از بمب، و هدف گیری مجدد را نیز اضافه کرده است. این موشک می تواند در صورت صدور فرمان، تصویری از منطقه نبرد را بفرستد، در حین جمع آوری هدف جدید قدری درنگ کرده و سپس هدفی جدید را جایگزین هدف قبلی کند. این موشک، بسیار کم هزینه تر از مدل های پیشین Tomahawk تمام می شود.

دو زیردریایی دیگر حامل موشک Trident نیز برای استفاده یگان های ویژه نیروی دریایی اصلاح شدند و اتاقک های غواصی در آن ها برای خروج از زیردریایی از زیر سطح آب، تدارک دیده شده است. هرکدام از زیردریایی های SSGN کلاس اوهایو می توانند ۶۶ کماندوی یگان ویژه (SEAL) را به همراه ترکیبی از دو زیردریایی کوچک یا محافظ های شناور حمل کنند.
زیر دریایی اوهایو اولین موشک های خود را در نوزدهم مارس ۲۰۱۱، در حین عملیات Odyssey Dawn شلیک کرد. USS Florida حدود ۹۳ موشک توماهاوک را علیه اهداف نظامی لیبیایی شلیک کرد. در آینده، زیردریایی های حامل موشک های کروز را می توان به عنوان کشتی های مادر برای تجهیزات بدون سر نشین زیر آب (UUV) به کار برد.
USS Ponce
ناو USS Ponce:
ممکن است حضور یک شناور مخصوص ترابری (آبی –خاکی) در این لیست، قدری عجیب به نظر برسد، و تا حدود یک هفته پیش، USS Ponce 43 ساله، که اولین بار در سال ۱۹۷۱ به کار گرفته شد، به عنوان یکی از کشتی های ترابری برای نیروی دریایی آمریکا به شمار می رفت. اما اکنون، به اولین کشتی در نیروی دریایی ایالات متحده تبدیل شده است که به یک سلاح لیزری مجهز است.
چهارشنبه گذشته، نیروی دریایی ایالات متحده اعلام کرد که سیستم تسلیحاتی لیزری یا LaWS، اکنون به یک سامانه تسلیحاتی عملیاتی تبدیل شده است. این سیستم لیزری از این پس می تواند در نبردها به کار گرفته شود.
سیستم لیزری اشاره شده، برای هدف قرار دادن پهبادها، هلی کوپترهایی که با سرعت کم حرکت می کنند، و قایق های سریع گشت زنی (PCF) طراحی شده اند. در ویدئویی که توسط نیروی دریایی در سایت یوتیوب منتشر شده است، این سیستم لیزری، یک موشک ضد تانک RPG-7 را منفجر کرده، موتور یک قایق کوچک را سوازنده است و یک پهباد بدون سرنشین را از کار انداخته است. به نظر می رسد که پروسه استفاده از این سلاح، تنها به کسری از ثانیه زمان نیاز دارد.
نیروی دریایی آمریکا ادعا کرده است که بر اساس پیمان کنوانسیون ژنو، از این تسلیحات لیزری برای هدف قرار دادن انسان ها و اشخاص، استفاده نخواهد شد. با این حال می توان گفت که منفجر کردن تجهیزات و سوخت، یا تخریب یا وارد کردن آسیب های جدی به یک وسیله در حال حرکت، می تواند برای تیم هدایت کننده آن پیامدهای مهلکی به دنبال داشته باشد.
هنوز در مورد محدوده برد تسلیحات LaWS ، یا تعداد شلیک های آن در حین درگیری، هیچ اطلاعاتی منتشر نشده است. نور لیزر برای چشم غیر مسلح، قابل دیدن نیست. به نظر می رسد که این سیستم از سوی یک کشتی پایه و با استفاده از نسخه اصلاح شده ای از یک کنترل بازی های ویدئویی به هدف شلیک می شود.
در دنیای سامانه های تسلیحاتی بسیار هزینه عصر حاضر، یکی از مهم ترین خصوصیات LaWS هزینه های آن است. این سیستم به ازای هربار شلیک، تنها ۶۹ سنت هزینه بر می دارد و به نظر می رسد که یک بار شلیک برای از پا در آوردن یک قایق کوچک، کافی باشد. یک موشک گریفین، که نیروی دریایی آمریکا آن را در برابر قایق های کوچک به کار می گیرد، به ۹۹۰۰۰ دلار هزینه نیاز دارد. سیستم دفاع موشکی RAM که برای درگیری با پهباد ها مورد استفاده قرار می گیرد، به ازای شلیک هر موشک، ۲۵۰۰۰۰ دلار هزینه دارد. سیستم LaWS را می توان حتی با توپ ۲۰ میلی متری که توسط سیستم های دفاعی نزدیک Phalanx شلیک می شود مقایسه کرد. در حالی که ما هنوز اطلاعات دقیقی از هزینه های کل سیستم LaWS نداریم، این اعداد و ارقام، در مقابل تعداد دفعات شلیک، بسیار جالب توجه هستند.
LaWS یک سامانه لیزری با توان ۳۰ کیلو وات است. نیروی دریایی آمریکا قصد دارد سیستم های قوی تر ۱۰۰ تا ۱۵۰ کیلووات را نیز در دو سال آینده، آزمایش کند.

تفنگداران نیروی دریایی ایالات متحده (Marine Corps) به این افتخار می کنند که در دسته نیروی های ۹۱۱ قرار دارند- مجموعه نیروهایی که رئیس جمهور می تواند آن ها را برای مبارزه در نبردهای ملی در حالت اضطراری فرا بخواند. اگرچه این تفنگداران در دوازده سال اخیر، در عمل به عنوان ارتش دوم زمینی در نظر گرفته شده اند، این نیرو، بخش از نیروی دریایی محسوب می شود و در اصل یک ناوگان مستقل دریایی به شمار می آید. بنابراین، تفنگ داران دریایی معتقدند – که به عنوان یک نیروی ویژه در عرصه دریایی و زمینی – به تجهیزات بی نظیری برای انجام مأموریت های خود نیاز دارند. در حالی که این نیرو اسلح بسیار متنوعی در اختیار دارد،۵ نمونه از بهترین این سلاح ها، در این بخش مورد بررسی قرار گرفته اند.:
تفنگداران دریایی:
اگرچه این مورد به معنای واقعی کلمه “یک سیستم تسلیحاتی” محسوب نمی شود، خصوصیات و آموزش های فوق العاده سربازان تفنگدار دریایی، به این نیروی ویژه معنا می بخشد. تمام اعضای این نیرو، از پایین ترین سرجوخه تا خود فرمانده، به عنوان یک پیاده نظام، آموزش دیده اند.
حتی خلبان های سپاه تفنگداران دریایی، پیش از ورود به دانشکده خلبانی، به مدت نه ماه تحت آموزش های پیاده نظام قرار می گیرند. تجربه مشترک جنگیدن در کنار تفنگداران دریایی در روی زمین، قدرت درکی به این نیروها می بخشد که سایر شاخه ها از آن بی بهره اند. در حقیقت، اعضای این تفنگداران نیروی دریایی هستند که مهمترین و موثرترین انشعاب نیروی های مسلح را نشکیل می دهند.
با اتمام عملیات های نظامی در عراق و افغانستان، قرار است تعداد اعضای این تفنگداران تا سال ۲۰۱۷، به ۱۸۲۰۰۰ نفر کاهش پیدا کند. اما حتی با این تعداد کاهش یافته نیز، تعداد این مجموعه از نیروهای آمریکایی، تقریبا معادل تعداد کل اعضای فعال ارتش بریتانیا است.
M1A1 Abrams
M1A1 Abrams
درحالی که سپاه تفنگداران دریایی به راهبردی بودن این مجوعه به عنوان یک نیروی سطح متوسط افتخار می کند، ممکن است در شرایط خاصی به نیروی خشونت بار سلاح های سنگین نیاز پیدا کند. این نیروی خشونت بار توسط تانک های ام۱ ای‌۱ آبرامز که ساخت شرکت جنرال دینامیکز است، تأمین می شود.
در حالی که این تانک ها به اندازه M1A2 SEPv2 پیشرفته نیستند، بسته ارتقاء حجم آتش M1A1 می تواند اهداف این نیروی تفنگداران را در زمینه پشتیبانی از پیاده نظام تحقق بخشد. تانک آبرامز به یک توپ ۱۲۰ میلی متری مجهز بوده و توسط یک لایه زرهی که متشکل از اورانیوم ضعیف شده است، محافظت می شود. این تانک، با داشتن موتوری به صورت یک توربین گازی و توان ۱۵۰۰ اسب بخار، می تواند با سرعت بیشتر از ۴۵ مایل در ساعت حرکت کند.
نیروی تفنگداران دریایی، یک نیروی مکانیزه سنگین در میان گروه های مبارزه ارتش نیست. کل مجموعه این نیروها، دارای سه گردان تانگ است – تعداد این تانک ها در مجموع به کمتر از ۴۰۰ عراده می رسد که بیشتر آن ها در پایگاه های ذخیره تجهیزات جنگی مستقر شده اند.
AH-1Z Viper
AH-1Z Viper
هلی کوپتر ای‌اچ- ۱زد وایپر آخرین نسخه از هلی کوپترهای کبری به جا مانده از دوره جنگ با ویتنام است. در حالی که ظاهر AH-1Z به نسخه های پیشین شباهت دارد، در اصل یک ماشین نظامی کاملا جدید است.
قدرت این هلی کوپتر توسط دو موتور توربوشفت T700 با ۱۸۰۰ اسب بخار تأمین می شود که با یک سیستم روتور کمپوزیت چهار تیغه ای، ترکیب شده است و چالاکی ویژه ای برای این هلی کوپتر به ارمغان آورده است. این هلی کوپتر از مجموعه ای حسگرهای پیشرفته شامل سیستم تشخیص هدف Lockheed Martin استفاده کرده و می تواند سیستم رادار Longbow را همراه داشته باشد. علاوه بر این، همانند هواپیماهای بوئینگ AH-64E Apache ارتش، می تواند شانزده موشک Hellfire را حمل کند، و با قابلیت شلیک موشک های AIM-9 Sidewinder عملکرد بهتری در درگیری هایی هوایی دارد.
هلی کوپتر AH-1Z بخش های مشترک زیادی با نسخه Bell UH-1Y Venom از UH-1 Huey دارد، که به لجستیک نیروها کمک خواهد کرد. با این حال، هلی کوپترهای Viper و Venom پلت فرم های ویژه ای در وزارت دفاع آمریکا هستند که مشابه هلی کوپتر های آپاچی با UH-60 Blackhawk به تعداد انبوده تولید نشده اند؛ به این معنا که نیروهای تفنگداران دریایی برای به روز نگاه داشتن ماشین های خود با جدیدترین پیشرفت ها، با سختی های بیشتری مواجه بوده و هزینه های بیشتری صرف می کنند.
Boeing AV-8B Harrier II
Boeing AV-8B Harrier II
جت هوایی AV-8B Harrier ، پشتیبانی هوایی را برای واحد های اعزامی به خارج از آمریکا انجام می دهند. برای تفنگداران دریایی، که همیشه دسترسی مناسبی به توپ های سنگین ندارند، هواپیما می تواند به عنوان آتش پشتیبان متحرک ایفای نقش کند.
در حالی که مدل هریر، بهترین هواپیمای جنگنده برای حمله به دشمن نیست – تا زمانی که جنگنده تهاجمی مشترک در مرحله عملیاتی قرار بگیرد – تنها هواپیمای عمود-پروازی است که زمان نشست و برخاست آن کوتاه بوده و می تواند از درون کشتی های تهاجمی دو گانه (آبی و خاکی) نیز کار کند .هواپیماهای تهاجمی مادون صوت، اگرچه شاید از جنبه های بسیاری، دچار ضعف باشند، برای عملیات های ویژه و نیروی های تفنگدار دریایی ضروری هستند.
قرار است در چند سال آینده، جنگنده تهاجمی مشترک، جای هواپیمای هریر را بگیرد. نیروهای تفنگدار امیدوارند که تا سال ۲۰۲۵، این جت را از رده خارج کرده، برنامه نگاه داشتن AV-8B تا پس از ۲۰۳۰ را لغو کند. در مقابل، نیروهای تفنگدار دریایی، بوئینگ F/A 18A/B/C/D را تا زمان جایگزین شدن F-35B به جای آن جت ها نگاه می دارد.
LAV
LAV:
نیروهای تفنگدار دریایی، به عنوان یک نیروی متحرک، و متوسط، نمی خواهند سرعت خود را با وسایل تقلیه مسلح سنگین، کم کنند. با این وجود، برخی از نیروهای مکانیزه برای آن ها حیاتی هستند.
برای تفنگداران دریایی، بسیاری از این نیازها، توسط نسخه های مختلفی از وسایل نقلیه مسلح سبک (LAV) جنرال دینامیکز، تأمین می شوند. یک گردان شناسایی با سلاح های سبک، انواع مختلفی از LAV ها، نظیر LAV-25، LAV-AT، LAV-L، LAV-M، LAV-Rs و LAV-C2s را در اختیار دارد که هرکدام از آن ها کاربردهای خاص خود را دارند، و از قابلیت دفاعی ضد تانکی و ضد هوایی تا فرماندهی و کنترل را در بر می گیرند.
متداول ترین نوع LAV ها، LAV-25 است که به یک توپ خودکار ۲۵ میلیمتری و یک جفت مسلسل ۶۲/۷ میلی متری مجهز شده است. این وسیله می تواند با سرعتی بیش از ۶۳ مایل در ساعت حرکت کند.

هنگامی که صحبت از سلاح های خطرناک و مهلک به میان می آید، ارتش ایالات متحده در این زمینه، هیچ کمبودی ندارد. ممکن است برخی از این سلاح ها، بسیار پرهزینه، و بسیار پیچیده باشند و بعضی از آن ها به در خواست سیاستمداران و مسئولات دفاعی، و نه سربازان شرکت کننده در نبرد، به کار گرفته شوند.
با این حال، ارتش کنونی آمریکا می تواند به شیوه های مختلف حجم آتش قابل توجهی ایجاد کرده و آن را در نبردهای کوچک ضد شورش، تا مبارزه سازمان یافته در جنگ های بزرگ به کار ببرد. با توجه به این نکات، پنج اسلحه برتر ارتش ایالات متحده عبارتند از:
AH-64
هلی کوپتر AH-64 آپاچی
نکته جالب آن است که بهترین سلاح نیروهای زمینی اول آمریکا، یک هواپیما است. اما با توجه به مبارزاتی که اخیرا نیروی نظامی آمریکا در آن ها حضور داشته است، و قرار است حضور داشته باشد، قدرت هوایی، مهمترین عامل تعیین کننده خواهد بود.
این نوع از هواپیماهای آپاچی، که به یک توپ مسلسل ۳۰ میلیمتری، موشک های Hellfire و حسگرهای بسیار پیچیده مجهز شده است، سرعت، حجم آتش و برد مناسب را با هم ترکیب کرده که به ارتش اجازه می دهد پیش از آنکه دشمن در تیررس سربازان ارتش قرار بگیرد، آن ها را مورد حمله قرار دهد. این هواپیما در ردیابی شورشیان یا دنبال کردن و از پای درآوردن ستون های مسلح رو به نابودی دشمن نیز، بسیار کارامد است. آپاچی در مبارزات مختلف از جمله جنگ خلیج فارس و افغانستان، نقش مهمی ایفا کرده است.
مهمتر از همه آنکه هواپیمای آپاچی، یکی از تجهیزات هوایی است که ارتش، به جای اتکا بر نیروی هوایی یا هواپیماهای نیروی دریایی در تأمین آتش پشتیبان، می توان از آن استفاده کند. یک هلی کوپتر تهاجمی، هیچ گام جایگزین خوبی برای پیاده نظام روی زمین نبوده است و نخواهد بود. اما نیروهای زمینی از پشتیبانی که یک هلی کوپتر تهاجمی می تواند تأمین کند، بهره زیادی خواهند برد.
M-1 Abrams
M-1 Abrams
اینکه آیا تانک ام-۱ آبرامز، بهترین تانک در دنیا است، به مخاطب صحبت های شما، و ملیت او بستگی خواهد داشت. اما، بدون شک این تانک، یکی از بهترین تانک ها در دنیا به شمار می رود.
تانک M-1A2، با وزن ۶۰ تن، مجهز به یک توپ مسلسل ۱۲۰ میلی متری، و زرهی از اورانیوم ضعیف شده به ضخامت حدود ۳ فوت بوده و سرعت آن به بیش از ۴۰ مایل در ساعت می رسد. این تانک توانسته است زره تانک های زرهی ساخت شوروی را در جنگ عراق از پای درآورد، و احتمالا تانک های پیشرفته تیپ ۹۹ چین را نیز به سرنوشت مشابهی دچار خواهد کرد. تعداد بسیار کمی از تانک های آبرامز در مبارزات، از بین رفته اند؛ این واقعیت که نیروهای داعش تانک های ام-۱ دولت عراق را نابود کرده یا به غنیمت گرفته اند، بیشتر نشان دهنده توانایی نیروها است تا خود تانک.
M-109A6 Paladin:
M-109A6 Paladin:
هویتزرهای خودران و بسیار قدرتمند ارتش آمریکا، در جنگ های اخیر این کشور، در صف های پشتی قرار داشته اند. با این حال، هنوز سلاح های بسیار قدرتمندی به شمار می روند.
پالادین، آخرین نسخه از توپ های خودران M-109 است. این ماشین ها می توانند یک خمپاره ۱۵۵ میلی متری را تا فاصله ۲۰ مایلی شلیک کند. بعلاوه می توانند خمپاره های Excalibur را نیز، که با استفاده از GPS یا لیزر هدایت می شوند، به هدف بزنند.
TOW
موشک ضد تانک TOW
به نظر می رسد که روسیه (یا اتحادیه شوروی) بهترین جایگاه را از نظر موشک های ضد تانک داشته باشد، اگرچه این موضوع قطعا از الگوی فروش اسلحه و اینکه سلاح های ساخت غرب، تا چه اندازه برای روسیه و هم پیمانانش خطرناک باشند تأثیر می پذیرد. بنابراین به راحتی می توان از یاد برد که ارتش آمریکا نیز در عرصه موشک های ضد تانک، چیزی از روسیه کم ندارد.
موشک های ضد تانک TOW (که خلاصه ی پرتاب لوله ای، ردیابی نوری، و هدایت سیمی است) با گذشت ۴۵ سال از حضور آن ها در ارتش، هنوز هم بسیار قدرتمند هستند. این موشک ها، تانک های بسیاری -که بیشتر آن ها ساخته ی روسیه بوده اند- را در جنگ ویتنام، جنگ های اعراب با اسرائیل و جنگ ایران و عراق، و اکنون در سوریه از پای در آورده اند.
مدل جدید تر TOW 2B، در نسخه های متعددی عرضه شده است، از جمله یک موشک سنگر شکن، و مدل Aero که بالای یک تانک منفجر می شود تا به پوشش بالایی نازک تانک، آسیب وارد کند.

مسلسل ام-۲ کالیبر ۵۰
ممکن است قرار دادن یک مسلسل تقریبا هشتاد ساله در لیست بهترین سلاح های ارتش، قدری عجیب به نظر برسد. اما این واقعیت که مسلسل ام ۲، یا “Ma Deuce “، با گذشت حدود یک قرن و جنگ های بی شمار، هنوز هم می تواند نقشی اساسی در مبارزات داشته باشد، تأکیدی بر آن است که این سلاح، واقعا قدرت مند و و برتر است
مسلسل ام-۲، زمانی که فرانکلین به تازگی به عنوان رئیس جمهور آمریکا انتخاب شده بود، و هیتلر درحال کسب قدرت در آلمان بود، ساخته شده است، و به عنوان یک مسلسل ضدهوایی، ضد خودرو و ضد پرسنل، که شباهت بسیاری به یک توپ مسلسل کوچک دارد، در نبردهای بسیاری مورد استفاده قرار گرفته است. جدید ترین نسخه ی آن، M2A1 دارای یک لوله با قابلیت تعویض سریع، و یک شعله پوش برای استفاده در شب است.

