کیملیک kimlik, [02.08.20 00:39]
🌿#آنا_دیلی
🔸هویت زبانی آذربایجان -- بخش اول
🔹زبان (دیل) هم در زبان ترکی آذربایجانی و هم در زبان فارسی دو معنی دارد: 1- زبان عضوی از اعضای دهان میباشد که وظیفه اصلی آن، کمک به خوردن غذاست. 2- زبان به معنی گفتار میباشد. چون عضو زبان در گفتار نقش اصلی را دارد، لذا به این معنی هم بکار می رود. از این به بعد وقتی کلمه زبان بکار برده می شود، منظور همان گفتار است.
🔹تعریف زبان؛
زبان از نظر جامعه شناسی، روانشناسی، زبانشناسی و گرامرشناسی تعریف میشود، لذا 4 تعریف دارد:
🔹1-تعریف جامعه شناختی زبان. جامعه شناسان زبان را با توجه به نقش آن در جامعه تعریف می کنند. طبق این تعریف، زبان وسیله ارتباط است. البته این ارتباط هم خصلت همزمانی دارد، هم خصلت درزمانی. یعنی هم در حال حاضر بین انسانها ارتباط بر قرار می کند، هم گذشته را با عصر حاضر مرتبط می سازد.
از نظر جامعه شناسی ارتباط زبانی انسانها یک ارتباط کامل است. لذا همه زبان ها کامل هستند و زبان ناقص قابل تصور نیست. پس این حرف که «فلان زبان کاملترین زبان است» معنی ندارد.
🔹2-تعریف روانشناختی زبان. روانشناسان روند گفتار را اساس تعریف خود قرار می دهند. زبان عبارت است از ایجاد امواج صوتی، دریافت آن توسط گوش، تبدیل آن به پالسهای عصبی، ارسال این پالسها به یکی از نیمکرههای مغز، تحلیل آن در این نیمکره، ارسال نتیجه تحلیل به نیمکره بعدی، تحلیل آن در این نیمکره، در صورت لازم بودن جواب دستور عصبی به اعضای گفتار، ایجاد امواج صوتی در اعضای گفتار.
🔹3-تعریف زبانشناختی. زبانشناسان زبان را به جمله ها، جمله ها را به کلمات و کلمه هارا به صدا ها تقطیع کرده نتیجه می گیرند که «زبان زنجیره.ای از اصوات میباشد».
🔹4-تعریف گرامر شناختی زبان. زبان عبارت است از مجموعه لغات با ساختار گرامری. پس زبانی بدون گرامر قابل تصور نیست. در این مورد به بعضی از مفهومها و برداشتهای غلط اشاره میشود:
🔹الف) منظور از مجموعه لغات، مجموعه لغات اصلی نیست. بلکه مجموعه لغاتی است که در آن زبان بکار می رود. م.ثاقبفر در مجله «نگاهی نو» منتشره در پاییز 1369 در مورد زبان ترکی (آذربایجانی) می نویسد که ترکی ملغمهای است از فارسی، عربی، ترکی و... این برداشت یک برداشت عوام فریبانه میباشد. اگر بگویی که خوب همه زبانها لغات دخیل دارند، جواب میدهند که در ترکی خیلی زیاد است. البته چنین افرادی هیچ وقت در پی این نیستند که زبان فارسی چقدر لغات دخیل دارد؟ ما برای خالی نبودن عریضه فقط یک نمونه را ذکر می کنیم:
1- وجوه امپریالیسم، ترجمه سید حسین سیف زاده چاپ 1374، صفحه 92
«... در حال حاضر، علاقهمندیم به توضیح مدل امپریالیسم اقتصادی بپردازم. ضمن طرح این مدل باید متذکر شوم بین کسانی که مدعی الهام گرفتن از...»
اولا هر دو کلمه نام، وارداتی است.
ثانیا نمونه بالا از 20 کلمه تشکیل شده است که 13 کلمه آن وارداتی است.
علاوه بر این 65 درصد از کلمات مورد استفاده در زبان انگلیسی، وارداتی است (فرانسه، آلمانی، لاتین، یونانی.... عربی، ترکی و فارسی).
🔹باز متذکر میشویم که پیدا کردن زبانی که بیشتر از 100 کلمه اصلی داشته باشد، سخت است! البته اگر نظریه «زبان مادر» را قبول کنیم که در این صورت کلمات اصیل کمتر و کمتر خواهد بود.
ادامه دارد...
✍️#کیملیک
@kimlig1
کیملیک kimlik, [03.08.20 02:30]
🌿#آنا_دیلی
🔸هویت زبانی آذربایجان -- بخش دوم
🔹تعریف زبان مادر: زبان مادر زبانی است که کلیه زبانها از آن مشتق شده است.
🔹تعریف زبان مادری: زبان مادری همان زبانی است که انسانها در جامعهای که متولد شده و در آن نشو و نما میکنند، از والدین و جامعه (بدون برنامه) میآموزند.
🔹تعریف زبان رسمی: زبان رسمی زبان یا زبانهایی است که طبق قانون برای دولت معین میشود و مفهوم آن این است که ارتباط مردم با دولت مرکزی، به آن زبان یا زبانها خواهد بود. مثلا زبانهای رسمی جمهوری خودمختار داغستان در فدراسیون روسیه، زبانهای روسی، داغستانی و آذربایجانی میباشد. و یا علی رغم اینکه بصورت طبیعی زبان رسمی آمریکا انگلیسی است، اما در قانون اساسی آن کشور قید نشده است.
🔹تعریف دوزبانگی: اگر فردی همزمان در خانواده (دارای زبان مادری خاص- مثلا ترکی) و در جامعه (دارای زبان استفاده خاص دیگر -مثلا فارسی) زندگی و هر دو زبان را همزمان (بدون برنامه) یاد بگیرد، دو زبانه نامیده میشود. اگر فردی بعد از یاد گرفتن زبان مادری، در آموزشگاه و یا از طریق تلویزیون زبان دومی را یاد بگیرد، دوزبانه نامیده نمیشود.
🔹بعد از تعاریف بالا و در بخشهای بعدی، زبان ترکی آذربایجانی را از نظر آواشناسی، صرف و نحو مورد مطالعه قرار خواهیم داد.
ادامه دارد...
✍️#کیملیک
@kimlig1
کیملیک kimlik, [08.08.20 01:02]
#آنا_دیلی
🔸هویت زبانی آذربایجان -- بخش سوم
🔹آواشناسی
تعریف آوا. هر نوع صدایی که در گفتگو بوجود می آید، آوا (در زبان ترکی آذربایجانی سس/ فون) نامیده می شود. پس صدای پرنده و سایر حیوانات و نیز سوت و موسیقی آوا نیست.
🔹تعداد آواهای ایجاد شده در زبان خیلی زیاد می باشد. لذا نمی توان الفبا را بر اساس آواها تدوین نمود. علاوه بر این آواها در لهجه های مختلف فرق می کند. مثلا تلفظ «ک» در شهرهای آذربایجان چند نوع است (مانند «ک» بناب و «ک» اردبیل).
🔹تعریف واج. هر آوایی که معنی لغوی کلمه را عوض کند و یا بی معنی سازد، واج (در زبان آذربایجانی فونئم) نامیده می شود. به چند مثال توجه کنید:
1-آت (اسب)--- آد (اسم)--- آز (کم)--- آج (گرسنه)---....
2-آت (اسب)--- اَت (گوشت)--- ایت (سگ)--- اوت (علف)---....
چنان که ملاحظه میشود در مثالهای ردیف اول واج های «ت»، «د»، «ز»، «ج» و در ردیف دوم واج های «آ»، «اَ»، «ای»، «او» معنی لغوی کلمات را تغییر می دهند.
لازم به ذکر است که این قانون در پسوندها که فاقد معنی لغوی هستند، صادق نیست. مانند «آ» و «اَ» در پسوند جمع «لار» و «لر».
🔹این روش تعیین واجهای زبان در فارسی «جفت کمینه» نامیده میشود. در این روش برای تعیین واج های زبان بایستی دو کلمهای که فقط در یک آوا فرق دارند، با هم مقایسه شوند. هر الفبایی که با این روش ایجاد شود، الفبای «آوا نگار» (در آذربایجانی فونئتیک) نامیده می شود. در این الفبا هر حرف فقط نماینده یک واج است. و هر واج فقط یک نماینده دارد. و از هیچ حرکهای استفاده نمیشود.
