جنسیت و روابط جنسی در گلستان سعدی

جنسیت و روابط جنسی در گلستان سعدی

  • سام فرزانه
  • بی‌بی‌سی

۸ فروردین ۱۳۹۵ - ۲۷ مارس ۲۰۱۶

 

از صدقه بی‌جنسیتی ضمیر و فعل در زبان فارسی است که بسیاری معتقدند، معشوق در شعر شعرای قدیم، از جمله سعدی، یک زن است. اما دقت ِ ناظران چیز دیگری می‌گوید. باب پنجم گلستان را که به "عشق و جوانی" اختصاص دارد، بخوانید. بیش از اشارات مستقیم به رابطه بین دو غیرهمجنس، به علاقه مردی جا افتاده به پسری نابالغ یا تازه بالغ بر می‌خورید. رابطه‌ای که در جهان امروز ما، ناپسند است و نکوهیده و گاه مجرمانه.

همان چند جایی هم که در کل گلستان از زنان سخن به میان آمده، در بهترین حالت از کیفیت سر و شکلشان گفته شده است و باقی، گلایه از اخلاقشان است و حذر دادن خواننده از پرسیدن نظرشان.

در دو برنامه از فصل سوم شیرازه به دنبال جواب این سوال‌ها رفتیم که آیا سعدی به زنان نگاه منفی دارد؟ و اینکه سابقه مغازله با پسران نوجوان در میان شعرای ایرانی به کجا می‌رسد و اصلا چرا چنین چیزی در میان بعضی از شاعران رواج داشته است. آن هم با علم به این موضوع که هنجارهای جنسی در دوره جدید را نمی توان با دوره سعدی مقایسه کرد.

'تفکر مردسالار'

پیش از دست به قلم شدن سعدی، فرودسی شاهنامه را سروده بود و بسیاری از ادیبان با بررسی سروده‌های سعدی، معتقدند که شیخ اجل، از کارهای حکیم ابوالقاسم فردوسی با خبر بوده است. اگر این طور باشد لابد دیده که چطور در شاهنامه زنان حتی رخت جنگ به تن کرده و از میهن دفاع می‌کنند. اگر از فردوسی یاد نگرفته، حتما در جامعه دیده که زنان هم‌پای مردانند. مگر آنکه فکر کنیم ایرانیان در آن زمان در تاریخ اجتماعی خود دنده عقب رفته‌اند و حضور زنان در عرصه اجتماع را به یک باره حذف کرده‌اند. یا مثلا فکر کنیم که سعدی با زنان عداوت داشته است.

فاطمه شمس، از دانشگاه آکسفورد دکترای ایران شناسی دارد با تخصص ادبیات فارسی. در دو دانشگاه در لندن ادبیات و زبان فارسی درس می‌دهد و از جمله همین گلستان سعدی را. همین حرف‌ها را برایش می‌گویم و می‌پرسم: واقعا چرا سعدی این طوری است؟ خانم شمس از اینجا شروع می‌کند که گلستان سعدی در زمره ادبیات تعلیمی است.

او می‌گوید: "ادبیات تعلیمی، برخاسته از جامعه است و در گفتگوی با همان جامعه است"؛ یعنی علت نوشته شدن چنین متن هایی "منتقل کردن یک سری آموزه‌ها و افکار به جامعه است"، آن هم با زبانی که "مردم عادی بفهمند". و ما از جامعه‌ای حرف می‌زنیم که تعلیم گرانش مرد هستند و به قول خانم شمس: "تفکر مردسالار بر آن حاکم بوده و نتیجه اش می‌شود ادبیات مردسالار."

شاهنامه فردوسی اما در زمره ادبیات حماسی طبقه بندی می‌شود. خانم شمس می‌گوید که در این نوع از ادبیات جنگاوری و شجاعت "تحسین می‌شود" و زن و مرد ندارد. او فردوسی و شاهنامه اش در نگاه به زن را کلا از بقیه شاعران و ادیبان کلاسیک جدا می‌کند.

مهمانی مردانه

نگاه زن ستیزانه یا زن گریزانه در ادبیات فارسی، به گفته خانم شمس تا همین دوره معاصر هم ادامه داشته و تازه از دوره مشروطه به بعد است که مردانِ اهل قلم، قدم به قدم زنان را در عرصه جامعه به رسمیت می‌شناسند. یا مجبور می‌شوند که به رسمیت بشناسند.

آرش نراقی، دانشیار دین و فلسفه در کالج موراوین، می‌گوید که در فرهنگ مردسالارانه، تمام "فضائل مختص مردان بوده" است. جنگاوران که ارزش را در زور بازو می‌دیدند از یک سو و فرهنگ یونانی‌های عهد افلاطون از سوی دیگر جو را مردانه کرده بود.

افلاطون، فیلسوف یونانی، رساله‌ای دارد به نام "ضیافت" که در آن دو نوع عشق را تعریف می‌کند: عشق عوامانه و عشق آسمانی. آرش نراقی می‌گوید که افلاطون عشق به زنان را از جنس "عشق‌های مادون" می‌شمارد که "عمدتا عشق به تن هستند و برای تولید مثل" و اینکه "فضیلتی" در آن نیست.

عشق آسمانی در این رساله، عشق به مردان است چون به گفته آقای نراقی، فضائلی مانند حضور در صحنه‌های نبرد و سیاست و عرصه عمومی مختص مردان بوده و "جاهایی که رشادت، پیشتازی و رهبری موضوعیت داشت" به گفته او "روابط عاشقانه اصیل و راستین هم منحصر می‌شد به روابط میان مردان."

طرز فکر فلاسفه یونان و شیوه زندگی آنها، از طریق کتاب هایشان و در جریان لشکرکشی‌های شرق به غرب یا برعکس به سرزمین‌های اسلامی و ایرانی هم می‌آید و کم کم با آن فرهنگ جنگجوسالار هم ادغام می‌شود و حاصلش می‌شود این جمله از سعدی که: "مشورت با زنان تباه است."

فاطمه شمس البته به این نکته اشاره می‌کند که اگر از ادبیات تعلیمی سعدی جدا شده و مثلا غزلیاتش را بخوانیم، ردپای معشوق مونث را پررنگ تر می‌بینیم: "زن آن جایی انکار می‌شود که بخشی از ساختار قدرت اجتماعی یا کنترل اجتماعی می‌شود. جایی که می‌خواهد مورد مشورت قرار بگیرد. جایی که می‌خواهد افسار کار را به دست بگیرد. جایی که قرار است در مقابل مرد قرار بگیرد. این جور جاها ما می‌بینیم که زن به شدت مورد نقد است. ولی تا جایی که زن زیبا باشد و معشوقه باشد، قابل ستایش است."

ایدئولوژی قدرت در مناسبات جنسی

اما آیا این حرف‌ها به معنی همجنس گرا بودن شاعری مثل سعدی است؟ مهدی جامی، نویسنده، هم به کلیات سعدی اشاره می‌کند و از غزل‌های عاشقانه سعدی نام می‌برد و می‌گوید گرایش سعدی و بیشتر نویسنده‌های این دوره "دوجنسگرایی است یا بچه بازی"، عملی که به گفته او "در دوره ما مذموم شمرده می‌شود."

"بچه بازی" یا مغازله با پسری نابالغ یا تازه بالغ در ادبیات ما نام‌های دیگری هم دارد. در این نوشته و در برنامه شیرازه ما از دو اصطلاح برای آن استفاده می‌کنیم: شاهد بازی و شاهدگرایی.

آرش نراقی این دو اصطلاح را این طور شرح می‌دهد که "در شاهدبازی مناسبات جنسی وجود دارد" و در شاهدگرایی عشق و علاقه قرار است که "فارغ از تمنیات و ملابسات جسمانی" باشد. یعنی همان عشق آسمانی که صحبتش را کردیم.

آقای نراقی می‌گوید که "همجنس گرایی پدیده‌ای مدرن است". یعنی افراد بر اساس میل جنسیشان است که هویت جنسی خود را تعیین می‌کنند. در گذشته اما وضع جور دیگری بوده و به گفته او، در پس عمل جنسی نوعی ایدئولوژی قدرت نهفته بوده است.

زنها در آن جوامع از موقعیت حقیری برخوردار بودند و به همین دلیل "مردی که اجازه می‌داد موضوع دخول جنسی قرار بگیرد در واقع خودش را به مرتبه زنان فرو کاسته بود و این البته در یک جامعه مرد سالار تحمل نمی‌شد."

 

منبع تصویر،

توضیح تصویر،

کتاب "شاهد بازی در ادبیات فارسی" جمع‌آوری مثال‌هایی از عشق‌ورزی به نوجوانان در ادبیات کلاسیک فارسی است اثری تحقیقی از سیروس شمیسا

اینجاست که آرش نراقی به سعدی انتقاد می‌کند: "یکی از جنبه‌های بسیار ناپسند و دلگزایی که من در آثار سعدی می‌بینم، همین عشق ورزیدن و مغازله ورزیدن‌های جنسی با کودکان و نوجوانان است. این یک رسم بسیار مشمئز کننده و ناپسندی بوده در میان گذشتگان ما که گرچه سنت ادبی بوده ولی سعدی را باید تقبیح کرد که در آثار خودش از این مناسبات با لذت و با تحسین یاد کرده است."

برای مثال این دو بیت از گلستان در توصیف یک پسر را بخوانید:

امرد آن گه که خوب و شیرین است / تلخ گفتار و تندخوی بود

چون به ریش آمد و به لعنت شد / مردم آمیز و مهرجوی بود

معرفی دو کتاب

سیروس شمیسا، در کتابی به نام "شاهدبازی در ادبیات فارسی" نمونه‌های بسیاری از شاعران ایرانی را نقل کرده که اشارات جنسی آنها معطوف به پسران نوجوان است. نگاهی به فهرست این کتاب نشان می‌دهد که صحبت از یکی دو شاعر نیست و در این قطار به جز سعدی، دیگرانی هم سوارند و این خود نشانه‌ای است از رواج این کار در بین قدما.

آرش نراقی درباره این کتاب می‌گوید که نکته مثبتش این است که برای نخستین بار به صورت مفصل این موضوع را مورد بحث قرار داده است و اطلاعات را جمع آوری کرده، اما انتقاد او به کتاب آقای شمیسا این است که: "به نظرم ساختار تئوریکش و تحلیل این داده‌ها پخته نیست".

 

منبع تصویر،

توضیح تصویر،

کتاب "ریشه های زن ستیزی در ادبیات کلاسیک فارسی" کار مریم حسینی است و نشر چشمه آن را منتشر کرده است

کتاب آقای شمیسا از بازار کتاب ایران جمع شده است. آقای نراقی می‌گوید: "خوب بود که این کتاب مجال انتشار وسیع‌تر پیدا می‌کرد و مورد نقد قرار می‌گرفت."

فاطمه شمس هم کتاب "ریشه‌های زن ستیزی در ادبیات کلاسیک فارسی" را معرفی می‌کند که "مریم حسینی" آن را نوشته و نشر چشمه آن را منتشر کرده است. این کتاب هم به نظر خانم شمس جمع آوری خوبی از مجموعه غنی ادبیات کلاسیک فارسی است. اما می‌گوید که کتاب به نظرش: "جای بیشتری برای تحلیل و نقد دارد."

و اما...

ایتالو کالوینو، در مقدمه کتاب "چرا باید کلاسیک‌ها را خواند"، دلایل خود برای خواندن کتاب‌های کلاسیک را بر می‌شمرد، از جمله اینکه: "[اثر] کلاسیک ما، اثری است که نمی‌توانیم در برابرش بی تفاوت بمانیم و یاری مان می‌دهد که از طریق آن و احتمالا در تضاد با آن، خود را تعریف کنیم." (از ترجمه آزیتا همپارتیان- انتشارات ققنوس)

این را نوشتم که بگویم گلستان سعدی را می‌توان همچنان دوست داشت. آن را خواند و البته نقد هم کرد و با بخش‌هایی از آن مخالف بود. البته شاید چندان هم لازم به نوشتن نبود.

منبع:https://www-bbc-com.cdn.ampproject.org/v/s/www.bbc.com/persian/arts/2016/03/160327_u10

جنسیت و روابط جنسی در گلستان سعدی

جنسیت و روابط جنسی در گلستان سعدی

  • سام فرزانه
  • بی‌بی‌سی

۸ فروردین ۱۳۹۵ - ۲۷ مارس ۲۰۱۶

 

از صدقه بی‌جنسیتی ضمیر و فعل در زبان فارسی است که بسیاری معتقدند، معشوق در شعر شعرای قدیم، از جمله سعدی، یک زن است. اما دقت ِ ناظران چیز دیگری می‌گوید. باب پنجم گلستان را که به "عشق و جوانی" اختصاص دارد، بخوانید. بیش از اشارات مستقیم به رابطه بین دو غیرهمجنس، به علاقه مردی جا افتاده به پسری نابالغ یا تازه بالغ بر می‌خورید. رابطه‌ای که در جهان امروز ما، ناپسند است و نکوهیده و گاه مجرمانه.

همان چند جایی هم که در کل گلستان از زنان سخن به میان آمده، در بهترین حالت از کیفیت سر و شکلشان گفته شده است و باقی، گلایه از اخلاقشان است و حذر دادن خواننده از پرسیدن نظرشان.

در دو برنامه از فصل سوم شیرازه به دنبال جواب این سوال‌ها رفتیم که آیا سعدی به زنان نگاه منفی دارد؟ و اینکه سابقه مغازله با پسران نوجوان در میان شعرای ایرانی به کجا می‌رسد و اصلا چرا چنین چیزی در میان بعضی از شاعران رواج داشته است. آن هم با علم به این موضوع که هنجارهای جنسی در دوره جدید را نمی توان با دوره سعدی مقایسه کرد.

'تفکر مردسالار'

پیش از دست به قلم شدن سعدی، فرودسی شاهنامه را سروده بود و بسیاری از ادیبان با بررسی سروده‌های سعدی، معتقدند که شیخ اجل، از کارهای حکیم ابوالقاسم فردوسی با خبر بوده است. اگر این طور باشد لابد دیده که چطور در شاهنامه زنان حتی رخت جنگ به تن کرده و از میهن دفاع می‌کنند. اگر از فردوسی یاد نگرفته، حتما در جامعه دیده که زنان هم‌پای مردانند. مگر آنکه فکر کنیم ایرانیان در آن زمان در تاریخ اجتماعی خود دنده عقب رفته‌اند و حضور زنان در عرصه اجتماع را به یک باره حذف کرده‌اند. یا مثلا فکر کنیم که سعدی با زنان عداوت داشته است.

فاطمه شمس، از دانشگاه آکسفورد دکترای ایران شناسی دارد با تخصص ادبیات فارسی. در دو دانشگاه در لندن ادبیات و زبان فارسی درس می‌دهد و از جمله همین گلستان سعدی را. همین حرف‌ها را برایش می‌گویم و می‌پرسم: واقعا چرا سعدی این طوری است؟ خانم شمس از اینجا شروع می‌کند که گلستان سعدی در زمره ادبیات تعلیمی است.

او می‌گوید: "ادبیات تعلیمی، برخاسته از جامعه است و در گفتگوی با همان جامعه است"؛ یعنی علت نوشته شدن چنین متن هایی "منتقل کردن یک سری آموزه‌ها و افکار به جامعه است"، آن هم با زبانی که "مردم عادی بفهمند". و ما از جامعه‌ای حرف می‌زنیم که تعلیم گرانش مرد هستند و به قول خانم شمس: "تفکر مردسالار بر آن حاکم بوده و نتیجه اش می‌شود ادبیات مردسالار."

شاهنامه فردوسی اما در زمره ادبیات حماسی طبقه بندی می‌شود. خانم شمس می‌گوید که در این نوع از ادبیات جنگاوری و شجاعت "تحسین می‌شود" و زن و مرد ندارد. او فردوسی و شاهنامه اش در نگاه به زن را کلا از بقیه شاعران و ادیبان کلاسیک جدا می‌کند.

مهمانی مردانه

نگاه زن ستیزانه یا زن گریزانه در ادبیات فارسی، به گفته خانم شمس تا همین دوره معاصر هم ادامه داشته و تازه از دوره مشروطه به بعد است که مردانِ اهل قلم، قدم به قدم زنان را در عرصه جامعه به رسمیت می‌شناسند. یا مجبور می‌شوند که به رسمیت بشناسند.

آرش نراقی، دانشیار دین و فلسفه در کالج موراوین، می‌گوید که در فرهنگ مردسالارانه، تمام "فضائل مختص مردان بوده" است. جنگاوران که ارزش را در زور بازو می‌دیدند از یک سو و فرهنگ یونانی‌های عهد افلاطون از سوی دیگر جو را مردانه کرده بود.

افلاطون، فیلسوف یونانی، رساله‌ای دارد به نام "ضیافت" که در آن دو نوع عشق را تعریف می‌کند: عشق عوامانه و عشق آسمانی. آرش نراقی می‌گوید که افلاطون عشق به زنان را از جنس "عشق‌های مادون" می‌شمارد که "عمدتا عشق به تن هستند و برای تولید مثل" و اینکه "فضیلتی" در آن نیست.

عشق آسمانی در این رساله، عشق به مردان است چون به گفته آقای نراقی، فضائلی مانند حضور در صحنه‌های نبرد و سیاست و عرصه عمومی مختص مردان بوده و "جاهایی که رشادت، پیشتازی و رهبری موضوعیت داشت" به گفته او "روابط عاشقانه اصیل و راستین هم منحصر می‌شد به روابط میان مردان."

طرز فکر فلاسفه یونان و شیوه زندگی آنها، از طریق کتاب هایشان و در جریان لشکرکشی‌های شرق به غرب یا برعکس به سرزمین‌های اسلامی و ایرانی هم می‌آید و کم کم با آن فرهنگ جنگجوسالار هم ادغام می‌شود و حاصلش می‌شود این جمله از سعدی که: "مشورت با زنان تباه است."

فاطمه شمس البته به این نکته اشاره می‌کند که اگر از ادبیات تعلیمی سعدی جدا شده و مثلا غزلیاتش را بخوانیم، ردپای معشوق مونث را پررنگ تر می‌بینیم: "زن آن جایی انکار می‌شود که بخشی از ساختار قدرت اجتماعی یا کنترل اجتماعی می‌شود. جایی که می‌خواهد مورد مشورت قرار بگیرد. جایی که می‌خواهد افسار کار را به دست بگیرد. جایی که قرار است در مقابل مرد قرار بگیرد. این جور جاها ما می‌بینیم که زن به شدت مورد نقد است. ولی تا جایی که زن زیبا باشد و معشوقه باشد، قابل ستایش است."

ایدئولوژی قدرت در مناسبات جنسی

اما آیا این حرف‌ها به معنی همجنس گرا بودن شاعری مثل سعدی است؟ مهدی جامی، نویسنده، هم به کلیات سعدی اشاره می‌کند و از غزل‌های عاشقانه سعدی نام می‌برد و می‌گوید گرایش سعدی و بیشتر نویسنده‌های این دوره "دوجنسگرایی است یا بچه بازی"، عملی که به گفته او "در دوره ما مذموم شمرده می‌شود."

"بچه بازی" یا مغازله با پسری نابالغ یا تازه بالغ در ادبیات ما نام‌های دیگری هم دارد. در این نوشته و در برنامه شیرازه ما از دو اصطلاح برای آن استفاده می‌کنیم: شاهد بازی و شاهدگرایی.

آرش نراقی این دو اصطلاح را این طور شرح می‌دهد که "در شاهدبازی مناسبات جنسی وجود دارد" و در شاهدگرایی عشق و علاقه قرار است که "فارغ از تمنیات و ملابسات جسمانی" باشد. یعنی همان عشق آسمانی که صحبتش را کردیم.

آقای نراقی می‌گوید که "همجنس گرایی پدیده‌ای مدرن است". یعنی افراد بر اساس میل جنسیشان است که هویت جنسی خود را تعیین می‌کنند. در گذشته اما وضع جور دیگری بوده و به گفته او، در پس عمل جنسی نوعی ایدئولوژی قدرت نهفته بوده است.

زنها در آن جوامع از موقعیت حقیری برخوردار بودند و به همین دلیل "مردی که اجازه می‌داد موضوع دخول جنسی قرار بگیرد در واقع خودش را به مرتبه زنان فرو کاسته بود و این البته در یک جامعه مرد سالار تحمل نمی‌شد."

 

منبع تصویر،

توضیح تصویر،

کتاب "شاهد بازی در ادبیات فارسی" جمع‌آوری مثال‌هایی از عشق‌ورزی به نوجوانان در ادبیات کلاسیک فارسی است اثری تحقیقی از سیروس شمیسا

اینجاست که آرش نراقی به سعدی انتقاد می‌کند: "یکی از جنبه‌های بسیار ناپسند و دلگزایی که من در آثار سعدی می‌بینم، همین عشق ورزیدن و مغازله ورزیدن‌های جنسی با کودکان و نوجوانان است. این یک رسم بسیار مشمئز کننده و ناپسندی بوده در میان گذشتگان ما که گرچه سنت ادبی بوده ولی سعدی را باید تقبیح کرد که در آثار خودش از این مناسبات با لذت و با تحسین یاد کرده است."

برای مثال این دو بیت از گلستان در توصیف یک پسر را بخوانید:

امرد آن گه که خوب و شیرین است / تلخ گفتار و تندخوی بود

چون به ریش آمد و به لعنت شد / مردم آمیز و مهرجوی بود

معرفی دو کتاب

سیروس شمیسا، در کتابی به نام "شاهدبازی در ادبیات فارسی" نمونه‌های بسیاری از شاعران ایرانی را نقل کرده که اشارات جنسی آنها معطوف به پسران نوجوان است. نگاهی به فهرست این کتاب نشان می‌دهد که صحبت از یکی دو شاعر نیست و در این قطار به جز سعدی، دیگرانی هم سوارند و این خود نشانه‌ای است از رواج این کار در بین قدما.

آرش نراقی درباره این کتاب می‌گوید که نکته مثبتش این است که برای نخستین بار به صورت مفصل این موضوع را مورد بحث قرار داده است و اطلاعات را جمع آوری کرده، اما انتقاد او به کتاب آقای شمیسا این است که: "به نظرم ساختار تئوریکش و تحلیل این داده‌ها پخته نیست".

 

منبع تصویر،

توضیح تصویر،

کتاب "ریشه های زن ستیزی در ادبیات کلاسیک فارسی" کار مریم حسینی است و نشر چشمه آن را منتشر کرده است

کتاب آقای شمیسا از بازار کتاب ایران جمع شده است. آقای نراقی می‌گوید: "خوب بود که این کتاب مجال انتشار وسیع‌تر پیدا می‌کرد و مورد نقد قرار می‌گرفت."

فاطمه شمس هم کتاب "ریشه‌های زن ستیزی در ادبیات کلاسیک فارسی" را معرفی می‌کند که "مریم حسینی" آن را نوشته و نشر چشمه آن را منتشر کرده است. این کتاب هم به نظر خانم شمس جمع آوری خوبی از مجموعه غنی ادبیات کلاسیک فارسی است. اما می‌گوید که کتاب به نظرش: "جای بیشتری برای تحلیل و نقد دارد."

و اما...

ایتالو کالوینو، در مقدمه کتاب "چرا باید کلاسیک‌ها را خواند"، دلایل خود برای خواندن کتاب‌های کلاسیک را بر می‌شمرد، از جمله اینکه: "[اثر] کلاسیک ما، اثری است که نمی‌توانیم در برابرش بی تفاوت بمانیم و یاری مان می‌دهد که از طریق آن و احتمالا در تضاد با آن، خود را تعریف کنیم." (از ترجمه آزیتا همپارتیان- انتشارات ققنوس)

این را نوشتم که بگویم گلستان سعدی را می‌توان همچنان دوست داشت. آن را خواند و البته نقد هم کرد و با بخش‌هایی از آن مخالف بود. البته شاید چندان هم لازم به نوشتن نبود.

منبع:https://www-bbc-com.cdn.ampproject.org/v/s/www.bbc.com/persian/arts/2016/03/160327_u10

تاریخچه شاهدبازی در ایران

در حالی که شاعران پارس اکثرا شاهدبازی می کنند ولی نویسندگان بیمار پارس به هر طریقی سعی دارند تا شاهد بازی را نیراث ترکان بنامند.

این در حالی است که بر فرض محال، اگر ترکان این عمل را با خود آوردند تس چرا فارس مثلا درستکار آلوده این کار شد.

در ضمن اگر تۆرکها عمل شاهدبازی را رواج داده اند چرا در هیچ اثر نوشتاری تۆرکی این عمل تبلیغ و تشریح نشده و فقط اشعار فارسی به این قبیل مسایل مزین شده است.

اینک متن شاهدبازی از یک پان فارس

 

 

شاهدبازی در ادبیات پارسی - سیروس شمیسا

تاریخچه شاهدبازی در ایران

بنده این متن را بصورت خلاصه از کتاب "شاهدبازی در ادبیات فارسی" تالیف دکتر سیروس شمیسا استخراج نموده ام و امیدوارم آن را از تراوشات ذهن بنده ندانسته و در قرن فوران عقل و منطق ! زحمت تحقیق و مطالعه این کتاب را به خود داده و سپس در مقام نقد و قضاوت بنشینید . شایان ذکر است بدلیل حجم نسبتاً زیاد کتاب ، این مجال فرصت و ضرورت آن را ندارد که متن کتاب ایشان با تمامی مدارکی که به آن اشاره شده ، آورده شود و مجددا توصیه میگردد در صورت نیاز به مدارک به متن کتاب مراجعه نمائید.

 

  •  شاهدبازی به استناد متون موجود حداقل هزار اندی سال در ایران سابقه دارد و لذا بعنوان یک پدیده اجتماعی دیرسال ، سزاوار تحقیق و بررسی است .

     

    اسم ها و اصطلاحات :

    عشق مرد به مرد در طول تاریخ از دیدگاه های مختلف با اسم ها و اصطلاحات مختلفی مطرح بوده است .

    فعل : شاهدبازی ، نظربازی ، جمال پرستی ، لواط ، لواطه ، اِغلام ، کار ، بچه بازی

    فاعل : غلامباره ، جمال پرست ، صورت پرست ، بچه باز ، موزون ...

    مفعول : معشوق ، اَمرَد ، مأبون ، شاهد ، منظور ، مفعول ، کودک ، مخنّث ، نوخط ، بی ریش ، پسر ، سادهرخ ، اُبنه یی ..

    شاهد از اصطلاحات ویژه صوفیان است که بر مردم زیباروی اطلاق می نموده اند بدان مناسبت که گواه قدرت و لطف صنع آفریدگار جهانند و به معنی مطلق زیبا از ذی زوح و غیر ذی روح نیز استعمال کرده اند .

    سابقه نظر بازی :

    به طوری که از مطالعه کتب قدیم بر می آید عشق مرد به مرد در ایران باستان سابقه نداشته است . شاهد بازی در میان اعراب باستان نیز مشاهده نشده زیرا در اشعار دوره جاهلیت و یکی دو قرن نخستین بعد از اسلام مدرکی در این باره نمی توان یافت . البته در قرآن اشاره به اعراب بائده (از میان رفته) شده که چنین رسمی داشته اند که حکایت قوم لوط از این قسم است .اما در نزد یونانیان این امر رایج بوده و در آثار فلاسفه بزرگ مانند افلاطون شواهد و مدارک بسیاری میتوان جَست . شاهد بازی در نزد ترکان هم مرسوم بوده است . شاهدبازی در نزد یونانیان و ترکان یک تفاوت عمده دارد و آن اینکه شاهد بازی در نزد یونانیان جنبه معنوی داشت و دارای زمینه فلسفی در صورتیکه ترکها فقط جنبه جنسی شاهدبازی را مد نظر داشتند . متأسفانه با ورود عنصر ترک در تاریخ ایران این امر بصورت وسیعی در ایران مرسوم شد . بنابراین شاهد بازی در ایران دارای دو منشا بود :

    1. شاهدبازی یونانیان که با حفظ جنبه مثبت و فلسفی وارد ایران و درعرفان حل شد و به عشق الهی و معنوی تفسیر گردید .
    2. بچه بازی مأخوذه از ترکان که جنبه زمینی داشت و همراه با عمل جنسی که در اشعار غیر عرفانی به وفور از آن یاد شده است .

    شاهدبازی در کتب الهی :

    قرآن : خدا در داستان قوم لوط  نشان میدهد که در مورد شاهدبازی بسیار سخت گیر است و قومی را عذاب مینماید . آنها را کور و شهرشان را سنگ باران میکند .

    انجیل : در سفر پیدایش نیز سرنوشت قوم لوط آمده است .

    تورات : لفظی است که در کتاب مقدس استعمال شده است برای اشخاصی که مرتکب گناه اهل سدوم بودند .

    افلاطون

    از نوشته های افلاطون معلوم میشود که عشق مرد به مرد در یونان مرسوم بوده و امثال سقراط به آن جنبه معنوی و فلسفی داده بودند . رساله ضیافت یا مهمانی افلاطون اختصاص به این عشق دارد . آنچه در این رساله جلب نظر میکند :

    1. از عشق به زنان تقبیح شده است چنانکه می گوید "انسان های سفله زنان را نیزدوست دارند . اگر قانون دولتمردان را مجبور نمی کرد تن به ازدواج در نمی دادند و لذا ازدواج آنان از روی علاقه نیست . پسران عاقل تر از دخترانند !!"
    1. تاکید بر عشق ورزیدن به جوانی که دانا است و لذا می گوید " به جوانانی میل میکنند که آثار خردمندی در آنها ظاهر شده باشد و این موقعی است که موی صورت شروع به روئیدن می کند " در صورتیکه در شعر فارسی که عمدتاً تکیه بر عشق جشمانی است یکی از موضوعات مکرر این است که جوان تا وقتی دوست داشتنی است که موی صورت او نرسته باشد . افلاطون جهت پرهیز از مسائل جنسی می گوید " به نظرم باید قانونی وضع شود که دل باختن به پسران نورس را ممنوع سازد "
    1. مناطقی را که در آن عشق ورزی بین مردان مرسوم نیست را کشورهائی میداند که تحت سلطه حکومت های استبدادی هستند !! زیرا عشق ورزی بین مردان موجب توسعه و رشد عقاید و افکار میشود و اساساً عشق باعث تجلی صفات نیک است .
    1. خانواده ها از این گونه روابط خرسند نبودند و بر پسران خود سرپرستی می گماشتند تا به دام نظربازان نیفتند .
    2. عشق های جشمانی را تقبیح میکند و می گوید "عاشق پست ، بدن را بیشتر از روح و درون دوست دارد"
    1. عاشق برای کسب فضیلت است که عشق میورزد و لکه ننگی بر دامنش نیست .
    1. رابطه عاشق و معشوق رابطه مرید و مراد و شاگرد و استاد است و معشوق به عاشق به چشم مربی می نگرد .
    1. عاشق کم کم متوجه میشود که زیبائی یک بدن با زیبائی بدن دیگر چندان فرقی ندارد و لذا متوجه مفهوم کلی زیبائی می شود .
    1. معشوق حسود است و اجازه نمی دهد عاشق به دیگری توجه کند .
    1. عاشق به سبب معنویتی که دارد خود بعدها تبدیل به معشوق می شود .
    1. معاشیق مرد با استفاده از حمایت عاشق وارد خدمات دولتی می شدند و به اصطلاح پیشرفت می کردند !!!

    فلوطین و دیگر نوافلاطونیان آراء افلاطون را با عرفان شرقی درآمیختند و مفهوم عشق افلاطونی را بوجود اوردند و از طریق سنت آگوستین بر مسیحیت تاثیر گذاشتند . بر طبق این نظریه ، خوبی ها و زیبائی ها و حقایق در جهان زمینی فقط جلوه هائی از ذات احدیت است که سرچشمه همه ارزشهاست .

    بنابراین شاهدبازی در نظر افلاطون جنبه عرفانی و معنوی داشت .

    ابن سینا

    ابن سینا در فصل پنجم رساله عشق می نویسد :

    "از شأن قوه عاقله آن است که اگر به مناظر نیکوئی ظفر یافت باید او را به چشم محبت بنگرد . هرگاه انسان دوستدار صور حسنه و وجوه مستحسنه گردید اگر به جهت لذت حیوانی و جنبه بهیمی باشد از جمله افعال قبیح و اعمال زشت و قبیح محسوب میشود . اما اگر دوستی او به اعتبار جنبه عقلانی و وجه تجردی باشد وسیله یی است به جهت اتصال به معشوق حقیقی و وصول به علت اولیَ . در این صورت سزاوار است که در عداد ظرفا و اهل فتوت و عرفان شمرده شود . پیغمبر اکرم فرمود : [نیازهای خود را نزد زیبارویان بجوئید ] . سه چیز است که در تعقیب عشق به صور حسنه ممکن است پدید آید . اول معانقه (درآغوش کشیدن)، دوم تقبیل (بوسیدن)، سوم مباضعه (عمل جنسی). اما شق سوم : مسلم است که این نحو از عشق اختصاص به جنبه حیوانی دارد و قوه ناطقه را در او مداخلت نیست مگر آنکه بر سبیل قانون شرع و به طریق ازدواج صورت گیرد و چون منظور بقاء نسل و حفظ نوع است ، قوه ناطقه در این قسم سهیم و شریک قوه حیوانی است . اما قسم اول و دوم : هرگاه متیقن بود و بداند که از روی ریبه و شهوت نیست و ساحت او از تهمت خالی و مبراست فقط دنو به معشوق است نه اظهار منکر و متعرض شدن به فحشا ، در این صورت مثال بوسیدن اولاد است . معنقه با آنها از روی محبت طبیعی و حب ذاتی که از طرف معشوق حقیقی در وجود عموم جنبندگان مخمر و فطری است ".

    بنابراین نظربازی در نظر ابن سینا جنبه عرفانی و روحانی دارد .

    شاهدبازی درعرب :

    ذکر معشوق مذکر در اویل عهد عباسیان در شعر عرب پیدا شد و پیش از آن سابقه نداشت . مبدع آن والبة بن الحُباب (متوفی حدود 786 میلادی) شاعر اهل کوفه است و این نوع شعر از طریق شاگرد او ابونواس به شعر فارسی راه یافت . نقل است ابونواس در مکه پسر بی ریشی را دید حجرالاسود را می بوسد . گفت به خدا میباید این پسر را نزد حجرالاسود ببوسم . هر چه منعش کردند سود نبخشید . نزدیک رفت و در کنار حجرالاسود صورت بر صورت آن پسر گذاشت و او را بوسید . راوی گوید : گفتم وای بر تو در حرم خدا عمل حرام کردی . گفت بی خیالش ! خدا رحیم است و شعری گفت به این معنی که دو عاشق هنگام بوسیدن حجرالاسود ، چهره بر چهره هم چسباندند گوئی آنجا وعده گاهی است که از وصال هم سیراب شوند بی آنکه گنهکار شده باشند .!

    در متون نثر عربی هم به وفور میتوان حکایاتی در زمینه شاهدبازی جست . جالب آنکه در اکثر این حکایات به نوعی پای ایرانیان در میان است و گوئی بدین وسیله قصد بنام کردن عنصر ایرانی و آئین های ایرانی در کار است . حکایتی گوید روزی ابن سَیَابه اَمرَدی را فریفت و به خانه برد . خوردند و نوشیدند . غلام گفت آیا تو ابن سیابه زندیق هستی ؟ گفت آری . پسرک گفت دوست دارم به من زندقه را یاد بدهی . ابن سیابه گفت : با کمال میل چنین میکنم . سپس او را به رو خواباند و آن کار با او کرد . غلام فریاد برآورد ، آخ !! این چه کاری است که می کنی ؟ گفت تو از من خواستی که به تو زندقه بیاموزم ، اولین بخش از قوانین آن این است !!

    شاهدبازی در هند :

    شاهد بازی ابداً در فرهنگ هند وجود نداشت . اهمیت زن در این فرهنگ به نحوی است که اساساً عاشق ، زن است و معشوق ، مرد . بطوری که از کتاب غزالان الهند بر میاید هندوان علمی به نام نایکابهید یعنی زن شناسی داشتند .آزاد بلگرامی که می خواهد در این کتاب این علم را در شعر فارسی پیاده کند می گوید متأسفانه معشوق در شعر فارسی مذکر است . این ادیب هندی در یکی دیگر از آثار خود تعجب می کند که چطور خاقانی از شاه ساده پسری خواسته است . او در غزالان الهند در فصل نایکابهید می نویسد : " تغزل شعرای عربی و هندی با نسا است خلاف شعرای فارسی و ترکی که این بنای تغزل را بر امارد گذاشته اند و ظلم که عبارت از وضع شیء در غیر موضوع آن است اختیار نموده . اگر چه شعرای عرب هم اختلاط عجم سبیل تغزل با امارد پیموده اند لیکن اصل تغزل آن ها با نساست ."

    تاریخچه شاهد بازی به ترتیب تاریخی :

    1. سامانیان

    از دوره طاهریان و صفاریان حدود 58 بیت و از دوره سامانیان حدود 2000 بیت بیشتر نمانده است . در این مختصری که مانده چندان نشانه از معشوق مذکر نیست . البته در دوره سامانیان اندک اندک ترکان در مقامات لشکری در حال ترقی بودند و لذا احتمالاً از این دوره شاهد بازی در ایران در حال رشد و رواج بوده است.

    از قصیده معروف مادر می رودکی مشخص می شود که ترکان دربار پادشاهان سامانی به شغل ساقی گری مشغول بودند .

     

    رودکی :

    کس فرستاد به سِر اندر عیار مرا            که مکن یاد به شعر اندر بسیار مرا

    وین فره پیر ز بهر مرا خوار گرفت            برهاناد از او ایزد جبار مرا

     

    1. غزنویان

    اینان ترک نژاد بودند و لذا بدیهی است که لواط در نزد ایشان مرسوم بوده است . مشهورترین سند ، عشق سلطان محمود غزنوی به غلام ترکش ایاز است . که شبی در حالت مستی به ایاز دستور میدهد موی خود بچیند و ایاز چنین کند . سلطان صیح که بهوش می آید از دستور خود خشمگین میشود بگونه ای که هیچکس یارای تسکین سلطان ندارد تا آنکه از ملک اشعرای دربار میخواهند که شعری بسراید شاید افاقه کند .

    دوره غزنویان آغاز تسلط ترکان در تاریخ است که معمولا معشوق مذکر ترکان لشکری هستند . از این رو بعداً صفات ایشان چون عربده جوئی ، بی وفائی ، جفاکاری ، سست پیمانی ، خون ریزی ،و ظلم جزء مختصات معشوق شعر فارسی می شود . حتی مشخصات جسمی ایشان چون چشم تنگ ، کمر باریک ، فپقد بلند ، زلف برتافته نیز بعدها از مختصات معشوق شعر فارسی میشود .

    اینکه در شعر فارسی نگاه معشوق تیر و ابروی او کمان و زلفش کمند است به این سبب است که این معاشیق ترک عمدةً نظامی بوده اند و ایاز هم در اصل از امیران سپاه است .

     

    فرخی سیستانی :

    یک نوع دیگر از معشوق که در گروه معشوق بنده تقسیم بندی میشود بنام ریدکان هستند . یعنی غلامان کم سن و سال زیباروئی که در عنفوان جوانیند و هنوز کودک محسوب میشوند و سبزه عذار ندارند !! ریدکان سرائی در شعر فرخی بوفور دیده میشود. منشاً این غلامان از شهرهای بلغار و قندهار و حصار ترکستان است که بدنی سفید داشتند . این نوجوانان زیبارو در فن جنگ هم کارآزموده بودند و شاهان آنان را با خود در نبرد ها همراه داشتند .

    سر ملوک عجم چون به نزد کوه رسید                صف سپاه عدو دید با سکون و قرار

    زریدکان سرائی چو ژاله بر سر آب                بدان کناره فرستاد کودکی سه چهار

    به نیزه هر یک از ایشان ستوده غزنین                به تیغ هر یک از ایشان یسنده بلغار

    یکی از فجایعی که در مورد معشوقکان مرد اتفاق می افتد در آوردن ریش است که دیگر در این مرحله به درد نخورده و طرد میشوند . فرخی دل ریشی از این قضیه دارد و می گوید :

    آن سمن عارض من کرد بناگوش سیاه                دو شب تیره برآورد ز دو گوشه ماه

    سالش از پانزده و شانزده نگذشته هنوز                چون توان دیدن آن عارض چون سیم سیاه

    روزگار آنچه توانست بر آن روی بکرد                به ستم جایگاه بوسه من کرد تباه

    بچکد خون ز دل من چو به رویش نگرم                 نتوانستم کرد از درد بدان روی نگاه

    شب نخسبم زغم و حسرت آن عارض و روز            تا به شب زین غم و زین درد همی گویم آه

     

    عنصرالمعنانی کیکاووس بن وشمگیر :

    او از شاهزادگان خاندان زیاری بود که در قرون چهارم و پنجم در گیلان و مازندران حکومت داشتند . او داماد سلطان محمود غزنوی بود و از دختر سلطان پسری داشت بنام گیلانشاه . کتاب قابوسنامه را عنصرالمعانی برای پسرش نوشت تا راه و رسم زندگی را به او بیاموزد و دانسته ها و تجربیات خود را به او منتقل کند . در این کتاب مکرراً از عشق ورزی به غلامان و مجامعت با آنان سخن رفته و این را می رساند که عشق و نزدیکی مرد به مرد در تمام زوایای زندگانی ایرانیان مخصوصاً طبقات بالا نفوذ کرده بود . در اندرزی به پسرش میگوید که امرد سوگلی را با خود به مهمانی ببرد :

    "معشوق خود ، بطلمیوس و افلاطون نباشد ولکن باید اندک مایه خردی داشته باشد و نیز دانم که یوسفِ یعقوب نباشد اما چنان باید که حلاوتی و ملاحتی باشد وی را تا زبان مردم بسته باشد . اگر به میهمانی روی معشوق را با خویشتن مبر و اگر بری پیش بیگانگان به وی مشغول مباش و دل در وی بسته مدار که خود وی را کسی بنتواند خوردن و مپندار که وی به چشم همه کسی چنان درآید که به چشم تو درامده باشد . و نیز هر زمانی وی را میوه مده و هر ساعتی وی را مخوان و در گوش وی سخن مگوی ... "

    "پیوسته به مجامعت (عمل جنسی) مشغول مباش ... اما از غلامان و زنان میل خویش به یک جنس مدار تا از هر دو گونه بهره ور باشی وز دو گونه یکی دشمن تو نه باشند . تابستان میل به غلامان و زمستان میل به زنان کن ... "

     

    1. سلجوقیان و خوارزمشاهیان

    اینان نیز ترک بودند و لذا مساله شاهدبازی در میان ایشان هم مرسوم بوده . در مورد شاهدبازی سلاطین سلجوقی در مجالس العشاق داستانهائی امده است .

     

    انوری :

    آورد ز ری عماد رازی بچه را            تا بنماید عمود را زی بچه را

    رازی بچه هر شبی عمادالدین را            بردار کند چنان که غازی بچه را

     

    *************

     

    عنصر حمام یکی از مکانهائی است که مناسب ترین مکان جهت شهادبازی بوده است

    گرمابه به کام انوری بود امروز        کانجا صنمی چو مشتری بود امروز

    گویند به گرمابه همین دیو بود            ما دیو ندیدیم پری بود امروز

    ***************

    پیراهن گل دریده شد بر تن گل            شلوار تو پی نُما چو پیراهن گل

    ای خرمن کون تو به از خرمن گل         جائی که بود کون تو کون زن گل

    --------------------

     

     

    سنائی :

    پادشاه را ز پی شهوت و آز                رخ به سیمین بر و سمین صنم است

    صوفیان را زپی راندن کام                قبله شان شاهد و شمع و شکم است

    همه برگشته و عذر همه این                گر بدم من نه فلان نیز هم است

    ------------------

     

    ای کودک زیبا سلب سیمین بر و بیجاده لب         سرمایه ناز و طرب حوران ز رشکت با تعب

     

    ------------------------

     

    مسعود سعد :

    این شاعر متعلق به قرن ششم است و او در نوعی از شعر فارسی که به شهرآشوب معروف هستند معشوق را در هر لباس و حرفه ای ترسیم میکند . بگونه ای که معاشیقی که مسعود سعد برای انان شعر گفته عبارتند از عنبرفروش ، ترسابچه ، رنگریز ، رقاص ، میهمان ، صوفی ، فصاد ، خباز ، نابینا ، کشتی گیر ، چاهکن ، نحوی ، شاعر ، ساقی ، لشکری ، برزگر ، فیروزه فروش ، زرگر ، نیلگر ، فقیه ، صیاد ، واعظ ، حاکم ، کبوترباز ، نایی ، نقاش ، باغبان ، بازرگان ، دیباباف ، سقا ، چنگی ، آهنگر ، قاضی ، قلندر ، زاهد ، قصاب ، عطار ، طبیب ، منجم ، فال گیر ، نرّاد . بدین ترتیب معلوم میشود که عشق حد و مرزی ندارد و هر که می تواند معشوق باشد !!

    برای نمونه به اشعار زیر نظری بیافکنید :

    در وصف دلبر واعظ :

    ای مزین شده به تو منبر        خلق بر روی خوب تو نظّار

    یا مده خلق را تو چندین پند        یا دل من به بیهده مازار

    ور همی کرد بایدت تذکیر        زلف رقّاص و چشم مست مدار

     

    در وصف دلبر فقیه :

    ز روی خواهش گفتم بدان نگار که من        ز شادمانی درویشم ای بت دلبر

    مرا نصیب زکوة لبان یاقوتی            بده که نیست ز من هیچ کس بدان حق تر

    جواب داد که من فقه خوانده ام دائم        ز فقه واجب ناید زکوة بر گوهر

     

    در وصف دلبر صوفی :

    گفتم چرا نسازی با من تو             تا کی تنم ز بهر تو بگدازد

    گفتا تو بت پرستی و من صوفی        با بت پرست صوفی کی سازد

     

    آن را که ز عشق تو بلا نیست بلا نیست        و آن را که ز هجر تو فنا نیست فنا نیست

    سه بوسه همی خواهم منعم مکن ای دوست    تو صوفیی و منع به نزد تو روا نیست

     

     

     

     

     

    در تاریخ مغول استاد عباس آشتیانی آمده است :

    سلطان جلال الدین خوارزمشاه پسر سلطان محمد خوارزمی که شجاعت و شهامت و جنگاوری و ایستادگی او در بابر مغول به واقع تحسین می تواند بود ، اخلاقاً مردی خشن و سفّاک و شرابخواره و غلامباره بود . او را غلامی بود قلج نام که سلطلن را به وی تعلق خاطری بود . غلام را مرگ فرا رسید . سلطان در مرگ او بسیار گریست و فرمان داد تا لشکریان و امرا پیاده جنازه او را از محل فوت آن پسر تا تبریز که چند فرسخ بود تشییع کنند و خود نیز مقداری از راه را پیاده آمد تا سرانجام به اصرار امرا به اسب نشست . چون نعش به تبریز رسید امر کرد تا تبریزیان پیشاپیش آن ندبه و زاری کنند و کسانی را که در این عمل قصور کرده بودند به سختی مجازات کرد و امرایی را که به شفاعت این قوم برخاسته بودند از پیش خود راند . با تمام این احوال شاه حاضر نشد جنازه آن (معشوق بی بدیل!) را به خاک بسپارد و هر جا می رفت آن را با خود می برد و بر آن ندبه و زاری میکرد و از خوردن و آشامیدن باز می ایستاد و اگر چیزی برای او می بردند نخست قسمتی از آن را برای جنازه غلام می فرستاد و کسی نمی توانست بگوید آن مرده است .

    دکتر زرینکوب در مورد سلطان سنجر مینویسد : " تمایلات شدید همجنس گرائی که درون سلطان بود او را حتی نزد غلامان محبوب خویش حقیر و بی اهمیت می کرد . کار یک پسربچه بنام سنقر به جائی کشید که امرا و رجال دولت را تحقیر می کرد ، حتی برخورد سلطان هم اعتنائی نمی کرد و وعده و وعید او را به چیزی نمی گرفت . تا آنجا که سلطان مجبور شد چند سال بعد یک عده از امرا را به قتل آن کودک نافرمان وادارد . ماجرای قایماز کج کلاه و جوهر تاجی نیز با سلطان همین گونه بود .

    امیر معزی :

    این شوخ سواران که دل خلق ستانند            گوئی ز که زادند و به خوبی به که مانند

    ترکند به اصل اندر و شک نیست ولیکن            از خوبی و زیبائی خورشید زمانند

    ....

    غزلهای فراوانی در قرن ششم وجود دارد که به صراحت در آنها از توصیفات فراوانی همچون چشم خمار ، زلف دوتا و تافته ، وصل ، هجر ، سروبودن قد معشوق ، سنبل بودن زلف او ، نرگس بودن چشم او ، ساقیگری او سخن رفته است حال آنکه صریحاً معشوق ، مذکر است . این توصیفات بعدها در قرن هفتم تبدیل به غزل پخته سبک عراقی می شوند . که از این عبارات در غزل های سعدی و حافظ به وفور دیده میشود که همان معشوق مذکر است هر چند که به مذکر بودن آن تصریح نشده است .

     

    سوزنی سمرقندی :

    معروف ترین هزّلسرای این دوره سوزنی سمرقندی (متوفی 569) است که اشعار او در رکاکت به درجه یی است که دولتشاه در تذکره خود مینویسد " و ایراد آن هجویات در این کتاب پسندیده نیامد"

     

    احمد غزالی :

     شاعر قرن ششم برادر حجت الاسلام محمد غزالی از مشایخ بزرگ صوفیه و استاد عین القضات همدانی است .احمد غزالی در عرفان به سه مطلب معروف است : دفاع از ابلیس ، جمال پرستی ، علاقه به سماع

    حکایتهای فراوانی در امر شاهد بازی او نقل است که یکی را بیان میکنیم :

    "مشهور است که احمد غزالی شاهد باز بوده و خدمتکاری امرد ترک داشته که او را دوست می داشته . وقتی ابوالحسین بن یوسف نامه یی در این باب به او نوشت . هنگامی که غزالی بالای منبر بود نامه به دستش رسید . پس از خواندن نامه و اطلاع از مضمونش ، جوان ترک را صدا زده و جوان به بالای منبر به نزد احمد غزالی میرود و غزالی هم بین دو چشم او را می بوسد و می گوید : " این جواب نامه !!"

    ابن جوزی در مورد این حکایت می گوید " من از عمل این مرد در شگفت نیستم و نه از دریدگی پرده حیا از صورتش ، از چهارپایان حاضر در مجلس در حیرتم که چگونه سکوت کردند و بر او انکار نکردند . آری شریعت در دل بسیاری از مردم سرد شده است "

     

    عین القضات همدانی :

    از صوفیان بسیار فاضل بود و از او آثار قابل توجه ای به جای مانده است . او را به خاطر سخنان بی پروائی که مطرح میکرد در 33 سالگی به دار آویختند .  در مجلس العشاق آمده است " او عاشق جوانی زرگر بود و لوایح را در بیان عشق آن جوان نوشت "

     

    اوحدالدین کرمانی :

    یکی دیگر از مشایخ بزرگ صوفیه که او را هم به شاهدبازی متهم میکنند . در بعضی تواریخ مذکور است که چون سماع گرم شدی ، پیراهن امردان چاک کردی و سینه به سینه ایشان بازنهادی . چون به بغداد رسید ، خلیفه پسری صاحب جمال داشت و چون آن پسر این سخن بشنید گفت او مبتدع است و کافر،اگر ار این گونه حرکتی کند وی را بکشم . چون سماع گرم شد ، شیخ به کرامت دریافت ، گفت :

    سهل است مرا بر سر خنجر بودن        در پای مراد دوست بی سر بودن

    تو آمده ای که کافر را بکشی            غازی چو توئی رواست کافر بودن

    آنگاه پسر خلیفه سربرپای شیخ نهاد و مرید شد . (یاد این طنز افتادم که شهرضای میخواست ترتیب پسر رو بده پسره ترسید گفت اگر جلو بیائی میکشمت . شهرضای لبخندی زد و گفت " تو خیلی وقته منو کوشتی ! عزیزم ")

    شمس تبریزی در توجیه عرفانی رفتار شاهدبازی برخی از صوفیان نظر مساعدی ندارد . بگونه ای که روایت است اوحدالدین می گفت ماه را در طشت میبینم و شمس در جوابش می گفت اگر بر گردن دمل نداری چرا ماه را در آسمان نمیبینی ؟

     

     

     

     

    اسماعیلیه :

    حکومت اسماعیلیه الموت که به دست حسن صباح در عصر سلجوقیان تاسیس شده بود به دست مغولان برچیده شد . برخی از روسا و داعیان این حکومت مذهبی در فساد و لواط چیزی از شاهان سلجوقی کم نداشتند . گویند سلطان علاءالدین محمد در مورد حسن مازندرانی که خیلی مرتبت بالائی در نزد سلطان داشته و توطئه ای ترتیب داده بود تا علاء الدین به دست پسرش رکن الدین خورشاه کشته شود می نویسد :

    "حسن مازندرانی را در وقت کودکی لشکر مغول از مازندران برده بودند و در عراق از میان لشکر گریخته بوده است و به ملک علاءالدین رفته ، امردی ملیح بوده است !! علاءالدین چون او را بدیده است دوست داشته است و به خود نزدیک گردانیده پیش او محل اعتماد تمام شده بود و بغایت او را عزیز داشتی .. مع هذا از جنون و بدخوئی او را رنجانیدی و می زدی ضرب های عنیف . دندان های او بیشتر شکسته بود و آلت ذکوریت او پاره یی بریده ، چون ملتحی شد و تا آخر که سپیدی اندک در موی او اثر کردده بود هنوز منظور و محبوب او بود و او را به جای امردان و معشوقان داشتی و یکی از زیردستان خود را که محبوبه او بود به زنی به حسن داده بود و با دو سه فرزند که حسن از آن داشت زهره نداشتی که بی اجازت علاء الدین در خانه خود رفتی یا با زن بخفتی و علاءالدین در مقاربت و مباشرت با زن حسن از او تحاشی نکردی "

    از این دوره اسنادی در دست است که در ایران به صورت پنهان امردخانه هائی دایر بود و کسانی در مقابل دریافت وجه منزل خود را در اختیار فاعل و مفعول قرار میدادند .

     

    مغولان :

    دوره مغولان دوره سبک عراقی است که مهمترین مختصه آن طرح مسائل عرفانی در ادبیات است . عرافان این دوره مطالب را چه مذهبی باشد چه عاشقانه چه دنیوی چه اخروی همگی را تاویل مینمودند . مولانا داستانهای محمود و ایاز را که جنبه تاریخی و عشق زمینی دارد را به صورت عرفانی تاویل میکند . به نظر میرسد که عرفان عکس العمل تفکر و روحیه ایرانی در مقابل تفکر و روحیه ترک و عرب است که در سرنوشت اقوام ایرانی وارد شده است . مسائل زمینی ترکان که اقوامی بدوی بودند در تاویلات عرفانی جنبه والای معنوی می بابد و تعصب و خشک اندیشی مذهبی عرب نیز در عرفان تلطیف میشود .

    مولانا ایاز را در حکایت مثنی و معنوی تا حد اولیاءالله !!! بالا میبرد که صاحب حکمت و معرفتی شگرف است !!! در برابر ولی نعمت خود تسلیم محض و فاقد اراده است !! لذا عشق سلطلن محمود به چنین موجودی عشقی عرفانی و در حکم عشق به اولیاءالله !!! است که همان عشق به خدا باشد .

    در این دوره صوفی گری شدت فراوانی یافت که آناه به دو دسته تقسیم میشدند . دسته قلیل اولی که شامل ابن عربی و شهاب الدین سهروردی و شمس تبریزی و مولانا ، امردبازی را نمی پسندیدند و دسته غالب که تمامی شاهد باز و نظر باز بودند . این دسته اخیر برای توجیه رفتار خود از آموزه های عرفانی سوء استفاده میکردند و میگفتند " خداوند زیباست و زیبائی را دوست دارد . پس دوست داشتن زیبارویان تشبیه به اخلاق الله است . "

     

    فخرالدین عراقی :

    شاعر قرن هفتم و شاهدبازی قهار !! . گویند روزی در بازار کفشگران می گذشت . نظرش بر کفشگر پسری اوفتاد . جلو رفت و از کفشگر پرسید این پسر کیست . گفت پسر من است . شیخ به لبهای پسر اشارت کرد و گفت ظلم نیست پنین لب و دندانی با چرم خر مصاحب باشد ؟ کفشگر از فقر خود شکوه کرد . عراقی فرمود هر روز 8 درم بدهم که او دیگر اینکار نکند . شیخ هر روز برفتی و بر دکان کفشگر نشستی و فارغ البال در او نظر کردی و اشعار خواندی و بگریستی .

     

    سعدی :

    سعدی معروف است به شاهدبازی . او دارای هزلیاتی است که در آن از اشعار رکیکی استفاده کرده است . به هر حال سعدی از اصحاب نظر بازی است و شیفته مشاهده جمال زیبا . در تعرض به فقهائی که نظربازی را حرام میدانستند گوید :

    جماعتی که نظر را حرام می دانند        نظر حرام بکردند و خون خلق حلال

    در جای دیگری گوید :

    نام سعدی همه جا رفت به شاهدبازی        واین نه عیب است که در مذهب ما تحسین است

     

    ای پسر جنگه بنه ، بوسه بیار                این همه جنگ و درشتی به چه کار

    ای پسر نیز مرا سنگدل و تند مخوان            تندی و سنگدلی پیشه توست ای دل و جان

     

    در جائی سعدی اشاره به ریش درآوردن امردان میکند که بسیار جانگداز !!! است .

    آن روز که خط شاهدت بود            صاحب نظر از نظر براندی

    وامروز بیامدی به صلحش            کش فتحه و ضمه بر نشاندی

     

    در بوستان و گلستان سعدی غزلیات و حکایتهای زیادی در ارتباط با شاهدبازی وجود دارد که بیان آن در این مجال نمیگنجد .

     

     

    حافظ :

    بی شک معشوق غزلیات حافظ هم مانند دیگر شعران قدیم ، مذکر است . این سنت شعری بقدری در زمان او قوی بوده است که او توانسته از شاهان آل ظفر در غزل به مانند معشوقی سخن گوید . یکی از غزل های معروف او که با ردیف فرخ میباشد در مدح غلامی بوده است به نام فرخ :

    دل من در هوای روی فرخ            بود آشفته همچون موی فرخ

    الی آخر ....

    استاد زرین کوب در توصیف فضای همجنس بازی عصر حافظ در اشاره به همجنس بازی می نویسد :

    "همجنس بازی رسم رایجی بود چنان که حتی گوشه خانقاه و خلوت مدرسه هم ممکن بود صحنه آن باشد . ترکان که پادشاهان و امرا عصر از آنها بودند در این ایام نامشان با این رسم همجنس گرائی همه جا هموار بود . چنان که قبلاً اشاره کردیم در همین دوره های نزدیک بود که اتابک یزد (حاجی شاه) برای خاطر پسری خوبروی که همراه برادر شاه شیخ کیخسرو و اینجو به آنجا رفته بود چنان رسوائی به بار آورد که حکومت او یعنی دولت اتابکان یزد بر سر آن رفت "

    یکی دیگر از غزلیات حافظ :

    پیرهن چاک و غزلخوان و صراحی در دست                                نیمه شب دوش به بالین من آمد بنشست

    سر فرا گوش من اورد و به آواز حزین                گفت ای عاشق دیرینه من خوابت هست ؟

    معشوقی که نیمه شب اواز خوان و صراحی در دست و مست به خانه عاشق می آید مسلماً مرد است . چون زن در محیط شهرهای قرون وسطائی حتی غروب هم نمی توانسته است در معابر به راحتی آمد و شد کند .

    در رباعی زیر (کار) به معنی لواط و فحشا به کار رفته است ، چنان که حافظ گوید :

    دوستان دختر رز تو به ز مستوری کرد                 شد (بر) محتسب و (کار) به دستوری کرد !