نیروی هوایی ارتش آمریکا، با اختلاف بسیار زیاد، قدرتمندترین و تواناترین نیروی هوایی روی کره زمین است.علاوه بر طرح های آموزشی مناسب و منسجم، نیروی هوایی برای پیشتاز بودن در میان رقبای احتمالی، به سلاح های مدرن نیاز دارد. در یک دهه گذشته، برتری آمریکا در نبردهای هوایی، در حال از بین رفتن است، زیرا روسیه توانسته است به تدریج از زمان فروپاشی اتحادیه شوروی، قدرت خود را به دست آورد و چین نیز به عنوان یک ابر قدرت در حال مطرح شدن است. با این حال، پنج سیستم تسلیحاتی زیر بنیان های نیروی هوایی آمریکا را تشکیل داده و باید برای حفظ برتری در آینده حفظ شوند:
Boeing LGM-30G
موشک بالیستیک فراقاره ای Boeing LGM-30G “Minuteman III”
اگرچه نظریه بازدارندگی سلاح های هسته ای، از زمان به اتمام رسیدن جنگ سرد، تا حدی کم رنگ تر شده است، این مأموریت، هنوز مهم ترین هدف نیروی هوایی به شمار می رود. پشتوانه اصلی تئوری بازدارندگی هسته ای آمریکا، موشک های بالیستیک LGM-30G Minuteman II هستند که به دهه ۱۹۶۰ تعلق دارند. چیزی در حدود ۴۵۰ فروند از این موشک ها، بخش زمینی از سه گانه معروف هسته ای را تشکیل می دهند.
با گذشت سال ها، این موشک قدیمی، با سیستم های هدایتی و موتورهای جدیدتر، اصلاح و به روز رسانی شده است. اگرچه این موشک ها، دراصل برای تطبیق داشتن با سه خودرو مستقل حامل کلاهک های هسته ای طراحی شده اند، نسخه کنونی از این موشک ها، تنها یک سلاح ۳۰۰ کیلوتنی را حمل می کند. ایالات متحده قصد داد به روز رسانی این موشک را ادامه دهد، اما در نهایت، باید به فکر یک موشک بالیستیک بین قاره ای جدید، به عنوان جایگزین Minuteman باشد. این امر بدون شک باید انجام شود، و تنها موضوع مورد بحث در این رابطه، زمان انجام آن است.

در چند سال اخیر سطح آمادگی نیروی موشکی-هسته ای، به طور مکرر مورد بحث و بررسی قرار داشته است. تعدادی از افسران که در حال تقلب کردن در آزمون ها بوده اند، دستگیر شده و تعدادی از افسران ارشد نیز در نتیجه ی این تخلفات، برکنار شده اند. تمامی این اتفاقات، موجب شده است که سایه ای روی نیروهای موشکی سنگینی کند.
Northrop Grumman B-2 Spirit
Northrop Grumman B-2 Spirit
ناوگان کم تعداد نیروی هوایی متشکل از بیست فروند بمب افکن Northrop Grumman B-2 Spirit، تنها دارایی تهاجمی با قدرت نفوذ دور برد در زرادخانه این نیرو است. هیچ هوایپمای دیگری در لیست دارایی های نیروی هوایی، نمی تواند از قاره ی آمریکا به پرواز درآید و در فضایی کاملا رقابتی به اهدافی در آن سوی کره زمین، حمله کند. مدل B-2 ، بدون سوخت گیری، بردی در حدود ۶۰۰۰ مایل دریایی دارد ، اما این مقدار را می توان با سوخت گیری مجدد هوایی، به ۱۰۰۰۰ مایل افزایش داد.
علاوه بر این، هیچ هواپیمای جنگی دیگری در ناوگان نیروی دریایی وجود ندارد که توانایی نفوذ به سیستم های دفاعی متراکمی را داشته باشد که هواپیمای B-2 برای عملیات در آن طراحی شده است. بمب افکن B-2 طوری طراحی شده است که در صورت وقوع جنگ جهانی سوم، به قلب نیروهای اتحادیه شوروی نفوذ کرده و با مجموعه ای از بمب های هیدروژنی آن را بمباران کند. در حالی که B-2 تا به حال فرصت پرواز کردن برای انجام چنین مأموریتی را نیافته است، همین توانایی ها موجب می شود که بمب افکن ها، بتوانند تقریبا با مصونیت کامل، به هر هدفی در سراسر دنیا حمله کنند. بعلاوه، در حالی که جنگنده هایی مانند F-22 یا F-35 در مقابل رادارهای فرکانس بالای کنترل هدف، مصون هستند، ردیابی هواپیمای بزرگ بالداری مثل B-2 با استفاده از رادارهای فرکانس پایینی که در باندهای UHF و VHF کار می کنند نیز، بسیار دشوار خواهد بود.
مشکل نیروی هوایی آن است که تا پیش از لغو برنامه ساخت این هواپیماهای بمب افکن توسط بوش، تنها ۲۱ فروند از مدل B-2 سفارش داده شده بود. از میان این ۲۱ جت، یکی از آن ها از بین رفته است. علاوه بر محدود بودن تعداد باقی مانده و نیاز شدید به آن، این بمب افکن روکش بسیار حساسی دارد و هزینه نگهداری آن به طرز شگفت آوری بالا است. برای بدتر کردن شرایط، دشمنان احتمالی آمریکا، در تلاش برای یافتن روش هایی، برای مقابله با بمب افکن های B-2 هستند.
نیروی هوایی، برنامه ای برای ساخت یک بمب افکن دارد که به پروژه ی “بمب افکن تهاجمی دور برد” معروف است، و قرار است تا اواسط دهه ۲۰۲۰ به مرحله اجرایی برسد. این نیرو امیدوار است بتواند با پرداخت ۵۵۰ میلیون دلار به ازای هر جت، حدود ۸۰ تا ۱۰۰ بمب افکن جدید را به ناوگان خود اضافه کند؛ هزینه یاد شده بسیار کمتر از قیمت ۲ میلیارد دلاری B-2 خواهد بود.
Lockheed Martin F-22 Raptor
Lockheed Martin F-22 Raptor
جنگنده پرقدرت Lockheed Martin F-22 Raptor، بهترین جنگنده موجود برای ایجاد برتری هوایی است. برتری هوایی از به دلایل متعددی، مأموریت اصلی نیروی هوایی محسوب می شود. تنها با کنترل شرایط هوایی و فضایی، نیروهای زمینی و سطحی می توانند بدون مواجه شدن با چالش های مختلف، عملیات خود را ادامه دهند.
جنگنده F-22 می تواند به خوبی خود را از رادار ها مخفی نگاه دارد. بعلاوه، می تواند در سرعت های فراصوتی و بیشتر از ۸/۱ ماخ، در حالت کروز قرار گرفته و به مدت های طولانی تا ارتفاعات ۶۰۰۰۰ فوت، به پرواز درآید. زمانی که این هواپیما در سرعت ها و ارتفاعات پایین تری قرار دارد، از قابلیت کنترل بردار پیشرانه (Vector Thrusting) برخوردار است – که قدرت مانور بسیار بالایی به آن می بخشد. به طور خلاصه، ترکیبی از سرعت، ارتفاع، قابلیت مخفی ماندن از رادارها، و سنسور های بسیار قوی، Raptor را به یک تهدید بسیار خطرناک تبدیل می کند.
مشکل نیروهای هوایی در این رابطه آن است که تنها ۱۸۵ Raptor در ناوگان این بخش از ارتش قرار دارد – که حتی از نصف تعداد مورد نیاز نیز کمتر است. از این ۱۸۶ فروند، تنها ۱۲۰ هواپیما، به اصطلاح “Combat Coded” هستند – که به معنای آماده بودن برای استفاده در جنگ است. به طور کلی تنها شش گردان هوایی (اسکادرن) عملیاتی ،یک گردان آموزشی عملیاتی، و چند مجموعه تجهیزات آزمایشی و آموزشی در پایگاه نیروی هوایی نلیس، در ایالت نوادا، و پایگاه نیروی هوایی ادواردز در کالیفرنیا وجود دارند. این گردان های هوایی نسبت به واحدهای معمولی جنگنده های هوایی، کوچکتر هستند. گردان های Raptor تنها ۲۱ جت، و دو هواپیمای پشتیبان، برای استفاده در زمان فرسایش نیروها، وجود دارد. در مقابل، در یک گردان معمولی از جنگنده ها، ۲۴ جت و دو هواپیمای یدک وجود دارند.
نیروی هوایی قصد دارد با طرح F-X، پیامدهای حضور و به خدمت گرفتن Raptor ها را مورد بررسی قرار دهد.

Boeing F-15E Strike Eagle
جنگنده F-15E Strike Eagle، یکی از اعضای گردان جنگنده های سنگین و دور برد نیروی هوایی است. نیروی هوایی ۲۱۳ فروند از این جنگنده های دو منظوره را در اختیار دارد که جایگزین هواپیمای تهاجمی F-111 جنرال دینامیکز شده اند.
بر خلاف جنگنده ی F-15C/D که بر حفظ برتری هوایی تمرکز داشت، مدل F-15E Strike Eagle عمدتا یک هواپیمای تهاجمی است. این جنگنده نسبت به تمام جنگنده های موجود در لیست دارایی های نیروی هوایی آمریکا، از برد و ظرفیت بمب بیشتری برخوردار است. با وجود افزوده شدن قابلیت شلیک هوا به زمین به این هواپیما، F-15E هنوز یکی از جنگنده های مورد احترام است – به ویژه در درگیری هایی که فراتر از میدان دید باشند.
هواپیمای F-15E، مانند بسیاری از هواپیماهای دیگری که در لیست ناوگان قدیمی نیروهای دریایی قرار دارند، تا اواسط دهه ۲۰۳۰، به کار گرفته خواهد شد. نیروی هوایی با استفاده از رادارهای الکترونیکی Raytheon APG-82، در حال به روزرسانی جت های خود است، اما تعدادی از خلبانان شکایت داشته اند که نسخه های خارجی این جت ها، بهتر مجهز شده اند. در عین حال، با اینکه به روز رسانی می تواند جنگنده Strike Eagle را تا سال ۲۰۳۰ پیش ببرد، نیروی هوایی هیچ برنامه ای برای جایگزین کردن این جت های قدرتمند در آینده ندارد.
در آغاز، نیروی هوایی امیدوار بود که مدل Strike Eagle را با نسخه ای از F-22 Raptor عوش کند، اما این برنامه ها، توسط رابرت گیتز، وزیر دفاع وقت، لغو شدند. یکی از افسران ارشد نیروی هوایی پیشنهاد کرد که این بخش از نیروهای ارتش باید تولید بمب افکن های LRS-B را برای پر کردن این شکاف، گسترش دهند- اما در عین حال بیان کرد که این تنها نظر شخصی او است، نه سیاست جدید نیروهای هوایی.
KC-135
بوئینگ KC-135
در حالی که معمولا به این موضوع توجهی نمی شود، چیزی که نیروی هوایی آمریکا را در میان تمام نیروهای هوایی دنیا بی نظیر می کند، توانایی حمله به اهداف خود در سراسر دنیا است. تانکر سوخت گیری هوایی KC-135، موجب می شود که نیروهای هوایی آمریکایی بتواند مأموریت های خود را پیاده کند. این موضوع تنها در مورد نیروی هوایی صدق نمی کند؛ تجهیزات هوایی نیروی دریایی و تفنگداران دریایی نیز برای انجام مأموریت ها، به تانکرهای هوایی سوخت نیاز دارند.
مدل KC-135 عصر آیزننهاور بسیار قدیمی است، و باید فورا تعویض شود. نیروی هوایی در دو دهه گذشته، تلاش های بسیاری را برای اعمال تغییرات در ترکیب سرمایه گذاری شرکت انجام داده اند که هیچ کدام ثمری نداشته است. قرار است تانکر بوئینگ KC-46 جایگزین تعداد زیادی از ناوگان KC-135 شود. با این حال، حتی با اضافه کردن ۱۷۹ تانکر KC-46 تا سال ۲۰۲۸، هنوز بدنه اصلی ناوگان از KC-135 خواهد بود. نیروی هوایی امیدوار است رقابت هایی را برای جایگزین کردن KC-135 های باقی مانده، برگزار کند.

منبع:https://www.gooyait.com/1396/04/25/20-most-dangerous-us-army-weapon.html

آیا روسیه در فناوری موشکی از آمریکا جلوتر است

آیا روسیه در فناوری موشکی از آمریکا جلوتر است

آیا روسیه در فناوری موشکی از آمریکا جلوتر است

 

تعداد برنامه ‏های موشکی بسیار زیاد و متنوع می‏ باشد و البته پروژه‏ های پژوهش و توسعه و کار بر روی فناوری‏های نو در این حوزه معمولا به‏ صورت طبقه‏ بندی شده دنبال می‏‎شود. از اینرو قضاوت در مورد وضعیت کشورهای مختلف در بخش صنعت موشکی بسیار دشوار است. مقایسه پیشرفت کشورها دشوارتر است زیرا روسیه، چین و آمریکا راهبردهای متفاوتی را در این زمینه دنبال می‏ کنند. چین تصمیم گرفته تا به صورت چراغ خاموش جلو رود و افشاء برخی جزئیات از برنامه موشکی این کشور هر از چند گاهی نشان از موفقیت نسبی پکن در حفظ محرمانگی فعالیت‏های خود دارد. البته کنترل رسانه ‏ها توسط دولت چین بسیار شدید است و تاکید این کشور بر حفظ طبقه ‏بندی اطلاعات مربوط به پروژه‏های موشکی با توجه به فشار غرب منطقی به‏ نظر می‏رسد. روسیه در مقایسه با چین فشار کمتری بر رسانه‏ های خود اعمال می ‏کند اما از آنها می‏ خواهد تا در مورد وجود تقاضا برای تسلیحات روسی در کشورهایی که حتی سیاست‏ های همسو با روسیه را دنبال نمی‏ کنند اغراق نمایند. آمریکا رویه ‏ای متفاوت را دنبال می‏ کند و در ظاهر سیاست درهای باز برای رسانه‏ ها را دنبال می‏ کند و در تلاش است تا نشان دهد اطلاع ‏رسانی دقیقی در مورد پیشرفت‏های فناوری و بودجه ‏های نظامی خود دارد. البته این سیاست در کنار غوغالاساری رسانه ‏ای به بازاریابی تسلیحات آمریکایی کمک شایانی کرده است. واشنگتن همواره اصرار دارد که تسلیحات پیشرفته و روزآمد را تنها به شرکاء نزدیک خود می‏ فروشد و بر این اساس از فناوری نظامی در راستای تنظیم روابط سیاسی با سایر کشورها نیز بهره ‏برداری می‏ نماید و صد البته صورت‏ حساب‏های سنگینی برای کشورهای به اصطلاح هم‏ پیمان خود صادر می‏ نماید. البته در واقع برنامه ‏های توسعه فناوری تسلیحاتی حساس خود را به‏ صورت کاملا محرمانه دنبال می‏ کند.

پیش از مقایسه دستاورد کشورهای مختلف با یکدیگر باید دقت داشت که معمولا رسانه‏ ها با اهداف مختلف شامل ممکن است با استفاده از ادبیاتی خاص و یا لحنی ویژه جهت‏ گیری‏های غیرواقعی به اصل ماجرا وارد کنند. برای مثال اطلاق لفظ قاتل ناو هواپیمابر به موشک چینی دی‏ اف-۲۱ یک ترفند رسانه‏ ای برای جلب توجه مخاطب می‏ باشد. از طرف دیگر طرح مسائلی مانند تلاش آمریکا برای توسعه موشک‏های ضد ناو هواپیمابر از پایه بی‏اساس به نظر می‏رسد زیرا رقبای راهبردی این کشور شامل روسیه و چین سیاست توسعه گسترده ناوگروه‏های ضربتی به فرماندهی ناوهای هواپیمابر را دنبال نمی‏ کنند و برای رویارویی با ناوهای کوچکتر این کشورها استفاده از توان آفندی هواپایه نسل پنجمی و یا استفاده از تسلیحات زیردریایی پرتاب رویکرد اصولی‏‎تر می‏ باشد. تفاوت راهبردها نیز باید مدنظر قرار گیرد. برای مثال راهبرد دفاع هوایی آمریکا بر اولویت استفاده از نیروی هوایی استوار است در حالیکه روس‏ها بیشتر بر استفاده از رادارهای زمین‏ پایه و سامانه ‏های موشکی زمین به هوای خود متکی هستند. این راهبرد می ‏تواند به نوع اقلیم و شرایط جغرافیایی این دو کشور نیز مرتبط باشد. آمریکا از دو طرف با اقیانوس احاطه شده و در شمال و جنوب نیز تنها با دو کشور مکزیک و کانادا مرز خاکی مشترک دارد که هرگز این دو کشور تهدیدی علیه آمریکا نخواهند بود. روسیه مرزهای خاکی با کشورهای زیادی دارد و تلاش ناتو برای گسترش مرزهای خود به شرق اروپا توسط مسکو تهدیدی علیه این کشور تلقی می‏ شود.

بخش هوانوردی غیرنظامی آمریکا مراتب بزرگتر از روسیه است و تعداد فرودگاه های این کشور نیز بر روسیه فزونی دارد. توان آفندی دریایی سطحی و زیرسطحی آمریکا نیز بالاتر است البته فاصله در توان زیرسطحی چندان زیاد نمی‏ باشد. بر این اساس آمریکا می‏ تواند تعداد بیشتری از موشک‏ها و سامانه‏ های موشکی را بر روی شناورها و زیردریایی ‏های نیروی دریایی خود مستقر نماید در حالیکه روسیه ترجیح می‏دهد تعداد و تنوع سامانه‏ های موشکی زمین پایه خود را افزایش دهد. گستره کارکردی و عملیاتی این سامانه‏ ها متفاوت است و شامل سامانه‏ های پدافندی ویژه تامین پوشش دفاعی ستون‏ های زرهی در میدان نبرد تا دفاع منطقه‏ ای از محدوده ‏های وسیع می‏ شود. در طرف مقابل آمریکا چنین تنوعی را در سامانه‏ های موشکی زمین‏ پایه خود ندارد و بیشتر به توان پدافندی ناوگان هواپیماهای نظامی خود متکی است و تنها بر توسعه چند سامانه موشکی زمین‏ به هوا تمرکز کرده و تلاش نموده تا انعطاف عملیاتی آنها را افزایش دهد. نکته دیگر رساندن برنامه توسعه یک سامانه تسلیحاتی به مرحله بهره ‏برداری و استقرار میدانی است. ممکن است کشوری بر روی یک فناوری خاص و یا یک ویژگی‏های منحصر به فرد یک سامانه‏ موشکی مشخص هیاهوی بسیاری به راه بیاندازد اما هرگز موفق به عملیاتی کردن آن نشود. کمبود بودجه و یا بعضا بروز مشکلات فنی می‏تواند دلیلی برای وقوع این پدیده باشد. شلیک ‏های آزمایشی ملاک معیار خوبی برای ارزیابی توانایی یک سامانه موشکی است اما اغلب این آزمایش‏ها به ‏صورت خصوصی و محرمانه انجام می‏ شود و تنها اطلاعاتی کلی و تصاویری غیردقیق از آنها رسانه‏ای می‏ شود.

در برخی موارد مانور رسانه‏ ای می‏ تواند نقش اغراق‏ آمیزی را ایفا‏ء کند. برای مثال می‏ توان به آزمایش‏ های مربوط برنامه سپر دفاع موشکی آمریکا اشاره کرد. مروری بر گزارش‏های رسانه‏ ای یا اخبار منتشرشده توسط سازمان دفاعی موشکی این کشور نشان می‏ دهد که وضعیت مطلوب است و نتایج رضایت‏ بخش می‏ باشد اما وقتی اسناد راهبردی و یا گزارش‏های بازرسی ویژه مجلس نمایندگان آمریکا در این زمینه مورد مطالعه قرار می‏گ یرد به روشنی می‏ توان دریافت که کلیت برنامه موفقیت آمیز نبوده و عملکرد کلی این سامانه با انتظارات تطبیق ندارد. در طرف مقابل روسیه تمرکز خود بر حوزه دفاع ضدموشکی را در لایه ‏های دفاعی پیرامونی شهر مسکو متمرکز کرده است. تحلیل‏گران دفاعی غربی ضمن اذعان به برخی توانمندی‏ های سامانه موشکی پدافندی اس-۴۰۰ در زمینه دفاع موشکی، هزینه بالای توسعه و هزینه عملیاتی گزاف را به‏ عنوان نقاط ضعف آن بر می‏ شمرند. از منظر بازاریابی دو دیدگاه مختلف از سوی روسیه و آمریکا ارائه می‏ شود. روس‏ها بر تجهیزات سخت‏ افزاری و توانمندی اجزای مختلف سامانه اس-۴۰۰ تاکید می‏ ورزند و در بازارهای صادراتی عرضه هر یک از این تجهیزات را تبلیغ می‏ کنند در حالیکه آمریکا هویت یکپارچه‏ سامانه ‏های موشکی پدافندی خود مانند تاد و پاتریوت را پررنگ می‏ کند و سیاست فروش تعداد بیشتر این سامانه ‏ها به‏ منظور تامین پوشش دفاع هوایی برای مناطق گسترده ‏تر را دنبال می‏ نماید. در عین حال آمریکا با تکیه بر برتری نیروی دریایی و تعداد زیاد شناورهای سطحی خود الگویی مانند سامانه دفاع هوایی و موشکی ایجس را نیز توسعه داده در حالیکه مشابهی روسی برای آن نمی ‏توان برشمرد. در مجموع در حوزه سامانه ‏های پدافندی موشکی و تجهیزات دفاع موشکی نیز نمی ‏توان با اطمینان از برتری فناوری یک طرف نسبت به طرف دیگر صبحت به میان آورد.