بر این اساس الفبایی که در زبان فارسی و آذربایجانی در ایران مورد استفاده قرار می گیرد، آوانگار نیست. مثلا حرف «ی» دارای دو صدا «ای» (در ایت) و «ی» (در یات)، حرف «و» دارای دو صدا «او» (در اوت) و «و» (در سئومک). و یا حرف های «س»، «ص»، «ث» نماینده صدای «س» (در سود، ثواب، صاباح) هستند. و یا اغلب حروف صدادار نماینده (حرف) ندارند. مانند «گفت»، «رفت» و...
🔹واجهای زبان آذربایجانی بر اساس روش جفت کمینه 32 حرف می باشد و عبارتند از: ب- پ- ت (نماینده ت، ط)- ج- چ- خ- د- ر- ز (نماینده ز،ذ،ض،ظ)- ژ- س (نماینده س، ص، ث)- ش- غ- ف- ق- ک- گ- ل- م- ن- و- ه (نماینده ه ، ح)- ی— آ- اَ- ای- ائ- ای- او- اؤ- او.
ادامه دارد...
✍️#کیملیک
@kimlig1
کیملیک kimlik, [14.08.20 11:57]
#آنا_دیلی
🔸هویت زبانی آذربایجان -- بخش چهارم
🔹آواشناسی
32 واج (فونئم) زبان آذربایجانی به دو گروه عمده تقسیم می شوند:
🔹الف) گروه صامت ها که عبارتند از: ب- پ- ت (نماینده ت، ط)- ج- چ- خ- د- ر- ز (نماینده ز،ذ،ض،ظ)- ژ- س (نماینده س، ص، ث)- ش- غ- ف- ق- ک- گ- ل- م- ن- و- ه (نماینده ه ، ح)- ی. و معادل لاتین آنها عبارتند از:
B-P-T- C-Ç-X-D-R-Z-J-S-Ş-Ğ-F-Q-K-G-L-M-N-V-H-Y
🔹ب) گروه مصوتها که عبارتند از: آ- اَ- ای- ائ- ای- او- اؤ- او- اۏ. و معادل لاتین آنها عبارتند از:
A-Ə-İ-E-I-U-Ü-O-Ö
هر کدام از دو گروه فوق دارای خصوصیات ویژه هستند. درک این ویژگیها پایه آواشناسی هستند. ویژگی های گروه اول عبارتند از:
🔹1- در تلفظ صامت ها دو عضو دهان یا به هم برخورد می کنند (مانند ب- د- ک- ق ....)، یا به هم سائیده می شوند (مانند س- ز- خ ....)، و یا به هم خیلی نزدیک می شوند (مانند ی- ح/ه).
🔹2- مدت تلفظ صامت ها را نمی توان تغییر داد. به عبارت دیگر کمیت تلفظ صامت ها ثابت است.
🔹3- صامتها مستقلا و بدون استفاده از مصوتها غیر قابل تلفظ هستند.
🔹4- صامتها نمیتوانند هجا ساز باشند.
🔹5- تعدادی از صامتها واکدار (جینگیلتیلی) هستند (مانند د- ب- ز ....). یعنی در تلفظ آنها تارهای صوتی فعال میباشد. تعدادی دیگر از صامتها بیواک (کار) می باشند (مانند ت- پ- س ...). یعنی در تلفظ آنها تارهای صوتی دخالت ندارد.
🔹بعضی از زبانشناسان به تقلید از زبانشناسان غربی معتقدند که صامت های صفیری مانند واج «ل» میتوانند هجا ساز باشند. مثلا در کلمه انگلیسی able. به زعم آنها این کلمه از دو هجای a و ble تشکیل شده است. ما این اشتباه را در بخش هجا توضیح خواهیم داد.
🔹ویژگی های گروه دوم یعنی مصوتها عبارتند از:
1- در تلفظ مصوتها هیچ عضوی از دهان با هم برخورد ندارد.
2- مدت تلفظ مصوتها را میتوان به دلخواه تغییر داد (کشیده تلفظ کرد یا کوتاه).
3- مصوتها مستقلا قابل تلفظ هستند.
4- مصوت.ها هجا ساز هستند.
5- همه مصوت.ها واکدار هستند.
✍️#کیملیک
@kimlig1
کیملیک kimlik, [29.08.20 09:42]
#آنا_دیلی
🔸هویت زبانی آذربایجان -- بخش پنجم
🔹مشخصههای آوایی
تمامی واجها دارای مشخصاتی هستند. مثلا اگر گفته شود که فرق «ب» با «پ» چه هست؟ جواب سوال بدون اشاره به مشخصهها غیر ممکن میباشد. لذا ذیلا به چند نمونه از مشخصههای صامتها و مصوتها اشاره میشود:
🔹مشخصههای صامتها عبارتند از:
1- محل تلفظ (مخرج)- محل تلفظ از لبها شروع شده و در ریشه زبان و کام ختم میشود. مانند؛ «ب»، «پ»، «م» (دو لبی)، «ف»، «و» (لبی دندانی)، »د»، «ت»، «س»، «ز» (زبانی دندانی)، «چ»، «ک»، «گ» (زبانی کامی)، «ق»، «خ» (زبانی کامی)
2- طرز تلفظ- الف) انفجاری؛ مانند: ب، پ، د، ت، م، ق، چ، و .... ب)؛ سایشی؛ مانند: س، ز، غ، ژ و ....
3- واکداری- بی واکی؛ ب، م، و، ز .... واکدار هستند، اما پ، ت، س، ک .... بی واک هستند. صامت های واکدار عبارتند از: ب، و، ق، غ، د، ژ، ز/ض/ظ/ذ، گ، ج، ی
صامت های بیواک عبارتند از: پ، ف، ک، خ، ت/ط، ش، س/ث/ص، چ، ه/ح
در مورد محل تلفظ شرح لازم نیست. اما در مورد طرز تلفظ لازم است بدانیم که در طرز تلفظ انفجاری اول راه نفس بسته می شود و وقتی این راه به یک باره باز شود تلفظ ایجاد میشود. مثلا اگر راه نفس توسط دولب بسته شده و به یک باره باز شود واجهای ب، پ، م تلفظ می شود. یا همین کار در تلفظ و، ف، توسط لب زیری و دندان، نیز در تلفظ د، ت، توسط زبان و دندان، در تلفظ چ، ک، گ، توسط زبان و کام انجام می گیرد.
در تلفظ سایشی دو عضو مخرج به هم ساییده می شوند. مانند تلفظ س و ز.
4- بورونلاشما یا خیشومی بودن. اگر در تلفظ یک فونئم راه بینی باز باشد آن حرف خیشومی (بورونلاشان) نامیده می شود، بر عکس، اگر بسته باشد غیر خیشومی (بورونلاشمایان) نامیده می شود. مثلا ن و م خیشومی، پ و ک غیر خیشومی است.
🔹سؤال: فرق بین فونمهای زیر را بنویسید:
الف) ب و پ، ب) م و ن، ج) د و ت
جواب الف) ب و پ از نظر مجل تلفظ فرقی ندارند. یعنی هر دو توسط دو لب تلفظ می شوند. از نظر طرز تلفظ هر دو انفجاری هستند. اما ب یک فونئم واکدار، اما پ یک فونئم بی واک می باشد.
🔹جواب ب) م و ن هر دو خیشومی هستند. یعنی در تلفظ هر دو راه بینی باز است. از نظر طرز تلفظ هر دو انفجاری هستند. از نظر واک هر دو واکدار هستند. اما از نظر محل تلفظ با هم فرق دارند. یعنی م توسط دو لب، ن توسط نوک زبان و دماغ- دندان تلفظ می شوند.
🔹جواب ج) محل تلفظ و طرز تلفظ د و ت یکی است. اما د واکدار ولی ت بیواک می باشد.
ادامه دارد...
✍️#کیملیک
@kimlig1
کیملیک kimlik, [04.09.20 12:19]
#آنا_دیلی
🔸هویت زبانی آذربایجان -- بخش ششم
🔹مشخصههای آوایی مصوتها
مشخصه.های آوایی مصوتها بر اساس وضعیت دهان در تلفظ آنها (لبها)، (زبان و کام)، (باز یا بسته بودن دهان) معین میشود. بدین ترتیب که مصوتها؛
الف) مصوت های باز (آچیق صائت)- به هنگام تلفظ این مصوت ها دهان حالت باز دارد و عبارتند از: a, o, ö, e, ə
ب) مصوت های بسته (قاپالی صائت)- به هنگام تلفظ این مصوت ها دهان حالت بسته دارد و عبارتند از: ı, i, u, ü
برای اینکه این مصوت ها را به یاد داشته باشیم، یاد آور می شویم که مصوت های بسته همان هایی هستند که در پسوند های شغل (شغل شکیلچیلری) بکار می روند: -çı, -çi, -çu, -çü (اوزومچو، قویونچو، خیناچی، کرپیجچی)
ج) مصوت های پسین (دیل آرخاسی صائتلر)- محل تلفظ این نوع مصوت ها بین ریشه زبان و کام می باشد و عبارتند از: a, o, u, ı
د) مصوت های پیشین (دیل اؤنو صائتلر)- محل تلفظ این نوع مصوت ها بین جلوی زبان و کام می باشد و عبارتند از: i, ə, ö, ü
ه) مصوت های میانی- محل تلفظ این مصوت بین وسط زبان و کام می باشد و عبارت است از: e
لازم به ذکر است که این مصوت در تقسیم بندی قانون هماهنگی اصوات جزء مصوت های پیشین قرار می گیرد.