    جز بنده رفیق و عاشق و یار مگیر                غمخوار توام عمر مرا خوار مگیر

    در کار تو کارم ار به جان یابد دست                تو پای به کار برمنه کار مگیر

     

    عبیدزاکانی :

    این شاعر عهد معاصر حافظ بود و ممدوحان او همان ممدوحان حافظند . عبید زاکانی را میتوان یک شاعر منتقد نامید که در مصیبتهای وارده توسط مغولان بر سر مردم زبان به طعن و شعر با الفاظ رکیک گشوده است . دوره او بزرگان و رجال همه زمانی مابون !!! بوده اند و تا کسی این مرحله را طی نکرده باشد به مرتبه و دستگاه بزرگی نمی رسید !!! . لذا می توان گفت بیماری بزرگان (علة المشایخ) مابون بودن است چه لشگری و چه کشوری و چه شیخ و چه زاهد . بعید نیست که رستم دستان هم که به چنان پایگاهی رسیده بوده است وقتی اینکاره بوده . عبید می گوید :

    "هر کس که از زن و مرد جماع نداد همیشه مفلوک و منکوب باشد و به داغ حرمان و خذلان سوخته . و به براهین قاطعه مبرهن گردانیده اند که از زمان آدمِ صفی تاکنون هرکس که جماع نداد میر و وزیر و پهلوان و لشکرشکن و قتال و مالدار و دولتیار و شیخ واعظ و معروف نشد . دلیل صحت این قول آن که متصوفه جماع دادن را علة المشایخ گویند . در تواریخ امده است که رستم زال آن همه ناموس و شوکت از کون دادن یافت"

    چنان که گفته اند :

    تهمتن چو بگشاد شلواربند        به زانو درامد یل ارجمند

    عبید در جای دیگرنیز گفته است :

    سعادت ابدی در جماع کردن دان        و لیک گوی سعادت کسی برد که دهد

    او می گوید :

    "به حقیقت معلوم شده است که کون درستی یمنی ندارد . مرد باید که دهد و ستاند . تا او را بزرگ و کریم الطرفین (از جانب پدر و مادر اصیل) توان گفت "

    در پر خون عبید جائی نمایان میشود که می گوید :

    "در کودکی ، از دوست و دشمن و خویش و بیگانه و دور و نزدیک دریغ مدارید تا در پیری به درجه شیخی و واعظی و جهان پهلوانی و معرفی برسید "

    در رساله صدپند خود می گوید :

    "مردان مست را چون خفته دریابید تا بیدار نشوند فرصت را غنیمت دانید"

    آن چه عجیب است اینکه عبید مکرراً پهلوانان را مفعول قلمداد کرده است :

    "آن کس را پهلوان مخوانید که پشت دیگری به زمین تواند اورد بلکه پهلوان حقیقی آن را بدانید که روی بر خاک نهد و از روی ارادت یک گز کیر در کون خود گیرد ."

    دوره عبید را به دوره قرون وسطائی ایران تشبیه میکنند . ظاهراً در این دوره رندان در ماه رمضان موقتاً دست از مناهی بر میداشتند و گربه عابد می شدند :

    " در رمضان نو خطی را گفتند این ماه کساد است ، گفت : خدا یهودیان و مسیحیان را پایدار بدارد ."

    در حکایت دیگری از عبیید می گوید :

    " غلامباره ئی را گفتند چون است که راز دزد و زناکار نهان ماند و تو رسوا گردی ؟ گفت : کسی که رازش با کودکان باشد چون رسوا نگردد؟"

    یکی از دلایلی را که می گویند ترکان علت شیوع شاهدبازی و امردبازی در ایران بودند آن است که چون ترکان مهاجم معمولاً زندگی نظامی داشتند و شب و روز در اردوگاه های نظامی به سر میبردند و لذا بین آنان امکان حشر و نشر هائی زیاد بوده است.

    حکایت است :

    " مردی به امیری قصه برداشت که دختر من زن فلان بنده ترک توست و او از قفا (عقب) در کارش گیرد . امیر آن ترک را بخواند و سبب پرسید . بنده گفت مرا از ترکستان به مازندران آوردند و از قفایم به کار گرفتند . سپس آن مالک من شد در قفایم نهاد و چون پیش تو آمدم تو نیز خود از قفایم به کار گرفتی ، پس نپنداشتمی که این کار حرام باشد "

    از برخی حکایات عبید مشخص میگردد ترکان به قفا ارادت خاصی داشتند !!! و حتی در مورد زنان نیز همین معامله میکردند .

    "

    تیموریان و اوایل صفویه :

    تیموریان هم ترک بودند و به عادت وحشیانه ترکان سابق ایران افزودند .

    جامی :

    شاعر معروف این دوره است که به شاهد بازی علاقه داشت و دفاعیات جانانه ای را از امثال احمد غزالی و اوحدالدین کرمانی در آثار خود به جای گذاشته است .

    مرتضی راوندی می نویسد : " در شیوع امردبازی همین بس که در رساله انیس العاشقین اثر ابیوردی از نویسندگان قرن نهم معاصر با جامی او مطلقاً از عشق ورزی مردی با زنی یا دوشیزه ای سخن به میان نیست بلکه نویسنده ضمن گردش در بلاد ترک و ایران همواره با جوانی که رنگ عارضش چون لعا لب و گلگون و سرو قامتش چون قامت سرو موزون است نرد عشق میبازد ."

    حکایتی از یک مهمانی در دوره تیموری :

    "غیاث الدین محمد برخاست و گفت : عزیزان اصول نگاه دارید و وقاصبی بنیاد کرد که ماه بر فلک از شرم وی دایره هاله در پیش رو گرفت . داروغه حیران بماند و گفت امشب با این ها صحبتی میداریم . دامادی داشت عبدالمقیم نام در کمال حسن و لطافت و نهایت و ملاخت . داروغه عبدالمقیم را فرمود که در شهر هر کس را که حسن و آوازه و اصول و صلابتی بوده باشد حاضر سازد . اما با وجود غیاث الدین محمد ، هیچکس به ایشان نپرداخت . شمع جمال عبدالمقیم از آتش شراب به نوعی افروخته بود که مرغ جان صاحب نظر به مثابة پروانه سوخته بود . غیاث الدین محمد آهسته به من گفت که : امشب عبدالمقیم را می سازم . گفتم ای خبیث مردار و ای زشت سیرت بدکار ، تا کی در هلاک خود می کوشی ؟ در این مجلس ، (نظر) نام سرتراشی بود و از جمله متعلقان عبدالمقیم بود و همواره نظر در او می کرد . و عبدالمقیم مست شد و بالین طلبید و سر نهاد و یک چند دیگر که بودند همه بیخود فتاند . غیاث الدین محمد گفت که وقت کار من شد . برخاست و بند تنبان نظر را گشود و آلت وی را تر ساخت و شمع را کشت و نیم شمع کافوری در لگن سیمین نهاد . و عبدالمقیم بیدار شد و فریاد برآورد که شمع بیارید . غیاث الدین محمد خود را به پهلوی من انداخت و به مستی برخاست . چون شمع بیاوردند ، بر سر من و غیاث الدین محمد امد ، از مایان گمان نبرد . چون بر سر نظر امد و تنبان او را گشاده دید و آلت او را تر ، یقین او شد که او کرده ، نوکران را طلبید و نظر فقیر بی گناه را فرمود که صد چوب زدند ."

    مکتب وقوع :

    در اوخر دوره تیموری جهت نجات ادبیات از تکرار و ابتذال مکتب نوینی تاسیس شد به نام وقوع . یعنی مکتب واقع گوئی ، به اصطلاح واقعیت را همانطور که بین عاشق و معشوق است گفتن و اطوار حقیقی معشوق از قبیل ناز و قهر و خشم و دشنام و احوال حقیقی عاشق از قبیل رنجش و اشتیاق و پیغام و تمنا و نگاه را وصف و بیان کردن . چون واقعیت در این دوره عشق مرد به مرد بود شعر مکتب وقوع شعر همجنس بازی و در یک کلام شرح وقایع بین عاشق و معشوق مذکر است . این مکتب در ربع اول قرن دهم بوجود آمد و تا ربع اول قرن یازدهم ادامه داشت .

    شاعران مکتب وقوع :

    لسانی شیرازی

    شهیدی قمی

    میرزا شرف جهان

    شانی تکلو

    محتشم کاشانی

    وحشی لافقی

    دکتر خانلری مینویسد :

    "در مکتب وقوع معشوق مرد است زیرا اصل بر حقیقت گوئی است و از این رو سخن گفتن از زن خطرناک است "

    محتشم کاشانی :

    شغل او شَعربافی و بزازی بود . اما به سبب ممارست در شعر و شاعری با ادبیات آشنائی یافت . شهرت محتشم به خحاطر ترکیب بندی است که در واقعه کربلا سروده است و اکنون معروف ترین شعر در این زمینه است . اما محتشم در ضمن در شاهد بازی هم ید طولایی داشت و داستان های شاهد بازی خود را به نظم و نثر به یادگار نهاده است .

    محتشم رساله ای دارد بنام رساله جلالیه که در وصف معشوقش شاطر جلال !! نوشته است . او این چنین مینویسد :

    "اولین فتنه ای که زاد این بود : که در سبک خیزی رشک پیک خیال بود و در بالاروی غیرت مهر سریع انتقال ، موسوم و مشهور به شاطر جلال ، از خاک رعناخیز صفاهان ، سایه حسن بلند پایه بر سر ساکنان خطه کاشان انداخت و طفل صغیر را تا شیخ کبیر گرفتار زلف کمند مثال و مفتون طره سلسله تمثال خویش گردانید .

    روز اول ملاقات که آن سر خیل پرگاران در دل بردن و این سر دفتر گرفتاران در دل دادن و هر تیر که از کمان بلندش می جست چون خدنگ قضا بی درنگ بر نشانه می نشست این غزل صورت بست :

    از اولین نگاه که در اهل درد کرد            دیدم که بیدلی ز من آشفته تر نیافت

    غزل آینده در بدایت حال انتظام یافت در شبی که مشاهده رقص آن سرو جلوهآفرین که در آن فن سرآمد آفاق بود اتفاق افتاد .

    چون جلوه گر گردد بلا از قامت فتان تو            صد ره کنم در زیر لب خود را بلاگردان تو

     

     

     

    لواط در شرع :

    به طوری که از شرح لمعه بر میآید لواط در شیعه مذموم و حد شرعی آن قتل با شمشیر و احتراق با آتش و رجم با سنگ و انداختن از دیوار است . ام در برخی از فرق اسلامی در مواردی جایز است . چنانکه گفته اند : نزدیکی با غلام ساده رو برای مرد مسافر بی زن جایز است . توضیح اینکه مردان در سفر با غلامانی که همراه داشتند در می امیختند و ظاهراً این امر بسیار عادی و طبیعی بوده است .

    ناصر خسرو در ابیاتی مدعی شده است که در مذهب مالک بن انس (مذهب مالکیه) وطی امرد جایز است .

     

    مخالفان شاهدبازی :

    محمدغزالی

    سهروردی

    احمد جام (ژنده پیل)

    شمس تبریزی

    مولانا

     

     

    در زمان مولانا اوج شاهدبازی در خانقاه بوده است بصورتی که حتی بعضی از مشایخ خود مفعول بودند بطوری که در زبان صوفیان مراد از علة المشایخ (بیماری مشایخ) همین مفعولیت است . لواط در بین ارباب تصوف رواج بسیار داشته است . یکی از دلایل متعدد ان این است که مریدان در خانقاه مجتمع بودند و همان جا نیز زندگی میکردند و شب و روز را در حجره های خانقاه زیر نظر شیخ سپری می کردند و در چنین مکان هائی امکان وقوع این گونه افعال زیاد است .

     

    ابن جوزی صوفیان را در شاهدبازی اینگونه تقسیم بندی می کند :

    1. برخی از صوفیان اصلاً نه به امردان و نه به زنان میل نداشتند و تن به ازدواج نمی دادند .
    1. برخی معتقد به حلول خدا در غلامان زیبا بودند و برخی زنان زیبا را تجلی گاه زیبایی خداوند می دانستند .
    1. برخی از صوفیان معتدل بودند و به نگاه زیبارویان بسنده می کردند و می گفتند نظرورزی ما برای عبرت گرفتن است و نه از روی شهوت .
    2. برخی با امرد در یک بستر می خفت اما مرتکب منکر نمی شد و همیشه در جدال با نفس خود .
    1. برخی نیز نمی توانستند صبر کنند و با وجود اکراه دچار وسوسه شیطان میشوند .
    1. برخی نیز معشوق را به هلاکت میرساندند .

منبع:https://thewordsingle.blogsky.com/1392/12/10/post-10/

 

اسناد تورک بودن مردم آزربایجان1

آذربایجان همیشه ترک (۱): سند ✔


 مانوئل دوم با عنوان کامل مانوئل دوم پالایولوگوس (زادهٔ ۲۷ ژوئیه ۱۳۵۰م – درگذشتهٔ ۲۱ ژوئیه ۱۴۲۵م) امپراتور بیزانس بود، او پسر امپراطور یوحنای پنجم بود که پس از انقلاب برادرش ضد پدر، از طرف پدر وارث تاج وتخت شده بود، او نبردهای عدیدی با امپراطوری تورکان عثمانی داشت، و بعدها معاهدات صلح مختلف با دولت عثمانی برقرار کرد، تا جایی که از ارتش عثمانی برای حفظ تاج و تختش ضد انقلاب شاهزادگان دیگر طلب کمک و حمایت میکرد
.
.
.
⚄ اهمیت بررسی تاریخ مانوئل دوم بیزانس نامه ها، معاهدات و دست نوشته های وی است، که در آنها #ترکان عثمانی، مغولها و تاتارها را با نام "#سکاها" خطاب میکند و سرزمین آنها را #سرزمین_سکاها میخواند ، قسمتی از نامه ی شماره ی ۱۴ وی را از کتاب "نامه های امانوئل امپراطور گشرق" نقل خواهیم کرد، که در پاییز یا زمستان سال ۱۳۹۰م بعد از اینکه مجبور شده بود سلطان بایزید عثمانی را در جنگهای داخلی بین ترکان در غرب آناتولی همراهی کند نوشته بود، او در این مدت ۸ نامه نگاشته که نامه ی زیر نامه ی اول وی میباشد، که با ناراحتی آن را بیان میدارد که مجبور شده در زمینهایی که زمانی تحت حکمشان بوده برای سکاها (ترکان عثمانی) ارتش رهبری کند وبه نفع آنها به نبرد وارد شود:
.
.
.
⚄ I have marched with the Romans from our own land to wage war with the #Scythians in the land of the #Scythians, and to command troops for our enemies. What Demosthenes would not be frustrated by this and find himself incapable of utterance ?
.
.
⚄[ترجمه]:
.
.
من با ارتش رومی از زمینهای خودمان لشکر کشیدم که جنگی به همراه سکاها (ترکان عثمانی) در سرزمین سکاها (آناتولی : #ترکیه) شروع کنم، و ارتشیانم را برای دشمنانمان رهبری کنم، چه دموستنی [سخنران قهار آتن]، خود را از این امر سرد و نا امید نخواهد یافت و قدرت نطق را از دست نخواهد داد
.
.منبع :
Book : The Letters of Manuel II Palaeologus: Text, Translation, and Notes, Volume 8By Manuel II Palaeologus (Emperor of the East), George T. Dennis
ϜϓſϞ

 

منبع:http://azarad.blogfa.com/post/229/

 

 

آذربایجان همیشه ترک (۲) ، سند ✔

 

 

 سِر ويليام اسميث تاريخ شناس ، حقوق دان و فرهنگ‌ نامه نویس بریتانیایی بود که به زبانهای یونانی و لاتین تسلط داشت، او از طرف دانشگاه آکسفورد نشان دکترای DCL را برای تحقیقات تاریخی و سیاسی اش دریافت کرد، او همچنین در سال ۱۸۹۲ لقب شوالیه (sir) را از امپراطوری بریتانیا دریافت کرد. او در كتابش دایره المعارف جغرافيايي رومي و يوناني در مورد #سكاها مینویسد:
‌.
.
.
.
⚄ Now between these limits lay the #Scythian of Herodotus, That the Scythians of Herodotus belonged to the great #Turk family, is in the present article, a postulate, but evidence will be given of this fact in the articles Scythae. #Scythia, and the #Huns with their allied population were #Turks also
.
.
⚄ [ترجمه] : ص ۱۰۹۷
.
.
در این مرزها #سکاها ی مورد اشاره هرودوث قرار دارند، و سکاهای مورد نظر هرودوث به خانواده بزرگ #تورک متعلق هستند، که در این دایره المعارف فقط یک پیش فرض است اما اسناد را در اثبات این واقعیت به طور جداگانه در مقاله سکاها ارائه میدهیم، سکاها و هون ها و جمعیت متحدین آنها نیز #تورک بوده اند
.
.
.
Dictionary of Greek and Ro
man Geography: Abacaenum Hytanis : Sir william smith

 

منبع:http://azarad.blogfa.com/post/230/

 

آذربایجان همیشه ترک (۳) سند ✔

پاؤل نازاروف نويسنده روسي در کتاب خود Hunted through central Asia به نقل از پروفسور Mischenko در مورد سکاها و ماساجات ها در صفحه ی ۴۸ مینویسد: .
.
There is no doubt as Professor Mischenko thinks that the #Scythian tribe of Massagetae where nothing more nor less than the ancestors of the #Kirghiz of today in the Turagi province. Where the name survives in the river Massagatka and the mountain Mussagat .
.
 به اعتقاد پروفسور میسچنکو هیچ شکی وجود ندارد که قبیله سکایی #ماساجت_ها پدران مردمان #قرقیز کنونی در استان توراقی هستند، که این نام تا امروز در آنجا زنده است چه اسم رودشان که #ماساجاتکاست وچه اسم کوهشان که #موساجات است
.
.
.
 او در ادامه ی همین صفحه در مورد ریشه ی نام ملکه ماساجت ها تومیریس همان حرفی را نقل میکند که باستان شناس بریتانیایی J.M. Cook در کتاب خود The persian empire آورده:
.
.
 The name of #Tomyris like other scythian names is of #Turki origin this name #Tomyris means "crush iron" or " bend iron" from #temir ; and recalls another famous warrior out of Asia, Temir-leng , Temir the lame or Tamerlane a remote descendant of his famous compatriot Tomyris
.
.
 نام ملکه #تومیریس مانند دیگر نامهای #سکایی ریشه ای #تورکی دارد، نام تومیریس به معنای آهن شکسته یا آهن خم شده است، که از #تمیر گرفته شده است، ويادآور نام جنگجویی دیگر از آسیاست ، تمیر لنگ ، به معنای تمیر شَل (خم) که زاده ایی دور از هموطن مشهور خود تومیریس است

منبع:http://azarad.blogfa.com/post/231/

 

آذربایجان همیشه ترک (۴) سند ✔

 

 پرفسور Augustus Frederic Rudolf Hoernlé مورخ و نویسنده آلمانی الاصل بریتانیایی قرن ۱۹ و ۲۰ میلادی بود، رادوف تحصیلات خود را در دانشگاه بازل سوئیس در رشته ی الهیات کامل کرد سپس راهی لندن برای فراگیری زبان سانسکریت شد، وتحت تعلیم پروفسور آلمانی Theodor Goldstücker مورخ و استاد زبان سانسکریت دانشگاه لندن شد، او سپس به هند بازگشت و در دانشگاههای بنارس و کلکته مشغول به تدریس شد، وی در نهایت در دانشگاه آکسفورد بریتانیا در سمت استادی باز نشست شد
.
.
 رادولف در کتاب خود "تاریخ هند" که فصول مختلف تاریخ این کشور را بررسی میکند در مورد سکاها که دودمان پادشاهی هند را ساقط کرده بودند این چنین مینویسد:
.
.
.
 In the meantime there had appeared on the borders of India a formidable foe who soon overthrew the whole of the Graeco-Bactrian kingdoms. These were the #Sakas, a section of the great #Turki, or #Scythian race. Their original settlements had been in Eastern Turkestan. Thence they were driven out, about 160 B.C. by the so-called Yuechi, another section of the same race. They migrated to india probably across the passes of Karakorum range and through the valley of Indus. Having reached India one portion marched west into Afghanistan, conquering the numerous small Graeco-Bactrian sovereignties which has established themselves after Eukratides death under Strato، lysias and other princes, they chiefly settled in the western part of afghanistan, which hence come to be called #Sakasthana or the country of the Sakas, Being the modern #Sistan
.
.
 ترجمه صفحه ۴۳
.
.
در این حین در مرزهای هند یک دشمن مهیب ظاهر شد که به زودی تمام ممالک گریکو باکتری را ساقط کرد، اینها #سکاها بودند قسمتی از #تورکهای عظیم یا نژاد #اسکیتها، موطن اصلی آنها شرق ترکستان بود، که بعدها توسط یوچی ها که از نژاد سکاها هستند قریب به ۱۶۰ سال قبل از میلاد از آنجا رانده شدند. [سکاها] احتمالا از محدوده کراکروم و وادی هندو به هند مهاجرت کردند، وقتی به هندوستان رسیدند یک قسمت آنها به طرف غرب افغانستان حرکت کرد و تمام ممالک گریکو باکتری را در آنجا ساقط کردند، ممالکی که بعد از مرگ ایوکراتیدس و تحت حکم استراتو و لیساس ودیگر شاهزادگان برپا شده بود، [سکاها] غالبا در غرب افغانستان ساکن شدند که سپس آن منطقه به نام سکاستانا معروف شد به معنی کشور سکاها که همان 

منبع:http://azarad.blogfa.com/post/232/

 

 

آذربایجان همیشه ترک (۵) سند✔

سندی از تورک بودن ماساژئتها

ماساژئتها شاخه ای از ساکاها یا همان اسکیتها بوده اند. فوتیوس در قرن نهم میلادی در کتاب خود با نام میریوبیبیلون در صفحه ۷۳ چنین می نویسد:

تورکها که قبلاً ماساژئت نامیده میشدند، وتوسط پارسیان کیمرخیون(کیمیرهون)نامیده میشدند، که در شرق نهر تانایس (رود دُن[دون یا منجمد و آرام احتمالا تورکی است]) زندگی میکردند، در این وقت سفیرانی به همراه هدایا برای امپراطور جاستین ارسال کردند، واز او تقاضا کردن که آوارها را استقبال نکند، جاستین هدایا را قبول کرد و سفیران را به مهربانی بازگرداند، وقتی آوراها متعاقباً نزد جاستين رسيدند واز وي تقاضاي سكونت در پانونیا و ایجاد صلح کردند، او تقاضای آنها را به خاطر معاهده ایی که با تورکها داشت رد کرد.

منبع:http://azarad.blogfa.com/post/233/

 

آذربایجان همیشه ترک (۶) سند✔

 


✅تئوفانس (زادهٔ ۷۵۰- مرگ ۱۲ مارس ۸۱۷ یا ۸۱۸ میلادی) مورخ، راهب و قدیس مسیحی بیزانسی بود. کتاب تاریخ او سال‌های میان ۲۸۴ تا ۸۱۳ پس از میلاد را پوشش می‌دهد


⚄ او در کتاب تئوفانیس کرونوگرافیا درباره ترکان در صفحات ۴۶۲ و ۴۵۸ اینگونه می گوید:
✅ Page 458:
"ad Tanaidis orientalem plagam Turci deguni, qui quondam Masageta vocati.."

✅Page 462:
Turcos olim Massagetas, in oriente ad Tanaim sitos..."

✅ ترجمه (صفحه ۴۵۸):
"در شرق رود تانیس #ترکان قرار دارند که در قدیم ماساجت خوانده میشدند.."

✅ترجمه (صفحه ۴۶۲):
"ترکها  #ماساجت های قدیم در شرق رود تانیس قرار دارند.."

منبع:http://azarad.blogfa.com/post/234/

 

آذربایجان همیشه ترک (۷)سند✔

 

سندی محکم مبنی برتورک بودن اهالی آذربایجان قبل اسلام ازهومل 

✅فریتز هومل Fritz Hommel باستان شناس و شرق شناس آلمانی بود ، او در دانشگاه لایپزیگ از کهن ترین دانشگاه های جهان و دومین دانشگاه معتبر آلمان به تحصیل پرداخت، دانشگاهی که برندگان زیادی از جوایز نوبل در علوم مختلف به جهان ارائه داده بود، هومل در سال ۱۸۷۷م به درجه ی پروفسورای زبانهای سامی دست پیدا کرد، او از متخصصان تاریخ خاورمیانه و از اساتید برجسته در ترجمه خطوط میخی، عربی باستان، ترکی باستان و همچنین الواح مصری بود

✅ فریتز هومل در کتاب خود به نام Geschichte Babyloniens und Assyriens [تاریخ بابل و آشور] ؛ واژه ی Turuki به کار رفته در الواح بین النهرینی که در اشاره به بومیان منطقه ی باستانی آزربایجان آمده را قدیمی ترین فرم کلمه تورک میداند و ساکنان باستانی این منطقه را اتحادی از قبایل تورکی معرفی میکند و در صفحه ۵۰۱ کتاب خود مینویسد:
.
.
Das Gebiet der #Turuki und Nigimchi im Osten erwähnt wird; die älteste Form für #Turk, #Türk aber ist #Turuk.
.
Tigris bis zum Su-Gebiet herab fitzende Völkerschaften, vor allem die Gu und Su (Kuti und Suti) selber, welche Pudl-ilu seinem Scepter unterwirft. Die Aufzählung geht offenbar von Norden nach Süden; vorangestellt (als die nordöstlichsten) find die sonst nicht mehr in der Keilschriftliteratur begegnenden #Turuki und #Nigimchi, wo man bei den ersteren an eine vom #Kafpischen_Meer aus in die medischen Gebirge verschlagene Abtheilung der #Turk_Nomaden denken könnte
.
✅نام منطقه ی Turuki ونیگیمچی که در الواح شرقی[ بین النهرینی] آمده، قدیمی ترین فرم نام، تورك (Turk) است، و تورک همان توروک است.
از شمال رود دجله تا امتداد آن در مناطق سو و گو (سوتی و گوتی) ، منطقه ی توروکی ها ونیگیمچی ها (Nigimchi) ها قرار دارد، که اتحادی از قبایل بومی_تورکی بوده اند که در منطقه بین دریای خزر تا کوه های ماد زندگی میکردند
.
او در پانوشت صفحه در رابطه به واژه ی توروکی اضاف میکند:
. Die älteste Form des Wortes #Türk ist ja Turuk (vgl. arab. Turk, bei den #Byzantinern Toüqxoi); auch die den Turkstämmen so nah verwandten Sumerier sind ja einst über die medischen Gebirgspässe nach Babylonien gekommen

✅قدیمی ترین فرم واژه تورک ، توروک میباشد، (به عربی ترك و در ميان بيزانسيان تورکی) ، حتي سومريان كه به قبايل توركيك بسيار نزديك بوده اند در بدو از بين كوههای ماد به بین النهرین نازل شدند

منبع:http://azarad.blogfa.com/post/235/

 

 

آذربایجان همبشه ترک (۸) سند✔

🛑 

سندی محکم برتورک بودن اهالی آذربایجان قبل ازاسلام اززبان هرتسفلد 

✅ ارنست هرتسفلد باستان شناس یهودی و ایران شناس و پدر تاریخ باستان ایران که در دوره پهلوی به سمت متخصص مطالعات شرق ایران در آمده بود، در مورد توروکی های آزربایجان ایران در کتابش در صفحه ۹۰-۹۳ اعتراف میکند که:

ترجمه
.
قبايلي كه تحت نام توروكي و لولوبي شناخته ميشدند، ساكنين مختلف منطقه أراتا (اورميه وآذربايجان كنوني) بودند كه احتمالا متعلق به خانواده زبانهاي توركي_آلتايي هستند.. به استناد به منطقه جغرافيايي، لغت توروكي ها و لولوبيان مرتبط با لغت مردمان منطقه آراتا باستان (آزربايجان) است، كه احتمالا از نژاد ولغت آلتایی_تورکی است
.
Source: Deutsches Archäologisches Institut. Abteilung Teheran, Archaeologische Mitteilungen aus Iran , Band 19, Dietrich Reimer, p.90-93

 The tribes known under the name Su, Turukkaean and Lullubaean were differently named inhabitants of the Aratta country and probably belonged to the Altaic-Turkish language community. [...]. According to the coincidence of territory, the Turukkaean, Su and Lullubaean language was related to the langeage of the Aratta population which was probably of Altaic-Turkic ethnolinguistic origin
 

منبع:http://azarad.blogfa.com/post/236/

 

آذربایجان همیشه ترک (۹) سند✔

 

✅سندی محکم مبنی برتورک بودن اهالی آذربایجان قبل ازاسلام ازکتیبه های شهر باستانی Mari [تل حریری امروزی] در سوریه 

شهر سومري-عموري [عموريان پادشاهی عربی] Mari با ۵۰ هزار ساکن از بزرگترین شهرهای جهان باستان به شمار میرود، که داری معماری بی نظیری بوده، معماری این شهر به شکل مدور ، با دژها وبرجهای فراوان و دیوارهای ۶ متری بوده که سراسر شهر را که مساحتی ۲ کیلومتری داشته احاطه میکرده.

نکته حائز اهمیت در ارتباط با شهر باستانیMari آثار یافت شده در آن است من جمله کتیبه ها و نامه های پادشاهان بین النهرینی که احوال مملکت خود را به یکدیگر گزارش میداده اند، ودر این کتیبه ها از بومیان آذربایجان در ۷ هزار ساله گذشته ونبردهایشان با آنها صحبت به میان آورده اند که آنها را قوم Turuki میخواندند که در منطقه اورمیه واطراف آن تا حد شمالی کوه های زاگرس سکونت داشته اند

♦️کلمه Turuki ذکر شده در کتیبه های Mari، قدیمی ترین ذکر از واژه Turk (تورک) در تاریخ به شمار میرود که در اشاره به ساکنان آذربایجان باستان آمده:

 در کتاب Revue Des Études Sud-est Européennes صفحه ۸۸ نشر آکادمی رومانی در تایید این امر آمده:
The name "#Turk" in Mari texts
landsberger's thesis is confirmed by the fact that in 1800 B.C name of Turuk (Türk) was mentioned several times in the tablets discovered in the Mari excavition

[ترجمه]:صفحه ۸۸

نام "تورک" در کتیبه های شهر ماری
طز لاندرزبرگ [در مورد پیشینه] نام تورک تایید شده است و آن به استناد ظهور این نام در ۱۸۰۰ ق.م است که این نام "توروک" (تورک) چندین بار در کتیبه های یافت شده شهر ماری آمده

♦️یامپولسکی بااستناد به این موارد ونیزباتوجه به اینکه اسم تورکها درنوشته های متاخر هم بصورت گوگ توروک نیزآمده وجود طوایف تورک دردوران آشوریهاوقبل ترازهخامنشیان رااثبات میکند.
 

منبع:http://azarad.blogfa.com/post/237/

 

 

آذربایجان همیشه ترک (۱۰) سند ✔

 

✅وجود لغات تورکی دراسناد آشوری 

آشوریان شرح اتفاقات شاهان را درلوحه های گلی ثبت ونگهداری میکردند دریکی ازاین مجموعه ها که درشهر ماری یافت شده آشوریان ازقومی به اسم توروکی یاتوروکوم در5000سال پیش یاد میکنند که باآنها درگیری داشتند ولی وجود تنها یک نام توروکی  برخی مورخان را قانع نمیکند که این نام مربوط به اقوام ترک بوده حال به یک سند ازساراگون دوم پادشاه آشور اشاره میکنیم 
ساراگون دوم درلشکر کشی سال 714 ق .م دژاوش قایا درشرق دریاچه ارومیه ودامنه های غربی سهندراتسخیرنموده است 
اوش قایا درزبان ماننایی نام قدیم اسکو میباشد 
دراین نام علاوه برکلمه اوش =اوچ 
قایا نیز درزبان ترکی معاصر به معنی تخته سنگ بکارمیرود در1500الی 2000سال پیش ازمیلاد درزبان اهالی آذربایجان آن عهد مرسوم بوده است 
نام اوش قایا یاقله 3کوه که درشرق اسکو واقع است نیز درآن عهد به این نام نامیده میشده 
ترکیب اوش قایا درزبان ماننایی قرابت ووحدت زیادی باترکی امروزی ازلحاظ ترکیب صوتی وساختمان صرفی ولغوی دارد 

مثالهای مشابه :بش باجیلار (نام چشمه آبگرم درسرعین ) اوچ بوجاق (مثلث)

نام دیگری که درمنابع آشوری دیده میشود نام رودخانه قزل بونداست این رودخانه که درمنابع آشوری ذکر شده همان رودخانه قزل اوزن میباشد که همچنان در ترکی معاصر به این نام نامیده میشود 

قابل توجه است که اسم توروکی در کتیبه های اورارتوهاهم ذکرشده وتورکهاهم درنوشته های خود خودشان را توروک وتوروک بودون (ملت تورک )هم نوشته اند

منبع:http://azarad.blogfa.com/post/238/

 

 

آذربایجان همیشه ترک (۱۱) سند✔

 

✅وجود لغات بسیاراززبان تورکی درزبان سومریان بین النهرین باقدمت 6000ساله اتفاقی نیست وازاین میتوان چندنتیجه گرفت 
1⃣.سومریهاتورک بودند
2⃣.سومریهاباتورکهاارتباط داشتند
3⃣.سومریهاازمحل زندگی تورکهامهاجرت کردن 
4⃣.سومریهاوتورکهاباهم مهاجرت کردن 

هرکدام ازاین احتمالهاکه بررسی شود وجود عنصر تورک درمنطقه رابدون شک باید پذیرفت پرفسور ندیم تونا درنتیجه گیری آخرکتاب خود درمقایسه زبانهای سومری وتورکی به نکات جالبی اشاره میکند که تصویرآن آمده است 
 جالب اینکه در6000سال پیش لغات تورکی رایج بوده که هنوز هم برای تورکهامفهوم است زمانی که هیچ اثری اززبان فارسی وپهلوی وهخامنشی درتاریخ دیده نمیشود و3500سال بعدازاین مدت هخامنشیان ظاهرشدندکه لغاتشان برای فارسی زبانان اصلا مفهوم نیست

منبع:http://azarad.blogfa.com/post/239/

 

آذربایجان همیشه ترک(۱۲) سند✔

 

ازاسناد تورک بودن ساکاهای ساکن ایران قبل هخامنشیان 

 «تاریخ اسکندر مقدونی»، اثر کوینت کورس ، مورخ رومی قرن اول پس از میلاد ، کتاب هفتم، بخش هفتم :

- ترجمه روسی از متن لاتین (https://tr.im/NBea3):

«شاه ساکاها که قدرتش در آن سوی رود تانائیس گسترده شده بود، شهر بنیانگذاری شده توسط اسکندر مقدونی در ساحل رودخانه را اسباب زحمتش میدانست. به همین خاطر، او برادرش را که «کارتاسیس» نام داشت، در راس سواره نظامی بزرگ، برای انهدام این شهر و دور کردن ارتش مقدونی از رودخانه، راهی کرد».

- ترجمه انگلیسی متن لاتین (https://tr.im/dlpev):
«سرکرده ساکاها که قلمروش به آن سوی سیردریا گسترده شده بود، شهر برپا شده توسط اسکندر مقدونی را زنجیری به دور گردنش میدید و بنابراین، برادرش، «کارتوسیس» را با اسبی جنگی فرستاد تا ویرانش سازد و نیروهای مقدونی را از رودخانه براند».

 به لحاظ محتوایی، به نظر میرسد که ترجمه ها تفاوت خاصی از یکدیگر ندارند. تنها، رود تانائیس در ترجمه انگلیسی به شکل «سیردریا» ذکر شده است که از تفاوتهای موجود در جغرافیاشناسی باستان نشئت میگیرد. اما، صحبت درباره موضوع دیگری است. برادر شاه ساکا که نظر ما را جلب میکند، در ترجمه روسی به شکل «کارتاسیس» و در ترجمه انگلیسی به شکل «کارتوسیس» نوشته شده است. تفاوت، بسیار جزئی به نظر میرسد و انگار نباید به این مسائل کوچک، توجه کرد. اما تطبیق با متن اصلی، مشخص میسازد که هر دو واریانت ترجمه، تحریف شده هستند. و اینک، متن لاتین اوریجینال را ارائه میکنیم :
At rex Scytharum, cuius tum ultra Tanaimimperium erat, ratus eam urbem, quam in ripaamnis Macedones condiderant, suis inpositamesse cervicibus, fratrem,  "Carthasim " nomine,cum magna equitum manu misit ad diruendameam proculque amne submovendasMacedonum copias.

(https://tr.im/XyCaI و https://tr.im/a8KL0 و https://tr.im/VrCxn.)

 به این ترتیب، متن اصلی آشکار میکند که برادر شاه ساکایی نه «کارتاسیس» و نه «کارتوسیس»، بلکه به شکل «کارتاسیم» ذکر شده است. به علاوه، مشخص میشود که این عبارت، نه اسم برادر شاه ساکایی، بلکه لقبی است که بدین صورت معنی میگردد: «آنکه کارتاسیم خطاب شده». در اینجا، شاه ساکایی که در زبانش، برادرش را «کارتاسیم» مینامد، سواره نظامی را علیه قلعه مقدونیها راهی میکند. «کارتاسیم» چیزی جز شکل تغییریافته عبارت ترکی «قارتاشیم یا قارداشیم» به معنای «برادرم» نیست. طبیعی است که کوینت کورس، زبان ترکی نمیدانست و در استفاده از منابع حول اسکندر مقدونی، معنی این کلمه را متوجه نشده است. «قارتاش/قارداش» در زبانهای ترکی به معنای «برادر» و «-ئم» (ym-)، پسوند مالکیت اول شخص میباشد. میدانیم که زبان لاتین، فاقد صوت " ش " بود و به جای آنها، متن از " س " استفاده می شود . به عبارت دیگر، «قارتاشئم» ترکی، در لاتین به «کارتاسیم» تبدیل شده است .

 اگر تنها یک مورد از ترجمه ها تحریف شده بود، میتوانستیم آنرا به حساب عدم دقت مترجم بگذاریم یا اشتباهی مکانیکی بپنداریم. اما در تمام موارد، ما همان «اشتباه مکانیکی» را مشاهده میکنیم که حاکی از نوعی هماهنگی اقدامات، گرایش و قصد تحریف متون در تاریخنگاری مکاتب اروپایی (پان آریایی)است که به طور خودکار، به فریب می انجامد. برادر شاه ساکایی که «قارتاشئم» خطاب میشد، تنها با تغییر حرف آخر، به اسم خاص تبدیل میگردد و سپس، با شگردهای کیمیاگری «دانشمندان» هندواروپایی، «کارتاسیس» به زبانهای هندوایرانی تعلق مییابد» !!
 

منبع:http://azarad.blogfa.com/post/240/

 

 

آذربایجان همیشه ترک(۱۳)سند✔

ازاسنادتورک بودن ساکاها

کلاه شاهزاده خانم سکایی(اقوام باستانی آدربایجان)  که ازیک گورکان بدست آمده و  اقوام تورک که عینا ودقیقا ازاین کلاه درمراسمات ومجسمه های خود استفاده میکنند  این کلاه درهیچ قوم هندواروپایی دیده نمیشود ومختص تورکهاست
 

 

منبع:http://azarad.blogfa.com/post/241/

 

آذربایجان همیشه ترک(۱۴) سند✔

 

ازاسنادتورک بودن سکاها(اقوام قدیمی آذربایجان)

 


درآثاربدست آمده ازساکاهابه کمانی برمیخوریم که به کمان سکایی معروف است این کمان عیناودقیقا دردست اقوام تورک مانند هونهادیده میشود
درضمن پوشیدن شلوارو کیفیت تیراندازی به پشت وجنگاوری  توسط بانوان درآمازونهای تورک دیده میشود که همانند مردان درجنگهاشرکت میکردند

 

 

منبع:http://azarad.blogfa.com/post/242/

 

آذربایجان همیشه ترک (۱۵)سند✔


تشابه کلاههای تورکان ساکا وسلجوقیها
این کلاه نیزهمانند کمان ساکایی به اقوام تورک ارث رسیده است
 

منبع:http://azarad.blogfa.com/post/243/

 

آذربایجان همیشه ترک (۱۶)سند✔

 

✅ازاسنادتورک بودن ساکاها(از اقوام باستانی آذربایجان)

مجسمه های ساخته شده ازجنس طلا توسط ساکاها وهون ها ومراسم آندایچمک واعلام برادری 
آندیک نوعی نوشیدنی بود که باخوردن آن دونفراعلام برادری میکردند

با توجه به اینکه الکل خاصیت میکروب کشی دارد ، ترکهای باستان به هنگام " آند ایچمک " و پیوند برادری وقتی خون خود را با قمیز مخلوط می کردند الکل موجود در قمیز این نوشیدنی را سالم و پاک می کرده است .

"قان قارداشی"
آند ایچمگ

در بین ترکان، جنگجویان برای اعلام وفاداری به همدیگر در یک جام پر از نوشیدنی(قیمیز) از خونی که از بریدن دستشان خارج میشد و چند قطره ی آن را با هم در آن جام می ریختند.

و بعد از قسم خوردن به برادری با هم میخوردند. کلا به این "قان قاردشی" می گفتند که به اصطلاح قانقا هم گفته می شد.
کلا مراسم قسم خوردن در بین ترکان با خوردن نوشیدنی بود و کلمه ی آند ایچمک هم از این می آید. 

.
از قدیمی ترین اسناد  آند ایچمک در نوشته های هرودوت از مراسم آند ایچمک ساکاها (ترکان باستان) می باشد.

منبع:http://azarad.blogfa.com/post/244/

 

 

آذربایجان همیشه ترک (۱۷)سند✔

 

✅ازاسناد تورک بودن ساکاهای ساکن ایران قبل ازهخامنشیان 

 فوتیوس ، از مشهنور ترین مورخان قرن نهم میلادی بیزانس [روم شرقی] و سراسقف کلیسای ارتدوکس شرقی و اسقف اعظم جهانی کنستانتینوپل [قسطنطنیه] بود، کتابخانهٔ مشهور وی به فراوانی فضل و دانشش گواهی می‌دهد،  معروفترین اثر فوتیوس Bibliotheca یا Myriobiblon نام دارد که مجموعه‌ای است از مستخرجات و خلاصه‌های ۲۸۰ جلد کتاب [۲۷۹ جلد به روایتی دیگر] متعلق به نویسندگان کلاسیک. نسخه‌های اصلی این ۲۸۰ جلد کتاب اغلب مفقود شده‌اند و به همین علت مستخرجات فوتیوس از آنها به ویژه مستخرجاتی که از نوشته‌های تاریخ نگاران تهیه شده است، حائز اهمیت بسیار می‌باشند. این مجموعه را در واقع می‌توان نوعی دائرةالمعارف نام نهاد. این آثار از قرن پنجم_قبل_از_میلاد آغاز می‌شوند و تا قرن نهم میلادی، یعنی زمان حیات خود فوتیوس ادامه پیدا می‌کنند.

✅فوتیوس در کتاب خود صفحه ۷۳ در شرح پادشاهان بیزانس، ذکر پادشاه جاستین ونبردش با پارسیان که در نهایت به شکست پارسیان منجر شد را گزارش میدهد و در ذکر ماساجات ها آنها را این چنین توصیف میکند :

⚄The #Turks, formerly called #Massagetae, and by the Persians Kirmikhiones, who live to the east of the Tanais (Don), at this time sent an embassy with gifts to the emperor Justin, beseeching him not to receive the Avars. Justin accepted the gifts, received the ambassadors kindly, and dismissed them. When the Avars subsequently approached Justin, requesting permission to inhabit Pannonia and desiring to conclude peace, he refused, owing to the agreement he had made with the Turks

✅[ترجمه] :

تورکها که قبلاً ماساجات نامیده میشدند، وتوسط پارسیان Kirmikhiones نامیده میشدند، که در شرق نهر تانایس [نهر دُن] زندگی میکردند، در این وقت سفیرانی به همراه هدایا برای امپراطور جاستین ارسال کردند، واز او تقاضا کردن که آوارها [Avars] را استقبال نکند، جاستین هدایا را قبول کرد و سفیران را به مهربانی بازگرداند، وقتی آوراها متعاقباً نزد جاستين رسيدند واز وي تقاضاي سكونت در پانونیا و ایجاد صلح کردند، او تقضای آنها را رد کرد، به خاطر معاهده ایی که با تورکها داشت

توضیح 
مسکن ماساجات ها که تیره ایی از ساکاها بودند طبق گزارش مکرر هردوث ودر چندین جا در کتابش شمال و جنوب رود Araxes [ارس] یعنی کشور آذربایجان و استان آذربایجان ایران معرفی شده، "رودی که به وصف هردوث به دریای کاسپین [دریای خزر] میریخته"، نه رود سیحون یا آمو دریا در آسیای میانه.

✅ پانفارس ادعا میکنند ماساجات هایی که ایرانی تبار معرفی میکنند در ایران نبوده بلکه در آسیای میانه بوده اند، وهرودوث علم جغرافیا نداشته واشتباها نام رود ارس را به کار برده و مقصودش رود Jaxartes [سیحون] یا آمودریا در آسیای میانه بوده، در صورتی که هردوث به تفصیل در مورد رود مذکور یعنی Araxes [ارس] صحبت کرده ومیگوید این رود به دریای خزر [کاسپین] میریزد، اینجا برای ما این سوال پیش می آید که سیحون یا آمو دریا که در اسیای میانه هستند چگونه به دریای خزر می ریخته اند شاید در زمان هردوث جاذبه زمین معکوس عمل میکرده و رودها سر بالا سرازیر میشدند .
 

منبع:http://azarad.blogfa.com/post/245/

 

 

آذربایجان همیشه ترک (۱۸)سند✔

 

✅ازاسنادتورک بودن ساکاهای ساکن ایران قبل ازهخامنشیان 

 پیاله نقره ای ، مکشوفه در گور ساکایی پازیریک، به خط و زبان ترکی اورخون که بین تورکهارایج بود

ترجمه " اولجاس سلیمانوف " زبانشناس قزاق از نوشته ترکی مکشوفه در کورگان پازیریک : 

“Khan Uya üç otuzı yok boltı. Utugsi tozıltı” 

" خان اوغلی ، 23 یاشیندا اوءلدو . ایسیک خالقی نین باشی ساغ اولسون " 

" فرزند خان در 23 سالگی وفات کرد . سر ملت ایسیک سلامت باشد " 

✅ترکان باستان ، 23 را " اوچ اوتوز " تلفظ می کردند ، یعنی " سه عدد به طرف 30 "
 

منبع:http://azarad.blogfa.com/post/246/

اسناد تورک بودن مردم آزربایجان2

 

آذربایجان همیشه ترک (۱۹)سند✔

 

✅ازاسناد تورک بودن ساکاهای ساکن ایران قبل ازهخامنشیان 


مورخ و نويسنده أمريكايي Samuel Griswold Goodrich (۱۷۹۳ تا ۱۸۶۰ میلادی) از برجسته ترین نویسندگان آمریکایی با بیش از ۱۷۰ تالیف و ویرایش در تاریخ جهان، علوم طبیعت، بیوگرافی وکتب دیگر به شمار میرود، او همچنین به سمت کنسول آمریکا در فرانسه نائل شده بود، ساموئل گودریش در کتاب خود تاریخ تمام ملل از زمانهای آغازین A History of All Nations from the Earliest Times در فصول متوالی به طور مفصل تاریخ تمام ملل تورک وسلسله های تورکی را تا زمانهای متاخر برمیشمارد، که در اینجا بخش مختصری از آن را به همراه متن اصلی وتصاویر کتاب به اتفاق میخوانیم:

 The tribes of barbarians who inhabited the wide tract of country to the east of the Caspian Sea received from the ancients the general name of #Scythinans they are now known to Europeans under the appellation of #Tartars. Although this country has been from time to time subject to a succession of warlike nations, they have probably all been derived from the same original stock for, though known to the rest of the world by various names, their habits and character have always been the same. The #Scythians of the Greeks do not differ essentially from the modern #Tartars. Before the time of Alexander, the region called Transoxiana was inhabited by a nation known under the general name of Sacae of these the #Geta and #Massaget were powerful tribes. 


✅[ترجمه کامل ص ۳۵۷]

فصل ۲۸ام

از ۵۰۰ پس تا ۱۰۰۰ میلادی

منشاء توركها ،پادشاه دیزابولس، خاقان، تون ون خان، شُعَب مختلف ملت تورک

✅ قبائل بربری که در قسمت عظیمی از کشور تا شرق دریای کاسپین [خزر] ساکن بودند، از مردمان باستان نام عام ساکاها را دریافت کرده بودند، امروزه آنها نزد اروپائیها با نام تاتارها شناخته میشوند، با وجود اینکه این کشور از وقتی به وقت دیگر همواره توسط ملل جنگجو دست به دست میشده، تمام آنها احتمالاً از يك خانواده اصلي بوده اند، هرچند براي باقي جهان به نامهاي مختلف شناخته ميشده اند، اما عادات و صفات آنها همواره یکی بوده است، ساکاهای معروف نزد یونانیان اساساً هيچ فرقی با تاتارها [ی امروز] ندارند، قبل از دوره الکساندر منطقه به نام Transoxiana [ماوراء النهر] مسكن قبائلي بوده كه به ساكاها معروف بوده اند، از قبايل قدرتمند ساكاها قبیله Geta [ختا؟] وماساجت_ها نیرومندترین قبایل ساکاها به شمار ميرفتند

 

منبع:http://azarad.blogfa.com/post/247/

 

 

آذربایجان همیشه ترک (۲۰) سند ✔

 

ازاسناد تورک بودن ساکاها

فرش پازیریک که ازیک گورکان سکایی بدست آمده برخی ازمورخان باوقاحت تمام این فرش را به اقوام هندواروپایی نسبت میدادند ولی نشانه هابه قدریست که اینکار یک حماقت محض است 
گره این فرش گره تورک است ودم اسب هادرقالی گره زده است که فقط وفقط رسم تورکهاست .تامغای تورک درآن دیده میشود وبرخلاف اقوام هندواروپایی که دامن میپوشیدندمردسواربراسب شلواربرتن دارد وهمانند رسم فعلی تورکهابرروی اسب نمددیده میشود

منبع:http://azarad.blogfa.com/post/248/

 

 

آذربایجان همیشه ترک (21) سند✔

از اسناد تورک بودن سکاها ( از اقوام قبل از هخامنشیان آذربایجان)

آثاری از اسبهای تورک تا 400سال قبل از میلاد در گورستانهای سکایی پازیریک در کوههای آلتایی بدست آمده که نشان میدهد در آن دوران نیز اسبهای تورک را مانند زمان کنونی با نمد میپیچیدند.

 

منبع:http://azarad.blogfa.com/post/249/

 

 

آذربایجان همیشه ترک (22) سند✔

به هفت قرن قبل از ميلاد مسيح عليه السلام [قرنها قبل از هخامنشیان] باز ميگردیم واز ساکاها (ماساژات ها، اسکیت ها، آلان ها) که ساکنان شمال ایران بودند (غرب وشرق کاسپین) میرسیم:

✅به سکه ی به جا مانده از پادشاه ساکاها آتئوس دقت کنید که در نبرد با فیلیپ مقدونی کشته شد در پشت این سکه نوشته :

ATAILΣ = ATA+IL+Σ

آتاایلی= آتا+ایلی 
کلمه واضح تُرکی : "آتا ایلی" = سرزمین_پدری ، ایل_پدری

⚄Ateus (Ατεας, Atheas) - Scythian king, who at the turn of the 4th-5th cc. BC created a strong Scythian kingdom in the lower Bug/Buh and lower Danube area. In 339 BC, at age 90, he was killed in a battle with Philip of Macedon (The name Ateus/Atei (Ατεας, Atheas) is a Greek distortion, manifestant of other distortions that historians and linguists take for academic-level spelling and even try to perfect by using all kinds of convoluted diacritics, ........

♦️توضیح 
طبق گفته هردوت  این قوم  همان اقوامی بودند که کوروش کبیر به خاطر جاه طلبی به دست آنها کشته شد

منبع:http://azarad.blogfa.com/post/250/

 

 

آذربایجان همیشه ترک(23)سند✔

اسناد تورک بودن ساکا ها ( از اقوام باستانی آذربایجان)

اسناد فیلیپ اسمیت  Philip Smith مورخ بریتانیایی قرن نوزدهم میلادی و مؤلف كتاب تاريخ جهان History of the world در کتاب خود تاریخ باستان شرق در مورد ساکاها مینویسد :خ

⚄ The #Sacae were, in fact, the #nomad race whom the Persians found on their northern frontier, along which they extended from Asterabad to Balkh, in the area, and probably as the #ancestors, of the present #Turcomans and #Uzbeks. The Sacaa appear to have belonged to the #Turkish stock, perhaps with a Mongolian inteimixture.

✅ [ترجمه مختصر]  صفحه ۴۷۴

ساکاها در واقع بومیانی بودند که فارسها در مرزهای شمالی خود یافتند، که از محدوده ی آسترآباد تا بلخ ممتد بودند، که احتمالاََ همان اجداد تركمن ها و اوزبك ها هستند. آنچه که مشهود است این است که ساكاها متعلق به نژاد تورک بودند، و شاید هم ممتزج با مغولها

منبع:http://azarad.blogfa.com/post/251/

 

 

آذربایحان همیشه ترک(24)سند✔

سند محکم ازاصل کتاب تاریخ هردوت مبنی وجود ساکاهادراطراف رود آراز

دراین قسمت هردوت مینویسد که فرستاده تومریس  کوروش را _شاه ماد_ خطاب میکند (باتوجه به اینکه قلمرو دولت ماد تا ترکمنستان نبوده و نیزساکاها قبلا بادولت ماد آشنایی داشته وبعضا هم پیمان بودند پس ساکاها باید بالای آراز بوده باشند که کوروش رابعنوان شاه مادبشناسند)

ِ [206] While the Persian leader was occupied in these labours, Tomyris sent a herald to him, who said, "King of the Medes, cease to press this enterprise, for thou canst not know if what thou art doing will be of real advantage to thee. Be content to rule in peace thy own kingdom, and bear to see us reign over the countries that are ours to govern. As, however, I know thou wilt not choose to hearken to this counsel, since there is nothing thou less desirest than peace and quietness, come now, if thou art so mightily desirous of meeting the Massagetae in arms, leave thy useless toil of bridge-making; let us retire three days' march from the river bank, and do thou come across with thy soldiers; or, if thou likest better to give us battle on thy side the stream, retire thyself an equal distance." Cyrus, on this offer, called together the chiefs of the Persians, and laid the matter before them, requesting them to advise him what he should do. All the votes were in favour of his letting Tomyris cross the stream, and giving battle on Persian ground. 
موقعی که حکمران پارس در این کارها مشغول بود، تومریس قاصدی به وی فرستاد، و او گفت، «ای شاه مادها، این ساخت و ساز را متوقف کنید، زیر شما نمی توانید بدانید که انجام چه کاری برای شما منفعت واقعی خواهد داشت. با این حال همان طور که می دانم تو به این توصیه گوش نخواهی داد، زیرا برای تو چیزی کم ارزش تر از صلح و آرامش نیست! پس اگر تو بسیار مشتاق مواجه شدن با سپاهیان ماساژئتها هستی اکنون پیش بیا و رنج بی ثمر پل سازی را رها کن؛ بگذار ما به مدت راهپیمایی سه روزه از ساحل رودخانه عقب بنشینیم و تو با سربازانت پیش بیا؛ یا اگر صلاح می دانی که در آن سوی رود با ما بجنگی به همان میزان خودت عقب بنشین.» کورش به خاطر این پیشنهاد بزرگان پارس را جمع کرد و موضوع را با آنها در میان گذاشت و از آنها درخواست کرد که درباره آنچه وی باید انجام بدهد مشورت ارائه کنند. همه آرا موافق این بودند که اجازه بدهند که تومریس از رود بگذرد و جنگ در سرزمین پارسها انجام شود.
 

منبع:http://azarad.blogfa.com/post/252/

 

آذربایحان همیشه ترک(25)سند✔

ازاسنادتورک بودن سکاهای ساکن ایران قبل هخامنشیان 

گوردفن وکیفیت دفن ساکاها بصورت گورکانیک میباشد  یعنی بااسباب ولوازم واسب وشمشیر که دربین اقوام آلتائیک دیده میشود ولی دفن مثلا دراقوام هندوایرانی  بصورت دخمه گذاری یا رهاکردن برای پرندگان ووحوش و...میباشدازاین نوع تدفین ساکایی درمشکین شهر وآستاراوروستهای خلخال  وجاهای دیگر پیدا شده است لازم به یادآوریست که دراین گورهای سکایی نیزشاهددفن زنان بااسلحه واسب هستیم که مربوط به زنان جنگنجو یاآمازون بوده که این نوع جنگجویی دربین زنان همپایه مردان فقط دربین تورکها دیده میشوددر کاوشهای باستانی در گورستان تاریخی خرم آباد مشکین شهر مشخص شد که در یکی از گورها 34 اسب دفن شده است
آقای رضا رضالو محقق و باستانشناس که سرپرستی این کاوش را بر عهده داشته ساختار این گورها و نوع دفن را گورهای سکایی دانسته است.
بعلت تعداد زیاد بودن ، این گورها شماره گذاری شده اند
گورستان خرم آباد مشکین شهر بزرگترین گورستان مربوط به تمدن سکاها میباشد که در منطقه آزربایجان ایران کشف شده است

 دو نمونه ازگوردفنهای ساکایی، مشکین شهر وسقزدر تصویر بالا آورده شده

ازاسنادتورک بودن سکاهای ساکن ایران قبل هخامنشیان 

گوردفن وکیفیت دفن ساکاها بصورت گورکانیک میباشد  یعنی بااسباب ولوازم واسب وشمشیر که دربین اقوام آلتائیک دیده میشود ولی دفن مثلا دراقوام هندوایرانی  بصورت دخمه گذاری یا رهاکردن برای پرندگان ووحوش و...میباشدازاین نوع تدفین ساکایی درمشکین شهر وآستاراوروستهای خلخال  وجاهای دیگر پیدا شده است لازم به یادآوریست که دراین گورهای سکایی نیزشاهددفن زنان بااسلحه واسب هستیم که مربوط به زنان جنگنجو یاآمازون بوده که این نوع جنگجویی دربین زنان همپایه مردان فقط دربین تورکها دیده میشوددر کاوشهای باستانی در گورستان تاریخی خرم آباد مشکین شهر مشخص شد که در یکی از گورها 34 اسب دفن شده است
آقای رضا رضالو محقق و باستانشناس که سرپرستی این کاوش را بر عهده داشته ساختار این گورها و نوع دفن را گورهای سکایی دانسته است.
بعلت تعداد زیاد بودن ، این گورها شماره گذاری شده اند
گورستان خرم آباد مشکین شهر بزرگترین گورستان مربوط به تمدن سکاها میباشد که در منطقه آزربایجان ایران کشف شده است

 دو نمونه ازگوردفنهای ساکایی، مشکین شهر وسقزدر تصویر بالا آورده شده

منبع:http://azarad.blogfa.com/post/253/

 

آذربایحان همیشه ترک(24)سند✔

سند محکم ازاصل کتاب تاریخ هردوت مبنی وجود ساکاهادراطراف رود آراز

دراین قسمت هردوت مینویسد که فرستاده تومریس  کوروش را _شاه ماد_ خطاب میکند (باتوجه به اینکه قلمرو دولت ماد تا ترکمنستان نبوده و نیزساکاها قبلا بادولت ماد آشنایی داشته وبعضا هم پیمان بودند پس ساکاها باید بالای آراز بوده باشند که کوروش رابعنوان شاه مادبشناسند)

ِ [206] While the Persian leader was occupied in these labours, Tomyris sent a herald to him, who said, "King of the Medes, cease to press this enterprise, for thou canst not know if what thou art doing will be of real advantage to thee. Be content to rule in peace thy own kingdom, and bear to see us reign over the countries that are ours to govern. As, however, I know thou wilt not choose to hearken to this counsel, since there is nothing thou less desirest than peace and quietness, come now, if thou art so mightily desirous of meeting the Massagetae in arms, leave thy useless toil of bridge-making; let us retire three days' march from the river bank, and do thou come across with thy soldiers; or, if thou likest better to give us battle on thy side the stream, retire thyself an equal distance." Cyrus, on this offer, called together the chiefs of the Persians, and laid the matter before them, requesting them to advise him what he should do. All the votes were in favour of his letting Tomyris cross the stream, and giving battle on Persian ground. 
موقعی که حکمران پارس در این کارها مشغول بود، تومریس قاصدی به وی فرستاد، و او گفت، «ای شاه مادها، این ساخت و ساز را متوقف کنید، زیر شما نمی توانید بدانید که انجام چه کاری برای شما منفعت واقعی خواهد داشت. با این حال همان طور که می دانم تو به این توصیه گوش نخواهی داد، زیرا برای تو چیزی کم ارزش تر از صلح و آرامش نیست! پس اگر تو بسیار مشتاق مواجه شدن با سپاهیان ماساژئتها هستی اکنون پیش بیا و رنج بی ثمر پل سازی را رها کن؛ بگذار ما به مدت راهپیمایی سه روزه از ساحل رودخانه عقب بنشینیم و تو با سربازانت پیش بیا؛ یا اگر صلاح می دانی که در آن سوی رود با ما بجنگی به همان میزان خودت عقب بنشین.» کورش به خاطر این پیشنهاد بزرگان پارس را جمع کرد و موضوع را با آنها در میان گذاشت و از آنها درخواست کرد که درباره آنچه وی باید انجام بدهد مشورت ارائه کنند. همه آرا موافق این بودند که اجازه بدهند که تومریس از رود بگذرد و جنگ در سرزمین پارسها انجام شود.
 