موشک کروز حوزه دیگری از این بحث را تشکیل می‏ دهد. سابقه استفاده عملیاتی از موشک‏های کروز توسط آمریکا بسیار بیشتر و قدیمی‏تر از روسیه است. روس‏ها تنها اخیرا شلیک موشک کروز به اهداف واقعی در میدان رزم را در مداخله نظامی خود در سوریه تجربه کرده ‏اند. تحلیل‏گران غربی مدعی هستند که هزینه توسعه موشک‏های کروز روسی به مراتب بیشتر از مبالغ صرف شده برای توسعه موشک‏های کروز آمریکایی می ‏باشد. در مورد موشک‏های دریاپایه تنوع شناورهای شلیک‏ کننده موشک‏های آمریکایی بیشتر از طرف روسی است. از اینرو در مقایسه‏ای کلی می‏توان گسترده بهره ‏برداری عملیاتی از موشک‏های کروز را در ارتش آمریکا متنوع‏ تر و بزرگتر از نیروهای مسلح روسیه قلمداد کرد. روسیه بر توسعه موشک‏های کروز با سرعت‏های بالا تمرکز کرده اما در عین حال هزینه بیشتری را نیز صرف نموده است. بطور کلی تعداد پروژه ‏های توسعه موشک کروز که توسط روسیه درسال‏های اخیر علنی شده بیشتر از آمریکا و چین است اما این تردید وجود دارد که عملا همه این پروژه‏ها به مرحله تولید نمونه‏ های عملیاتی نرسیده باشند.

 در مورد موشک‏های هوا به هوا روسیه در چند سال اخیر با مشکلی جدید روبرو شده است. اغلب تامین‏ کنندگان بخش‏های کلیدی این موشک‏ ها در اوکراین قرار دارند و تیرگی شدید روابط مسکو و کیف بر روند توسعه موشک‏های هوا به هوای روسی سایه افکنده است. به طور ویژه می ‏توان به وابستگی کامل صنعت توسعه موشک‏های هوا به هوای روسیه به جستجوگرهای حرارتی اوکراینی اشاره کرد. از طرف دیگر موفقیت عملیاتی موشک هوا به هوا علاوه بر وابستگی به ویژگی‏های خود موشک از شرایط و مشخصه‏ های هدف نیز تاثیرپذیر است. سطح مقطع راداری هواپیماها تاثیر مستقیمی در عملکرد موشک‏های هوا به هوا و موفقیت آنها در اصابت به اهداف ایفاء می‏ کند. هواپیماهای نسل جدید و آینده آمریکا مانند اف-۲۲ و اف-۳۵ بر استفاده از جایگاه حمل مهمات داخلی تاکید دارد و با استفاده از طراحی هندسی جدید همه چیز در خدمت کاهش سطح مقطع راداری قرار دارد. در طرف مقابل اوضاع کمی متفاوت است و روس‏ها هنوز از طراحی هندسی سنتی برای نسل جدید هواپیماهای نظامی خود استفاده می‏ کنند و اصرار بر حمل مهمات به صورت خارجی عملا موجب افزایش سطح مقطع راداری این هواپیماها شده است. وابستگی روسیه به صنعت هوافضایی اوکراین در مورد برخی از موشک‏های بالستیک این کشور نیز قابل ملاحظه است. شرکت اوکراینی یوژماش در ارائه خدمات پشتیبانی و بهسازی زرداخانه موشک‏های بالستیک روسیه نقش مهمی ایفاء می‏ کرد. این رابطه کاری از سال ۲۰۱۴ متوقف شده است. روسیه از چند سال پیش برنامه مفصل به‏ روزرسانی موشک‏های بالستیک قاره‏ پیمای خود را آغاز کرده و هم‏ اکنون در میانه راه اجرای این برنامه قرار دارد. موشک‏های جدیدتر سبک‏تر هستند و وزن سرجنگی آنها کاهش یافته است. بی‏ شک وزن سرجنگی و تعداد سرجنگی قابل حمل توسط موشک‏های بالستیک راهبردی جدید روسی کمتر از نمونه افسانه‏ ای اس‏اس-۱۸ است اما در عین حال چابکی سرجنگی موشک‏های نسل آینده روسی به میزان قابل ملاحظه ‏ای نسبت به اسلاف خود افزایش یافته و از مانورپذیری بالاتری برخوردار می‏ باشند.

در مجموع میزان سرمایه‏ گذاری مالی آمریکا در حوزه توسعه توان تسلیحاتی بیشتر است و از ظرفیت صنعتی بزرگتری نسبت به روسیه برخوردار می‏ باشد. اندازه و تنوع بخش غیرنظامی صنعت هوافضای آمریکا بیشتر از روسیه است و درآمد بیشتری از فروش تجهیزات نظامی و سامانه ‏های تسلیحاتی به جیب می‏زند. علیرغم همه این مسائل نمی‏ توان با قطعیت از برتری فناورانه آمریکا سخن به میان آورد. نکته حائز اهمیت دیگر همکاری آمریکا با سایر کشورها و اجرای پروژه ‏های مشترک توسعه سامانه‏ های موشکی است. مثال بارز این حوزه همکاری شرکت‏های آمریکایی ریتون و لاکهیدمارتین با شرکت‏های سوئدی ساب و نروژی کونگزبرگ برای توسعه سامانه‏ های موشکی می‏ باشد. همکاری آمریکا با این کشورهای حوزه اسکاندیناوی منجر به معرفی برخی از موفق‏ ترین موشک‏های ضدکشتی جهان شده است. رژیم صهیونیستی نیز با تکیه بر تجربه خود در توسعه پهپاد همکاری‏ زیادی با آمریکا برای توسعه برخی از برنامه‏ های موشکی این کشور دارد. برخی از این همکاری‏ها شامل سامانه ‏های موشکی پدافندی زمین به هوا، موشک‏ های کروز با قابلیت گردش طولانی‏ مدت بر فراز منطقه هدف و همچنین موشک‏ها و مهمات کوچک برای تسلیح پهپادها می ‏باشد. دخالت آمریکا از طریق شرکای اروپایی‏ اش در ناتو بر روی روسیه کماکان ادامه دارد و پس از تنش‏ در اوکراین تحریم ‏های جدید موجب شد همکاری مسکو با برخی کشورهای اروپایی در حوزه ‏های نظامی کم‏رنگ شود.

بهرحال روسیه با زمامداری پوتین به عنوان رهبری محبوب دوران جدیدی را تجربه می‏ کند. این کشور به‏ خوبی موفق شده اوضاع اسف‏بار پس از فروپاشی شوروی را پشت سر بگذارد. در حوزه نظامی دولت این کشور برنامه منظمی برای به ‏روزرسانی توان تسلیحاتی نیروهای مسلح تا سال ۲۰۲۰ را دنبال می‏ کند که بطور کلی می‏توان به آن نمره مثبتی داد. مهمترین مزیت روسیه برخورداری از منبع عظیم دانش فنی و تجربه طولانی ‏مدت مهندسی رسوب‏ کرده در دفترهای طراحی باسابقه این کشور است. بسیاری از صاحب‏ نظران در مقایسه ‏ای کلی سواد و بینش مهندسی روس‏ها را فراتر از دیگر کشورها ارزیابی می‏ کنند. اما نباید این واقعیت را کتمان کرد که روس‏ها در بازاریابی برای سامانه تسلیحاتی خود چندان موفق عمل نکرده ‏اند. به نظر می‏ رسد تحلیل روند آینده صنعت دفاعی و معادله‏‏ های حاکم بر بازارهای تسلیحاتی از این پس تنها با تحلیل وضعیت دو قدرت سنتی این حوزه یعنی آمریکا و روسیه منجر به جمع‏ بندی کاملی نمی‏ شود. بدون شک باید با دیده احترام به میهمان تازه ‏وارد این حوزه نگریست. چشم ‏بادامی‏ های پرجمعیت ‏ترین کشور دنیا سهمی تعیین‏ کننده در دنیای تسلیحات آینده ایفاء خواهند کرد.

www.globalsecurity.com

www.nti.org

www.defencetalk.com

منبع:http://airandspace.ir/6916

از موشک‌های فراصوت جدید روسیه چه می‌دانید؟

از موشک‌های فراصوت جدید روسیه چه می‌دانید؟

از موشک‌های فراصوت جدید روسیه چه می‌دانید؟

در شرایطی که ۳۱ کشور جهان به موشک‌های بالستیک مجهزند، روسیه با اعلام رسمی دست‌یابی به موشک‌های فراصوتی که با سرعت ۱۰ تا ۲۰ برابر سرعت صوت در جو حرکت می‌کنند، ادعای برتری نظامی خود را تکرار کرد.

به گزارش خبرآنلاین، مدت‌هاست که دانشمندان تسلیحاتی آمریکا، روسیه و چین به بهانه موازنه قدرت و افزایش توان دفاعی علیه تهدید یکدیگر، در تلاشند تا سلاح‌های فراصوت بهتری را طراحی و تولید کنند.

سخنرانی اخیر ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه که اول مارس (۱۰ اسفند) گذشته با موضوع دست‌یابی به موشک‌های کروز با سوخت هسته‌ای و تهدید تلویحی آمریکا، توجه بسیاری را به خود جلب کرد. بااین‌حال، آن‌چه کمتر خبرساز شد، صحبت‌های او در مورد نسل جدیدی از سلاح‌های هسته‌ای بود که کشورهای مختلف به دنبال ساختشان هستند؛ موشک‌هایی با سرعت فراصوت، دوربرد و بسیار دقیق.

سرعت صوت در هوا معادل ۳۴۳ متر بر ثانیه یا ۱۲۳۴٫۸ کیلومتر بر ساعت است. سرعت‌های کمتر از ۵ برابر سرعت صوت را مافوق‌صوت (سوپرسونیک) می‌نامند و سرعت‌های فراتر از آن را فراصوت (هایپرسونیک) می‌نامند. در چنین سرعت‌های بالایی، اصطکاک با مولکول‌های هوا به‌قدری زیاد است که دمای جسم به‌شدت بالا می‌رود و کمترین اشتباهی در هدایت جسم، تعادل نیروهای آیرودینامیکی را به هم می‌ریزد و به متلاشی شدن جسم منجر می‌شود.

نمایی از کلاهک فراصوت آمریکا با سرعت ادعایی بیش از ۲۰ ماخ

سلاح‌های فراصوت (هایپرسونیک)، سلاح‌هایی هستند که می‌توانند به سرعتی فراتر از ۵ برابر سرعت صوت در جو برسند. آن‌ها معمولا نسبت به موشک‌های بالستیک سنتی، در ارتفاع پایین‌تری حرکت می‌کنند و می‌توانند در میانه راه، مسیر خود را به‌راحتی تغییر دهند. مزیت‌های این سلاح‌های بسیار واضح است: آن‌ها حمله به دشمن را در عرض چند دقیقه امکان‌پذیر می‌کنند؛ ارتفاع پایین این موشک‌ها باعث می‌شود آن‌ها بتوانند مسیرهای افقی طولانی‌تری را بپیمایند و به‌راحتی از چشم رادارها پنهان بمانند. قدرت مانور آن‌ها هم باعث می‌شود که در صورت مواجهه با دفاع ضدموشکی، به‌راحتی از مسیر خطوط دفاعی دشمن بگذرند.

در حال حاضر، غیر از سه کشوری که پیش‌تر از آن‌ها نام بردیم، هند و فرانسه هم به دنبال دستیابی به تکنولوژی‌های پیچیده این موشک‌ها هستند. بااین‌حال، هیچ‌یک از آن‌ها تاکنون نتوانسته‌اند چنین سلاح‌هایی را تولید کنند؛ حتی بعضی از آن‌ها هم در این راه شکست‌های بدی را متحمل شده‌اند. برای مثال، در اوت ۲۰۱۴ (مرداد ۱۳۹۳)، موشک آزمایشی ارتش ایالات‌متحده در مانوری بر فراز خلیج آلاسکا، تنها ۴ ثانیه پس از پرتاب، منهدم شد. چین و روسیه هم شکست‌های مشابهی را در این زمینه تجربه کرده‌اند.

نمایی از موشک آزمایشی آمریکا با توان دست‌یابی به سرعت‌های فراصوت

باوجودآنکه نیروی دریایی ایالات‌متحده در نوامبر گذشته (آذر ۱۳۹۶) اعلام کرد که آزمایش این موشک‌ها را با موفقیت انجام داده است، اما هنوز تا میدانی شدن این سلاح‌ها راه بسیار درازی در پیش است. ولادیمیر پوتین هم در سخنرانی خود اعلام کرد که در این راه از رقبای خود پیشی گرفته و مدعی شد که روسیه، سیستم‌های موشکی متعددی را در مرحله آزمایش‌های نهایی در اختیار دارد.

او در این سخنرانی در مورد موشک جدید بین‌قاره‌ای «سارمت» (Sarmat) صحبت کرد و مدعی شد که این موشک می‌تواند هم از مسیر قطب شمال و هم قطب جنوب، به سریع‌ترین وجه ممکن به اهداف خود برسد. موشک سارمت هنوز به مرحله عملیاتی شدن نرسیده است، اما آقای پوتین مدعی شد که این موشک‌ها می‌توانند طیف وسیعی از کلاهک‌های هسته‌ای قدرتمند را حمل کنند. البته این ایده جدیدی نیست و سال‌ها پیش در اوج جنگ سرد، دانشمندان روس موشک‌هایی را طراحی کرده بودند که می‌توانست با دور زدن زمین از قطب جنوب، پنهان از چشم رادارهای متعدد ایالات‌متحده که در مرزهای شمالی این کشور (کوتاه‌ترین مسیر به شوروی) مستقر شده بودند، به این کشور حمله کنند.

نمایی از پرتاب موشک قاره‌پیمای جدید روسیه

در ویدیوی سخنرانی آقای پوتین، زمان آماده شدن این موشک‌ها سال ۲۰۲۰ (۱۳۹۹) نشان داده شده است، اما او برنامه زمانی مشخصی را در سخنرانی خود اعلام نکرد. مسیر حرکت این موشک‌ها، مانند موشک‌ها فعلی به شکل منحنی (سهمی) نیست و پس از ورود دوباره به اتمسفر، رفتاری مانند موشک‌های کروز به خود می‌گیرند و در مسیری مستقیم به‌سوی هدف خود می‌روند. سرعت و ارتفاع پایین آن‌ها هم باعث می‌شود تا رادارها قادر به شناسایی‌شان نباشند.

به گفته آقای پوتین، این موشک‌ها «مانند شهاب‌سنگ یا گوی آتشین» و با سرعتی معادل ۲۰ برابر سرعت صوت به هدف برخورد می‌کنند. البته مقامات آمریکایی هم پیش‌تر، ادعاهایی ازاین‌دست کرده بودند.

آقای پوتین همچنین در مورد موشک «کینژال» (Kinzhal، به معنی خنجر دو دم) هم صحبت کرد که پروژه ساخت آن از اواخر دهه ۱۹۸۰ (۱۳۶۰) آغاز شده بود. آقای پوتین مدعی شده که آخرین نسخه این موشک قادر است کلاهکی هسته‌ای را تا فاصله ۲۰۰۰ کیلومتری حمل کند. این موشک‌ها می‌توانند تا ۱۰ برابر سرعت صوت شتاب بگیرند و از اول دسامبر (۱۰ آذر ۱۳۹۶) در پایگاه‌های هوایی جنوب روسیه به شکل آزمایشی به کار گرفته‌شده‌اند.

منبع: The Verge، ترجمه: سید معین عمرانی

 

منبع:https://www.khabaronline.ir/news/760858

۵ سلاح اصلی صهیونیست ها که تهران باید مراقبشان باشد

شکل و شمایل درگیری احتمالی اسرائیل با ایران

۵ سلاح اصلی صهیونیست ها که تهران باید مراقبشان باشد

 

دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا، تنش ها با ایران را با خروج از برجام آغاز کرد چرا که معتقد است توافق هسته ای سال ۲۰۱۵ از آنجایی که به رفتارهای منطقه ای ایران و برنامه موشک های بالستیک این کشور نمی پردازد، توافق ناقصی است. در همین حال که موشک های ایران بیشترین توجه ها را به خود جلب کرده، لازم به یادآوری است که اسرائیل نیز موشک های بالستیک مخصوص به خود را دارد.

۵ سلاح اصلی صهیونیست ها که تهران باید مراقبشان باشد

نویسنده: مایکل پک

دیپلماسی ایرانی: خاورمیانه از بغداد تا غزه در آتش تنش ها می سوزد؛ اما هنوز ترسناک ترین درگیری ممکن در منطقه رخ نداده است. اگرچه برنامه هسته ای ایران دیگر جهان را (البته به استثنای ترامپ و متحدان آن در خاورمیانه) نگران نمی کند و جای آن نگرانی ها را جنگ داخلی در سوریه و سرازیر شدن جهادگرایان افراطی از عراق گرفته است، اما همچنان چشم انداز حمله اسرائیلی به تاسیسات هسته ای ایرانی هم وجود دارد که می تواند کل منطقه را به آشفتگی بکشاند. احتمال وجود برخی تحریک های دیگر هم وجود دارد. شاید یک حمله حزب الله به تلافی از سوی اسرائیل و بعد هم مداخله ایران منجر شود یا شاید هم ایران و اسرائیل بر سر سوریه با یکدیگر درگیر شوند یا شاید مساله فقط درک اشتباهی از شرایط یا اشتباه محاسباتی باشد. به هر حال، مساله این است که درگیری تهران و تل آویو در یک درگیری تمام عیار چندان طول نمی کشد. در صورت بروز هر گونه درگیری، ایران مجبور خواهد شد با یکی از تواناترین ارتش های جهان مواجه شود. در اینجا به 5 اسلحه اسرائیل که ایران باید نگران آن باشد، اشاره می کنیم:

هواپیمای پنهان شونده اف-35

اسرائیل 19 فروند اف-35 خریداری کرده است که قرار بوده تحویل آنها در سال 2017 آغاز شود. در رابطه با این هواپیماهای گران قیمت و مناقشه برانگیز آمریکایی دو مساله وجود دارد. اولی اینکه اف-35 واقعا اسلحه قدرتمندی است یا قیمت آن نسبت به توانایی هایش زیاد است و قابل اطمینان نیست؟ حتی اگر موتورهای این هواپیما آتش نگیرد و به رغم قابلیت آن در پنهان شدن از رادارها، اف 35 توانایی حمل بمب ندارد. با این حال، مساله شک و تردید در قابلیت های اف 35 نیست، بلکه شک و تردید ایران در توانایی های این هواپیماست. وقتی ایالات متحده و اسرائیل مطمئن نیستند که این هواپیما چه قابلیت هایی دارد، ایران هم مطمئن نخواهد بود. تصور احتمالا این است که اسرائیل مجهز به جت جنگنده ای با قابلیت پنهان شدن از روی رادار است که می تواند به سادگی به دفاع هوایی ایران نفوذ و با اسلحه های هدف گیری دقیق به تاسیسات هسته ای حمله کند. گزارش هایی هم منتشر شده مبنی بر اینکه اف 35 های اسرائیل قابلیت حمل سلاح هسته ای دارند.

جنگنده های چندکاره اف 15 آی

بر خلاف اف 35، نمونه اسرائیلی از جنگنده های عقاب اف 15 ای جنگنده هایی مشهور با توانایی های قابل توجه هستند. این جت ها به موشک های پیتون هوا به هوا و پوپی هوا به زمین و همچنین سلاح های الکترونیکی مجهز هستند و به طور قطع توانایی مواجهه با جت های میگ 29 اس و میراژ و نمونه های قدیمی تر اف 14 و اف 4 ایران را دارند. اسرائیل در عملیات حمله از راه دور همچون حملات در سودان علیه کارخانه های تسلیحات و کامیون های حمل سلاح برای حزب الله و حماس کاملا کارکشته است. فاصله بین تل آویو و خارطوم تقریبا 2500 کیلومتر و از فاصله بین تل آویو و تهران خیلی بیشتر است. البته بمباران سودان برای اسرائیل خیلی ساده تر از ایران بود، چرا که سودان به سامانه دفاع هوایی پیچیده ایران مجهز نبود. اما به هر حال، جنگنده های اف 15 آی هواپیماهای قابلی هستند و در هر گونه حمله احتمالی اسرائیل علیه ایران در خط مقدم خواهند بود.

موشک های جریکو 3

اگرچه این موشک های ایران است که در خاورمیانه بیشترین توجه را به خود جلب کرده، اما لازم به ذکر است که اسرائیل نیز موشک های بالستیک مختص خود را دارد. طبق گزارش های منتشر شده، موشک های سه مرحله ای جریکو 3 قابلیت حمل کلاهکی 2.2 تنی را دارند و موشکی با برد متوسط به شمار می روند. یک موشک جریکو 3 با سوخت جامد که امکان پرتاب سریع آن در صورت نیاز وجود دارد، به طور قطع قادر به حمل یکی از آن کلاهک های هسته ای که اسرائیل هرگز به مالکیت آن اعتراف نکرده، خواهد بود. چنین موشک هایی یا دست کم آنهایی که قابلیت حمل کلاهک های هسته ای متعارف را دارند، احتمالا به اندازه کافی برای هدف گیری تاسیسات تحقیقات هسته ای دقیق نیستند. اسرائیل در پی نگرانی از برانگیختن واکنش بین المللی تا زمانی که شرایط حقیقتا ایجاب نکند، از پرتاب چنین موشکی خودداری خواهد کرد. با این حال، برای تهران بهتر است که علاوه بر جت های جنگنده اسرائیلی، خطر بالقوه موشک های قدرتمند اسرائیلی را نیز در نظر بگیرد.