و) مصوت های گرد (دوداقلانان صائتلر)- در تلفظ این مصوت ها لب ها نقش اصلی دارند و عبارتند از: o, ö, u, ü
ز) مصوت های کشیده (دوداقلانمایان صائتلر)-در تلفظ این ها لبها نقشی ندارند و عبارتند از:
A, e, ə, i, ı
🔹سوال: مشخصه های آوایی مصوت های زیر را بیان کنید:
Ö: (باز، گرد، پیشین) *U (بسته، گرد، پسین) *A : (باز، کشیده، پسین) *İ: (بسته، کشیده، پیشین)
*I: (بسته، کشیده، پسین) *ə: (باز، کشیده، پیشین) *E: (باز، کشیده، میانی) *Ü: (بسته، گرد، پیشین)
*O: (باز، گرد، پسین)
✍️#کیملیک
@kimlig1
کیملیک kimlik, [25.09.20 22:08]
#آنا_دیلی
بخش هفتم ــ هجاهای تورکی آذربایجانی
🔹فونئم ها کوچکترین بخش فاقد معنی کلمات میباشد و فقط از یک فونئم تشکیل میشود. اگر بخشی از کلمه از یک یا چند فونئم تشکیل شود و فاقد معنی باشد، هجا نامیده میشود. پس بزرگترین بخش فاقد معنی کلمه هجاست. فقط مُصَوِّتها قادرند هجا تشکیل دهند. چون مصوتها میتوانند به تنهایی تلفظ شوند. اما صامتها چنین خصوصیتی ندارند و نمیتوانند هجا تشکیل دهند.
🔹برای تعیین هجاهای یک کلمه فقط مصوتهای آن کلمه را میشماریم. مثلا کلمه alacaqlarımdan دارای 6 هجا میباشد. زیرا دارای 6 مصوت است: 5 تا «آ» و یک «ای».
گفتیم که هر هجا ممکن است از یک مصوت تشکیل شده باشد. مانند o، و یا از دو فونئم مانند od، یا از سه فونئم مانند qar، dar، یا از چاهار فونئم مانند türk-börk-kürk- dərd.
🔹هجاها دارای خصوصیت زیر هستند:
1- در زبان ترکی آذربایجانی هجای بیش از چهار فونئمی نداریم.
2- هیچ هجایی با دو صامت شروع نمیشود.
3- اگر فونئمهای پایانی هجا از دو صامت تشکیل شده باشد در صورت اضافه شدن هجا با شروع مصوت، صامت آخری به هجای بعدی منتقل می شود. مانند: kürk+ü=kür-kə, on+a=o-na, ədəd+i=ə-də-di
🔹انواع هجاها
آچیق هجا- اگر هجاها به مصوت ختم شود هجای باز (آچیق هئجا) نامیده می شود. مانند: yaba, qara, birə, ala
قاپالی هئجا- اگر هجاها به صامت ختم شود هجای بسته (قاپالی هئجا) نامیده می شود مانند: top, od, ot, it, at
اؤرتوسوز هئجا- اگر هجاها با مصوت شروع شود اؤرتوسوز هئجا نامیده می شود. مانند: ada, ala, oba, ağız
اؤرتولو هئجا- اگر هجاها با صامت شروع شود اؤرتولو هئجا نامیده می شود. مانند: dalaq, qulaq, qırtlaq, qırxqat
🔹تمرین:
نوع هجاهای زیر را مشخص کنید: a-na, qorğa, qurd.
جواب: در کلمه «آ-نا» هجای اول آچیق-اؤرتوسوز، هجا دوم آچیق – اؤرتولو.
در کلمه «قور-غا» هجای اول اؤرتولو-قاپالی، هجای دوم اؤرتولو آچیق
در کلمه «قورد» فقط یک هجا وجود دارد و اؤرتولو-قاپالی میباشد.
خوانندههای این بخش، دلایل جوابهای بالا را توضیح دهند.
ادامه دارد...
✍️#کیملیک
@kimlig1
کیملیک kimlik, [07.10.20 02:58]
[Forwarded from کیملیک kimlik]
[ Photo ]
🔺او اولین بار به تورکها توهین کرد!
🔹میرزا آقاخان نوری صدر اعظم ناصرالدین شاه قاجار بود. او نقشه قتل امیر کبیر را کشید و خود به صدارت اعظم رسید.
🔹قبل از صدارت، تابعیت انگلستان را داشت که برای تصدی صدارت، مجبور به خروج از تابعیت انگلستان شد. اما سرسپردگی او به انگلستان و خیانت هایی که در آن دوران انجام داده، بر کسی پوشیده نیست.
🔹در دوران صدارت وی، انگلستان بیشترین نفوذ را در حاکمیت ایران پیدا کرد و او قباله هرات را به سفارت انگلستان فرستاد! هرات دروازه افغانستان بود که در دوره نوری به انگلستان پیشکش گردید.
🔹علاوه بر خیانتهای وی به کشور و خوش خدمتیهای فراوانی که به انگلستان کرد، او اولین کسی بود که واژه توهین آمیز «تورک...» را وارد ادبیات سیاسی ایران کرد. تبریز در آن دوران ولیعهدنشین بوده و میرزا آقاخان ملاحظه اطرافیان ولیعهد (مظفرالدین) را کرده و روی به خصومت با آنها پرداخت.
🔹آقاخان تحت هدایت انگلستان، آتشی بر انسجام ایران زد که زبانه های آن هنوز هم از سوی افراد نادان یا خائن به نمایش گذاشته می شود.
🔹استعمار پیر، بذری را به دست آقاخان کاشت که قرنها بوسیله خائنین یا جاهلین درو خواهد کرد...
@kimlig1
کیملیک kimlik, [09.10.20 12:40]
[Forwarded from کیملیک kimlik]
🌍#بیلیکلر
🔸#کیملیک (هویت) یعنی چه؟🤔
🔹#کیملیک (هویت) سه نوع است:
1⃣هویت فردی و شخصی
2⃣هویت ملی و اجتماعی
3⃣هویت آرمانی
🔹هویت فردی و شخصی ویژگیهای خود شخص و انسان میباشد. انسان خصوصیاتی دارد که اگر بپرسی تو کیستی، شروع میکند به توصیف خود. این تشخّصها میشود هویت فردی و شخصی انسان.
🔹هر قدر انسان در حد کودکی به سر میبرد، دنبال هویّت شخصی خود است؛ اما وقتی انسان به بلوغ معنوی برسد، دیگر پرهیز میکند از تشخّص و فردگرایی و خودمحوری. پس رسیدن از «من» به «ما» بسیار ارزشمند است. اگر عواطف جمعی احیا شد، به جای #کیملیک و هویت فردی، #کیملیک و هویت اجتماعی برجسته میشود.
🔹مجموعه ارزشهایی که در تاریخ، طرز رفتار، میراث شفاهی، نوشتار، ادبیات، موسیقی، زبان، وطن و سرزمین یک ملت جمع میشوند، هویّت اجتماعی و ملی را تشکیل میدهند. این امور باعث میشود یک ملت از ملت دیگر تمایز پیدا کند. نژاد، زبان، مذهب، آداب و رسوم و فرهنگ جایی که انسان در آن زندگی میکند. علم، نظم، عقلانیت و... نیز میتواند از وجوه تمایز بین یک هویت باشد.
🔹هویت جمعی یا اجتماعی پنج مؤلفه دارد:
1⃣عوامل جغرافیایی و اقلیمی
2⃣عوامل سیاسی و تاریخی
3⃣عوامل اقتصادی و معیشتی
4⃣عوامل فرهنگی مانند زبان، ادبیات، هنر، میراث اساطیری، سنتها و آداب، اعتقادات، آیینها و رسوم و یادمانها
5⃣عوامل تربیتی
🔹هویت سوم هویت آرمانی است. هر ملّت ممیزهای دارد و یک هویت ملی و واقعی برای خود درست کرده و آن چه که «هست» همین است. اما یک هویت دیگری وجود دارد که به آن میگوییم هویت آرمانی! هویت آرمانی یعنی «باید»ها که این فراتر از «هست»ها میباشد. یعنی عناصری که «جا دارد» ما به آنها ببالیم نه هر چیزی که «هست». آن چه هست، ممکن است خوب باشد یا بد.