برچسب‌ها: زبان آذربایان, تاریخ آدربایجان

 

آذربایحان همیشه ترک(26)سند✔

تاریخ هرودوت 


باتحقیق وبررسی درتاریخ هرودوت به نکات مهمی پی میبریم نکاتی که بروشنی وبدون تردید ثابت میکند که ماساژتهایی که بارهبریت ملکه تومیریس سرکوروش را بریده اند دربالای آراز(ارس)زندگی میکردند واین جنگ درآن حوالی اتفاق افتاده ولی نویسندگان پانفارس عمدا آراکسی که هردوت توضیح میدهد را جیحون معنی میکنند تامکان این قوم را به ترکمنستان انتقال داده واذهان را ازآذربایجان دور کنند حتی بین مورخان جاعل پانفارس وجغرافی نویسان فارس دراین مورد اشتراک وجود ندارد جغرافی نویسان آراکس را آراز (ارس)میدانند ولی تاریخ نویسان عمدا جیحون مینویسند

هرودوت در متن انگلیسی توضیح روشنی از آراکس می دهد و بیان می کند منشا آن بین ارمنستان و ماتیانهاست. 
 با دقت در متن انگلیسی مطمئن میشویم که قطعا آراکس همان آراز است و ارامنه امروز هم به آن آراکس می گویند. یعنی نام قدیمی آن را که در یونانی نیز ذکر شده است استفاده می کنند.
درپستهای قبلی  بااسنادی ثابت شد که ماساژتهاوسکاهاهمان تورکهاهستندحال بااستفاده ازمتن تاریخ هرودوت اثبات میکنیم سرکوروش توسط ماساژتهای تورک  ساکن بالای آراز بریده شده نه ترکمنستان

منبع:http://azarad.blogfa.com/post/254/

 

 

آذربایحان همیشه ترک(27)سند✔

سندی محکم از کتاب « تجارب الامم» مبنی برترک بودن اهالی آذربایجان قبل از اسلام 


در کتاب تجارب الامم ابوعلی مسکویه ( 421-320) که در قرن چهارم و اوایل پنجم و قبل از حضور مغولها ( قرن هفتم) می زیسته و حتی زمانی که امپراطوری های ترکها نیز حضوری در خاک ایران کنونی نداشته اند. در مورد آذربایجان در چند جا چنین اطلاعاتی از آذربایجان به دست می دهد :
الف)« به روزگار او [ منوچهر] ، رایش بن صیفی بن یشجب بن قحطان که از شاهان یمن بود به کشور گشایی برخاست. نام وی حارث بود. به هند لشکر کشید و غنیمتهای کلان بگرفت. مردی از یاران را با نام شمر عطّآف به توران فرستاد و شمر از راه آذربایجان ( آذربیجان) که در آن زمان در دست ایشان می بود به سرزمین ترک رفت و از آنان بکشت و در بند کشید و خواسته ها به تاراج گرفت ( تجارب الامم ،ابوالقاسم امامی ج 1 ص 66).»
قاعدتا برای فتح سرزمین ترک ار مسیر هند می باید از طرف اراضی شمال افغانستان وارد ترکستان می شد نه از طریق آذربایجان که دورتر است و به نظر آریایی پرستان سرزمین آذربایجان ارتباطی به ترکها ندارد. شاید گفته شود که مسکویه از جغرافیای ترک و آذربایجان اطلاع دقیقی نداشته است که چنین نیست و با توجه به این که از اهالی ری بوده است ، نزدیک سرزمین آذربایجان ، متوجه بوده است که ترک و آذربایجان چه ویژگی های می توانند داشته باشند. 
نکته دیگر اینکه می گوید به دست ترک بود ، یعنی اینکه در آذربایجان ترکها از قدیم حضور داشته اند و حضور ترکها در آذربایجان چیز بعید ودور انتظاری برای مسکویه و هم دورانهایش نبوده است
ب ) در ذکر پادشاهان یمن باز در جایی دیگر می گوید:
« از پادشاهان یمن تا روزگار سلیمان یاد کرده ایم. آن گاه پادشاهی به یاسر پور عمرو رسید که به وی یاسر أنعم گفته اند از آن روی که تازیان را می نواخته است. وی ، به آهنگ کشورگشایی به باختر تاخته بود و چون به وادی الرمل رسید ، جایی که کسی بدان نرسیده بود ، توده های ریگ چندان بود که گذرگاهی ندید و درماند و در همان جا بماند که ناگهان ریگ پراکنده شد. از خانگیان یکی را فرمود تا با یاران خویش بگذرد. بگذشتند و بازنگشتند. از این روی ، گفت بتی از مس بساختند و بر سنگی بزرگ بر کناره آن درّه برداشتند و بر سینه آن به خط مسند[ خط حمیریان در یمن] چنین نوشتند: « این بت از آن یاسر انعُم حمیری است ، بدان سوی آن راهی نباشد ، پس ، کس به دشواری نیفتند که نابود می شود.»
پس از یاسر پادشاهی به تبّع رسید وی همان تبان است ،... این تبّع به روزگار گشتاسب و اردشیر بهمن پور اسفندیار پور گشتاسب بوده است. وی از جای برون شد و بتاخت تا به انبار و موصل و آن گاه به آذربایجان رسید. در آذربایجان با توران[ در متن عربی ترک است] دیدار و نبرد کرد و آنان را بشکست. رزمندگان را بکشت و زنان و فرزندان را برده کرد. روزگاری در آن جای بماند. شاهان از وی بشکوهیدند و پیشکش به نزد وی می بردند... » ( تجارب الامم ،ابوالقاسم امامی ج 1 ص 86).
در این قسمت ، مسکویه به وضوح توران و آذربایجان را یکی می پندارد. 
ج) در جایی دیگر که در مورد جنگ ترکها و پارسها سخن می گوید و سخن از جنگ بین کی خسرو پارسی و افراسیاب ترک است ، می گوید که :
«سپس از سه سوی دیگر نیز به کی خسرو گزارش رسید که سپاهیان وی گرداگرد افراسیاب را بگرفته اند. افراسیاب خود به نبرد برخاست و از فرزندان وی جز شیده نمانده بود. شیده با ساز و برگ به سوی کی خسرو روی آورد. گویند : کی خسرو در آن روز از شیده بشکوهیده و پنداشت که با وی یارای نبرد ندارد. جنگ در میانه کی خسرو و شیده چهار روز بپایید و سر انجام شیده بگریخت و کی خسرو در پی او بتاخت تا در آذربایجان به وی رسید و با گرز بر سرش چنان کوفت که مرده بر خاک افتاد. سپس خواسته اش را به تاراج گرفت. 
افراسیاب همین که از فرجام شیده آگاهی شد با سپاهی گران به سوی کی خسرو آمد. چون به هم رسیدند جنگی در گرفت که گویند مانندش هرگز روی نداده بود. ایرانیان و تورانیان در هم آویختند و از یکدیگر بسیار بکشتند و افراسیاب بشکست و بتارید.پارسیان شماره ی کشتگان را چندان کلان گفته اند که نوشتن آن را خوش نداشته ام. کی خسرو در پی افراسیاب بتاخت تا سر انجام در آذربیجان به وی رسید. .... سرانجام سرش را برید ..... (تجارب الامم، ابوالقاسم امامی ج 1 ص 77).
در این نوشته ها کاملا مشخص است که آذربایجان از اراضی توران بوده است و دشمن به هنگام گریز به سوی خاک دشمن نمی گریزد و برعکس رو به سرزمینهای خود می گریزد . این نوشته ها فارغ از اینکه افسانه بوده اند ولی ازذهن ساکنان مبنی برتورک بودن اهالی آذربایجان سرچشمه میگیرند

منبع:http://azarad.blogfa.com/post/255/

 

 

آذربایحان همیشه ترک(28)سند✔

ازاسناد تورک بودن ساکاهای ساکن ایران قبل هخامنشیان 

مقایسۀ استخر ژنتیکی اسکیت های پازیریک اولین از سمت چپ با ترکها 2،3،4،5 و... از سمت چپ که نشان میدهد تقریبا یکی هستند ولی با ایرانیک ها 14 از سمت چپ و تاجیکهای قاطی 12و 11 هیچ ارتباطی نزدیک ژنی ندارند

 

منبع:http://azarad.blogfa.com/post/256/

 

آذربایحان همیشه ترک(29)سند✔

سندی محکم ازکتاب جامع التواریخ مبنی برتورک بودن اهالی آذربایجان

 

منبع:http://azarad.blogfa.com/post/257/

 

 

آذربایحان همیشه ترک(30)سند✔

سندی دیگر ازکتاب برهان قاطع مبنی برتورک بودن اهالی آذربایجان 

دراین کتاب ازنام گذاری آذربایجان توسط اغوزخان سخن بمیان میاورد

منبع:http://azarad.blogfa.com/post/258/

 

 

آذربایحان همیشه ترک(31)سند✔

عنوان

سندی محکم مبنی برتورک بودن اهالی آذربایجان درتاریخ بلعمی 


در تاریخ بلعمی که به کوشش محمد پروین گنابادی به چاپ رسیده است به وضوع از لفظ «ترکان آذربایجان» سخن می رود و سندی محکم در مورد حضور تاریخی ترکان حتی به روزگار افسانه ها در آذربایجان است.

منبع:http://azarad.blogfa.com/post/259/

 

آذربایحان همیشه ترک(۳۲)سند✔

 

برگی دیگرازکتاب تاریخ بلعمی مبنی برتورک بودن اهالی آذربایجان 


و نیز در تاریخ بلعمی به کوشش محمد پروین گنابادی در ص 357 ترک بودن آذربایجان را می خوانیم و حتی در پاورقی به متن گویای عربی نیز اشاره می رود که آذربایجان را سرزمین ترک می خواند.
 

منبع:http://azarad.blogfa.com/post/260/

 

آذربایحان همیشه ترک(۳۳)سند✔

 

سندی محکم برتورک بودن اهالی آذربایجان ازکتاب نامه دانشوران درعهد قاجار

دراین کتاب آمده  منظور از الاذریه وآذربیجیه همان لغات ترکان است 


پس از آنکه نژاد تراشان با جستجودر لابلای اسناد تاریخی و توسل به سفرنامه های خارجیها هیچ جا ردی از زبان به اصطلاح آذری نیافتند سعی کردند تا برای پاسخگویی به افکارعمومی  زبان پهلوی را به دم زبان جعلی آذری بچسبانند تا سریال نژاد تراشیشان تکمیل شود.
.
 اما با اثبات این که زبان پهلوی تنها دربرخی مناطق آذربایجان رواج داشته ونه در همه جای آن خلا زبانی دربیشترمناطق آذربایجان بخصوص تبریز نمایان شد.
پس بنابراین آخرین سلاحشان همانا واژگانیست که درمنابع تاریخی بصورت آذری ثبت شده اند.
.
 اما از ذکر واژگان مشابهشان مانندآذربیجی وآذربی خودداری می نمایند

آذری یعنی آذربایجانی 

براستی چه دلیل محکمی بر این اصرار حماقت آلود به اثبات زبان جعلی وشکست خورده آذری وجود دارد؟؟
تنها دلیلش ماله کشی و مخفی کردن جعلیات اریا گراهاست

برای روشن شدن هرچه بیشترموضوع توجهتان را به نوشته رحیم_رییس_نیا یکی از تاریخدانان معاصر جلب مینمایم:
.
✅درآثار دیگرنیز اعم از زبان وقوم و....وکالای منسوب به آذربایجان الفاظی چون،اذری،آذری،آذربی وآذربیجیه بکار رفته است.بعنوان مثال درموردی مربوط به زندگی ابوبکر درسالهای نخستین هجری از صوف_الاذربی(پشم_آذری) بکار رفته}
.(آذربایجان درسیرتاریخ ایران_رییس نیا_ص۸۵۷).

پس هرجا دیدید ازلفظ آذری استفاده شده است منظور همان آذربایجانی است نه بیشتر


منابع:
.
ترکان وبررسی تاریخ زبان وهویت آنها درایران(حسن راشدی)
.
آذربایجان درسیرتاریخ ایران(رحیم رییس نیا)

منبع:http://azarad.blogfa.com/post/261/

 

آذربایحان همیشه ترک(34)سند✔

                            

سندی محکم ازکتاب بن بطوطه مبنی برتورک بودن اهالی آذربایجان 


✅ابن بطوطه معروف ترین سیاح و جغرافی دان عرب و جهان که در قرن هشتم هجری از آذربایجان دیدن کرده بود ، پس از رسیدن به شهر تبریز به بازار بزرگ تبریز میرود که آن را بازار قازان خان مینامد، ابن بطوطه در مورد زیبایی و بزرگی این بازار مینویسد؛ بازار تبریز از بهترین بازارهایی است که در دنیا دیده ام و در ادامه در مورد مردم شهر واهالی بازار این چنین مینویسد...

🌇در تبریز به بازار جواهر فروشان رفتم...جواهر فروشان جواهرات خود را به زنان تورک عرضه میکردند"

منبع:http://azarad.blogfa.com/post/262/

 

آذربایحان همیشه ترک(35)سند✔

                                  سندی محکم ازکتاب تاریخ طبری مبنی برتورک بودن اهالی آذربایجان 

(وفي هذه السنة) غزا الجراح بن عبد الله الحكمى وهو أمير على أرمينيةوآذربيجان أرض الترك ففتح على يديه بلنجرم وهزم الترك و ...

و در این سال جراح بن عبدالله الحکمی جنگ کرد. او امیر ارمنستان و آذربایجان سرزمین ترکان بود. وی بلنجرم را با دستان خویش فتح کرد و ترکان را شکست داد.» (طبری ج ۵ ص ۳۶۸) مولف البدایه و النهایه نیز در ج ۹ ص ۲۵۶ به این امر اشاره کرده است. 

    

منبع:http://azarad.blogfa.com/post/263/

 

آذربایحان همیشه ترک(36)سند✔

                         

سندی محکم ازکتاب بن خلدون مبنی برتورک بودن اهالی آذربایجان وردنظریه کسروی  

ابن خلدون که در جهان به پدر جامعه شناسی مشهور است و یکی از چهرههای ارجمند جهان اسلام به شمار میرود، در تاریخ معروف خود می نویسد: «و فی الکتب ان ارض ایران هی ارض الترک …فاما علماء الفرس و نسابتهم فیابون من هذا کله: در کتابها هست که ایران سرزمین ترکان است اما دانشمندان و نسب شناسان فارس به کلی این مسئله را انکار میکنند.»
(تاریخ ابن خلدون ج ۲ص ۱۵۴چاپ موسسه الاعلمی و ص ۱۸۱ انتشارات دارالفکر)

از مدرسه فقاهت کتابخانه آنلاین👇

وفي👈 الكتب ان أرض إيران هي أرض الترك👉 وعند الإسرائيليين انهم من ولد طيراس بن يافث وإخوتهم بنو مادي ابن يافث وكانوا مملكة واحدة ☝️فأما علماء الفرس ونسابتهم فيأبون من هذا كله ❌
 

  

منبع:http://azarad.blogfa.com/post/264/

 

 

 

آذربایحان همیشه ترک(37)سند✔

                                                                                               

بازهم سندی محکم ازتاریخ طبری مبنی برتورک بودن اهالی آذربایجان وردنظریه کسروی 
وهمچنین سندی محکم بر آذربایجان بودن شمال ارس تا دربند که پانفارسیزم درتلاش است شمال ارس را آذربایجان جعلی بانام آران به مردم بشناساند درحالیکه آران و ارمنیه وچوخورسعد(ایروان) و...ازجمله مناطقی در داخل آذربایجان شمالی و جزیی از آن بوده اند نه سرزمینی مستقل  

👈(وفيها) غزا مسلمه بن عبد الملك
الترك حتى بلغ الباب من ناحية آذربيجان ففتح حصونا ومدائن هنالك👉
در این سال(90هجری) مسلم بن عبدالملک با ترکان جنگید و تامنطقه باب الابواب(دربند)رسید و در آنجا شهرها و قلعه ها را فتح کرد .»(طبری 5 ص 226).
 

منبع:http://azarad.blogfa.com/post/265/

 

آذربایحان همیشه ترک(38)سند✔

            

  

بازهم سند ونوشته  ای محکم ازکتاب بن خلدون مبنی برتورک بودن اهالی آذربایجان 

وكان على عهد يستاسب وحافده أردشير يمن ابن ابنه اسفنديار من ملوك الفرس وانه شخص من اليمن غازيا ومر بالحيرة فتحير عسكره هنالك فسمى الحيرة وخلف قوما من الأزد ولخم وجذام وعاملة وقضاعة فأقاموا هنا لك وبنو الإطام واجتمع إليهم ناس من طيرة وكلب والسكون وأياد والحرث بن كعب ثم توجه الأنبار ثم الموصل 👈ثم آذربيجان ولقى الترك فهزمهم👉 وقتل وسبى ثم رجع إلى اليمن وهابته الملوك وهادنه ملوك الهند

منبع:http://azarad.blogfa.com/post/266/

 

آذربایحان همیشه ترک(39)سند✔

                     

سند محکمی دیگر از کتاب تجارب الامم وخزران ابن مسکویه مبنی برتورک بودن اهالی آذربایجان و موجودبودن اسم آذربایجان درشمال ارس

تجارب الامم و خزران
ابن مسکویه در تجارب الامم نامه ای از روایت انوشیروان نقل می کند که اجازه داده است پنجاه و سه هزار تورک ساکن آران[آلان](سرزمینی در آذربایجان بین دو رود کر و ارس، بر خلاف نظر سخیف فارسیسم که می کوشد با تحریف آن سوی ارس را آران و سرزمینی مجزا معرفی کند) و آذربایجان نموده است. وی می کوشیده اینگونه هم تبعه خود را زیاد کرده و هم از هجوم آنها جلوگیری کند. این هم یکی از اسنادی است که به دست ما رسیده است که نشانگر حضور تاریخی ترکها در آذربایجان قبل از اسلام است. طبری و بلعمی نیز از تورکان آذربایجان بارها سخن گفته اند که باز رد کننده ادعای مهاجرت ترکها بعد از اسلام به آذربایجان است.

منبع:http://azarad.blogfa.com/post/267/

 

 

آذربایحان همیشه ترک(40)سند✔

            

سندی محکم ازکتاب ابوعثمان عمرو بن بحر ملقب به جاحظ مبنی بر تعریف فضایل ترکان 
جاحظ و تمجیداز ترکها

ابوعثمان عمرو بن بحر (۱۶۰-۲۵۵ق) مشهور به جاحِظ؛ که در قرن دوم و سوم هجری می زیست و عالمی بوده است که در خصوص علوم مختلف نوشته های بسیاری دارد. او رساله ای دارد به نام «مناقب جند الخلیفه و قضایل الاتراک» که در آن در مورد فضیلتهای ترکان سخن گفته است و از قدیمی ترین کتابها در مورد ترک ها است. او دراین رساله توجه مردم را به قدرت اخلاقی و تواناییهای نظامی ترکها جلب کرده است.
مساله مهمی که در این میان قابل توجه است این است که چطور کتب زیادی که به تمجید ترکان پرداخته اند در ایران سانسور می شوند و در عوض نویسنده های فارسیست کتبی مثل رساله ابن فضلان را در چشم ما می کننده که فردی خودشیفته بوده است که همه را به جز اعراب تخریب و تحقیر کرده است.

منبع:http://azarad.blogfa.com/post/268/

اسناد تورک بودن مردم آزربایجان3

آذربایحان همیشه ترک(31)سند✔

عنوان

سندی محکم مبنی برتورک بودن اهالی آذربایجان درتاریخ بلعمی 


در تاریخ بلعمی که به کوشش محمد پروین گنابادی به چاپ رسیده است به وضوع از لفظ «ترکان آذربایجان» سخن می رود و سندی محکم در مورد حضور تاریخی ترکان حتی به روزگار افسانه ها در آذربایجان است.

منبع:http://azarad.blogfa.com/post/259/

 

 

آذربایحان همیشه ترک(۳۲)سند✔

 

برگی دیگرازکتاب تاریخ بلعمی مبنی برتورک بودن اهالی آذربایجان 


و نیز در تاریخ بلعمی به کوشش محمد پروین گنابادی در ص 357 ترک بودن آذربایجان را می خوانیم و حتی در پاورقی به متن گویای عربی نیز اشاره می رود که آذربایجان را سرزمین ترک می خواند.
 

منبع:http://azarad.blogfa.com/post/260/

 

آذربایحان همیشه ترک(۳۳)سند✔

 

سندی محکم برتورک بودن اهالی آذربایجان ازکتاب نامه دانشوران درعهد قاجار

دراین کتاب آمده  منظور از الاذریه وآذربیجیه همان لغات ترکان است 


پس از آنکه نژاد تراشان با جستجودر لابلای اسناد تاریخی و توسل به سفرنامه های خارجیها هیچ جا ردی از زبان به اصطلاح آذری نیافتند سعی کردند تا برای پاسخگویی به افکارعمومی  زبان پهلوی را به دم زبان جعلی آذری بچسبانند تا سریال نژاد تراشیشان تکمیل شود.
.
 اما با اثبات این که زبان پهلوی تنها دربرخی مناطق آذربایجان رواج داشته ونه در همه جای آن خلا زبانی دربیشترمناطق آذربایجان بخصوص تبریز نمایان شد.
پس بنابراین آخرین سلاحشان همانا واژگانیست که درمنابع تاریخی بصورت آذری ثبت شده اند.
.
 اما از ذکر واژگان مشابهشان مانندآذربیجی وآذربی خودداری می نمایند

آذری یعنی آذربایجانی 

براستی چه دلیل محکمی بر این اصرار حماقت آلود به اثبات زبان جعلی وشکست خورده آذری وجود دارد؟؟
تنها دلیلش ماله کشی و مخفی کردن جعلیات اریا گراهاست

برای روشن شدن هرچه بیشترموضوع توجهتان را به نوشته رحیم_رییس_نیا یکی از تاریخدانان معاصر جلب مینمایم:
.
✅درآثار دیگرنیز اعم از زبان وقوم و....وکالای منسوب به آذربایجان الفاظی چون،اذری،آذری،آذربی وآذربیجیه بکار رفته است.بعنوان مثال درموردی مربوط به زندگی ابوبکر درسالهای نخستین هجری از صوف_الاذربی(پشم_آذری) بکار رفته}
.(آذربایجان درسیرتاریخ ایران_رییس نیا_ص۸۵۷).

پس هرجا دیدید ازلفظ آذری استفاده شده است منظور همان آذربایجانی است نه بیشتر


منابع:
.
ترکان وبررسی تاریخ زبان وهویت آنها درایران(حسن راشدی)
.
آذربایجان درسیرتاریخ ایران(رحیم رییس نیا)

منبع:http://azarad.blogfa.com/post/261/

 

آذربایحان همیشه ترک(34)سند✔

                            

سندی محکم ازکتاب بن بطوطه مبنی برتورک بودن اهالی آذربایجان 


✅ابن بطوطه معروف ترین سیاح و جغرافی دان عرب و جهان که در قرن هشتم هجری از آذربایجان دیدن کرده بود ، پس از رسیدن به شهر تبریز به بازار بزرگ تبریز میرود که آن را بازار قازان خان مینامد، ابن بطوطه در مورد زیبایی و بزرگی این بازار مینویسد؛ بازار تبریز از بهترین بازارهایی است که در دنیا دیده ام و در ادامه در مورد مردم شهر واهالی بازار این چنین مینویسد...

🌇در تبریز به بازار جواهر فروشان رفتم...جواهر فروشان جواهرات خود را به زنان تورک عرضه میکردند"

منبع:http://azarad.blogfa.com/post/262/

 

آذربایحان همیشه ترک(35)سند✔

                                  سندی محکم ازکتاب تاریخ طبری مبنی برتورک بودن اهالی آذربایجان 

(وفي هذه السنة) غزا الجراح بن عبد الله الحكمى وهو أمير على أرمينيةوآذربيجان أرض الترك ففتح على يديه بلنجرم وهزم الترك و ...

و در این سال جراح بن عبدالله الحکمی جنگ کرد. او امیر ارمنستان و آذربایجان سرزمین ترکان بود. وی بلنجرم را با دستان خویش فتح کرد و ترکان را شکست داد.» (طبری ج ۵ ص ۳۶۸) مولف البدایه و النهایه نیز در ج ۹ ص ۲۵۶ به این امر اشاره کرده است. 

    

منبع:http://azarad.blogfa.com/post/263/

 

آذربایحان همیشه ترک(36)سند✔

                         

سندی محکم ازکتاب بن خلدون مبنی برتورک بودن اهالی آذربایجان وردنظریه کسروی  

ابن خلدون که در جهان به پدر جامعه شناسی مشهور است و یکی از چهرههای ارجمند جهان اسلام به شمار میرود، در تاریخ معروف خود می نویسد: «و فی الکتب ان ارض ایران هی ارض الترک …فاما علماء الفرس و نسابتهم فیابون من هذا کله: در کتابها هست که ایران سرزمین ترکان است اما دانشمندان و نسب شناسان فارس به کلی این مسئله را انکار میکنند.»
(تاریخ ابن خلدون ج ۲ص ۱۵۴چاپ موسسه الاعلمی و ص ۱۸۱ انتشارات دارالفکر)

از مدرسه فقاهت کتابخانه آنلاین👇

وفي👈 الكتب ان أرض إيران هي أرض الترك👉 وعند الإسرائيليين انهم من ولد طيراس بن يافث وإخوتهم بنو مادي ابن يافث وكانوا مملكة واحدة ☝️فأما علماء الفرس ونسابتهم فيأبون من هذا كله ❌
 

  

منبع:http://azarad.blogfa.com/post/264/

 

 

آذربایحان همیشه ترک(37)سند✔

                                                                                               

بازهم سندی محکم ازتاریخ طبری مبنی برتورک بودن اهالی آذربایجان وردنظریه کسروی 
وهمچنین سندی محکم بر آذربایجان بودن شمال ارس تا دربند که پانفارسیزم درتلاش است شمال ارس را آذربایجان جعلی بانام آران به مردم بشناساند درحالیکه آران و ارمنیه وچوخورسعد(ایروان) و...ازجمله مناطقی در داخل آذربایجان شمالی و جزیی از آن بوده اند نه سرزمینی مستقل  

👈(وفيها) غزا مسلمه بن عبد الملك
الترك حتى بلغ الباب من ناحية آذربيجان ففتح حصونا ومدائن هنالك👉
در این سال(90هجری) مسلم بن عبدالملک با ترکان جنگید و تامنطقه باب الابواب(دربند)رسید و در آنجا شهرها و قلعه ها را فتح کرد .»(طبری 5 ص 226).
 

منبع:http://azarad.blogfa.com/post/265/

 

آذربایحان همیشه ترک(38)سند✔

            

  

بازهم سند ونوشته  ای محکم ازکتاب بن خلدون مبنی برتورک بودن اهالی آذربایجان 

وكان على عهد يستاسب وحافده أردشير يمن ابن ابنه اسفنديار من ملوك الفرس وانه شخص من اليمن غازيا ومر بالحيرة فتحير عسكره هنالك فسمى الحيرة وخلف قوما من الأزد ولخم وجذام وعاملة وقضاعة فأقاموا هنا لك وبنو الإطام واجتمع إليهم ناس من طيرة وكلب والسكون وأياد والحرث بن كعب ثم توجه الأنبار ثم الموصل 👈ثم آذربيجان ولقى الترك فهزمهم👉 وقتل وسبى ثم رجع إلى اليمن وهابته الملوك وهادنه ملوك الهند

منبع:http://azarad.blogfa.com/post/266/

 

آذربایحان همیشه ترک(39)سند✔

                     

سند محکمی دیگر از کتاب تجارب الامم وخزران ابن مسکویه مبنی برتورک بودن اهالی آذربایجان و موجودبودن اسم آذربایجان درشمال ارس

تجارب الامم و خزران
ابن مسکویه در تجارب الامم نامه ای از روایت انوشیروان نقل می کند که اجازه داده است پنجاه و سه هزار تورک ساکن آران[آلان](سرزمینی در آذربایجان بین دو رود کر و ارس، بر خلاف نظر سخیف فارسیسم که می کوشد با تحریف آن سوی ارس را آران و سرزمینی مجزا معرفی کند) و آذربایجان نموده است. وی می کوشیده اینگونه هم تبعه خود را زیاد کرده و هم از هجوم آنها جلوگیری کند. این هم یکی از اسنادی است که به دست ما رسیده است که نشانگر حضور تاریخی ترکها در آذربایجان قبل از اسلام است. طبری و بلعمی نیز از تورکان آذربایجان بارها سخن گفته اند که باز رد کننده ادعای مهاجرت ترکها بعد از اسلام به آذربایجان است.

منبع:http://azarad.blogfa.com/post/267/

 

آذربایحان همیشه ترک(40)سند✔

            

سندی محکم ازکتاب ابوعثمان عمرو بن بحر ملقب به جاحظ مبنی بر تعریف فضایل ترکان 
جاحظ و تمجیداز ترکها

ابوعثمان عمرو بن بحر (۱۶۰-۲۵۵ق) مشهور به جاحِظ؛ که در قرن دوم و سوم هجری می زیست و عالمی بوده است که در خصوص علوم مختلف نوشته های بسیاری دارد. او رساله ای دارد به نام «مناقب جند الخلیفه و قضایل الاتراک» که در آن در مورد فضیلتهای ترکان سخن گفته است و از قدیمی ترین کتابها در مورد ترک ها است. او دراین رساله توجه مردم را به قدرت اخلاقی و تواناییهای نظامی ترکها جلب کرده است.
مساله مهمی که در این میان قابل توجه است این است که چطور کتب زیادی که به تمجید ترکان پرداخته اند در ایران سانسور می شوند و در عوض نویسنده های فارسیست کتبی مثل رساله ابن فضلان را در چشم ما می کننده که فردی خودشیفته بوده است که همه را به جز اعراب تخریب و تحقیر کرده است.

منبع:http://azarad.blogfa.com/post/268/

اسناد تورک بودن مردم آزربایجان2

آذربایجان همیشه ترک (۱۹)سند✔

 

✅ازاسناد تورک بودن ساکاهای ساکن ایران قبل ازهخامنشیان 


مورخ و نويسنده أمريكايي Samuel Griswold Goodrich (۱۷۹۳ تا ۱۸۶۰ میلادی) از برجسته ترین نویسندگان آمریکایی با بیش از ۱۷۰ تالیف و ویرایش در تاریخ جهان، علوم طبیعت، بیوگرافی وکتب دیگر به شمار میرود، او همچنین به سمت کنسول آمریکا در فرانسه نائل شده بود، ساموئل گودریش در کتاب خود تاریخ تمام ملل از زمانهای آغازین A History of All Nations from the Earliest Times در فصول متوالی به طور مفصل تاریخ تمام ملل تورک وسلسله های تورکی را تا زمانهای متاخر برمیشمارد، که در اینجا بخش مختصری از آن را به همراه متن اصلی وتصاویر کتاب به اتفاق میخوانیم:

 The tribes of barbarians who inhabited the wide tract of country to the east of the Caspian Sea received from the ancients the general name of #Scythinans they are now known to Europeans under the appellation of #Tartars. Although this country has been from time to time subject to a succession of warlike nations, they have probably all been derived from the same original stock for, though known to the rest of the world by various names, their habits and character have always been the same. The #Scythians of the Greeks do not differ essentially from the modern #Tartars. Before the time of Alexander, the region called Transoxiana was inhabited by a nation known under the general name of Sacae of these the #Geta and #Massaget were powerful tribes. 


✅[ترجمه کامل ص ۳۵۷]

فصل ۲۸ام

از ۵۰۰ پس تا ۱۰۰۰ میلادی

منشاء توركها ،پادشاه دیزابولس، خاقان، تون ون خان، شُعَب مختلف ملت تورک

✅ قبائل بربری که در قسمت عظیمی از کشور تا شرق دریای کاسپین [خزر] ساکن بودند، از مردمان باستان نام عام ساکاها را دریافت کرده بودند، امروزه آنها نزد اروپائیها با نام تاتارها شناخته میشوند، با وجود اینکه این کشور از وقتی به وقت دیگر همواره توسط ملل جنگجو دست به دست میشده، تمام آنها احتمالاً از يك خانواده اصلي بوده اند، هرچند براي باقي جهان به نامهاي مختلف شناخته ميشده اند، اما عادات و صفات آنها همواره یکی بوده است، ساکاهای معروف نزد یونانیان اساساً هيچ فرقی با تاتارها [ی امروز] ندارند، قبل از دوره الکساندر منطقه به نام Transoxiana [ماوراء النهر] مسكن قبائلي بوده كه به ساكاها معروف بوده اند، از قبايل قدرتمند ساكاها قبیله Geta [ختا؟] وماساجت_ها نیرومندترین قبایل ساکاها به شمار ميرفتند

 

منبع:http://azarad.blogfa.com/post/247/

 

 

آذربایجان همیشه ترک (۲۰) سند ✔

 

ازاسناد تورک بودن ساکاها

فرش پازیریک که ازیک گورکان سکایی بدست آمده برخی ازمورخان باوقاحت تمام این فرش را به اقوام هندواروپایی نسبت میدادند ولی نشانه هابه قدریست که اینکار یک حماقت محض است 
گره این فرش گره تورک است ودم اسب هادرقالی گره زده است که فقط وفقط رسم تورکهاست .تامغای تورک درآن دیده میشود وبرخلاف اقوام هندواروپایی که دامن میپوشیدندمردسواربراسب شلواربرتن دارد وهمانند رسم فعلی تورکهابرروی اسب نمددیده میشود

منبع:http://azarad.blogfa.com/post/248/

 

آذربایجان همیشه ترک (21) سند✔

از اسناد تورک بودن سکاها ( از اقوام قبل از هخامنشیان آذربایجان)

آثاری از اسبهای تورک تا 400سال قبل از میلاد در گورستانهای سکایی پازیریک در کوههای آلتایی بدست آمده که نشان میدهد در آن دوران نیز اسبهای تورک را مانند زمان کنونی با نمد میپیچیدند.


منبع:http://azarad.blogfa.com/post/249/

 

آذربایجان همیشه ترک (22) سند✔

به هفت قرن قبل از ميلاد مسيح عليه السلام [قرنها قبل از هخامنشیان] باز ميگردیم واز ساکاها (ماساژات ها، اسکیت ها، آلان ها) که ساکنان شمال ایران بودند (غرب وشرق کاسپین) میرسیم:

✅به سکه ی به جا مانده از پادشاه ساکاها آتئوس دقت کنید که در نبرد با فیلیپ مقدونی کشته شد در پشت این سکه نوشته :

ATAILΣ = ATA+IL+Σ

آتاایلی= آتا+ایلی 
کلمه واضح تُرکی : "آتا ایلی" = سرزمین_پدری ، ایل_پدری

⚄Ateus (Ατεας, Atheas) - Scythian king, who at the turn of the 4th-5th cc. BC created a strong Scythian kingdom in the lower Bug/Buh and lower Danube area. In 339 BC, at age 90, he was killed in a battle with Philip of Macedon (The name Ateus/Atei (Ατεας, Atheas) is a Greek distortion, manifestant of other distortions that historians and linguists take for academic-level spelling and even try to perfect by using all kinds of convoluted diacritics, ........

♦️توضیح 
طبق گفته هردوت  این قوم  همان اقوامی بودند که کوروش کبیر به خاطر جاه طلبی به دست آنها کشته شد

منبع:http://azarad.blogfa.com/post/250/

 

 

آذربایجان همیشه ترک(23)سند✔

اسناد تورک بودن ساکا ها ( از اقوام باستانی آذربایجان)

اسناد فیلیپ اسمیت  Philip Smith مورخ بریتانیایی قرن نوزدهم میلادی و مؤلف كتاب تاريخ جهان History of the world در کتاب خود تاریخ باستان شرق در مورد ساکاها مینویسد :خ

⚄ The #Sacae were, in fact, the #nomad race whom the Persians found on their northern frontier, along which they extended from Asterabad to Balkh, in the area, and probably as the #ancestors, of the present #Turcomans and #Uzbeks. The Sacaa appear to have belonged to the #Turkish stock, perhaps with a Mongolian inteimixture.

✅ [ترجمه مختصر]  صفحه ۴۷۴

ساکاها در واقع بومیانی بودند که فارسها در مرزهای شمالی خود یافتند، که از محدوده ی آسترآباد تا بلخ ممتد بودند، که احتمالاََ همان اجداد تركمن ها و اوزبك ها هستند. آنچه که مشهود است این است که ساكاها متعلق به نژاد تورک بودند، و شاید هم ممتزج با مغولها

منبع:http://azarad.blogfa.com/post/251/

 

آذربایحان همیشه ترک(24)سند✔

سند محکم ازاصل کتاب تاریخ هردوت مبنی وجود ساکاهادراطراف رود آراز

دراین قسمت هردوت مینویسد که فرستاده تومریس  کوروش را _شاه ماد_ خطاب میکند (باتوجه به اینکه قلمرو دولت ماد تا ترکمنستان نبوده و نیزساکاها قبلا بادولت ماد آشنایی داشته وبعضا هم پیمان بودند پس ساکاها باید بالای آراز بوده باشند که کوروش رابعنوان شاه مادبشناسند)

ِ [206] While the Persian leader was occupied in these labours, Tomyris sent a herald to him, who said, "King of the Medes, cease to press this enterprise, for thou canst not know if what thou art doing will be of real advantage to thee. Be content to rule in peace thy own kingdom, and bear to see us reign over the countries that are ours to govern. As, however, I know thou wilt not choose to hearken to this counsel, since there is nothing thou less desirest than peace and quietness, come now, if thou art so mightily desirous of meeting the Massagetae in arms, leave thy useless toil of bridge-making; let us retire three days' march from the river bank, and do thou come across with thy soldiers; or, if thou likest better to give us battle on thy side the stream, retire thyself an equal distance." Cyrus, on this offer, called together the chiefs of the Persians, and laid the matter before them, requesting them to advise him what he should do. All the votes were in favour of his letting Tomyris cross the stream, and giving battle on Persian ground. 
موقعی که حکمران پارس در این کارها مشغول بود، تومریس قاصدی به وی فرستاد، و او گفت، «ای شاه مادها، این ساخت و ساز را متوقف کنید، زیر شما نمی توانید بدانید که انجام چه کاری برای شما منفعت واقعی خواهد داشت. با این حال همان طور که می دانم تو به این توصیه گوش نخواهی داد، زیرا برای تو چیزی کم ارزش تر از صلح و آرامش نیست! پس اگر تو بسیار مشتاق مواجه شدن با سپاهیان ماساژئتها هستی اکنون پیش بیا و رنج بی ثمر پل سازی را رها کن؛ بگذار ما به مدت راهپیمایی سه روزه از ساحل رودخانه عقب بنشینیم و تو با سربازانت پیش بیا؛ یا اگر صلاح می دانی که در آن سوی رود با ما بجنگی به همان میزان خودت عقب بنشین.» کورش به خاطر این پیشنهاد بزرگان پارس را جمع کرد و موضوع را با آنها در میان گذاشت و از آنها درخواست کرد که درباره آنچه وی باید انجام بدهد مشورت ارائه کنند. همه آرا موافق این بودند که اجازه بدهند که تومریس از رود بگذرد و جنگ در سرزمین پارسها انجام شود.
 

منبع:http://azarad.blogfa.com/post/252/

 

آذربایحان همیشه ترک(25)سند✔

ازاسنادتورک بودن سکاهای ساکن ایران قبل هخامنشیان 

گوردفن وکیفیت دفن ساکاها بصورت گورکانیک میباشد  یعنی بااسباب ولوازم واسب وشمشیر که دربین اقوام آلتائیک دیده میشود ولی دفن مثلا دراقوام هندوایرانی  بصورت دخمه گذاری یا رهاکردن برای پرندگان ووحوش و...میباشدازاین نوع تدفین ساکایی درمشکین شهر وآستاراوروستهای خلخال  وجاهای دیگر پیدا شده است لازم به یادآوریست که دراین گورهای سکایی نیزشاهددفن زنان بااسلحه واسب هستیم که مربوط به زنان جنگنجو یاآمازون بوده که این نوع جنگجویی دربین زنان همپایه مردان فقط دربین تورکها دیده میشوددر کاوشهای باستانی در گورستان تاریخی خرم آباد مشکین شهر مشخص شد که در یکی از گورها 34 اسب دفن شده است
آقای رضا رضالو محقق و باستانشناس که سرپرستی این کاوش را بر عهده داشته ساختار این گورها و نوع دفن را گورهای سکایی دانسته است.
بعلت تعداد زیاد بودن ، این گورها شماره گذاری شده اند
گورستان خرم آباد مشکین شهر بزرگترین گورستان مربوط به تمدن سکاها میباشد که در منطقه آزربایجان ایران کشف شده است

 دو نمونه ازگوردفنهای ساکایی، مشکین شهر وسقزدر تصویر بالا آورده شده

ازاسنادتورک بودن سکاهای ساکن ایران قبل هخامنشیان 

گوردفن وکیفیت دفن ساکاها بصورت گورکانیک میباشد  یعنی بااسباب ولوازم واسب وشمشیر که دربین اقوام آلتائیک دیده میشود ولی دفن مثلا دراقوام هندوایرانی  بصورت دخمه گذاری یا رهاکردن برای پرندگان ووحوش و...میباشدازاین نوع تدفین ساکایی درمشکین شهر وآستاراوروستهای خلخال  وجاهای دیگر پیدا شده است لازم به یادآوریست که دراین گورهای سکایی نیزشاهددفن زنان بااسلحه واسب هستیم که مربوط به زنان جنگنجو یاآمازون بوده که این نوع جنگجویی دربین زنان همپایه مردان فقط دربین تورکها دیده میشوددر کاوشهای باستانی در گورستان تاریخی خرم آباد مشکین شهر مشخص شد که در یکی از گورها 34 اسب دفن شده است
آقای رضا رضالو محقق و باستانشناس که سرپرستی این کاوش را بر عهده داشته ساختار این گورها و نوع دفن را گورهای سکایی دانسته است.
بعلت تعداد زیاد بودن ، این گورها شماره گذاری شده اند
گورستان خرم آباد مشکین شهر بزرگترین گورستان مربوط به تمدن سکاها میباشد که در منطقه آزربایجان ایران کشف شده است

 دو نمونه ازگوردفنهای ساکایی، مشکین شهر وسقزدر تصویر بالا آورده شده

منبع:http://azarad.blogfa.com/post/253/

 

گزیده فرهنگ آذربایجان و اسناد قدمت ترکان

 

آذربایحان همیشه ترک(26)سند✔

تاریخ هرودوت 


باتحقیق وبررسی درتاریخ هرودوت به نکات مهمی پی میبریم نکاتی که بروشنی وبدون تردید ثابت میکند که ماساژتهایی که بارهبریت ملکه تومیریس سرکوروش را بریده اند دربالای آراز(ارس)زندگی میکردند واین جنگ درآن حوالی اتفاق افتاده ولی نویسندگان پانفارس عمدا آراکسی که هردوت توضیح میدهد را جیحون معنی میکنند تامکان این قوم را به ترکمنستان انتقال داده واذهان را ازآذربایجان دور کنند حتی بین مورخان جاعل پانفارس وجغرافی نویسان فارس دراین مورد اشتراک وجود ندارد جغرافی نویسان آراکس را آراز (ارس)میدانند ولی تاریخ نویسان عمدا جیحون مینویسند

هرودوت در متن انگلیسی توضیح روشنی از آراکس می دهد و بیان می کند منشا آن بین ارمنستان و ماتیانهاست. 
 با دقت در متن انگلیسی مطمئن میشویم که قطعا آراکس همان آراز است و ارامنه امروز هم به آن آراکس می گویند. یعنی نام قدیمی آن را که در یونانی نیز ذکر شده است استفاده می کنند.
درپستهای قبلی  بااسنادی ثابت شد که ماساژتهاوسکاهاهمان تورکهاهستندحال بااستفاده ازمتن تاریخ هرودوت اثبات میکنیم سرکوروش توسط ماساژتهای تورک  ساکن بالای آراز بریده شده نه ترکمنستان

منبع:http://azarad.blogfa.com/post/254/

 

آذربایحان همیشه ترک(27)سند✔

سندی محکم از کتاب « تجارب الامم» مبنی برترک بودن اهالی آذربایجان قبل از اسلام 


در کتاب تجارب الامم ابوعلی مسکویه ( 421-320) که در قرن چهارم و اوایل پنجم و قبل از حضور مغولها ( قرن هفتم) می زیسته و حتی زمانی که امپراطوری های ترکها نیز حضوری در خاک ایران کنونی نداشته اند. در مورد آذربایجان در چند جا چنین اطلاعاتی از آذربایجان به دست می دهد :
الف)« به روزگار او [ منوچهر] ، رایش بن صیفی بن یشجب بن قحطان که از شاهان یمن بود به کشور گشایی برخاست. نام وی حارث بود. به هند لشکر کشید و غنیمتهای کلان بگرفت. مردی از یاران را با نام شمر عطّآف به توران فرستاد و شمر از راه آذربایجان ( آذربیجان) که در آن زمان در دست ایشان می بود به سرزمین ترک رفت و از آنان بکشت و در بند کشید و خواسته ها به تاراج گرفت ( تجارب الامم ،ابوالقاسم امامی ج 1 ص 66).»
قاعدتا برای فتح سرزمین ترک ار مسیر هند می باید از طرف اراضی شمال افغانستان وارد ترکستان می شد نه از طریق آذربایجان که دورتر است و به نظر آریایی پرستان سرزمین آذربایجان ارتباطی به ترکها ندارد. شاید گفته شود که مسکویه از جغرافیای ترک و آذربایجان اطلاع دقیقی نداشته است که چنین نیست و با توجه به این که از اهالی ری بوده است ، نزدیک سرزمین آذربایجان ، متوجه بوده است که ترک و آذربایجان چه ویژگی های می توانند داشته باشند. 
نکته دیگر اینکه می گوید به دست ترک بود ، یعنی اینکه در آذربایجان ترکها از قدیم حضور داشته اند و حضور ترکها در آذربایجان چیز بعید ودور انتظاری برای مسکویه و هم دورانهایش نبوده است
ب ) در ذکر پادشاهان یمن باز در جایی دیگر می گوید:
« از پادشاهان یمن تا روزگار سلیمان یاد کرده ایم. آن گاه پادشاهی به یاسر پور عمرو رسید که به وی یاسر أنعم گفته اند از آن روی که تازیان را می نواخته است. وی ، به آهنگ کشورگشایی به باختر تاخته بود و چون به وادی الرمل رسید ، جایی که کسی بدان نرسیده بود ، توده های ریگ چندان بود که گذرگاهی ندید و درماند و در همان جا بماند که ناگهان ریگ پراکنده شد. از خانگیان یکی را فرمود تا با یاران خویش بگذرد. بگذشتند و بازنگشتند. از این روی ، گفت بتی از مس بساختند و بر سنگی بزرگ بر کناره آن درّه برداشتند و بر سینه آن به خط مسند[ خط حمیریان در یمن] چنین نوشتند: « این بت از آن یاسر انعُم حمیری است ، بدان سوی آن راهی نباشد ، پس ، کس به دشواری نیفتند که نابود می شود.»
پس از یاسر پادشاهی به تبّع رسید وی همان تبان است ،... این تبّع به روزگار گشتاسب و اردشیر بهمن پور اسفندیار پور گشتاسب بوده است. وی از جای برون شد و بتاخت تا به انبار و موصل و آن گاه به آذربایجان رسید. در آذربایجان با توران[ در متن عربی ترک است] دیدار و نبرد کرد و آنان را بشکست. رزمندگان را بکشت و زنان و فرزندان را برده کرد. روزگاری در آن جای بماند. شاهان از وی بشکوهیدند و پیشکش به نزد وی می بردند... » ( تجارب الامم ،ابوالقاسم امامی ج 1 ص 86).
در این قسمت ، مسکویه به وضوح توران و آذربایجان را یکی می پندارد. 
ج) در جایی دیگر که در مورد جنگ ترکها و پارسها سخن می گوید و سخن از جنگ بین کی خسرو پارسی و افراسیاب ترک است ، می گوید که :
«سپس از سه سوی دیگر نیز به کی خسرو گزارش رسید که سپاهیان وی گرداگرد افراسیاب را بگرفته اند. افراسیاب خود به نبرد برخاست و از فرزندان وی جز شیده نمانده بود. شیده با ساز و برگ به سوی کی خسرو روی آورد. گویند : کی خسرو در آن روز از شیده بشکوهیده و پنداشت که با وی یارای نبرد ندارد. جنگ در میانه کی خسرو و شیده چهار روز بپایید و سر انجام شیده بگریخت و کی خسرو در پی او بتاخت تا در آذربایجان به وی رسید و با گرز بر سرش چنان کوفت که مرده بر خاک افتاد. سپس خواسته اش را به تاراج گرفت. 
افراسیاب همین که از فرجام شیده آگاهی شد با سپاهی گران به سوی کی خسرو آمد. چون به هم رسیدند جنگی در گرفت که گویند مانندش هرگز روی نداده بود. ایرانیان و تورانیان در هم آویختند و از یکدیگر بسیار بکشتند و افراسیاب بشکست و بتارید.پارسیان شماره ی کشتگان را چندان کلان گفته اند که نوشتن آن را خوش نداشته ام. کی خسرو در پی افراسیاب بتاخت تا سر انجام در آذربیجان به وی رسید. .... سرانجام سرش را برید ..... (تجارب الامم، ابوالقاسم امامی ج 1 ص 77).
در این نوشته ها کاملا مشخص است که آذربایجان از اراضی توران بوده است و دشمن به هنگام گریز به سوی خاک دشمن نمی گریزد و برعکس رو به سرزمینهای خود می گریزد . این نوشته ها فارغ از اینکه افسانه بوده اند ولی ازذهن ساکنان مبنی برتورک بودن اهالی آذربایجان سرچشمه میگیرند

منبع:http://azarad.blogfa.com/post/255/

 

 

آذربایحان همیشه ترک(28)سند✔

ازاسناد تورک بودن ساکاهای ساکن ایران قبل هخامنشیان 

مقایسۀ استخر ژنتیکی اسکیت های پازیریک اولین از سمت چپ با ترکها 2،3،4،5 و... از سمت چپ که نشان میدهد تقریبا یکی هستند ولی با ایرانیک ها 14 از سمت چپ و تاجیکهای قاطی 12و 11 هیچ ارتباطی نزدیک ژنی ندارند

 

منبع:http://azarad.blogfa.com/post/256/

 

آذربایحان همیشه ترک(29)سند✔

سندی محکم ازکتاب جامع التواریخ مبنی برتورک بودن اهالی آذربایجان

 

منبع:http://azarad.blogfa.com/post/257/

 

آذربایحان همیشه ترک(30)سند✔

سندی دیگر ازکتاب برهان قاطع مبنی برتورک بودن اهالی آذربایجان 

دراین کتاب ازنام گذاری آذربایجان توسط اغوزخان سخن بمیان میاورد

منبع:http://azarad.blogfa.com/post/258/

اسناد تورک بودن مردم آزربایجان1

 

آذربایجان همیشه ترک (۱): سند ✔


 مانوئل دوم با عنوان کامل مانوئل دوم پالایولوگوس (زادهٔ ۲۷ ژوئیه ۱۳۵۰م – درگذشتهٔ ۲۱ ژوئیه ۱۴۲۵م) امپراتور بیزانس بود، او پسر امپراطور یوحنای پنجم بود که پس از انقلاب برادرش ضد پدر، از طرف پدر وارث تاج وتخت شده بود، او نبردهای عدیدی با امپراطوری تورکان عثمانی داشت، و بعدها معاهدات صلح مختلف با دولت عثمانی برقرار کرد، تا جایی که از ارتش عثمانی برای حفظ تاج و تختش ضد انقلاب شاهزادگان دیگر طلب کمک و حمایت میکرد
.
.
.
⚄ اهمیت بررسی تاریخ مانوئل دوم بیزانس نامه ها، معاهدات و دست نوشته های وی است، که در آنها #ترکان عثمانی، مغولها و تاتارها را با نام "#سکاها" خطاب میکند و سرزمین آنها را #سرزمین_سکاها میخواند ، قسمتی از نامه ی شماره ی ۱۴ وی را از کتاب "نامه های امانوئل امپراطور گشرق" نقل خواهیم کرد، که در پاییز یا زمستان سال ۱۳۹۰م بعد از اینکه مجبور شده بود سلطان بایزید عثمانی را در جنگهای داخلی بین ترکان در غرب آناتولی همراهی کند نوشته بود، او در این مدت ۸ نامه نگاشته که نامه ی زیر نامه ی اول وی میباشد، که با ناراحتی آن را بیان میدارد که مجبور شده در زمینهایی که زمانی تحت حکمشان بوده برای سکاها (ترکان عثمانی) ارتش رهبری کند وبه نفع آنها به نبرد وارد شود:
.
.
.
⚄ I have marched with the Romans from our own land to wage war with the #Scythians in the land of the #Scythians, and to command troops for our enemies. What Demosthenes would not be frustrated by this and find himself incapable of utterance ?
.
.
⚄[ترجمه]:
.
.
من با ارتش رومی از زمینهای خودمان لشکر کشیدم که جنگی به همراه سکاها (ترکان عثمانی) در سرزمین سکاها (آناتولی : #ترکیه) شروع کنم، و ارتشیانم را برای دشمنانمان رهبری کنم، چه دموستنی [سخنران قهار آتن]، خود را از این امر سرد و نا امید نخواهد یافت و قدرت نطق را از دست نخواهد داد
.
.منبع :
Book : The Letters of Manuel II Palaeologus: Text, Translation, and Notes, Volume 8By Manuel II Palaeologus (Emperor of the East), George T. Dennis
ϜϓſϞ


منبع:http://azarad.blogfa.com/post/229/

 

آذربایجان همیشه ترک (۲) ، سند ✔

 

 

 سِر ويليام اسميث تاريخ شناس ، حقوق دان و فرهنگ‌ نامه نویس بریتانیایی بود که به زبانهای یونانی و لاتین تسلط داشت، او از طرف دانشگاه آکسفورد نشان دکترای DCL را برای تحقیقات تاریخی و سیاسی اش دریافت کرد، او همچنین در سال ۱۸۹۲ لقب شوالیه (sir) را از امپراطوری بریتانیا دریافت کرد. او در كتابش دایره المعارف جغرافيايي رومي و يوناني در مورد #سكاها مینویسد:
‌.
.
.
.
⚄ Now between these limits lay the #Scythian of Herodotus, That the Scythians of Herodotus belonged to the great #Turk family, is in the present article, a postulate, but evidence will be given of this fact in the articles Scythae. #Scythia, and the #Huns with their allied population were #Turks also
.
.
⚄ [ترجمه] : ص ۱۰۹۷
.
.
در این مرزها #سکاها ی مورد اشاره هرودوث قرار دارند، و سکاهای مورد نظر هرودوث به خانواده بزرگ #تورک متعلق هستند، که در این دایره المعارف فقط یک پیش فرض است اما اسناد را در اثبات این واقعیت به طور جداگانه در مقاله سکاها ارائه میدهیم، سکاها و هون ها و جمعیت متحدین آنها نیز #تورک بوده اند
.
.
.
Dictionary of Greek and Ro
man Geography: Abacaenum Hytanis : Sir william smith


منبع:http://azarad.blogfa.com/post/230/

 

آذربایجان همیشه ترک (۳) سند ✔

پاؤل نازاروف نويسنده روسي در کتاب خود Hunted through central Asia به نقل از پروفسور Mischenko در مورد سکاها و ماساجات ها در صفحه ی ۴۸ مینویسد: .
.
There is no doubt as Professor Mischenko thinks that the #Scythian tribe of Massagetae where nothing more nor less than the ancestors of the #Kirghiz of today in the Turagi province. Where the name survives in the river Massagatka and the mountain Mussagat .
.
 به اعتقاد پروفسور میسچنکو هیچ شکی وجود ندارد که قبیله سکایی #ماساجت_ها پدران مردمان #قرقیز کنونی در استان توراقی هستند، که این نام تا امروز در آنجا زنده است چه اسم رودشان که #ماساجاتکاست وچه اسم کوهشان که #موساجات است
.
.
.
 او در ادامه ی همین صفحه در مورد ریشه ی نام ملکه ماساجت ها تومیریس همان حرفی را نقل میکند که باستان شناس بریتانیایی J.M. Cook در کتاب خود The persian empire آورده:
.
.
 The name of #Tomyris like other scythian names is of #Turki origin this name #Tomyris means "crush iron" or " bend iron" from #temir ; and recalls another famous warrior out of Asia, Temir-leng , Temir the lame or Tamerlane a remote descendant of his famous compatriot Tomyris
.
.
 نام ملکه #تومیریس مانند دیگر نامهای #سکایی ریشه ای #تورکی دارد، نام تومیریس به معنای آهن شکسته یا آهن خم شده است، که از #تمیر گرفته شده است، ويادآور نام جنگجویی دیگر از آسیاست ، تمیر لنگ ، به معنای تمیر شَل (خم) که زاده ایی دور از هموطن مشهور خود تومیریس است

منبع:http://azarad.blogfa.com/post/231/

 

آذربایجان همیشه ترک (۴) سند ✔

 

 پرفسور Augustus Frederic Rudolf Hoernlé مورخ و نویسنده آلمانی الاصل بریتانیایی قرن ۱۹ و ۲۰ میلادی بود، رادوف تحصیلات خود را در دانشگاه بازل سوئیس در رشته ی الهیات کامل کرد سپس راهی لندن برای فراگیری زبان سانسکریت شد، وتحت تعلیم پروفسور آلمانی Theodor Goldstücker مورخ و استاد زبان سانسکریت دانشگاه لندن شد، او سپس به هند بازگشت و در دانشگاههای بنارس و کلکته مشغول به تدریس شد، وی در نهایت در دانشگاه آکسفورد بریتانیا در سمت استادی باز نشست شد
.
.
 رادولف در کتاب خود "تاریخ هند" که فصول مختلف تاریخ این کشور را بررسی میکند در مورد سکاها که دودمان پادشاهی هند را ساقط کرده بودند این چنین مینویسد:
.
.
.
 In the meantime there had appeared on the borders of India a formidable foe who soon overthrew the whole of the Graeco-Bactrian kingdoms. These were the #Sakas, a section of the great #Turki, or #Scythian race. Their original settlements had been in Eastern Turkestan. Thence they were driven out, about 160 B.C. by the so-called Yuechi, another section of the same race. They migrated to india probably across the passes of Karakorum range and through the valley of Indus. Having reached India one portion marched west into Afghanistan, conquering the numerous small Graeco-Bactrian sovereignties which has established themselves after Eukratides death under Strato، lysias and other princes, they chiefly settled in the western part of afghanistan, which hence come to be called #Sakasthana or the country of the Sakas, Being the modern #Sistan
.
.
 ترجمه صفحه ۴۳
.
.
در این حین در مرزهای هند یک دشمن مهیب ظاهر شد که به زودی تمام ممالک گریکو باکتری را ساقط کرد، اینها #سکاها بودند قسمتی از #تورکهای عظیم یا نژاد #اسکیتها، موطن اصلی آنها شرق ترکستان بود، که بعدها توسط یوچی ها که از نژاد سکاها هستند قریب به ۱۶۰ سال قبل از میلاد از آنجا رانده شدند. [سکاها] احتمالا از محدوده کراکروم و وادی هندو به هند مهاجرت کردند، وقتی به هندوستان رسیدند یک قسمت آنها به طرف غرب افغانستان حرکت کرد و تمام ممالک گریکو باکتری را در آنجا ساقط کردند، ممالکی که بعد از مرگ ایوکراتیدس و تحت حکم استراتو و لیساس ودیگر شاهزادگان برپا شده بود، [سکاها] غالبا در غرب افغانستان ساکن شدند که سپس آن منطقه به نام سکاستانا معروف شد به معنی کشور سکاها که همان 

منبع:http://azarad.blogfa.com/post/232/

 

آذربایجان همیشه ترک (۵) سند✔

سندی از تورک بودن ماساژئتها

ماساژئتها شاخه ای از ساکاها یا همان اسکیتها بوده اند. فوتیوس در قرن نهم میلادی در کتاب خود با نام میریوبیبیلون در صفحه ۷۳ چنین می نویسد:

تورکها که قبلاً ماساژئت نامیده میشدند، وتوسط پارسیان کیمرخیون(کیمیرهون)نامیده میشدند، که در شرق نهر تانایس (رود دُن[دون یا منجمد و آرام احتمالا تورکی است]) زندگی میکردند، در این وقت سفیرانی به همراه هدایا برای امپراطور جاستین ارسال کردند، واز او تقاضا کردن که آوارها را استقبال نکند، جاستین هدایا را قبول کرد و سفیران را به مهربانی بازگرداند، وقتی آوراها متعاقباً نزد جاستين رسيدند واز وي تقاضاي سكونت در پانونیا و ایجاد صلح کردند، او تقاضای آنها را به خاطر معاهده ایی که با تورکها داشت رد کرد.


منبع:http://azarad.blogfa.com/post/233/

 

آذربایجان همیشه ترک (۶) سند✔

 


✅تئوفانس (زادهٔ ۷۵۰- مرگ ۱۲ مارس ۸۱۷ یا ۸۱۸ میلادی) مورخ، راهب و قدیس مسیحی بیزانسی بود. کتاب تاریخ او سال‌های میان ۲۸۴ تا ۸۱۳ پس از میلاد را پوشش می‌دهد


⚄ او در کتاب تئوفانیس کرونوگرافیا درباره ترکان در صفحات ۴۶۲ و ۴۵۸ اینگونه می گوید:
✅ Page 458:
"ad Tanaidis orientalem plagam Turci deguni, qui quondam Masageta vocati.."