زیردریایی های کلاس دلفین

اسرائیل اخیرا پنجمین زیردریایی دیزلی کلاس دلفین ساخت آلمان را نیز دریافت کرده است. زیردریایی چهارم و پنجم به علاوه ششمی که در حال ساخت است، به سیستمی مجهز است که امکان معلق ماندن آن زیر آب برای مدت زمانی طولانی تر از زیردریایی های دیزلی قبلی را فراهم می آورد. این زیردریایی ها علاوه بر قابلیت های ضد زیردریایی و ضد کشتی، همچنین به موشک های کروز هسته ای مجهز هستند. این زیردریایی های اسرائیلی به قدرتمندی زیردریایی های بریتانیایی یا آمریکایی نیستند؛ اما ایران هم قابلیت های ضد زیردریایی قابل توجهی ندارد و حتی در صورت داشتن چنین قابلیت هایی، نمی تواند از آنها در شرق دریای مدیترانه یا دریای سرخ که زیردریایی هایی اسرائیل می توانند در آنجا مستقر شوند و همچنان در محدوده مناسب برای شلیک موشک به ایران باشند، استفاده کند. دلفین های اسرائیلی همانند زیردریایی های مجهز به موشک آمریکا یک قابلیت حمله ثانویه هم دارند که در صورت حمله ناگهانی احتمالی به تسلیحات هسته ای اسرائیل، می توانند از آن استفاده کنند.

ردیاب های موشکی

اسرائیل اخیرا موشک پیکان 3 را مورد آزمایش قرار داده که با هدف تخریب موشک های بالستیک طراحی شده است. با توجه به مشکلاتی که ایالات متحده در ردیابی موفقیت آمیز موشک ها داشته، مشخص نیست که ردیاب های پیکان قابلیت ردگیری موشک های بالستیک ایران را داشته باشند یا خیر. اما این تنها بخشی از معادله است. درست همانند دوران جنگ سرد، در رابطه با بازدارندگی هسته ای هم هیچ قطعیتی وجود ندارد. ایران بدون شک می تواند با شلیک شمار زیادی از موشک ها دفاع موشکی اسرائیل را در هم بشکند، اما سامانه پیکان به این معنی است که تهران نمی تواند به طور قطع از شمار موشک هایی که به هدف می خورند، مطمئن باشد. تاثیر این مساله شاید بیشتر روانی باشد تا فیزیکی، اما به هر حال قابل توجه است.

منبع: نشنال اینترست / مترجم: طلا تسلیمی

منبع:http://www.irdiplomacy.ir/fa/news/1984866

آمریکا در حال توسعه موشک مافوق صوت با قابلیت تغییر مسیر است

 

 

 

آمریکا در حال توسعه موشک مافوق صوت با قابلیت تغییر مسیر است

 

 

 

 

 

نیروی هوایی ایالات متحده (USAF) قراردادی ۹۲۸ میلیون دلاری را برای توسعه یک موشک تهاجمی مافوق صوت غیرمعمول با کمپانی لاکهید مارتین امضا کرده است.

در ماه های اخیر خبرهای بسیاری پیرامون تولید موشک مافوق صوت و سلاح های پیشرفته توسط چین و روسیه به گوش می رسید. برای مثال «ولادیمیر پوتین»، رئیس جمهور روسیه مدعی تولید موشک های پیشرفته ای شد که توانایی عبور از تمام موانع دفاعی کشورهای غربی را دارند. حالا اما به نظر می رسد نوبت به آمریکایی ها رسیده که برای عقب نماندن از این قافله دست به کار شوند.

«جان اسنایدر»، معاون برنامه استراتژیک لاکهید مارتین از توسعه و پیاده سازی سریع موشک هایی خبر داده که توان ارتش آمریکا را بیش از پیش افزایش خواهد داد.

این سلاح قدرتمند که با عنوان HCSW از آن یاد می شود به منظور تامین یک ابزار تهاجمی دقیق، چابک و با سرعت مافوق صوت طراحی شده که اهداف ثابت و متحرک دشمن را در مناطق حفاظت شده و با دسترسی دشوار در اسرع وقت تخریب سازد.

موشک مافوق صوت

میگ ۳۱ مجهز به موشک مافوق صوت کینژال

از قابلیت های چشمگیر این موشک مافوق صوت می توان به پرتاب از طریق جت های جنگنده، سرعت ۵ برابر صوت و غلبه بر ساختارهای دفاعی دشمن اشاره کرد. عبور از سد موانع دفاعی و رادارهای شناسایی دشمن برای این راکت های چندان دشوار نخواهد بود چرا که آنها از منحنی حرکت موشک های عادی پیروی نکرده و مسیر خود را حین حرکت تغییر می دهند.

HCSW برای ناوبری از سیستم های «هدایت اینرسی»، ردیاب حرارتی و موقعیت یاب جهانی GPS بهره برده و قابلیت اجرای عملیات گسترده در سراسر کره زمین را خواهد داشت.

در حال حاضر لاکهید مارتین و ارتش آمریکا سرگرم فراهم کردن مقدمات و الزامات این سیستم هستند. مراحل بعدی پروژه شامل طراحی، پرواز آزمایشی، توسعه اولیه و تولید موشک عملیاتی در مقیاس محدود خواهند بود.

منبع:

daily mail

منبع:https://digiato.com/article/2018/06/12

مخرب‌ترین موشک‌های بالستیک قاره پیمای جهان

مخرب‌ترین موشک‌های بالستیک قاره پیمای جهان را بشناسید+ تصاویر

موشک بالستیک قاره پیما که به اختصار ICBM نامیده می‌شود برای رساندن سلاح‌های هسته‌ای به هدف طراحی شده اند.

  موشک بالستیک قاره پیما که به اختصار ICBM (سرواژه عبارت Intercontinental Ballistic Missile) نامیده می‌شود برای رساندن سلاح‌های هسته‌ای به هدف طراحی شده اند. این سلاح‌های مرگبار دارای برد حداقلی ۵٫۵۰۰ کیلومتر هستند و نمونه‌های مدرن موشک‌های بالستیک قاره پیما بیش از یک کلاهک هسته‌ای حمل می‌کنند. بیشتر این موشک‌های مدرن از ویژگی MIRV برخوردارند که همان قابلیت هدفگیری مستقل چندگانه (Multiple Independently targetable Re-entry Vehicles) است. از این رو یک موشک بالستیک قاره پیما می‌تواند چندین کلاهک هسته‌ای حمل کند که هر کدام از آن‌ها هدفی متفاوت را مورد اصابت قرار خواهد داد. علاوه بر این، موشک‌های بالستیک قاره پیما می‌توانند گستره‌ای از طعمه‌ها را با خود حمل کنند که به آن‌ها اجازه می‌دهد بر سیستم‌های دفاع موشکی دشمن چیره شوند.

مخرب‌ترین موشک‌های بالستیک قاره پیمای جهان را بشناسید

موشک بالستیک قاره پیما را می‌توان در داخل سیلو، سوار بر یک خودرو متحرک، روی یک سیستم ریلی یا در داخل یک زیردریایی نصب و آماده شلیک شود. شناسایی و نابودی پیش از پرتاب موشک‌های بالستیک قاره پیمای متحرک بسیار دشوار و پیچیده است. اما بهترین، قوی‌ترین و مرگبارترین موشک‌های بالستیک قاره پیمای جهان کدامند؟ اگر چه ممکن است معیار‌های متفاوتی برای رده بندی موشک‌های بالستیک قاره پیما وجود داشته باشد، اما بُرد و میزان ظرفیت انفجاری یک موشک بالستیک قاره پیما، تعداد و قدرت انفجاری هر یک از اجزای هدفگیری مستقل چندگانه (MIRV ها)، دقت، نوع سیستم پرتابی و تکنولوژی‌های مختلفی که در ساخت این موشک به کار رفته و باعث شکست خوردن سیستم دفاع موشکی دشمن در ساقط کردن آن می‌شود از مهم‌ترین معیار‌های تعیین قدرت موشک‌های بالستیک قاره پیما به شمار می‌آیند.

مخرب‌ترین موشک‌های بالستیک قاره پیمای جهان را بشناسید

در مقاله حاضر بر اساس ویژگی‌های و داده‌هایی که در مورد این موشک‌ها در دسترس قرار دارد بهترین موشک‌های بالستیک قاره پیمای جهان انتخاب شده اند. شایان ذکر است که تمامی این موشک‌های بالستیک از قدرت تخریب هولناکی برخوردار بوده و قادرند یک کشور را به طور کامل نابود سازند. در این فهرست موشک‌های بالستیک قاره پیمایی که هنوز در حال توسعه بوده یا به صورت موفقیت آمیز آزمایش نشده اند نادیده گرفته شده اند.

 موشک بالستیک قاره پیمای بولاوا (روسیه)

مخرب‌ترین موشک‌های بالستیک قاره پیمای جهان را بشناسید

موشک بولاوا (Bulava) یک موشک بالستیک قاره پیمای جدید ساخت روسیه است که از زیردریایی‌های جدید این کشور با نام کلاس بوری (Borei) شلیک می‌شود. این موشک در واقع نسخه دریایی موشک Topol-M بوده و توسعه آن با تاخیر‌ها و مشکلاتی همراه بوده است که از آن میان می‌توان به پرتاب‌های آزمایشی ناموفق متعدد اشاره کرد. موشک بولاوا برای اولین بار در سال ۲۰۱۳ پرتاب موفقی را تجربه کرده و از آن زمان تاکنون عملیاتی شده، اما تا سال ۲۰۱۷ از ۲۷ پرتاب آزمایشی ۱۲ تست با شکست مواجه شده است. طراحی این موشک هنوز بسیار خام بوده و باید تغییرات و روزآمدسازی‌های زیادی روی آن انجام گیرد.

مخرب‌ترین موشک‌های بالستیک قاره پیمای جهان را بشناسید

در مقایسه با موشک بالستیک آمریکایی Trident D۵، نمونه روسی عملکرد ضعیف تری دارد. این موشک بالستیک روسی برد کمتری داشته، کلاهک‌های هسته‌ای کمتری حمل کرده و از دقت بسیار کمتری نیز برخوردار است. برد موشک بولاوا توسط مقامات روسی ۹٫۵۰۰ کیلومتر اعلام شده و ۶ کلاهک MIRV که هر کدام قدرت انفجاری ۱۵۰ کیلوتن دارند روی آن نصب می‌شود. البته این موشک توان حمل ۱۰ MIRV را نیز دارد که در این صورت برد آن به ۴٫۰۰۰ کیلومتر کاهش خواهد یافت. موشک بالستیک بولاوا یک سیستم هدایت astro-inertial داشته و از سیستم جهت یابی ماهواره‌ای GLONASS نیز سود می‌برد. دایره خطای احتمالی (CEP) این موشک ۳۵۰ متر است و می‌تواند سیستم‌های دفاع موشکی دشمن را گمراه سازد.

مخرب‌ترین موشک‌های بالستیک قاره پیمای جهان را بشناسید

در صورت مورد حمله قرار گرفته زیردریایی‌های روسی، این موشک‌ها دستکم اثرات ناشی از موج اول حمله را تاب خواهند آورد. هر زیردریایی کلاس بوری ۱۶ موشک بالستیک قاره پیمای بولاوا حمل می‌کند. تا سال ۲۰۱۷، ۳ فروند از زیردریایی‌های این کلاس وارد سرویس در ناوگان دریایی روسیه شده اند. موشک‌های بولاوا را می‌توان با استفاده از لانچر‌های ریلی یا بر روی لانچر‌های خودرویی متحرک نیز پرتاب کرد. در روی کاغذ موشک بالستیک قاره پیمای بولاوا بسیار قدرتمندتر از برخی از موشک‌های دیگر حاضر در این فهرست است، اما به دلیل مشکلاتی که در کارکرد این موشک وجود دارد در رتبه دهم قرار گرفته است. بر اساس برنامه ریزی‌های صورت گرفته، زیردریایی‌های کلاس بوری که مجهز به این موشک هستند تا سال ۲۰۴۰ قلب ناوگان زیردریایی‌های روسیه را تشکیل خواهند داد.

موشک بالستیک قاره پیمای JL-۲ (چین)

مخرب‌ترین موشک‌های بالستیک قاره پیمای جهان را بشناسید

موشک JL-۲ جدیدترین موشک بالستیک قاره پیمای ساخت چین است که از زیردریایی‌های این کشور شلیک می‌شود و نسخه دریایی موشک بالستیک زمین-پرتاب DF-۳۱ به شمار می‌آید. این موشک برای اولین بار در سال ۲۰۱۵ پرتاب شده و روی زیردریایی‌های کلاس جین (Jin) نصب گردید. بدین ترتیب چین برای اولین بار توانست به قابلیت حمله هسته‌ای قابل توجه از لانچر‌های دریایی دست یابد. زیردریایی‌های کلاس ژیا (Xia) که در گذشته به موشک‌های بالستیک کوتاه برد JL-۱ مجهز شده بودند ارزش استراتژیک قابل توجهی نداشتند. بر اساس برآوردها، موشک جدید JL-۲ دارای برد ۷٫۴۰۰ تا ۸٫۰۰۰ کیلومتر است که برای رسیدن به اهدافی در اروپا، هند، روسیه و بیشتر نقاط ایالات متحده کافی به نظر می‌رسد.

مخرب‌ترین موشک‌های بالستیک قاره پیمای جهان را بشناسید

این موشک توانایی حمل یک کلاهک هسته‌ای ۲۵۰ تا ۱۰۰۰ کیلوتنی یا ۳ تا ۴ MIRV که هر کدام قدرت انفجار ۹۰ کیلوتنی دارند را داراست. در این موشک بالستیک قاره پیما سیستم جهت یابی astro-inertial با سیستم بومی هدایت ماهواره‌ای BeiDou ترکیب شده است. بر اساس برآوردها، دایره خطای احتمالی این موشک ۱۰۰ متر است. هر زیردریایی کلاس جین ۱۲ فروند از این موشک‌ها را در زرادخانه خود حمل می‌کند، زیردریایی‌هایی که تا سال ۲۰۱۶ تنها ۴ فروند از آن‌ها وارد سرویس شده است. این موشک‌های زیردریایی- پرتاب به احتمال فراوان در نتیجه موج اول حمله به زیردریایی‌های چینی سالم می‌مانند. در صورت اخطار‌های قبلی، زیردریایی‌های کلاس جین می‌توانند پایگاه‌های خود را ترک کرده و در آب‌های ساحلی چین عملیات انجام دهند در حالی که توسط ناوگان دریایی چین محافظت می‌شوند.

مخرب‌ترین موشک‌های بالستیک قاره پیمای جهان را بشناسید

با این وجود، زیردریایی‌های کلاس جین به اندازه زیردریایی‌های غربی پیشرفته نبوده و ضعیف‌تر از زیردریایی‌های روسی به شمار می‌آیند. در واقع می‌توان گفت که چین در زمینه تکنولوژی زیردریایی همیشه عقب‌تر از دیگر قدرت‌های نظامی جهان بوده و زیردریایی‌های نسل جدید این کشور نیز به اندازه رقبای غربی و روسی خود قدرت رادارگریزی و پنهانکاری ندارند. این زیردریایی‌ها نیز مانند زیردریایی‌های کلاس دلتا ۳ روسیه که در دهه ۱۹۷۰ تولید شدند پرسروصدا هستند. در حال حاضر زیردریایی‌های جدیدی با قابلیت پرتاب موشک‌های بالستیک قاره پیما توسط نیروی دریایی چین در مرحله آزمایش و توسعه قرار دارند.

 موشک بالستیک قاره پیمای DF-۳۱AG (چین)

مخرب‌ترین موشک‌های بالستیک قاره پیمای جهان را بشناسید

موشک DF-۳۱AG یک موشک بالستیک قاره پیمای جدید ساخت چین است که اولین تصاویر مربوط به آن در سال ۲۰۱۳ منتشر شد. ظاهراً این موشک در سال ۲۰۱۵ آزمایش شده و خبر ساخت آن به طور رسمی در سال ۲۰۱۷ اعلام شد. این سیستم موشکی ابتدا با عنوان DF-۳۱B شناخته می‌شد، اما بعد‌ها نام رسمی آن DF-۳۱AG اعلام گردید. موشک بالستیک قاره پیمای مذکور برای اولین بار در جریان رژه نظامی بزرگ ارتش آزادی چین به مناسبت نودمین سالگرد تاسیس این ارتش به نمایش درآمد. این موشک در میان مرگبارترین موشک‌های بالستیک قاره پیمای جهان جایگاه خاصی دارد هر چند که کوچکتر و کم قدرت‌تر از موشک‌های بالستیک قاره پیمای DF-۴۱ است.

مخرب‌ترین موشک‌های بالستیک قاره پیمای جهان را بشناسید

موشک بالستیک DF-۳۱AG در واقع نسخه مدرن و جدید موشک‌های بالستیک DF-۳۱A است که از لانچر‌های سیلویی پرتاب می‌شد و نمونه متحرک جاده‌ای ان نیز روی یک تریلر مخصوص نصب می‌شد. نمونه جدید این موشک بالستیک بر روی یک خودرو ۸ محور با قدرت تحرک بالا نصب شده است. این موضوع قابلیت‌های پرتاب موشک بالستیک قاره پیمای DF-۳۱AG را افزایش داده که احتمال بقای آن در اثر مورد حمله قرار گرفتن قبل از پرتاب را افزایش می‌دهد. از نظر قابلیت‌های مفهومی، این موشک شباهت زیادی به موشک‌های بالستیک قاره پیمای روسی مانند Topol و Yars دارد. موشک بالستیک قاره پیمای DF-۳۱AG از سوخت جامد استفاده می‌کند و در طی سه مرحله به هدف خود می‌رسد.

مخرب‌ترین موشک‌های بالستیک قاره پیمای جهان را بشناسید

برد نهایی این موشک ۱۱٫۲۰۰ کیلومتر بوده و توانایی هدف قرار دادن تمامی خاک ایالات متحده، اروپا و روسیه را دارد. در حالی که نسخه قدیمی DF-۳۱A توان حمل تنها یک کلاهک را داشت، نسخه DF-۳۱AG توانایی چندین MIRV را دارد. در واقع این موشک بالستیک می‌تواند ۳ MIRV با قدرت آتش ۲۰، ۹۰ و ۱۵۰ کیلوتن را حمل کند و نسبت به نسخه قدیمی‌تر نیز از برد و توان بقای بیشتری برخوردار است. موشک مذکور دارای سیستم جهت یابی داخلی و سیستم جهت یابی ماهواره‌ای بومی BeiDou بوده و بر اساس برخی ادعا‌ها دقت این موشک ۱۵۰ متر و یا حتی دقیق‌تر است و البته از طعمه‌هایی برای فریب سیستم‌های دفاع موشکی دشمن نیز سود می‌برد.

 موشک بالستیک قاره پیمای DF-۴۱ (چین)

مخرب‌ترین موشک‌های بالستیک قاره پیمای جهان را بشناسید

موشک DF-۴۱ در حال حاضر قدرتمندترین موشک بالستیک قاره پیمای ساخت چین است. این موشک توسط یک لانچر سوار بر خودروی ۸ محور پرتاب شده و شباهت زیادی به موشک‌های با لانچر متحرک زمینی Topol-M و Yars دارد. اولین تست‌های پرتابی این موشک بالستیک در سال ۲۰۱۳ انجام شده و دومین آزمایش نیز یکسال بعد صورت گرفت. گزارش‌هایی مبنی بر شلیک میدانی این موشک‌های بالستیک در سال‌های ۲۰۱۶ و ۲۰۱۷ نیز وجود دارد. موشک بالستیک DF-۴۱ از نوع سوخت جامد بوده و برد حداکثر آن ۱۲٫۰۰۰ کیلومتر عنوان شده که توان حمل بیش از ۱۰ MIRV را نیز داراست.

مخرب‌ترین موشک‌های بالستیک قاره پیمای جهان را بشناسید

برد این موشک برای رسیدن به تمامی نقاط ایالات متحده، روسیه و اروپا کافی است و رسیدن آن از لحظه پرتاب تا لحظه اصابت به اهداف در دوردست‌ترین نقاط ایالات متحده تنها ۲۰ تا ۲۵ دقیقه طول خواهد کشید. این موشک بالستیک قاره پیما بسیار قدرتمند و ویرانگر بوده و می‌تواند یک کشور را به طور کامل نابود سازد. موشک بالستیک DF-۴۱ از سیستم هدایت و جهت یابی مشابه دیگر موشک بالستیک چینی در گزینه قبلی سود می‌برد و دقت آن ۱۵۰ متر و یا حتی دقیق‌تر است. خودرو ۸ محور حمل کننده لانچر این موشک توانایی حرکت در انواع عوارض زمین را داراست که نتیجه همکاری‌های این کشور با کمپانی کامیون سازی MZKT بلاروس است. بدین ترتیب موشک‌های بالستیک قاره پیمای چین دیگر مانند گذشته محدود به پرتاب از لانچر‌های ثابت نبوده و رهگیری و نابودی آن‌ها برخلاف کذشته بسیار دشوار است.