🔹البته که امور غیر اکتسابی معرّف هویت فردی و اجتماعی هستند و در جای خود باید از آنها استفاده شود. خداوند در قرآن امور غیر اکتسابی را به عنوان «معرف» قبول نموده و میفرماید ما شما را شعبه شعبه و در قبایلی قرار دادیم تا [تفاوتهای] همدیگر را [به رسمیت] «بشناسید». پس باید به تفاوتهای بشر احترام گذاشت و از این رو تحقیر و تمسخر هیچ قوم و هویتی جایز نیست.
🔹اما آیا این هویتی آرمانی است؟!! فرض کنید رنگ پوست یکی سیاه است؛ آیا دست خودش است؟ نه. رنگ پوست یکی سفید هست؛ آیا دست خودش بوده است؟ نه. چیزی که ما آن را کسب نکردهایم (غیراکتسابی) یک ارزش محدودی برای شناسایی و تمایز و البته احترام به انسانها دارد. اما اموری که خود انسان آن را کسب کرده (اکتسابی) ارزش بسیار بالایی دارد.
🔹زبان من تورکی است، زبان آن یکی آلمانی و دیگری روسی یا عربی و... آیا این معیار با #انسانلیق (انسانیت) قابل مقایسه هست؟! اریکسون روان شناس معروف قرن حاضر میگوید فردی که قادر به یافتن ارزشهای مثبت پایدار در فرهنگ، مذهب یا ایدئولوژی نیست، ایدهآلهایش به هم میریزد. چنین فردی که از در هم ریختگی هویت رنج میبرد، نه میتواند ارزشهای گذشتهی خود را ارزیابی کند و نه صاحب ارزشهایی میشود که به کمک آنها بتواند برای آینده خود طرحی داشته باشد.
🔹پس اینجا باید به سراغ عناصری برویم که بواسطه نوع تربیت هر انسان، از او صادر میشود؛ (امور اکتسابی) عناصری که خود انسان آنها را در درون و رفتار خویش پرورش داده، کسب کرده و با آن معیارها رفتار کرده است. مثلا مهربانی، شجاعت، صداقت، درستکاری، ظلم ستیزی، امانتداری، غیرت، ایثار، حیا، حجب، عفت، گذشت، مکارم اخلاقی و... که اصطلاحا به آن #انسانلیق (انسانیت) میگوییم.
🔹از مهمترین معیارهای #انسانلیق (انسانیت) #عقلانیت میباشد که اساس تفاوت بین انسان و حیوان است. اصلا #انسانلیق بدون #عقلانیت مفهومی ندارد.
@kimlig1
کیملیک kimlik, [11.10.20 01:45]
#آنا_دیلی
🔸هجاهای تورکی آذربایجانی ــ بخش هشتم
🔹در زبانشناسی بین المللی صامتها با حرف (consonant) C و مصوتها با حرف V (vowel) نشان داده میشوند. هر زبانی دارای فرمول هجایی مخصوص خود است. مثلا فرمول هجایی CCV در زبانهای آذربایجانی، فارسی و عربی وجود ندارد. در صورتی که در زبانهای انگلیسی، روسی، فرانسه، آلمانی و... این فرمول وجود دارد: مانند tree, three, space
🔹فرمول هجایی VCCC در زبان انگلیسی وجود دارد؛ ولی در زبان تورکی آذربایجانی و فارسی وجود ندارد. به همین خاطر است که فارسها و آذربایجانیها در تلفظ کلمه lustre بعد از ت یک مصوت اضافه میکنند: luster
🔹فرمول هجایی زبان تورکی آذربایجانی به شرح زیر میباشد:
-1V= o, a-na, u-laq, i-lan, ö-küz, ə-kə, e-dam, ü-züm
-2VC= od, ad, əl, el, öd, üt, it, ud
-3VCC=ard, ord,
-4CV= a-na, qu-zu, ic-ra, ö-lü, ə-kə, eş-di, üs-kü
-5CVC= qar, qır, qor, qur, sər, seç, cib, çöp
-6CVCC=börk, kürk, türk, dörd, hökm, şərq
🔹چنان که ملاحظه میشود، در زبان مادری ما شش الگو یا فرمول هجایی وجود دارد. انواع هجاها در فرمولهای بالا بشرح زیر میباشد:
V= (آچیق، اؤرتوسوز؛ زیرا هجا با مصوت شروع و به مصوت ختم می شود.)
VC=(قاپالی، اؤرتوسوز؛ زیرا هجا با مصوت شروع و به صامت ختم می شود)
VCC=(قاپالی، اؤرتوسوز زیرا هجا با مصوت شروع و به صامت ختم می شود)
CV= (آچیق، اؤرتولو زیرا هجا با صامت شروع و به مصوت ختم می شود )
CVC= (قاپالی، اؤرتولو زیرا هجا با صامت شروع و به صامت ختم می شود)
CVCC=(قاپالی، اؤرتولو زیرا هجا با صامت شروع و به صامت ختم می شود)
✍️#کیملیک
@kimlig1
کیملیک kimlik, [16.10.20 23:58]
#آنا_دیلی
🔸بخش نهم ــ صرف زبان تورکی آذربایجانی
🔹زبانشناسی عمومی زبانها را در سه بخش عمده بررسی میکند: آواشناسی، صرف، نحو. بخش آواشناسی زبان تورکی آذربایجانی را در نوشتههای قبلی بررسی کردیم. حالا به بررسی صرف این زبان می.پردازیم. اصطلاح صرف مربوط به زبانشناسی سنتی است که در دو زبان فارسی و عربی به کار می.رود. در ادبیات زبانشناسی آذربایجان از اصطلاح مورفولوگیا (در انگلیسی مورفولوجی، در زبان فرانسه مورفولوژی) استفاده میشود.
🔹اما در هر حال «صرف» و «مورفولوژی» در کلیه زبانها تعریف واحدی دارد. معروفترین کتاب سنتی صرف زبان عربی یعنی کتاب «صرف میر» موضوع را چنین شروع میکند: «اعلم، ایدک الله تعالی فی الدارین، ان التصریف فی اللغة التغییر...». (بدان -خدای تعالی در دو دنیا کمکت باشد- که معنی لغوی تصریف همان تغییر میباشد).
پس مورفولوژی عبارت است از بررسی فرم کلمات.
🔹برای شرح فرم کلمات گریزی میزنیم به تقطیع زبان؛
fon 👉 fonem 👉 heca 👉 morfem 👉 leksem
🔹در تعریف ساختاری هجا گفتیم که: هجا بزرگترین بخش بی معنی کلمه میباشد. مورفئم (تکواژ) کوچکترین بخش معنادار کلمه است. در حقیقت مورفئمها از نظر معنا دو دسته هستند؛ دسته اول هم دارای معنی لغوی و هم دارای معنی گرامری هستند. مثلا معنی لغوی مورفئم «دوه» به فارسی شتر و به عربی جمل می باشد. اما دوه در جمله «دوه اوتلاییر» فاعل و در جمله «آسلان دوهنی یئدی» مفعول میباشد. نتیجه میگیریم که دوه هم دارای معنی لغوی و هم دارای معنی گرامری میباشد. اما مورفئم لر/لار، چی/چو، و... فاقد معنی لغوی بوده و فقط دارای معنی گرامری است. ضمنا این هم بگوییم که فرق معنی لغوی با معنی گرامری را میتوان به روش زیر فهمید. اگر مورفئم خارج از جمله معنی داشته باشد دارای معنی لغوی است و اگر فقط در داخل جمله و یا اتصال به مورفئم دیگر معنی داشته باشد، دارای معنی گرامری است. لذا مورفئمها به دو دسته تقسیم میشوند: کؤک مورفئم (دارای معنی لغوی و گرامری). بوداق مورفئم (فقط دارای معنی گرامری). مثلا در جمله بالا کلمه «دوهنی» از دو مورفئم تشکیل شده است: دوه (کؤک مورفئم) و «نی» بوداق مورفئم. کؤک مورفئم در افعال ریشه فعل یعنی شکل امر فعل می باشد.