✅Page 462:
Turcos olim Massagetas, in oriente ad Tanaim sitos..."

✅ ترجمه (صفحه ۴۵۸):
"در شرق رود تانیس #ترکان قرار دارند که در قدیم ماساجت خوانده میشدند.."

✅ترجمه (صفحه ۴۶۲):
"ترکها  #ماساجت های قدیم در شرق رود تانیس قرار دارند.."

منبع:http://azarad.blogfa.com/post/234/

 

آذربایجان همیشه ترک (۷)سند✔

 

سندی محکم مبنی برتورک بودن اهالی آذربایجان قبل اسلام ازهومل 

✅فریتز هومل Fritz Hommel باستان شناس و شرق شناس آلمانی بود ، او در دانشگاه لایپزیگ از کهن ترین دانشگاه های جهان و دومین دانشگاه معتبر آلمان به تحصیل پرداخت، دانشگاهی که برندگان زیادی از جوایز نوبل در علوم مختلف به جهان ارائه داده بود، هومل در سال ۱۸۷۷م به درجه ی پروفسورای زبانهای سامی دست پیدا کرد، او از متخصصان تاریخ خاورمیانه و از اساتید برجسته در ترجمه خطوط میخی، عربی باستان، ترکی باستان و همچنین الواح مصری بود

✅ فریتز هومل در کتاب خود به نام Geschichte Babyloniens und Assyriens [تاریخ بابل و آشور] ؛ واژه ی Turuki به کار رفته در الواح بین النهرینی که در اشاره به بومیان منطقه ی باستانی آزربایجان آمده را قدیمی ترین فرم کلمه تورک میداند و ساکنان باستانی این منطقه را اتحادی از قبایل تورکی معرفی میکند و در صفحه ۵۰۱ کتاب خود مینویسد:
.
.
Das Gebiet der #Turuki und Nigimchi im Osten erwähnt wird; die älteste Form für #Turk, #Türk aber ist #Turuk.
.
Tigris bis zum Su-Gebiet herab fitzende Völkerschaften, vor allem die Gu und Su (Kuti und Suti) selber, welche Pudl-ilu seinem Scepter unterwirft. Die Aufzählung geht offenbar von Norden nach Süden; vorangestellt (als die nordöstlichsten) find die sonst nicht mehr in der Keilschriftliteratur begegnenden #Turuki und #Nigimchi, wo man bei den ersteren an eine vom #Kafpischen_Meer aus in die medischen Gebirge verschlagene Abtheilung der #Turk_Nomaden denken könnte
.
✅نام منطقه ی Turuki ونیگیمچی که در الواح شرقی[ بین النهرینی] آمده، قدیمی ترین فرم نام، تورك (Turk) است، و تورک همان توروک است.
از شمال رود دجله تا امتداد آن در مناطق سو و گو (سوتی و گوتی) ، منطقه ی توروکی ها ونیگیمچی ها (Nigimchi) ها قرار دارد، که اتحادی از قبایل بومی_تورکی بوده اند که در منطقه بین دریای خزر تا کوه های ماد زندگی میکردند
.
او در پانوشت صفحه در رابطه به واژه ی توروکی اضاف میکند:
. Die älteste Form des Wortes #Türk ist ja Turuk (vgl. arab. Turk, bei den #Byzantinern Toüqxoi); auch die den Turkstämmen so nah verwandten Sumerier sind ja einst über die medischen Gebirgspässe nach Babylonien gekommen

✅قدیمی ترین فرم واژه تورک ، توروک میباشد، (به عربی ترك و در ميان بيزانسيان تورکی) ، حتي سومريان كه به قبايل توركيك بسيار نزديك بوده اند در بدو از بين كوههای ماد به بین النهرین نازل شدند

منبع:http://azarad.blogfa.com/post/235/

 

آذربایجان همبشه ترک (۸) سند✔

🛑 

سندی محکم برتورک بودن اهالی آذربایجان قبل ازاسلام اززبان هرتسفلد 

✅ ارنست هرتسفلد باستان شناس یهودی و ایران شناس و پدر تاریخ باستان ایران که در دوره پهلوی به سمت متخصص مطالعات شرق ایران در آمده بود، در مورد توروکی های آزربایجان ایران در کتابش در صفحه ۹۰-۹۳ اعتراف میکند که:

ترجمه
.
قبايلي كه تحت نام توروكي و لولوبي شناخته ميشدند، ساكنين مختلف منطقه أراتا (اورميه وآذربايجان كنوني) بودند كه احتمالا متعلق به خانواده زبانهاي توركي_آلتايي هستند.. به استناد به منطقه جغرافيايي، لغت توروكي ها و لولوبيان مرتبط با لغت مردمان منطقه آراتا باستان (آزربايجان) است، كه احتمالا از نژاد ولغت آلتایی_تورکی است
.
Source: Deutsches Archäologisches Institut. Abteilung Teheran, Archaeologische Mitteilungen aus Iran , Band 19, Dietrich Reimer, p.90-93

 The tribes known under the name Su, Turukkaean and Lullubaean were differently named inhabitants of the Aratta country and probably belonged to the Altaic-Turkish language community. [...]. According to the coincidence of territory, the Turukkaean, Su and Lullubaean language was related to the langeage of the Aratta population which was probably of Altaic-Turkic ethnolinguistic origin

منبع:http://azarad.blogfa.com/post/236/

 

آذربایجان همیشه ترک (۹) سند✔

 

✅سندی محکم مبنی برتورک بودن اهالی آذربایجان قبل ازاسلام ازکتیبه های شهر باستانی Mari [تل حریری امروزی] در سوریه 

شهر سومري-عموري [عموريان پادشاهی عربی] Mari با ۵۰ هزار ساکن از بزرگترین شهرهای جهان باستان به شمار میرود، که داری معماری بی نظیری بوده، معماری این شهر به شکل مدور ، با دژها وبرجهای فراوان و دیوارهای ۶ متری بوده که سراسر شهر را که مساحتی ۲ کیلومتری داشته احاطه میکرده.

نکته حائز اهمیت در ارتباط با شهر باستانیMari آثار یافت شده در آن است من جمله کتیبه ها و نامه های پادشاهان بین النهرینی که احوال مملکت خود را به یکدیگر گزارش میداده اند، ودر این کتیبه ها از بومیان آذربایجان در ۷ هزار ساله گذشته ونبردهایشان با آنها صحبت به میان آورده اند که آنها را قوم Turuki میخواندند که در منطقه اورمیه واطراف آن تا حد شمالی کوه های زاگرس سکونت داشته اند

♦️کلمه Turuki ذکر شده در کتیبه های Mari، قدیمی ترین ذکر از واژه Turk (تورک) در تاریخ به شمار میرود که در اشاره به ساکنان آذربایجان باستان آمده:

 در کتاب Revue Des Études Sud-est Européennes صفحه ۸۸ نشر آکادمی رومانی در تایید این امر آمده:
The name "#Turk" in Mari texts
landsberger's thesis is confirmed by the fact that in 1800 B.C name of Turuk (Türk) was mentioned several times in the tablets discovered in the Mari excavition

[ترجمه]:صفحه ۸۸

نام "تورک" در کتیبه های شهر ماری
طز لاندرزبرگ [در مورد پیشینه] نام تورک تایید شده است و آن به استناد ظهور این نام در ۱۸۰۰ ق.م است که این نام "توروک" (تورک) چندین بار در کتیبه های یافت شده شهر ماری آمده

♦️یامپولسکی بااستناد به این موارد ونیزباتوجه به اینکه اسم تورکها درنوشته های متاخر هم بصورت گوگ توروک نیزآمده وجود طوایف تورک دردوران آشوریهاوقبل ترازهخامنشیان رااثبات میکند.
 

منبع:http://azarad.blogfa.com/post/237/

 

آذربایجان همیشه ترک (۱۰) سند ✔

 

✅وجود لغات تورکی دراسناد آشوری 

آشوریان شرح اتفاقات شاهان را درلوحه های گلی ثبت ونگهداری میکردند دریکی ازاین مجموعه ها که درشهر ماری یافت شده آشوریان ازقومی به اسم توروکی یاتوروکوم در5000سال پیش یاد میکنند که باآنها درگیری داشتند ولی وجود تنها یک نام توروکی  برخی مورخان را قانع نمیکند که این نام مربوط به اقوام ترک بوده حال به یک سند ازساراگون دوم پادشاه آشور اشاره میکنیم 
ساراگون دوم درلشکر کشی سال 714 ق .م دژاوش قایا درشرق دریاچه ارومیه ودامنه های غربی سهندراتسخیرنموده است 
اوش قایا درزبان ماننایی نام قدیم اسکو میباشد 
دراین نام علاوه برکلمه اوش =اوچ 
قایا نیز درزبان ترکی معاصر به معنی تخته سنگ بکارمیرود در1500الی 2000سال پیش ازمیلاد درزبان اهالی آذربایجان آن عهد مرسوم بوده است 
نام اوش قایا یاقله 3کوه که درشرق اسکو واقع است نیز درآن عهد به این نام نامیده میشده 
ترکیب اوش قایا درزبان ماننایی قرابت ووحدت زیادی باترکی امروزی ازلحاظ ترکیب صوتی وساختمان صرفی ولغوی دارد 

مثالهای مشابه :بش باجیلار (نام چشمه آبگرم درسرعین ) اوچ بوجاق (مثلث)

نام دیگری که درمنابع آشوری دیده میشود نام رودخانه قزل بونداست این رودخانه که درمنابع آشوری ذکر شده همان رودخانه قزل اوزن میباشد که همچنان در ترکی معاصر به این نام نامیده میشود 

قابل توجه است که اسم توروکی در کتیبه های اورارتوهاهم ذکرشده وتورکهاهم درنوشته های خود خودشان را توروک وتوروک بودون (ملت تورک )هم نوشته اند
 

منبع:http://azarad.blogfa.com/post/238/

 

 

آذربایجان همیشه ترک (۱۱) سند✔

 

✅وجود لغات بسیاراززبان تورکی درزبان سومریان بین النهرین باقدمت 6000ساله اتفاقی نیست وازاین میتوان چندنتیجه گرفت 
1⃣.سومریهاتورک بودند
2⃣.سومریهاباتورکهاارتباط داشتند
3⃣.سومریهاازمحل زندگی تورکهامهاجرت کردن 
4⃣.سومریهاوتورکهاباهم مهاجرت کردن 

هرکدام ازاین احتمالهاکه بررسی شود وجود عنصر تورک درمنطقه رابدون شک باید پذیرفت پرفسور ندیم تونا درنتیجه گیری آخرکتاب خود درمقایسه زبانهای سومری وتورکی به نکات جالبی اشاره میکند که تصویرآن آمده است 
 جالب اینکه در6000سال پیش لغات تورکی رایج بوده که هنوز هم برای تورکهامفهوم است زمانی که هیچ اثری اززبان فارسی وپهلوی وهخامنشی درتاریخ دیده نمیشود و3500سال بعدازاین مدت هخامنشیان ظاهرشدندکه لغاتشان برای فارسی زبانان اصلا مفهوم نیست
 

منبع:http://azarad.blogfa.com/post/239/

 

آذربایجان همیشه ترک(۱۲) سند✔

 

ازاسناد تورک بودن ساکاهای ساکن ایران قبل هخامنشیان 

 «تاریخ اسکندر مقدونی»، اثر کوینت کورس ، مورخ رومی قرن اول پس از میلاد ، کتاب هفتم، بخش هفتم :

- ترجمه روسی از متن لاتین (https://tr.im/NBea3):

«شاه ساکاها که قدرتش در آن سوی رود تانائیس گسترده شده بود، شهر بنیانگذاری شده توسط اسکندر مقدونی در ساحل رودخانه را اسباب زحمتش میدانست. به همین خاطر، او برادرش را که «کارتاسیس» نام داشت، در راس سواره نظامی بزرگ، برای انهدام این شهر و دور کردن ارتش مقدونی از رودخانه، راهی کرد».

- ترجمه انگلیسی متن لاتین (https://tr.im/dlpev):
«سرکرده ساکاها که قلمروش به آن سوی سیردریا گسترده شده بود، شهر برپا شده توسط اسکندر مقدونی را زنجیری به دور گردنش میدید و بنابراین، برادرش، «کارتوسیس» را با اسبی جنگی فرستاد تا ویرانش سازد و نیروهای مقدونی را از رودخانه براند».

 به لحاظ محتوایی، به نظر میرسد که ترجمه ها تفاوت خاصی از یکدیگر ندارند. تنها، رود تانائیس در ترجمه انگلیسی به شکل «سیردریا» ذکر شده است که از تفاوتهای موجود در جغرافیاشناسی باستان نشئت میگیرد. اما، صحبت درباره موضوع دیگری است. برادر شاه ساکا که نظر ما را جلب میکند، در ترجمه روسی به شکل «کارتاسیس» و در ترجمه انگلیسی به شکل «کارتوسیس» نوشته شده است. تفاوت، بسیار جزئی به نظر میرسد و انگار نباید به این مسائل کوچک، توجه کرد. اما تطبیق با متن اصلی، مشخص میسازد که هر دو واریانت ترجمه، تحریف شده هستند. و اینک، متن لاتین اوریجینال را ارائه میکنیم :
At rex Scytharum, cuius tum ultra Tanaimimperium erat, ratus eam urbem, quam in ripaamnis Macedones condiderant, suis inpositamesse cervicibus, fratrem,  "Carthasim " nomine,cum magna equitum manu misit ad diruendameam proculque amne submovendasMacedonum copias.

(https://tr.im/XyCaI و https://tr.im/a8KL0 و https://tr.im/VrCxn.)

 به این ترتیب، متن اصلی آشکار میکند که برادر شاه ساکایی نه «کارتاسیس» و نه «کارتوسیس»، بلکه به شکل «کارتاسیم» ذکر شده است. به علاوه، مشخص میشود که این عبارت، نه اسم برادر شاه ساکایی، بلکه لقبی است که بدین صورت معنی میگردد: «آنکه کارتاسیم خطاب شده». در اینجا، شاه ساکایی که در زبانش، برادرش را «کارتاسیم» مینامد، سواره نظامی را علیه قلعه مقدونیها راهی میکند. «کارتاسیم» چیزی جز شکل تغییریافته عبارت ترکی «قارتاشیم یا قارداشیم» به معنای «برادرم» نیست. طبیعی است که کوینت کورس، زبان ترکی نمیدانست و در استفاده از منابع حول اسکندر مقدونی، معنی این کلمه را متوجه نشده است. «قارتاش/قارداش» در زبانهای ترکی به معنای «برادر» و «-ئم» (ym-)، پسوند مالکیت اول شخص میباشد. میدانیم که زبان لاتین، فاقد صوت " ش " بود و به جای آنها، متن از " س " استفاده می شود . به عبارت دیگر، «قارتاشئم» ترکی، در لاتین به «کارتاسیم» تبدیل شده است .

 اگر تنها یک مورد از ترجمه ها تحریف شده بود، میتوانستیم آنرا به حساب عدم دقت مترجم بگذاریم یا اشتباهی مکانیکی بپنداریم. اما در تمام موارد، ما همان «اشتباه مکانیکی» را مشاهده میکنیم که حاکی از نوعی هماهنگی اقدامات، گرایش و قصد تحریف متون در تاریخنگاری مکاتب اروپایی (پان آریایی)است که به طور خودکار، به فریب می انجامد. برادر شاه ساکایی که «قارتاشئم» خطاب میشد، تنها با تغییر حرف آخر، به اسم خاص تبدیل میگردد و سپس، با شگردهای کیمیاگری «دانشمندان» هندواروپایی، «کارتاسیس» به زبانهای هندوایرانی تعلق مییابد» !!
 

منبع:http://azarad.blogfa.com/post/240/

 

آذربایجان همیشه ترک(۱۳)سند✔

ازاسنادتورک بودن ساکاها

کلاه شاهزاده خانم سکایی(اقوام باستانی آدربایجان)  که ازیک گورکان بدست آمده و  اقوام تورک که عینا ودقیقا ازاین کلاه درمراسمات ومجسمه های خود استفاده میکنند  این کلاه درهیچ قوم هندواروپایی دیده نمیشود ومختص تورکهاست
🆔

 

منبع:http://azarad.blogfa.com/post/241/

 

آذربایجان همیشه ترک(۱۴) سند✔

 

ازاسنادتورک بودن سکاها(اقوام قدیمی آذربایجان)

 


درآثاربدست آمده ازساکاهابه کمانی برمیخوریم که به کمان سکایی معروف است این کمان عیناودقیقا دردست اقوام تورک مانند هونهادیده میشود
درضمن پوشیدن شلوارو کیفیت تیراندازی به پشت وجنگاوری  توسط بانوان درآمازونهای تورک دیده میشود که همانند مردان درجنگهاشرکت میکردند

 

 

منبع:http://azarad.blogfa.com/post/242/

 

 

آذربایجان همیشه ترک (۱۵)سند✔


تشابه کلاههای تورکان ساکا وسلجوقیها
این کلاه نیزهمانند کمان ساکایی به اقوام تورک ارث رسیده است
 

منبع:http://azarad.blogfa.com/post/243/

 

آذربایجان همیشه ترک (۱۶)سند✔

 

✅ازاسنادتورک بودن ساکاها(از اقوام باستانی آذربایجان)

مجسمه های ساخته شده ازجنس طلا توسط ساکاها وهون ها ومراسم آندایچمک واعلام برادری 
آندیک نوعی نوشیدنی بود که باخوردن آن دونفراعلام برادری میکردند

با توجه به اینکه الکل خاصیت میکروب کشی دارد ، ترکهای باستان به هنگام " آند ایچمک " و پیوند برادری وقتی خون خود را با قمیز مخلوط می کردند الکل موجود در قمیز این نوشیدنی را سالم و پاک می کرده است .

"قان قارداشی"
آند ایچمگ

در بین ترکان، جنگجویان برای اعلام وفاداری به همدیگر در یک جام پر از نوشیدنی(قیمیز) از خونی که از بریدن دستشان خارج میشد و چند قطره ی آن را با هم در آن جام می ریختند.

و بعد از قسم خوردن به برادری با هم میخوردند. کلا به این "قان قاردشی" می گفتند که به اصطلاح قانقا هم گفته می شد.
کلا مراسم قسم خوردن در بین ترکان با خوردن نوشیدنی بود و کلمه ی آند ایچمک هم از این می آید. 

.
از قدیمی ترین اسناد  آند ایچمک در نوشته های هرودوت از مراسم آند ایچمک ساکاها (ترکان باستان) می باشد.
 

منبع:http://azarad.blogfa.com/post/244/

 

آذربایجان همیشه ترک (۱۷)سند✔

 

✅ازاسناد تورک بودن ساکاهای ساکن ایران قبل ازهخامنشیان 

 فوتیوس ، از مشهنور ترین مورخان قرن نهم میلادی بیزانس [روم شرقی] و سراسقف کلیسای ارتدوکس شرقی و اسقف اعظم جهانی کنستانتینوپل [قسطنطنیه] بود، کتابخانهٔ مشهور وی به فراوانی فضل و دانشش گواهی می‌دهد،  معروفترین اثر فوتیوس Bibliotheca یا Myriobiblon نام دارد که مجموعه‌ای است از مستخرجات و خلاصه‌های ۲۸۰ جلد کتاب [۲۷۹ جلد به روایتی دیگر] متعلق به نویسندگان کلاسیک. نسخه‌های اصلی این ۲۸۰ جلد کتاب اغلب مفقود شده‌اند و به همین علت مستخرجات فوتیوس از آنها به ویژه مستخرجاتی که از نوشته‌های تاریخ نگاران تهیه شده است، حائز اهمیت بسیار می‌باشند. این مجموعه را در واقع می‌توان نوعی دائرةالمعارف نام نهاد. این آثار از قرن پنجم_قبل_از_میلاد آغاز می‌شوند و تا قرن نهم میلادی، یعنی زمان حیات خود فوتیوس ادامه پیدا می‌کنند.

✅فوتیوس در کتاب خود صفحه ۷۳ در شرح پادشاهان بیزانس، ذکر پادشاه جاستین ونبردش با پارسیان که در نهایت به شکست پارسیان منجر شد را گزارش میدهد و در ذکر ماساجات ها آنها را این چنین توصیف میکند :

⚄The #Turks, formerly called #Massagetae, and by the Persians Kirmikhiones, who live to the east of the Tanais (Don), at this time sent an embassy with gifts to the emperor Justin, beseeching him not to receive the Avars. Justin accepted the gifts, received the ambassadors kindly, and dismissed them. When the Avars subsequently approached Justin, requesting permission to inhabit Pannonia and desiring to conclude peace, he refused, owing to the agreement he had made with the Turks

✅[ترجمه] :

تورکها که قبلاً ماساجات نامیده میشدند، وتوسط پارسیان Kirmikhiones نامیده میشدند، که در شرق نهر تانایس [نهر دُن] زندگی میکردند، در این وقت سفیرانی به همراه هدایا برای امپراطور جاستین ارسال کردند، واز او تقاضا کردن که آوارها [Avars] را استقبال نکند، جاستین هدایا را قبول کرد و سفیران را به مهربانی بازگرداند، وقتی آوراها متعاقباً نزد جاستين رسيدند واز وي تقاضاي سكونت در پانونیا و ایجاد صلح کردند، او تقضای آنها را رد کرد، به خاطر معاهده ایی که با تورکها داشت

توضیح 
مسکن ماساجات ها که تیره ایی از ساکاها بودند طبق گزارش مکرر هردوث ودر چندین جا در کتابش شمال و جنوب رود Araxes [ارس] یعنی کشور آذربایجان و استان آذربایجان ایران معرفی شده، "رودی که به وصف هردوث به دریای کاسپین [دریای خزر] میریخته"، نه رود سیحون یا آمو دریا در آسیای میانه.

✅ پانفارس ادعا میکنند ماساجات هایی که ایرانی تبار معرفی میکنند در ایران نبوده بلکه در آسیای میانه بوده اند، وهرودوث علم جغرافیا نداشته واشتباها نام رود ارس را به کار برده و مقصودش رود Jaxartes [سیحون] یا آمودریا در آسیای میانه بوده، در صورتی که هردوث به تفصیل در مورد رود مذکور یعنی Araxes [ارس] صحبت کرده ومیگوید این رود به دریای خزر [کاسپین] میریزد، اینجا برای ما این سوال پیش می آید که سیحون یا آمو دریا که در اسیای میانه هستند چگونه به دریای خزر می ریخته اند شاید در زمان هردوث جاذبه زمین معکوس عمل میکرده و رودها سر بالا سرازیر میشدند .
 

منبع:http://azarad.blogfa.com/post/245/

 

آذربایجان همیشه ترک (۱۸)سند✔

 

✅ازاسنادتورک بودن ساکاهای ساکن ایران قبل ازهخامنشیان 

 پیاله نقره ای ، مکشوفه در گور ساکایی پازیریک، به خط و زبان ترکی اورخون که بین تورکهارایج بود

ترجمه " اولجاس سلیمانوف " زبانشناس قزاق از نوشته ترکی مکشوفه در کورگان پازیریک : 

“Khan Uya üç otuzı yok boltı. Utugsi tozıltı” 

" خان اوغلی ، 23 یاشیندا اوءلدو . ایسیک خالقی نین باشی ساغ اولسون " 

" فرزند خان در 23 سالگی وفات کرد . سر ملت ایسیک سلامت باشد " 

✅ترکان باستان ، 23 را " اوچ اوتوز " تلفظ می کردند ، یعنی " سه عدد به طرف 30 "
 

منبع:http://azarad.blogfa.com/post/246/

 

 

 

ریشه نام آزربایجان

گزیده فرهنگ آذربایجان و اسناد قدمت ترکان

ریشه نام آزربایجان که باید همه بدانند : نقل از ائل تاریخی

در بین ترکان باستان کتیبه ها به سه شکل الفبایی و طمغا (مهر) و سیمگه (نماد) نوشته می شد. یکی از طمغاهایی ترکان طمغای آز یا آس می باشد. این طمغا در اکثر کتیبه های ترکی پروتورک (تورکان باستان) و کتیبه های باستانی آزربایجان وجود دارد. طمغای آز یا آس به معنی و مفهوم هوش دانایی و بزرگی است.
(AZ or AS (the AS people, high people) their names have the AS, AZ tamga)
در نام آزربایجان لفظ آز یا آس نیز مشهود است. این طمغا در نام آراز (ارس) نیز به کار رفته است. ریشه نام آزربایجان بصورت زیر است:
آز - آس (از اقوام باستانی ترکان)
ار - یر (جوانمرد)
بای - بَی (بزرگ)
جان – گان (یکی از پسوندهای مکان ترکی)
بطور کلی به معنی محل زندگی آز جوانمرد و بزرگ
نام و ریشه آزربایجان از نظر "میر علی سیدف":
میر علی سیدف دانشمند بزرگ تورک نام آزربایجان را وابسته به عوامل اسطوره ای و اعتقادی دانسته و این واژه را چنین تفکیک و توجیه می کند.
آز: نیت خیر٬ سود٬ منفعت و نیز نام یکی از طوایف بزرگ تورک که در کتیبه های دشت اورخون نام آنها به کررات آورده شده است٬ حتی برخی معتقداند نام قاره آسیا از نام این قبیله که در اکثر نقاط آن پراکنده شده بودند گرفته شده است. لغت آز در نام روستایی باستانی به نام «هاس» و یا «آس» متعلق به 4 هزار سال پیش برجا مانده است.
ار: مرد٬ انسان٬ جوانمرد. این واژه در آخر نام های طوایف تورک دیده می شود. تاتار (مرد تات. در اینجا غیر مسلمان)٬ خزار٬ قاجار٬ ماجار.
در توركي باستان پسوند (ار) به آخر اسم مي چسبيده و شخصي را منتصب به آن مي كرد. همان پسوندي كه در توركي مدرن معادل پسوند (لي) يا (لو) مي باشد.
آز هم نام قومي كه در آزربایجانهای کنونی و شرق توركيه سكونت داشتند و بر آنجا حكمراني مي كردند مي باشد. كه كلمه از+ار مي شود (آزار) يا همان" آزر " امروزی.
ترکیب دو واژه ی آز و ار یعنی «آزار» به معنای مرد خوش نیت و به طور مجازی یعنی قبیله با برکت٬ این واژه به گونه ای دیگر در نام رود تاریخی منطقه آزربایجان یعنی «آرآز» به حیات خود ادامه میدهد. در مناطق روستایی اهر این واژه را «ارآز» تلفظ می کنند.
بای: کلمه بای در زبان توركي به معني بیگ٬ غني، صاحب، سرور، محتشم، ثروتمند، مقتدر، توانا٬ توانگر٬ حاکم ٬ دانا٬ و .... است.
گان (قان): پدر٬ خان٬ شاه و سرور و معانی از این دست را می رساند.
پسوند توركي "جان" ، "-غان- " ،"-قان- "، "-گان- "، "-كه ن- " نشان دهنده جا، مكان و محل هاي جغرافيائي است. مثلا در مورد چالاقان (نام جزيره اي در درياچه اورميه) به معني محل زندگي طائفه چالا مي باشد. چند نمونه ديگر استفاده از اين پسوند: ورزقان، گوگان، گرگان، طالقان، زنگان (زنجان امروزي)، سيرجان، كميجان و.....كه اين پسوند بعد از ورود اعراب به (ج C) تبديل شده است.
سیدف این واژه را در حالت کلی به معنای «پدر توانگر مبارک» معنی می کند. اکثر محققان تورک با این نظریه موافق اند٬ و هر روز شواهد زیادی بر اثبات این ادعا به دست می آورند.
نام و ریشه آزربایجان از نظر "اسماعیل هادی"
آز/آس+ار+بای+جان
آز/آس : نام قومی است که در سرتا سر آسیا زندگی می کرده اند و احتمالا نام قاره آسیا نیز برگرفته از نام همین قوم است.
ار : به معنی انسان یا شخص دلاور است.
نام رود ارس (آراز) نیز از دو کلمه ار+آز تشکیل یافته است.
بای : امیر، غنی، شریف
جان: پسوند مکان که در اسامی شهرهایی مانند بایلاقان، گوگان و زنجان (زنگان) دیده می شود.
بنابر این معنی کلمه " آزربایجان " می شود : محل زیست آس ها، موطن مردم شریف آس، زیستگاه قوم آس.

نام و ریشه آزربایجان از نظر پروفسور "زهتابی":
کلمه "آزربایجان" در زبان یونانی بصورت "آتروپاتئنا"، در زبان ارمنی "آتروپاتکان" و در فارسی "آذربایگان" می باشد.
آتروپات نام یکی از سرداران معروف آزربایجان بوده است. به نظر پروفسور زهتابی، کلمه "آتروپات" را می توان به شکل زیر تجزیه کرد:
آت(اود) + ور-ار (قهرمان، دلاور) + پات (محافظ)(دراینجا محافظ آتش)
آتروپاتئن: (سرزمین محافظان آتش)
بنابراین ریشه کلمه "آتروپاتان" به شکل زیر است:
اود + ار + پات + آن (پسوند جمع که از زبان ترکی به زبانهای فارسی و ارمنی قرض داده شده است): یعنی سرزمین محافظین آتش. پس از استیلای اعراب، آتروپاتن تبدیل به "آزربایجان" شده است.



آزرها چه کسانی هستند؟
"منشا اقوام آزر"
"معنی و ریشه شناسی نام آزربایجان"


در دورران آرگیشتی اول شاه اورارتو( قرن هشتم ق.م) اورارتوها از دریاچه وان گذشته و پس از عبور از رود آراز(ارس) سرزمین آزا(جلگه ایروان) را تصرف میکنند و آرگیشتی اول دژ آرگیشتیخینیلی واقع در روستای معاصر سردرآباد(آرماویر) در سواحل چپ رود ارس را بنا میکند.

مورخین بیان میکنند که نام آزا که در نوشته اورارتویی ذکر میشود یک اتنوتوپونیم میباشد. در دوران استرابون آزا به فرم آزار درآمده بود
وی مینویسد که: " رود آراز از جوار آزار جریان میابد... از دشت آراکسنا عبور کرده و به دریای کاسپی منتهی میشود"
( Strabon, XI, 14,3)

این مدارک تاریخی نشان میدهند که منطقه ایروانِ آزربایجان غربی در دوران باستان سرزمین آزر نام داشته است و در سرزمینهای اطراف آراز همراه با آزر فرم قدیمیتر یعنی آزا نیز کاربرد داشته است.

هر چند سرزمین آزر(جلگه ایروان) و معبد آزری( در سرزمین ماد) که در نوشته های استرابون از آنها ذکر میشود دو هزارسال قدمت دارند اما نام سرزمین آزر که در نوشته آشوری قید میشود ۷-۸ قرن قدیمیتر از آن می باشد. 


‍ 



"منشا اقوام آزر"
"معنی و ریشه شناسی نام آزربایجان"


📖در دوران آرگیشتی اول شاه اورارتو( قرن هشتم ق.م) اورارتوها از دریاچه وان گذشته و پس از عبور از رود آراز(ارس) سرزمین آزا(جلگه ایروان) را تصرف میکنند و آرگیشتی اول دژ آرگیشتیخینیلی واقع در روستای معاصر سردرآباد(آرماویر) در سواحل چپ رود ارس را بنا میکند.

📋مورخین بیان میکنند که نام آزا که در نوشته اورارتویی ذکر میشود یک اتنوتوپونیم میباشد. در دوران استرابون آزا به فرم آزار درآمده بود
وی مینویسد که: " رود آراز از جوار آزار جریان میابد... از دشت آراکسنا عبور کرده و به دریای کاسپی منتهی میشود"
( Strabon, XI, 14,3)

این مدارک تاریخی نشان میدهند که منطقه ایروانِ آزربایجان غربی در دوران باستان سرزمین آزر نام داشته است و در سرزمینهای اطراف آراز همراه با آزر فرم قدیمیتر یعنی آزا نیز کاربرد داشته است.

هر چند سرزمین آزر(جلگه ایروان) و معبد آزری( در سرزمین ماد) که در نوشته های استرابون از آنها ذکر میشود دو هزارسال قدمت دارند اما نام سرزمین آزر که در نوشته آشوری قید میشود ۷-۸ قرن قدیمیتر از آن می باشد. از جلد پنجم "آرشیو دولت آشور" در میابیم که سارگون دوم در ربع آخر قرن هفتم ق.م دستور به تعمیر " راه شاهی" داده بود که از آراپها (کرکوک معاصر) شروع شده و به سرزمین مازاموآ واقع در جنوب دریاچه ارومیه منتهی میشد. کسی که در رابطه با اجرای دستور اطلاعاتی میدهد در انتهای کتیبه مینویسد که:
I remove [...] from sare to Dur-atanate, the Arraphaeans remove [...] from Dur-atanate to Dur-taliti.[I] remove [the...] again from Dur-taliti to azari...
( SAA, Vol.5, N228, r.1-9)

ایجاد نام اقوام ترک با لغت ər/ar رایج و معمول میباشد مانند xazər, suvar, avar, qamər, kögər, dügər, padar, qacar و... متخصصین به درستی اتنونیم azər را به دو قسمت az و ər تفکیک میکنند. و نام قوم خزر نیز درست به همین ترتیب تفکیک میشود و آشکار میشود که واژه az و xaz که در اول هر دو اسم دیده میشود اسم یکسانی هستند. در دوران باستان برخی از مصوت ها که با تنگی حنجره تلفظ میشدند در زبان برخی از اقوام ترک به صورت صامت تلفظ میشدند. صدای a به صورتهای  ha, qa, ka, xa تلفظ میشده است( 11, 24). به همین خاطر هم واژه یکسان در دیالکتهای مختلف تلفظهای متفاوتی داشته است. نام خزر- قالا در اراضی امپراطوری خزر در برخی از اسناد به شکل آزر-قالا آمده است. نام یک منطقه که در آن اقوام آز ساکن بودند در یک نقشه مربوط به راهها که توسط انتونی اوگوست ترتیب داده شده است به شکل هآزا و در اثر پلینی به صورت آزا  ذکر میشود. در دوران معاصر نیز دهها لغت مانند آرابا و آچار در برخی از لهجه های ازر به شکل هارابا و هاجار تلفظ میشوند.

و از این لحاظ واژگان آزر و خزر هم تفاوت قدیم لهجه ایِ اسم یکسانی میباشند.اسامیِ
 lulu-be, mada-be, elli-pi, suv-bi
که در اسم سرزمینهای 
 lulube ,madabe, ellipi, suvbi 
 موجود در نوشته های میخی باستان دیده میشوند پسوند bi را که در ایجاد اتنوتوپونیمهای ترکی اشتراک میکند را حاصل میکنند. و از این لحاظ ایجاد نام قوم azər-bi با
 واریانت فونتیکی bi/ be که در ادوار بعدی به حالت پسوند شده یِ 
واژه "bod "boy( که از دوران باستان کاربرد داشته) تبدیل شد ، متناسب با ایجاد نام قوم و قبیله در ترکی میباشد.
و چون نام azer اسم قوم میباشد پسوند bi- توانسته است تا به آن اضافه شود( آزر-بی)

اتنوتوپونیمهای 
karabi-yayla, tatarbi-çokrak
موجود در کریمه نام اقوام کارابی و تاتاربی را منعکس میکنند.
(Лезина, 152, 159)
در ارتباط با ترکان قرون باستان و میانه نام اقوام‌ تراس-پی، تاتا-بی،
کی-پی(کیر-پی)، سیان-بی، بارا-بی را میتوان برشمرد.

نام رود kazax که از کوه آلاگز به رود آراز سرازیر میشود را هم میتوان در منابع دوران باستان مشاهده کرد.بنابراین لغات آزر و خزر منشا یکسانی داشته و نام اقوامی هستند که در جایجای آزربایجان باستان پراکنده شده اند.همین اقوام تحت اسامی مانند
az//az//kaz,azaq//kazax,azar//asar,az-kişi
در سرزمینهای پهناورتری که ترکان ساکنن بودند به چشم میخورند.

 


اقوام خزر(هزاره) که در افغانستان ساکن بوده و نژاد ترکی-مغولی دارند امروزه زبان خود را تغییر داده و فارسی زبان شده اند. بعضی از ایرانشناسان بیان میکنند که در قرون میانه قومی به نام ازری نوشته ای داشته که نزدیک به زبان تالشی بوده است. تصدیق موجودیت چنین  نوشته هایی که دیده هم نشده اند سخت است اما امروزه این یک حقیقت تاریخی میباشد که آنها در دوران قرون میانه تحت تاثیر زبان فارسی که بسیار رایج شده بود قرار داشتند. و بنابراین وجود نوشته ای از یک قوم آزری که نزدیک به زبان تالشی بوده است امکانی دور از تصور نیست.همانند خزران(هزاره ها) در افغانستان، آزرها در آزربایجان نیز در برخی مناطق
میتوانسته اند زبان فارسی را بپذیرند.

در ۲۰۰۰ سال اخیر به همراه زبان ترکی، زبان فارسی نیز از دربند گرفته تا سمرقند از زبانهای اصلی بشمار میرفته است. و تاثیر ادبیات فارسی در این اراضی و به تبعیت از این تاثیر، سنت فارسی گویی و فارسی نویسی جمع کثیری از ترکان حقیقتی مسلم است.اما همه این موارد دلیلی بر آری زبان دانستن تمامی اقوام آزر نمیشود. حداقل به این دلیل که تاریخ ورود زبان فارسی به این مناطق مشخص و آشکار است و وجود قوم آزر نیز قبل از همین تاریخ در آزربایجان معلوم است. و منبع آشوری که در ابتدای بحث از آن بحث شد این حقیقت را تصدیق میکند.

دانشمند نروژی  Thur heyerdahl که در سالهای اخیر در باکو ساکن بوده نژاد شاهان نروژ(کُنونگ ها) را در ارتباط با قوم azər(as ər) که در دورانی از آزربایجان بدانجا کوچ کرده بودند، با اصرار بیان میکرده است. شاخه ای از آزرها نیز آز-کیشی نام داشته است و بارتولد هم در بین ترکان قفقاز که در اوایل مسیحیت را قبول کرده بودند نام طوایف آزکیشی را بیان میکند. اتنوتوپونیمهای فراوانی در آلتای و ترکستان وجود دارند که نامشان آزکیشی میباشد. و این نیز آشکار است که در کتیبه های گوک تورک در 
مورد az budun (طایفه ترک) معلوماتی موجود است. کلاوی پتولومی در قرن دوم در قفقاز شمالی شهر آزاری و روستایی به نام آزارابا(آزار-اُبا؟) را ذکر میکند.(23, 150)

اقوام azər(asar) طوایف متعددی داشته اند. این طوایف با توجه به نام های متفاوتی که داشته اند به شاخه های متفاوتی نیز تقسیم میشدند البته این اقوام آزر در شرق دریاچه آرال نیز ساکن بوده اند.در اینجا ودر اسامی شهرهای تخریب شده به چنین تقسیم بندی هایی بر میخوریم مانند چاتی آسار، آلتین آسار، اونقیرلی آسار، بایبولوت آسار و...گستردگی نام آزر از اسامی قشلاق هایی مانند آزلار-تپه و آزار-تپه در کاشکادریا گرفته تا اویماق آزار-ترکمن در حلب در دوران قرون میانه بار دیگر ثابت می کند که آزرها همانند دوران معاصر که جمعیتی بالغ بر ۵۰ میلیون را دارا میباشند در گذشته نیز بین اجتماعات ترک جمعیت زیادی را به خود اختصاص داده بودند.

اتنونیم آزر به عنوان اسم شخص نیز بکار رفته است. در دولت آل آیدین در آناتولی، اومور اول نام دخترانش را گرجی خاتون و آزر ملک گذاشته بود.مسعودی مورخ قرن دهم نام حاکم شکی را آزر ابن نبیح ابن مهاجر نوشته است.

 


استرابون در جنوب ماد معبدی به نام آزاری را ذکر میکند.(18,IV- I). بعضی از مورخین در تلاشند که لغت آزربایجان را با نام دولت آتروپاتنِ آزربایجان جنوبی که با نام اولین حاکمش آتروپات شناخته میشود، تحلیل کنند. اما باید در نظر داشت در دورانی که هنوز نام سرزمین آتروپاتنا به کار میرفت،
اسم قومی به
 شکل azər-bud)azərbud یعنی از خاندان آزر) که به آنتروتوپوتیم تبدیل شده بود، موجودیت داشت. این احتمال نیز وجود دارد که شاپور دوم(قرن چهارم) کار ویرایش و تکمیل اوستا را به معبدان معبد(رئیس کاهنان)
 پسر آزربوداسپند( Azər-bud ispend) واگذار کرده باشد.( 20, 78).

در همین سرزمین نام آزر از دوران زندگی آتروپات چندین قرن قدیمیتر است. و به همین دلیل نام آزربایجان نمیتوانست از واژه آتروپات ایجاد شود.تمام اسناد تاریخی- فیلولوژیک نشان دهنده ی این است که واژه آزربایجان از اتنونیم آزر به وجود آمده است. یاقوت الحموی در اثر مجمع البلدان خود نام آزربایجان را چنین شرح میدهد:" طبق نظر زبانشناسان صفت نسبی این لغت به صورت azəri و یا azri استعمال میشود و بخاطر اینکه از قسمتهای آزر و بیجان تشکیل شده است صفت نسبی آن فقط از قسمت اول یعنی به شکل azri ساخته شده و البته به صورت azərbi نیز بیان میشود. هر دوی این اشکال کاربرد دارد."(66, 124)

کاربرد لغت آتروپات (که ابتدا در قالب تیتول ایجاد شده بود) در قالب آنتروپونیم در ادوار بعدی امری طبیعی به شمار می آید. اما باید توجه داشت که این لغت از لغت ترکیک"od" ایجاد شده است. چون در زبانهای هند-ایرانی و یا اسلاو دو لغت در معنای آتش وجود دارد؛ یکی oqnis//eqnis که منشا هند-اروپایی داشته و دیگری atar//adur که از لغت ot ایجاد شده است. لغت اولیِ دارای معنای آتش در اکثر زبانهای هنداروپایی به کار رفته است:
het:aqnis, latin:iqnis, 
هندی باستان: aqnish, اسلاوی قدیم:
oqni, latish uqnus.
(Фасмер, III, 1971, 118)
این لغت در زبان پهلوی شکل ataxş در معنی آتش را به خود گرفته و در قالب لغتی بومرانگ به شکل آتش دوباره به زبان آزر برگشته است.

اما دومین لغت یعنی od(ot) دارای منشا ترکی بوده و در ریشه لغات otaq, ocaq(otcaq), odun موجود بوده و در کلمات منقولی odçiqin(od tigin) و odqan(od xan) با معانی " شاهزاده آتش، ته تغاری محافظ آتش، پسر کوچک" به چشم میخورد.
(ЗСТЯ, I, 483-484)

آنگونه که دیده شد لغت od/ot که در ریشه کلمات:

آدر/adır؛ در لهجه ازبکی به معنی "برپا کردن آتش روی اجاق"
آدور/ ādur؛ در نوشته های پهلوی فارسی به شکل ādur "آتش"
و Āduran shāh 
"شاه آتش"(Karnamaq, XI, 20-21) 

آتار/ātar؛  " آتش"(اوستا)،

آتاروا/ ātharva؛ در زبان هندی باستان 
به معنی "کاهن آتش"،" ماق آتش پرست" 

 در زبانهای اسلاوی vatra "آتش" 

موجود است فقط در زبانهای هند-ایران و منقول که با اقوام ترک ارتباطی تنگاتنگ داشته اند دیده میشود.
احتمال دارد که نام خدای آتش در سومری (utu) نیز در نتیجه تماس با اقوام ترک ایجاد شده باشد.

مورخ بیزانسی فئوفیلاکت سیموکاتتا مینویسد که در سال ۵۹۰ خسرو پسر هرمز پس از اطلاع از حوادثی که بر سر پدرش آمد به آزربایجان گریخت.
( IV-III, 13)
هرچند این نویسنده لغت آزربایجان را با متاتز نوشته است اما قسمتهای تشکیل دهنده آن را صحیح ارائه داده است.به گونه ای که این اسم در شکلAzrabigan(ASpaBryav) به صورت Hazrabigan//Azrabigan  خوانده میشود. وقتی پسوند مکانی gan را از اینجا کم میکنیم قسمت Azrabi کلمه باقی میماند که خود همان اتنونیم Azərbi میباشد که با متاتز ارائه شده است.و در اینجا اسم Azri واضح است‌.همانطور که دیده شد 
نام Azərbaycan که از
 قسمتهای az-ər-bi-gan تشکیل شده است،طی هزاران سال به طور مرحله ای به شکل az>azər>azərbi>azərbigan
>azərbican>azərbaycan
فرم گرفته است.
بدین ترتیب تا به امروز سند تاریخی که در دست داریم خبر از ۳۰۰۰ ساله بودن نام آزر میدهد.



 



?Who are the azeris
Origin of azeri peaple

 
During the times of Argishti, king of Utartu, urartians crossed the one lake(b.c.8) and attacked the land of Aza (Iravan cavity).
After invasion of Aza land I.Argishti Built an Argishtikhinili tower near the left bank of Arax river in present day Sardarabad (Armavir).
Experts claim that Aza is an ethnotoponyme. During the times of Strabo Aza transformed into Azar. He writes:
"Arax river flows near Azar land ... it flows through Araxena and runs down to Caspian sea."
This historical fact proves that Iravan (modern day Yerevan) was part of Azer land from ancient times. From ancient times these lands were inhabited by Az people. it was called Aza land during Urartus period, and after transformed into Azer land during Strabon's time. Today, in Nakhchivan city of Azerbaijan there is "Yukhari Aza" (Upper-Aza) village.
Strabo in his writings mentions Azer land (Iravan cavity) and Azar temple (in Midia) that dates back to 2000 years.

 


Who are the azeris?
Origin of azeri peaple

 
During the times of Argishti, king of Utartu, urartians crossed the one lake(b.c.8) and attacked the land of Aza (Iravan cavity).
After invasion of Aza land I.Argishti Built an Argishtikhinili tower near the left bank of Arax river in present day Sardarabad (Armavir).
Experts claim that Aza is an ethnotoponyme. During the times of Strabo Aza transformed into Azar. He writes:
"Arax river flows near Azar land ... it flows through Araxena and runs down to Caspian sea."
This historical fact proves that Iravan (modern day Yerevan) was part of Azer land from ancient times. From ancient times these lands were inhabited by Az people. it was called Aza land during Urartus period, and after transformed into Azer land during Strabon's time. Today, in Nakhchivan city of Azerbaijan there is "Yukhari Aza" (Upper-Aza) village.
Strabo in his writings mentions Azer land (Iravan cavity) and Azar temple (in Midia) that dates back to 2000 years. In Assyrian writings the name of Azer land is even 7-8 centuries older. In the 5th tome of Assyrian state archive it states: In the last semester of 7th century b.c. Sargon Il ordered repairment the "king's way" that crossed from Arrapha (modern Kerkuk) to the south of Urmian lake Mazamua region

I remo'e [...] fronr sare to Dur-Atanate, the Arraphaeans remove [...] from Dur-Atanate to Dur-Taliti. [I] remove [the...] again from Dur-Taliti to Azari... (SAA, vol:S, N229.r.1-9)
It is common for Turkic tribe names to end with "er". The same ending can be found in Turkic tribes like khazar, suvar, avar, avshar, gamer, koger, duger, padar, qajar and etc. Experts correctly divide azer ethnonym to "az" and "er parts. Khazar ethnonym can be divided in the same way. In both ethnonymes az and khaz words have the same origins. Khazar-gala that located in Khazar empire was shown as Azer-gala in some sources. In Anthony August's map, the area inhabited by az people shown as Haza. Even today in some dialects of azer language words like araba, achar pronounced like haraba, hachar.
From this perspective azer and khazar words are the different
dialects of same name. bi suffix that added to the end of lullu-be,  mada-be, eli-pi suv-bi names took part in forming of Turkic toponymes such as Lullube Madape, Ellipi, Suvbi toponymes which were mentioned in ancient scripts. Name of Azerbi tribe which was creatied with be/-bi, an ancient phonetic version of bod (tribe) word is not the only case in Turkic world.
Karabi-Yayla, Tatarbi-Chokrak ethnonymes in Crimea related to kara-bi, tatar-bi tribes. (Лезина, 152, 159). There are ancient and medieval Turkic tribe names such as tras-pi, tata-bi, ki'pi (kirpi), Syan-bi, bara-bi.
During the antique period the name of Kazakh river which flows from Alayaz mountain to Araz was mentioned by various historians.Azer and khazar ethnonymes have the same roots, and named after tribes that were settled in the different places of Azerbaijan. Some tribes such as, az//as//kas, azaq//kazakh, azar//asar, az- kishi Were spread to wide terriotories settled by Turks.
Turco-mongol Hazara tribes that live in Afghanistan now became Persian speakers. Some of Iranian historians claim that Azeri tribes
that lived in the medieval ages were speaking language close to modern Talishi. But there was no any proof, or written evidence of that claim. But it is possible that some of Azeri people were influenced by Persian which was widespread at that period of time. Even though we do not have any scripture of ancient Azeri language which were close to Talishi, it should be considered normal. As afghan hazaras, some of ancient Azeris could also adapt Persian language.
For last 2000 years, Persian language as well as Turkic was widely spoken in the areas from Darband to Samargand. Under the rise of Persian literature it was common for many Turkic people to write and speak in Persian. But it is not an evidence to call Azer tribes Iranic, as Azer tribes were living in this area way before migration of Iranian people here. The Assyrian historical source is also confirms


it.
Norvegian historian Thur Heyerdahl, was claiming that the origins of Norvegian kings (konunqs) related to azer (as er) tribes. Another branch of azer tribes were called az-kishi. Bartold mentions az-kish tribe as an early Christian Turks of Caucasus, There are a lot of askishi ethnotopnymes in Turkistan and Altay. Az budun (az nation) mentioned in Gokturk scripts are also well known among historians. In the second century Claudius Ptolemaeus speaks about Azari city and Azaraba (Azar oba) village (23,150).
Azers (asers) consisted of several tribes. They were living in the east of Aral lake. The cities which were destroyed in Ill-IV centuries were named as Jeti-Asar, Altin-Asar, Ungirli-Asar, Baybolot-Asar and etc. Azlar-tepe and Azar-tapa in Kashgadarya, Azar-Turkman people in medivai Aleppo shows how widespread and multiple were todays 50 million Azers during ancient times among Turkic people.
Azer ethonymes was also used as names. In Anadolu (Anatolia)
I.Umur from Aydinoghlu beyliks named his daughters as Gurju-khatun and Azer-Melek. Historian Masudi (X century). mentions that Azer ibn Nabih ibn Mahacir Was a ruler of Shaki.
Strabon writes about Azari temple which was situated in the south of Midia. Some historians try to relate the word 'Azerbaijan to the king Atropat who was a ruler of Atropatena state of Southern Azerbaijan. But it is important to note that even during Atropatena's ruling there were antrotoponymes such as Azerbud (azer-bud azer)
II.Shapur (IV century), charged the mobidan-mobid (main kam) Azer-bud Ispend's son the edition and upgrade of Avesta (20.78).

 

The Azer ethnonym is few centuries older than Atropat's ruling period. That's why the word Azerbaijan could not derive from Atropatena. All historical and filological documents prove that the word Azerbaijan was derived from Azer ethonym.Yagut Al-Hamavy in his Mujam Al-Bulden work commented on the origin of Azerbaijan: According to linguists the ratio of this word is like azeri or azri is used. Due to the fact that the parts of azer and bican were formed, the relative title of the word was corrected only as the first part of the word azri. Also called Azarbi. Both of these forms are used (66, 124)
It is natural for atropat word that once used as title, to be used as antrotoponym. The word atropat was derived from Türkic word "od"(fire). In indo-iranian and Slavic languages there are two words meaning fires; first is indo-european originated ognis//agnis word, another is atar//adur which derived from Turkic word"ot". The first version was used in most indo-european languages; hittian-agnis, latin-ignis, old Indian-agnish, old Slavic-ogni, Latvian-ugnus (Фасмер, III,197, 118); However, Turkic originated word "ot" meaning fire, lately used as atakhsh in Pahlavi language. As an boomerang effect returned to Azer language in a form of atesh.
The second is the Turkish wordod (fire, hot), which occurs at the root of the words otag, ocag, odun, and in the Mongolian language, the words oddigin and odgan, which are used in the sense of the prince of fire of a little son(Эстя, I, 483-484). The word od/ot is used in the slavis, Indo-Iranian and Mongolian languages, which only with the Turkic ribes were in close contract, and it will remain in the roots of these words: in Slavic languages, the word vatra (od), in ancient Indian language atharva (fire priest), in Persian-Pahlevid inscriptions adur (od), atar, Aduran shah (king of fire). It is in the Uzbek dialects on the meaning of kindle fire left in the form of adur. Perhaps the Sumerian god of sun Utu is also the result of contact with the Turks.
Byzantine historian Theophylactus simocatta writes: in 590, Khosrov run to Azerbaijan when learned whats happened to his father Hormuz. 
( IV-III, 13). Author wrote the word Azerbaijan in metathesis, however, he correctly wrote the structure of word. Azrabighan(ASpaBryav)
pronounced like Hazrabighan//Azrabighan when we drop out the suffix gan which indicates place, Azrabi part remains. and this is Azerbi ethnonym which was written in metathesis. As it is seen,

Aze


rbaijan which consists of az-er-bi-qan parts was shaped for thousands of years as Az-Azer-Azerbi Azerbigan-Azerbijan//Azerbaijan. With the historical information that we have, it is clear that Azer ethnonym dates back to 3000 years.

منبع:http://azarad.blogfa.com/post/271/

دروغی دیگر بنام فرش هخامنشی

دروغی دیگر بنام فرش هخامنشی ، این فرش در گور فرمانروایان سکایی (از اقوام ترک ) در جمهوری آلتای ( یکی از جمهوریهای خود مختار ترک روسیه ) و در در ه ی  بنام پازیریک ( به ترکی آذربایجانی" باسدریک " یعنی زیر خاک دفن شده " ازفعل "باسدیرماک" و  قدمت  فرش به ۴ تا ۵ قرن پیش از میلاد تخمین زده میشود .
حالا این فرش چه ربطی به هخامنشیان دارد ؟ تنها این موضوع است که گویا سکاها ایرانی نژاد ( بخوان فارس نژاد) بودند.

چند دلیل برای تورک بودن سکاها که در برخی منابع به اسامی ایسکیت یا ایشغوز یا ماد یا ... نامیده شده اند .

زوسیموس مورخ قرن ۵ میلادی رئیس خانواده شاهی سکاها را آتاناریس نامیده است که آتا به ترکی به رئیس خانواده گفته می شود.

نظرات  ولتر، پلینی و راولینسون در مورد سکاها و مادها ترک بودن سکا ها را کاملا اثبات میکند .


  بنیاد فورد در سال ۱۹۸۹ بر اساس یک پژوهش بیان داشت: قالی پازیریک بافت ایران هخامنشی نیست و در همان محل آلتایی بافته شده‌است.
جیمز اوپی فرش‌شناس مشهور نیز فرش پازیریک را کار عشایر بیابانگرد منطقهٔ آلتایی دانسته‌است.

منبع:http://azarad.blogfa.com/post/293/

تحریف در ترجمه کتابهای تاریخی در ایران

گزیده فرهنگ آذربایجان و اسناد قدمت ترکان

تحریف در ترجمه کتابهای تاریخی در ایران

.
در تمام کتابهای تاریخی- باستانی اروپایی و عربی  تا سال 1935میلادی از  نام  پارس و پرشیا استفاده شده  است. اما اگر  ترجمه ی  این کتابها را توسط ایرانیها

 ببینید  به جای "پرسی " اسم "ایران" و به جای "پرشینز"  کلمهء "ایرانیها" را بکار برده اند. سلیمان راوش ( نویسنده و تاریخ نگار افغان ) در این مورد مینویسد: "بیشتر آثار محققین غربی که توسط فارسها ترجمه گردیده،  به ویژه در مورد کتابهای تاریخی مورد اعتماد نیست . آنها ، در ترجمه های آثار دیگران خیلی  جفا نموده اند و اصل امانت را رعایت نکرده اند. برای اینکه یقین تان حاصل شده باشد میتوانید مثلاً تاریخ طبری ، تاریخ یعقوبی، مروج الذهب مسعودی و آثار بیرونی و ....   .همین چندتای مختصر که شاید در داخل افغانستان متن عربی آن ها  پیدا شود با ترجمه شدۀ آن که بوسیلۀ فارسها صورت گرفته مقایسه کنید و خود به تفاوت اصل متن و تحریف آن از سوی مترجم واقف می شوید. مثلاً شما در خواهید یافت که در هر کجایی که عجم نوشته شده واژۀ عجم را به واژۀ "ایرانی" ترجمه نموده اند ، نامهایی خراسان و سیستان و پارس همه را "ایران و ایرانی" ترجمه کرده اند"
از جمله جعلیات ایرانیها، استفاده نادرست از نام ایران و ایرانی میباشد. بطور مثال "آریاناویجه" (زادگاه آریا ها) که در کتابهای معتبر ریگویدا و اوستا از آن یاد گردیده است در  محل پامیر یا مناطق کوه هندوکش واقع است . زردشت نیز در شهر بلهیکه یا بلخ و در زمان پادشاهی غرغشت (گرشاسپ) بدنیا آمد . در اوستا از شانزده شهر اهورایی که شامل بلخ، کابل، هرات، بست، مرو و غیره است نام برده  شده که همه ی  ده شهر آن در سرزمین افغانستان امروزی واقع شده و هیچکدام در ایران امروزی نیست. به همین مناسبت یونانیها این سرزمین را در نقشه هایکه قبل از میلاد مسیح ترسیم شده و در کتابخانه اسکندریه موجود بود بنام "آریانا" یاد کرده اند که اسم باستانی سرزمینهای افغانستان میباشد. اسطوره های کیانیان و پیشدادیان بلخ و اولین پادشاه "یما" یا "جمشید" همه مربوط به همین مردم و همین سرزمینها بوده که امروز بنام افغانستان معروف است. حتی در افسانه های شاهنامهء فردوسی، که زمینهء حماسی پان ایرانیستها را میسازد، منظور از ایران سرزمینهای جنوب دریای آمو   و توران نیز سرزمینهای طرف دیگر  دریای آمو است نه قلمرو ایران امروزی و در تمام این افسانه ها هیچ اسمی از کوروش به اصطلاح ”کبیر“ به عنوان پادشاه این مردم برده نشده است. درحالیکه این سرزمینها در زمان هخامنشیان مورد هجوم و اشغال قرار گرفت  و مردم این سرزمینهای آریایی همیشه با  هخامنشیان در جنگ بودند.

منبع:http://azarad.blogfa.com/post/299/

امپراطوری تۆرک پارت

گزیده فرهنگ آذربایجان و اسناد قدمت ترکان

دکتر محمدرضا باغبان کریمی:تاریخ ترکان ایران: امپراتوری پارت (اشکانیان)

 در دنیای تاریخ نویسی و بررسی علمی تاریخ، نوسانات بسیاری رخ داده و حقایق در حال آشکار شدن هستند. چند قرن پیش از این، محققان در بررسی تاریخ پارت یا اشکانیان، این امپراتوری بزرگ را در مقایسه با امپراتوری روم و شاهنشاهی ساسانی کم ارزش جلوه می‌دادند. در ایران نیز کاملا مسکوت گذاشته بودند. در چند قرن گذشته کتابهای بسیاری در این باره نوشته شد.