 موشک بالستیک قاره پیمای M۵۱ (فرانسه)

مخرب‌ترین موشک‌های بالستیک قاره پیمای جهان را بشناسید

موشک M۵۱ یک موشک بالستیک قاره پیمای فرانسوی زیردریایی-پرتاب است که کار بر روی آن از سال ۱۹۹۲ آغاز شده و برای اولین بار در سال ۲۰۱۰ پرتاب شد. موشک بالستیک مذکور توسط زیردریایی‌های کلاس Le Triomphant حمل شده که در حال حاضر تنها ۴ فروند از آن‌ها در ناوگان دریایی کشور مشغول خدمت هستند. حداکثر برد موشک بالستیک قاره پیمای M۵۱ حدود ۱۰٫۰۰۰ کیلومتر و در صورت بالاترین بارگیری کلاهکی برد آن به ۸٫۰۰۰ کیلومتر کاهش می‌یابد. بدین ترتیب این موشک قدرتمند بیشتر نقاط چین و روسیه را در تیررس خود می‌بیند. هر موشک بین ۶ تا ۱۰ کلاهک مستقل پرتابی حمل می‌کند که هر کدام قدرت انفجاری برابر با ۱۰۷ کیلوتن دارند. علاوه بر این موشک بالستیک قاره پیمای M۵۱ تعدادی ابزار انفجاری کمکی برای نفوذ به سیستم دفاع موشکی دشمن حمل می‌کند.

مخرب‌ترین موشک‌های بالستیک قاره پیمای جهان را بشناسید

نمونه‌های جدیدتر این موشک که در سال ۲۰۱۵ با نام M۵۱.۲ معرفی شد می‌تواند کلاهک‌هایی با قدرت انفجار ۱۵۰ کیلوتن نیز حمل کند. موشک بالستیک فرانسوی از سیستم هدایت astro-inertial برخوردار بوده و اگر چه قابلیت نصب سیستم جهت یابی ماهواره‌ای Galileo روی آن وجود دارد، اما هنوز این سیستم روی آن نصب نشده است. بدین ترتیب در شرایط کنونی موشک بالستیک قاره پیمای M۵۱ دقت دیگر موشک‌های بالستیک با سیستم هدایت ماهواره‌ای را نداشته و دایره خطای احتمالی آن ۱۵۰ تا ۲۰۰ متر است. هر یک از زیردریایی‌های کلاس Le Triomphant می‌تواند ۱۶ فروند موشک M۵۱ حمل کند و بدین ترتیب ناوگان دریایی فرانسه ۶۴ فروند از این موشک‌ها را آماده شلیک دارد. نمونه پیشرفته‌تر این موشک‌ها با نام M۵۱.۳ در حال توسعه بوده و قرار است در سال ۲۰۲۵ وارد سرویس شوند.

منبع: روزیاتو 

منبع:https://www.yjc.ir/fa/news/6688422

آرامش نهفته در معماري ايراني(منظور معماری تورک قاجار)

آرامش نهفته در معماري ايراني

 


با اينکه امروزه اشکال مختلف معماري نوين خانه‌هاي مدرن را شکل داده است، اما خانه‌هاي قديمي بيشتر تداعي‌گر آرامش بود، آرامشي که گفته مي‌شود با پشت‌کردن به اصول معماري اصيل ازدست مي‌رود.
به گزارش مهر، خانه‌هاي تاريخي بازمانده اردبيل همگي تداعي‌کننده آرامشي هستند که در زندگيِ به‌اصطلاح مدرن و پر از امکانات امروزي گم شده‌اند، خانه‌هايي که به‌عقيده کارشناسان متناسب با فرهنگ و اقليم منطقه بنا شده است و مي‌توانست نياز ساکنان را به‌عنوان يک چهارديواري امن تأمين کند.
به‌عقيده استاديار دانشگاه محقق اردبيلي، معماري تاريخي اردبيل سه کارکرد اصلي فرهنگي دارد که امروز مورد غفلت است و همين غفلت مشکلات اساسي را براي ساکنان به‌دنبال داشته است.
وحيد وزيري مي‌گويد: در معماري اردبيل که اقليم سردي دارد، به سه اصل افقي‌بودن، شفافيت و شادي توجه شده است. معماري افقي به اين معني بود که با وجود برخورداري از زمين، معماران و مالکان به ارتفاع سازي فکر نمي‌کردند و به‌ندرت حتي در معماري تاريخي ايراني نيز مرتفع‌سازي ديده مي‌شود.
وي شفافيت را اصل ديگري مي‌داند، به اين ترتيب که به‌جاي توده‌سازي در معماري فضاسازي انجام مي‌شد و فشارهاي رواني وارد به مصرف‌کننده در اين نوع معماري به‌حداقل مي‌رسد. در عين حال، شادي مفهومي بود که بسيار به آن توجه شده است.
به گفته وزيري همين که خانه‌ها نما و کالبد گرم و صميمي و نزديک به هم داشت و مانع از فخرفروشي مي‌شد و همين که مصرف‌کننده مصالح را از محل بومي خود تهيه مي‌کرد، موجب مي‌شد معماري مردم‌وار و در خدمت انسان باشد.
رنگ‌باختگي مفهوم محرميت
عضو کميته سيما و منظر راه و شهرسازي استان معتقد است خانه‌هاي تاريخي از ويژگي‌هايي برخوردار است که آرامش را براي ساکنان تداعي مي‌کند.به عنوان مثال، خانه‌ها همه بي‌توجه نسبت به فقير و غني‌بودن به يک شکل احداث مي‌شد، اندروني و بيروني تعريف مي‌شد و کوبه‌هاي متفاوت براي مرد و زن مهمان تدارک مي‌ديدند.
وزيري با بيان اينکه حتي در کوچک‌ترين خانه‌هاي تاريخي اردبيل به موضوع اندروني –بيروني توجه شده است، اضافه مي‌کند: درواقع در بخش بيروني مهمان‌ پذيرش مي‌شد و به دليل اينکه شعار «مهمان حبيب خدا است» جايگاه ويژه‌اي داشت، همه خانه‌ها بخش مهمان‌پذير داشتند.
مديرکل ميراث فرهنگي استان اردبيل نيز، به‌لحاظ فرهنگي، محرميت را به‌عنوان اصل اول خانه‌سازي در گذشته عنوان مي‌کند.
کريم حاجي‌زاده مي‌گويد: خانه‌هاي اردبيل تا اواسط دوره پهلوي از هويت برخوردار است. در حال حاضر اغلب خانه‌هاي تاريخي اردبيل متعلق به دوره قاجار است که معماري با فرهنگ و اقليم هماهنگ مي‌شد.
وي مي‌افزايد: از زماني که به‌اصطلاح مدرنيته وارد زندگي مردم مي‌شود، درواقع معماري نيز تغيير مي‌يابد و اين در حالي است که در خانه‌هاي تاريخيِ به‌جامانده مي‌توان منطق طراحي و دقت رياضي قابل‌توجهي را مشاهده کرد.
به‌گفته حاجي‌زاده، پلان‌بندي ساختمان‌هاي قديمي در کشور طوري است که اگر فردي مي‌خواهد وارد خانه شود، از کوچه وارد هشتي خواهد شد. هشتي به‌معناي بيرون‌زدگي به‌شکل هشت‌ضلعي خود تأکيد ندارد، بلکه به‌نوعي رعايت محرميت خانه را از سوي مهمان توقع دارد.
مديرکل ميراث فرهنگي استان مي‌افزايد: در اغلب خانه‌هاي اردبيل در مقابل هشتي ديوار مسدود ديده مي‌شود و فرد با زاويه 180 درجه وارد حياط مي‌شود؛ در حالي که حياط در مرکز ساختمان نيست که فرد غريبه بتواند ساختمان را تجسس کند و بين حياط و ساختمان اختلاف سطح وجود دارد.
حاجي‌زاده متذکر مي‌شود: در تمامي خانه‌هاي تاريخي الزامات فرهنگي رعايت شده و حتي خانه‌هاي اربابي معمولاً دو بخش اندروني و بيروني دارد که در بخش بيروني مراجعات کاري صورت مي‌گرفت.
وي مي‌افزايد: در عين حال براي درزدن نيز دو کوبه، يکي براي زنان و ديگري براي مردان، انتخاب مي‌شد و هر جنسيتي کوبه خود را به‌صدا درمي‌آورد تا صاحب‌خانه بداند مرد يا زن پشت در است.
ساختمان‌هاي همسو با خورشيد
نه ‌فقط در مباحث فرهنگي بلکه در اقليم نيز تأمين نياز و رفاه ساکنان در خانه‌ها منظور مي‌شد.
يکي از کهن‌سالان اردبيلي مي‌گويد: ما در گذشته زمستان‌هاي به‌مراتب سردتري داشتيم، تا جايي که ارتفاع برف تا کمر آدم مي‌رسيد و براي اينکه بتوانيم تردد کنيم، داخل برف تونل مي‌ساختيم.
علي رفعتي تصريح مي‌کند: خانه‌هاي قديمي نه بخاري گازي داشت و نه شوفاژ اما با همان کرسي گرم مي‌شد و خود مردم هم زمستان که مي‌شد براي تأمين پوشاک و گرم نگه داشتن خانه همت مي‌کردند.
به‌عقيده استاديار دانشگاه محقق اردبيلي، بخشي از دليل تعارضي که امروز در گرمايش خانه‌هاي قديمي و مدرن ديده مي‌شود، به معماري بازمي‌گردد. در معماري تاريخي ايران در مناطق گرم بادگيرها و در اقليم سرد زمستان‌نشين تعبيه مي‌شد. در روستاها محل نگه‌داري حيوانات را مشرف به اتاق نشيمن مي‌کردند و کوره و تنور را نزديک نشيمن مي‌ساختند.
اين استاد دانشگاه فعال در حوزه معماري اردبيل، بخشي از گرمابخشي بيشتر کرسي‌ها در گذشته را به فرهنگ حاکم در بين ساکنان مرتبط مي‌داند و معتقد است اينکه ما در زمستان لباس نازک بپوشيم و شعله بخاري را زياد کنيم قابل‌قبول نيست. در گذشته تحمل شخصي آدم‌ها بالاتر بود و نه‌تنها ساختمان، بلکه ساکنان ساختمان نيز خود را با شرايط اقليمي تطبيق مي‌دادند.
به‌گفته استاد دانشگاه‌هاي اردبيل درواقع زيرزمين خانه‌هاي قديمي به‌عنوان زمستان‌نشين کاربرد داشت و به مقوله حفظ گرمايش خانه توجه ويژه مي‌شد.
عضو نظام‌مهندسي ساختمان استان اردبيل در عين حال معتقد است يکي از دلايلي که موجب مي‌شد خانه‌هاي قديمي به‌شکل مطلوبي حافظ انرژي باشند، ديوارهاي پهن خانه‌ها است.
ناصر شاهبازي متذکر مي‌شود: ديوارهاي ضخيمي که دورتا دور ساختمان گذاشته مي‌شد، به عنوان حائل سرما و گرما عمل مي‌کرد.
وي با ابراز تأسف از سهل‌انگاري معماران و مالکان ساختمان‌ها ادامه مي‎دهد: امروز هزينه‌هاي گزافي براي تزئين و دکوراسيون صرف مي‌شود اما حرف‌زدن ساده شما را همسايه ديواربه‌ديوار مي‌تواند بشوند.
مديرکل ميراث فرهنگي استان نيز شکل قرارگيري پنجره‌ها را نشانه دقت رياضي معماران گذشته در محاسبات و طراحي براي جذب حداکثري نور خورشيد مي‌داند.
حاجي‌زاده تأکيد مي‌کند: اغلب تالارهاي خانه‌هاي تاريخي اردبيل جنوبي است و ساختار پنجره‌ها مستطيل‌هاي طولي ايستاده است که در طول روز مي‌تواند بيشترين ميزان نور خورشيد را جذب کند. وي مي‌افزايد: علاوه بر پهناي ديوارها و مصالح بومي که استفاده مي‌کردند، براي حفاظت از انرژي پشت پنجره‌هاي شيشه‌اي درهاي چوبي کار گذاشته مي‌شد که در زمان سرما بسته مي‌شد و مانع از اتلاف انرژي بود.
به‌گفته حاجي‌زاده، با مهندسي دقيق، بخش‌هايي که حرارت مصنوعي دارد مانند آشپزخانه را پشت تالار قرار مي‌داند تا به‌عنوان حائل حرارتي عمل کند. وي متذکر مي‌شود: با توجه به اينکه اردبيل يک دشت رسوبي است، در گذشته براي احداث ساختمان کمي حفاري مي‌کردند تا به لايه‌هاي سفت خاک مي‌رسيدند و از خاک حفاري براي ساخت‌وساز استفاده مي‌کردند.
مديرکل ميراث فرهنگي استان به استفاده از سقف‌هاي دوپوشي که مي‌شد بين آن دو حرکت کرد نيز اشاره مي‌کند: اين مهم حتي با هدف حفاظت تزئينات سقف انجام مي‌شد.
وي تأکيد مي‌کند: از فاصله بين کوچه و ساختمان به‌عنوان زيرزمين استفاده مي‌شد که هم کارکرد انباري و هم نقش حائل رطوبتي و گرما و سرما را داشت.
خانه فرهنگ ساکنان را تداعي مي‌کند
در آشفته‌بازار امروز خانه‌هاي مسکوني بسياري از نيازهاي ضروري ساکنان مورد غفلت معماران قرار مي‌گيرد.
عضو کميته سيما و منظر راه و شهرسازي استان اعتقاد دارد: اين خود مالکان هستند که علاقه‌اي به رعايت بسياري از اصول موفق معماري ندارند.
وزيري تأکيد مي‌کند: بي‌شک با تغيير سبک زندگي نمي‌توان تمامي قالب‌هاي معماري گذشته را تکرار کرد و اين تکرار صحيح نيست اما مي‌توان بسياري از اصول معتبر آن را در خانه‌هاي مدرن امروزي پياده ساخت.
وي نکته عمده قابل‌توجه را سيما و نماي خانه‌ها و استفاده از عنصرهاي بومي و متناسب با فرهنگ مي‌داند و مي‌افزايد: چه ايرادي دارد که طرح‌هاي مشبک بقعه شيخ صفي‌الدين در تزئينات نماي منازل جديد ما استفاده شود. استاديار دانشگاه محقق اردبيلي با تأکيد بر لزوم استفاده از مصالح محلي متذکر مي‌شود: بهره‌گيري صحيح از معماري گذشته بايد آموزش داده شود و حتي مي‌توان فرهنگ‌سازي را از سنين پايين آغاز کرد.
ونوس بهنود

منبع:https://ettelaat.com/new/index.asp?fname=2017\01\01-22\18-15-13.htm&storytitle

کورش و اسکندر در شاهنامه فردوسی

رنج‌های بشری ۷۱: کورش و اسکندر در شاهنامه فردوسی

 رضا مرادی غیاث آبادی

چهارشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۱

فردوسی در حالی نام کورش را در شاهنامه نیاورده است که از افتخارات و کرامات اسکندر تعریف و تمجید کرده و از او با صفات نیکی همچون خردمند، بیداردل، دورکننده بدی‌ها، سازنده، آرام کننده کشور، شاهوار، با فر و فرهنگ، خوب‌چهر، خوب‌گفتار، دادگر، پیروزبخت، بخشنده و آشتی‌جو یاد کرده است.

شاهنامه فردوسی، به کوشش جلال خالقی مطلق، تهران، ۱۳۸۶، دفتر پنجم، صفحه ۵۲۳ به بعد.

منبع:http://ghiasabadi.com/human-sufferings-71.html

عنکبوت هاي شگفت انگيز

عنکبوت هاي شگفت انگيز

 