🔹سوال) مورفئمهای کلمه زیر را مشخص نمایید. Gələcəkmişəm
گل (کؤک مورفئم، ریشه فعل از گلمک)، جک (بوداق مورفئم، مورفئم آینده ساز)، میش (بوداق مورفئم، مورفئم نقلی ساز)، ام (بوداق مورفئم، مورفئم شخص ساز). لازم به ذکر است که در اینجا مورفئم آینده ساز و نقلی ساز با هم مورفئم آینده در گذشته ساز میباشند.
🔹لازم به ذکر است؛
1- اگر بوداق مورفئمها را به تنهایی بنویسیم، بایستی قبل از آن خط تیره بگذاریم: -لر –چی –لاق و...
2- به علت وجود قانون هماهنگی اصوات در زبان ترکی آذربایجانی، بوداق مورفئمها یا دوتاییست، یا چهارتایی. مثلا: -lər/lar, -çi/çı/çü/çu برای نوشتن مورفئمهای دوتایی یکی از آنها را با توان 2 ، و برای نوشتن مورفئمهای چهارتایی و یکی از آنها را با توان 4 مینویسیم:
–lər2 -çi4
✍️#کیملیک
@kimlig1
کیملیک kimlik, [23.10.20 15:37]
#آنا_دیلی
🔸بخش دهم ــ صرف زبان تورکی آذربایجانی
🔹حالا به مورفئم های زیر توجه مینماییم: -2لر،- 4چی.
اگر بوداق مورفئمهای بالا را بعد از کؤک مورفئم بنویسیم خواهیم داشت؛ ائو= ائولر، داغ=داغلار و نیز قویون=قویونچو، اؤکوز=اؤکوزچو، باشماق = باشماقچی، اکین= اکینچی.
🔹ملاحظه میشود که مورفئم -2لر فقط شکل مورفئم ائو و داغ را عوض کرده است. یعنی ائو و داغ مفرد تبدیل به ائو و داغ جمع شده است و ماهیت لغت تغییری نکرده است.
🔹اما مورفئم -4چی نه تنها شکل مورفئمهای قویون، اؤکوز، باشماق و اکین را عوض کرده بلکه ماهیت معنایی لغت را نیز تغییر داده است. یعنی قویون که یک حیوان است، تبدیل به قویونچو یعنی انسان شده است. در مورد اؤکوز، باشماق و اکین نیز همینطور میباشد. بنا بر این کلیه مورفئم.های زبان آذربایجانی دو نوع میباشد: آنهایی که فقط شکل کلمه را عوض می کنند و «سؤز دهییشدیریجی» نامیده میشوند و آنهایی که معنی کلمه را نیز تغییر میدهند و «سؤز دوزلدیجی» نامیده میشوند.
🔹سؤال: برای هر دو نوع بوداق مورفئم مثالهایی بزنید.
برای تفهیم نقش مورفئمها جمله زیر را در نظر می گیریم:
مرد پیر 10 گوسفند را با حوصله چرانید. او هنگام غروب به خانه برگشت.
حالا کلمات تشکیل دهنده این جمله را مورد بررسی قرار میدهیم.
مرد = اسم، پیر = صفت، 10 = سای، گوسفند = اسم، حوصله = ظرف (قید)، چرانید = فعل، او = عوضلیک (ضمیر).
اسم، صفت، عوضلیک، سای، ظرف و فعل اعضای اصلی جمله نامیده میشوند.
🔹اسمها یا اصلی هستند (یعنی ریشه آنها اسم است). مانند: دوه، قویون، دالاخ، اؤد و غیره. یا از فعل ساخته میشوند. یعنی با اضافه کردن پسوند اسم ساز (سؤز دوزلدیجی مورفئم) ساخته میشوند. مانند:
گؤر+اوش = گؤروش
گؤر+کم = گؤرکم
گؤر+کم+لی = گؤرکملی...
🔹اسمها خواه ریشه اسمی داشته باشند و خواه ریشه فعلی، دارای شش حالت هستند:
1- آدلیق حال (حالت فاعلی)،
2- یؤنلوک حال (مفعول بهی)،
3- یئرلیک حال (مفعول دری)
4- چیخیشلیق حال (مفعول ازی)،
5- تاثیرلیک حال (مفعول بیواسطه)
6- ییهلیک حال (حالت ملکی)
در بخشهای بعدی هر یک از حالتها با توضیحات مبسوطی ارائه خواهد شد.
✍️#کیملیک
@kimlig1
کیملیک kimlik, [27.10.20 23:34]
[ Album ]
📚#بیلیکلر
🔸۷ آبان، ۲۹ اکتبر، روز دروغین کوروش
🔹روز جهانی کوروش در هیچ سازمان و یا نهاد رسمی بینالمللی ثبت نشده و ادعای جهانی بودنِ Cyrus day درباره ۲۹ اکتبر کاملا غلط و ناشی از توهماتِ عدهای سرخورده و بیمار است.
🔹در هیچیک از تقویمها و گاهشماریهای رسمی بینالمللی، ابداً نامی از روز جهانی کوروش وجود ندارد! هیچیک از سازمانها و نهادهای جهانی هیچ روزی را به نام کوروش نامگذاری نکردهاند. لذا هر آنچه دربارهی این روز گفته میشود، صرفاً ناشی از توهمات و تخیلات عدهای از سران جریان باستانگرایی، پان ایرانیسم و سلطنت طلب است که برای ارضای سرخوردگیهایشان دست به چنین جعلیاتی میزنند.
🔹نگاهی به تارنمای رسمی سازمان ملل متحد (United Nations) و سازمان یونسکو (Unesco) و روزهای جهانی ثبت شده (International Days) نشان میدهد که در روزهای ماه اکتبر میلادی، هیچ اثری از روز جهانی کوروش وجود ندارد.
@kimlig1
کیملیک kimlik, [30.10.20 17:34]
#آنا_دیلی
🔸بخش یازدهم ــ صرف زبان تورکی آذربایجانی
🔹حالت فاعلی (آدلیق حال) در زبان تورکی آذربایجانی، فارسی، انگلیسی هیچ علامت و پسوندی ندارد. اما در زبان عربی علامت «رفع» نشانه حالت فاعلی است. برای همین است که در گرامر زبان عربی گفته می شود؛ «کل فاعل مرفوع». حالا برای روشن شدن موضوع مثالهایی از زبانهای بالا آورده میشود:
آذربایجانی ـ دوه یوکو داشیدی. در اینجا دوه دارای حالت فاعلی بوده و فاقد علامت می باشد.
فارسی ـ شتر بار را برد. در اینجا شتر دارای حالت فاعلی بوده و فاقد علامت می باشد.
انگلیسی ـ hassan ate apple در اینجا hassan دارای حالت فاعلی بوده و فاقد علامت می باشد.
عربی ـ ضرب زید عمرا. در اینجا زید حالت فاعلی دارد و مرفوع می باشد.
🔹حالت مفعول به، مفعول به ای، یؤنلوک حال در زبان آذربایجانی با پسوند a/ə و در زبان فارسی با پیشوند به نشان داده میشود:
حسن «داغ»ا گئتدی. حسین «ائو»ه گلدی.
حسن به کوه رفت.
🔹چنانکه ملاحظه میشود یؤنلوک حال در زبان تورکی آذربایجانی دو نوع میباشد. یعنی –a2 . بدینمعنی که اگر آخرین مصوت کلمه قالین سسلی (دیل آرخاسی) باشد a- ، و اگر اینجه سسلی (دیل اؤنو) باشد ə - می آید. پس با توجه به آخرین مصوت کلماتی چون داغ (کوه)، ساپ (نخ)، قوچ (میش)، .... از پسوند «آ» و آخرین مصوت کلماتی چون ات (گوشت)، ایت (سگ)، سهپین (بذرپاشی) و .... از پسوند «ه» استفاده می شود.
حسن داغا گئتدی.
حسین مونجوغو ساپا دوزدو.
قویون قوچا گلدی.
و
پیشیگین آغزی اته چاتمیر، دئییر مورداردیر.
اوغلانین ایته یازیغی گلدی.
اکینچی سهپینه باشلادی.
🔹لازم به ذکر است که اگر آخرین صامت اسامی «ق» باشد در حالت یؤنلوک «ق» تبدیل به «غ» خواهد شد:
قاباق= قاباغا، چوبوق= چوبوغا، قودوق= قودوغا، آیاق= آیاغا، قالماق = قالماغا، مونجوق = مونجوغا و ....
و اگر آخرین صامت اسامی «ک» باشد در حالت یؤنلوک «ک» تبدیل به «ی» خواهد شد:
الهک = الهیه، دهلیک = دهلیه، گلمک = گلمهیه، سیلمک= سیلمهیه و ....