 

 

به گزارش دورنانیوز، پارتیان یا اشکانیان یکی از سلسله‌های بزرگ ایران است که امپراتوری وسیعی را از ماوراالنهر تا بین‌النهرین به وجود آورده و پنج قرن اداره امور کشور را بر عهده داشته‌اند. تاریخ سرزمین ایران همواره مورد بی‌مهری قرار گرفته و در طول ۵۰ سال حکومت منفور پهلوی، تاریخ ایران مورد تحریف واقع شده، حوادث و واقعیت‌ها را وارونه نشان داده‌اند. تاریخ را به نفع یک قوم مصادره کرده و دروغ را جای حقیقت نشانده‌اند. یکی از این دوران پر ابهام تاریخ ایران، همان اشکانیان یا امپراتوری بزرگ پارت است. دوره ۴۷۷ ساله امپراتوری اشکانیان با سکوتی توطئه آمیز روبرو بوده و اگر توانسته‌اند دروغ گفته‌اند و هرجا که دیگر نتوانسته‌اند، توطئه سکوت را ترجیح داده‌اند. به گفته استاد بی‌بدیل تاریخ معاصر – پروفسور دکتر محمد تقی زهتابی، مسکوت نهادن تاریخ ۵۰۰ ساله سرزمین ایران از طرف شوونیست‌ها بی‌دلیل نبوده است. به گفته ایشان چگونه ممکن است حکومت ۸ ساله اسکندر به عنوان دشمن ایران- در شاهنامه در بیش از ۳۰۰۰ بیت نوشته شود، اما حکومت ۴۷۷ ساله اشکانیان تنها در ۲۳ بیت اتمام یابد؟! چه دلیلی وجود دارد که حتی تا امروز هم همه مورخین شوونیست و نژاد پرستان تندرو، نگارش و بررسی تاریخ ۵ سده اشکانیان رغبتی نشان نمی‌دهند؟ همین مورخین معاصر و تئوریسین‌های آریامهری هستند که وقتی تاریخ طبری را از عربی به فارسی ترجمه می‌کنند دست از تحریف و دروغ برنمی‌دارند و در یک کتاب بیش از ۷۰۰ تحریف را وارد می‌کنند. آری، مترجم محترم این تاریخ، جیش الترک را به عنوان غلامان ترک ترجمه کرده و تکرار نموده است تا ترکانی که ۱۰۰۰ سال- از اسلام تا امروز بر ایران حکومت رانده‌اند از نسل غلامان بدانند و بتوانند انواع دروغ‌ها و تهمت‌ها را بدانان ببندند. اما، امروز دیگر علم در دست تعدادی از مردم اسیر نیست و اخبار و اطلاعات علمی و حقایق تاریخی در کمتر از ساعت و دقیقه در تمام اکناف جهان پخش می‌شود و کسی را – حتی دولت‌مردان را نیز یارای جلوگیری از آن نیست!
در دنیای تاریخ نویسی و بررسی علمی تاریخ، نوسانات بسیاری رخ داده و حقایق در حال آشکار شدن هستند. چند قرن پیش از این، محققان در بررسی تاریخ پارت یا اشکانیان، این امپراتوری بزرگ را در مقایسه با امپراتوری روم و شاهنشاهی ساسانی کم ارزش جلوه می‌دادند. در ایران نیز کاملا مسکوت گذاشته بودند. در چند قرن گذشته کتابهای بسیاری در این باره نوشته شد که از آن جمله ژ.فوی ویان کتاب مشهور خود در بارهتاریخ اشکانیان را به سال ۱۷۲۵ به پایان برد و به دنبال او دیگر پژوهشگر فرانسوی پ.لونگرو در سال ۱۷۳۲ کتابش را در همین زمینه منتشر ساخت تا در سال ۱۸۵۰ سن فارتن قطعاتی از تاریخ اشکانی را منتشر نماید.

در آلمان نیز کتاب‌های چندی منتشر شد. از آن جمله، اشنایدر ویرثJ.H.Schneider Wirth کتاب اشکانیان بر اساس منابع یونانی – رومی ، سپس فریدریک اشپیگل Fr.Spiegel کتاب باستان شناسی ایران را نوشتند اما مورد خاصی را تغییر ندادند. تا اینکه کشف اسناد میخی بابلی باعث شد اشکانیان دوباره در مرکز توجه پژوهشگران قرار گیرد. یکی از کتبی که بر اساس این اسناد به رشتهتحریر درآمد از آ.و.گوتشمند با عنوان از زمان اسکندر تا انقراض اشکانیان[۱] بود که در سال ۱۸۹۶ نوشته شد و بیش از نیم قرن در دانشگاهها تدریس شد و تازه در سال۱۳۷۶ در ایران توسط کیکاووس جهانداری ترجمه گشت و آن هم همچون دیگر ترجمه‌ها که می‌توانید حدس بزنید چی شد. گام دیگری نیز توسط نیلسون دوبواز با کتاب تاریخ سیاسی پارت برداشته شد که این کتاب نیز با همان سبک و سیاق دیگر ترجمه‌ها توسط دکتر علی اصغر حکمت منتشر شد. اما میدان تحقیقات بعد از کشف تعداد زیادی سکه، همچنین یافته‌های باستان شناسان روسی در ترکمنستان، ایران و عراق، زمینه را برای تحقیقات بیشتر و دقیقتر مهیا ساخت و در سال ۱۹۸۰ ک.شیپمان کتاب شالوده‌های تاریخ پارت را نوشت و براساس کشفیات باستان شناسان شوروی، تاریخ ایران به روایت کمبریج در دورهپارتی – سلوکی در سه جلد توسط تعدادی از محققین، تیرگی‌های بسیاری را در عرصهتاریخ روشن ساخت[۲] و در نهایت کشفیات ترکمنستان در نیسا توسط دانشمندان شوروی بسیاری از پیچیدگیها را مرتفع ساخت. از آن جمله ا. هرینگ بر اساس یافته‌های نقوش و نوشته‌های روی سفالها کتابی نوشت و آنگاه یوزف ولسکی شاهنشاهی پارت را نوشت که این کتاب توسط مرتضی ثاقب فر به زبان فارسی ترجمه شد.[۳] لازم به ذکر است که در آذربایجان پروفسور اقرار علیف تاریخ ماد و تاریخ پارت را بر اساس تازه ترین یافته‌های زمینکاوی و باستان شناسی و سکه شناسی به رشته تحریر در آورده و مرتضی ثاقب فر نیز این کتابهای ارزشمند را به فارسی ترجمه کرده است[۴]. پژوهشهای دانشمندان ایران از جمله پروفسور محمد تقی زهتابی در بررسی عمیقی از این سلسله ترک در ایران نتایجی را بدست آورده است که امروزه بیشتر پژوهشگران این دورهتاریخی ناگزیر از مراجعه به این منبع گرانبها هستند. ایشان در دو جلد کتاب ایران تورکلری نین اسکی تاریخی بسیاری از ناگشوده‌ها را گشوده و راه را برای یافتن حقیقت باز کرده‌اند. سپس از تحقیقات ارزندهب.گری محقق ترک باید یاد کرد که با کتاببؤیوک پارت تورک دولتی[۵] پا بر راهی نهاده است که قبلا توسط دانشمندان هموار گشته بود و نتیجه گیری را بر ایشان سهل و آسان کرده بود.
محققان سده ۱۸ و ۱۹ غیر از چند سکه و منابع محدود یونانی – رومی، منبع دیگری در دست نداشتند، لذا در بحث از فرهنگ و تمدن پارتی، صفحه ای سفید و خالی از غنای فرهنگی به تصویر می‌کشیدند. اما وقتی تحقیقات باستان شناسان در ترکمنستان با یافته‌های فراوان – هزاران سکه و چند کتیبه تکمیل شد دیگر گاهشماری اشکانیان نمی توانست سالهای ۲۳۸ تا ۲۲۶ قبل از میلاد را نادیده بگیرد. همین تاریخ کوتاه بسیاری از حقایق و شخصیت دو پادشاه اشکانی – اشک اول و دوم – بسیاری از گره‌های ناگشوده‌ها را باز کرد. هرچند نوشته‌های کتیبه‌ها و حتی سکه‌ها به زبانهای یونانی و رومی بود – همچنانکه کتیبه‌های هخامنشیان نیز از چنین صبغه ای برخوردارند – کشفیات تعطیل نشد، بلکه در اورامانات کردستان ایران نیز در سال ۱۹۰۹ سه کتیبه و چندین سفال کشف شد که به زبان اشکانی بودند. آنچه از سکه و کتیبه در دست پژوهشگران بود به سده اول و دوم قبل از میلاد (۱۷۱ – ۱۳۸ سلطنت مهرداد یکم) مربوط می‌شد، ولی یافته‌های تازه، به سالهای بین ۲۳۸ – ۲۱۷ مربوط می‌شدند.
درباره دولت پارت، می‌توان به دو نظریه اشاره کرد. منابعی که اساس خود را بر پایه نوشته‌ها و گزارش‌های استرابن و یوستینوس نهاده‌اند پارتیان یا اشکانیان را از سکائی‌ها (اسکیت) می‌دانند و گروه دوم یعنی ونفلاویوس آیانوس (۱۷۹ – ۹۰ م) ، مارکوس تولیوس سیسرون (۱۰۶ – ۴۳ ق.م) و فلاویوس یوزف (۱۰۰ – ۳۸ م) اشکانیان را نه از اشک اول، بلکه از تیرداد اول شروع می‌کنند.

هنوز تا ۱۹۸۰ مسالهاصل و نسب اشک موضوع بحث بوده و پایان نیافته بود. در این گروه بندی، تمام منابع ادبی و سکه شناسی اشک اول را از سکاها (اسکیت) دانسته‌اند[۶]. تماس‌های نزدیک اشکانیان با آسیای مرکزی، که منابع تایید می‌کنند در جهت تاکید بر منشا سکائی اشکانیان است. ضمنا فرار برخی از سلاطین و پناه بردن آنان به قبایل ساکن در شمال ایران نیز دلیل دیگری بر ارتباط منشا اشکانیان با سکاهاست.انکار کنندگان منشا سکائی اشکانیان، دلایلی را می‌آورند که بیشتر به نفع یونان و روم است، در عین حال اشکانیان خود را بیشتر به ایران میچسبانند تا یونان و روم. از زاویه ای دیگر منکران منشا سکائی اشکانیان، اصولا تاریخ اشکانی را از تیرداد شروع می‌کنند و اشک اول و دوم را نفی می‌کنند در حالیکه از یک سو محققان بزرگ عصر ما، دیاکونف و لیوشیتس- تبار شناس اشکانیان، منشا این سلسله را سکائی دانسته و سکه‌های یافته شده از اشک اول و دوم، تمامی تردیدها را برطرف کرده و به مساله فیصله داده است[۷].
هنوز بیش از ده سال از فوت اسکندر نگذشته بود که دستاوردهای این جهانگیر دچار ضایعه شد و توجه سلوکیان به رویدادهای اطراف مدیترانه مبذول گشت و غفلت آنان از شرق فتوحاتشان باعث شد قسمت شرقی این سرزمینها از دستشان برود. آتروپات از آذربایجان سر برافراشت و سلوکیان را میدان و مجال نفس کشیدن نداد. بخش شرقی ایران به دست اشک اول افتاد. وی حرکت به سمت مرکز و غرب ایران را آغاز نمود. شورش‌های داخلی نیز سلوکیان را فرسوده کرد و نتوانستند بیش از ۷۰ سال بر ایران حکومت کنند. جالب است بدانیم که اکثر منابع؛ اشک اول را سکائی، ماساگت و از بربرها دانسته‌اند. اما اطلاعات برآمده از پژوهشهای علمی نشان داده است که پارتیان یکجانشین و متمدن بوده‌اند، هرچند که تاریخ از آنان با عنوان pradones (یعنی غارتگران) و یا latrones (راهزنان) نام برده‌اند. ولسکی معتقد است که حق داریم در تشکیل دولت اشکانی از غارتگران سخن بگوئیم (همان، ص۴۹). در عین حال آمیانوس مارسلینوس هم از ارشک به عنوان رئیس دسته راهزنان نام می‌برد. درست است که تاریخ دقیق ظهور و سقوط اشکانیان جای بحث و جدل است و حل این تاریخ، می‌تواند منشا سکائی اشکانیان را فیصله دهد. استرابن از منشا سکائی ارشک با قاطعیت سخن می‌راند و ولسکی هم معتقد است بعد از تحقیقات تازه، نمی توان سکائی یا اسکیتی بودن این دولت را مورد تردید قرار داد (همان، ص۶۳). سکه‌های اشکانی دارای تصاویری است که جنگجوی سکائی را با کمانی در دست و کلاهی بی لبه نشان می‌دهد و این مشخصات با ویژگی‌های سکائی منطبق است هرچند که نوشته‌ها یونانی یا رومی باشند. متون بدست آمده از نیسا (۱۲ کیلومتری عشق آباد – ترکمنستان) نشان می‌دهد که اشکانیان بیرون راندن سلوکوس از سرزمین خود را جشن گرفته‌اند. اشکانیان به مدت ۴۷۷ سال امپراتوری بزرگی را با درایت و دموکراسی اداره کردند. البته وضع تمام این دوران یکسان و پایدار نبوده، بلکه نقاط قوت و ضعفی داشته‌اند. مهمترین ضعف آنان زمانی بوده است که فارسها در سرزمین خود بر آنان شوریدند و خود نیز وحدت و همدلی را از دست دادند و در نهایت اردشیر بابکان چیره شد و تمام تمدن اشکانیان به آتش کشیده و نابود گردید.
جای تاسف است که در ایران، تاریخ اشکانیان با بی مهری و تحریف‌های آشکار روبرو بوده و هنوز هم این تحریف و دشمنی ادامه دارد. از فردوسی آغاز می‌کنیم: فردوسی که در باره اسکندر – دشمن ایران بیش از ۳۰۰۰ بیت شعر گفته، در باره۵ قرن حکومت اشکانیان تنها به سرودن ۲۳ بیت اکتفا کرده است و چنین نیز گفته است:
چو کوتاه شد شاخ و هم بیخشان
نگوید جهان دیده تاریخشان.
از ایشان جز از نام نشنیده ام،
نه در نامهخسروان دیده ام!
معلوم است که در زمان فردوسی، خط دهندگان به این شاعر نامی، از گفتار درباره اشکانیان ترک تبار تبری می‌جسته‌اند.
باز جالب است که بعد از انقلاب اسلامی در ایران، نویسنده ای به نام حسن شهیدی مازندرانی در مقاله ای در مجله بررسی‌های تاریخی ایران، (سال اول، شماره اول، مرداد ۱۳۷۳، صص۱۵-۱۶) می‌نویسد: پس از کشته شدن اردوان پنجم اشکانی در میدان کارزار و لگدمال کردن سرش به وسیله اردشیر بابکان و بکار بستن سوگندی که ساسانیان نیای اردشیر بابکان خورده بود تا از نسل اشکانیان یکی را هم زنده بر جای نگذارد، حتی به نظر می‌رسد دودمان ساسانی از یاد و خاطرهاشکانیان نیز در هراس بودند زیرا تا جاییکه دستشان می‌رسید و در توانشان بود هرگونه آثار بر جای مانده مادی و معنوی دورهاشکانی را نابود کردند[۸].

اما به یاد داریم که محمد حسن خان اعتمادالسلطنه، وزیر ناصرالدین شاه قاجار، در کتاب سه جلدی دررالتیجان فی تاریخ بنی اشکان به این جنایت‌های ساسانیان اشاره‌ها کرده است[۹]. اعتمادالسلطنه نیز منشا اشکانیان را سکائی، یا به زبان خود او از ترکان ساکا دانسته و غیر ایرانی می‌نامد! بد نیست اشاره کنیم که نابود کردن و امحا آثار باقیمانده از اشکانیان توسط ساسانیان، در منابع بدست آمده از نیسا (ترکمنستان) نیز تائید شده، حتی از منابع بدست آمده از نزدیکی‌های سمنان، شوش، تیسفون و غیره نیز تائید می‌گردد و نشان می‌دهد که ساسانیان به عمد آثار باقیمانده از اشکانیان – چه آثار معماری و اشیائ هنری و مدنیت آنان – را با خیانت به بشریت از بین برده‌اند. حتی محقق معاصر دکتر جواد مشکور نیز اذعان می‌کنند: چنین رفتاری (رفتار ساسانیان با آثار اشکانیان) کمتر در تاریخ دیده شده است[۱۰]. در همان حال، دکتر مشکور نیز به سکائی بودن پارتها اذعان دارد و می‌نویسد: پارتیها از مردم سکایی بودند و لفظ پارت به زبان سکایی به معنی -تبعید شده- است[۱۱] . اعتمادالسلطنه که از وابستگان دربار قاجار و خود ایرانی است و از ایرانیت دفاع کرده است در جلد نخست اثر مذکور خود، به فراوانی از نابودی آثار اشکانی بدست ساسانیان سخن رانده و همواره اشکانیان را  تورانی دانسته است: ما در پیش با شرح و بسطی تمام نگاشته و مدلل داشته ایم که اشکانیان تورانی بوده و مردم ایران آنها را اجنبی می‌شمرده و هرگز به نظر مهر و مؤالفت و همجنسی و همشهری در ایشان ندیده‌اند. در اینجا می‌توانیم بگوئیم علت اصلی و باعث و جهت حقیقی انقراض دولت اشکانی همین خارجی بودن آنها بوده، اگرچه اشکال مختلفه چهره نموده است[۱۲]. این نویسنده تاکید می‌کند که بهتر است از اصل و نسب کیانیان طرفداری نماییم!؟ (همان، ص۱۷۴). به دنبال این گفته‌ها سعی دارد اصل و نسب اشکانیان را از افراسیاب بداند بزعم برخی از مورخین اعقاب طوایف تورانی که به افراسیاب می‌رسد مدتی این حدود را متصرف بودند و آنها را مارد یا مرد می‌گفتند (همان منبع، ص۱۱). اعتمادالسلطنه اشک اول را از اهالی داغستان – آنطرف دربند می‌داند (همان، ص۴۵) و اضافه می‌کند: چون اشک اول مردی دانا بود می‌دانست که با وجود عدم نژاد خاندان شاهی و ترک بودن سلطنت، تمام ایران را پارسیان باو نخواهند گذاشت و تمکین او نخواهند کرد.. (همان). او، در محکم کردن سخنان خود تاکید فراوان داشته و در صفحه به صفحه اثرش به این موضوع اشاره کرده است: متاخرین از مورخین که تاریخ را از افسانه جدا کرده و به دلایل علمی غث و سمین آنرا باز نموده بدرستی رسیده و فهمیده‌اند که سلاطین اشکانی بر خلاف عقیده قدمای ما اصلا ایرانی نبوده بلکه از طایفه تورانی معروف به پارت، که تلفظ صحیح آن پارث بثای مثلث است می‌باشند.
این نویسنده که خود را عالم به تاریخ قدیم نیز می‌داند به تاریخ آدم نیز اشاره می‌کند: مردم روی زمین سه شعبه‌اند: شعبه ای اولاد سام و شعبه ای اولاد حام و شعبه سیم فرزندان یافثند و سام و حام و یافث پسران نوح علیه السلام بوده‌اند و یکی از شعب ثلاثه که فرزندان یافث باشند، اسکیت نامیده‌اند و بعضی از اهالی فرنگ اسکیث را ائسیت تلفظ می‌نمایند. قوم ائسیت پس از دیری توالد و تناسل و تکثر اولاد و احفاد قبایل و سلاسل عدیده کثیره تشکیل دادند. یکی از آن قبایل طایفه پارث است که سلاطین معروف اشکانی از آن طایفه بوده‌اند[۱۳]. البته سخنان اعتمادالسلطنه بدینجا ختم نمی شود بلکه وی به تاریخ دیرین حضور ترکان در ایران تاکید می‌کند: بیشتر از ۲۴۰۰ سال است که پارثها از اسکیثهای تورانی جدا شده و به ایران آمده، چه داریوش اول در سال پانصدوبیست و یک قبل از میلاد جلوس کرده و حالا دو هزار و چهارصد و یازده سال شمسی از سال جلوس او می‌گذرد و در آنوقت چنانکه ذکر شد مملکت و طایفه پارت در ایران وجود داشته و تا سه هزار و چهارصد سال هم تاریخ این واقعه را – یعنی آمدن پارتها را به ایران می‌توان پیش برد و آن به اعتبار قول مالالا است که شرح دادیم[۱۴] . او، به دوستی اشکانیان با یونانیان و دلیل این دوستی نیز توجه می‌کند و می‌نویسد: یک مطلب دیگر هم پارثهارا بر آن می‌داشت که با یونانیه مهربانی کنند و گرم گیرند و آن این بود که خود را مثل آنها اجنبی می‌دانستند، از بیم آنکه ایرانیهای حقیقی بواسطهخارجی بودن ایشان بر آنها بشورند به استمالت یونانیها می‌پرداختند که اگر غائله و مخمصه رخ نماید کمک و رفیق داشته باشند و از عهدهطاغیان برآیند[۱۵]
ناگفته نگذاریم که برخی از نویسندگان معاصر سعی دارند تا تورانیان و ایرانیان را برادر و حتی از یک نژاد بدانند! از آن جمله‌اند: محمد جواد سجادیه[۱۶] و نادر بیات[۱۷].

اما، ریشه ترکی اشکانیان مورد وثوق اکثر محققان است. پارتیان نام پادشاه خود را ارشک یا به اختصار اشک می‌نامیدند. ارشک از دو کلمه ترکی ار و شک ساخته شده است که «ار» در ابتدای نام شاهان و بزرگان و به صورت لقب به معنی همان آلپ ایگید و دلاوربوده است. تمام شاهان پارت نیز خود را ارشک یا اشک نامیده‌اند و نام نخستین شاهانشان اصلا همین بوده است که اشک در اینجا برگرفته ار+شک بوده و شک یا شق، ساک و ساق می‌باشد که امروز هم کاربرد دارد. نوشته‌اند که صدای س و ش به همدیگر تبدیل می‌شوند و شاک یا شاکا همان ساکا و نام قبیلهپارتیان است[۱۸]. حتی مورخین عرب و فارس مانند: طبری، مسعودی، بیرونی، حمزه اصفهانی، مقدسی، مسکویه، ابن اثیر، حمداله مستوفی، میرخواند و…کلمه اشک را به صورتهای اشغ، اشج و جمع آن را به صورن اشکان، اشجان و اشغان دانسته‌اند. در ترکی نیز ان علامت جمع بوده و اشک باضافه ان به صورت اشکان در آمده ، ولی در فارسی همین جمع دوباره جمع بسته شده و به صورت اشکانیان درآمده است.
اینک نگاهی کوتاه به گاهشماری سلسلهاشکانی: باید بگوییم که تعداد شاهان اشکانی ۲۹ تن بوده‌اند و وقایع مهم این دوران را می‌توان به صورت ذیل خلاصه کرد:
از سال ۳۳۴ تا ۳۲۳ ق.م اسکندر مقدونی ایران را تصرف کرد و سلوکیان جانشین اسکندر شدند.
۲۵۰ ق.م نشانه‌های تجزیه طلبی و ظهور فرمانروای مستقل-‌اندرا گوراس در پارت و دیودوتوس در باختر
۲۳۸ ق.م تهاجم اشک اول و تاسیس قلمرو پارت اشکانی
۲۰۸ ق.م اشک دوم
۱۷۱ ق.م مهرداد اول آغاز استبداد اشکانی
۱۲۳ ق.م مهرداد دوم احیا قدرت پارت و ساختن شهر نیسا در ترکمنستان
۵۷ ق.م اورود دوم – امپراتوری اشکانی قدرتی برابر با روم در جهان آن روز
۳۹ ق.م فرهاد چهارم – شکست رومیان از پارت
۱۱ م اردوان دوم – اوج حماسه سازی و هنر اشکانی
۴۲م شهر سلوکیه تسخیر می‌شود.
۵۱ – ۸۰م بلاش اول – شکست دادن رومیان، ضرب سکه به زبان اشکانی به جای زبان یونانی
۱۰۸ م حمله‌های امپراتور ترایانوس و ضد حمله‌های امپراتوری پارت
۱۴۸-۱۹۰م بلاش چهارم حمله‌های پارت و ناکامی آنان، شیوع بیماری طاعون، تسلط روم بر بخشی از بین النهرین
۱۹۱-۲۰۶ بلاش پنجم – ضعف تدریجی دولت پارت
۲۰۷-۲۲۱م بلاش ششم – شکست دادن روم و خراج سنگین به ایران، شورشهای داخلی
اردوان چهارم – برادر بلاش علیه او شورش می‌کند.
۲۲۰ الی ۲۲۶ اردشیر نوهساسان پارس را تصرف می‌کند و نبرد بر سر قدرت شروع می‌شود. شکست بلاش ششم از اردشیر و سقوط دودمان اشکانی و آغاز فرمانروائی ساسانین.
در پایان لازم است اشاره ای بر فرهنگ و تمدن اشکانیان نیز بیندازیم. هرچند که مورخین از کوچرو بودن اشکانیان سخن رانده‌اند و آنان را بربر نیز خوانده‌اند، به نوشته ولسکی: «امروزه در پرتو تحلیل بی غرضانه منابع کلاسیک و نیز اطلاعاتی که از کاوشهای ایران بدست آمده، پارتیان جایگاهی همعرض هخامنشیان داشته‌اند و این اطلاعات ، هم عقیدهمربوط به بربریت پارتیان و اشکانیان را باطل کرده‌اند و هم عقیدهناشی از عقیدهنخست را که گویا در فاصله سقوط هخامنشیان و ظهور ساسانیان، خلا فرهنگی در ایران وجود داشته است»[۱۹].
اعتمادالسلطنه از گزارش نماینده چین از دربار پارتیان، در سال ۱۲۶ ق.م از وجود کشتی‌های بزرگ، ارابه‌های زیبا ، تماس آنان با ملتهای بزرگ جهان سخن رانده و نفوذ آنان را تا عمق ۱۰۰۰ لی – یعنی ۱۵۰ کیلومتری داخل خاک ملل همسایه بیان داشته و از نوشته‌های آنان بر روی پوست آهوان گزارش کرده است. تصویر سیمای شاهان بر روی سکه‌ها نیز نشان از تمدن بالای اشکانیان دارد. همو می‌نویسد که خط اشکانیان افقی بوده و بر عکس خط چینی بود که از بالا به پایین می‌نوشتند[۲۰].
شیوه دموکراسی موجود در زمان اشکانیان، موردی است که بیشتر مورخین بدان اشاره کرده‌اند، از جمله اعتمادالسلطنه از تسامح و تساهل اشکانیان در بار آزادی دین سخن می‌راند[۲۱]. نوشته‌های چندی که به زبان پارتی بجا مانده است، توسط استاد گرانقدر و بی بدیل آذربایجان – استاد دکتر زهتابی خوانده شده و بسیاری از‌اندیشمندان معاصر بدان توسل جسته‌اند. زبان این کتیبه‌ها از نظر واژگان، صرف و نحو و اصول گرامری مورد بررسی قرار گرفته‌اند که خوانندگان را بدان ارجاع می‌دهیم.
اگر نابودی آثار اشکانی توسط ساسانیان انجام نمی گرفت مسلما تاریخی پربار و رشک برانگیز از اشکانیان را در دست داشتیم و چه بسا اصل اوستا – کتاب دینی را نیز در دست داشتیم و شاید صدها کتیبه و کتاب نیز موجود بود؛ زیرا با اینهمه ویرانگری آثار اشکانی که به گفتهمورخین، انجام شده است از گوشه و کنار کشورمان هر ساله دهها و صدها مجسمه، زیورآلات و آثار عتیقه و هنری مربوط به اشکانیان بدست می‌آید و بسیاری از مواقع نیز از کشور خارج می‌شود و منبعی پردرآمد برای قاچاقچیان اشیای عتیقه به شمار می‌آید.

منابع:

Geschichte Irans und seiner Nachbarlender[1]
[۲] این کتابها در ایران توسط احسان یارشاطر به فارسی ترجمه شد.
[۳] یوزف ولسکی، شاهنشاهی پارت، ترجمه: مرتضی ثاقب فر، تهران، انتشارات ققنوس، ۱۳۸۳٫
[۴] پروفسور اقرار علیف، ماد، ترجمه مرتضی ثاقبفر، تهران، ۱۳۸۳٫
– پروفسور اقرار علیف، تاریخ پارت، ترجمه مرتضی ثاقب فر، تهران، انتشارات ققنوس، ۱۳۸۳٫
[۵] ب.گری، بؤیوک پارت تورک دولتی، استانبول، ۲۰۰۹٫
[۶] یوزف ولسکی، شاهنشاهی اشکانی، ترجمه مرتضی ثاقب فر، ص۶۷٫
[۷] همان، ص۷۴٫
[۸] مجله بررسی‌های تاریخی ایران، مقاله حسن شهیدی مازندرانی، شماره ۱، سال ۱، صص ۱۵ و۱۶٫
[۹] محمد حسن خان اعتمادالسلطنه، دررالتیجان فی تاریخ بنی اشکان، ۳ جلدی، تهران، ۱۳۰۸، ج ۱، ص۷۷٫
[۱۰] دکتر جواد مشکور، نگاهی به تاریخ آذربایجان، تهران، ص۴۳۳٫
[۱۱] همان، ص۱۰۳٫
[۱۲] دررالتیجان…، ص۱۷۳٫
[۱۳] همان، ص۵۷٫
[۱۴] دررالتیجان…، ج ۱، ص۵۴٫
[۱۵] همان، ص۱۰۲٫
[۱۶] محمد علی سجادیه، تبار مشترک ایرانیان و تورانیان، تهران، ۱۳۶۸٫
[۱۷] نادر بیات، تورانیان از پگاه تاریخ تا پذیرش اسلام، تهران، ۱۳۶۷٫
هله لیک – م.کریمی
[۱۸] پروفسور محمد تقی زهتابی، ایران تورکلری نین اسکی تاریخی، تبریز، ۱۳۷۶٫
[۱۹] شاهنشاهی اشکانی، همان، ص۲۱۹٫
[۲۰] حسن پیرنیا، تاریخ باستان ایران، تهران،۱۳۶۲، ج۳، ص۲۲۶٫
[۲۱] عتمادالسلطنه، همان، ج۳، ص۱۴۹٫

نویسنده: دکتر محمدرضا باغبان کریمی

منبع:http://azarad.blogfa.com/post/129/

داستان غلامان تۆرک

وقتی جیش الترک و جندالترک موقع ترجمه غلام ترک می شود!!!!!/اگر غلام به معنی برده و نوکر بود آلپتگین چگونه غلامی است که ثروت و املاکی به مراتب بیشتر از شاه سامانی داشته است؟

یــارالی آذربـایـجان


امپراتوری غزنویان دولت بزرگ ترکان ایران
وزیر-مقتدر-امپراطوری-سلجوقیان

دورنانیوز- سرویس تاریخی و فرهنگی: امپراتوری غزنویان، وسیع ترین امپراتوری شرق دنیای اسلامی است. اطلاعات وسیعی در باره ی این امپراتوری به زبان های عربی، فارسی و ترکی که در همان زمان حکومت آنان نوشته شده باشد وجود دارد. البته باید اضافه کرد که متاسفانه بعد از روی کار آمدن سلسله ی پهلوی در ایران، جهت گیری خاصی صورت گرفت و همه ی حقایق را به نفع شوونیزم وارونه نشان دادند. این حرکت غلط تا امروز هم تداوم یافته است. نه تنها غزنویان، بلکه مجموعه ی ترکان را با عناوینی چون غلامان ترک و…-در ترجمه ها، بررسی ها و اصولا در همه ی موارد، روبرو ساخته و ضمن وارونه نشان دادن حقایق، نفرت خود را نشان داده اند.

البته اروپا از ۵ قرن پیش دست به چنین کینه توزی ها زده است، اروپا حق دارد!؟ چرا که اروپا سه بار شمشیر ترکان را بر بالای سر خویش احساس کرده است: اولین بار در سال ۱۷۰ پیش از میلاد مته خان توانست تا قلب اروپا را به تسخیر درآورد؛ در قرن چهارم میلادی آتیلا دوباره امپراتوری خود را تا اروپا گسترش داد و سومین بار هم سلطان محمد فاتح توانست پایتخت رم را تسخیر و تمام ممالک شرق اروپا و شاخ آفریقا را در دست بگیرد.

لذا اروپا سه بار طعم تلخ شکست در برابر ترکان را تجربه کرده است و آخرین بار کار به جایی رسید که در کلیسا نشستند و دعا خواندند تا خداوند شر ترکان را از سرشان رفع کند و هنر گوتیک تمام توان خود را در این جنگ مقدس! به کار گرفت. اروپا همواره در مقابله با اسلام، با پرچمدار آن – ترکان روبرو گشته است و جنگهای ۱۸۰ ساله صلیبی با شکست اروپا به اتمام رسید. اما به تدریج این جنگ مقدس جای خود را به صلح مقدس داد و آن، زمانی بود که کتابها و کتیبه های ترکی یکی بعد از دیگری از دل خاک بیرون می آمد و گنجینه های بزرگی چون کتیبه های اورخون، یئنی سئی، بالاخره دومین گنجینه ی طلا و جواهرات تاریخ جهان از دل خاکهای اولان باتور بیرون آمد و ارزشمندتر از این همه طلا و جواهرات، یک سینی نقره ای در ابعاد کوچک ۶۰* ۳۰ سانتیمتر بود که با الفبای گؤگ تورک و مربوط به ۲۵۰۰ سال پیش و متنی که از مرگ یک شاهزاده ی ترک در ۲۵۰۰ پیش خبر می داد. جالبتر آنکه الفبای این سینی و متن تورکی، با الفبای کتیبه های ۳۷ گانه ی اورخون و یئنی سئی که بعد از روی کار آمدن بومین خاقان (در سال ۵۵۲ میلادی) نوشته شده، یکی بود.

به عبارت دیگر خط ملی تورکان که حداقل هزار سال پاییده بود همین خط گؤگ تورک می شد. این کشف بزرگ در سال ۱۹۷۵ رخ داد. اگر در طی سده های ۱۸ و ۱۹ با کشف کتاب های عظیم “دیوان لغات التورک” و “قوتادقو بیلیک” که در زمان نزدیک به هم – سال های ۴۶۷ و ۴۶۶ هجری / ۱۰۶۹- ۱۰۷۶ میلادی نوشته شده اند- اروپائیان به خود آمده و از شدت ترک ستیزی کاسته بودند با این کشفیات تازه به سوی صلح مقدس کشیده شدند. و این در حالیست که شونیستهای آریامهری هنوز بر طبل ترک ستیزی می کوبند. (از رابطه ی شوونیزم با صهیونیزم و امپریالیزم قبلا سخن گفته ام.)

کتاب های فراوانی به زبان های عربی، فارسی و تورکی در طول قرن های چهارم و پنجم هجری و قرن های بعدی در باره ی غزنویان نوشته شده اند که از مهمترین آنها می توان به کتاب های زین الاخبار، تاریخ الیمینی، تاریخ بیهقی، سلجوقنامه ها، تاریخ گزیده، مجمع التواریخ، راحه الصدور و آیه السرور، آداب الملوک، سیاست نامه و … نام برد. در میان این کتابها، کتابی مهمتر نام برده اند که به گفته ی کلیفورد ادموند باسورث اکتفا می کنیم. وی با صراحت می نویسد: “منافع فراوان به یک سو، کشف کتاب عظیم “دیوان لغات التورک” محمود کاشغری نوشته شده به سال ۴۶۶ ق / ۱۰۷۴ م خود گنجینه ای ارزشمند است و با انتشار آن، از این کان سرشار خبر همگان بهره برده اند”[۱]. این کتاب، علاوه بر آنکه نخستین فرهنگ واژگان ترکی به عربی است، اطلاعات بسیار موثقی را در مورد زبان، ادبیات، فرهنگ و ساختار تشکیلاتی ترکان ارائه داده است.

هرچند که این نویسنده، دارای دیدگاههای ترک ستیزانه است، با این حال بسیاری از واقعیات تاریخی را منکر نگشته و آب پاک روی دست شوونیست های وطنی ریخته است. آنچه از این کتاب درمی یابیم، دسترسی وی به کتب تاریخی قدیمی، همچنین استفاده از دیدگاه های محققان غربی در این باب است. در مقالات پیشین، در باره ی اشکانیان، کوشانیان، خزرها و گؤگ تورکها که همگی امپراتوری های عظیم ترکان بوده اند سخن راندیم و گفتیم که در این سرزمینهای گسترده از آسیای میانه تا آناتولی، ترکان اسکان داشته و مردم بومی این سرزمینها بوده اند. از محققان در باره ی ترکان، مارکوارت تمامی این مناطق را از آن ترکان دانسته و از غلبه ی خصوصیات نژادی ترکان در این مناطق سخن رانده است.[۲] باسورت هم با آن که در گفته های مارکوارت تردید دارد با این حال، می نویسد: “معذلک بی گمان اقوام ترک در دوره های پیش از غزنویان در این نواحی اسکان داشته اند”. نویسندگان عرب و عجم – اصطخری، ابن خرداد، ابن خلگان، بلاذری، ابن حوقل، یاقوت حموی و دیگران از اسکان ترکان و داشتن زمین و عمارات، هیات ظاهری و حفظ زبان ترکی سخن رانده اند. پیش از آنکه وارد تاریخ غزنویان شویم لازم می دانم در باره ی “غلام” و “غلامان ترک” سخن گویم. متاسفانه تمام تواریخی که در باره ی غزنویان و سلجوقیان به فارسی نوشته شده است، همواره آنان را غلامان ترک نامیده، بسیاری از حقایق را نادیده گرفته اند و بنای تحریف را به اندازه ای محکم کرده اند که حتی کتابهای درسی نیز پر از چنین تحریفات است. به طوری که گویا سلجوقیان و غزنویان غلام بوده اند و از بردگی و نوکری به سلطنت رسیده اند؟! نخست آنکه در ترجمه کتب قدیمی مانند تاریخ طبری عبارت “جیش الترک” و جند الترک” به تحریف و غلط “غلامان ترک” ترجمه شده است و مترجم محترم بیش از ۵۰۰ تحریف در این ترجمه به انجام رسانده است. مسلما روزی پاسخ این بی حرمتی ها داده خواهد شد. فعلا به وفاداری آنان در امانت داری تردیدها به یقین تبدیل گشته است..

غلام به معنی نوجوان زیبا(غلمان بهشتی نیز از این کلمه آمده است)، پسر خردسال، مرد میانسال، شاگرد تربیت بیافته و در نهایت در افواه عمومی برده ی زرخرید می باشد. این واژه در قرآن هم آمده است که به معنای جوانان بهشتی ، اهل جنت، همچنین چهره ی نورانی و زیبا و تعریفی برای مومنان و ابرار و اهل تقوا آمده است. اما در سیاست و در تاریخ اصولا غلام به معنای مطیع و تحت فرمان می باشد، به طوری که صاحب ملک و ثروت فراوانی را می بینیم که در مقابل سلطان، خود را غلام حلقه به گوش می خواند؛ یعنی مطیع اوست، فرمانبردار اوست و نه نوکر و برده!؟ ترجمه ی ترکی غلام نیز “قول” می باشد که در اسیامی مردم نیز به صورت غلامعلی، غلامحسین و غیره آمده و ارادت شخص را نسبت به ائمه نشان می دهد. قول و غلام در کل تاریخ آذربایجان و ایران، به معنای کارگزار دربار آمده و از آن جمله “قوللار آغاسی” به معنای وزیر تشریفات بوده است و مقامی والا و رفیع در دربار بوده است. اما خیانت مورخان و تاریخ نویسان امروز دست به تاریخ برده و از این کلمه معانی غیر واقعی منظور داشته اند و کار را بدانجا کشانده اند که در ترجمه از عربی نیز، ترکیباتی چون جیش الترک و جند الترک را غلامان ترک ترجمه کرده اند. اگر غلام به معنی برده و نوکر بود آلپتگین چگونه غلامی است که ثروت و املاکی به مراتب بیشتر از شاه سامانی داشته است؟ رقم بسیار ستغلات و اموالی داشته که در خراسان و ماوئراالنهر شامل چند صد دیه، سرایها، باغها، کاروانسراها، حمام ها در شهرهای عمده ی آن زمان بوده است. عایدان این املاک و نیز یک میلیون گوسفند و صدهزار اسب و استر و اشتر دارایی او بوده است[۳] . او چگونه می توان نوکر و غلام به معنی نوکر و برده دانست که ثروتش چند برابر شاهنشاه سامانی و شاه آل بویه و صفاری و غیره و غیره است؟ مگر چنین غلامانی نبودند که بسیاری از شاهان را از تخت شاهی به زیر کشیدند؟ مگر احمد بن اسماعیل سامانی را در سال ۳۰۱ ق در سرای خود به قتل نرساندند؟ همین غلامان نبودند که چندین خلیفه ی عباسی را از خلافت خلع کردند و یا در دربار خلافتش به زنجیر بستند و … دفاعی از چنین اموری نمی کنیم اما یقینا می دانیم که معنی غلام آنگونه که مورخین معاصر ایران از آن دریافت دارند غلط و مغرضانه است. متاسفانه کتاب های درسی نیز پر است از چنین عبارات، تا ۳۰ % از مردم ایران را مورد تحقیر و توهین قرار دهند. اگر چنین نیست می بایست در حداقل زمان نسبت به پاک کرده این لکه ی ننگ آریامهری گام بردارند! می دانیم که جوانان و نوجوانان برومند و زیبارو را به دربار برده و سالها در تربیت و پرورش آنان صرف می کردند تا افرادی لایق و باکمالات باشند. غلامان، تربیت سختی می دیدند که نظام الملک در نظام آرمانی خود برنامه ی ۷ ساله ای را برای تربیت غلامان ترسیم می کند. در کتاب قوتادقو بیلیک(علم سعادت) که در همین زمان در دربار قاراخانیان نوشته شده است و نویسنده ی آن یوسف بالاساغونلو(خاص حاجب) بوده است اصول کشورداری و آداب الملوک را به تحریر کشیده است و به نظم آورده است). بسیاری از همین تربیت یافتگان امارت مناطق گسترده ای را در دست می گرفتند. آداب الملوک و سیاست نامه و قوتادقو بیلیک از کتابهایی هستند که در تربیت این افراد نظر داده اند. اینک برگردیم به تاریخ غزنویان.

بر اساس تحقیقات بسیاری از پژوهندگان تاریخ غزنوی، تمامی سرزمین های ماوراالنهر و خراسان، زمانهای بسیار زودتر از این زمان، در دست ترکان بوده است. آنان از سلطه ی کوشانیان، اشکانیان و هپتالیان یا همان هیاطله بر این سرزمین سخن رانده اند. مارکوارت این سرزمین ها را در اوایل ظهور اسلام سرزمین ترکان می نامد؛ اصطخری نیز از ترکان خلج نام می برد که آداب ترکی، هیات و زبان ترکی را حفظ کرده و در این مناطق سکونت دارند. (قابل توجه نویسندگان کتاب های درسی – ترکان، کوچ نشین و بیابان گرد نبوده اند و گر نه چگونه این همه املاک داشته اند؟) همو می نویسد که سبکتگین نخستین فرماندهی بود که همه ی ترکان را متحد ساخت(باز توجه کنیم که از مناطق خراسان سخن می راند و گرنه، قاراخانیان امپراتوری بزرگ خود را دارند و پیش از آنان خزران حکومت مناطق وسیعی را در دست داشته اند و ترکان ساکنان اصلی این مرز و بومند). آلپ تگین فرمانده ترکان بود که همچون شاهی مستقل حکومت می کرد. قره تگین نیز در سال ۳۷۱ ق حکومت خود را تشکیل داد. آلپ تگین چنان قدرتمند بود که امیرانی داشت و مناطقی را بدانان سپرده بود. یکی از این امیران بلکاتگین بود که دست نشانده ی وی به شمار می آمد. مدتی نگذشت که مردم اورا به عنوان فرمانده خویش برگزیدند. مورخان اذعان می کنند که در سال ۳۵۵ق/۹۶۶م این امر صورت گرفت و گزینش او به حکومت غزنه بنا بر آرای عمومی ترکان بوده است. وی ۱۰ سال حکومت کرد و بوری تگین بر جای او نشست. هرچند که او برای حفظ حکومتش، خود را والی سامانیان می دانست اما، سبکتگین از طرف سامانیان امارت یافت و سبکتگین به غزنه آمد و توانست با اصلاحاتی که در امور مالیاتی و تشکیلات اداری کرد دل مردمان را به دست آورد.

برخی از مورخان سعی کرده اند نسب سبکتگین را به ساسانیان پیوند دهند، در حالی که می دانیم وی بر ترک بودن خود مباهات می کرد. وجهه ی سبکتگین در دوران حکومت بوری تگین و بلکاتگین رو به فزونی نهاد. اصلاحاتی هم که در نظام اقطاع به وجود آورد و والیاتها را کاهش داد و به وضع سربازان رسیدگی نمود، به مرور نظر مردم به سوی او گرایش یافت. وی در سال ۳۸۴ق /۹۹۴م از طرف سامانیان لقب ناصرالدین و الدوله گرفت. پسر او محمود نیز لقب سیف الدوله یافت. سبکتگین در میان مردم ترک نفوذ فراوان یافت. با روی کار آمدن محمود، احترام وی رفته – رفته نسبت به سامانیان رو به کاهش نهاد و در سال ۳۹۲ق /۱۰۰۲م سکه به نام خود زد و سلسله ی غزنوی آغاز شد و خلافت عباسی نیز او را به رسمیت شناخت. امپراتوری غزنویان از هند تا آسیای صغیر توسعه یافته بود و حکومت غزنوی یکی از نیرومندترین امپراتوری های شرق به شمار می آید. اما یک نکته نیز وجود دارد و آن اینست که به گفته ی پروفسور کؤپرولو مورخان خواسته اند با دید مورخان هند سلطان محمود غزنوی را به بررسی بنشینند و آنرا بر کل ترکان تعمیم دهند و این نقیصه ای بس بزرگ می باشد.

فرهنگ و تمدن غزنوی

دوران حکومت غزنویان یکی از دورانهای طلایی فرهنگ و ادب ایران است. تاریخ به ما می گوید که سلطان محمود با همراه شدنش پدرش در جنگها، جنبه های عملی تربیت نظامی را آموخته بود. سبکتگین تمام تجربیات و مهراتهای خود را به فرزندش انتقال داده بود. تعلیمات مدرسه ای را ابونصر حسین از پیشوایان مذهب حنفی بدو آموخته بود. محمود قرآن را از او آموخت و بعدها نیز از مشاوره ی او بهره ها برد[۴]. سلطان محمود زبان عربی را به خوبی می دانست[۵]. اطلاعش از زبان فارسی هم به اندازه ای بود که با مشاوران فارس زبان خود سخن گوید و اشعار و مدایح شاعران را به خوبی دریابد. برخی از مورخان مانند عوفی، ادوارد براون و یان ریپکا که با نظر منفی به سلطان محمود نگریسته اند از هوش سرشار و درک سریع او را انکار نمی کنند.

مسعود فرزند محمود نیز آموزش های نظامی و مدرسه ای را به کمال گذرانده بود. معلم وی ریحان خادم نام داشته که اتابک می نامید[۶]. کلیموند می نویسد که مسعود در فارسی نویسی صاحب سبک بود. او علاوه بر توقیع اسناد دیوان که برای او مهیا می ساختند گاه خود نیز مطالبی با دست خود بر آن می افزود. او قادر بود مطالب عربی را بخواند و به عربی سخن گوید.[۷]مسعود در تمام جریانات فکری اسلامی ذهن گسترده ای داشت. او ادامه می دهد “بی گمان مسعود و پدرش زبان ترکی – زبان اجدادی خود را حفظ کرده بودند و پیوسته با سربازان و فرماندهان نظامی به ترکی سخن می گفتند”.[۸]

اگوست مولر، بارتولد، براون و ریپکا حمایت آنان از فرهنگ و ادبیات را ناشی از عشق بی غرضانه ندانسته اند. بیرونی دانشمند ترک زبان از حمایت بی دریخ غزنوی برخوردار بوده و “قانون مسعودی” را در نجوم به نام مسعو.د نوشته است. این شاه، زمینه نگارش کتاب تحقیق مااللهند را برای بیرونی فراهم آورده بود. در ارزیابی فرهنگ و خدمات فرهنگی این سلسله دو نظر متضاد وجود دارد. برخی نقش سلاطین غزنوی را در مقام حامی سخاوتمند هنرها و خالق فرهنگ اسلامی می دانند و برخی بر خلاف این نظرند. اما آنچه در اینجا برای ما مهم است فرهنگ ترکی این امپراتوری می باشد. از یک سو می دانیم که رقیب و همکیش این امپراتوی – قاراخانیان خود فرهنگ و ادبیاتی غنی به زبان تورکی در دربار خود می آفریدند و نقطه مقابل آنان غزنویان بودند که به جای پرداختن به زبان ترکی، به زبان فارسی اهمیت دادند و این زبان را از آسیای مرکزی تا آسیای صغیر توسعه دادند. اما، این گفته تماما صحیح نیست؛ زیرا بررسی کنندگان این عرصه نیز معتقدند که اشعار و ادبیات شفاهی با حدت و شدت فراوان گسترش می یافت و به طور ملموس مورد حمایت دربار نیز بوده است. کلیمبورد نیز معترف است که از اشعار و ادبیات ترکی چیزی نمی دانیم، اما این ندانستن دلیلی بر عدم وجود آن نیست. استاد محمد تقی بهار در کتاب سبک شناسی می نویسد:”به شهادت بیتی از منوچهری:

براه ترکی مانا که خوبتر گویی

تو شعر ترکی برخوان مرا و شعر غزی

به نظر می رسد که در عصر اول غزنوی شعر تورکی را می شناختند و در محافل ادبی می خواندند”.[۹] نه تنها صدها شاعر در دربار غزنوی گرد آمده بودند بلکه هنرمندان و صنعتگران نواحی نیز در دربار او جمع شده بودند. مورخان از وجود بیش از ۴۰۰ شاعر در دربارغزنویان سخن گفته اند. از جمله ی این شاعران می توان از منوچهری، فرخی، عنصری، عسجدی، فردوسی و دیگران نام برد. اکثر این شاعران مدیحه سرای سلطان محمود و سلطان مسعود بوده اند و این دو را به خاطر نسب ترکی اشان ستوده اند. واژگان ترکی در همین عصر به وفور وارد زبان فارسی گردید که علاوه بر عناوین نظامی، بسیاری از کلمات را می توان در دیوان فارسی گویان این عصر یافت. غزنویان ادبیات را از عرب و معماری را از هند برگرفتند. بناهای غزنوی هنوز هم در اقصی نقاط دنیای اسلام پابرجا هستند. مقابر محمود و سبکتگین امروز هم موجودند. تندیس های فراوانی نیز در دهه های اخیر به دست آمده است و هنر پیکره سازی نیز رونق تمام داشته است. مورخان از رونق سوداگری و صنایع دستی نیز سخن رانده اند. کلیموند از وجود سوداگران و پیشه وران ترک در بغداد و دیگر شهرهای بزرگ سخن می گوید. توماس از سکه های غزنوی می نویسد و بدین نتیجه می رسد که سکه های غزنوی سنگین تر از سکه های سامانی است. وزن سکه های سامانی ۴۵ گندم بیشتر نبوده ، در حالی که سکه های غزنوی بین ۵۰ الی ۵۵ گندم بوده اند.

ابن فضلان از قمها[۱۰] یا گامها و شمنان نام می برد که سازی در دست داشته اند. می دانیم که گام در آذربایجان همان اوزان یا آشیقها هستند که به آفرینش ادبی به صورت شفاهی و زبان به زبان می پرداخته اند. مورخان از احترامی که طبیبان در بین غزنویان داشته اند نیز نوشته اند. روایات باستانی ترک – از اوغوز و یافث که فرزند نوح و پیغمبر بود بر سر زبان ها بوده است[۱۱]. در این روایت ترک، غز نوه ی یافث دارای تعویذ حجرالصواعق بود که می توانست از طریق کنترل عناصر طبیعی، پیروزی در جنگ را نصیب خود کند[۱۲]. در هر صورت با وجود توسعه ی زبان و ادبیات فارسی، ادبیات ترکی نیز گسترش قابل توجهی یافته بود که متاسفانه ادیبان ایران بدان بی توجه بوده اند. کلیمبورد معتقد است که غزنویان در مقایسه با دیگر اقوام ترک نظیر خزران و قرلقان که هسته ی مرکزی اتحادیه ی قاراخانیان را تشکیل داده بودند از پیشرفت کمتری برخوردار بوده اند[۱۳]

منابع:

[۱] کلیفورد ادموند باسورث، تاریخ غزنویان، ترجمه: حسن انوشه، تهران، انتشارات امیرکبیر، ۱۳۶۲، ص۲۱٫

[۲] همان، ص۳۴٫

[۳] همان، ص۴۱٫

[۴] تاریخ بیهقی، ص۴۹۱٫

[۵] تاریخ غزنویان، همان، ص۱۲۹٫

[۶] بیهقی، ص۱۱۲ الی ۱۲۱٫

[۷] همان، ص۱۳۰٫

[۸] تاریخ غزنویان، ص۱۳۱٫

[۹] ملک الشعرای بهار، سبک شناسی، تهران، ۱۳۳۷، ص۱۳۴٫

دیوان منوچهری، ویرایش دکتر محمد دبیر سیاقی، ص۱۶۸٫

[۱۰] همان، ص۲۲۰

[۱۱] همان، ص۲۲۰٫

[۱۲] حدودالعالم، ویرایش سید جلال الدین طهرانی، ص۵۴٫ / مجمل التواریخ، ص۱۰۲٫

[۱۳] همان، ص۲۲۱٫

نویسنده: دکتر محمد رضا باغبان کریمی

منبع:https://www.cloob.com/c/azerbijan_tb/119564072

اشکانیان تۆرک و سابانیان پارس

 Qelem

مطالب علمی- ادبی- نقد ادبی- تاریخ ادبیات

امپراتوری پارت(اشکانیان) دولت بزرگ تورکان

امپراتوری پارت(اشکانیان)دولت بزرگ ترکان

   پارتیان یا اشکانیان یکی از سلسله های بزرگ ایران است که امپراتوری وسیعی را از ماوراالنهر تا بین النهرین به وجود آورده و پنج قرن اداره ی امور کشور را بر عهده داشته اند. تاریخ سرزمین ایران همواره مورد بی مهری قرار گرفته و در طول 50 سال حکومت منفور پهلوی، تاریخ ایران مورد تحریف واقع شده، حوادث و واقعیت ها را وارونه نشان داده اند. تاریخ را به نفع یک قوم مصادره کرده  و دروغ را جای حقیقت نشانده اند. یکی از این دوران پر ابهام تاریخ ایران، همان اشکانیان یا امپراتوری بزرگ پارت است. دوره ی 477 ساله امپراتوری اشکانیان با سکوتی توطئه آمیز روبرو بوده و اگر توانسته اند دروغ گفته اند وهرجا که دیگر نتوانسته اند، توطئه ی سکوت را ترجیح داده اند. به گفته ی استاد بی بدیل تاریخ معاصر – پروفسور دکتر محمد تقی زهتابی، مسکوت نهادن تاریخ 500 ساله سرزمین ایران از طرف شوونیست ها بی دلیل نبوده است. به گفته ی ایشان چگونه ممکن است حکومت 8 ساله ی اسکندر به عنوان دشمن ایران- در شاهنامه در بیش از 3000 بیت نوشته شود، اما حکومت 477 ساله ی اشکانیان تنها در 23 بیت اتمام یابد؟! چه دلیلی وجود دارد که حتی تا امروز هم همه ی مورخین شوونیست و نژاد پرستان تندرو، نگارش و بررسی تاریخ 5 سده ی اشکانیان رغبتی نشان نمی دهند؟ همین مورخین معاصر و تئوریسین های آریامهری هستند که وقتی تاریخ طبری را از عربی به فارسی ترجمه می کنند دست از تحریف و دروغ برنمی دارند و در یک کتاب بیش از 700 تحریف را وارد می کنند. آری، مترجم محترم این تاریخ، "جیش الترک" را به عنوان "غلامان ترک" ترجمه کرده و تکرار نموده است تا ترکانی که 1000 سال- از اسلام تا امروز بر ایران حکومت رانده اند از نسل غلامان بدانند و بتوانند انواع دورغها و تهمت ها را بدانان ببندند. اما، امروز دیگر علم در دست تعدادی از مردم اسیر نیست و اخبار و اطلاعات علمی و حقایق تاریخی در کمتر از ساعت و دقیقه در تمام اکناف جهان پخش می شود و کسی را – حتی دولتمردان را نیز یارای جلوگیری از آن نیست!.

   در دنیای تاریخ نویسی و بررسی علمی تاریخ، نوسانات بسیاری رخ داده و حقایق در حال آشکار شدن هستند. چند قرن پیش از این، محققان در بررسی تاریخ پارت یا اشکانیان، این امپراتوری بزرگ را در مقایسه با امپراتوری روم و شاهنشاهی ساسانی کم ارزش جلوه می دادند. در ایران نیز کاملا مسکوت گذاشته بودند. در چند قرن گذشته کتابهای بسیاری در این باره نوشته شد که از آن جمله   ژ.فوی ویان کتاب مشهور خود "در باره ی تاریخ اشکانیان"  را به سال 1725 به پایان برد و به دنبال او دیگر پژوهشگر فرانسوی پ.لونگرو در سال 1732 کتابش را در همین زمینه منتشر ساخت تا در سال 1850 سن فارتن "قطعاتی از تاریخ اشکانی" را منتشر نماید.

   در آلمان نیز کتاب های چندی منتشر شد. از آن جمله، اشنایدر ویرثJ.H.Schneider Wirth  کتاب "اشکانیان بر اساس منابع یونانی – رومی" ، سپس فریدریک اشپیگل Fr.Spiegel کتاب "باستان شناسی ایران" را نوشتند اما مورد خاصی را تغییر ندادند. تا اینکه کشف اسناد میخی بابلی باعث شد اشکانیان دوباره در مرکز توجه پژوهشگران  قرار گیرد. یکی از کتبی که بر اساس این اسناد به رشته ی تحریر درآمد از آ.و.گوتشمند با عنوان "از زمان اسکندر تا انقراض اشکانیان"[1] بود که در سال 1896 نوشته شد و بیش از نیم قرن در دانشگاهها تدریس شد و تازه در سال1376 در ایران توسط کیکاووس جهانداری ترجمه گشت و آن هم همچون دیگر ترجمه ها که می توانید حدس بزنید چی شد. گام دیگری نیز توسط نیلسون دوبواز با کتاب "تاریخ سیاسی پارت" برداشته شد که این کتاب نیز با همان سبک و سیاق دیگر ترجمه ها توسط دکتر علی اصغر حکمت منتشر شد. اما میدان تحقیقات بعد از کشف تعداد زیادی سکه، همچنین یافته های باستان شناسان روسی در ترکمنستان، ایران و عراق، زمینه را برای تحقیقات بیشتر و دقیقتر مهیا ساخت و در سال 1980 ک.شیپمان کتاب "شالوده های تاریخ پارت" را نوشت و براساس کشفیات باستان شناسان شوروی، تاریخ ایران به روایت کمبریج در دوره ی پارتی – سلوکی در سه جلد توسط تعدادی از محققین، تیرگی های بسیاری را در عرصه ی تاریخ روشن ساخت[2] و در نهایت کشفیات ترکمنستان در نیسا توسط دانشمندان شوروی بسیاری از پیچیدگیها را مرتفع ساخت. از آن جمله ا. هرینگ بر اساس یافته های نقوش و نوشته های روی سفالها کتابی نوشت و آنگاه یوزف ولسکی "شاهنشاهی پارت" را نوشت که این کتاب توسط مرتضی ثاقب فر به زبان فارسی ترجمه شد.[3] لازم به ذکر است که در آذربایجان پروفسور اقرار علیف تاریخ ماد و تاریخ پارت را بر اساس تازه ترین یافته های زمینکاوی و باستان شناسی و سکه شناسی به رشته تحریر در آورده و مرتضی ثاقب فر نیز این کتابهای ارزشمند را به فارسی ترجمه کرده است[4]. پژوهشهای دانشمندان ایران از جمله پروفسور محمد تقی زهتابی در بررسی عمیقی از این سلسله ی ترک در ایران نتایجی را بدست آورده است که امروزه بیشتر پژوهشگران این دوره ی تاریخی ناگزیر از مراجعه به این منبع گرانبها هستند. ایشان در دو جلد کتاب "ایران تورکلری نین اسکی تاریخی" بسیاری از ناگشوده ها را گشوده و راه را برای یافتن حقیقت باز کرده اند. سپس از تحقیقات ارزنده ی ب.گری محقق ترک باید یاد کرد که با کتاب"بؤیوک پارت تورک دولتی"[5] پا بر راهی نهاده است که قبلا توسط دانشمندان هموار گشته بود و نتیجه گیری را بر ایشان سهل و آسان کرده بود.

   محققان سده 18 و 19 غیر از چند سکه و منابع محدود یونانی – رومی، منبع دیگری در دست نداشتند، لذا در بحث از فرهنگ و تمدن پارتی، صفحه ای سفید و خالی از غنای فرهنگی به تصویر می کشیدند. اما وقتی تحقیقات باستان شناسان در ترکمنستان با یافته های فراوان – هزاران سکه و چند کتیبه تکمیل شد دیگر گاهشماری اشکانیان نمی توانست سالهای 238 تا 226 قبل از میلاد را نادیده بگیرد. همین تاریخ کوتاه بسیاری از حقایق و شخصیت دو پادشاه اشکانی - اشک اول و دوم - بسیاری از گره های ناگشوده ها را باز کرد. هرچند نوشته های کتیبه ها و حتی سکه ها به زبانهای یونانی و رومی بود – همچنانکه کتیبه های هخامنشیان نیز از چنین صبغه ای برخوردارند – کشفیات  تعطیل نشد، بلکه در اورامانات کردستان ایران نیز در سال 1909 سه کتیبه و چندین سفال کشف شد که به زبان اشکانی بودند. آنچه از سکه و کتیبه در دست پژوهشگران بود به سده اول و دوم قبل از میلاد(171 – 138 سلطنت مهرداد یکم)  مربوط می شد، ولی یافته های تازه، به سالهای بین 238 – 217 مربوط می شدند.

   در باره ی دولت پارت، می توان به دو نظریه اشاره کرد. منابعی که اساس خود را بر پایه ی نوشته ها و گزارش های استرابن و یوستینوس نهاده اند پارتیان یا اشکانیان را از سکائی ها(اسکیت) می دانند و گروه دوم یعنی ونفلاویوس آیانوس(179 – 90 م) ، مارکوس تولیوس سیسرون(106 – 43 ق.م) و فلاویوس یوزف(100 – 38 م) اشکانیان را نه از اشک اول، بلکه از تیرداد اول شروع می کنند.