عنکبوت‌ ها از جمله گونه‌ هاي جانوري هستند که در تمامي نقاط جهان غير از قطب جنوب مشاهده مي‌ شوند. اين جانوران در راسته عنکبوتيان و رده بندپايان قرار دارند. بيش از 45 هزار گونه شناخته شده عنکبوت در جهان وجود دارد که بيشتر آن ها چهار جفت چشم دارند.
همچنين هشت پا بودن آن ها باعث مي ‌شود تا به راحتي تشخيص داده شوند. تنوع زيستي بالا در عنکبوت ‌ها آن ‌ها را به الگويي مهم براي مطالعه سيستم‌‌هاي اجتماعي و رفتارشناسي تبديل کرده است. اگر چه عنکبوت ‌ها در شکل و اندازه‌هاي مختلف هستند، بسياري از آن ها ويژگي هاي غيرمعمولي دارند که از هم متمايز مي‌ شوند به طور مثال مي‌‌توان به توانايي آن ها در تنيدن تار يا نوع خوراکي که تغذيه مي‌ کنند، اشاره کرد.
***
قدرت بسيار بالاي شنوايي و بينايي عنکبوت‌هاي جهنده ـ عنکبوت‌‌ها ممکن است گوش نداشته باشند اما مي‌ توانند صحبت‌هاي انسان‌‌ها را بشنوند. عنکبوت‌هاي جهنده که از خانواده Salticidaeهستند مي‌ توانند صداها را در فاصله سه متري بشنوند. اين عنکبوت‌ها به جاي داشتن گوش و استفاده از آن براي شنيدن اصوات مختلف، ارتعاشات امواج صوتي را توسط موهاي حسي روي پاها احساس مي ‌کنند. برخي دانشمندان بر اين باور هستند که اين بندپايان فقط از فاصله نزديک قادر به شنيدن صداها هستند. اما عنکبوت‌هاي جهنده از قدرت بسيار بالاتري نسبت به آن چه فکر مي کنيم برخوردار هستند. آن‌ها حتي مي ‌توانند صداي افراد را از فاصله زيادي در سراسر اتاق بشنوند و حتي موفق به شنيدن صداي جيرجير يک صندلي هم مي‌ شوند. نورون‌هاي عصبي عنکبوت‌‌ها با صداهاي نزديک يا دور واکنش نشان مي ‌دهند و تحريک مي ‌شوند. عنکبوت‌‌هاي جهنده در مقايسه با ساير گونه‌‌هاي عنکبوتيان، مي ‌توانند فرکانس‌‌هاي مشابه فرکانس‌‌هاي ايجاد شده از ضربات بال زنبور انگل را بشنوند. صداهاي ايجاد شده از فاصله سه متري نيز مي‌ تواند نورون‌هاي شنوايي را در مغز عنکبوت‌ها تحريک کند. اگر موهاي جلو و عقب پاهاي عنکبوت را لمس ‌کنيم، عصب‌‌هاي مربوط به شنيداري در عنکبوت‌ها تحريک مي ‌شوند و نسبت به صداهاي ايجاد شده در نزديکي عنکبوت واکنش نشان مي ‌دهند. اين موها چگونگي واکنش عنکبوت‌ها به صداهاي دور را نيز نشان مي‌ دهد. همچنين اين نوع از عنکبوت‌ها به داشتن قدرت بينايي فوق ‌العاده نيز مشهور هستند. در ميان خانواده‌هاي عنکبوت، خانواده عنکبوت‌هاي جهنده، بزرگ ترين و متنوع ‌ترين خانواده به شمار مي رود.
عنکبوت فداکار ـ نياز به توليدمثل در قلمرو حيوانات اغلب از زنده ماندن هم مهم تر است. شاهد اين مدعا، نوعي عنکبوت نر از گونه عنکبوت سياه ماهيگير با نام علمي Dolomedes tenebrosusاز خانواده «عنکبوت‌‌هاي گهواره ‌باف» (Pisauridae) است. عنکبوت نر اين گونه بعد از توليدمثل مي‌‌ميرد و عنکبوت ماده او را مي ‌خورد. جنس ماده تقريباً دو برابر اندازه نر است و تا 14 برابر بيشتر وزن دارد و مانند عنکبوت بيوه سياه، از جفت خود براي تغذيه استفاده مي‌ کند. عنکبوت ماده که جفت خود را خورده است، تعداد توليد مثل دو برابري نسبت به عنکبوت‌‌هاي ديگر دارد و همچنين رشد 20 درصدي بيشتري هم خواهد داشت. احتمالاً در بدن عنکبوت نر ماده مغزي وجود دارد که منجر به توليد مثل دو برابري مي‌ شود.
عنکبوت برگي شکل ـ اين عنکبوت گونه اي جديد است که در جنگل‌هاي باراني چين کشف شده است. پوشش بدن اين عنکبوت کمياب متورم است و به نظر مي ‌رسد به يک جنس از عنکبوت‌ها به نام Poltys که شبکه تارهاي کروي مي ‌تنند تعلق دارد. با اين وجود برخلاف ديگر گونه‌هاي متعلق به اين جنس تخصص بسيار زيادي در استتار از خود نشان مي‌ دهد. عنکبوت‌‌هاي ماده اين گونه هم سبز هستند و هم قهوه ‌اي و به همين دليل ناحيه شکمي يادآور يک برگ مرده است و ناحيه پشتي بدن آن‌‌ها شبيه يک برگ سبز زنده به نظر مي ‌رسد. اين عنکبوت‌ها به جاي تنيدن تار صرفاً برگ‌‌هاي مرده و زنده را در کنار هم قرار داده و يک مجموعه بي‌ شکل و نامنظم ايجاد مي ‌کنند و به اين ترتيب خودشان را به شکل بخشي از توده‌‌اي برگ در معرض نمايش مي ‌گذارند. اين توانايي در دوري از شکارچيان و به دام انداختن شکار کمک زيادي به او مي ‌کند.به غير از اين گونه، تعداد بسيار کمي عنکبوت ديگر نيز شناسايي شده ‌اند که ظاهري شبيه گل، شاخه‌‌هاي مرده، بقاياي گياهي، جوانه‌‌ها، پوست درختان يا فضله پرندگان دارند.
عنکبوت‌ خفاش خوار ـ عنکبوت‌ها معمولاً از حشرات تغذيه مي ‌کنند اما عنکبوت‌هاي خفاش‌خوار که در بيش تر نقاط جهان يافت مي ‌شوند از خفاش تغذيه مي ‌کنند. اين عنکبوت‌ها، خفاش‌ها را در تاري که بافته ‌اند به دام مي‌ اندازند. عنکبوت‌هاي خفاش خوار در بسيار از کشورها از جمله استراليا، ژاپن و هند يافت مي ‌شوند. جنس ماده اين جانور مي‌ تواند تا 20 سانتي متر رشد کند و بزرگ تر از گونه نر آن باشد.
عنکبوت پرنده خوار ـ اين بندپا يکي از بزرگ‌ترين عنکبوت‌ها در جهان است. طول پاهاي اين عنکبوت مي ‌تواند به 30 سانتي متري برسد و وزني برابر با يک توله سگ دارد. به گفته کارشناسان مي ‌توان صداي پاهاي عنکبوت پرنده خوار را شنيد. اين عنکبوت برخلاف نامي که دارد از پرنده‌‌ها تغذيه نمي ‌کند اما مي ‌تواند با هر آن چه رو در رو مي‌شود، مقابله کند.
عنکبوت قيف‌ ساز يا دراکولا ـ عنکبوت قيف‌‌ساز از استراليا فنگ‌هاي (نيش) قرمز رنگي دارد به همين دليل به اسم عنبکوت دراکولا هم شناخته شده است. اين عنکبوت اغلب از حشرات تغذيه مي‌ کند. اين جانور حدود پنج سانتي متر طول دارد و از آن جايي که بيشتر اوقات را زير زمين مي‌‌گذراند به دام انداختن آن سخت است.
عنکبوت اسکلتوروس و اسپارکلمافين ـ در سال 2015 دو گونه جديد عنکبوت‌هاي طاووسي در استراليا کشف شد. روي گونه اسکلتوروس نقاط سياه و سفيدي وجود دارد که آن را شبيه به اسکلت کرده است. همچنين گونه اسپارکلمافين خط‌‌هاي آبي و قرمزي روي شکم خود دارد.
عنکبوت‌ گياه‌ خوار ـ در بخشي از رژيم غذايي عنکبوت‌هاي گياهخوار گياهان وجود دارند. کارشناسان معتقدند اين عنکبوت‌ها براي آن که در مواقع کمبود غذا جان خود را حفظ کنند از گياهان تغذيه مي ‌کنند.
عنکبوت زيرآبي‌ ـ اين گونه از عنکبوت براي نفس کشيدن زير آب از حباب‌هاي هوا استفاده مي ‌کند. اين عنکبوت بسيار کوچک است و فقط 10 تا 15 ميلي متر طول دارد.
عنکبوت‌هاي گردباف ـ بسياري از حيوانات روش‌هاي منحصري براي مخفي کردن خود از حيوانات شکارچي دارند اما عنکبوت گردباف از مهارت ويژه ‌اي براي استتار خود برخوردار است. بدن نقره‌ اي رنگ و رنگ سفيد تارهاي تنيده آن باعث مي‌ شود اين عنکبوت به شکل فضولات پرنده به نظر آيد.
عنکبوت شناگر ماهي خوار ـ تنها زيستگاه اين گونه عنکبوت که Dolomedes briangreeneiنام دارد در استراليا است. اين عنکبوت اندازه ‌اي در حد کف دست انسان دارد و با تشخيص ارتعاشات و امواج کوچک در داخل آب، موقعيت صيد خود را شناسايي و با شنا کردن روي سطح آب به تدريج خود را به شکارش مي‌ رساند. همچنين اين عنکبوت حشراتي که در مسيرش روي آب مي ‌افتند را به دام مي اندازد، آن‌ها را در هوا مي ‌قاپد و قبل از اين که راهش را به سمت خشکي در پيش بگيرد و حشره را بخورد، آن را در آب غرق مي‌ کند و علي‌‌رغم اندازه ‌اش، توانايي تغذيه از ماهي‌ها، قورباغه‌‌ها و حتي وزغ‌ها را دارد. تاکنون اين گونه جالب فقط در سواحل شرقي استراليا در آب‌‌هاي شيرين نزديک بريسبون ديده شده است.
عنکبوت شبکه قيفي ـ اين عنکبوت با نام علمي Atrax sutherlandiدندان‌هاي قرمز دارد و در سال 2010 در استراليا کشف شد. اين عنکبوت معمولاً به رنگ مشکي است و تارهاي خود را در بالاي سوراخ‌‌هاي زيرزميني مي ‌تند و از حشرات تغذيه مي ‌کند. بعضي از گونه‌‌هاي اين عنکبوت براي انسان خطرناک است و زهري سمي دارد. علت نامگذاري اين عنکبوت به اين نام به جهت ساختار قيف مانند تارهاي تنيده اش است. عنکبوت در قيف تنيده خود کمين مي ‌کند و منتظر طعمه مي‌ ماند. طول اين عنکبوت حدود پنج سانتي متر و محل زندگي آن در اعماق زمين و در عمق بيشتر از 25 سانتي متري است و بيشتر زمان خود را در تارهايش مي ‌گذراند. اين عنکبوت شبيه «عنکبوت موشي سر قرمز» (Missulena occatoria ) است که سري قرمز دارد.
عنکبوت‌ طلايي گردباف ـ اين عنکبوت‌ با نام علمي Nephila clavipesبا استفاده از طعمه‌‌هايي که در تارها به دام مي ‌افتند، ذخيره‌گاه‌‌هاي غذايي براي خود ايجاد مي ‌کند. اين عنکبوت‌ به دنبال طعمه‌‌هاي گم ‌شده خود مي گردد که از شبکه تارهايش ربوده شده است. حشرات مرده در برخي موارد توسط عنکبوت‌هاي ديگر از تارهاي چسبناک‌ ربوده مي ‌شوند. اين عنکبوت وضعيت ذخيره‌گاه‌‌هاي خود را به خاطر مي ‌سپارد و از اين خاطرات براي بازيابي طعمه استفاده مي ‌کند. به عبارتي اين عنکبوت‌ داراي حس شمارش است. در صورتي که اگر حشره‌اي از ذخيره‌گاه آن ربوده شود، عنکبوت جستجوهاي خود را افزايش مي ‌دهد که اين موضوع حاکي از توانايي محاسبه اندازه طعمه
است.
عنکبوت بافنده پاپري ـ اين عنکبوت با نام علمي Uloborus plumipes، نانوالياف ريزي از ابريشم مي ‌تند که حامل بار الکتريکي است. زماني که حشره اين تارها را از بدنش بيرون مي ‌فرستد، ابريشم را از لحاظ الکتريکي باردار مي ‌کند و اين عمل را از طريق مالش ‌دادن سريع آن‌ها روي خارهاي ريز پاهاي عقبي خود انجام مي دهد. اين عنکبوت مي ‌تواند تارهايي با بار الکتريکي استاتيک توليد کند. تار حاصل بسيار چسبناک است و اين ويژگي به دام انداختن طعمه توسط حشره را آسان تر مي ‌کند. چنانچه بتوان ترفند عنکبوت براي توليد اين نانوالياف باردار را بازتوليد کرد، مسير براي ارايه نوعي فناوري پردازنده پليمري جديد و کارآمد هموار خواهد شد. اين نوع تار عنکبوت براي توليد ريزالياف قوي جهت استفاده در حوزه‌هاي مختلف بسيار کاربردي است.
*مهرنوش بوستاني
*عکس‌ها از: wikimedia


منبع:https://ettelaat.com/new/index.asp?fname=2017\01\01-21\18-51-58.htm&storytitle

درباره ستارگان بيشتر بدانيم!

درباره ستارگان بيشتر بدانيم!

 


ستاره‌ها کراتي سوزان و متشکل از گازهاي ملتهب هستند که بر خلاف سيارات از خود گرما و نور ساطع مي کنند. خورشيد ما هم يک ستاره به شمار مي رود و با اين که يک ميليون برابر بزرگ تر از زمين است امّا در مقابل ديگر ستاره‌ها، ستاره‌ بزرگي نيست و در کيهان ستاره‌هاي بسيار بزرگ تر از خورشيد هم يافت مي شود. پس از خورشيد، نزديک ترين ستاره به ما بيش از چهار سال نوري فاصله دارد. فاصله برخي از ستاره‌هايي که در شب مي بينيم به صدها هزار سال نوري هم مي رسد.
کوچک ترين ستاره‌هاي درخشان، کوتوله‌هاي سفيد نام دارند. با اين که اين ستاره‌ها تقريباً هم اندازه زمين هستند، جرم و چگالي زيادي دارند. از طرفي بعضي از ستاره‌هاي در حال مرگ بسيار بزرگ و غول آسا هستند. بزرگي تعدادي از اين غول‌ها به 50 ميليون برابر خورشيد مي رسد. بعضي از ستاره‌ها که ما آن‌ها را ابرنواختر مي ناميم، ناگهان به اندازه‌ هزاران برابر خورشيد مي درخشند سپس به تاريکي مي گرايند و به ستاره‌ نوتروني يا سياهچاله تبديل مي شوند. در متون تاريخي و اسناد به جا مانده از دوران گذشته مي توان از اين رويدادهاي مشابه به وفور پيدا کرد. در تمامي آنها ناگهان ستاره اي پرنور در آسمان ظاهر شده و براي مدتي در آسمان حضور داشته تا آن که از نظرها محو مي شده است. مردمان گذشته معتقد بودند که در هر يک از اين رويدادها ستاره اي نو متولد شده است. به همين دليل آن را نواختر مي‌ناميدند و اگر ستاره خيلي پرنور بود به آن ابرنواختر(Supernova) مي گفتند. ابرنواخترها در واقع انفجارهايي بسيار عظيم هستند که در آخر عمر ستارگان سنگين روي مي دهند وپس از آن ستاره اصلي به يک ستاره نوتروني با يک سياهچاله تبديل مي شود.
هنگامي که يک ستاره متولد مي شود گرانش شديد را با فشار تابشي ناشي از همجوشي هسته اي خنثي مي کند. اين همجوشي هسته اي در ابتدا براي اتم‌هاي هيدروژن صورت مي گيرد و به دنبال آن هيدروژن به هليوم تبديل مي شود؛ اما هر چه جرم ستاره بيشتر باشد، گرانش شديدتري دارد و از اين رو بايستي همجوشي بيشتري صورت بگيرد تا گرانش خنثي شود. بنابراين هر چه ستاره سنگين تر باشد عمرش زودتر به پايان مي رسد. هنگامي که ستارگان سوخت هيدروژني خود را به پايان مي رسانند، شروع به سوزاندن هليوم مي‌کنند. همجوشي هليوم حرارت بيشتري توليد مي کند در نتيجه ستاره نسبت به دوران هيدروژن سوزي خود منبسط مي شود و به يک ستاره غول تبديل مي‌شود. از سوي ديگر مقدار انرژي ثابت است و چون سطح ستاره افزايش پيدا مي‌کند، انرژي بر واحد سطح کاهش مي يابد يعني دماي سطح ستاره کاهش مي‌يابد و رنگ آن به سرخي مي گرايد. بدين شکل است که ستاره در مرحله هليوم سوزي به يک غول سرخ تبديل مي شود. پس از هليوم نوبت ليتيوم سوزي است. سپس کربن سوزي و غيره تا نوبت به آهن برسد.
نخستين تفاوت ستاره‌ها در دما و طيف آن‌ها است. اگر يک ميله فلزي را داغ کنيم، ابتدا رنگ آن قرمز مي شود و اگر آن را بيشتر حرارت دهيد رنگ ميله به ترتيب زرد، نارنجي، سفيد و در نهايت رنگش آبي خواهد شد. اين قضيه درباره ستاره‌ها نيز درست است. بعضي از ستاره‌ها بسيار داغ و برخي سرد هستند. دماي ستاره‌ها را از روي رنگشان مي توان تشخيص داد. يک ستاره‌ آبي از ستاره‌ زرد و آن هم از ستاره‌ قرمز داغ تر است.
اخترشناسان از روي رنگ يک ستاره مي‌توانند به طور تقريبي دماي سطح آن را تعيين کنند. دماي سطح ستاره‌هاي زرد رنگ همانند خورشيد حدود شش هزار درجه و دماي ستاره‌هاي سرخ و تقريباً سرد حدود 3 هزار درجه سانتي گراد است. از طرفي دماي سطحي ستاره‌هاي آبي رنگ، بسيار بالا است و تا 50 هزار درجه‌ سانتي گراد مي رسد.
هر جسم داغ طيفي از امواج الکترومغناطيس ساطع مي کند. البته چشم ما قادر است فقط بخشي از اين طيف را در محدوده‌ نور مرئي ببيند. به همين دليل دانشمندان براي مشاهده‌ طيف کامل اين امواج، از وسيله اي به نام «طيف نگار» استفاده مي کنند. اگر ميله اي را کمي حرارت دهيم و آن را نزديک طيف نما نگه داريم، بخش قرمز آن پررنگ تر خواهد شد و اگر جسم را بيشتر حرارت دهيم، نوک نوار به رنگ آبي متمايل مي شود.
با علم به اين که هر اتم داغ و و ملتهب، امواجي با طول موج مشخص از خود ساطع مي کند و اين که اتم هر عنصر به طور دقيق همان طول موجي را از نور پيوسته جذب مي کند که هنگام برانگيخته شدن، آن را تابش مي کند، ستاره شناسان توانسته اند به کمک نوع خاصي از طيف نگارها، به عناصر موجود در گازهاي داغ جوّ ستاره‌هاي نزديک مانند خورشيد و همچنين توده‌ گازهاي سرد و شناوري که در سر راه تابش نور ستاره‌ها به زمين قرار دارند، پي ببرند.
يکي ديگر از تفاوت‌هاي ميان ستاره‌ها ميزان روشنايي، درخشش و بزرگي آن‌ها است. با نگاه کردن به آسمان شب، گمان مي کنيم که همه‌ ستاره‌ها در يک صفحه بزرگ و با فاصله‌هاي مساوي از زمين قرار دارند. در حالي که بيشتر اين ستاره‌ها ميليون‌ها کيلومتر از هم فاصله دارند. بعضي از ستاره‌ها روشن تر از بقيه به نظر مي رسند در حالي که شايد ستاره اي که کم نورتر است، از ستاره‌ درخشان نزديک به خود بزرگ تر باشد.
دو عامل درخشندگي و فاصله از ما، ميزان روشنايي ستاره را تعيين مي کند. براي نمونه يک نورافکن بيش از يک چراغ قوه‌ قلمي نور دارد، لذا درخشنده تر است. اما اگر همين نورافکن در فاصله 10 کيلومتري ما باشد، ديگر حتي روشنايي چراغ قوه‌ کوچک را هم ندارد زيرا هر چه فاصله منبع نور از ما بيشتر باشد، شدت نور آن کاهش پيدا مي کند و اين موضوع در مورد ستاره‌ها هم درست است. درخشش ستاره به اندازه و بزرگي آن هم بستگي دارد. به طوري که هر چه ستاره بزرگ تر باشد، انرژي بيشتري دارد و در نتيجه درخشش آن هم بيشتر است.
سرعت و جهت حرکت ستاره‌ها نيز يکي ديگر از تفاوت‌هاي ستاره‌ها است. ستاره‌ها هم مانند همه‌ اجرام کيهاني حرکت مي کنند. حرکت ستاره‌ها بر طول موج نور ارسالي آن‌ها اثر مي گذارد. درست شبيه صداي آژير يک ماشين آتش نشاني يا آمبولانس که هنگام نزديک شدن به ما صداي زيرتري نسبت به زمان دور شدن از ما دارد. اين پديده به «اثر دوپلر» شهرت دارد.
با اندازه گيري طيف ستاره و مقايسه آن با طيف استاندارد مي توان جهت و سرعت حرکت ستاره را اندازه گيري کرد. اگر طيف تابش شده از ستاره به سمت رنگ آبي جا به جا شود، ستاره‌ در حال نزديک شدن به ما است و اگر اين طيف به سمت رنگ قرمز حرکت کند، به اين معني است که ستاره در حال دور شدن از ما است.
*عکس ‌از: aos

منبع:https://ettelaat.com/new/index.asp?fname=2017\01\01-21\18-52-20.htm&storytitle

سلامت  تمشك

سلامت

تمشك

آناهيتا هيشتا

 


تمشک ميوه اي کوچک و متراکم است که از اجزاي قطره مانند کوچکي که هر يک دانه‌اي ريز در خود دارند تشکيل شده است. اين اجزا به شکل خوشه‌اي در اطراف هسته مرکزي ميوه به هم چسبيده‌اند. قطر هر تمشک 5/1 تا 5/2 سانتي متر يا بيشتر است. وقتي که تمشک از ساقه چيده مي شود بخش هسته اي روي ساقه باقي مي‌ماند، در نتيجه روي ميوه يک حفره ديده مي‌شود. انواع تمشک‌ها از روي رنگ شان قابل تشخيص هستند.
تمشک قرمز متداول ترين و محبوب ترين نوع آن است. تمشک سياه کوچک تر است و شکل مدور کمتري دارد. تمشک طلايي که فقط در مقدار محدودي کشت مي شود رنگي بين زرد تا نارنجي، کهربايي و حتي سفيد دارد. تمشک ميوه اي خوش عطر و شيرين است و اندکي هم مزه ترش در طعم آن احساس مي‌شود. گاهي گفته مي شود که تمشک شديدترين طعم را در ميان ميوه هاي هم خانواده خود يعني Moraceaeدارد.
نشانه هايي از وجود تمشک وحشي در نقاط باستاني پيش از تاريخ در آسيا کشف شده است و سرخ پوست هاي قاره آمريکا از تمشک به عنوان گياهي درماني و دارويي استفاده مي‌کردند. تمشک قرمز از بيش از 400 سال پيش تا کنون در اروپا کشت مي شود و از ترکيه به آن جا برده شده است. در قرن هجدهم کشت تمشک گسترش پيدا کرد و در قرن نوزدهم به طور گسترده اي در سراسر اروپا و آمريکاي شمالي کشت مي شد. در دهه 1860 بيش از 40 گونه تمشک شناسايي شدند. امروزه تقريباً 90 درصد از کل محصول داخلي تمشک در ايالات متحده در ايالات اورگون، واشنگتن و کاليفرنيا توليد مي شود. مقداري نيز از کانادا و شيلي در مدتي که فصل برداشت آن به پايان رسيده است به اين کشور وارد مي شود.
تمشک گياهي بوته اي، تيغ دار و پايا است که ارتفاع آن به 10 فوت مي رسد. اين گياه تابستان هاي خنک، زمستان هاي معتدل و فصل برداشت خشک را مي پسندد. هر بوته پس از سه سال گل هاي ظريف سفيد رنگي مي دهد که تمشک ها از اين گل ها رشد مي کنند و روي ساقه هاي راست به بار مي نشينند.
تمشک هاي رسيده را بايد به آرامي و با دقت حمل کرد، چون حساس هستند و به راحتي صدمه مي بينند. مقداري از محصول تمشک را به صورت تازه در ظرف هايي کوچک قرار مي دهند و به فروش مي رسانند، ولي بخش اعظم آن را منجمد مي کنند، از آن عصاره تهيه مي‌کنند يا به صورت کنسرو شده به بازار عرضه مي‌کنند.
بهتر است يک تا دو روز پس از خريد تمشک آن را مصرف کنيم. در صورت امکان نبايد اين ميوه را بشوييم، چون آب را جذب مي کند و نرم و خميرمانند مي شود. ولي مي‌توانيم درست پيش از خوردن تمشک ها را زير آب بگيريم. تمشک هاي کامل را مي توان تا يک سال در فريزر نگهداري کرد.
از تمشک تازه مي توانيم چاشني خوشمزه‌اي براي پنکيک ها، کلوچه ها، پودينگ ها، کيک‌ها، ماست و بستني درست کنيم. تمشک تزئين خوش رنگ و شيريني براي سالاد ميوه يا سالاد سبز است. مي توانيم از آن شربت تهيه کنيم يا آن را به سرکه اضافه کنيم تا سسي دلپذير براي سالاد داشته باشيم. تارت، مربا، ژله، کمپوت و نوشيدني که از تمشک تهيه مي شوند طعمي بي نظير دارند. اگر تمشک را بپزيم و با اندکي آب ليمو يا آب پرتقال مخلوط کنيم رنگ آن افزايش مي يابد و بدين ترتيب مي‌توانيم سسي فوق العاده براي غذاهايي که با مرغ يا ماهي تهيه مي شوند آماده کنيم. تمشک سرشار از ويتامين Cو داراي فيبرهاي حلال و غير حلال است.
*عکس از: wikimedia

منبع:ettelaat.com/new/index.asp?fname=2017\01\01-21\18-53-04.htm&storytitle

کورش و زرتشت در شاهنامه فردوسی

رنج‌های بشری ۱۲۲: کورش و زرتشت در شاهنامه فردوسی

 رضا مرادی غیاث آبادی

چهارشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۱

کورش و هخامنشیان همراه با زرتشت و زرتشتیانی که در سده اخیر خود را به زرتشت منسوب کرده‌اند، تنها بخش‌های کوچکی از گستره بزرگ فرهنگ و تمدن ایرانی هستند و نه همه آن (آنطور که عده‌ای بدان دامن می‌زنند). بخش‌هایی که بیش از آنکه تأثیر سازنده بر فرهنگ و مدنیت ایران داشته باشند، تأثیر ویرانگرانه داشته‌اند. مقدار توجه لازم به اینان به همان اندازه‌ای لازم و کافی است که فردوسی در شاهنامه آنرا معین کرده است: چند بار اشاره گذرا و مبهم به نام زرتشت، بی‌توجهی به دین زرتشتی و بی‌توجهی و سکوت مطلق نسبت به کورش و دیگر هخامنشیان به استثنای شرح مبسوط غلبه اسکندر بر آنان. فردوسی به درستی نشان داده است که اهمیت و جایگاه این نام‌ها در فرهنگ ایران در همین حد است و نه بیش از آن.