نیز اگر آخرین واج اسم مصوت باشد قبل از پسوند یؤنلوک واج میانجی «ی» خواهد آمد:
یابا = «یابا»یا، کره = «کره»یه، قوجا = «قوجا»یا، جوجه = «جوجه»یه.
لازم به ذکر است که در زبان تورکی آذربایجانی پیشوند و میانوند وجود ندارد.
✍️#کیملیک
@kimlig1
کیملیک kimlik, [07.11.20 21:51]
#آنا_دیلی
🔸بخش دوازدهم ــ صرف زبان ترکی آذربایجانی
🔹حالت مفعول ازی، مفعول منه و یا «چیخیشلیق حال».
🔹علامت این نوع مفعول در زبان فارسی «از»، در زبان عربی «منه» و در زبان آذربایجانی -دان و –دن می باشد. بدین ترتیب که اگر آخرین مصوت کلمه قالین سسلی باشد از –دان، اگر اینجه سسلی باشد از –دن استفاده می شود. مانند:
داغ +-دان = داغدان (از کوه)، ائو + -دن = ائودن (از خانه)و ....
🔹حالت مفعول دری، مفعول فیه و «یئرلیک حال». علامت این نوع مفعول در زبان فارسی «در» در زبان عربی «فیه» و در زبان آذربایجانی «-ده» و «-دا» می باشد. بدین ترتیب که اگر آخرین مصوت کلمه قالین سسلی باشد از –دا، اگر اینجه سسلی باشد از –ده استفاده می شود. مانند:
داغ + -دا = داغدا (در کوه)، ائو + -ده = ائوده (در خانه) و...
🔹تذکر؛ در زبان ترکی آذربایجانی دو نوع ده / دا داریم. یکی علامت مفعول دری (-ده/ -دا)، دیگری در معنی ادات (ده / دا). ادات ها دارای معنی لغوی و کؤک مورفئم بوده و مستقل نوشته می شوند. مانند:
تایایا اود ووردولار. ائو ده یاندی ائشیک ده یاندی. من گئتدیم. او دا گئتدی.
🔹حالت مفعول بیواسطه، مفعول مطلق و یا «تاثیرلیک حال». علامت این نوع مفعول در زبان فارسی «را»، در زبان عربی «نصب» و در زبان آذربایجانی -ای (-ı) و -ای (-i) می باشد. بدین ترتیب که اگر آخرین مصوت کلمه قالین سسلی باشد از (-ı)، اگر اینجه سسلی باشد از (-i) استفاده می شود. مانند:
Dağ + ı = dağı, ev + i = evi
🔹اگر آخرین واج کلمه مصوت باشد قبل از علامت تاثیرلیک واج میانجی «ن» اضافه می شود:
یابا + (ن) + ای = یابانی (یابا را)، کره +(ن) +ای = کرهنی (کره را).
حالت ملکی، اضافی و یا «ییهلیک حال». علامت این حالت در زبان فارسی کسره (درِ خانه) و در زبان آذربایجانی -ای (-ı) و -ای (-i) می باشد. بدین ترتیب که اگر آخرین مصوت کلمه قالین سسلی باشد از (-ı)، اگر اینجه سسلی باشد از (-i) استفاده می شود. مانند:
حسنین کتابی، محمدین ائوی و ...
🔹اگر آخرین واج کلمه مصوت باشد قبل از علامت تاثیرلیک واج میانجی «س» اضافه می شود:
یابا + (س) + ای = یاباسی (یابای او)، کره +(س) +ای = کرهسی (کره او).
در اینجا ترجمه چند عبارت از این نوع را ارائه می دهیم:
کتاب حسن را = حسنین کتابینی (که در محاوره حسنین کتابین گفته می شود).
کرهی گاو را = اینهیین کرهسینی ( که در محاوره اینهیین کرهسین گفته می شود).
✍️#کیملیک
@kimlig1
کیملیک kimlik, [13.11.20 13:18]
📚#آنا_دیلی
🔸بخش سیزدهم ــ تعیینی سؤز بیرلشمهسی
🔹در زبان ترکی آذربایجانی اضافت (مضاف-مضافٌ الیه و صفت-موصوف) از دو بخش تشکیل میشود. تعیین و تعیین اولونان. مثلا در اضافتهای «قارا اؤکوز»، «ائو قاپیسی»، «حسنین قویونو» «قارا»، «ائو» و «حسن» تعیین، «اؤکوز»، «قاپی» و «قویون» تعیین اولونان میباشند. به عبارت دیگر صفت و مضاف تعیین، موصوف و مضاف الیه تعیین اولونان هستند.
🔹کلیه اضافتها تعیینی سؤز بیرلشمهسی نامیده میشوند. که سه نوع هستند: نوع اول (بیرینجی تعیینی سؤز بیرلشمهسی)، نوع دوم (ایکینجی تعیینی سؤز بیرلشمهسی)، نوع سوم (اوچونجو تعیینی سؤز بیرلشمهسی).
🔹نوع اول از نظر مفهوم همان صف-موصوف میباشد. از نظر ساختار در این نوع اضافت تعیین و تعیین اولونان (صفت و موصوف) فاقد علامت هستند. مانند: آغ قویون، قارا داغ، یاشیل چمن، قارانلیق گئجه و...
🔹نوع دوم از نظر مفهوم مضاف-مضاف الیه میباشد. از نظر ساختار در این نوع اضافت تعیین بدون علامت، تعیین اولونان دارای علامت حالت ملکی است: اسد بولاغی (بولاق+ ای)، دام یولو، داغ چیچهیی، قارغا بازاری و...
🔹نوع سوم نیز از نظر مفهوم مضاف- مضاف الیه (اضافه ملکی) میباشد. از نظر ساختار هم مضاف و هم مضاف الیه دارای علامت میباشند. مانند: اسدین بولاغی، اؤکوزون بوینوزو، حسنین آتاسی، یئتیمین نالهسی.
🔹برای تشخیص نوع دوم از نوع سوم بایستی مفهوم اضافت را در نظر بگیریم. مثلا؛ وقتی میگوییم «ائو قاپیسی»، در حقیقت منظور نوع در است. یعنی این در مربوط به خانه است نه انبار و یا نه کاراج. اما وقتی میگوییم «ائوین قاپیسی» در حقیقت خانه را در نظر میگیریم. اما کدام قسمت خانه را؟ در خانه را.
🔹در اینجا برای روشن شدن بیشتر مفهوم اضافت به «وورغو» (تاکید) در زبان آذربایجانی اشاره میکنیم. وورغو در زبان آذربایجانی و فارسی به آخرین هجای کلمه (بجز موارد خاص) و در زبان انگلیسی به اولین هجای کلمه میافتد. بدین ترتیب در اضافتها بایستی دو تا وورغو داشته باشیم. زیرا از دو کلمه تشکیل شدهآاند. مثلا؛ اوزون حسن، ملا پناه، آغ بولاق و... اما وقتی همین اضافتها تبدیل به اسم خاص میشوند، وورغوی اولی حذف میشود: اوزونحسن، ملاپناه، آغبولا`ق و... به عبارت دیگر حذف وورغوی اول عبارت را از اضافت خارج میکند.
✍️#کیملیک
ادامه دارد...
@kimlig1
کیملیک kimlik, [21.11.20 21:10]
#آنا_دیلی
🔸بخش چهاردهم ــ صفت در ترکی آذربایجانی
🔹صفت اسم را در ابعاد مختلف توصیف میکند. برای مثال آغ بولاق یعنی چشمهای که آب گوارا دارد. قارا مال یعنی حیوانی که جثهای بزرگتر از گوسفند و بز دارد. و از جمله میتوان به صفتهای «بؤیوک»، «کیچیک»، «اوزون»، « «گؤدک/ گوده»، «یاشیل» و... اشاره کرد.
🔹صفت جزء اصول هست. یعنی در تمامی زبانها وجود دارد. اما اینکه صفت قبل از اسم بیاید یا بعد از اسم، جزء پارامتر هست. یعنی در زبانهای مختلف میتواند قبل یا بعد از اسم بیاید. مثلا در زبان عربی و فارسی بعد از اسم، در زبان ترکی آذربایجانی و انگلیسی قبل از اسم میآید:
خاک خوب، مونبیت تورپاق، good earth. مرد دراز، اوزون کیشی، tall man.
🔹1- صفت در زبان آذربایجانی از نظر ساختار می تواند تک هجایی باشد: آغ، گؤی، سیخ، بوز، آل .... : «آغ قیز» (دختر سفید چهره)، «گؤی چمن» (چمن سبز)، «سیخ مئشه» (جنگل انبوه)، «بوز قورد» (گرگ خاکستری)/ «بوز آت» (اسب خاکستری)، «آل یاناق» (لپ قرمز).