   هنوز تا 1980 مساله ی اصل و نسب اشک موضوع بحث بوده و پایان نیافته بود. در این گروه بندی، تمام منابع ادبی و سکه شناسی اشک اول را از سکاها(اسکیت) دانسته اند[6]. تماس های نزدیک اشکانیان با آسیای مرکزی، که منابع تایید می کنند در جهت تاکید بر منشا سکائی اشکانیان است. ضمنا فرار برخی از سلاطین و پناه بردن آنان به قبایل ساکن در شمال ایران نیز دلیل دیگری بر ارتباط منشا اشکانیان با سکاهاست.انکار کنندگان منشا سکائی اشکانیان، دلایلی را می آورند که بیشتر به نفع یونان و روم است، در عین حال اشکانیان خود را بیشتر به ایران میچسبانند تا یونان و روم. از زاویه ای دیگر منکران منشا سکائی اشکانیان، اصولا تاریخ اشکانی را از تیرداد شروع می کنند و اشک اول و دوم را نفی می کنند در حالیکه از یک سو محققان بزرگ عصر ما، دیاکونف و لیوشیتس- تبار شناس اشکانیان، منشا این سلسله را سکائی دانسته و سکه های یافته شده از اشک اول و دوم، تمامی تردیدها را برطرف کرده  و به مساله فیصله داده است[7].

 

   هنوز بیش از ده سال از فوت اسکندر نگذشته بود که دستاوردهای این جهانگیر دچار ضایعه شد و توجه سلوکیان به رویدادهای اطراف مدیترانه مبذول گشت و غفلت آنان از شرق فتوحاتشان باعث شد قسمت شرقی این سرزمینها از دستشان برود. آتروپات از آذربایجان سر برافراشت و سلوکیان را میدان و مجال نفس کشیدن نداد. بخش شرقی ایران به دست اشک اول افتاد. وی حرکت به سمت مرکز و غرب ایران را آغاز نمود. شورش های داخلی نیز سلوکیان را فرسوده کرد و نتوانستند بیش از 70 سال بر ایران حکومت کنند. جالب است بدانیم که اکثر منابع؛ اشک اول را سکائی، ماساگت و از بربرها دانسته اند. اما اطلاعات برآمده از پژوهشهای علمی نشان داده است که پارتیان یکجانشین و متمدن بوده اند، هرچند که تاریخ از آنان با عنوان pradones(یعنی غارتگران) و یا latrones(راهزنان) نام برده اند. ولسکی معتقد است که حق داریم در تشکیل دولت اشکانی از غارتگران سخن بگوئیم(همان، ص49) . در عین حال آمیانوس مارسلینوس هم از ارشک به عنوان رئیس دسته راهزنان نام می برد. درست است که تاریخ دقیق ظهور و سقوط اشکانیان جای بحث و جدل است و حل این تاریخ، می تواند منشا سکائی اشکانیان را فیصله دهد. استرابن از منشا سکائی ارشک با قاطعیت سخن می راند و ولسکی هم معتقد است بعد از تحقیقات تازه، نمی توان سکائی یا اسکیتی بودن این دولت را مورد تردید قرار داد(همان، ص63). سکه های اشکانی دارای تصاویری است که جنگجوی سکائی را با کمانی در دست و کلاهی بی لبه نشان می دهد و این مشخصات با ویژگی های سکائی منطبق است هرچند که نوشته ها یونانی یا رومی باشند. متون بدست آمده از نیسا(12 کیلومتری عشق آباد - ترکمنستان) نشان می دهد که اشکانیان بیرون راندن سلوکوس از سرزمین خود را جشن گرفته اند. اشکانیان به مدت 477 سال امپراتوری بزرگی را با درایت و دموکراسی اداره کردند. البته وضع تمام این دوران یکسان و پایدار نبوده، بلکه نقاط قوت و ضعفی داشته اند. مهمترین ضعف آنان زمانی بوده است که فارسها در سرزمین خود بر آنان شوریدند و خود نیز وحدت و همدلی را از دست دادند و در نهایت اردشیر بابکان چیره شد و تمام تمدن اشکانیان به آتش کشیده و نابود گردید.

   جای تاسف است که در ایران، تاریخ اشکانیان با بی مهری و تحریف های آشکار روبرو بوده و هنوز هم این تحریف و دشمنی ادامه دارد. از فردوسی آغاز می کنیم: فردوسی که در باره اسکندر – دشمن ایران بیش از 3000 بیت شعر گفته، در باره ی 5 قرن حکومت اشکانیان تنها به سرودن 23 بیت اکتفا کرده است و چنین نیز گفته است:

چو کوتاه شد شاخ و هم بیخشان

نگوید جهان دیده تاریخشان.

از ایشان جز از نام نشنیده ام،

نه در نامه ی خسروان دیده ام!

معلوم است که در زمان فردوسی، خط دهندگان به این شاعر نامی، از گفتار در باره ی اشکانیان ترک تبار تبری می جسته اند.

   باز جالب است که بعد از انقلاب اسلامی در ایران، نویسنده ای به نام حسن شهیدی مازندرانی در مقاله ای در مجله ی " بررسی های تاریخی ایران، (سال اول، شماره اول، مرداد 1373، صص15-16) می نویسد:"پس از کشته شدن اردوان پنجم اشکانی در میدان کارزار و لگدمال کردن سرش به وسیله اردشیر بابکان و بکار بستن سوگندی که ساسانیان نیای اردشیر بابکان خورده بود تا از نسل اشکانیان یکی را هم زنده بر جای نگذارد، حتی به نظر می رسد دودمان ساسانی از یاد و خاطره ی اشکانیان نیز در هراس بودند زیرا تا جاییکه دستشان می رسید و در توانشان بود هرگونه آثار بر جای مانده مادی و معنوی دوره ی اشکانی را نابود کردند"[8].

   اما به یاد داریم که محمد حسن خان اعتمادالسلطنه، وزیر ناصرالدین شاه قاجار، در کتاب سه جلدی "دررالتیجان فی تاریخ بنی اشکان" به این جنایت های ساسانیان اشاره ها کرده است[9]. اعتمادالسلطنه نیز منشا اشکانیان را سکائی، یا به زبان خود او "از ترکان ساکا" دانسته و غیر ایرانی می نامد! بد نیست اشاره کنیم که نابود کردن و امحا آثار باقیمانده از اشکانیان توسط ساسانیان، در منابع بدست آمده از نیسا(ترکمنستان) نیز تائید شده، حتی از منابع بدست آمده از نزدیکی های سمنان، شوش، تیسفون و غیره نیز تائید می گردد و نشان می دهد که ساسانیان به عمد آثار باقیمانده از اشکانیان – چه آثار معماری و اشیائ هنری و مدنیت آنان – را با خیانت به بشریت از بین برده اند. حتی محقق معاصر دکتر جواد مشکور نیز اذعان می کنند: "چنین رفتاری (رفتار ساسانیان با آثار اشکانیان) کمتر در تاریخ دیده شده است[10]. در همان حال، دکتر مشکور نیز به سکائی بودن پارتها اذعان دارد و می نویسد:"پارتیها از مردم سکایی بودند و لفظ پارت به زبان سکایی به معنی -تبعید شده- است"[11] . اعتمادالسلطنه که از وابستگان دربار قاجار و خود ایرانی است و از ایرانیت دفاع کرده است در جلد نخست اثر مذکور خود، به فراوانی از نابودی آثار اشکانی بدست ساسانیان سخن رانده و همواره اشکانیان را " تورانی" دانسته است: "ما در پیش با شرح و بسطی تمام نگاشته و مدلل داشته ایم که اشکانیان تورانی بوده و مردم ایران آنها را اجنبی می شمرده و هرگز به نظر مهر و مؤالفت و همجنسی و همشهری در ایشان ندیده اند. در اینجا می توانیم بگوئیم علت اصلی و باعث و جهت حقیقی انقراض دولت اشکانی همین خارجی بودن آنها بوده، اگرچه اشکال مختلفه چهره نموده است"[12]. این نویسنده تاکید می کند که بهتر است از اصل و نسب کیانیان طرفداری نماییم!؟(همان، ص174). به دنبال این گفته ها سعی دارد اصل و نسب اشکانیان را از افراسیاب بداند "بزعم برخی از مورخین اعقاب طوایف تورانی که به افراسیاب می رسد مدتی این حدود را متصرف بودند و آنها را "مارد" یا "مرد" می گفتند"(همان منبع، ص11). اعتمادالسلطنه اشک اول را از اهالی داغستان – آنطرف دربند می داند(همان، ص45) و اضافه می کند:"چون اشک اول مردی دانا بود می دانست که با وجود عدم نژاد خاندان شاهی و ترک بودن سلطنت، تمام ایران را پارسیان باو نخواهند گذاشت و تمکین او نخواهند کرد.."(همان). او، در محکم کردن سخنان خود تاکید فراوان داشته و در صفحه به صفحه اثرش به این موضوع اشاره کرده است:"متاخرین از مورخین که تاریخ را از افسانه جدا کرده و به دلایل علمی غث و سمین آنرا باز نموده بدرستی رسیده و فهمیده اند که سلاطین اشکانی بر خلاف عقیده قدمای ما اصلا ایرانی نبوده بلکه از طایفه تورانی معروف به پارت، که تلفظ صحیح آن "پارث" بثای مثلث است می باشند".

این نویسنده که خود را عالم به تاریخ قدیم نیز می داند به تاریخ آدم نیز اشاره می کند:"مردم روی زمین سه شعبه اند: شعبه ای اولاد سام و شعبه ای اولاد حام و شعبه سیم فرزندان یافثند و سام و حام و یافث پسران نوح علیه السلام بوده اند و یکی از شعب ثلاثه که فرزندان یافث باشند، "اسکیت" نامیده اند و بعضی از اهالی فرنگ "اسکیث" را "ائسیت" تلفظ می نمایند. قوم ائسیت پس از دیری توالد و تناسل و تکثر اولاد و احفاد قبایل و سلاسل عدیده کثیره تشکیل دادند. یکی از آن قبایل طایفه "پارث" است که سلاطین معروف اشکانی از آن طایفه بوده اند"[13]. البته سخنان اعتمادالسلطنه بدینجا ختم نمی شود بلکه وی به تاریخ دیرین حضور ترکان در ایران تاکید می کند:"بیشتر از 2400 سال است که پارثها از اسکیثهای تورانی جدا شده و به ایران آمده، چه داریوش اول در سال پانصدوبیست و یک قبل از میلاد جلوس کرده و حالا دو هزار و چهارصد و یازده سال شمسی از سال جلوس او می گذرد و در آنوقت چنانکه ذکر شد مملکت و طایفه پارت در ایران وجود داشته و تا سه هزار و چهارصد سال هم تاریخ این واقعه را – یعنی آمدن پارتها را به ایران می توان پیش برد و آن به اعتبار قول مالالا است که شرح دادیم"[14] . او، به دوستی اشکانیان با یونانیان و دلیل این دوستی نیز توجه می کند و می نویسد:"یک مطلب دیگر هم پارثهارا بر آن می داشت که با یونانیه مهربانی کنند و گرم گیرند و آن این بود که خود را مثل آنها اجنبی می دانستند، از بیم آنکه ایرانیهای حقیقی بواسطه ی خارجی بودن ایشان بر آنها بشورند به استمالت یونانیها می پرداختند که اگر غائله و مخمصه رخ نماید کمک و رفیق داشته باشند و از عهده ی طاغیان برآیند"[15]

ناگفته نگذاریم که برخی از نویسندگان معاصر سعی دارند تا تورانیان و ایرانیان را برادر و حتی از یک نژاد بدانند! از آن جمله اند: محمد جواد سجادیه[16] و نادر بیات[17].

   اما، ریشه ی ترکی اشکانیان مورد وثوق اکثر محققان است. پارتیان نام پادشاه خود را "ارشک" یا به اختصار "اشک" می نامیدند. ارشک از دو کلمه ترکی "ار" و شک" ساخته شده است که "ار" در ابتدای نام شاهان و بزرگان و به صورت لقب به معنی همان "آلپ" "ایگید" و دلاوربوده است.  تمام شاهان پارت نیز خود را "ارشک" یا "اشک" نامیده اند و نام نخستین شاهانشان اصلا همین بوده است که "اشک" در اینجا برگرفته ار+شک بوده و شک یا شق، ساک و ساق می باشد که امروز هم کاربرد دارد. نوشته اند که صدای "س" و "ش" به همدیگر تبدیل می شوند و شاک یا شاکا همان ساکا و نام قبیله ی پارتیان است[18]. حتی مورخین عرب و فارس مانند: طبری، مسعودی، بیرونی، حمزه اصفهانی، مقدسی، مسکویه، ابن اثیر، حمداله مستوفی، میرخواند و...کلمه "اشک" را به صورتهای "اشغ"، "اشج" و جمع آن را به صورن اشکان، اشجان و اشغان دانسته اند. در ترکی نیز "ان" علامت جمع بوده و اشک باضافه ان به صورت اشکان در آمده ، ولی در فارسی همین جمع دوباره جمع بسته شده و به صورت اشکانیان درآمده است.    

اینک نگاهی کوتاه به گاهشماری سلسله ی اشکانی: باید بگوییم که تعداد شاهان اشکانی 29 تن بوده اند و وقایع مهم این دوران را می توان به صورت ذیل خلاصه کرد:

از سال 334 تا 323 ق.م اسکندر مقدونی ایران را تصرف کرد و سلوکیان جانشین اسکندر شدند.

250 ق.م   نشانه های تجزیه طلبی و ظهور فرمانروای مستقل- آندرا گوراس در پارت و دیودوتوس در باختر

238 ق.م   تهاجم اشک اول و تاسیس قلمرو پارت اشکانی

208 ق.م    اشک دوم

171 ق.م   مهرداد اول آغاز استبداد اشکانی

123 ق.م   مهرداد دوم   احیا قدرت پارت و ساختن شهر نیسا در ترکمنستان

57 ق.م    اورود دوم – امپراتوری اشکانی قدرتی برابر با روم در جهان آن روز

39 ق.م    فرهاد چهارم – شکست رومیان از پارت

11 م     اردوان دوم – اوج حماسه سازی و هنر اشکانی

42م     شهر سلوکیه تسخیر می شود.

51 – 80م    بلاش اول – شکست دادن رومیان، ضرب سکه به زبان اشکانی به جای زبان یونانی

108 م   حمله های امپراتور ترایانوس و ضد حمله های امپراتوری پارت

148-190م   بلاش چهارم   حمله های پارت و ناکامی آنان، شیوع بیماری طاعون، تسلط روم بر بخشی از بین النهرین

191-206   بلاش پنجم  -  ضعف تدریجی دولت پارت

207-221م   بلاش ششم – شکست دادن روم و خراج سنگین به ایران، شورشهای داخلی

   اردوان چهارم – برادر بلاش علیه او شورش می کند.

220 الی 226   اردشیر نوه ی ساسان پارس را تصرف می کند و نبرد بر سر قدرت شروع می شود. شکست بلاش ششم از اردشیر و سقوط دودمان اشکانی و آغاز فرمانروائی ساسانین.

در پایان لازم است اشاره ای بر فرهنگ و تمدن اشکانیان نیز بیندازیم. هرچند که مورخین از کوچرو بودن اشکانیان سخن رانده اند و آنان را بربر نیز خوانده اند، به نوشته ولسکی: " امروزه در پرتو تحلیل بی غرضانه منابع کلاسیک و نیز اطلاعاتی که از کاوشهای ایران بدست آمده، پارتیان جایگاهی همعرض ه

منبع:http://mrbkarimi.blogfa.com/post/113

اخبار ترکیه=26-11-99=www.trthaber.com

Türkiye’nin uzay yolcuğu ODTÜ'de şekillenecek

 

Türkiyenin uzay yolcuğu ODTÜde şekillenecek

[Fotoğraf: DepoPhotos]

 

Milli Uzay Programı kapsamındaki çalışmalar, Orta Doğu Teknik Üniversitesi bünyesinde kurulacak olan Uzay Teknokenti’nde gerçekleştirilecek.

Türkiye’nin Milli Uzay Programı çalışmalarına ev sahipliği yapacak olan Uzay Teknoloji Geliştirme Bölgesi, Ankara Gölbaşı’nda kurulacak.

Orta Doğu Teknik Üniversitesi (ODTÜ) Rektörü Prof. Dr. Mustafa Verşan Kök, Türkiye’nin uzay alanındaki ilk ihtisas teknokentinin Sanayi ve Teknoloji Bakanlığının koordinesi ve ODTÜ’nün öncülüğünde hayata geçirileceğini açıkladı.

 

 

 

Teknokent, yerli ve yabancı yatırımcılara ev sahipliği yapacak

Kök, Türkiye Uzay Ajansı, ODTÜ ve ODTÜ Teknokent arasında iş birliği protokolü imzalandığını hatırlattı:

“Gölbaşı ilçesinde 70 hektarlık alan İhtisas Teknoloji Geliştirme Bölgesi olarak ilan edilerek bu bölgede ODTÜ Uzay Teknokenti kurulacak. Bu alanda, Türkiye Uzay Ajansı, uzay ile ilgili araştırma yapan özel sektör ve kamu Ar-Ge merkezleri ve test altyapılarının (TÜBİTAK Uzay, TUSAŞ, Türksat, UYDU A.Ş vb.) yer alması hedefleniyor. Bölgede yapılacak teknokent binalarında ayrıca uzay ve havacılık alanlarında çalışan start-up, KOBİ, ulusal ve uluslararası firmaların yürüteceği stratejiler için kuluçka, ofis ve kısmi üretim altyapıları yer alacak.”

Teknokentin kapıları havacılık ve uzay, mühendislik ve temel bilimler alanında çalışanlar için de açık olacak.

 

 

 

Uzay alanındaki ilk ihracat Arjantin’e gerçekleştirilecek

Kök, Türkiye’den uzay alanında ilk ihracatın yapılmasında ODTÜ Teknokent’in de katkı sağlayacağını söyledi.

Türk Havacılık ve Uzay Sanayii A.Ş.(TUSAŞ) ile Arjantin merkezli INVAP ortaklığında kurulan GSATCOM Uzay Teknolojileri tarafından, yeni nesil haberleşme uydusu teknolojilerinin ilk yurt dışı satışı ise Arjantin'e gerçekleştirilecek.

منبع:https://www.trthaber.com/haber/bilim-teknoloji/turkiyenin-uzay-yolcugu-odtude-sekillenecek-556276.html

TUSAŞ VE TRMOTOR'dan yerli güç ünitesi protokolü

 

Türk Havacılık ve Uzay Sanayii ve TRMOTOR, Milli Muharip Uçak projesi kapsamında yerli güç üniteleri geliştirmek için yeni bir protokole imza attı.

Savunma Sanayii Başkanlığı (SSB) tarafından yürütülen Türkiye'yi 5'inci nesil savaş uçağına sahip sayılı ülkelerden biri yapacak Milli Muharip Uçak (MMU) projesinin geliştirme faaliyetleri devam ediyor.

Projenin ana yüklenicisi Türk Havacılık ve Uzay Sanayii (TUSAŞ) daha önce rüzgar tüneli, yıldırım test tesisi gibi yatırımlar için yerli firmalarla anlaşmış, uçağın motor geliştirmesi için de TRMOTOR ile çerçeve sözleşme imzalanmıştı.

Proje kapsamında son olarak uçağın yerli güç ünitelerinin geliştirilmesi için TRMOTOR ile protokole imza atıldı.

2023 yılında hangardan çıkacak

2023 yılında ilk kez hangardan çıkacak olan MMU projesi kapsamında ihtiyaç duyulacak Yardımcı Güç Ünitesi (Auxiliary Power Unit) ve Hava Türbinli Başlatma Sistemi (Air Turbine Start System) çözümlerinin geliştirilmesi için TRMOTOR şirketi ile anlaşan TUSAŞ, bu sayede MMU projesinde kritik bir aşamayı daha geride bıraktı.

"Uçağımız gökyüzünde özgürce uçacak"

Cumhurbaşkanlığı Savunma Sanayii Başkanı Prof. Dr. İsmail Demir, MMU'nun alt sistemlerinin de milli olarak geliştirilmesinin kritik teknolojilerde tam bağımsızlık hedefinde önemli yer tuttuğunu söyledi.

"Milli sanayimiz MMU'ya güç verecek, uçağımız gökyüzünde özgürce uçacak. TUSAŞ, TRMOTOR ve projede yer alan bütün firmalarımıza başarılar diliyorum."

Havacılık sanayinin gelişmesi için katalizör görevi üstlenecek

TUSAŞ Genel Müdürü Prof. Dr. Temel Kotil de MMU'nun sadece Türkiye'nin muharebe uçağı ihtiyacını karşılamayacağını anlatarak, şunları söyledi:

"MMU aynı zamanda yeni nesil hava araçları üretebilmemiz için gerekli olan tüm yapıları da ülkemize kazandıracak ve havacılık sanayinin gelişmesi için katalizör görevi üstlenecek. Bugün TRMOTOR ile vardığımız anlaşma Türkiye'nin havacılık tarihinde yeni bir sayfa açmak için önemli bir adım olacak. Yerli ve milli 5'inci nesil savaş uçağımızın özgün ve yerli bir güce kavuşması için yeni bir adım atıyoruz. Başta savunma sanayiimiz olmak üzere tüm milletimize hayırlı olsun."

"Hava araçlarında da tamamen bağımsız, yerli motorlara sahip olacağız"

TRMOTOR Genel Müdürü Dr. Osman Dur da hava araçları motorları ve güç sistemlerinin, teknolojik ve stratejik anlamda Türkiye için oldukça kritik ve vazgeçilmez teknolojiler olduğunu anlattı.

Dur, aynı zamanda malzeme, tasarım ve üretim anlamında insan kaynağı ve teknoloji açısından kritik birikimler gerektirdiğine dikkat çekti.

TRMOTOR'un bir taraftan MMU'nun özgün motoru için çalışmalarına devam ederken, diğer taraftan da APU ve ATSS geliştirme projelerini başlattığını anlatan Dur, şunları söyledi:

"Türkiye, bu zamana kadar yetiştirdiği insan kaynağı, mühendislik ve danışmanlık firmaları, üniversiteleri ve uluslararası iş birlikleri ile bu teknolojilere sahip olacak güçtedir. Bu hafta açıklanan Milli Uzay Programı ile havacılık, uydu ve uzay alanındaki çalışmalar da bu teknolojilerin geliştirilmesine ivme ve güç kazandıracaktır. Hiç şüpheniz olmasın ki uydu, uzay ve kara araçlarında olduğu gibi hava araçlarında da tamamen bağımsız, yerli ve milli motorlara sahip olacağız."​​​​​​​ 

منبع:https://www.trthaber.com/haber/savunma/tusas-ve-trmotordan-yerli-guc-unitesi-protokolu-556275.html

Türk zıhlısı Ejder Yalçın'ın Macaristan'a ilk teslimatı yapıldı

 

Türk zıhlısı Ejder Yalçının Macaristana ilk teslimatı yapıldı

 

Türk savunma sanayisinin zırhlı kara aracı üreticilerinden Nurol Makina, Macaristan'a 10 adet Ejder Yalçın teslimatı gerçekleştirdi. Kısa süre içerisinde Macaristan'a 40 zırhlı araç daha teslim edilecek.

Macaristan Savunma Bakanı Tibor Benkö ve Nurol Makina Genel Müdürü Engin Aykol, Nurol Makina tarafından üretilen Ejder Yalçın'ın Macar güvenlik güçlerine teslim töreninde konuştu.

Bugün 10 Ejder Yalçın'ın teslimatının tamamlandığını, kısa süre içinde 40 zırhlının daha ülkeye ulaşacağını belirten Benkö, Nurol Makina ile ortak üretim de yapacaklarını kaydetti.

Aykol ise Ejder Yalçın'ın en modern teknolojiyle üretildiğini, 4x4 kategorisinde en güvenilir araç olarak görüldüğünü ve dünyanın birçok bölgesinde görev yaptığını söyledi.

Macaristan'ın Ejder Yalçın'ın ihracatının yapıldığı ilk Avrupa Birliği (AB) ülkesi olduğuna dikkat çeken Aykol, Nurol Makina'nın Macaristan'da şirket kurmaya ve yatırım yapmaya hazır olduğunu ifade etti.

Yüksek koruma sağlıyor

Ejder Yalçın, meskun mahal ve kırsal alanlar dahil, her türlü bölge ve arazi şartlarında harekat ihtiyaçlarını karşılayabiliyor. Yüksek koruma ve hareket kabiliyetlerine sahip araç, harekat sahasında kendini kanıtlamış özgün bir platform olarak görev yapıyor

Farklı versiyonlarda konfigüre edilebiliyor

Ejder Yalçın, sınır gözetleme ve güvenlik aracı, keşif aracı, taktik füze taşıma/fırlatma aracı, komuta-kontrol aracı, hava savunma aracı, muharebe aracı, personel taşıyıcı araç, KBRN keşif aracı, mayın/el yapımı patlayıcı tespit-imha aracı ve zırhlı ambulans gibi kullanıcının değişik harekat ihtiyaçlarına yönelik özel çözümler sunuyor.

Yüksek faydalı yük taşıma kapasitesi ve özgün araç kontrol yazılımı sayesinde farklı versiyonlarda konfigüre edilebilen araç, bu sayede çeşitli uygulamalara yönelik olarak özelleştirilebiliyor.

Macaristan, güvenlik güçlerinin ihtiyaçlarını karşılamak için Ejder Yalçın'ı tercih eden dünyadaki 6'ncı, AB'deki ilk ülke olmuştu.

منبع:https://www.trthaber.com/haber/ekonomi/turk-zihlisi-ejder-yalcinin-macaristana-ilk-teslimati-yapildi-555674.html

https://www.trthaber.com/haber/ekonomi/turk-zihlisi-ejder-yalcinin-macaristana-ilk-teslimati-yapildi-555674.html

Türkiye'nin ilk silahlı deniz aracı "ULAQ" suya indirildi

 

[Fotoğraf: AA]

 

Türk savunma sanayii şirketlerinin iş birliğiyle geliştirilen silahlı insansız deniz aracı ULAQ suya indirildi. ULAQ serisinin ilk platformu olan SİDA, deniz testlerinin ardından bu yılın ilk çeyreği sonunda atış testleri gerçekleştirecek.

ARES Tersanesi ve Meteksan Savunma, birkaç yıldır sürdürdükleri araştırma-geliştirme çalışmaları sonunda Türkiye'nin ilk insansız muharip deniz aracı çözümünü hayata geçirdi.

Prototip üretimi tamamlanan ve "ULAQ" serisinin ilk platformu olan Silahlı İnsansız Deniz Aracı (SİDA) denize indirildi ve tecrübe seyirlerine başlandı.

 

Fotoğraf: AA

[Fotoğraf: AA]

 

 

Gece ve gündüz görüş kabiliyetine sahip

SİDA, 400 kilometre seyir menziline, saatte 65 kilometre sürate, gündüz/gece görüş kabiliyetine, milli kriptolu haberleşme altyapısına sahip ve gelişmiş kompozit malzemeden üretildi. SİDA, keşif, gözetleme ve istihbarat, su üstü harbi, asimetrik harp, silahlı eskort ve kuvvet koruma, stratejik tesis güvenliği gibi görevlerin icrasında karadan mobil araçlarla ve karargah komuta merkezinden veya yüzer platformlardan kullanılabilecek.

Türkiye'nin ilk silahlı insansız deniz aracı ULAQ, milli füze sistemleri üreticisi ROKETSAN'ın ürünleri 4'lü lazer güdümlü füze Cirit podu ve 2'li Lazer Güdümlü Uzun Menzilli Tanksavar Füze Sistemi (L-UMTAS) lançeri ile donatıldı.

 

Fotoğraf: AA

[Fotoğraf: AA]

 

 

Bu yılın ilk çeyreğinde atış testleri gerçekleştirilecek

8 kilometrelik menziliyle sınıfının lideri konumundaki Cirit, kara ve deniz platformlarının yanı sıra helikopter, sabit kanatlı uçak ve insansız hava araçlarına (İHA) entegre edilebiliyor. Hassas güdümlü tanksavar füze sistemi L-UMTAS ise 8 kilometrelik menzili, lazer güdüm yeteneği ve zırh delici tandem harp başlığıyla sabit ve hareketli kara ve deniz hedeflerine karşı etkin bir silah sistemi olarak öne çıkıyor. Cirit ve L-UMTAS silah sistemleri, kara araçları, sabit platformlar ve deniz platformlarında da kullanılan ROKETSAN'ın stabilize taret sistemi ve gemi üstü ekipmanlarıyla birlikte ULAQ üzerinde yer alıyor. Deniz testlerinin tamamlanmasının ardından bu yılın ilk çeyreği sonunda atış testlerinin gerçekleştirilmesi planlanıyor.

 

Fotoğraf: DHA

[Fotoğraf: DHA]

 

 

SİDA'yı farklı araçlar izleyecek

SİDA, farklı operasyonel harekat ihtiyaçlarına cevap verebilecek şekilde füze sistemlerinin yanı sıra elektronik harp, jamming (karıştırma) gibi farklı tiplerde faydalı yükler ve farklı haberleşme ve istihbarat sistemleri ile donatılabilecek. Bununla birlikte, araç, kendisiyle eş veya farklı yapıya sahip diğer SİDA'larla operasyon yapma, İHA, SİHA, TİHA'lar ve insanlı hava araçları ile müşterek harekat kabiliyetlerine sahip olabilecek. Diğer yandan SİDA sadece uzaktan kontrol edilen bir insansız deniz aracı olmanın haricinde, yapay zeka ve otonom davranış özellikleriyle üstün ve çağın ilerisinde yeteneklerle donatılacak.

İnsansız deniz araçları alanında ARES Tersanesi ve Meteksan Savunma tarafından başlatılan projenin ilk fazı olan ve prototipi denize indirilen SİDA'nın ardından istihbarat toplama, mayın avlama, denizaltı savunma harbi, yangın söndürme ve insani yardım/tahliye amaçlı insansız deniz araçlarının da üretime hazır olacağı aktarıldı.

 

"Önemli ilgiyle karşılaştık"

ARES Tersanesi Genel Müdürü Utku Alanç ve Meteksan Savunma Genel Müdürü Selçuk Alparslan, ULAQ'a ilişkin ortak değerlendirmede bulundu.

Türkiye'nin ilk silahlı insansız deniz aracı ULAQ-SİDA'nın denize indirilmesi ve deniz testlerine başlamasından büyük bir gurur ve mutluluk duyduklarını belirten Alanç ve Alparslan, şunları kaydetti:

"Üç tarafı denizlerle çevrili ülkemizin Mavi Vatan savunmasının, deniz kıta sahanlığımızın ve münhasır ekonomik bölge korunmasının ne kadar önemli olduğunun hepimiz farkındayız. Bu kapsamda bizler de iki özel şirket bir araya gelerek, milli menfaatlerimizi ön planda tutup tamamen öz sermaye yatırımları ile ULAQ projesine başladık ve yoğun faaliyetlerimizi devam ettiriyoruz. Bunun savunma sanayisinde de bir örnek olduğunun bilincinde olarak büyük bir iş birliği halinde gece gündüz demeden çalışmalarımızı sürdürüyoruz. Bundan sonra hedefimiz deniz testlerini tamamlayıp, güdümlü mermi atış testlerini icra etmek olacak. ULAQ'ın ilk tanıtımını gerçekleştirdiğimiz tarihten itibaren hem ülkemizden hem de dost ve müttefik ülkelerden önemli ilgiyle karşılaştık. Bu ilgi bizlerin de dünyanın en iyi insansız deniz araçlarını tasarlamak ve üretmek üzere büyük bir motivasyonla çalışmamızı sağlıyor. ULAQ'ın ilk tanıtımından itibaren desteklerini esirgemeyen Milli Savunma Bakanlığımıza, Savunma Sanayii Başkanlığımıza, Deniz Kuvvetleri Komutanlığımıza ve tüm vatandaşlarımıza şükranlarımızı sunarız."

منبع:https://www.trthaber.com/haber/turkiye/turkiyenin-ilk-silahli-deniz-araci-ulaq-suya-indirildi-555897.html

Yerli radar kullanıma hazır

[Fotoğraf: TRT Haber]

 

Yurt dışından temin edilen mobil hız tespit sistemlerine karşı daha gelişmiş yerli alternatif üretildi. Yerli radarlar bu yıl trafik birimlerine teslim edilecek. Sistem asayiş amaçlı da kullanılabilecek.

Ankara'da trafik güvenliği alanında çalışma yürüten firma yerli mobil hız tespit sistemi diğer adıyla radar üretti.

4 şeride kadar takip yapabiliyor. Ayrı ihlalleri aynı anda tespit ediyor.

Aynı anda birden çok aracı tespit edebiliyor

Yerli radarda eski nesil doppler teknolojisi yerine lidar ile tespit teknolojisi yer alıyor. Böylece bir araç yerine aynı anda onlarca aracın ihlali tespit edilebiliyor.

Araç hızı, sınıfı, şeridi, lokasyonu, plaka ve araç görselinin yanında birçok önemli veri de tespit edilip dijital olarak dosyalanıyor.

Yıl içinde kullanılacak

Daha önce yurt dışından temin edilen sistem için ilk sözleşme imzalandı. Saha testleriyle hazır hale getirilen yerli radar bu yıl içinde trafik birimlerince kullanılacak.

Ayrıca asayiş amaçlı kullanımlar için de güncellenebilecek.

 

منبع:https://www.trthaber.com/haber/bilim-teknoloji/yerli-radar-kullanima-hazir-556174.html

 

ماجرای برآمدن تقویم شمسی

(((((اسامی فارسی نام ماههای شمسی در واقع قدمتی به اندازه نام ایران دارد.

یعنی حدود صد سال.

با روی کار امدن پهلوی‌ها، اسامی ماهها به نامهای اوستایی فروردین و ..تغییر یافت.

این اسامی مختص پارسها بوده اما رسمیت نداشته و با روی کار آمدن پهلوی‌ها، مانند دیگر اسامی غیرپارسی، نام ماهها و روزها هم به پارسی برگردانده شده و برای آن تاریخ هزاران ساله چیدند.

برخی دوستان می گویند این اسامی در آثار مثلا فلان نویسنده پارس در صدها سال قبل وجود دارد و همین قدمت آن را می رساند.

دوستان توجه کنند اینکه می گوییم نام ایران در ۱۳۱۴ با بخشنامه بر این سرزمین گذاشته شده به معنی انکار وجود این نام در تاریخ نیست.

بلکه باید توجه داشت این اسامی در بین پارسها از بدو تاریخشان بوده ولی عمومیت نداشته و علت اینکه فردوسی در بیان مکان واقعی و حدود جغرافیایی ایران دچار تشتت می‌شود این است که این نام را در ذهن خود خواسته اند بر قلمرو حاکمان غیر فارس بگذارند.

یعنی مثلا نام ایران به عنوان مکان اولیه پارسها در افغانستان در تارلخ و ذهن پارسها همیشه بوده و در هر برهه که در دربار حاکمان تۆرک منزلتی داشته‌اند خواسته‌اند نام آن حکومت را ایران بنامند.

سرزمین اولیه که گویا بسیار برای ایشان خوب بوده.

تقویم ماهها هم چنین بوده.

یعنی اسامی ماهها در اوستا و بین خودشان بوده که در هر زمان قدرت یافته اند خواسته اند آن را بر اسامی ماههای مرسوم بگذارند.))))))

اینک توضیحات در مورد اسامی سال و ماههای شمسی و تاریخچه آن در ایران:

 

اگر از شما بپرسند، تقویم هجری شمسی که روز و شب خود را با آن می‌گذرانید، ابداع چه کسی است، چه پاسخی خواهید داد؟

 

 

اگر از شما بپرسند، تقویم هجری شمسی که روز و شب خود را با آن می‌گذرانید، ابداع چه کسی است، چه پاسخی خواهید داد؟ مطمئنم بیشتر شما در پاسخ به این سوال زیر لب گفته‌اید: خوب معلوم است، حکیم عمر خیام! اما راستش را بخواهید، خیام پایه‌گذار تقویم جلالی بوده است. پس مبدع تقویم هجری شمسی کیست؟

 استاد محمدرضا صیاد، پژوهشگر تقویم در ایران در سال 1360 هجری شمسی، برای یافتن پاسخ این سوال و دستیابی به مستندات تاریخی و نجومی، به بایگانی تقویم‌های قدیمی ایران در کتابخانه‌ها و مراکز اسناد معتبر مراجعه می‌کند و تقویم‌ها را از سال 781جلالی، مطابق سال‌های 1275 و 1276 هجری قمری به بعد، به ترتیب و با حوصله مورد بررسی دقیق قرار می‌دهد.

تقویم‌ها به صورت دفترچه و در دو نوع رقومی (با حروف جُمِّل) و فارسی منتشر شده بود. این پژوهشگر هنگام مطالعه تقویم فارسی سال 808 جلالی، مطابق سال‌های 1303 و 1304 هجری قمری که توسط میرزا عبدالغفارخان نجم الدوله اصفهانی (1259 تا 1326 هجری قمری) و در زمان ناصر الدین شاه قاجار استخراج شده بود، به رخداد بسیار جالب و هیجان‌انگیزی برخورد کرد و آن مواجهه با عبارت 1265هجری شمسی آن هم به طور تنها و بدون هیچ گونه ذکر روز و ماه در بالای بعضی صفحات تقویم یاد شده بود!

احتمالا تعجب می‌کنید، وقتی می‌شنوید تقویم هجری شمسی ما حدود 130 سال است موجودیت پیدا کرده و در این زمینه بیش از هرکسی وامدار منجم ایرانی دوران
ناصرالدین شاه قاجار است.

حاج میرزا عبدالغفار خان نجم‌الدوله اصفهانی؛ این نام بلند را به‌خاطر بسپارید. کسی که لقب پدر تقویم هجری شمسی از آن اوست؛ منجم سلطنتی دربار قاجار و کسی که تمام زندگی‌اش را با ریاضیات و هندسه و نجوم گذراند. عبدالغفار که مقدمات علوم را نزد پدر فرزانه‌اش ملاعلی ‌محمداصفهانی آموخته بود، همزمان به تکمیل ریاضیات قدیم پرداخت. سپس در دارالفنون، ریاضیات جدید و شاخه‌هایی از علوم جدید را آموخت تا آنجا که سرانجام در ریاضیات و هیات و نجوم و تکلم، استاد شد و بر زبان‌های فرانسوی و انگلیسی تسلط یافت. وی 20 ساله بود که معلم علوم ریاضی دارالفنون شد و دروسی مانند حساب و هندسه، جبر و مقابله، جغرافیا، مثلثات و مستقیم الخطوط، مثلثات کروی، نقشه کشی، تقسیم اراضی، راه‌سازی، پل‌سازی، نقشه‌کشی، قلعه‌سازی، برآورد و بازدید و مساحی را در نخستین مدرسه مدرن ایران تدریس می‌کرد. تقویم‌نویسی، شغلی موروثی در خانواده عبدالغفار بود، چنان که در تقویم فارسی 1291 هجری قمری می‌نویسد: «در این عصر از 70 سال قبل هر کس در اصفهان یا تهران فنون ریاضی و نجوم ایرانی و فرنگی و فنون غریبه آموخته باشد، منشأ و مولد سرچشمه‌اش در خانواده مرحوم والد بوده و از این محل کسب نموده، بی واسطه یا با واسطه.»

منجم‌باشی‌گری نایب‌السلطنه، سال 1290هجری قمری به عبدالغفار محول شد و پنج سال پس از آن ناصرالدین‌شاه لقب نجم‌الملک و سال 1313 لقب عالی‌تر نجم‌الدوله را به میرزا عبدالغفار اعطا کرد. پس از فوت برادر بزرگ ترش که عبدالوهاب نام داشت، استخراج و انتشار تقویم دولت به میرزا عبدالغفار نجم‌الدوله اختصاص یافت و دستور صادر شد که جز او هیچ‌کس حق انتشار تقویم ندارد. این منجم بزرگ، تقویم رسمی 48 سال را از سال 1289 تا 1337هجری قمری استخراج کرد.

کار بزرگ میرزاعبدالغفار نجم‌الدوله که باعث می‌شود او را ابداع‌کننده تقویم هجری شمسی بدانیم، در سیزدهمین سال استخراج تقویم هجری قمری رخ داد.

او پس از 13 سال استخراج تقویم، ارتباطی میان نوروز سال هجرت پیامبر اکرم(ص) از مکه به مدینه و برج‌ها و روزهای سال شمسی برقرار کرد. به این ترتیب که هجرت پیامبر(ص) را مبدأ تقویمی قرار داد که امروزه به هجری شمسی معروف است و پیش از آن با ماه‌های برجی تقویم جلالی خوانده می‌شد و مبدأ آن سال به تخت نشستن جلال‌الدین ملکشاه سلجوقی بود. میرزا عبدالغفار در سی و نهمین سال سلطنت ناصرالدین شاه، یعنی در سال‌های 1303 و 1304 هجری قمری مطابق با سال 808 جلالی، در گوشه صفحه تقویمی که استخراج کرده بود، اشاره‌ای به سال هجری‌شمسی می‌کند و می‌نویسد: سال 1265 هجری شمسی. بنا به اسناد به‌دست آمده تا امروز این نخستین بار در تاریخ است که به موجودیت تقویم هجری شمسی اشاره می‌شود. نجم‌الدوله در سال‌های پس از آن کنار تقویم رسمی هجری قمری، ستونی برای روزها و برج‌ها در تقویم هجری شمسی در نظر می‌گیرد. اما چطور می‌شود که تقویم ابداعی حاج میرزاعبدالغفار به تقویم رسمی کشور بدل می‌شود؟

کار، کار بلژیکی‌ها بود!

پس از ترور ناصرالدین‌شاه، در زمان سلطنت مظفرالدین شاه قاجار و صدارت میرزا علی‌خان امین‌الدوله، در سال 1316 هجری قمری (مطابق با 1277 و 1278 هجری شمسی بُرجی)، مستشاری بلژیکی به‌نام مسیو ژوزف نوز (Joseph Naus)، به همراه یک یا دو نفر دیگر به استخدام دولت ایران در آمدند تا امور گمرکات ایران را به شیوه کشورهای اروپایی به‌صورت مدرن پایه‌ریزی، تنظیم و اداره کنند. بدنامی انگلیسی‌ها در ایران و اعتراض‌ و شورش پیاپی مردم علیه آنها موجب شده بود تا رجال قاجار این بار هیأتی بلژیکی را مأمور اداره امور گمرکی کشور کنند، به خیال این که آنها دست کم به دنبال منافع استعماری در ایران نخواهند بود. به این ترتیب، مسیو نوز ـ که در تاریخ نهضت مشروطه به کرات نام او را می‌خوانیم و بعدها بخش بزرگی از مردم را به ستوه آورد ـ مدیر کل گمرکات شد و تحت نظر صدراعظم کار می‌کرد. بعد از مدتی کار تیم بلژیکی‌ها روی روال قرار گرفت، اما مشکلی وجود داشت: از آنجا که تقویم هجری‌قمری به عنوان تقویم رسمی کشور منطبق بر طبیعت نبود و انطباق آن با تقویم میلادی رایج در دولت‌های اروپایی کار مشکلی بود و هر سال حدود 10 روز از تقویم میلادی عقب می‌افتاد، لذا بلژیکی‌ها به دنبال تقویمی منطبق با سال شمسی بودند که بتوانند آن را در گمرک به ‌کار گیرند. به علت باورهای مذهبی مردم، امکان به کارگیری تقویم میلادی در ایران وجود نداشت. از این رو تصمیم گرفتند از مردم کوچه و بازار بپرسند آیا تقویم شمسی در کشور شما رایج هست یا نه. در روزنامه رسمی کشور، اصل ماجرا این گونه شرح داده شده است: بعد از دایر شدن گمرک در ایران و تصدی بلژیکی‌ها در گمرکات و مالیّه ایران، اختیار سال شمسی برای امور مالیه دولت لازم شد. بلژیکی‌ها از مردم سوال کردند، سال چندم شمسی است؟ هیچ در دست نبود، مردم گفتند که در سال‌های منجمین، بروج حَمَل، ثور و ... هست که آنان می‌دانند. بلژیکی‌ها، همان تقویم هجری شمسی بُرجی را که تقویم نویسان در تقویم‌های استخراج شده خودشان درج می‌کردند، در امور گمرکات و مالیه دولت، به کار بردند.

به این ترتیب عَدو سبب خیر شد و بنا به نیاز بلژیکی‌های مستقر در گمرک به مراوده با اروپاییان و دیگر دولت‌ها، تقویم هجری شمسی نخستین بار به صورت رسمی در گمرکات مورد استفاده قرار گرفت تا این که در دوره دوم مجلس شورای ملی ایران، در ماده سه قانون محاسبات عمومی، مصوب 21 صفر 1329هجری قمری، مطابق دوم حوت 1289 هجری شمسی، تقویم هجری شمسی بُرجی به عنوان مقیاس رسمی زمان در محاسبات دولتی پذیرفته شد.

متن این ماده قانونی به این شرح است: مقیاس زمان بعد از این در محاسبات دولتی سال‌های شمسی و ماه‌های شمسی (بروج) خواهد بود.

قانون تبدیل تقویم هجری شمسی بُرجی به هجری شمسی

با کودتای رضاخان و فروپاشی سلسله قاجار، در اواخر سال 1303 هجری شمسی بُرجی، جمعی از نمایندگان، طرح قانونی را به مجلس شورای ملی ایران پیشنهاد کردند که براساس آن نام ماه‌های عربی رایج در تقویم هجری شمسی بُرجی که از نام 12صورت‌فلکی قدیمی منطقه‌البروج اقتباس شده بود، به نام ماه‌های فارسی (فروردین و اردیبهشت و...) تبدیل شود و همچنین، نام سال در دوره 12 ساله حیوانی ـ که ریشه در تقویم ترکی مغولی ختا، قبچاق، ایغور داشت و یادگار هجوم مغول‌ها به ایران بود ـ و در تقویم‌های دوره قاجار استفاده می‌شد، متروک شود. کمیسیون مبتکرات مجلس شورای ملی با پیشنهاد یاد شده موافقت کرد و ارجاع آن را به کمیسیون معارف خواستار شد تا این که بالاخره در دوره پنجم مجلس شورای ملی ایران در جلسات 143 و 148ـ که به ترتیب در تاریخ‌های صبح سه‌شنبه 27 حوت 1303 و سه‌شنبه شب 11 فروردین 1304 برگزار شد ـ به بحث پیرامون قانون یاد شده پرداخت. سرانجام این قانون، با نام «قانون تبدیل بروج به ماه‌های فارسی از نوروز 1304 شمسی» در جلسه 148 مجلس به تصویب رسید. براساس این قانون، تقویم هجری شمسی به‌عنوان تقویم رسمی ایران، جایگزین تقویم هجری شمسی بُرجی شد. متن این قانون در دو مادّه به این شرح بود:

ماده اول ـ مجلس شورای ملی تصویب می‌نماید که از نوروز (1304) تاریخ رسمی سالیانه مملکت به ترتیب ذیل معمول گردد و دولت مکلف است که در تمام دوایر دولتی اجرا نماید:

الف ـ مبدأ تاریخ: سال هجرت حضرت خاتم‌النبیین محمد بن عبدالله صلوات‌الله علیه از مکه معظمه به مدینه طیبه.

ب ـ آغاز سال: روز اول بهار.

ج ـ سال: کماکان شمسی حقیقی.

د ـ اسامی و عده ایام ماه‌ها: فروردین31 روز و ...

تبصره ـ در سنین کبیسه اسفند 30 روز خواهد بود.

ماده دوم ـ ترتیب سال شماری ختا و ایغور که در تقویم‌های سابق معمول بوده از تاریخ تصویب این قانون منسوخ خواهد بود.

این قانون که مشتمل بر دو ماده است در جلسه شب یازدهم ماه فروردین 1304 شمسی به تصویب مجلس شورای ملی رسید.

رئیس مجلس شورای ملّی ـ مؤتمن الملک

از همین روست که در برخی منابع می‌خوانیم، کودتای سید ضیاءالدین طباطبایی و رضاخان که منجر به فروپاشی سلسله قاجاریه شد، به تاریخ سوم حوت 1299 رخ داده است که بیان این تاریخ در قالب تقویم هجری شمسی بُرجی است. بعدها با تصویب قانون فوق‌الذکر، در بسیاری از نوشته‌ها از آن به عنوان کودتای سوم اسفند نام برده شد.

ماجرای تقویم شاهنشاهی و برگشت از آن

مجلس شورای ملی و مجلس سنا در دوران حکومت پهلوی، در جلسه مشترک 24 اسفند 1354 با تصویب قطعنامه‌ای، مبدأ تاریخ رسمی ایران را از سال هجرت پیامبر اسلام (ص) از مکه به مدینه به سال آغاز سلطنت کورش تغییر دادند! به این ترتیب که سال آغاز سلطنت کورش را مطابق سال 559 قبل از میلاد اختیار کردند و به این ترتیب سال 1320 که سال به حکومت رسیدن محمدرضا پهلوی بود، با دو هزار و پانصدمین سال آغاز حکومت هخامنشی مطابق می‌شد.

تقویم جدید به تقویم شاهنشاهی موسوم شد که از آغاز سال 1355 هجری شمسی، مطابق با 2535 شاهنشاهی، به‌طور رسمی معمول شد تا این که با شعله‌ورشدن آتش انقلاب، این تقویم مجعول در پنجم شهریور 1357 با تصویب نامه دولت وقت، لغو و تقویم هجری شمسی مجددا تقویم رسمی کشور شد.

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، در اصل هفدهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، تقویم هجری شمسی عیناً به همان صورت قبلی، به عنوان تقویم رسمی کشور پذیرفته شد. متن اصل یاد شده به این شرح است: مبدأ تاریخ رسمی کشور، هجرت پیامبر اسلام (صلی‌الله علیه و آله و سلم) است و تاریخ هجری شمسی و هجری قمری هر دو معتبر است، اما مبنای کار ادارات دولتی هجری شمسی است. تعطیل رسمی هفتگی روز جمعه است.

کبیسه‌های چهارساله و پنج‌ساله در تقویم ما

از آنجا که مدت سال شمسی حقیقی به علت نیروی کشندی ماه بر زمین و دور و نزدیک شدن ماه در مسیر گردش به دور زمین و نیز دور و نزدیک شدن زمین از خورشید و تأثیر پذیرفتن از نیروی گرانش خورشید، ثابت نیست، لذا در یک بررسی بلند مدت در دوره‌ای مثلا صد ساله مشاهده می‌کنیم که طول سال شمسی حقیقی به طور متوسط حدود 365 روز و 5 ساعت و 48 دقیقه و 45.97 ثانیه است. مدت متوسط سال شمسی حقیقی، ثابت نیست و سالانه معادل 0.6140000000 شبانه‌روز یا 0.53000 ثانیه از مدت متوسط سال شمسی حقیقی کاسته می‌شود. به عبارت دیگر مدت متوسط سال شمسی حقیقی ثابت نیست و بر اثر تغییرات تعدادی از مشخصه‌های نجومی، تغییر می‌کند این در حالی است که واحد گاه شماری در تقویم شبانه‌روز است و نه نیمروز و چندساعت و... از این رو صرف در نظر گرفتن کبیسه‌های چهار ساله برای جمع ساعات و دقایق اضافه بر 365 روز سال برای حفظ انطباق تقویم بر طبیعت کفایت نمی‌کند و لازم است با فنون و محاسبات پیچیده‌ در برخی سال‌ها به‌جای کبیسه‌های چهارساله که نتیجه آن 30 روزه شدن ماه اسفند است، کبیسه‌های پنج‌ساله اعمال شود. درنتیجه گاهی ممکن است برخلاف انتظار مردم عادی، در یک سالی که با حساب سرانگشتی باید اسفند 30 روزه شود، ببینیم که منجمان اسفند آن سال را 30 روزه درنظر نگرفته‌اند و سال پس از آن کبیسه اعلام شده است. این از همان ظرافت‌های فوق‌العاده‌ای است که تقویم هجری شمسی ما را از دیگر تقویم‌های جهان متمایز می‌کند، تا ‎براستی آن را دقیق‌ترین تقویم جهان بدانیم.

لازم به ذکر است که سال 1395 به عنوان یک سال کبیسه، از نوع کبیسه‌های چهارساله محسوب می‌شود.

ویژگی‌های ممتاز تقویم هجری شمسی بُرجی

هر تقویمی بر پایه‌هایی استوار است که آن را از سایر شیوه‌های گاه شمار متمایز می‌کند. یکی از مهم‌ترین پایه‌های یک تقویم مبدأ آن است. مبدأ تقویم هجری شمسی، اول بهار یا نوروز سال شمسی است که واقعه هجرت حضرت پیامبر اکرم(ص) از مکه به مدینه در آن رخ داده است. این مبدأ در تقویم میلادی روز جمعه 19 مارس 622 میلادی (ژولی) است. ویژگی بعدی تقویم ما، شیوه آغاز سال است. در تقویم میلادی گریگوری، آغاز سال برای همه نقاط زمین لحظه ثابتی نیست و با رسیدن عقربه‌های ساعت در هر مکان به ساعت 24:00 آخرین روز میلادی سال قبل، سال جدید میلادی بعدی آغاز می‌شود، آغاز سال یا لحظه تحویل سال در تقویم هجری شمسی، لحظه عبور مرکز قرص خورشید از نقطه فرضی اعتدال بهاری در کره آسمان است که برای تمام ساکنان این کره خاکی در لحظه‌ای واحد به نام لحظه تحویل سال رخ می‌دهد. بعلاوه نوع سال در تقویم هجری شمسی، سال شمسی حقیقی است. سال شمسی حقیقی، به مدت زمان بین دو عبور متوالی مرکز قرص خورشید از نقطه اعتدال بهاری گفته می‌شود.

در تقویم هجری شمسی بُرجی که ابتدا نجم‌الدوله ارائه کرده بود، ویژگی دیگری هم وجود داشت که به تعداد شبانه‌روز در ماه‌ها بر می‌گشت و با تغییراتی کماکان حفظ شده است. این تقویم شامل 12 ماه حقیقی به نام بُرج و به ترتیب، همنام با 12 صورت فلکی باستانی منطقه‌البروج بود. نام ماه‌ها به این ترتیب است: حَمَل، ثور، جوزا، سَرَطان، اَسد، سُنبُله، میزان، عَقرَب، قوس، جَدی، دَلو و حوت. تعداد شبانه‌روز در هر ماه بر اساس محاسبات و تقسیم‌بندی اخترشناسان پایه‌گذاری شده بود. از این رو، رابطه‌ای منطقی، نجومی و طبیعی بین تعداد شبانه روز ماه‌ها با مدت حرکت ظاهری غیر یکنواخت مرکز خورشید در هر یک از بروج دوازده گانه قراردادی وجود داشت. بنابراین، طبق قرارداد یاد شده، اولاً تاریخ‌های اول حَمَل، اول سَرَطان، اول میزان واول جَدی، به ترتیب با تاریخ‌های عبور مرکز قرص خورشید از نقاط اعتـــدال بهاری، انقلاب تابستـانی، اعتدال پاییزی و انقلاب زمستانی هماهنگی داشت و ثانیاً تعداد شبانه‌روز ماه‌ها به علت حرکت ظاهری غیر یکنواخت مرکز خورشید روی دایرة البروج از 29 تا 32 شبانه روز در تغییر بود.

 

 

منبع:جام جم

منبع:https://www-yjc-ir.cdn.ampproject.org/v/s/www.yjc.ir/fa/amp/news/6021835?amp_js_v=a6&_gsa=1&usqp=mq331AQHKAFQArABIA%3D%3D#aoh=16131102903693&csi=1&referrer=https%3A%2F%2Fwww.google.com&_tf=%D8%A7%D8%B2%20%251%24s&share=https%3A%2F%2Fwww.yjc.ir%2Ffa%2Fnews%2F6021835

اخبار ترکیه=فضایی=22-11-99=www.trthaber.com

Cumhurbaşkanı Erdoğan: Cumhuriyetin 100. yılında Ay'a ilk teması gerçekleştireceğiz

 

Cumhurbaşkanı Erdoğan: Cumhuriyetin 100. yılında Aya ilk teması gerçekleştireceğiz

[Fotoğraf: AA ]

 

 

Türkiye'nin Milli Uzay Programı'nın tanıtımında konuşan Cumhurbaşkanı Erdoğan, Cumhuriyetin 100. yılında Ay'a ilk teması gerçekleştirmek istediklerini belirterek, "Uzay Programı'ndaki son hedefimiz bir Türk vatandaşını uzaya göndermektir" dedi.

 

 

Cumhurbaşkanı Erdoğan'ın konuşmasından satır başları şu şekilde:

Ülkemiz adına tarihi bir dönüm noktasına şahitlik ediyoruz. Uzun süredir bir planma ve çalışmanın ürünü olan Türkiye'nin ilk milli uzay programını dünyaya ilan edeceğiz. Gerçekçi hedefleriyle ülkemizin yol haritası olacak. Bu yol haritasının başarıyla hayata geçmesini diliyorum.

 

Cumhurbaşkanı Erdoğan: Cumhuriyetin 100. yılında Ay'a ilk teması gerçekleştireceğiz

 

Evlatlarımız adına, geleceğin Türkiye'si adına büyük bir projeyle karşınızda bulunuyoru. Adaletin, ahlakın ve barışını öncülüğünü yapan medeniyetimizin gökyüzündeki yolculuğuna adım atıyoruz.

GÖKTÜRK-3 geliyor

Her alanda olduğu gibi uzay çalışmalarında da çok daha güçlü bir Türkiye var. Kendi imkanlarımızla ürettiğimiz ve 2012 yılında uzaya fırlattığımız GÖKTÜRK-2 bunun ilk örneklerindendir. Sayılı ülkeler arasında girdik. Şimdi sırada GÖKTÜRK-3 var. Planlama çalışmalarına devam ediyoruz. Gece ya da gündüz fark etmeksizin her türlü hava şartında yüksek çözünürlüklü görüntü elde edebilecek bu uydumuzun planlama çalışmalarına devam ediyoruz.

Geçtiğimiz ay başında uzaya fırlattığımız Türksat 5A ile birlikte haberleşme uydu sayımızı 4'e yükseklttik. Yerli ve Milli uydumuz Türksat 6A ile bunu güçlendireceğiz.

 

Fotoğraf: AA

[Fotoğraf: AA]

 

 

Türk mühendislerinin yerli yazılımlarıyla birlikte uydu güvenliğini tam anlamıyla sağlayacağız.

"Bu alanda aktif oyuncu konumundayız"

Her geçen gün daha etkin hale geliyoruz. Uzay sistemleri alanında montaj ve test hizmetleri sağlayan bir oyuncu konumundayız. Çok az sayıda ülkenin sahip olduğu test merkezi sistemimiz 2015'ten beri faaliyetlerine devam ediyor.

Kendi ürettiğimiz uyduları, kendi roketlerimizle uzaya fırlatacak seviyeye gelemedik ama önemli adımlar atttık.

İlk yerli ve milli yüksek çözünürlüklü yer gözlem uydumuz İmece'nin entegrasyon işlemleri tamamlandı, testleri sürüyor.

 

Cumhurbaşkanı Erdoğan: Cumhuriyetin 100. yılında Ay'a ilk teması gerçekleştireceğiz

 

TÜBİTAK'tan 18 yılda önemli yatırımlar

Astronomik gözlem noktasında da önemli altyapılara sahibiz. TÜBİTAK Gözlem Evi 1,5 metre çapında bir teleskopu barındırıyor. Doğu Anadolu Gözlemevi'ni inşa ediyoruz. Sadece TÜBİTAK aracılıyla son 18 yılda 56 projeye 2,1 milyar lira kaynak sağladık. Gökmen Uzay ve Havacılık Eğitim Merkezi'ni açtık.

Biz astronomi, matematik ve tıp gibi alanlarda çığır açmış medeniyetin ev sahibiyiz.

Biz alimleri yetiştiren toprakların evlatlarıyız. Bu gerçekleri asla unutmayacağız. Yapacak çok işimiz var. Büyüklerimize layık olmak için yapacak çok iş var.

Erişemeyeceğimiz, aşamayacağımız engel olamaz bunu böyle bilelim. Doğru zamanda İHA ve SİHA'lara yatırım yaparak sahada oyunu değiştirdik.

 

Fotoğraf: AA

[Fotoğraf: AA]

 

 

"Medeniyetimizi yeniden şahlandırmak mecburiyetindeyiz"

Bu akşamı hazırlayan Sanayi ve Teknoloji Bakanıma ve tüm ekibine tebriklerimi sunuyorum.

Tüm dünyanın gözü üzerimizde, neden bu kadar saldırıyorlar? Doğru zamanlamayla doğru adımları atacağız. Temsil ettiğimiz medeniyetin öncü olabilmesi, uzay yolculuğumuzdaki katedeceğimiz mesafeye bağlıdır. Medeniyetimizi yeniden şahlandırmak mecburiyetindeyiz.