منبع:http://ghiasabadi.com/human-sufferings-122.html

جغرافیای کهن و سرزمین‌های گمشده: کشف‌نامه نژاد پاک آریایی!

جغرافیای کهن و سرزمین‌های گمشده: کشف‌نامه نژاد پاک آریایی!

 رضا مرادی غیاث آبادی

جمعه ۱۵ دی ۱۳۹۱

چنانکه پیش از این و در گفتار «چقدر فاشیست هستیم» گفته شد، فاشیسم و برادرخوانده آن ناسیونالیسم، برای بسط قدرت و سلطه خود به نظریه خون و نژاد برتر، توسعه مفاهیم و تعلقات نژادی، و وجود سرزمین نژادی بزرگ و باشکوه در دوران باستان نیاز دارند. چنانکه به برترانگاری، تمامیت‌خواهی و تفرقه‌پراکنی میان مردم نیز نیاز دارند.

در سال‌های اخیر و در ادامه روندی که در سده گذشته تداوم داشته است، انبوهی از کتاب‌هایی که برای القای چنان موهوماتی به ذهن ساده‌اندیشان طراحی شده‌، نوشته و منتشر شده‌اند. یکی از اینها کتاب «اسطوره‌شناسی آسمان شبانه» بود که قبلاً از آن یاد کردم. تعداد اینگونه کتاب‌ها بیش از آن است که بتوان همه آنها را بررسی و معرفی کرد. ولی نقصان اساسی این کتاب‌ها در این است که اگر در گذشته‌ها، چنین آثاری با دقت و زیرکی علمی و توسط دانشمندانی در خدمت استعمار نوشته می‌شدند و تا حد زیادی طرف توجه و باور عموم قرار می‌گرفتند، اکنون شکلی از بازیگوشی و سطحی‌نگری بخود گرفته که بیشتر می‌تواند مایه سرگرمی و انبساط‌ خاطر شوند.

یکی از شاهکارهای این دسته از کتاب‌ها که اخیراً منتشر شده و نسخه‌ای از آن به لطف دوست گرامی آقای مهندس پیشوا به دستم رسید تا مطلبی در باره آن بنویسم، کتاب «جغرافیای کهن و سرزمین‌های گمشده» نوشته آقای فرشاد فرشید راد (انتشارات سمرقند با همکاری کتابسرای بلخ، تهران، ۱۳۹۱) است. این کتاب را می‌توان به راستی یک «کشف‌نامه بزرگ نژاد پاک آریایی» دانست و اکنون می‌توان تاریخچه پیدایش نظریه استعماری «نژاد آریایی» را به قبل و بعد از انتشار این کتاب تقسیم کرد. چرا که تعداد و تنوع کشف‌های انجام شده در این کتاب به اندازه‌ای فراوان و گسترده است که نه فقط با نظریه نژاد آریایی، که اصولاً با تعداد کل کشف‌های بشری در همه قرون و اعصار رقابت می‌کند.

این کتاب با انگاره‌های ایدئولوژیکی ملی‌گرایانه و با تکیه بر نژادپرستی وهمی و رنگ پوست و مو و چشم نگاشته شده است. انگاره‌هایی که در سده اخیر موجبات فجیع‌ترین جنایات در قبال نسل بشر را فراهم آورد و همچنان در کشورهای عقب‌افتاده بر طبل آن کوبیده می‌شود.

مهم‌ترین اتکای نویسنده در این کتاب بر نجوم و جغرافیا است. دیوار نجوم فعلاً در سرزمین ما کوتاه است و هر کس می‌تواند مانند آقای شروین وکیلی که حتی مفهوم دایره‌البروج را نمی‌دانست و یا مثل آقای فرشید‌راد که تصور می‌کند صورت فلکی دب اکبر یکبار در سال به دور ستاره قطبی می‌گردد (صفحه ۱۸۲)، دست به تألیف کتابی نجومی بزند. ایشان طرحی نیز از گردش دب اکبر به گرد ستاره قطبی کشیده‌اند که در چهار سوی آن چهار فصل سال نقش بسته است و به این نکته بسیار ساده توجه نفرموده‌اند که هر نوآموز آماتور نجوم و هر روستایی کشاورز و هر چوپان دامداری بخوبی می‌داند که دب اکبر یک بار در هر شبانه روز به دور ستاره قطبی می‌گردد و این گردش برای او به منزله یک ساعت طبیعی کیهانی است.

کتاب با مقدمه‌ای خواندنی و دلنواز و شیرین‌گفتار از آقای هوشنگ طالع آغاز می‌شود. موهوماتی که در این سه صفحه مقدمه به قلم ایشان نوشته شده، به اندازه‌ای خرافه‌پردازانه و بی‌اساس است که هر عاقلی را فوراً دیوانه و هر دیوانه‌ای را فوراً عاقل می‌کند: «استقرار ایرانیان در ایران‌ویچ (نگارش غلط «ویچ» بجای «ویج/ وئجه» در همه جای کتاب تکرار شده است) به سال ۱۰۷۶۲ پیش از میلاد مسیح بوده است (یعنی نه ۱۰۷۶۱ و نه ۱۰۷۶۳). ایران ویچ بنگاه ایرانیان بود و در پایان دوری چهارم یخبندان دوران چهارم زمین‌شناسی بر اثر پایین آمدن ناگهانی لبه یخ تا عرض ۳۳ درجه شمالی، کیفیت زندگی را از دست می‌دهد. ایرانیان برای در امان ماندن از سرما، به زیر زمین پناه می‌برند. ایرانیان به پیشوایی جم برای این منظور دو وَر می‌سازند، یکی برای انسان‌ها و دیگری برای جانوران».

نویسنده کتاب در حدود ۳۰۰ تصویر در کتاب خود آورده است که جز چند تا از آنها هیچکدام به ایران و نجوم ایرانی ربطی ندارند. در بخش‌های دیگر کتاب نیز با اینکه همه جهان را زیر سیطره آریاییان دانسته است، اما چندان اشاره‌ای به دستاوردهای واقعی و افتخارآمیز نجومی ایرانیان نشده است. و این نکته عجیب که در کتاب آقای وکیلی نیز دیده می‌شد، مجدداً این سؤال را به وجود می‌آورد که روش سکوت در قبال دستاوردهای واقعی علمی ایرانیان و قربانی کردن واقعیت‌هایی مستند از کوشش علمی پربار، درخشان و دیرین مردمان فلات ایران به پای انبوهی از مدعیات غلط و مجعول، چگونه به منظور گسترش علم و برای پاسداشت هویت تاریخی علمی ایران صورت پذیرفته است؟

نویسنده کتاب- همچون آقای وکیلی- کوشیده است تا تاریخچه‌ای قلابی برای دانش عصر هخامنشی بسازد و حتی آنرا مرکز دانش جهانی بنامد: «آنچه که معلوم است، حداقل ایران و هند در دوره‌های هخامنشی و ساسانی مرکز دانش جهان بوده‌اند» (صفحه ۴). بدون اینکه حتی برای یکبار به نمونه‌ای از یک شاهد تاریخی اشاره کند و نشان دهد که این واقعیت از کجا «معلوم» شده است.

نویسنده همچون آقای وکیلی بر این ادعا سخن رانده که دانشمندان یونانی در اصل یونانی نبودند، بلکه فقط در آنجا «جمع» شده بودند و ضمناً «اجازه بزرگ‌تر کردن جهان را نداشتند تا اسکندر همچنان جهان‌گشا بماند» (صفحه ۳). اما سندی عرضه نکرده تا خواننده بداند کی و در کجا چنین اجازه‌ای از آنان سلب شده بوده است.

در ادامه فقط به ذکر نمونه‌هایی از کشفیات ایشان می‌پردازم و از بحث در باره آنها خودداری می‌کنم. چرا که مهمل بودن و نژادپرستانه بودن آنها آشکارتر از آن است که نیازی به بحث و نقد و رد داشته باشد:

در صفحه ۱۸ کشف شده که «نشان شیر و خورشید از روزگاران بسیار کهن در این سرزمین نشان کشور ایران بوده است» و در صفحه ۱۹ نقشه‌ای رسم شده تا ادعا شود از غرب آفریقا در ساحل اقیانوس اطلس تا میانه هندوستان قلمرو این شیر ایرانی و به تبع، کشور ایران است.

در صفحه ۲۰ کشف شده آریاییان/ ایرانیان اهل نقشه‌کشی و نقشه‌برداری بوده‌اند. دلیل آن نیز این است که جزء «کش» در کلمه «کشور» معنای «کشیدن» می‌دهد.

در صفحه ۲۵ کشف شده که معادل غربی واژه ریاضیات از واژه یونانی Mathematike گرفته شده که آن نیز از Mathema گرفته شده و این ماتما همان واژه ایرانی مزدا است که معنای دانا و آگاه را می‌دهد.

در صفحه ۳۰ کشف شده که دانش آریاییان/ ایرانیان باستان بسیار دقیق بوده است و دو نیمه شمالی کره زمین از غرب آمریکا تا شرق آسیا را به صورت علمی ترسیم کرده بودند. اما ایشان نمونه‌ای از چنین ترسیمی یا شاهدی تاریخی یا توصیفی از آنرا عرضه نکرده‌اند و فرموده‌اند این متون از بین رفته‌اند. حضرت آقای طالع نیز در مقدمه گران‌سنگ خود فرموده‌اند «چپاول بی‌فرهنگان و بی‌خردان» اینها را از بین برده است. حال با این از بین رفتن‌ها، نویسنده محترم از کجا جزئیات آنرا به دقت دانسته است، توضیحی اصدار نفرموده‌اند.

در صفحه ۳۰ به نکته مهمی اشاره شده است: «علم و دانش روز به روز پیشرفت می‌کند».

در صفحه ۳۶ و اغلب صفحات دیگر، مهم‌ترین کشف نویسنده بروز یافته و آن اینکه ایران‌ویچ یا خاستگاه اصلی آریاییان در قطب شمال بوده است.

در صفحه ۳۸ کشف شده که کتاب هندی سیدهانتا «کهن‌ترین دستنویس ستاره‌شناسی آریایی» بوده است. دلیلی برای این کشف عرضه نشده است. چنانکه برای هیچ کشف دیگری دلیلی عرضه نشده است.

در صفحه ۳۸ کشف شده که در دوران باستان، نیمروز دیگری (یعنی نصف‌النهار مبدأ) در مکزیک وجود داشته که درست ۱۸۰ درجه با نیمروز اول که در سیستان است، فاصله دارد. این نصف‌النهار از لس‌آنجلس می‌گذشته و وارد خاک آریایی‌نشین مکزیک می‌شده است. با توجه به اینکه نصف‌النهاری که از لس آنجلس می‌گذرد، وارد اقیانوس آرام می‌شود و کاری با مکزیک ندارد، نویسنده توضیح نداده که آیا مکزیک در دوران باستان اینطرف‌تر بوده یا لس‌آنجلس آنطرف‌تر؟ و یا اینکه آن نقب زیرزمینی آقای طالع از زیر بدان می‌رسیده است؟

در صفحه ۴۰ و ۴۱ کشف شده که منظور از اپاختر در متون ایرانی همین نصف‌النهاری است که از لس‌آنجلس می‌گذشته است و در زمان خلفای عباسی معنی شمال به خود می‌گیرد.

در صفحه ۴۳ کشف شده که همه این کشفیات قبلاً در متن پهلوی بندهش کشف شده بوده‌اند و دیاگرام آنها نیز رسم شده بوده‌اند. اما نویسنده محترم نفرموده‌اند که این فرمایشات و ترسیمات در کجای کتاب بندهش رسم شده و اصولاً «دیاگرام» چه ربطی به نقشه جغرافیایی دارد؟

در صفحه ۴۳ کشف شده که تمام قاره‌ها و خشکی‌های جهان که تا ۵۰۰ سال پیش ناشناخته بودند، در همین کتاب بندهش رسم شده‌اند. از آنجا که ایشان به تأکید فرموده‌اند که پس «ملاحظه کردید دانش جغرافیای آریایی را» باید عرض کنم که خیر متأسفانه ملاحظه نکردم، چرا که گفته نشد در کجای آن کتاب مستطاب بندهش چنین مطالبی و چنان «دیاگرامی» آمده است.

در صفحه ۱۵۲ ادعا شده که به موجب اوستا، کیومرث ناف ممالک آریایی و نژاد ممالک آریایی بوده است. چنین سخنی در هیچ جایی از اوستا نیامده و همچون بسیاری از ادعاهای دیگر جعل اسناد تاریخی است.

در صفحه ۴۵ کشف شده که فرودینگان در روز اول فروردین بوده است، اما برای آن سندی عرضه نشده است.

در صفحه ۵۱ و در کشفی نژادگرایانه ادعا شده بر طبق متون کهن جهانیان، در ایرانویچ مردمانی خردمند و زنان و مردان زیبای سفیدپوست با موهای طلایی وجود داشتند که در دانش به کمال رسیده بودند. اما ایشان هیچ یادی از نام و مشخصات آن «متون کهن مردمان جهان» و نیز چگونگی دانش و کمال ایشان نکرده‌اند. و نیز فرموده‌اند این مردمان ساکن ایرانویچ تمام ثروت جهان را در کشور خود جمع کرده بودند و ساختمان‌های شهر با طلا و جواهر ساخته شده بودند. ایشان البته در ضمن این قصه زیبای سیندرلا نفرموده‌اند که آیا این آریاییان شریف و نجیب «تمام ثروت جهان» را با چپاول و غارت در کشور خود جمع کرده بودند و یا اینکه دیگر مردمان پست‌نژاد جهان همه دارایی خود را دو دستی تقدیم این نژاد برتر مو بور آریایی کرده بودند؟ و نیز نفرموده‌اند که ایرانیان فعلی که اکثریت قریب به اتفاق آنان موی طلایی ندارند، جزو کدام نژاد پست هستند؟

در صفحه ۱۵۳ به موجب استناد به منبع مجعولی به نام «روایات حکمای چینی» کشف شده که در چین جزیره‌ای وجود داشته که محل سکنای انسان‌های سفیدپوست با چشمان آبی و موهای زیبا بوده است. این انسان‌های زیبا از آسمان فرود آمده بودند و هنر تمدن را به انسان‌های بومی یاد داده بودند. سپس اضافه فرموده‌اند که علوم زمین‌شناسی این موضوع را تأیید کرده است.

در صفحه ۷۳ کشف شده که آریاییان/ ایرانیان کاشف واقعی قطب شمال و قطب جنوب بوده‌اند. البته گفته نشده که اگر خاستگاه ایرانیان و سرزمین آنان در قطب شمال بوده، چه نیازی بوده تا دوباره آنرا کشف کنند؟ و نیز گفته نشده که چه دلیل و شاهدی برای کشف قطب جنوب در دست است؟

در صفحه ۸۹ کشف شده که تصویر خورشید مشهور بابلی در اصل نقشه قطب شمال و سرزمین آریاییان است که که توسط سومریان رسم شده است.

در صفحه ۹۰ کشف شده که نقش یک علامت بعلاوه (+) بر روی ظرف باستانی اروپایی نشان دهنده سرزمین آریاییان یا همان ایرانویچ است.

در صفحه ۱۰۱ به بعد ادعا شده که نقشه‌های جغرافیایی دقیق و اسرارآمیزی که در قرون وسطی در اروپا کشف شدند، متعلق به آریاییان بوده است. و ضمناً پروفسور آلبرت انیشتن نیز آنها را تأیید کرده است. (بیچاره انیشتن خبر ندارد که عده‌ای از ایرانیان چگونه او را ملعبه دروغ‌پردازی‌های خود کرده‌اند. از قصه‌های ساختگی و قلابی منسوب شده به آقای محمود حسابی تا ده‌ها قصه عوام‌فریبانه دیگر).

در صفحه ۱۰۴ کشف شده که دریانورد و نقشه‌بردار مشهور عثمانی یعنی پیری رئیس، ایرانی بوده است و هر چه نقشه که طراحی و ترسیم کرده، ملک طلق آریاییان است. البته بدین نکته نیز توجه نشده که بسیاری از نقشه‌های منتسب به پیری رئیس قلابی هستند و ساخت کارخانه جعل‌کاری ترکیه.

در صفحه ۱۲۲ کشف شده که مردمان باستانی کشور پرو در آمریکای جنوبی ایرانی بوده‌اند. چرا که نام آنان «ویراکوچا» بوده و وسط این کلمه یک آوای «ایرا» وجود دارد.

در صفحه ۱۳۳ کشف شده که مردمان باستانی بولیوی در آمریکای جنوبی ایرانی و آریایی بوده‌اند. چرا که نام آنان «آرائوکا» و «ایراکوچا» بوده و اول این کلمه یک آوای «ایر» وجود دارد. در این صفحه همچنین کشف شده سرخپوستان ونزوئلا به یک غول سفیدپوست مو طلایی اعتقاد دارند و چنین عقیده‌ای در زیمبابوه آفریقا هم شناسایی شده است.

در همین صفحه کشف شده که نام اینکایی «تایتی کاکا» همان نام رود «دایتیا» اوستایی است و شهر «کوزکو» نیز همان ایرانویچ است. چون معنای ناف جهان را می‌دهد.

در صفحه ۲۶۷ کشف شده که نام کوه و شهر انادیر در آمریکای لاتین و نیز نام کوه و رود و شهر دارین در کشور پاناما از نام دارین (دارا/ داریوش) گرفته شده و منسوب به حکومت ایرانی است. چنانکه به فرمایش ایشان، نام‌های کوبا و باکو هم برگفته از همین دارین هستند.

در صفحه ۲۶۶ کشف شده که کوروش اولین کسی بود که از رود تیگره گذشت. و ضمناً امروزه در ونزوئلا برج و بارویی به اسم تیگره و رودی به اسم تیگریتو وجود دارد.

در صفحه ۱۴۱ به بعد کشف شده که قاره آتلانتیس/ آتلانتیک همان سرزمین آریایی ایرانویچ بوده است.

در صفحه ۱۴۸ نیز کشف شده که ساکنان آتلانتیک یا همان خاستگاه آریاییان، همچون تولتک‌های باستانی به دانش ساخت موتورهای جت و ماشین‌های پرنده دست یافته بودند.

در صفحه ۱۶۶ کشف شده که یک مرد قد بلند و سفیدپوست موجب آشنایی سرخ‌پوستان آمریکای جنوب با تمدن شد.

در همین صفحه کشف شده که یک کیهان‌نورد با لباس فضایی و با سفینه خود بر روی زمین فرود آمده و به مردم زمینی کشاورزی و شهرسازی و خط میخی آموزانده است.

در صفحه ۱۴۸ کشف شده که مایاها اعتقاد دارند مردی سفیدپوست در هزاران سال قبل به سرزمین آنان آمده و بر آنان حکومت کرده است.

در صفحه ۱۵۹ تصویری از یک ماکت هواپیما که متعلق به مایاهای آریایی بوده، آمده است و ادعا شده در آزمایشات (کدام آزمایش‌ها؟) معلوم گردیده این هواپیما قابلیت پرواز دارد.

در صفحه ۱۶۰ تصویر تعدادی اشیاء و قطعات فلزی آمده و گفته شده با دقت سه هزارم میلیمتر ساخته شده‌اند. سپس فرموده‌اند که دانشمندان (کدام دانشمندان؟) قدمت این قطعات را ۳۱۸۰۰۰ سال پیش می‌دانند.