🔹2- صفت در زبان ترکی آذربایجانی از نظر ساختار می تواند دو هجایی باشد: قارا، یاشیل، قابا، قیسا، ... : «قارا آت» (اسب سیاه)، قارا آتی یاغلادیم، یارریغانا باغلادیم = جهرهنین کیریشی، «یاشیل باش» (دارای سر سبز) (نوعی اردک)، «قابا گؤرکملی» (نمود ناخوش) (به خوک نر قابان هم می گویند. علت اینکه ترکها حتی قبل از اسلام گوشت خوک نمیخوردند، این است که معتقد بودند اگر کسی گوشت هر حیوانی را بخورد، بچههایش شبیه آن حیوان خواهد بود. «قیسا ایضاح» شرح مختصر).
🔹3- صفت در زبان ترکی آذربایجانی از نظر ساختار میتواند سه هجایی باشد: قیرمیزی، نارینجی، قارانلیق، ...: «قیرمیزی دون» (لباس / پیراهن قرمز) در یک آتالار سؤزو گفته میشود: گؤزللیک اوندور، دوققوزو دوندور، «نارینجی باشماق» (کفش نارنجی)، در یک بایاتی گفته میشود: بو داغی آشماق اولماز، نارینجی باشماق اولماز، بیر قورو سؤز اوستونده، یارنان ساواشماق اولماز. «قارانلیق گئجه» (شب تاریک)
🔹بولود قاراچورلو در شعری میگوید:
قارانلیق گئجهنین مرموز سیماسی،
همی کدر دوغور، هم اورهک سیخیر.
قارا ابهاملارین اوچروم دونیاسی،
کیمسهنی بودرهدیر، کیمسهنی ییخیر.
🔹صفت از نظر معنایی سه درجه دارد: عادی، تخفیفی و تشدیدی. صفت عادی مانند: آغ، قارا، اوزون، بؤیوک. صفت تخفیفی صفتی است که درجه کمتر از صفت اصلی دارد: اوزون (عادی) = اوزونسوو (تخفیفی)، آغ (عادی) = آغووش (تخفیفی)، قارا (عادی) = قارامتیل / قارانتور (تخفیفی)، گؤی (عادی) = گؤیهمی (تخفیفی) ... درجه صفت تشدیدی بیشتر از درجه صفت عادی است: آغ (عادی) = آغاپپاق (تشدیدی)، قارا (عادی) = قاپقارا (تشدیدی)، بؤیوک (عادی) = بؤمبؤیوک (تشدیدی)، ساری (عادی) = ساپساری (تشدیدی).
🔹نوع دیگر صفت، صفت مقایسهای است. بدین معنی که اگر یک اسم با اسم دیگری مقایسه شود، در فارسی از پسوند «تر» (تحت عنوان صفت تفصیلی)، و اگر اسم با همه اسامی مربوطه مقایسه شود، از پسوند «ترین» (تحت عنوان صفت عالی) استفاده میشود: این کفش بزرگتر از آن کفش است. این بزرگترین کفش این فروشگاه است.
🔹در ادبیات کلاسیک زبان آذربایجانی برای بیان صفت تفصیلی از پسوند «راق» و ادات «دخی» استفاده میشد: آرتیقراق (بیشتر)، قیوراق (سریعتر)، دخی بؤیوک (بزرگتر). شایان ذکر است که صفت تفصیلی قیوراق الان بصورت یک کلمه مستقل و بصورت «قیرباق» (و تبدیل به ب شده و جای خود را با ر عوض کرده است) در آمده است.
🔹برای بیان صفت عالی از پسوند «اَن» استفاده میشود: بو، ماغازانین اَن بؤیوک باشماغیدیر (این، بزرگترین کفش فروشگاه میباشد).
✍️#کیملیک
@kimlig1
کیملیک kimlik, [03.12.20 09:49]
[Forwarded from کیملیک kimlik]
🌍#بیلیکلر
🔸#کیملیک (هویت) یعنی چه؟🤔
🔹#کیملیک (هویت) سه نوع است:
1⃣هویت فردی و شخصی
2⃣هویت ملی و اجتماعی
3⃣هویت آرمانی
🔹هویت فردی و شخصی ویژگیهای خود شخص و انسان میباشد. انسان خصوصیاتی دارد که اگر بپرسی تو کیستی، شروع میکند به توصیف خود. این تشخّصها میشود هویت فردی و شخصی انسان.
🔹هر قدر انسان در حد کودکی به سر میبرد، دنبال هویّت شخصی خود است؛ اما وقتی انسان به بلوغ معنوی برسد، دیگر پرهیز میکند از تشخّص و فردگرایی و خودمحوری. پس رسیدن از «من» به «ما» بسیار ارزشمند است. اگر عواطف جمعی احیا شد، به جای #کیملیک و هویت فردی، #کیملیک و هویت اجتماعی برجسته میشود.
🔹مجموعه ارزشهایی که در تاریخ، طرز رفتار، میراث شفاهی، نوشتار، ادبیات، موسیقی، زبان، وطن و سرزمین یک ملت جمع میشوند، هویّت اجتماعی و ملی را تشکیل میدهند. این امور باعث میشود یک ملت از ملت دیگر تمایز پیدا کند. نژاد، زبان، مذهب، آداب و رسوم و فرهنگ جایی که انسان در آن زندگی میکند. علم، نظم، عقلانیت و... نیز میتواند از وجوه تمایز بین یک هویت باشد.
🔹هویت جمعی یا اجتماعی پنج مؤلفه دارد:
1⃣عوامل جغرافیایی و اقلیمی
2⃣عوامل سیاسی و تاریخی
3⃣عوامل اقتصادی و معیشتی
4⃣عوامل فرهنگی مانند زبان، ادبیات، هنر، میراث اساطیری، سنتها و آداب، اعتقادات، آیینها و رسوم و یادمانها
5⃣عوامل تربیتی
🔹هویت سوم هویت آرمانی است. هر ملّت ممیزهای دارد و یک هویت ملی و واقعی برای خود درست کرده و آن چه که «هست» همین است. اما یک هویت دیگری وجود دارد که به آن میگوییم هویت آرمانی! هویت آرمانی یعنی «باید»ها که این فراتر از «هست»ها میباشد. یعنی عناصری که «جا دارد» ما به آنها ببالیم نه هر چیزی که «هست». آن چه هست، ممکن است خوب باشد یا بد.
🔹البته که امور غیر اکتسابی معرّف هویت فردی و اجتماعی هستند و در جای خود باید از آنها استفاده شود. خداوند در قرآن امور غیر اکتسابی را به عنوان «معرف» قبول نموده و میفرماید ما شما را شعبه شعبه و در قبایلی قرار دادیم تا [تفاوتهای] همدیگر را [به رسمیت] «بشناسید». پس باید به تفاوتهای بشر احترام گذاشت و از این رو تحقیر و تمسخر هیچ قوم و هویتی جایز نیست.
🔹اما آیا این هویتی آرمانی است؟!! فرض کنید رنگ پوست یکی سیاه است؛ آیا دست خودش است؟ نه. رنگ پوست یکی سفید هست؛ آیا دست خودش بوده است؟ نه. چیزی که ما آن را کسب نکردهایم (غیراکتسابی) یک ارزش محدودی برای شناسایی و تمایز و البته احترام به انسانها دارد. اما اموری که خود انسان آن را کسب کرده (اکتسابی) ارزش بسیار بالایی دارد.
🔹زبان من تورکی است، زبان آن یکی آلمانی و دیگری روسی یا عربی و... آیا این معیار با #انسانلیق (انسانیت) قابل مقایسه هست؟! اریکسون روان شناس معروف قرن حاضر میگوید فردی که قادر به یافتن ارزشهای مثبت پایدار در فرهنگ، مذهب یا ایدئولوژی نیست، ایدهآلهایش به هم میریزد. چنین فردی که از در هم ریختگی هویت رنج میبرد، نه میتواند ارزشهای گذشتهی خود را ارزیابی کند و نه صاحب ارزشهایی میشود که به کمک آنها بتواند برای آینده خود طرحی داشته باشد.
🔹پس اینجا باید به سراغ عناصری برویم که بواسطه نوع تربیت هر انسان، از او صادر میشود؛ (امور اکتسابی) عناصری که خود انسان آنها را در درون و رفتار خویش پرورش داده، کسب کرده و با آن معیارها رفتار کرده است. مثلا مهربانی، شجاعت، صداقت، درستکاری، ظلم ستیزی، امانتداری، غیرت، ایثار، حیا، حجب، عفت، گذشت، مکارم اخلاقی و... که اصطلاحا به آن #انسانلیق (انسانیت) میگوییم.