Macron'a tepki: Önce Cezayir'in, Ruanda'nın hesabını ver

Fransa'nın başındaki zat durmadan bana sallıyor. Sen önce Cezayir'in hesabını ver. Senin büyüklerin Cezayir'de 1 milyon insanı öldürdü. Ruanda'nın hesabını verin önce. Bizim ellerimizde kan yok, sizde kan var. Sürgünlerle yerinden edilen, dinini, dilini, ismini değiştirmekte zorlanan kardeşlerimiz için bunu başarmak zorundayız. Gettolara sıkıştırılmış, faşizmin ve suç şebekelerinin insafına bırakılmış Batılı kardeşlerimiz için de bunu başarmak mecburiyetindeyiz.

 

Fotoğraf: AA

[Fotoğraf: AA]

 

 

"Karabağ sahiplerine geçti"

Diyolar ki Türkiye, Libya ve Azerbaycan'dan askerini çeksin. 30 yıl Karabağ'ı işgal altında tuttular. Şimdi Azeri kardeşlerimiz kendi göbeğini kesti, biz de desteğimizi verdik. Artık Karabağ sahiplerine geçti.

(Macron) Sen bu fikri kendine sakla. Anlaşmamız olan Libya'da sadece eğitim için varız.

Şu anda uzayı bambaşka görüyoruz. Tecrübe ve birikimi göstermek için uzayda olacağız. Daha çok çalışacağız, yapacağımız çok iş var.

"Gökyüzüne bak Ay'ı gör"

Türkiye Uzay Ajansı, uzay alanında birikmiş bilgilerimizi tek çatıda birleştirmek için yola çıktı. İlk görevi milli ajans programı hazırlamak olan kurumumuz çalışmasını tamamladı. Hangi kaynak ve yetkinliklere sahip olmamız gerektiğini belirledik. 'Gökyüzüne bak Ay'ı gör' diyorum.

 

Cumhurbaşkanı Erdoğan: Cumhuriyetin 100. yılında Ay'a ilk teması gerçekleştireceğiz

 

İşte 10 yıllık milli uzay planı

1- Milli Uzay Programı'ndaki birincil ve en önemli hedef Cumhuriyetimizin 100'üncü yılında Ay'a ilk teması gerçekleştirmek.

2- Yeni nesil uydu geliştirme alanında dünya ile rekabet edebilecek ticari marka ortaya çıkarmak.

3- Türkiye'ye ait bölgesel konumlama ve zamanlama sistemi geliştirmek.

4- Uzaya erişimi sağlamak ve bir uzay limanı işletmesi kurmak.

5- Uzay havası ya da meteorolojisi olarak tabir edilen alana yatırım yaparak, uzaydaki yetkinliğimizi artırmak.

6- Türkiye'yi astronomik gözlemler ve uzay nesnelerinin yerden takibi konularında daha ileri bir seviyeye ulaştırmak.

7- Ülkemizde uzay sanayi ekosistemini geliştirmek.

8- Bir uzay teknoloji geliştirme bölgesi kurmak.

9- Uzay alanında etkin ve yetkin insan kaynağını geliştirmek.

10- Bir Türk vatandaşını uzaya göndermek.

Eminim ki birçok kişi bu hayali kurmuştur. Hala aranızda bu hayali kurmak isteyenler vardır. Bir bilim misyonu olarak bunu tasarlıyoruz.

 

Grafik: TRT Haber | Şeyma Özkaynak

[Grafik: TRT Haber | Şeyma Özkaynak]

 

 

"Göklerde ay-yıldızlı bayrağımızı hak ettiği yerlere taşıyacağız"

Saydığımız hedeflerin her biri iddialıdır. Bunların hepsi ayakları yere basan hedeflerdir. Türkiye'nin uzay yolcuğundan en ufak bir şüphe duymuyorum.

Tüm akademisyen, girişimci ve vatandaşlarımızın bize katkıda bulunacağı çalışmalar istiyoruz. İnşallah devlet-millet el ele verecek göklere Ay-Yıldızlı bayrağımızı hak ettiği yerlere taşıyacağız. 

منبع:https://www.trthaber.com/haber/gundem/cumhurbaskani-erdogan-cumhuriyetin-100-yilinda-aya-ilk-temasi-gerceklestirecegiz-555096.html

Reklamı Kapat

Türkiye'nin 10 yıllık milli uzay planı

Türkiye'nin uzay yolculuğu başlıyor. Cumhurbaşkanı Recep Tayyip Erdoğan, Türkiye'nin 10 yıllık milli uzay planını paylaştı. Büyük bir heyecan uyandıran 10 yıllık milli uzay planının en dikkat çeken maddelerinden birisi de "Bir Türk vatandaşını uzaya göndermek" oldu. İşte Türkiye'nin 10 yıllık milli uzay planı...

Gündem

9 Şubat 2021 Salı 21:21 Kaynak: TRT Haber

 

Etiketler: Milli Uzay Programı Recep Tayyip Erdoğan Tübitak Türkiye Uzay Ajansı Uzay Çalışmaları Yerli Üretim Yerli ve Milli Teknolojiler

1- Milli Uzay Programı`ndaki birincil ve en önemli hedef Cumhuriyetimizin 100`üncü yılında Ay`a ilk teması gerçekleştirmek.

2- Yeni nesil uydu geliştirme alanında dünya ile rekabet edebilecek ticari marka ortaya çıkarmak.

3- Türkiye`ye ait bölgesel konumlama ve zamanlama sistemi geliştirmek.

4- Uzaya erişimi sağlamak ve bir uzay limanı işletmesi kurmak.

5- Uzay havası ya da meteorolojisi olarak tabir edilen alana yatırım yaparak, uzaydaki yetkinliğimizi artırmak.

6- Türkiye`yi astronomik gözlemler ve uzay nesnelerinin yerden takibi konularında daha ileri bir seviyeye ulaştırmaktır.

7- Ülkemizde uzay sanayi ekosistemini geliştirmek.

8- Bir uzay teknoloji geliştirme bölgesi kurmak.

9- Uzay alanında etkin ve yetkin insan kaynağını geliştirmek.

10- Bir Türk vatandaşını uzaya göndermek.

Bolu'da gün batımı

Bolu'nun Yeniçağa ilçesinde bulunan Yeniçağa Gölü'nde gün batımı güzel görüntü oluşturdu.

Yaşam

9 Şubat 2021 Salı 20:00Kaynak: AA

منبع:https://www.trthaber.com/foto-galeri/turkiyenin-10-yillik-milli-uzay-plani/32948/sayfa-1.html

 

Reklamı Kapat

Bilim Teknoloji

Türkiye astronot yerine ne diyecek?

 

Türkiye astronot yerine ne diyecek?

 

 

Cumhurbaşkanı Erdoğan uzaya Türk vatandaşı göndereceğini açıkladı. Türk uzay yolcusuna astronot veya kozmonot yerine Türkçe bir isim verileceğini söyledi. 83 milyonu özgün bir isim bulmaya davet etti. O çağrı sosyal medyada büyük ilgi gördü.

Amerika Birleşik Devletleri astronot, Rusya kozmonot, Çin taykonot diyor...

Türkiye'nin merakla beklediği milli uzay programı kamuoyuyla paylaşıldı. Türkiye Milli Uzay Programını başlattı. Bu kapsamda uzaya Türk vatandaşı gönderilecek.

 

Cumhurbaşkanı Erdoğan: Cumhuriyetin 100. yılında Ay'a ilk teması gerçekleştireceğiz

 

Peki uzaya gidecek Türk uzay yolcusunun yerli ismi ne olacak?

 

 


Cumhurbaşkanı Erdoğan, "Gelin Türk yolcularına Türkçe bir isim bulalım tabi sadece dil bilimciler değil 83 milyon vatandaşımız da özgün fikirleriyle bu arayışa ortak olabilir" dedi.

Cumhurbaşkanı Erdoğan'ın bu çağrısı sosyal medyada ilgi odağı oldu. "Gökyüzüne bak ayı gör" etiketiyle binlerce paylaşım yapıldı.

 

 

Türkiye'nin 10 yıllık milli uzay planı

 

Binlerce isim önerisi geldi

Astoronot kelimesinin Türkçe karşılığını TRT Haber de sosyal medya hesapları üzerinden sordu. Kimi 'Akıncı' kimi uzay adam isimlerini önerdi.

Çok sayıda yorum arasından en çok tavsiye edilen isimler Türkonot, Göktürk ve Gökmen oldu.

منبع:https://www.trthaber.com/haber/bilim-teknoloji/turkiye-astronot-yerine-ne-diyecek-555146.html

Selçuk Bayraktar: Uzay alanında da son noktayı yakalayabileceğimize inanıyorum

 

Selçuk Bayraktar: Uzay alanında da son noktayı yakalayabileceğimize inanıyorum

[Fotoğraf: AA]

 

 

T3 Vakfı Mütevelli Heyeti Başkanı ve TEKNOFEST Yönetim Kurulu Başkanı Selçuk Bayraktar, "Geleceğin trendlerine odaklanarak uzay alanında da inşallah insansız hava araçlarında olduğu gibi son noktayı yakalayabileceğimize inanıyorum" dedi.

T3 Vakfı Mütevelli Heyeti Başkanı ve TEKNOFEST Yönetim Kurulu Başkanı Selçuk Bayraktar, Cumhurbaşkanı Recep Tayyip Erdoğan tarafından tanıtılan "Milli Uzay Programı"na ilişkin değerlendirmelerde bulundu.

Programın, havacılık alanında çalışanlar ve TEKNOFEST'te yarışmaları düzenlenen uzay çalışmaları için çok önemli bir adım olduğuna dikkati çeken Bayraktar, "Telekomünikasyon ve televizyon yayınları gibi kullandığımız birçok teknoloji, uydu teknolojileri sayesinde oluyor. Bunun yanında özellikle günümüzde uzaya fırlatma sistemleri, savunma sanayii ve füze sistemleri açısından da uzay teknolojilerinin çok önemli bir kısmını teşkil ediyor. Uzaya bir cihaz gönderecekseniz onun fırlatma sistemini de geliştirmeniz gerekiyor" dedi.

Bayraktar, bu niyetle TEKNOFEST'in en çok ilgi çeken yarışmalarından "model uydu" ve "roket" yarışmalarını tasarladıklarını, gençlerin uzay çalışmalarına merak salmalarını istediklerini, bu alana yönelmek isteyen gençlerin de yarışmalara büyük ilgi gösterdiğini anlattı.

"Diğer teknolojilerin gelişmesinde bir lokomotif diyebiliriz"

Uzay çalışmalarının, ticari gibi gözükmese de teknolojinin diğer alanlarını canlandırdığını vurgulayan Bayraktar, şöyle devam etti:

"Diğer teknolojilerin gelişmesinde bir lokomotif diyebiliriz. İnsanoğlu aya gittiğinde, o serüven sayesinde geliştirdiği binlerce patent var, belki bugün kullandığımız yüksek teknoloji ürünlerin içine girmiş durumda. Ülkemiz de bu alanda geri kalamazdı. Hızlı dönüşüm içeren dijital çağda görüyoruz ki yeni bir inovasyon geçmişin alışkanlıklarını yıkabiliyor. Bu anlamda geleceğin trendlerine odaklanarak uzay alanında da inşallah insansız hava araçlarında olduğu gibi son noktayı yakalayabileceğimize inanıyorum."

Bayraktar, bu teknolojilerin geliştirilmesinde gençlere büyük işler düştüğünü belirterek, belki binlerce ufak girişimin program kapsamında yer bulacağını ve Türkiye'yi uzayda hak ettiği yere taşıyacağını dile getirdi.

"Yeterli insan kaynağı olacağına inanıyorum"

Uzay alanında önde gelen ülkelerde ciddi tanıtım faaliyetleri yapıldığına işaret eden Bayraktar, küçük yaşlardan itibaren bu alana ilgi duyulması için yapılan çalışmalardan bahsetti.

Bayraktar, TEKNOFEST ile kendilerinin gençlere uzay teknolojilerini sevdirmeyi de amaçladıklarına değinerek, "Bu alanda ilk hedeflerimizi gerçekleştirmek için yeterli insan kaynağı olacağına inanıyorum. Yeter ki ilgi duysunlar, potansiyel var, ilgi de olması lazım. Bu programla gençlerimizin gerekli ilgiyi göstereceğini de düşünüyorum" diye konuştu.

منبع:https://www.trthaber.com/haber/bilim-teknoloji/selcuk-bayraktar-uzay-alaninda-da-son-noktayi-yakalayabilecegimize-inaniyorum-555137.html

اخبار نظامی ترکیه=20-11-99=www.ntv.com.tr

Milli füze 'Atmaca'dan başarılı test (Türkiye'nin yeni nesil yerli silahları)

Milli gemisavar füzesi Atmaca ilk kez bir deniz platformundan fırlatıldı. TCG Kınalıada Korvetine monte edilen füze belirlenen deniz hedefini başarıyla imha etti.

 

İHA - Anadolu Ajansı - DHA

Milli füze 'Atmaca'dan başarılı test (Türkiye'nin yeni nesil yerli silahları) - 1

Roketsan'ın geliştirdiği uzun menzilli gemisavar füzesi Atmaca'nın seri üretime geçiş test faaliyetleri Sinop'ta gerçekleştirildi.

Test atışlarını, Deniz Kuvvetleri Komutanı Oramiral Adnan Özbal ve Vali Erol Karaömeroğlu da izledi.

Milli füze 'Atmaca'dan başarılı test (Türkiye'nin yeni nesil yerli silahları) - 2

Atışların ardından konuşan Oramiral Özbal, "Milli ürünümüz Atmaca dosta güven, düşmana korku salacak." ifadesini kullandı.

Savunma Sanayii Başkanı İsmail Demir de Twitter hesabı üzerinden atış denemelerine ait görüntüleri yayınladı.

Milli füze 'Atmaca'dan başarılı test (Türkiye'nin yeni nesil yerli silahları) - 3

"KAHRAMAN ORDUMUZA HAYIRLI OLSUN"

Hedefin başarıyla imha edildiğini belirten İsmail Demir, "İlk milli gemisavar füzemiz #ATMACA, milli gemimiz TCG Kınalıada’dan atışında hedefi başarıyla imha etti. Emeği geçen herkesi kutluyorum. Kahraman ordumuza hayırlı olsun!" ifadelerine yer verdi.

Milli füze 'Atmaca'dan başarılı test (Türkiye'nin yeni nesil yerli silahları) - 4

TÜRKİYE'NİN YENİ NESİL YERLİ SİLAHLARI

Gelişen teknoloji hayatımızın her alanına nüfus etmek ile birlikte silah endüstrisini de baştan başa yeniliyor. İşte Türk Silahlı Kuvvetleri (TSK) tarafından kullanılan yerli teknoloji ürünü olan silahlar...

Milli füze 'Atmaca'dan başarılı test (Türkiye'nin yeni nesil yerli silahları) - 5

MİLLİ FIRKATEYN 'İSTANBUL' DENİZE İNDİRİLDİ

Cumhurbaşkanlığı Savunma Sanayii Başkanlığı (SSB) tarafından yürütülen, STM Savunma Teknolojileri Mühendislik ve Ticaret AŞ'nin ana yüklenici olduğu gemi inşa projesi İstanbul Tersane Komutanlığı'nda sürüyor.

İstanbul Fırkateyni, Cumhurbaşkanı Recep Tayyip Erdoğan'ın da katıldığı törenle suyla buluştu. 

Başkanlığın 2021 yılı savunma sanayi projeleri kapsamında inşası süren gemi denize indirildi.

Milli füze 'Atmaca'dan başarılı test (Türkiye'nin yeni nesil yerli silahları) - 6

STM, ana alt yüklenicilerinden biri olduğu MİLGEM Projesi'nin ilk 4 gemisi Ada sınıfı korvetlerin Deniz Kuvvetleri Komutanlığına tesliminin ardından, projenin devamı niteliğindeki "İ Sınıfı Fırkateyn (MİLGEM Projesi 5'inci Gemi) Tedariki Projesi"nde ana yüklenici sorumluluğunu üstlendi.

Şirket, 2019 yılında SSB ile tedarik sözleşmesi imzaladı. Sözleşmeyle STM, geminin tasarımı, silah-elektronik sistemleri ve ana tahrik sistemi sorumluluklarını da kapsayacak şekilde ana yüklenici olarak görevlendirildi. ASELSAN ve HAVELSAN'ın ana iş ortakları olarak yer aldığı projede, 150'den fazla sistem için 80 civarında alt yüklenici görev yapıyor. Toplamda sözleşmeli ve sipariş emriyle çalışılan firma sayısı ise 220'yi buluyor.

Milli füze 'Atmaca'dan başarılı test (Türkiye'nin yeni nesil yerli silahları) - 7

GELİŞMİŞ ÖZELLİKLERİYLE GÖREV YAPACAK

İ Sınıfı Fırkateyn Sözleşmesi'nde, sistem ve sistem sağlayıcı firmalar geçmiş MİLGEM gemilerindeki firmalarla aynı olacak şekilde kurgulandı ve mevcut yerli firmalarla projeye başlandı.

Bu süreçte yapılan araştırma ve çalışmalarla, belirlenmiş teknik isterler ve performans olarak yabancı menşeli ürün/sistem isterlerini karşılayan yerli firmalar da takvim ve bütçe etkisi olmamak kaydı ve müşteri kabulüyle projeye dahil edilebiliyor.

Sistem tedariki yapılan 80 civarındaki alt yüklenicinin üçte ikisi yerli, üçte biri yabancı firmalardan oluşuyor.

İ sınıfı fırkateynler, gelişmiş hava savunma ve su üstü harbi, denizaltı savunma harbi ve karakol faaliyetlerinin icrasını yerine getirecek. Keşif ve gözetleme, hedef tespit, teşhis ve tanıma, erken ihbar görevleri ile üs ve liman savunması görevlerini gerçekleştirecek fırkateynler, gelişmiş denizcilik özellikleriyle tamamen milli imkanlarla tasarlandı. Fırkateyn, tek gövdeli deplasman tipi tekne formunda inşa ediliyor.

Milli füze 'Atmaca'dan başarılı test (Türkiye'nin yeni nesil yerli silahları) - 8

YÜZDE 75'İN ÜSTÜNDE YERLİLİK

Fırkateynin boyu 113 metre ve genişliği 14,4 metre . Yaklaşık 3 bin ton deplasmana sahip İ sınıfı fırkateyn, Ada sınıfı korvetlerden farklı olarak satıhtan havaya güdümlü mermi bulunduracak ve fırlatabilecek.

İ sınıfı fırkateyn, milli bir elektronik harp sistemine ve yeni nesil milli savaş yönetim sistemine, geliştirilmiş silah, radar ve sensörler ile muhabere ve seyir sistemlerine yüzde 75’in üzerinde yerli katkı payıyla sahip olacak.

Yerli tedarikçiler, geminin silah elektronik sistemleri ile gemi elektrik sistemi, yardımcı makine sistemleri (dizel jeneratör setleri, entegre platform kontrol ve izleme sistemi, KBRN üniteleri ile tespit ve teşhis sistemi, tulumbalar, valflar, elektrik güç sistemleri, kablolar, tablo ve panolar, hava kompresörleri, yangın söndürme sistemleri ve benzeri), gemide yaşam için gerekli ekipmanları (ısıtma, havalandırma ve iklimlendirme sistemi, tatlı su üretim sistemi, yaşam mahalleri mobilya donatımları, servis mahalleri, sıcak su sistemi ve benzeri), gemicilik donanımları (dümen takımı, vasıta mataforası, ırgatlar, kaportalar, hangar kapısı, torpido kovan mahalleri, sancak iskelesi ve benzeri) gibi platform sistemlerinin tedarikini sağlıyor.

İ sınıfı fırkateynlerin ilki olan İstanbul Fırkateyni'nin 2023 yılında Deniz Kuvvetleri Komutanlığına teslim edilmesi hedefleniyor.

Geminin inşa ve donatımına ilişkin her türlü dizayn, mühendislik ve sistem-malzeme tedarik faaliyetlerine STM tarafından devam ediliyor.

Milli füze 'Atmaca'dan başarılı test (Türkiye'nin yeni nesil yerli silahları) - 9

SİLAHLI DRONE SONGAR ASKERİ KARA ARACINA ENTEGRE EDİLDİ

Türk Silahlı Kuvvetleri envanterine giren "ilk milli silahlı drone" Songar, ilk kez bir zırhlı kara aracına entegre edildi.

ASİSGUARD tarafından özgün şekilde geliştirilen Songar’ın askeri kara aracına entegrasyonu da gerçekleştirildi. Otonom olarak insansız sürüş gerçekleştirebilen, gerektiğinde uzaktan kumanda edilebilen askeri kara aracına entegre edilen Songar, aracın üstün vuruş yeteneği kazanarak sahadaki başarısına katkı sunacak. Böylece kara aracına, güvenlik operasyonlarında hedefi önceden tespit ve imha etme konusunda önemli bir kabiliyet kazandırıldı.,

Milli füze 'Atmaca'dan başarılı test (Türkiye'nin yeni nesil yerli silahları) - 10

Songar silahlı drone sistemi sayesinde 4x4 askeri kara aracı havadan hedef bulma ve uzaktan silahlı operasyon yapabilme kabiliyetine sahip olacak. Askeri ve güvenlik amaçlı her türlü operasyonda hem gündüz hem gece etkin olarak görev yapan Songar, otonom iniş-kalkış yeteneğiyle asimetrik tehditlere müdahale için 7/24 hazır bekleyecek.

Songar'ın geliştirilmesinin ardından bir dizi çalışma yapıldı. Türk savunma sanayisinin yenilikçi sistemlerinden olan Songar’a otomatik makineli tüfekle bomba atar özelliklerinin eklenmesinden sonra TÜBİTAK SAGE’nin mühimmat sistemi Togan’ın entegrasyonu sağlandı. Böylece Songar, sahada daha güçlü ve maliyet etkin bir yapıya kavuşturuldu. Songar’ın kara aracına entegre edilmesiyle ürün geliştirme yol haritasında önemli bir aşama daha tamamlanmış oldu.

Milli füze 'Atmaca'dan başarılı test (Türkiye'nin yeni nesil yerli silahları) - 11

PUSU VE TEHDİTLERE KARŞI KORUMA SAĞLAYACAK

Askeri teknolojik sistem Songar, otomatik makineli tüfekle donatılarak 3 kilometre yarıçaplı bir menzil içinde görevini icra ediyor. Gerçek zamanlı görüntü aktarım sistemine sahip Songar, tekli veya çoklu drone sistemiyle hedef bölgenin belirlenmesi, tehdidi etkisiz hale getirme, operasyon sonrası hasar tespiti gibi kritik birçok görevi yerine getiriyor.

 

Songar, sınır ve sınır ötesi güvenlik operasyonlarında kara aracı entegrasyonuyla, pusu veya tehditlere karşı havadan yüksek sayıda mermi atımıyla ve gerektiğinde taarruz amaçlı olarak da etkin şekilde kullanılabilecek.

Milli füze 'Atmaca'dan başarılı test (Türkiye'nin yeni nesil yerli silahları) - 12

YERLİ VE MİLLİ TORPİDO PROJESİ ORKA İÇİN İLK ADIM ATILDI

Cumhurbaşkanlığı Savunma Sanayii Başkanlığı (SSB) öncülüğünde Deniz Kuvvetleri Komutanlığının hafif sınıf torpido ihtiyacını karşılamak için "324 milimetre Torpido Geliştirilmesi Projesi (ORKA)" başlatıldı.

SSB'den yapılan yazılı açıklamaya göre, ROKETSAN'ın ana yükleniciliğinde geliştirilecek "ORKA" ile bu alandaki dışa bağımlılık sona erecek.

Milli füze 'Atmaca'dan başarılı test (Türkiye'nin yeni nesil yerli silahları) - 13

Deniz Kuvvetleri Komutanlığının hafif sınıf torpido ihtiyacını karşılamak için başlatılan projenin imza töreni, SSB'de gerçekleştirildi. Törene, Cumhurbaşkanlığı Savunma Sanayii Başkanı Prof. Dr. İsmail Demir'in yanı sıra Milli Savunma Bakanlığı, SSB, ROKETSAN ve ASELSAN'dan temsilciler katıldı.

Projeyle Deniz Kuvvetleri Komutanlığının envanterinde bulunan ve envanterine alınabilecek su üstü platformlar ile deniz hava araçlarından denizaltılara karşı kullanılacak ORKA torpido silah sistemi, yerli ve milli olarak geliştirilecek.

Hassas güdüm, navigasyon, gelişmiş arama ve hücum kabiliyetlerine sahip olacak ORKA, aldatma ve karıştırmaya karşı direnciyle hedef üstünde yüksek etkinlik sağlayacak.

Milli füze 'Atmaca'dan başarılı test (Türkiye'nin yeni nesil yerli silahları) - 14

ROKETSAN'ın gelecek yıl teslim edilmesi hedeflenen AKYA Ağır Sınıf Torpido Projesi'nde edindiği tecrübe de ORKA Projesi'ne aktarılacak.

ORKA Projesi'nde, ana yüklenici ROKETSAN'ın yanı sıra ASELSAN da ana alt yüklenici olarak yer alacak. ORKA, Mavi Vatan'ın korunmasında Türk Silahlı Kuvvetlerinin gücüne milli bir unsur olarak güç katacak.

Milli füze 'Atmaca'dan başarılı test (Türkiye'nin yeni nesil yerli silahları) - 15

'MAVİ VATAN'IN GÖZCÜSÜ SİDA DENİZE İNİYOR

Ares Tersanesi ve Meteksan Savunma tarafından geliştirilen Türkiye'nin ilk yerli ve milli silahlı insansız deniz aracının prototipi üretildi. SİDA, bu ayın sonunda denize inecek. SİDA'nın Roketsan güdümlü mermileri ile atış testleri de mart ayında gerçekleştirilecek.

"Mavi Vatan" olarak adlandırılan alanda Türkiye'nin deniz gücüne büyük katkı vermesi beklenen ULAQ serisinin ilk ürünü olan SİDA, 400 kilometre seyir menzili, saatte 65 kilometre sürati, milli kriptolu haberleşme altyapısı, gündüz ve gece görüş kabiliyeti ile öne çıkıyor.

Milli füze 'Atmaca'dan başarılı test (Türkiye'nin yeni nesil yerli silahları) - 16

Gelişmiş kompozit malzemeden üretilen SİDA, karadan karargah komuta merkezinin yanında mobil araçlarla ve uçak gemisi, firkateyn gibi yüzer platformlardan da komuta edilebiliyor. Keşif, suüstü harbi, asimetrik harp, silahlı eskort, kuvvet koruma, stratejik tesis güvenliği, gözetleme ve istihbarat gibi görevlerin icrasında etkin rol alması beklenen SİDA'lar, farklı operasyonel harekat ihtiyaçlarına cevap verebilecek şekilde füze sistemlerini de barındırıyor.

Milli füze 'Atmaca'dan başarılı test (Türkiye'nin yeni nesil yerli silahları) - 17

Elektronik harp ortamında düşman birliklerinin haberleşme muharebe sistemini karıştırma gibi aksiyon alan SİDA, haberleşme ve istihbarat sistemleri ile de donatılabilecek. SİDA'lar kendisi ile eş veya farklı yapıya sahip diğer SİDA'larla operasyon yapma, İHA, SİHA, TİHA'lar ve insanlı hava araçları ile müşterek harekat kabiliyetlerine de sahip olacak.

Milli füze 'Atmaca'dan başarılı test (Türkiye'nin yeni nesil yerli silahları) - 18

Sadece uzaktan kontrol edilen bir insansız deniz aracı olmanın haricinde, yapay zeka ve otonom davranış özellikleriyle üstün ve çağın ilerisinde yeteneklerle donatılan SİDA, bu ayın sonunda denize inecek. SİDA'nın Roketsan güdümlü mermileri ile atış testleri de mart ayında gerçekleştirilecek.

Ares Tersanesi Genel Müdürü Utku Alanç, AA muhabirine yaptığı açıklamada, uzaktan komutalı ya da otonom olarak hareket edebilen Türkiye'nin ilk milli SİDA'sını üretmenin mutluluğunu yaşadıklarını belirtti.

Milli füze 'Atmaca'dan başarılı test (Türkiye'nin yeni nesil yerli silahları) - 19

SİDA'yı yaparken özellikle Ege ve Akdeniz'de görev yapmasını hedeflediklerini anlatan Alanç, "Ege'deki karasuları problemlerinde, çok sıklıkla yaşanan kayalık krizlerinde, bu alanlarda çok daha rahatlıkla görev yapabilecek ve radar imzası denilen düşman kuvvetleri tarafından görülmesi çok düşük olasılıklı olan bir bot. Adaların arkasını adeta bizim için ayrı bir göz olarak gözetleyebilecek, istihbarat toplayabilecek hem de güdümlü mermi angajmanı yapabilecek bir bot." ifadelerini kullandı.

Milli füze 'Atmaca'dan başarılı test (Türkiye'nin yeni nesil yerli silahları) - 20

İNSANSIZ KARA ARACI'NIN ÖZELLİKLERİ BELLİ OLDU

Havelsan İnsansız Kara Aracı'nın (İKA) son halini sosyal medya hesabı üzerinden paylaştı. Paylaşım ile İKA'nın özellikleri belli oldu. 

Milli füze 'Atmaca'dan başarılı test (Türkiye'nin yeni nesil yerli silahları) - 21

Azami hızı saatte 12 kilometre olan İKA, yüksüzken 450 kilogram ağırlığa sahip. Otonom sürüş ile görev kabiliyeti bulunan araç, tam donanımlıyken ise 650 kilogram ağırlığında. 

 

Milli füze 'Atmaca'dan başarılı test (Türkiye'nin yeni nesil yerli silahları) - 22

7.62 mm uzaktan kumandalı silah sistemine sahip olan İKA, KBRN (Kimyasal, Biyolojik, Radyolojik, Nükleer) silah sensörü ve robotik kola ev sahipliği yapıyor.

Milli füze 'Atmaca'dan başarılı test (Türkiye'nin yeni nesil yerli silahları) - 23

'DENİZALTININ BEYNİ' KOMUTA KONTROL SİSTEMİ TESLİM EDİLDİ

SSB'den yapılan yazılı açıklamaya göre, Yeni Tip Denizaltı Projesi kapsamında ilk iki denizaltının komuta kontrol sistemlerini tamamlayan Havelsan, 3. denizaltı olan Murat Reis’in de komuta kontrol sisteminin kurulumu ve detaylı testlerini tamamladı. Sistem, Deniz Kuvvetleri Komutanlığına teslim edildi.

Milli füze 'Atmaca'dan başarılı test (Türkiye'nin yeni nesil yerli silahları) - 24

Açıklamada görüşlerine yer verilen Cumhurbaşkanlığı Savunma Sanayii Başkanı Prof. Dr. İsmail Demir, REİS sınıfı denizaltı tedarik projesinin, uzun vadeli stratejik yetkinliklerini ülkeye kazandırmaya yönelik çalışmaların bir parçası olduğuna dikkati çekerek, "Proje kapsamında denizaltıların tasarım yetkinliğinin kazanılması, donanımların yerli olarak üretilmesi, özellikle komuta kontrol sistemlerinin tüm yazılım ve donanımlarına hakimiyetin milli firmalarımıza kazandırılması konularında birçok firmamız projede kendi sistemleri veya teknoloji transferinin yapıldığı taraf olarak yer alıyor." ifadelerini kullandı.

Milli füze 'Atmaca'dan başarılı test (Türkiye'nin yeni nesil yerli silahları) - 25

Demir, Havelsan tarafından denizaltı savaş yönetim sisteminin bu proje kapsamında geliştirildiğine işaret ederek, şunları kaydetti:

"Ayrıca 7'inci denizaltı diyebileceğimiz gerçek donanımlardan oluşan bir denizaltı komuta kontrol sistemi Havelsan'da konumlandırıldı. Bu sayede bu denizaltılarımıza yeni silah veya sensörlerin entegrasyonu gerekirse Havelsan tarafından komuta kontrol sisteminin yazılımları modifiye edilerek bu tesislerde gerçek donanımlar üzerinde test edilebilecek. Denizaltılarımıza monte edilecek komuta kontrol sistemi donanımları, yine Havelsan'ımızda bulunan Sistem Entegrasyon Laboratuvarı'nda bir araya getirilerek yoğun testlerden geçiriliyor ve daha sonra gerçek ortamına monte edilmek üzere denizaltıların inşa edildiği Gölcük Tersane Komutanlığına gönderiliyor. Bu sevkiyat, projenin 3'üncü denizaltısı olan Murat Reis'in komuta kontrol sisteminin başarıyla tamamlanması sonrasında gerçekleşti. Emeği geçen herkesi tebrik ediyorum."

Milli füze 'Atmaca'dan başarılı test (Türkiye'nin yeni nesil yerli silahları) - 26

KOMUTA KONTROL SİSTEMİ

Komuta kontrol sistemi, akustik ve akustik olmayan sensörlerden gelen verilerin işlendiği, görüntülendiği, karar destek işlevlerinin yerine getirildiği ve silahların ateşlendiği sistemler olarak biliniyor. Denizaltılar için komuta kontrol sistemleri, "denizaltıların beyni" olarak tanımlanıyor.

Deniz muharebelerinden istihbarat görevlerine kadar birçok kritik operasyonda kullanılan ve potansiyelleri sebebiyle kuvvet çarpanı sayılan denizaltılar, operasyonel verimliliğini ve güvenliğini en üst seviyeye taşıyacak komuta kontrol sistemlerine ihtiyaç duyuyor.

Milli füze 'Atmaca'dan başarılı test (Türkiye'nin yeni nesil yerli silahları) - 27

TSK ENVANTERİNE GİREN 4 SİLAH SİSTEMİ İLK DEFA KULLANILDI

Türk Silahlı Kuvvetlerinin (TSK) ateş gücünün gösterildiği "Ateş Serbest-2020" faaliyetinde aralarında milli imkanlarla üretilen Fırtına obüsleri, Korkut hava savunma sistemleri, milli piyade tüfeğinin de bulunduğu harp araç ve gereçleriyle hedefler tam isabetle vuruldu. TSK envanterine yeni giren silahların da kullanıldığı faaliyette ilk defa OMTAS orta menzilli tanksavar silah sistemi ve Kargu Kamikaze İHA ile de hedefler imha edildi.

Milli füze 'Atmaca'dan başarılı test (Türkiye'nin yeni nesil yerli silahları) - 28

"TEK ATIŞ VE VURUŞ" 

İlk olarak yerli üretim milli piyade tüfek atışları gerçekleştirildi. Pençe Kaplan dahil birçok operasyonda kullanılan tüfeklerle piyadelerin yaptığı başarılı atışların ardından keskin nişancı atışlarına geçildi. Keskin nişancıların bir kilometre mesafedeki küçük hedeflere yaptıkları isabetli atışlar protokol üyelerince beğeniyle takip edildi. "Tek atış ve vuruş" sloganıyla yapılan keskin nişancı atışları sonrasında makineli tüfek atışları gerçekleştirildi. 

 

Milli füze 'Atmaca'dan başarılı test (Türkiye'nin yeni nesil yerli silahları) - 29

İstihkamcılar tarafından mayınlı sahalardan geçit açılması görevinin yerine getirilmesinden sonra hedefler roketatar, zırhlı personel taşıyıcı üzerine yerleştirilen silahlar ve yerli üretim bomba atar atışlarıyla devam etti.  

Hareket halindeki tank takımı, önce duran, ardından hareketli hedefleri ateş altına aldı. Hedeflerin tam isabetle imha edildiği atışları, OMTAS orta menzilli tanksavar silah sistemi ile yapılan atışlar izledi. Zırhlı hedeflere karşı etkin bir silah sistemi olan, yerli ve milli imkanlarla geliştirilen OMTAS da hedefleri imha etti. 

Milli füze 'Atmaca'dan başarılı test (Türkiye'nin yeni nesil yerli silahları) - 30

Yaklaşık 4 bin 500 metredeki hedefe yapılan etkili Kornet-E atışlarının ardından yerli ve milli üretim Korkut Kundağı Motorlu Namlulu Alçak İrtifa Hava Savunma Silah Sistemi atışları gerçekleştirildi. Söz konusu atışın ardından Kargu Kamikaze İHA tarafından belirlenen hedefe saldırı gerçekleştirildi. Hedefini başarıyla imha eden Kargu Kamikaze İHA da Ateş Serbest faaliyetinde ilk defa görev aldı. 

Havan ve obüs bataryalarından yapılan atışların ardından faaliyet, "Dünyanın en iyi kundağı motorlu obüsü" olarak nitelendirilen yerli üretim Fırtına obüslerinin atışlarıyla sona erdi. Faaliyet, hedeflerin imhasının ardından Milli Savunma Bakanı Hulusi Akar'ın konuşması ve başarılı personelin ödüllendirilmesiyle sona erdi. 

Milli füze 'Atmaca'dan başarılı test (Türkiye'nin yeni nesil yerli silahları) - 31

Türk  Havacılık ve Uzay Sanayii'nden yapılan açıklamada, Aksungur'un kanat altlarındaki 6 istasyonun da doldurulduğu ve insansız hava aracının 12 adet mikro akıllı mühimmatı taşıdığı vurgulandı.

Milli füze 'Atmaca'dan başarılı test (Türkiye'nin yeni nesil yerli silahları) - 32

Açıklamada uçuşun 20 bin feet irtifada ve 28 saat sürdüğü belirtildi. 750 kilogram faydalı yük kapasitesine sahip olan,  gece/gündüz her türlü hava koşullarında istihbarat, gözetleme, keşif ve taarruz görevlerini gerçekleştirebilen Aksungur, geçtiğmiz günlerde de aralıksız 49 saat havada kaldığı bir uçuşla rekor kırmıştı.

Milli füze 'Atmaca'dan başarılı test (Türkiye'nin yeni nesil yerli silahları) - 33

Özellikle Suriye’deki harekatlarda Ankara’nın en önemli vuruş güçlerinden biri olan tanklar, yerli ve milli sistemlerle donatılıyor. Savunma Sanayii Araştırmacısı Anıl Şahin, ROKETSAN tarafından üretilen zırhların giydirileceği tankların durumunu ve bu adımın ne anlama geldiğini anlattı. Güvenlik güçlerinin mevcutta kullandığı tanklarla ilgili bilgiler veren Şahin, Türk Silahlı Kuvvetlerinin M48A5T2, M60A1, M60A3, M60TM, Leopard 1 ve Leopard 2A4 ana muharebe tanklarını (AMT) aktif olarak kullandığını söyledi.

Milli füze 'Atmaca'dan başarılı test (Türkiye'nin yeni nesil yerli silahları) - 34

Bunlardan ‘M’ serisi olanların ABD, Leopard'ın ise Alman üretimi olduğuna işaret eden Şahin, Suriye ve Irak gibi muharebe sahalarında; M60A3, M60TM ve Leopard 2A4 tankları görev aldığını vurguladı. Mevcudun içindeki en modern tankların 300 adetten fazla tedarik edilen Leopard 2A4 olduğunu kaydeden Şahin, bu modellerin 2000’li yıllardan itibaren Türk Kara Kuvvetleri Komutanlığına teslim edilmeye başlandığını söyledi.

Milli füze 'Atmaca'dan başarılı test (Türkiye'nin yeni nesil yerli silahları) - 35

Şahin, modernizasyonun ne anlama geldiği konusunda ise şöyle devam etti: 

“ROKETSAN Balistik Koruma Merkezi (BKM) tarafından geliştirilen Tepkisel Reaktif Zırh (ERA), Yüksek Balistik Mukavemete Sahip Kafes Zırh ve Boşluklu Modüler Add-on Zırh ile birlikte, Türk Kara Kuvvetleri Komutanlığı envanterindeki Leopard 2A4 tanklarının pasif ve reaktif korunma seviyeleri artacak. Leopard 2A4 tankları, bu zırh iyileştirmesinin ardından Suriye ve Irak bölgelerindeki anti-tank tehditlerine karşı üstün mukavemete sahip olacak. Ayrıca yine Cumhurbaşkanlığı Savunma Sanayii Başkanlığı tarafından modernize edilen M60T tanklarına entegre edilen elektronik sistemler de Leopard 2A4 tanklarına entegre edilecek. 

Milli füze 'Atmaca'dan başarılı test (Türkiye'nin yeni nesil yerli silahları) - 36

Diğer yandan ASELSAN tarafından yapılacak bu elektronik modernizasyon ile Yakın Mesafe Gözetleme Sistemi (YAMGÖZ), Lazer İkaz Alıcı Sistemi (LIAS), SARP Uzaktan Komutalı Silah Sistemi (UKSS), PULAT Aktif Koruma Sistemi (AKS), Güç Dağıtım Ünitesi, ASELSAN Sürücü Görüş Sistemi (ADİS) ve Sesli Uyarı Sistemi entegrasyonları gerçekleştirilecek. Irak ve Suriye’nin ‘anti-tank silahlarının çiftliği’ haline geldiğine dikkat çeken Şahin, söz konusu bölgelerde görev yapan hiçbir zırhlı aracın yüzde yüz güvende olamayacağını ‘Çünkü delinmeyecek zırh yoktur’ sözleriyle ifade etti.

Milli füze 'Atmaca'dan başarılı test (Türkiye'nin yeni nesil yerli silahları) - 37

“Buna rağmen hem zırh modernizasyonu hem de elektronik modernizasyon birleşince güzel işler çıkarmak mümkün. Biz de şu anda aynen bunu yapıyoruz” diyen Anıl Şahin, şunları kaydetti: 

“İlk kez yerli bir ERA ve Add-on Zırh, tanklarımızda kullanıma alınıyor. ALTAY’ı  saymıyorum çünkü o henüz aktif görevde değil. Ek olarak üretilen zırhların özellikleri de çok üst düzey ve gayet portatif. Yani muharebe esnasında, hasar gören kısım çabucak değiştirilecek şekilde. Bu çok kritik bir teknoloji. Belki dışarıdan tedarik ederdik ancak bu bize yüz milyonlarca dolara ve uzun bir süreye mal olurdu. Bizim ne boşa harcayacak paramız ne de zamanımız var. Boş harcanan para savunma sanayiine vurulan bir darbe; boşa giden zaman ise maalesef daha fazla şehit demek. Dolayısıyla Türkiye’nin bu süreci yerli ve milli imkanlarla yapabilmesi, işin hem maddi hem tedarik boyutunda hem de can güvenliği anlamında son derece önemli.” 

Milli füze 'Atmaca'dan başarılı test (Türkiye'nin yeni nesil yerli silahları) - 38

Savunma Sanayii Araştırmacısı Anıl Şahin, M-60T tanklarını İsrail’in modernize ettiğini hatırlatarak, “Birkaç sene önce tank modernize ettiren bir ülkeyken, şimdi kendi tankımızı modernize edebilecek bir konuma geldik. Ayrıca, mutlaka küresel çapta bu pazara da ihracatçı olarak giriş yapacağız. Bundan sonra dışarıdan ERA, Add-On veya RPG Ağı gibi zırh sistemleri tedarik etmeyiz. Sadece ithalattan kurtulan bir ülke olmayacak, kendi zırhlarını dünyaya ihraç eden bir noktaya da ulaşacağız” dedi.

Milli füze 'Atmaca'dan başarılı test (Türkiye'nin yeni nesil yerli silahları) - 39

YERLİ UÇAK BOMBASI SARB-83 GÖREVE HAZIR

TÜBİTAK SAGE Enstitü Müdürü Gürcan Okumuş, SARB-83 ve SERT-82'yi, projelerin belli bir aşamaya gelmesiyle IDEF 2019 fuarında kamuoyuyla paylaştıklarını söyledi. Envanterdeki nüfuz edici bombanın (NEB-84) geliştiril me sürecinde elde edilen tecrübenin benzer mühimmatların gelişiminin yolunu açtığını belirten Okumuş, şöyle konuştu:

"Uçak bombası olarak kullanılmayan, bildiğimiz kadarıyla ilk defa Türkiye'nin kullandığı bir teknoloji var, ardışık delicili harp başlığı teknolojisi. Bu teknolojiyi uçak bombalarında NEB-84 olarak dünyada ilk biz kullandık. Yerden atılan mühimmatlarda var ama uçak bombası olarak ardışık delicili yani çukur imlalı harp başlığı teknolojisi olarak yoktu. NEB-84'ten edindiğimiz tecrübeyle bunu Mark-83 (MK-83) geometrisinde ve kütlesinde yine ardışık delicili harp başlığı etkinliği olan bir mühimmat geliştirme projesi olarak öz kaynaklarımızla başlattık."

Milli füze 'Atmaca'dan başarılı test (Türkiye'nin yeni nesil yerli silahları) - 40

MK-83 uçak bombalarında kullanılabilen tüm güdüm kitlerinin SARB-83'te de kullanılabileceğini ifade eden Okumuş, SARB-83 projesinin SERT-82'ye göre biraz daha hızlı ilerlediğini, bombanın alt sistem testleri ve çevresel testlerinin sonuçlandırıldığını ve projenin nihai testleri kapsamında son olarak kalifikasyon ve delici etkinliğini görme testlerinin tamamlandığını bildirdi.

Milli füze 'Atmaca'dan başarılı test (Türkiye'nin yeni nesil yerli silahları) - 41

DUVARI SAATTE 280 KİLOMETRE HIZLA AŞTI

Okumuş, testlerin gerçekleştirildiği Hedef Balistiği Raylı Sistem Dinamik Test Altyapısı'nın (HABRAS) çok önemli bir altyapı olduğuna işaret ederek, şu değerlendirmede bulundu:

 

"NEB-84 testini İngiltere'de yapmak zorunda kalmıştık, bu altyapı yoktu. Artık kendi altyapımızda kendi geliştirdiğimiz mühimmatı, SARB-83'ü test etmiş olduk. Çok güzel görüntüler de aldık ve test de çok başarılı oldu. Yaklaşık 1,5 metrelik, 35 megapascal güçlendirilmiş duvarı SARB-83 mühimmatı ön delicisiyle deldi ve ana delici duvarın içinden geçerek etkinliğini gösterdi. SARB-83 yaklaşık saatte 300 kilometre hızla ilerledi, duvarı deldikten sonra ana delicimizin hızı yaklaşık saatte 280 kilometreydi. Yani 1,5 metrelik güçlendirilmiş duvarın yavaşlatma etkisi yüzde 10'dan bile az oldu. Bu gerçekten çok yüksek bir etkinlik göstergesi. SARB-83 için belki son kez uçaktan tamamen canlı bir atış yapılmasını planlıyoruz. Cumhurbaşkanlığı Savunma Sanayii Başkanlığımızın ve Hava Kuvvetlerimizin ihtiyacı doğrultusunda gelecek taleplere göre seri üretimi yapılabilir durumda. SARB-83, yakın zamanda farklı güdüm kitleriyle kullanılabilecek stratejik bir mühimmatımız olarak kullanıma hazır."

Milli füze 'Atmaca'dan başarılı test (Türkiye'nin yeni nesil yerli silahları) - 42

TÜRKİYE'NİN 'AMİRAL GEMİSİ'NDE SON DURUM GÖRÜNTÜLENDİ

Sanayi ve Teknoloji Bakanı Mustafa Varank, çok maksatlı amfibi hücum gemisi ‘TCG Anadolu’ ile Türkiye’nin küresel güç olma yolunda önemli kabiliyetler kazanacağını bildirdi.

Milli füze 'Atmaca'dan başarılı test (Türkiye'nin yeni nesil yerli silahları) - 43

Bakanlıktan yapılan açıklamaya göre Varank, Türk Silahlı Kuvvetleri’nin deniz aşırı askeri harekat ve insani yardım operasyonu kabiliyetlerini artıracak TCG Anadolu’nun inşasının sürdüğü Tuzla Sedef Tersanesi’nde incelemelerde bulundu. Varank, Türkiye’de ilk defa üretilen çok maksatlı amfibi hücum gemisinin, Deniz Kuvvetleri Komutanlığı envanterine girecek en büyük tonajlı gemi olacağını söyledi. Varank, geminin milli tank ve zırhlı araçlar olmak üzere 100’e yakın amfibi görev grubunu ve göreve bağlı olarak 30’dan fazla hava aracını taşıyabileceğini bildirdi. Varank, taktik sınıfı insansız hava araçlarının (İHA) bile dikey iniş-kalkış olmadan bu gemiden kalkmasının mümkün olabileceğine işaret ederek, “Bu gemi küresel güç olma yolunda Türkiye’ye önemli kabiliyetler kazandıracak” diye konuştu.

Milli füze 'Atmaca'dan başarılı test (Türkiye'nin yeni nesil yerli silahları) - 44

DİKEY KALKIŞ İMKANI

TCG Anadolu, 232 metre uzunluğa ve 32 metre genişliğe sahip bulunuyor. 58 metre yüksekliği olan gemide 1410 metrekarelik ağır araç güvertesi yer alıyor. Gemide ayrıca, 1165 metrekare gemi havuzu, 1880 metrekare hafif araç güvertesi, 6 iniş alanı ve uçuş rampasına sahip 5 bin 440 metrekare uçuş güvertesi ve 900 metrekare hangar bulunuyor. Gemi, görev grup gereksinimlerine bağlı olarak, dikey iniş-kalkış yapabilen 6 savaş uçağı, 4 Atak helikopteri, 8 orta yük nakliye helikopteri, 2 Seahawk genel maksat helikopteri ve 2 İHA dahil 30 hava aracını taşıyabilme kapasitesi barındırıyor. Bununla birlikte, bu araçlar için gerekli altyapı ve orta seviyede bakım ihtiyaçları da gemide karşılanabiliyor.

Milli füze 'Atmaca'dan başarılı test (Türkiye'nin yeni nesil yerli silahları) - 45

HASTANESİ DE VAR

TCG Anadolu, 1 amfibi tabur ile gerekli muharebe ve destek araçlarını ana üs desteği olmadan kriz bölgelerine taşıyabilecek ve tüm denizlerde kullanılabilecek. Gemi üzerinde 1 adedi NATO için tahsis edilebilecek 3 savaş harekat merkezi bulunacak ve yüzen kışlada en az 1223 personel görev yapabilecek. Proje sayesinde, anavatandan uzak coğrafyalarda insani yardım harekatı gerçekleştirilebilmesi, gerektiğinde tam teşekküllü 2 ameliyathane, 14 yoğun bakım ünitesi ve yanık ünitesiyle 1000’e yakın kişiye tıbbi destek verilebilmesi, başka ülkelerin üslerine bağımlı olmadan hava harekatı yapılabilmesi gibi geniş bir yelpazede kritik yetenekler kazanılacak. Anadolu gemisi ilk olarak Mayıs 2019’da yüzdürülmüş, akabinde sevk sistemi montajlarının yapılması için havuza alınmıştı. Liman ve deniz testlerinin tamamlanmasının ardından, Anadolu’nun gelecek yıl Deniz Kuvvetleri Komutanlığına teslim edilmesi planlanıyor. Test ve tecrübeleri tamamlanan tüm sistemlerin entegrasyon ve montajları başladı.
 

Milli füze 'Atmaca'dan başarılı test (Türkiye'nin yeni nesil yerli silahları) - 46

DENİZLER 'ATMACA'YLA KORUNACAK

Türkiye'nin ilk deniz seyir füzesi "Atmaca" 200 kilometrenin üzerindeki hedefi başarıyla vurdu.

Konuyla ilgili açıklama yapan Cumhurbaşkanlığı Savunma Sanayii Başkanı İsmail Demir, "Atmaca'mız bu sefer uzun uçtu. Fonksiyonlarını mükemmel şekilde yerine getiren Atmaca seyir füzemiz envantere girmeye hazırlanıyor" ifadesini kullandı.

Milli füze 'Atmaca'dan başarılı test (Türkiye'nin yeni nesil yerli silahları) - 47

DENİZLER 'ATMACA'YLA KORUNACAK

Atmaca Projesi, Deniz Kuvvetleri'nin MİLGEM platformlarında konuşlandırılacak gemiden gemiye seyir füzesi ihtiyacına yönelik başlatıldı.

Milli füze 'Atmaca'dan başarılı test (Türkiye'nin yeni nesil yerli silahları) - 48

DENİZLER 'ATMACA'YLA KORUNACAK

Atmaca seyir füzeleri ROKETSAN, atış kontrol sistemleri ve diğer ekipmanlar ASELSAN tarafından yerli imkanlarla geliştirildi.

Milli füze 'Atmaca'dan başarılı test (Türkiye'nin yeni nesil yerli silahları) - 49

'İNSANSIZ MİNİ TANK' ENVANTERE GİRİYOR

ASELSAN ile Katmerciler arasında imzalanan seri üretim sözleşmesi doğrultusunda "insansız mini tank" olarak da adlandırılan silahlı insansız kara araçları, 2021'de Kara Kuvvetleri Komutanlığına teslim edilecek. 

ASELSAN ile Cumhurbaşkanlığı Savunma Sanayi Başkanlığı arasında imzalanan silahlı sınıf insansız kara aracı temin sözleşmesi kapsamında, seri üretimine başlanacak silahlı insansız kara aracının uzaktan kumanda iletişim alt yapısı dahil tüm altyapı platformu Katmerciler tarafından geliştirildi.

Milli füze 'Atmaca'dan başarılı test (Türkiye'nin yeni nesil yerli silahları) - 50

Araç, keşif, gözetleme, hedef tespiti yapabilen, üzerine silah ve gözetleme sistemleri dahil ihtiyaç duyulan her türlü sistemin takılabildiği, uydu bağlantısı üzerinden uzaktan kontrol edilip yönetilebilen, otonom olarak kullanılabilme özelliğine sahip, zorlu yol, arazi ve iklim şartlarında üstün hareket kabiliyetine sahip dünyanın en önde gelen platformlarından biri olacak.

Milli füze 'Atmaca'dan başarılı test (Türkiye'nin yeni nesil yerli silahları) - 51

İnsansız kara aracı, her türlü arazi ve yolda üstün performans sergileyebiliyor.  Zırh opsiyonu bulunan araç, uydu bağlantısıyla çok uzak mesafelerden kontrol edilebiliyor. Uzaktan kumanda birimiyle ise yakın alanda tüm fonksiyonlarıyla yönetilebiliyor. Çeşitli silah sistemlerinin monte edilebildiği platform, hareketli halde ve meyilli arazide atış ve yüksek isabet imkanı sunuyor. 

Milli füze 'Atmaca'dan başarılı test (Türkiye'nin yeni nesil yerli silahları) - 52

Araç, ASELSAN tarafından geliştirilen Sarp Dual Uzaktan Komutalı Stabilize Silah Sistemi'yle hedefi otomatik olarak tespit ve imha edebilecek. Araç, çok düşük termal iz özelliği taşıyor. Gece-gündüz, zorlu hava şartlarında ve iklimde kullanıma uygun olan aracın, elektrikli ve hibrit model seçenekleri bulunuyor.

Milli füze 'Atmaca'dan başarılı test (Türkiye'nin yeni nesil yerli silahları) - 53

Platform, ağır ve hafif silahlara sahip silah istasyonu, keşif gözetleme aracı, hasta ve yük taşıma aracı ve çıkartma operasyonlarına yardımcı görev alabilecek konfigürasyonlarıyla kullanıcıya geniş seçenekler sunuyor. 

Üç ton yüklü ağırlık kapasitesine sahip araç, kompakt ebatına rağmen üst sınıf zırhlı araçlarda bulunan bütün zorlu performans ve arazı testlerinin tamamını başarıyla yerine getirebiliyor. 

Milli füze 'Atmaca'dan başarılı test (Türkiye'nin yeni nesil yerli silahları) - 54

YERLİ HAVA SAVUNMA SİSTEMİ 'SUNGUR' GÖREVE HAZIR

Cumhurbaşkanlığı Savunma Sanayii Başkanı İsmail Demir, Twitter hesabından yaptığı paylaşım ve yayımladığı videoyla Sungur'a yönelik çalışmaların geldiği noktaya ilişkin bilgi verdi. 

Paylaşımında "Güvenlik kuvvetlerimizin kabiliyetlerini artırmak için sürpriz bir güç" ifadesine yer veren Demir, şunları kaydetti:

Milli füze 'Atmaca'dan başarılı test (Türkiye'nin yeni nesil yerli silahları) - 55

"Başkanlığımız öncülüğünde, ROKETSAN'ın yerli savunma sanayi paydaşlarıyla birlikte geliştirdiği hava savunma ailemizin yeni üyesi Sungur, başarılı atışlı testler sonrası envantere girmeye hazır.

Kademeli hava savunma sistemimizin yeni üyesi, portatif özelliğiyle kara, hava, deniz platformlarına entegre edilebilecek. Sungur, hareketli atış yeteneği, gece-gündüz hedef tespit, teşhis, tanımlama, takip ve 360 derece atış kabiliyetine sahip.

Sungur, hava unsurlarına karşı etkinliği ve yüksek manevra kabiliyeti, yüksek hedef isabet yeteneği ve karşı tedbir özelliği, titanyum harp başlığı, hedefin uzun menzilden görüntülenmesini sağlayan nişangahıyla kendi sınıfının önünde bir sistem."

Milli füze 'Atmaca'dan başarılı test (Türkiye'nin yeni nesil yerli silahları) - 56

DRAGONEYE ELEKTRO-OPTİK SENSÖR SİSTEMİ

Kara Kuvvetleri Komutanlığı ihtiyacı için Milli Savunma Bakanlığı ile imzalanan Portatif Termal Kamera sözleşmesi kapsamında son parti teslimatı gerçekleştirildi. Böylece sözleşme kapsamında tüm

منبع:https://www.ntv.com.tr/galeri/teknoloji/milli-fuze-atmacadan-basarili-testturkiyenin-yeni-nesil-yerli-silahlari,4LfUJpJY3Ee21ZjqzpyLrg/E7_lfazfpEmSx2NIGeA4sQ

تورکجه سؤزجوک‌لر( سؤزلوک)=18 ژانویه 20 20 تا 30 دسامبر 2019

A. Dehgani, [31.12.19 22:32]
نه یوووز!= نه عجب! = چه عجب!

A.M.y, [06.01.20 16:34]
[Forwarded from دده‌مین_آندی]
🔸طایفانین خنجرلرینین اؤنونده،
 آپ-آچیق یازیرام دوغرولوغومو؛
قبریمی قلمیم‌له قازدیغیمی بیلیرم؛
آنجاق من داوام ائده‌جه‌یم؛
چونکو بوتون آزادلیق عاشیقی اولان یازیچی‌لار،
قلم تئشه‌سیله، اؤز قبیرلرینی قازیرلار...

#غادة_السمان
@Dadaminandi

arshad nazari, [07.01.20 00:40]
[In reply to Bəktaş|بکتاش]
من او بیتگینی تانیمیرام . نظره گلن موختلیف بولگه لرده بوُلگه سل آد ، اوزویله داشیییر آمما دوسلار
بو سوزجویون کوُکو ، میر ، دیر .
میر = میرماق ، میریتماق = قوروماق = موواظیب اولماق آنلامینی داشیییر .
میریق = کمین
بیتگینین آدی حتمن گرک اونون اساس اوزللییینی بیان ائتسین یوخسا ، آدلار هئچ بیر شئیه سبب سیز قویولماییبلار .
نظره گلن ، گرک بو بیتگی نین یا موحافیظت ائدن و قورویان تیکانی اولسون یا خود بیر قابیغی و ......
❤️❤️❤️🌺🌺🌺

A. Dehgani, [07.01.20 18:23]
[In reply to یونس مسیب زاده]
سار(Çəkirtgə quşu)
چکیرتگه قوشو
سار(Sığırçın)
سيغيرچين
منبع: شاهمرسی سؤزلوگو

Ahmad 🍃, [10.01.20 15:17]
[Forwarded from SÖZ]
بیر سؤزجویون اؤیکوسو
           منصور مظلومی

       «اوردو» نه دئمک ؟!

   بو گونکو تورکجه‌میزده ان یایقین آنلامی «بیر دؤولتین سیلاحلی گوجلرینین بوتونو و یا بیر بؤلومو» اولان «اوردو» سؤزجویو میلادی ۷۳۰لاردا یازیلان اورخون یازیتلاریندا «خاقانین سارایی» آنلامینا گئدیر.

اوردو سؤزجویو، دیوان لغات الترک‌ده «خاقانین اوتوردوغو شهر» آنلامی داشیییر.

میلادی اون اوچونجو یوزو ایللیین باشلاریندان « عسگرین (آلپلارین و دؤیوشچولرین) توپلاندیغی یئر» و اوردوگاه آنلامیندا قوللانیلیر. دده قورقود بویلاریندا دا بو آنلامدا، یعنی یئر و مکان بیلدیرن آد اولاراق کئچیر.