در صفحه ۱۵۷ و ۱۶۶ به بعد گفته شده دانشمندان نمی‌توانند پاسخ معماهای باستانی را بدهند چون فقط در یک رشته تخصص دارند و باستان‌شناسان بر مبنای کاسه و کوزه تمدن بشری را ده هزار سال می‌دانند. اما ما (یعنی نویسنده کتاب) از شواهد زیست‌شناسی، نجومی، زمین‌شناسی، جغرافیایی و تاریخ کمک می‌گیریم و تمدن بشر را ده‌ها هزار سال دیگر به عقب می‌بریم.

در صفحه ۱۶۹ کشف شده که بهشت یهودیان همان ایرانویچ آریاییان است.

در همین صفحه کشف شده که آنچه قرن‌هاست فکر دانشمندان جهان را مشغول کرده، حاکی از بی‌خردی آنان است.

از صفحه ۱۷۲ به بعد کشف شده که بومیان آفریقا، بومیان آمریکا، اسکاتلند، ارمنستان، دانمارک، فنلاند و بسیاری جاهای دیگر آریایی بوده‌اند. چرا که در آثار هنری آنان نشان صلیب شکسته (آرم بعدی نازی‌ها) پیدا شده و در نتیجه آریایی بوده‌اند.

در صفحه ۱۸۷ کشف شده که خط سیر آریاییان در زمان مهاجرت بر روی خط نیمروز بوده است (لابد به ستون یک و از جلو نظام)؛ و اینها وقتی به مرکز جهان رسیدند، از آنجا به همه جا پخش شدند.

در صفحه ۱۸۸ کشف شده که نشان چلیپا یا صلیب شکسته، پلان سرزمین مرکزی جهان یا همان ایرانویچ آریاییان است.

در صفحه ۱۹۹ کشف شده که ایرانیان باستان یک رصدخانه در قطب شمال ساخته بودند. در صفحه ۳۲۱ نیز این کشف چنین تکمیل شده که این آریاییان ساکن ایرانویچ اولین منجمین جهان بودند و دایره‌البروج را شناخته بودند و صورت‌های فلکی آنرا رصد می‌کردند. اما جناب ایشان گویا توجه نفرموده‌اند که در عرض جغرافیایی نود درجه، اصلاً برج های فلکی به درستی دیده نمی‌شوند و قابل تشخیص و رصد نیستند.

ایشان در صفحه ۳۲۳ نقشه‌ای ترسیم کرده‌اند که برج‌های دوازده‌گانه چنین و چنان به دور ستاره آلفای دب اصغر می‌چرخیده‌اند. در حالیکه در زمان مورد نظر ایشان اصولاً چنین ستاره‌ای که اکنون قطب شمال سماوی است، در چنین راستایی وجود نداشته است.

در صفحه ۳۲۱ کشف شده که گنگ دژ همان رصدخانه ایرانی در قطب شمال بوده است.

در صفحه ۲۱۰ کشف شده که در شهرسوخته آپارتمان‌سازی وجود داشته و آپارتمان‌سازی بعدی اینکاها شبیه آنها است.

در صفحه ۲۱۳ به بعد مطابقت قبیله سرخپوست زونی در آمریکا با مردم سیستان کشف شده است. به این دلیل بسیار مهم که مردان هر دو جا دستار به سر می‌بندند و زنان هر دو جا کوزه بر سر می‌نهند.

در صفحه ۲۶۳ سخن از این کشف مهم رفته است که آمریکاییان همان پارسیان هخامنشی هستند که بعد از شکست از اسکندر به آمریکا رفتند.

در صفحه ۲۷۱ کشف شده که داستان جزیره خضراء از علامه محمد باقر مجلسی دلالت بر شناسایی قاره آمریکا و مهاجرت شیعیان بدانجا می‌کند. که رفتند و اذان دادند و برای تعجیل فرج امام زمان دعا کردند.

در کتاب ایشان مکرراً سخنانی از نژادپرستان آریایی‌گرای غربی (همچون هلنا بلاواتسکی) و نیز سخنانی از حقه‌بازانی همچون اریک فون دانیکن نقل شده و بدان استناد شده است. ترکیبی حیرت‌آور از همجوشی نژادپرستی، شبه‌علم، عوام‌فریبی و خیال‌پردازی‌های آریایی‌گرایانه.

آنچه نوشته شد، محصول تورقی گذرا در این کتاب بود. این سرزمین تا زمانی که چنین دوستان و عاشقان سینه‌چاکی داشته باشد، نیازی به دشمن ندارد. اگر تا ده‌ها سال پیش نظریه‌هایی به ظاهر دانشی برای توجیه نژاد آریایی و انگاره‌های ناسیونالیسیتی تمامیت‌خواهانه وضع می‌شد، اکنون با انتشار چنین کتاب‌هایی می‌توان گفت که ناسیونالیسم نژادپرست آریایی با همه موهومات متعلق به آن به نهایت ابتذال و لودگی رسیده و پایان عمر خود را نوید می‌دهد.

منبع:http://ghiasabadi.com/farshidrad.html

آسيب‌هاي شرمنده کردن کودکان

آسيب‌هاي شرمنده کردن کودکان

ريحانه دوستدار

 


حتما بارها و بارها نمونه‌هايي از رفتارهاي تحقيرآميز والدين با فرزندانشان را ديده‌ايد. اين مساله البته در نسل‌هاي قبلي رايج‌تر بود. والدين به راحتي درمورد رفتار اشتباه فرزندشان در جمع‌هاي دوستانه و خانوادگي حرف مي‌زدند و آن را در جهت اصلاح رفتار اشتباه کودک به کار مي‌بردند. هنوز هم ممکن است چنين چيزي را از والدين ببينيد يا خودتان از اين روش استفاده کنيد.‏
در ابتدا ممکن است استفاده از اين روش موثر به نظر بيايد چون باعث مي‌شود کودک بيشتر مراقب و متوجه رفتار و گفتارش باشد. اما مساله اينجاست که اين روش نمي‌تواند در دراز مدت به عنوان يک ابزار تربيتي به کار برود و در نهايت باعث تخريب رابطه والد و فرزند مي‌شود. شرمنده کردن کودک بر اعتماد به نفس کودک تاثير مي‌گذارد و اعتماد او را نسبت به والدش کم مي‌کند.‏
شرمنده کردن چيست؟
اگر برايتان سوال است که دقيقا چه چيزي شرمنده کردن کودک تلقي مي‌شود به اين نمونه‌ها توجه کنيد:‏
ـ بيان روايت‌هايي از کودک که باعث خجالت و شرمساري او باشند به اين اميد که رفتار او را اصلاح کنيد.‏
ـ بيان موضوعاتي که بايد در يک مکالمه خصوصي بازگو شوند و يادآوري رفتار زشت و عواقب آن در جمع. يا مطرح کردن يک رفتار زشت يا اشتباه کودک براي دوستان يا خانواده و حتي در شبکه‌هاي اجتماعي.‏
ـ ايجاد احساس شديدا بد در کودک نسبت به خودش به جاي اينکه به رفتار خاص او توجه شود.‏
شايد در ابتدا کودک بخاطر احساس شرمندگي تغييري در رفتارش ايجاد کند اما اين روش بسيار ويرانگر است. تصور کنيد يک نفر همين حالا در حضور دوستان يا همکارانتان و با صداي بلند و پرخاشگرانه حرفي بزند يا انتقادي بکند. چه احساسي خواهيد داشت؟ ايجاد احساس شرمندگي در محيط‌هاي عمومي همانقدر که باعث ناراحتي و فشار روحي شما مي‌شود براي فرزندتان نيز دردناک و ناراحت کننده است.‏
خطاکاري و شرم
والدين گمان مي‌کنند با ايجاد شرم و خجالت مي‌توانند اميدي به تغيير يک رفتار اشتباه داشته باشند. اما ايجاد شرمساري هرگز به اصلاح يک رفتار اشتباه نمي‌شود. آنچه باعث مي‌شود يک فرد رفتارش را اصلاح کند درک اين مساله است که خطا کرده است. شما بر سر فرزندتان فرياد مي‌کشيد و گمان مي‌کنيد با همين فرياد او خودش را تغيير خواهد داد اما اينطور نيست. کودک براي تغيير رفتارش بايد اين مساله را درک کند که خطا کرده است. کودک شرمسار فکر مي‌کند «من آدم بدي هستم» اما کودکي که خطاي خود را فهميده فکر مي‌کند «من رفتار اشتباهي داشته‌ام.»
به پيامي که به کودک مي‌دهيد توجه کنيد. آيا هدف شما از انتقاد به او ايجاد احساس شرمساري نسبت به خودش است يا مي‌خواهيد واقعا رفتار نادرستي را تغيير بدهيد؟
چرا ايجاد شرمساري موثر نيست؟
احساس شرمندگي بخاطر يک رفتار احساس گذرايي نيست. اين چيزي نيست که کودک پس از ساعتي فراموشش کند. شايد به نظر شما اينطور بيايد که اين يک انتقاد ساده و صريح بوده است که از قضا جلوي جمع دوستان يا خانواده رخ داده است و قابل فراموشي است. اما براي کودکتان اصلا اينطور نيست. آدم‌ها احساس شرمندگي را مي‌توانند تا سال‌ها پس از آن نيز به دوش بکشند. همين حالا ممکن است خود شما پس از سال‌ها احساس خجالتي که معلم در کلاس درس در شما ايجاد کرده است را فراموش نکرده باشيد. اگر شما نتوانسته‌ايد با اين احساس پس از سال‌ها کنار بياييد مطمئن باشيد که فرزندتان هم همينطور خواهد بود.‏
اگر اين کار را کرده‌ايد...‏
ممکن است اين يادداشت را بخوانيد و با خودتان بگوييد «من بارها چنين کرده‌ام» و دچار احساس بدي شده باشيد. اما حالا اين فرصت در اختيار شماست تا در برابر يک رفتار نادرست از فرزندتان عذرخواهي کنيد. فرزند شما از اينکه بداند شما نيز به عنوان يک انسان خطا مي‌کنيد و در برابر آن عذرخواهي مي‌کنيد چيزهاي بسياري خواهد آموخت. بنابراين اگر چنين مساله‌اي در رابطه شما و فرزندتان رخ داده است با يک عذرخواهي صريح و واضح آن را جبران کنيد.‏
فهرستي از آنچه بايد در رابطه با فرزندتان پرهيز کنيد:
ـ تو بچه بدي هستي: اين نوع بهانه گيري هرگز آموزش دهنده نيست. فرزندتان هرگز با اين جمله تغيير نمي‌کند جز اينکه فقط نسبت به خودش احساس خيلي بدي پيدا مي‌کند.‏
ـ تو هم شبيه مادر/پدرت هستي: اين هم دقيقا مثل جمله بالا عمل مي‌کند. گفتن چنين چيزي اصلا اثر مثبتي نمي‌گذارد به ويژه اگر فرزندتان بداند شما با والد ديگرش مشکل داريد.‏
ـ نمي‌فهمم چرا هميشه آزارم مي‌دهي: واقعيت اين است که هيچ بچه‌ کوچکي قصد آزار شما را ندارد. رفتار کودک ناشيانه، ناپخته و بي‌غرض است. مگر اينکه خود شما به او ياد داده باشيد که با هدف ديگران را آزار بدهد. اگر چنين چيزي مي‌گوييد متوجه معناي ضمني حرفتان باشيد.‏
ـ من حوصله سروکله زدن با تو را ندارم:گفتن چنين جمله‌اي در ميان يک جمع به فرزندتان براي او بسيار دردناک و آزاردهنده است. اگر واقعا حوصله نداريد اين مساله را به دور از چشم ديگران مطرح کنيد و با يک جمله غم انگيز و ناراحت کننده فرزندتان را شرمنده نکنيد.‏
چطور بهتر رفتار کنيد:‏
بهترين ابزار براي ايجاد هم بستگي در رابطه خود و همچنين تغيير رفتار و اصلاح اشتباهات کودک توجه به خود رابطه است. اگر مي‌خواهيد واقعا چيزي را به کودک بياموزيد، رفتاري را تغيير بدهيد و به فرزندتان ياد بدهيد که از اشتباهاتش بهتر استفاده کند بايد به رابطه خود با فرزندتان توجه کنيد. بنابراين اگر رفتار نامناسب يا ناخوشايندي مي‌بينيد که باعث برآشفتگي شما مي‌شود به جاي ايجاد احساس شرمندگي وارد گفتگوي دوستانه دونفره شود.‏
ـ من دوست دارم بدانم که چرا اين اتفاق افتاد: به فرزندتان فرصت بدهيد تا به پرسش شما فکر کند و پاسخ مناسب خودش را بدهد.‏
ـ ‌اين کار براي تو چه احساس ايجاد مي‌کند: اجازه بدهيد کودک به احساساتش زماني که يک رفتار خاص را انجام داده فکر کند و آنها را ارزيابي کند.‏
ـ چطور مي‌تواني تغييرش بدهي:با اين پرسش شما فرزندتان را وادار مي‌کنيد تا راه جايگزيني را پيدا کند. در اين پرسش شما به او يادآوري مي‌کنيد که مساله شما فقط يک رفتار خاص است که او خودش مي‌تواند آن را به بهترين شکل تغيير بدهد. با اين پرسش شما به توانمندي کودک تاکيد مي‌کنيد.‏
ـ دفعه بعد چه خواهي کرد: با اين پرسش به کودک ياد مي‌دهيد که براي رفتارهاي آينده‌اش راهبردهاي خاص و موثري داشته باشد.‏
ـ چطور مي‌توانم کمکت کنم؟: حتي اگر واقعا کاري از دست شما بر نيايد اين پرسش به فرزندتان اين اميد را مي‌دهد که شما همواره همراه و پشتيبان او هستيد.‏
در هيچ کدام از گام‌هاي بالا ردي از احساس شرمندگي وجود ندارد. پس بهتر است به جاي يک واکنش فوري که مي‌تواند جراحت‌هاي زيادي بر احساس فرزندتان باقي بگذارد اينگونه آهسته قدم برداريد و به نتيجه دلخواهتان برسيد.‏

منبع:https://ettelaat.com/new/index.asp?fname=2017\01\01-20\15-15-23.htm&storytitle

codexzam5x

کودک و معجزه گل بازي

کودک و معجزه گل بازي

 


شايد فکر کنيد که فرزندتان بايد حسابي پاستوريزه بار بيايد اما گاهي وقت‌ها کارهايي که شما کثيف کاري مي‌دانيد به رشد رواني و حرکتي کودکتان کمک مي‌کند. يکي از اين کارها بازي با خاک و گل است که نقش موثري در کاهش اضطراب و بهبود افسردگي بچه‌ها دارد. آلوده شدن فرزندان به خاک و گل به رشد و تخليه هيجانات مثبت و منفي کودکان کمک مي‌کند‎.‎‏ کودکان از هيچ کاري به اندازه خاک بازي لذت نمي‌برند، آنها با اين سرگرمي نيازهاي روحي و رواني خود را تامين مي‌کنند و به دليل اينکه با قوه ابتکار و خلاقيت خود مشغول تصميم گيري، خلق و به واقعيت درآوردن تجسمات خود هستند احساس رضايت و اعتماد به نفس زيادي مي‌کنند‎.‎‏ تفريحاتي مانند
خاک بازي تاثير چشمگيري در حل مشکلات و رهايي از ترس‌ها، توهمات، احساسات ناخوشايند و سرکوب شده دارد. بازي با خاک و گل باعث پرورش حس لامسه، قدرت تجسم فضايي، هندسي، مهارت‌هاي اجتماعي، خلاقيت و اعتماد به نفس، تقويت هماهنگي چشم و دست، رشد و هماهنگي ميان عصب و عضله کودکان مي‌شود.‏

codexzam5x

منبع:https://ettelaat.com/new/index.asp?fname=2017\01\01-20\15-15-46.htm&storytitle

معجزه يک ساعت خواب نيم روزي‎

معجزه يک ساعت خواب نيم روزي‎ ‎

 


خواب بعد از ظهر يکي از شيرين‌ترين خواب‌ها است و البته محققان مي‌گويند يکي از بزرگترين لطف‌هايي هم هست که مي‌توانيد به سلامتي خود بکنيد. خواب يک ساعته در ميانه روز موجب تقويت حافظه و قدرت تفکر مي‌شود. استرس را کاهش مي‌دهد، تمرکز و خلاقيت را بهبود مي‌بخشد، عضلات شما را آرامش داده و باعث بازسازي بيشتر و بهتر آسيب‌هاي بافتي مي‌شود. همچنين خواب نيم روزي باعث تقويت سيستم ايمني بدن شده و با جبران کمبود خواب شبانه شما مي‌تواند به سلامت جسم و روانتان کمک کند‎.‎
اما فقط بزرگسالان نيستند که بهتر است ميانه روز وقتي براي خوابشان در نظر بگيرند. کودکان زير 5 سال هم براي سلامت جسمي، بهبود خلق‌وخو و افزايش يادگيري به خواب نيمروز نياز دارند. وقتي کودکي خواب نيمروز نداشته باشد، حالات تهاجمي، عصبي و ستيزه‌جويانه دارد و اين خلق تا انتهاي شب و زماني که مي‌خواهد بخوابد ادامه مي‌يابد و در طول خواب شبانه نيز
آرام نيست.
خواب نيمروز به شرط آن‌که طولاني‌ نشود مکمل خواب شبانه بوده و باعث آرامش کودک مي‌شود. زمان مناسب خواب عصر نيز چهار يا پنج بعدازظهر است و خوابيدن به پهلو بهترين شيوه خواب به حساب مي‌آيد‎.‎
منبع:
https://ettelaat.com/new/index.asp?fname=2017\01\01-20\15-31-46.htm&storytitle
codexzam5x

پيشنهاد سر‌آشپز  خورش نخود سبز

پيشنهاد سر‌آشپز

خورش نخود سبز

 


خورش نخود سبز يک غذاي متفاوت و خوش طعم است که در گوشه و کنار کشور پخته مي‌شود. اما اصالت اين غذا آذري است و در ترکيه هم طبخ مي‌شود.‏
مواد لازم‎:‎
گوشت نيم كيلو
روغن ‏ ‏ به ميزان لازم
پياز داغ 4 قاشق سوپخوري
سير ‏ ‏1 حبه
نخود سبز نيم كيلو
شويد ‏ ‏2 پيمانه
ادويه ‏ ‏1 قاشق چايخوري
زعفران دم کرده به ميزان دلخواه
نمك و فلفل به ميزان لازم
طرز تهيه‎:‎
روغن را در قابلمه ريخته، گوشت خورشتي را اضافه کرده و کمي تفت دهيد.
پيازداغ را به همراه سير له شده و ادويه خورشتي اضافه كرده و کمي که گوشت‌ها تغيير رنگ دادند، روي آنها آب ريخته و زير خورش را کم کنيد تا به مدت دو ساعت
گوشت‌ها بپزند. سپس نمک و فلفل به گوشت‌ها اضافه کرده و نخودسبز را در قابلمه بريزيد. شويد را شسته و بعد از گرفته شدن آب آن، خرد کنيد و جداگانه در روغن كمي تفت دهيد. سپس به خورش اضافه کنيد و اجازه دهيد بپزد و خورش جا بيفتد. بعد زعفران دم کرده را به خورش بيفزاييد و وقتي آب خورش کم شد، آن را در ظرف کشيده و با برنج سرو کنيد. مي‌توانيد به اين خورش 1 قاشق چايخوري شكر و يک قاشق آبليمو اضافه کنيد تا طعم ملس بگيرد.‏

منبع:https://ettelaat.com/new/index.asp?fname=2017\01\01-20\15-32-20.htm&storytitle

آشپزي رژيمي  سوپ گوجه فرنگي

آشپزي رژيمي

سوپ گوجه فرنگي

 


سوپ گوجه فرنگي يک غذاي ساده، سالم و کم کالري است که مي‌توانيد به عنوان يک شام سبک و مغذي در برنامه غذايي‌تان جاي دهيد.‏
مواد لازم:‏
گوجه فرنگي 4 عدد
کره 1 قاشق غذاخوري
پياز رنده شده 1 عدد
آرد 1قاشق غذاخوري
رب گوجه فرنگي 1 قاشق غذاخوري
آب گوشت 1 پيمانه
نمک و فلفل به ميزان لازم
ريحان تازه ‏ ‏1 قاشق چايخوري
جعفري تازه ‏ ‏1 قاشق چايخوري‎ ‎
طرز تهيه:‏
آب را در قابلمه بجوشانيد و گوجه‌ها را براي 2 الي 3 دقيقه درآب جوش بيندازيد. سپس آنها را بيرون آورده و اجازه دهيد خنک شوند و بعد به راحتي پوست آنها را جدا سازيد. گوجه‌ها را در ميکسر ريخته و پوره کنيد. کره را روي حرارت ملايم ذوب کرده و پياز رنده شده را در آن تفت دهيد. بعد آرد را اضافه کرده و دو دقيقه تفت دهيد. سپس رب گوجه، گوجه پوره شده، آب گوشت و نمک و فلفل را اضافه کنيد و اجازه دهيد به جوش بيايد. سپس حرارت را کم کنيد و بگذاريد سوپ جا بيفتد. در هنگام سرو روي آن ريحان و جعفري تازه و خرد شده بريزيد و سرو کنيد.‏

منبع:https://ettelaat.com/new/index.asp?fname=2017\01\01-20\15-33-23.htm&storytitle