🔹از مهمترین معیارهای #انسانلیق (انسانیت) #عقلانیت میباشد که اساس تفاوت بین انسان و حیوان است. اصلا #انسانلیق بدون #عقلانیت مفهومی ندارد.
@kimlig1
کیملیک kimlik, [03.12.20 21:13]
📚#آنا_دیلی
🔸بخش پانزدهم ــ اعداد (سای)؛
🔹صفت وضعیت کیفی اسمها را توضیح میدهد. اما اعداد به کمیت اسمها میپردازد. اعداد به اعداد ترتیبی (ترتیب سایلار)، اعداد مقایسه ای (مقایسه سایلار) و اعداد کسر (کسر سایلار) تقسیم میشود.
🔹اعداد ترتیبی همان اعداد معمولی است که برای شمارش تعداد مورد استفاده قرار میگیرند: 1 (بیر)، 2 (ایکی)، 3 (اوچ)، 4 (دؤرد)، 5 (بئش)، 6 (آلتی)، 7 (یئددی)، 8 (سککیز)، 9 (دوققوز)، 10 (اون)، 20(ایگیرمی)، 30 (اوتوز)، 40 (قیرخ)، 50 (اللی)، 60 (آلتمیش)، 70 (یئتمیش)، 80 (سکسن/ هشتاد)، 90 (دوخسان)، 100 (یوز)، 1000 (مین).
🔹در تمامی زبانها اعداد 1 تا 10 طبق قاعده واحدی نوشته و خوانده میشود. مثلا در زبان فارسی یک، دو، سه، چهار، پنج، شش، هفت، هشت، نه، ده. در زبان انگلیسی:
one, two, three, four, five, six, seven, eight, nine, ten.
🔹اما از یازده به بعد هر زبانی قاعده مخصوص خود را دارد. مثلا در ترکی آذربایجانی از 11 تا 19 از قاعده جمع اعداد 1 تا 9 با عدد 10 استفاده میشود: 10+1 (اون بیر)، 10+2 (اون ایکی)، 10+3، 10+4، 10+5، 10+6، 10+7، 10+8، 10+9. و در زبان فارسی 11 (یک از ده)، 12 (دو از ده)، 13 (سه از ده) و... 19 (نه از ده).
🔹در زبان انگلیسی عدد 11 و 12 نام مخصوص خود را دارد (ائلئوئن، تووئلو). اما از 13 تا 19 همانند ترکی آذربایجانی است. 20 در ترکی و فارسی از کلمه مخصوص استفاده میشود: بیست، ایگیرمی. اما بعد از بیست، راه ترکی آذربایجانی از فارسی جدا میشود. در فارسی 30 (سی)، 40 (چهل) ...... 90(نود). و در زبان ترکی آذربایجانی اعداد 30، 40، 50 نام مخصوص دارند (اوتوز، قیرخ، اللی). اما از 60 به بعد در ارتباط اعداد 6 الی 9 با 10 نامیده می شود: آلتمیش، یئتمیش، سکسن، دوخسان.
🔹اعداد مقایسهای اعدادی هستند که اسم را با اسم و یا اسامی دیگر مقایسه میکنند. در ترکی آذربایجانی با اضافه کردن پسوند –جی به اعداد بدست میآید: 1-جی (بیرینجی)، 3-جو (اوچونجو)، 6-جی (آلتینجی)، 9-جو (دوققوزونجو) و...
🔹اعداد کسر اعداد کوچکتر از 1 میباشند. مثلا؛ 3/. (اوندا اوچ) (سه دهم). البته اعدادی هستند بیشتر از 1 و کمتر از 2. برای خواندن این اعداد از کلمه (تام) و سپس اعداد کسر استفاده میشود. بعنوان مثال؛
6/1 (بیر تام اوندا آلتی) (یک عدد درست و شش دهم)، 9/5 (بئش تام اوندا دوققوز) (پنج عدد درست و نه دهم)، 2/126 (یوز ایگیرمی آلتی تام اوندا ایکی) (یک صد و بیست و شش عدد درست و دو دهم). (توضیح: نوشتار کسر بر عکس دیده میشود.)
✍️#کیملیک
@kimlig1
کیملیک kimlik, [11.12.20 10:45]
#آنا_دیلی
🔸بخش شانزدهم ــ ضمیر (عوضلیک)
🔹ضمایر کلماتی هستند که بجای اسم می نشینند. به همین خاطر است که در زبان ترکی آذربایجانی، عوضلیک نامیده می شوند. ضمایر چند نوع هستند:
1- ضمایر شخصی (شخص عوضلیکلری)
2- ضمایر سؤالی (سؤال عوضلیکلری)
3- ضمایر اشاره (اشاره عوضلیکلری)
🔹ضمایر شخصی عبارتند از: ضمایر مفرد؛ من (من)، سن (تو)، او «O»، (او«U:»). ضمایر جمع؛ بیز (ما)، سیز (شما)، اونلار (آنها/ ایشان).
🔹چون ضمایر شخصی بجای اسم می نشینند لذا همانند اسم دارای حالت های مختلف هستند. این حالتها عبارتند از: آدلیق (فاعلی)، یؤنلوک (مفعول به ای)، یئرلیک (مفعول در)، چیخیشلیق (مفعول ازی)، تاثیرلیک (مفعول صریح)، ییهلیک (اضافه ملکی). برای هر کدام از 6 حالت بالا مثالی می زنیم:
🔹آدلیق: من قار یاغماسایدی تهرانا گئدهجکدیم، من همیشه ساعات اون ایکیده ناهار ائلهییرم.
سن، قار یاغماسایمیش تهرانا گئدهجکمیشسن. او، قار یاغماسایمیش تهرانا گئدهجکمیش.
بیز، جمعهلر گزینتییه چیخیریق. سیز اردبیلدن کنارا چیخمیرسینیز. اونلار شامسیز یاتیرلار.
🔹یؤنلوک: منه بیر قلم بیر ده کاغذ لازیمدیر. سنه دئدیم کی، بو ایش چتیندیر. اونا حؤرمت ائتمک لازیمدیر.
بیزه بلدچی لازیم دئییل. سیزه یول گؤستهرن چوخدور. اونلارا قایغی گؤسترمک گرکدیر.
🔹یئرلیک: منده سیغار ایکی جهان، من بو جهانا سیغمازام. سنده اولان منده ده وار. اولسا، اولسا اوندا اولار. بیزده شام یئین اولماز. سیزده شامسیز یاتان اولماز. اونلاردا یاغ (کره یاغی) سو یئرینه ایشلر.
🔹چیخیشلیق: مندن واز کئچ. بونلاری سندن اؤیرنمیشم. اوندان امیدیمی قیرمیشام. بیزدن بیر ماما چیخدی، ال قویدو داما چیخدی. سیزدن ال چکمهیهجهیم. اونلاردان گؤزوم سو ایچمیر.
🔹تاثیرلیک: منی باغیشلا. سنی حمایه ائدیرم. اونو حواله وئردیم آغام ابالفضله. بیزی اؤز باشیمیزا بوشلاما. سیزی قارغامیرام. اونلاری اوتاندیریرام.
🔹ییهلیک: منیم کتابیم، منیمکی. سنین الجهیین، سنینکی. اونون اوزویو، اونونکو. بیزیم یورغانیمیز، بیزیمکی. سیزین قویونونوز، سیزینکی. اویلاریم یوماغی، اونلارینکی.
🔹حالا برای ضمایر سؤالی مثال می زنیم. لازم به ذکر است که ضمایر سؤالی نیز شش حالت دارد:
کیم؟ (آدلیق) کیم گؤروب؟ (یؤنلوک) کیمه اره گئدیب؟ (یئرلیک) کیمدهدیر؟ (چیخیشلیق) کیمدندیر؟ (تاثیرلیک) کیمی اؤلدوروب؟ (ییهلیک) کیمین کتابی؟
هارا؟ (آدلیق) هارا بئله؟ (یؤنلوک) هارایا گئدیرسن؟ (یئرلیک) هاراداسان؟ (چیخیشلیق) هارادان گلیرسن؟ (تاثیرلیک) هارانی شوملاییرسان؟ (ییهلیک) هارانین اوتونو بیچیرسن؟
🔹لازم به ذکر است که اگر جمله ای بوسیله این ضمایر سؤالی شود از اشارات سؤوالی می4 استفاده نمیشود. مثلا نمیتوان نوشت کیمی گؤردونمو؟ گئتدینمی؟ را نمی توان هارا گئتدینمی؟ نوشت.
✍️#کیملیک
@kimlig1