سؤزجوک  «اور/ Or» کؤکنیندن، فعلدن آد تؤره‌دن اک آلاراق تؤرنمیشدیر. اسکی تورکجه‌ده «اورماق» کسمک، بیچمک و بؤلمک آنلامی داشیییر.
بو کؤکدن،  اوت بیچمک آلتی اولان « اورقاق > اوراق»  آدی دا تؤرنمیشدیر.
ائله‌جه ده کسیم، بیچرکن بیر چالیمدا اوراغین آغیزیندا گلن اوت  آنللمیندا اولان «اوروم/orum» سؤزجویو ده «اور» کؤکوندن تؤرنمیش.
قونویا آیدینلیق گتیره‌جک، اور کؤکوندن یارانمیش باشقا بیر سؤزجوک «اورتا» کلمه‌سی‌دیر.  (Or > ortu > orta)
اورتا، بیر شئ‌ین ایکی و داها چوخ اوجدان ائشیت اوزاقلیقدا و برابر فاصله‌ده اولان نقطه آنلامی وئریر.
سؤزو گئدن سؤزجوکلره باخینجا اورتاق کؤکدن یارانمیش آنجاق  بیر بیریندن چوخ فرقلی آنلام ایچرن سؤزجوکلری گؤروروک:
 - اوردو : سارای، خاقانین اوتوردوغو شهر، سیلاحلی گوجلر توپلوسو
 - اوراق : بیچمک آلتی
 - اوروم: کسیم
 - اورتا : اوجلاردان عینی فاصله‌ده اولان نقطه
بو کلمه‌لرین هامیسی «اور/ اورماق = کسمک» کؤکوندن یارندیغینی دوشونونجه تورکجه‌نین اینانیلماز کلمه یاراتماق گوجونو گؤروروک.
یاپی باخیمیندان قیساجا بو اینجه‌له‌مه‌ده سؤزجوکلر آراسیندا و سؤزجوکله کؤک آراسیندا سیمنتیک و آنلاملا ایلگیلی بیر باغین اولماسینا دا توخونماق گرکیر. بؤیله کی، دوشوندوروجو بیر سورو اورتایا چیخیر:
 - «کسمک»، «سارای/ اوردو»، «اورتا» قاوراملاری آراسیندا نئجه بیر باغ وار؟!
بو باغی آختارارکن بیر نسنه‌نی ایکییه بؤلمک ( ایکییه کسمک)  ایسته‌دییمیزده بؤلونه‌جک پارچالارین ائشیت اولماسی گرکلیینی دوشونوب او نسنه‌نین کسیله‌جک نقطه‌سینی اوجلاردان برابر فاصله‌ده تعیین ائتمک گرکلییینی گؤز اؤنونه آلیب «اورتا» سؤزجویونه بیر کئچیت یولو تاپماق اولور.
دولاسیلا بیر خاقانین یا اوردو باشچیسی‌نین چادیرینی قوشونون یئرلشدییی یئرین اورتاسیندا قورولماسی گرکلییینی دوشونونجه «اوردو» سؤزجویونه آنلامسال بیر جیغیرا تاپماق اولور.

«اور» کؤکوندن «اورتاق» ، «اورتام» کیمی بیر چوخ کلمه‌ده یارانمیشدیر‌ و هله‌ده یارانماقدادیر. اؤرنیین تورکیه‌ده ۱۹۳۴ ایلینده عسگری بیر رتبه اولاراق یارانمیش « اور ژنرال» سؤزجویونو اؤرنک اولاراق گؤسترمک اولار.

 


t.me/a_z_soz

Deleted Account, [11.01.20 15:35]
[Forwarded from Türkcə Danış]
اصلاحیه✅
ریشه یابی واژه ی #آذربایجان ✅

#آتش #پاییدن #پادگان #باها #بها
بخش دوم :🔹🔶🔸

واژه ی آتر همان مشتق شده از فعل آتماق در ترکی است که واژه ی آتش هم از این فعل درست شده.✳️

در واقع آتماق به سرعت اتفاق افتادن مربوط است واژه ی آت به معنی اسب هم از این بن هست
آتر یا آتور در آذربایجان به صورتی از حالت برق گفته میشود که برق میزند✳️

مثال : چیراق آتدی
لامپ سوخت
که این همان کلمه ی  کاملا ترکی است که به اسم فارسی جعل میکنند♻️
احتمال میرود که واژه اود به معنی آتش همان آت باشد اما در حالاتی واژه ی اورتچه - örtcə به معنی آتش در کتیبه های اورخون استفاده شده که پیش بینی میشود این واژه شکل سابق کلمه ی اود باشد چنین تفسیری پنجاه به پنجاه است .✔️
واژه ی آتیر بدین گونه به #آذر تبدیل شده :
آتیر
آدیر
آذیر(تلفظ ذ در عربی شبیه به د است)
در بررسی هایی که هست آتور نام یک ملک بوده که در اثر نام او به آن آذربایجان تطبیق داده شده 🅾️
ما در ترکی چنین واژگانی هم داریم :
آتارمان : قهرمان
آتیلقان : مرد بی باک
آتا : سرپرست - پدر
که احتمالا از طریق نام او چنین نامی بر این سرزمین برگزیده شده که یا از خصوصیت قهرمانیش چنین گفته شده یا اینکه آتش را به نمادش گفته اند.💢
آتیر+بات+قان
مشکل کسانی که میخواهند آن را معنی کنند واژه ی بات است.⏺

بات همان بهادر و باتیر در ترکی است شجاع در آسیای میانه تاتار ها ترکمن ها و ... به شکل باتیر دیده میشود *غ* یا *خ* موجود در قبل حرف از حذف شده است.❇️
باغاتیر
باآتیر
باتیر

 که از بن باغماق( باغماق به معنی بستن و مرتبط کردن) تشکیل شده است واژه ی بها در فارسی از این بن است و در ترکی هم واژه ی باها موجود است.
 نزدیکترین واژه به این کلمه بای - بی - بگ است ، پادشاه قبل واژه ی شاه همان بات(یر) است که در ترکی به صورت پاشا دیده شده است.☑️
انسانی باغلادان
باغلی : ریشه مند - جدا نشدنی

کلمات مشابه این واژه در ترکی
باغام - bağam : پشتیبان ، پایه چوبی که بر دیوار خمیده و عمارت شکسته برای محافظت تکیه دهند.(پرویز شاهمرسی)
باغانا - bağana : ستون - تیرک

تفسیر
/باغاتور -پرویز شاهمرسی- به معنی دلاور از سده ششم میلادی به صورت باهادور یا باهادیر در میان ترکان رایج شده و به صورت بهادر وارد فارسی شده و ترکیب بزن بهادر از این ریشه پدید آمده است و اصطلاح بهادران به معنی اولین دسته سمت راست هر فوج متشکل از افراد زبده در ادبیات نظامی ایران وارد شده بود که در دوره ی پهلوی واژه ی بیگانه اسکادران جانشین آن شد/

واژه پاییدن در فارسی و پادگان همگی جعل مطلق هستند و ترکی هستند
پدر چنگیز خان یسوکای بهادر نام دارد.♨️
*️⃣*️⃣*️⃣
از جمله مشتقات این کلمه واژه ی اوربات است که اور در سومری به معنی شهر و بات به معنی محافظ است البته واژه
اوربات در سومری به معنی سگ محافظ هم معنی داده است
باتورقان : محافظ
ulusal sözlük
الدار فنی
همین واژه در انگلیسی به صورت paddock به معنی حصار در انگلیسی مورد استفاده قرار میگیرد.واژه ی بات یا باد در مناطق آذربایجان همانند اردوباد استفاده شده است.
آتیر+بات+قان : 🛑
آتیربات : استحکام {بخش}(محافظ) - قهرمان #آتش♻️
قان 🛑: پسوند مکان (این پسوند همیشه با اسم می آید و به صورت مکان معنی میشود مثال توفارقان
توپار : گروه  + قان)
همچنان هم این پسوند به صورت خانا استفاده میشود
مثال : دلی خانا
و حال آتیرباتقان مشخص است 🛑:
محل اقامت آتیربات

واژه ی آذر جز ماه های اصلی آذربایجانی است و واژه ی کاملا ترکیست .
#Azərbaycan
#Atəş
#baha
@turk_sozcukler

Ahmad 🍃, [11.01.20 20:03]
[Forwarded from SÖZ]
بیر سؤزجویون اؤیکوسو
               منصور مظلومی

     «باش»، نه دئمک؟!
     «باشین ساغ اولسون» نه دئمک؟

   باش،  بیلدیییمیز و سؤزلوکلرده ده گؤردویوموز بو کیمی آنلاملاری داشیییر:
 - اینسان و حئیوان بدنی‌نین، ایچینده گؤز، قولاق، آغیز، بورون و بئیین  ده اولان اوست یا اؤنده اولان بؤلومو؛
 - بیر شئیین اوج  قیسمتی؛
 - بیر یئرین ان یوکسک نقطه‌سی؛
و ....

  سؤزجوک، کؤک کلمه اولدوغونا گؤره و اسکیدن گونوموزه قدر دییشمه‌ین بیچیم و آنلاملا یاشادیغینا گؤره، ائله‌جه‌ ده بیر چوخ تؤرنمیش و بیرلشیک سؤزجویون  تمل بؤلومو اولدوغونا گؤره دارتیشمایا اویغون آدای کیمی گؤرونمور.

آنجاق تسلی وئرمک آماجی ایله قوللانیلان «باشین ساغ اولسون» دئییم‌یننین قاورامینی دوشونونجه بؤیوک بیر سورویلا قارشیلاشیریق:
 - عزیزنی، دیرلی‌سینی الدن وئرمیش بیریسینه توختاقلیق و تسلی وئرمک ایچین اونا «بوش وئر! او اؤلدو گئتدی؛ سن ساغ قال!» دئمک می ایسته‌ییریک؟! اوزونتوموزو، دردینه اورتاق اولدوغوموزو بؤیله‌می بیلدیریریک؟! «اؤلن اؤنملی دئییلدی، سن اؤنملی‌سن!» دئمک ایسته‌ییرک می؟!
دوغرو،  بیریسینه «سن ساغ اول!  سنین باشین ساغ اولسون!» دئمک، اونا خوش  بیر دیله‌یی و دوستلوق گرکی بیر ایسته‌یی بیلدیرمک‌دیر. و ان آزی ناغیلاریمیزدا «قبله عالم ساغ اولسون، شاهین باشی ساغ اولسون، ...کیمی تسلی آماجی داشیمایان ایفاده‌لر اولاراق قوللانیلمیش. آنجاق بو، بیریسی‌نین اؤلوموندن دولایی اوزونتولو اولدوغوموزو بیلدیرن بیر ایفاده دئییل.
اؤته یاندان  بو دیرلندیرمه ایله «اینسانلار بو خئیر دوعانی و یاخشیلیغا یؤنه‌لیک بو دیله‌یی، ندن  هر زامان دئییل ده ،  یالنیز اؤلوملو اولایلاردا قوللانیرلار؟!» سوروسو اویغون بیر یانیت تاپا بیلمیر.

  سورونو چؤزه‌جک و قونویا آیدینلیق گتیره‌جک اؤنملی بیلگی، «باش» سؤزجویونون آنلامییلا ایلگیلی دیر.
    "دیوان لغات الترک"ه گؤره باش سؤزجویونون باشقا بیر آنلامی داها وار:
                       باش : یارا

باش‌ین بو آنلامینی گؤز اؤنونه آلینجا کیمسه‌سینی ایتیرمیش بیریسینه «یاران ساغالسین» دئمک چوخ درین، گؤزل و دیلیمیزه یاراشیر بیر تسلی و درده اورتاقلیق سؤزو ساییلا بیلر. عزیزینی الدن وئرمیش بیریسینی قلبیندن و ایچیندن یارا آلمیش بیری کیمی دیرلندیرمک و او یارانین ساغالماسینی دیله‌مک ائتگیله‌ییجی و سایغی دولو بیر ایفاده‌دیر.
 
سونوج:
۱- تسلی آماجلا قوللانیلان «باشین ساغالسین» دئییمینده «باش» سؤزجویونون آنلامی «یارا»دیر. یعنی بیریسینه باشین ساغالسین دئیینجه اونون یاخینینین اؤلوموندن آلدیغی یارانین ساغالماسینی و یاخیشیلاشماسینی آرزولامیش اولوروق.
۲- بو دئییم زامان ایچینده [یانلیشجاسینا] « باشین ساغ اولسون» بیچیمینده دونوب قالیبلشمیش‌.
 ۳-   بو دئییم فارسجایا، «باش»ین بو آنلامینی بیلمه‌دیکلرینه گؤره، و باشین «سر» آنلامینی دوشونه‌رک «سرت سلامت» و «سر سلامتی» بیچیمنده چئوریلمیش‌ .

 


t.me/a_z_soz.

Ahmad 🍃, [13.01.20 21:15]
[Forwarded from SÖZ]
بیر سؤزجویون اؤیکوسو
              منصور مظلومی

   «سوساماق» نه دئمک؟
(بو سؤزجویو اینجه‌له‌یه‌رک تورکجه‌میزین اولاغان‌اوستو گوجونو گؤسته‌رن بیر اؤرنکله قاریشیلاشیریق.)

«سوساماق»، ایلک باخیشدا گونده‌لیک یاشامدا دؤنه‌لرجه قارشیلاشدیغیمیز و سیرادان بیر کلمه کیمی گؤرونور. آنلامینی بیلیریک: «سو ایچمه گرکلیمینی دویماق»
سوسادیم: جانیم سو ایچمک ایسته‌دی.
سوسامیشدیم: جانیم سو ایچمک ایسته‌میشدی.
سوسایاجاق: جانینا سو یئتیشمک گرکلییینی دویاجاق.
و . . .
بورایا قدر هر شئی آنلاشیلیر و یالین.

ایلگینج قونو، سؤزجویون یاپیسینی اینجه‌له‌یینجه اورتایا چیخیر.
سوساماق:
سوسا(ائیلم کؤکو) = سو(کؤک) + سا(اک)
سو: بیلدیییمیز آنلامدا بیر آد
سا: آدا قوشولاراق آددان فعل تؤره‌دن بیر یاپیم اکی
(یاپیم اکلری، تک باشلارینا آنلاملاری اولمایان،  آنجاق بیر سؤزجویه قوشولونجا اونا اؤزل بیر قاورام یوکله‌یه‌رک یئپ یئنی، بام باشقا آنلاملی بیر کلمه تؤره‌دن اکلردیرلر.)
سس بیلگیسی باخیمیندان ایکی بیچیمده (سا/سه) اولان بو اک، بیر آد سویلو سؤزجویه قوشولاراق ائیلم(فعل) یارادان اک‌دیر.
سو : آد ؛ سوسا: فعل
بو اکین سؤزجویه یوکله‌دییی قاوراما گلینجه، «سوساماق» کلمه‌سینده گؤردیوموز کیمی، «جانین، قوشولدوغو او آدین بیلدیردیی وارلیغی( بوردا سو) چکمه‌سی، گؤیولون او وارلیغی ایسته‌مه‌سی، او آدین بیلدیردیی وارلیغا یئتیشمک گرکلیمینی دویماق» کیمی بیر قاورامدیر.

سوساماق، بو یاپییلا قورولموش، دیلیمیزده یاشایان تکجه کلمه‌ کیمی گؤرونسه ده دیوان لغات الترک‌ده بو یاپیدا قورولموش باشقا اؤرنکلر ده گؤروروک:
 - ار اتسه‌دی. (کیشی ات یئمک ایسته‌دی.)
 - ار اوسه‌دی. (کیشی ائوینی ایسته‌دی.)
 - ار قوغونسادی.( کیشی‌نین جانی قووون ایسته‌دی.)
 - اول آشسادی.( او آش یئمک ایسته‌دی.)
 - ار تاتلیغسادی.(کیشینین گؤیلو تاتلی ایسته‌دی.)

داها دا ایلگینج قونو، بو اکین فعل کؤکونه ده قوشولاراق عینی قاورامی فعله یوکله‌یه‌رک یئنی فعل تؤرتمه‌سی‌دیر.
دیوان لغات الترک‌دن اؤرنکلر:
 - ار قیزین اؤپسه‌دی.( کیشی قیزینی اؤپمک ایسته‌دی. )
  اؤپمک > اؤپسه‌مک
  - اول یا آتسادی.(او یای آتماق ایسته‌دی.)
  آتماق > آتساماق
  - اول قوش اوچورسادی. ( او قوش اوچورتماق ایسته‌دی.)
  - اول سو ایچسه‌دی. ( او سو ایچمک ایسته‌دی.)
  - من بوتاق اکسه‌دیم.( من بوداغی ایمک ایسته‌دیم.)
  - اول اوق آتسادی. ( اونون گؤیولو اوخ آتماق ایسته‌دی.)
  -  اول آنی اورسادی. ( او، اونو وورماق ایسته‌دی.)
  - اول منی اؤگسه‌دی. ( اونون جانی منی اؤیمک ایسته‌دی.)
  - اول ار اؤلسه‌دی.( او گیشی‌نین گؤیلو اؤلمک ایسته‌دی.)

اولو تورکولوق محمود کاشغری‌یه گؤره سونو «ر» و «ل» حرفلری ایله بیتن سؤزجویه «سا/سه» قوشولونجا «غ/ک» سسی ده آرایا گیریر. ( اینجه‌ اونلو سؤزجوکلرده «ک/گ» ، قالین اونلو سؤزجوکلرده «غ/ق»):
 - من سنی گؤروکسه‌دیم. ( منیم اوره‌ییم سنی گؤرمک ایسته‌دی.)
  - اول آندان یارماق آلیقسادی.( او اؤز ایچینده اوندان پول آلماق ایسته‌دی.)

وورغو:
۱- بو یاپیدا قورولموش سؤزجوکلرین آنلامینی وئررکن «ایسته‌مک ، گؤیول ایسته‌مک، جان چکمک ، گرکلیمینی دویماق» کیمی قاوراملاردان یارارلاندیق. آنجاق بو اک‌له قورولموش سؤزجویون آنلامیندا بوتون بو قاوراملارین توپلوسو، (ایچده‌کی بیر دویغو ایله ایلگیلی اولاراق) واردیر.

۲ - دیلک - شرط کیپینده کی چکیم اکی اولان «سا/سه» اکی فرقلی قونودور.

۳- دیلیمیزین بو محتشم اولاناغیندان یارارلانماماغا و بو اینانیلماز گوجونو قوللانماماغا هئچ بیر ندن گؤرونمور.


 t.me/a_z_soz

میلاد فطین (Dalğın )حور, [14.01.20 01:13]
✅اسامی فامیل های نزدیک و دور به تورکی :
مادر = آنا ana
مادر زن، مادر شوهر = قایین آنا qayın ana
نا مادری = آنالیق analıq
پدر = آتا ata
پدر زن، پدر شوهر= قایین آتا qayın ata
نا پدری = آتالیق atalıq
پدربزرگ = بابا baba
مادربزرگ = ننه nənə
برادر = قارداش qardaş
برادر زن، برادر شوهر = قایین qayın
برادر ناتنی = اؤیگه قارداش öygə qardaş
پسر برادر = قارداش اوغلو qardaş oğlu
دختر برادر = قارداش قیزی qardaş qızı
خواهر = باجی bacı
خواهر زن، خواهر شوهر = بالدیز baldız
خواهر ناتنی = اؤیگه باجی öygə bacı
پسر خواهر = باجی اوغلو bacı oğlu
دختر خواهر = باجی قیزی bacı qızı
داماد = کوره کن kürəkən
داماد بزرگتر = یئزنه yeznə
عروس = گلین gəlin
عمو = əmi
زن عمو = عمی آروادی əmi arvadı
پسر عمو = عمی اوغلو əmi oğlu
دختر عمو = عمی قیزی əmi qızı
عمه = بی بی bibi
شوهر عمه = بی بی اری bibi əri
پسر عمه = بی بی اوغلو bibi oğlu
دختر عمه = بی بی قیزی bibi qızı
دایی = dayı
زن دایی = دایی آروادی dayı arvadı
پسر دایی = dayı oğlu
دختر دایی = dayı qızı
خاله = دایزا dayza
شوهر خاله = دایزا اری dayza əri
پسر خاله = دایزا اوغلو dayza oğlu
دختر خاله = دایزا قیزی dayza qızı
مرد = کیشی kişi
پیر مرد = قوجا کیشی qoca kişi
زن = آروات arvat
پیر زن = قوجا آروات qoca arvat
شوهر = ار ər
شوهر خواهر زن = باجاناق bacanaq
پسر = اوغلان oğlan
دختر = قیز qız
بچه = اوشاق uşaq
نوزاد = ببه bəbə
دوقلو = ائکیز ekiz
ریش سفید = آغ سققل ağ səqqəl
گیسو سفید = آغ بیرچک ağ birçək
همسایه = قونشو qonşu

Deleted Account, [14.01.20 01:26]
[Forwarded from ❤️اورگ سوزلری (دلگویه ها)❤️]
✅اسامی فامیل های نزدیک و دور به تورکی :
مادر = آنا ana
مادر زن، مادر شوهر = قایین آنا qayın ana
نا مادری = آنالیق analıq
پدر = آتا ata
پدر زن، پدر شوهر= قایین آتا qayın ata
نا پدری = آتالیق atalıq
پدربزرگ = بابا baba
مادربزرگ = ننه nənə
برادر = قارداش qardaş
برادر زن، برادر شوهر = قایین qayın
برادر ناتنی = اؤیگه قارداش öygə qardaş
پسر برادر = قارداش اوغلو qardaş oğlu
دختر برادر = قارداش قیزی qardaş qızı
خواهر = باجی bacı
خواهر زن، خواهر شوهر = بالدیز baldız
خواهر ناتنی = اؤیگه باجی öygə bacı
پسر خواهر = باجی اوغلو bacı oğlu
دختر خواهر = باجی قیزی bacı qızı
داماد = کوره کن kürəkən
داماد بزرگتر = یئزنه yeznə
عروس = گلین gəlin
عمو = əmi
زن عمو = عمی آروادی əmi arvadı
پسر عمو = عمی اوغلو əmi oğlu
دختر عمو = عمی قیزی əmi qızı
عمه = بی بی bibi
شوهر عمه = بی بی اری bibi əri
پسر عمه = بی بی اوغلو bibi oğlu
دختر عمه = بی بی قیزی bibi qızı
دایی = dayı
زن دایی = دایی آروادی dayı arvadı
پسر دایی = dayı oğlu
دختر دایی = dayı qızı
خاله = دایزا dayza
شوهر خاله = دایزا اری dayza əri
پسر خاله = دایزا اوغلو dayza oğlu
دختر خاله = دایزا قیزی dayza qızı
مرد = کیشی kişi
پیر مرد = قوجا کیشی qoca kişi
زن = آروات arvat
پیر زن = قوجا آروات qoca arvat
شوهر = ار ər
شوهر خواهر زن = باجاناق bacanaq
پسر = اوغلان oğlan
دختر = قیز qız
بچه = اوشاق uşaq
نوزاد = ببه bəbə
دوقلو = ائکیز ekiz
ریش سفید = آغ سققل ağ səqqəl
گیسو سفید = آغ بیرچک ağ birçək
همسایه = قونشو qonşu


@delllgouye_ha

A. Dehgani, [15.01.20 13:56]
[Forwarded from پرویز شاهمرسی]
#قیز_آدلاری
اینجه ناز:(Incə naz) ظریف و نازنین.
اینجی بیبی:(Incibibi) خانم ظریف.
اینجی سرپن: (Inci sərpən) دُرافشان.
اینجیک: (Incik) آزرده خاطر. رنجیده. دلخور.
اینجیکه: (Incikə) ظریف.
اینچال: (Inçal) مربای توت.
اینگیلی: (Ingili) آراسته.
باتماز آی: (Batmaz ay) ماه بی غروب.
باجی قیز: (Bacı qız) دختر دلبند.
باخانای: (Baxanay)ماه کامل. مهوش.
باخچا گول: (Baça gül) گل باغچه.
بادامچا: (Badamça) بادامک.
بادام قیز: (Badam qız) دختر ریز نقش و ظریف اندام.
بادام گول: (Badam gül) گل بادام.
بارچین: (Barçın) پارچة ابریشمی.
بارخانیم: (Barxanım) خانم مفید.
بارسانا: (Barsana) مادر ببرآسا.
بارسو: (Barsu) آب حیات.
باریندیق: (Barındıq) سیر شدیم. دختربس.
بارینقی: (Barınqı) ابدی.
باسدی اورک: (Basdı ürək) دلارام.
باسماق آی: (Basmaq ay) ماه غالب.
@parvizshahmarasi

A. Dehgani, [15.01.20 14:30]
[In reply to A. Dehgani]
سلام
بیز اوشاق اولان چاغلار بیزیم بؤلگه ده «باریندیق» آدلی یاشلی بیر قادین وار ایدی.
و بونا تای چوخ اصیل تورکجه آدلار اولاردی. بوجور آنلاملی آدلار بیزدن اؤنجه یاشایان آذربایجان و ایران تورکلری نین توپلوموندا تورکجه نین نئجه بیر دنیز دیل اولدوغونو گؤسته ریر. آنجاق ایندی ایران تورک توپلومو بیر گونه قالیب کی گؤرورسن اوستون درجه ده تحصیلاتی اولان آداملار دا آنلامسیز و یاد آدلار اوشاقلاری اوچون سئچیرلر و او آدی کیلاسلی بیر آد بیلیرلر. حال بو کی چوخ واقت او آد باشقا بیر دیلده یاخشی آنلامی دا یوخدو.
بیز اؤنجه لره باخدیقجا تورکجه دیلینی بو اؤلکه نین تورک خالقینین دیلینده بیر دنیز دیل گؤروروک.
یاشاسین ائلیمیز و دیلیمیز.

Deleted Account, [15.01.20 16:16]
700 ایل اؤنجه دیلیمیزده وار اولان سؤزجوکلر (صحاح العجم کیتابیندان آلینتیدیر)
گیبی: سایاغی
مانتار: گؤبه‌لک
آلتون: قیزیل
آیاق قابی: باشماق
ائرته: صبح تئزدن
ارکن: تئزدن
ائکشی: تورش
ائوئت: بلی
اسنله‌مک: ساغ اول دئمک
اریشمک: یئتیشمک
اکله‌مک: ضمیمه ائتمک
اکمک: چؤرک
اورمان: مئشه
گوز: پاییز
تاپینان: سیتایش ائدن
اؤرومجک: بؤجک ادی
اؤزنمک: حسرتینده اولماق
اؤکسورمک: سرفه کردن
اؤن
اؤیرنجی
اؤیله: ناهار
اوُس: هوش
اوُز: ایش بیلن
اوُفاق: بالاجا
اولاشماق: یئتیشمک
اوُلاق: خبرچی
اولوس: میللت
اویقو، اویخو: یاتماق
اوُیوز: خسته‌لیک آدی
اوفورمک: پوفله‌مک
اون: شؤهرت
ایسیرماق
ایلغیم: سراب
ایرماق
دوزه‌ن
ایلَتمک
اَیلنمک
ایومک: یئهینله‌مک
اییی: یاخشی
باشبوغ
بای: گوجلو
بکمز: دوشاب
بن: من
بونجوق
بولاشماق
بولماق
بولونماق
بوگو، بوگوجو
قاچ: نئچه
بیله‌زیک، بیلرزیک
پئچه: نقاب
پالی آغاجی: بلوط آغاجی
پورسوق: سگ آبی
تاریم: اکین
تامو
تپسی: سنک (سبو)
توسون: دیکباش
توغرا: مکتوب
توتقال: یاپیشقان
تیزه، تئیزه: خالا
تورلو، تورلوتورلو
چاتال: هاچا (دوشاخه)
چئری: قوشون
چئوره
چیپلاق
درنک
دوغماق: آنادان اولماق
دُوزاق: تله
دویماق
دوزَن: سیستم
دوگون، دویون: جشن عروسی
دولگر: نجار
دیشاری
دیله‌مک
دینله‌مک
دینلندیرمک: راحاتلاماق
سانیریم: گویا
ساقینماق: پرهیز ائتمک
سوقاق: کوچه
سورماق
کَموک: سوموک
سین: قبیر
سیوری سینک: میغماغا
شیمدی
فیسدیق: پسته
قاپلی باغا: توسباغا
قاسیرقا: طوفان
قانقی: هانسی
قاووشدورماق (قاووشماق): یئتیرمک، یئتیشدیرمک
قووان: پتک، کندو
قوتلو
قوشاق: کمر
قورولتای
قیرلاغیج: قیلانقوش (پرستو)
قییی
کراس: گیلاس
کرئج: اهک
کؤستک: زنجیر
کندی: اؤزو
کؤکس: سینه
کؤی: بالاجا کند، کؤیلو: کندلی
کوپه: سیرقا
کوچوجوک: بالاجا
گئری
گوزگو: آینا
گیجیک: قاشینما
گونده‌لیک
مارول: کاهی بیتگیسی
موشمولا: بیتگی آدی
هؤرره: سمنی
هؤرومجک: بؤجک آدی (عنکبوت)
هیبه: خورجون
یاخیجی: یاندیریجی
یارار: منفعت
یاراسا: خفاش
یاراق: سیلاح
یاراماز
یاغمور
یاورو: اوشاق
یانقی: یانسیما (پژواک)
یالینچیق (یالین): تمیز، ساده
یالیکلاندیرماق: یاندیرماق
یایان: پیادا
یئگ: یاخشی
یئگرگ: داها ایی
یئگلیک: ایی‌لیک
یئلکن
یئنگج: خرچنگ
یگن، یئیَین: اودوجو (پیروز)
یورماق: تفسیر ائتمک
یورویوش: گئدیش
یووارلانماق
یوُفقا: اینجه
یوُلار: آغزلیق (افسار)
یوُماق: توپ (کپه، گلوله)
یوزمک: اوزمک
یوزوک: اوزوک (بارماق حلقه‌سی)
یوزگج: اوزمه
ییلدیراماق: پارلاماق، یلدیریجی: پارلایان
ییتیک: ایتمیش

پرویز شاهمرسی, [17.01.20 09:32]
سلام.
«دولو» سؤزوندن دانیشیق گئتدی. تورکو دیلینده بو سؤزلر «دولو» اوچون واردی. هانسی بؤلگه ده باشقا سؤز اولسا بویورسونلار.
تگرگ: آغ یاغمور (Ağ yağmur). بولغورجوق (Bulğurcuq). تکه رک(Təkərək). تیخیلجیق (Tıxılcıq). چاغان بوروق (Çağan buruq). دانا بۆزن (Dana büzən). دوْلو (Dolu). دوْلوجاق (Dolucaq). دوْندول (Dondul). دیبنی (Dibni). دیویلجیق (Dıvılcıq). کوْر تاققالاق (Kor taqqalaq). مولدور (Muldur).
تگرگ آرام: قاغالا(Qağala).
تگرگ آمیخته با باران: بورشاق(Burşaq). قای (Qay).
تگرگ بهاری: چوْبان یارماسی (Çoban yarması).
تگرگ درشت: اوْت قاباردان (Ot qabardan). دوْن دوْن (Dondon). دوْلچالاما(Dolçalama).
تگرگ ریز: چوْبان داناسی (Çoban danası). چیتیرقی (Çıtırqı). چیوشیک (Çivşik). دورجالاما (Durcalama). دۆگۆجک (Düyücək). سیویلجیک (Sivilcik). سیییرجیک (Siyircik). سیییریک (Siyirik). قوزو دیشی (Quzu dişi). قیرچیل (Qırçıl). قیریمسا (Qırımsa). گۆگۆرجۆک (Güyürcük). یاز گتیرن (Yaz gətirən).
تگرگ فندقی: قیرقات(Qırqat).  
تگرگ گندمی: قیزلار یارماسی (Qızlar yarması).  کۆرد یارماسی(Kürd yarması).
تگرگ نخودی: بورچاق (Burçaq).

تورکجه سؤزجوک‌لر( سؤزلوک)=21 تا 18 ژانویه 2020

مرتضی (.Uğur), [18.01.20 08:30]
#تاریخ
معنای واژه «تَرکان»
واژه «ترکان» با فتحة اول به عنوان نام چند تن از بانوان خاندان سلطنتی ترک از جمله در زمان خوارزمشاهیان آمده است. این واژه در اصل «درگن» (برگزیده) از مصدر «درمک» (چیدن، برگزیدن) است. به مروز زمان بصورتهای «ترخان» به عنوان یک مقام ممتاز در حکومت ترکان و «ترکان» آمده است. در ترکیه آن را «تارکان» می گویند. «ترکان» دختر سلطان جلال الدین خوارزمشاه، «ترکان سلطان» از دختران سلطان محمدخوارزمشاه و «ترکان خاتون» همسر تکش و مادر سلطان محمدخوارزمشاه از معروفترین شخصیتهایی هستند که این نام را داشته اند. عنوان «ترخان» نیز به کسی داده می شد که به سبب خدماتش از مالیات معاف می گردید.
@mazun_qashqai

مرتضی (.Uğur), [18.01.20 10:10]
[Forwarded from قشقایی سسی]
واژگان ترکی که با پیشوند دلی آغاز می شوند

دلی - ا.ص .(Dəli) تپّه يا كوه طويلي كه روي آن كمي فرو رفته باشد. دیوانه. مجنون. بی‎پروا. بی‎کله. دلیر. جوانمرد. عیار. شیفته. شیدا. پیشوند اسامی‌ گیاهان به معنی بیابانی و وحشی. انبوه. خروشان. به صورت «دلی» وارد لهجة سوری زبان عربی شده است.

دلی آغاج - (گیا)(Dəli ağac) درخت زود رشد کننده.

دلی آوی- (Dəli avı) نخستین شکار سگ شکاری یکساله.

دلی اریک - ا.(گیا)(Dəli ərik) ← چاققال اریگی.

دلی اوت - ا.(گیا )(Dəli ot) نوعی گیاه از تیرة قرنفیلیان. نوعی علوفة دامی. (Spergula)

دلی اوْتو - ا.مر.(گیا)(Dəli otu) الوسن. الیسون زرد. انیسون. بادیان رومی. رازیانة رومی. زیرة رومی. در عربی مبری الکلب می‌گویند. (Pimpinella anisum)

دلی اوْرمان - ا.مر.(Dəli orman) جنگل انبوه.

دلی بئچه - ا.(Dəli beçə) سرمای آخر زمستان.

دلی باز - (Dəli baz) کسی که دیوانگان را دست اندازد.

دلی بازاری - ا.مر.(Dəli bazarı) کاری که شخص سر بهوا و بی توجه انجام دهد. چیزهایی که به عقل آدم نمی رسد.

دلی باش - ا.ص.(Dəli baş) نوعی بیماری خطرناک در گوسفندان و گوساله‎ها. خیره سر. دیوانه سر.

دلی باشی - ا.(Dəli başı) رئیس محافظان قصر.

دلی بال - ا.مر.(Dəli bal) نوعی عسل که زنبورها از گلهای زهردار درست کرده باشند.

دلی بالاق - ص.(Dəli balaq) جوان بی تجربه.

دلی بالتا - ص.(Dəli balta) ستمگر. دیکتاتور. ژاندارم. نوعی گلابی آبدار و شیرین.

دلی بایراغی چکمک - (Dəli bayrağı çəkmək) عاشق شدن.

دلی بایرام - اص.(Dəli bayram) خل و چل. دیوانه.

دلی بنگ - ا.مر.(گیا)(Dəli bəng) تاتوره. داتوره. (Datura stramonium)

دلی بولو - ا.(Dəli bulu) ظرف آب بزرگ با دو دسته.

دلی بوینوز- ا.مر.(گیا)(Dəli buynuz) درخت ارغوان. (Cercis siliquastrum).

دلی پوْزوق - ص.(Dəli pozuq) پریشان حال.

دلی تپه - ا.(Dəli təpə) دیوانه سر. دیوانه. خل و چل.

دلی تره - ا.(گیا)(Dəli tərə) گیاه علفی از خانوادة خشخاش.

دلی توتون - ا.مر.(گیا)(Dəli tütün) نوعی توتون با گلهای زرد و برگهای بزرگ و بلندی تا 150 سانتیمتر. حسن کئف توتونو نیز می‌گویند. (Nicotiana rustica)

دلی توْی - ص.(Dəli toy) بی تجربه.

دلی توْیلوق - ا.(Dəli toyluq) رفتار نامناسب با سن و سال.

دلی ثعلب - ا.مر.(گیا)(Dəli sələb) ساریمساق ثعلبی نیز می‌گویند. (colchicum cilicium)

دلی چتنه - ا.مر.(گیا)(Dəli çətənə) از تیرة گیاهان دولپه، ساقة جوان آن قابل خوردن است. مصرف دارویی دارد. رنگ زرد از آن می‌گیرند. (Datiscaccae)

دلی خان - ا.(Dəlixan) چنگیز خان. خان جهانگیر. به همین صورت و معنا وارد زبان فارسی شده است.

دلیخانا - ا.(Dəlixana) تیمارستان.

دلیخانالیق - ا.(Dəlixanalıq) تیمارستانی. دیوانة زنجیری.

دلی دئدیرگن - ص.(Dəli dedirgən) پریشان احوال.

دلی دامی - ا.مر.(Dəli damı) میخانه.

دلی دپک - ص.(Dəli dəpək) بی عقل. ابله.

دلی دولو - اص.(Dəli dülü) آدم پر زور و تنومند که در گفتارش صادق و رک است. دیوانه. شرور. ستیزه جو.

دلی دؤنمز - (Dəli dönməz) دیوانة تمام عیار یا زنجیری.

دلی ساچماسی- (Dəli saçması) سخن دیوانه. سخن نامربوط.

دلی سارایلی - ا.(Dəli saraylı) زن بسیار بزک کرده.

دلي قارقا - ا.مر.(جان)(Dəli qarqa) کلاغ دو رنگ.

دلي قانلي - ص.(Dəli qanlı) شجاع. مجنون. نوجوان.

دلی قودورموش - ص.(Dəli qudurmuş) دیوانه.

دلی قول - ص.(Dəli qul) ← دلی باز.

دلي قیز - اص.(Dəli qız)(دختر دیوانه) قاشق چوبی بزرگ.

دلي قیزین دوْنو- ا.(Dəli qızın donu) لباس بسیار رنگارنگ.

دلی کئچی - ا.(Dəli keçi) دختر بدرد نخور و خشن.

دلی گؤزل - ا.مر.(Dəli gözəl) نوعی وسیله که لبو فروشان، لبو را با آن جابجا کنند.

دلی گوللو - ص.(Dəli güllü) بسیار آرایش کرده.

دلی مانتار - ا.مر.(گیا)(Dəli mantar) قارچی است مرگ آور ولی بسیار زیبا. گلین مانتار نیز ‌گویند. (Amanita muscaria)

دلی یئل - ا.(Dəli yel) باد جنوبی.

دلی یاتاغی - ا.(Dəli yatağı) بیماری تیفوس.

دلی یازمیش - ا.(جان)(Dəli yazmış) بز مادة دو ساله.
@mazun_qashqai

Saeed Ghojavand, [18.01.20 12:53]
[In reply to مرتضی (.Uğur)]
چوخ ماراقلی!👌👌
استفاده از کلمه "دَلی قیز" به معنی "دختر دیوانه" به جای "قاشق چوبی بزرگ" ، اشتباه است. کلمه تورکی مذکور  در اصل ، "دالقیز"(dalqız) است.

دالماق dalmaq = غرق شدن ، پشت چیزی مخفی شدن

دالقیز dalqız = قاشق بزرگی که با آن ، غذای داغِ قابلمه یا دیگ را به هم بزنند.

Deleted Account, [19.01.20 12:45]
آذربایجان موسیقی آلت لری عیبارت دیلر:

 بالابان Balaban

چه گه نه çəgənə

چوغور çoğur

دف dəf

کامانچا  çuğur

کوس ناغارا kos nağara

لوققوتو loqqutu

ناغارا nağara

قاوال qaval

قوشا ناقارا qoşa nağara

روت rut

ساز  saz

شیروان تمبورو şirvan təmburu

تار tar

توتک  tütək

زورنا zurna

@delllgouye_ha

Deleted Account, [19.01.20 12:48]
اسامی_تورکی_حیوانات:

🔻ییرتیجی حیوانلار(حیوانات وحشی)

1.شیر: آسلان،
2.پلنگ: بارئس
3.یوز پلنگ: قافلان
4.ببر: توغای
5.گرگ: قورد،جاناوار،بوری
6.کفتار: کافدار
7.شغال: چاققال

8.روباه: تولکی
9.سمور: پورسوق
10.راسو: سوسار، میشوول
11.سنجاب: دله، دگن
12.موش: سیچان
13.موش کور: آغچاسیچانی
14.گربه: پیشیک

15.گورکن: مزارچی
16.خرس: آیی
17.خوک وحشی: دونقوز، دووز
18.گراز: قابان
19.آهو: جئیران
20.بچه آهو: جویور
21.گوزن: مارال

22.خرگوش: دوشان
23.خرگوس صحرایی: عرب دوشانی
24.سوسمار: کرتن کله
25.مارمولک: قیزبوغان
26.جوجه تیغی: کیپری، کیرپی
27.بزکوهی: داغ گئچی سی
___________

🔻چول قوش لاری(پرندگان وحشی)

1.کلاغ: قارغا
2.انواع عقاب: چالاغان، قرقی، قزل قوش
3.شاهین: ترلان، سونقور
4.زاغ : قجله
5.خفاش: یاراسا، گئجه قوشو
6.کبک: ککلیک
7.کبک ماده: فره
8.اردک وحشی: چول اوردکی

9.حواصیل: آرسین بوغاز
10.جغد: بایقوش،یاپالاق
11.کرکس: قارتال
12.دارکوب: آغاج دئلن
13.بلبل: بولبول
14.گنجشک: سئرچه
15.کبوتر: گورچین
16.هدهد: بوببی،توراغای

17.بوتیمار: بالابان قوشو
18.شترمرغ: ده وه قوشو
19.پرستو: قارانقوش
20.طاووس: توووز
21.کبوترچاهی: آلا باختا
22.طوطی: توتو قوشو
23.فنچ: آلا جهره
24.چکاوک: تارلا قوشو
25.لک لک: حاجی لی لک
___________

🔻سو سئور حیوانلار(آبزیان)

1.لاک پشت: داش باغا، توسباغا
2.خرچنگ: یان قیلینج
3.غورباغه : قورباغا
4.ماهی: بالیق
5.نهنگ: ناققا
6.مار: ایلان
7.مارآبی: سوایلانی
8.بچه قورباغه: چومچه بالیغی
___________

🔻بوربوجوک( حشرات)

1.مگس: میلچک
2.مورچه: قاریشقا، قارینچا
3.مورچه بالدار: ماللاقاریشقا
4.سوسک : پیس پیسا
5.سوسک بالدار: سوسری
6.زنبورعسل: بال آررسی
7.زنبوربی عسل: اششگ آری سی، قیزیل آرری
8.عقرب: چایان، ایری قویروق

9.روتیل: بووه
10.پروانه: کپنگ
11.کرم: قورداق
12.کرم خاکی: یئرقورداقی
13.کرم ابریشم: ایپک قورداقی
14.ملخ: چکیرتگه
15.حلزون: ایل بیز
16.پشه : میغ میغا، هونو

17.کفش دوزک: باشماق تیکن، ننم اوغلو
18.کک: بیره
19.زالو: سولوک
20.شپش: بیت
21.موریانه: تاختا بیتی
22.گوش خیزک: قولاقا گیرن
23.هزارپا: قیرخ آیاق
24.عنکبوت : تور توخویان

اردبیل تورکلری 💪


@delllgouye_ha

𐱅𐰇𐰼𐰚 eren, [19.01.20 23:32]
[In reply to Aysu]
منجه بو
U  ve uma
توانستن و نتوانستن

گلوما   نیا  

 

ایچ_چی

آنت (آند)  ؛  بوگون  اینتی  پسوندی کی اسکی تورکجه ده چوخ گورونور  ، فاعل و فعل ساز دی

اوک (اوق) اکی

Lt  تامغاسی
Elt : iletmek

لت بیر ایشلکلی تامغا و اک  تورکجه‌ده


بونلار انجاق بیر پاراسی دی بو اکلرین هره سی منجه ددیگینیز کیمی انلاملی

𐱅𐰇𐰼𐰚 eren, [19.01.20 23:35]
اینچ  اکی : اینچ اطمینان  ، امین
سئو اینچ
قیل  اینچ
تاپ اینچ
و....
قیل اینچ : کننده کار ،(سلاح)ابزار

𐱅𐰇𐰼𐰚 eren, [19.01.20 23:38]
El : دست
Elt : götürmek iletmek

Tüz+el

Tüz+elt

Tüz+en

Kün+tüz

Yul+tuz

Aysu, [19.01.20 23:40]
[In reply to 𐱅𐰇𐰼𐰚 eren]
Uma
یاردیمجی فعلی
ایندی ده قشقایی آزربایجانلی و تورکیه تورکجه سینده ایشله نیر
فقط اولموسوزلوقلاریندا
Uma

گوک و گووده اینن قایناشمیش
قونادغو بیلگیه باخینگ

Kəl+ü +mə+dim
Kəlümədim
Gələmədim
تورکیه شیوه سینده
Gələmmədim
ایککیزلنمه
آزربایجان لهجه سینده

kələ+ümədim
قایناشما یاشانمیش
یعنی ایککی اونلو قایناشمیش

Uma
اقتدار یاردیمجی فعلی
فقط فعللرینگ منفی لرینده یایاتینا دوام ائدمیش

𐱅𐰇𐰼𐰚 eren, [19.01.20 23:44]
[In reply to Aysu]
چکیم  اکلر هم به همین صورتش زیاد هستن
سی  به معناهای شکستن و کاری خدمتی رو‌انجام دادنه
Ek(sı)
Sı: hizmet ve bir işi yapmak

Kelsimen

Kel +si +men

Yapsısan  yap+sı+san

امروز در ادبیات تورکی همه اوغوزها هم هست فقط استفادش کمرنگتر شده

Gələsiyəm
Gedəsiyəm
Yapasıyam

Sı معناداره

زهرا ع, [20.01.20 00:17]
[Forwarded from لاچچین]
وجه تسمیه ی خلج

در باره ی وجه تسمیه ی خلج ، روایتهای مختلفی است . خواجه رشیدالدین فضل الله مینویسد : « چون اوْغوز اصفهان را بستد در بازگشت ، یکی از همراهانش در راه ماند و چون دوباره خود را به لشکر رساند اوْغوز به اوگفت : قال آج . یعنی گرسنه بمان . » .

در روایتی دیگر  « اوْغوز خان در مسیر راه خانه ای مجلل دید که در آن بسته بود وکلیدی نداشت . اوْغوز خان به یکی از لشکریانش گفت : قال آچ . بمان و باز کن .

 کلمه ی « خلج » ، از بن قال با  « پسوند صفت مبالغه ی آج »  ، درست شده است که معنی ماندگار و ساکن را میرساند .
نظیر چنین ساختاری را در کلمات زیر میبینیم :
تیماج : توماج ، کاملا مرتب شده ، کامل ، پوست دباغی شده ، چرم

گاهی برای ساختن این نوع صفت مبالغه ، حرف آخر بن را تکرار میکنند و بعد پسوند  اج را می آورند :
دور : برخیز
دور + ر + اج : دورراج ، پرنده ای از خانواده ی قرقاول که میتواند سریعا از جایش به صورت عمودی برخیزد و پرواز کند
پس خلج را با این قاعده ، صفت مبالغه و ماندگار و ساکن میدانیم .

روایتی است در دیوان اللغات که هنگام لشکر کشی اسکندر ، « خاقان تورک ، شو ، برای درگیر نشدن با اسکندر به سمت شرق حرکت میکند . مردم هم به دنبال وی میروند . تنها بیست و دو نفر بر جای میمانند . دو نفر خسته و عرق ریزان به آنان میرسند . آن دو مرد میگویند ذوالقرنین مسافری است که سرانجام ازاینجا رد شده و میرود ولی ما بر جای خود میمانیم . بیست و دو نفر دیگر به آن دو نفر ، قال آج در معنی گرسنه بمانید میگویند . و این ریشه ی نام ترکان قالاج ( خلج ) است که دو تیره اند . »

از عمق این اسطوره میتوان چنین استنباط کرد که خلجها ، ساکن شهر بوده اند و ماندگار ، و دیگر قبایل تورک ، در آن زمان کوچرو بوده اند .

 خلجها را باید اولین ساکنان ایران دانست . خلجها بازماندگان توْرکان سومر و ایلام هستند که در کنار خلیج کنگر ( خلیج فارس ) سکونت داشته اند . بر خلاف آنچه جایگاه ایل خلج را استان مرکزی میدانند که از آنجا به دیگر نقاط مهاجرت کرده اند ، خلجها از نواحی کنار خلیج فارس به دیگر جاها کوچ کرده اند .
کلمه ی خلج هم نام قبیله ای از توْرکان است ، هم نام مکانی مرتبط با معنی لغوی آنان . اگر آب دریا در محدوده ای از خشکی پیشروی داشته باشد و بعد در جایی بماند ، به این پدیده خلج یا خلیج میگویند .


الیاس بهرامپور ( لاچچێن ) ، پژوهشگر و زبان شناس توْرک

منابع :
الواح سومری ، ساموئل کریمر ، ترجمه داوود رسائی
تاریخ دیرین توْرکان ، پروفسور زهتابی
تاریخ ترکان قبل از اسلام ، کامران گؤرن و فاروق سومر و قروسه
دیوان اللغات ا

زهرا ع, [20.01.20 00:17]
[Forwarded from Parvaz]
Parviz.gh.r:
Parviz.gh.r:
گزیده ای از حضور خلجها در فارس و پیوند آنان با ایل قشقایی...


در مورد وجود نام خلج در برخی منابع از جمله فرماندهان کرمان تالیف شیخ یحیی احمدی و تصحیح وتحشیه باستانی پاریزی ودر تاریخ 1247 هجری قمری در مورد مهاجرت قشقایی ها به کرمان در پاورقی ص 98 به نقل از روضه الصفا در معرفی محمدعلی خان قشقایی چنین می نویسد

محمدعلی خان ابن جانی خان خلج قشقایی....

ویا در منابع دیگری چون فارسنامه ناصری و مظنون بودن فرمانفرما به قشقایی ها در مورد حمایت از عباس میرزا (ولیعهد) که نتیجه آن کشته شدن مصطفی قلی خان ایل بیگی در قلعه پریان و دستگیری ایلخانی و قاسم خان خلج داماد ایلخانی که منجر به نابینا شدن قاسم خان خلج  گردید همواره متوجه پیوند قشقایی ها با خلج هستیم.


در عشایر جنوب میخائیل ایوانوف روسی و به نقل قول از گارود چنین می آورد.

طوایف بزرگ قشقایی،ششبلوکی و فارسیمدان و نیز ایل رحیملو خود را از تبار خلج می دانند و نام ششبلوکی از شش بلوک خلجستان گرفته شده است.


وجود ملکی بنام خلجی در قلب ییلاق رحیملوها و متعلق به تیره آهنگر ششبلوکی و ملکی به همین نام در حوزه فراشبند و قشلاق بنکوی جانی خانلوی علمدارلو از طایفه ششبلوکی و نیز وجود کَتِ خلجی پیرامون اقلید را می توان اشاره ای داشت.

حضور ترکان خلج در صفا شهر(دهبید و خرّمی) شهرستان آباده را می توان به عنوان شاهدی آورد که حضور ترکان خلج   در جنوب کشور نیز قدمت دیرینه ای دارد.

به نظرم تاریخ ترکان و تحقیق وبررسی پیرامون آن و تحولات اخیر مطالعاتی، مطالب بکری را به ارمغان خواهد آورد و سیر نوشتاری گذشته را به طور اساسی متحول خواهد نمود.

پرویز قشلاقی رحیمی
@Elchi97

Aysu, [20.01.20 01:18]
#آنا_دیلیم #تورکی_قشقایی

تصحیح و اضافات " شعر" آموزش کلمات ترکی به بچه های قشقایی

❤️❤️❤️❤️❤️❤️
عزیز بالام قولاق  آس
"سو"  یئرینه  آب  دئمه
تورکجه میزی  دوز دانیش
"اوخوموزا"  خواب دئمه
🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎
"چوره گه" سن  نان دئمه
"چؤله" بیابان   دئمه
اوز  دیلینگه  اؤنم  وئر
"بویروغا"  فرمان دئمه
🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎
"آرد"  دیلیمیزده   اون  دور
"روز" دیلیمیزده   گون  دور
او  داغلاردا    یاییلان
میش  سوروسو " قویون"دور
🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎
یکی  اولور  " بیر " قوزوم
قرری  اولور  " پیر" قوزوم
ساریمساغینگ  فارسجاسی
نه دیر؟  اولور  " سیر" قوزوم
🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎
"خون"  تورکجه سی قان اولور
شفق سؤکر    " دان " اولور
تاری یا  قوللوق  ائدن
اینانچلی  اینسان  اولور
🍎🍎🍎🍎🍎🍎
مدادینگی   اگیر  یاز
گاو  یئرینه  " سیغیر " یاز
کویر  بیلیرنگ    نه  دیر؟
کویر   یئرینه    " قیر" یاز
🍎🍎🍎🍎🍎🍎
چهار سایی سی  "دورد" اولور
وطن   بیزده  " یورد "   اولور
عزیز   بالام   بونو    بیل
قوردنان  گزن   قورد  اولور
🍎🍎🍎🍎🍎🍎
"تیر"  دیلیمیزده  اوخ  دور
مرغ  تورکجه سی " توووخ" دور
گوزل  آنا   دیلیمیز
دونیا دا    تایی  یوخدور
🍎🍎🍎🍎🍎
"تولوقا " مشگ  دئیرلر
"قورودا"  کشک دئیرلر
فارسلار  بیری  آغلاسا
"گوز یاشا " اشگ دئیرلر
🍎🍎🍎🍎🍎🍎
مار  دئمه  او   ایلان دیر
چولده قاچان  جیران دیر
او   چکدیگین  رسیم لر
"موش" دگیل کی  سیچان دیر
🍎🍎🍎🍎🍎🍎
چشمه   " بولاق دی  بیزده
پایه    " دایاق "  دی بیزده
یانیق لاردا   ساخلانان
خوب  " آرری یاغ" دی  بیزده
🍎🍎🍎🍎🍎
سفیده   "  آغ "  دئیرلر
روغنه  " یاغ"  دئیرلر
دیشی  آتا   تورکجه ده
یاخشی  " قیسراق" دئیرلر
🍎🍎🍎🍎🍎🍎
نمک   اولور  " دوز" اوغلوم
ستاره   "  اولدوز "  اوغلوم
حیوانلارینگ   باشیندا
وار  ایکی  " بوینوز" اوغلوم
🍎🍎🍎🍎🍎🍎
زنبورا   " آری "  دئیرگ
ارزنه   " داری"  دئیرگ
او  یارادان   الله  ها
میهربان   "  تاری" دئیرگ
🍎🍎🍎🍎🍎🍎
فضیلت  "  اردم "  اولور
آز  فارسجاسی  " کم "اولور
سورودان  آیری   دوشن
قوردا  قوشا   یم   اولور
🍎🍎🍎🍎🍎🍎
قورخاق دان  " ایگید" اولماز
قمیش دن   سئگید    اولماز
اوز  دیلینه    پُشت  ائدن
"توپلوما "  مفید   اولماز
🍎🍎🍎🍎🍎
📝آیسو  ایدر

🎪 #تنها_رسانه قـشـقـایی های شهرضا🎪
🆔 @QASHQAEI_SHAHREZA

مرتضی (.Uğur), [20.01.20 09:00]
[In reply to arshad nazari]
بوکو حَرام (به زبان هوسه به معنی تحصیل غربی حرام است)[۱] با نام رسمی (به عربی: جماعة اهل السنة للدعوة و الجهاد) یک گروه شورشی و جهادی اسلامی در شمال نیجریه است که خواستار تعطیلی تمامی مدارس نوین و تحمیل شریعت اسلامی بر تمامی ۳۶ ایالت نیجریه است. این گروه که در نیجر، چاد و شمال کامرون نیز فعال است در سال ۱۳۸۱ هجری شمسی تأسیس شده و پیشتر با شبکه القاعده ارتباط داشت اما در سال ۱۳۹۴ با ابوبکر بغدادی بیعت کرد و نام خود را به ولایت غرب آفریقای دولت اسلامی تغییر داد.

Ahmad 🍃, [20.01.20 11:06]
[Forwarded from SÖZ]
بیر سؤزجویون اؤیکوسو
            منصور مظلومی

«یوخ» نه دئمک؟

 ایللر اؤنجه، سوییئتلر حاکمیتی ییخیلدیقدان سونرا  اوتای آزربایجاندان گلن قوناقلارلا ایلگینج بیر آنلاشمازلیق یاشامیشدیم. اویله‌کی، من باشیمی قالدیراراق بدن دیلی ایله «یوخ» دئدییمده اونلار  بو حرکتی «آنلامادیم!» دئیه آلقیلاییب سورولارینی یئنه‌له‌ییردیلر. من ده اونلارین «آنلامادیم» دئیه باشلارین یوخاری آپارمالاریندان سورومون جاوابینی «یوخ» دئیه آلقیلاییردیم.‌ سونرا اونلارین روس کولتورو ائتگیسینده «یوخ» دئمک ایستدیکلرینده باشلارینی ساغا سولا ترپتدیکلرینی، «آنلامادیم، ائشیتمه‌دیم ، آوارمادیم ، نه دئدین؟» دئدیکلرینده‌سه باشلارینی یوخارییا ساری آپاردیقلارینی آنلادیم.  بلکه دونیادا بیر چوخ میللت یوخ دئیرکن باشلارانی ساغا سولا بوللاییرلار، بیلمیرم . آمما  بیز یوخ دئیرکن، ندن باشیمیزی، الیمیزی ، قاشیمیزی یوخارییا دوغرو دبردیریک؟!
بلکه بو حرکت، چوخ اسکی‌لرده یاشامیش اینسانلارین اینانج و دوشونجه‌لریندن قایناقلانمیش و خالقین سؤیلنجه‌لری ایله ایلگیلی‌ اولاراق سؤیلنجه بیلیمی آچیسیندان آراشدیریلمالی‌دیر. آنجاق حرکت‌له کلمه آراسینداکی باغی آختارارکن ایک باش وورمامیز گرکن شئ «یوخ» سؤزجویونون داشیدیغی آنلام دیر.

یوخ: اولمایان شئی، تاپیلمایان شئی، «وار» سؤزجویونون قارشیتی، و . . . ( آد و صیفت اولاراق)
یوخ: خئیر ( ادات اولاراق)
ائله‌جه‌ده باغلاج اولاراق دا قوللانیلیر.

کلمه‌ اسکی بیچیمی ایله (یوق) اورخون یازیتلاریندا دا بیتمک و یوخ اولماق آنلامیندا قوللانیلمیشدیر:
«اول سوق یوق قیلدیم.» (او اوردونو یوخ ائتدیم.)

آمما سوروموزا ایشیق سالاجاق  ایلگینج بیلگی، «یوخ/یوق» سؤزجویونون بیر باشقا آنلامی دا اولدوغودور!

اسکی تورکجه‌ده بو سؤزجویون داشیدیغی «دیک ، یوکسک، یوکسلن» آنلامی ایله ده قارشیلاشیریق.
 کاشغرلی محمود دیوان لغات الترک‌ده بو آنلامی یازاراق «یوق یئر»( دیک یئر) اؤرنیینی وئریر.
بو سؤزجوکدن تؤرنن، دیوان لغات الترک‌ده ده یازیلان یوقوش» سؤزجویونه توخونماق اولار.
 
    یوقوش[ یوققوش/یوخوش]:  دیک یئر؛ دیک یول

تورکجه کؤکن بیلیم اوزمانلارینا گؤره «یوخاری» سؤزجویو ده بو کؤکدن تؤرنمیش. اورخون یازیتلاریندا بو سؤزجوک، ائله بو گونکو آنلامیندا، «یوققارو(یوق+ قارو)» بیچیمینده  یازیلمیشدیر.

سونوج:
یوخ دئیرکن باشیمیزی اوسته دوغرو آپارماغین، «یوخ‌» سؤزجویونون «یوکسک» آنلامی ایله ایلگیلی اولدوغونو دوشونمک اولار.

 

t.me/a_z_soz

علی خمسه, [20.01.20 15:57]
بعضی کلمه های که در منطقه ما آوج در گذشته بیشتر استفاده می شد ولی الان کم
آینه چی،رمال
تاسا باخماق، طالع بینی کردن،رمالی
دولوخسوننولار،یعنی بغض کردن ،
ائورکلنمک،بغض کردن
جورماجوجوخ،یعنی بچه ها قد ونیم قد
پورتاماق،باز شدن ناخواسته بار
فیتا،لنگ
تورپو دولوب،یعنی توپش پره
اله گلن =به درد بخور
یول آیوروملو،جایی که راه ها از هم جدا می شود
گینه، آغرو =درد
ائووماق،آرام کردن
کسیک دانوشماق=با کنایه و زخم زبان حرف زدن،متلک بار کردن
منسیدمیر،به خودش نمیاره
النگیش،بلنگیشخ،اله طور بله طور
سیسقالو،لاغر مردنی
سووماق،خنک شدن،بستن جوی آب
لمتوو>شل ول
لم سالماق>نوعی تخم گذاشتن که پوسته نداشته باشد.
لم سو=نوعی آبی که طعم آهکی یا بی مزه باشد.
مناح=توجه
گیرلی،زیاد

Yaşar Sarıqamışlı, [20.01.20 18:51]
[Forwarded from Deleted Account]
Şirin dilim yüksəlir
Tanrı dayaqdı türkə
Ay-ulduzlu bayrağım
Şandı maraqdı türkə
#Türk_oğlu
🍃🍃🍃🍃🍃
Bax bu dilin gücünə
Keçib hər dildən önə
Kəsir biçir dön-dönə
Kəsgin oraqdı türkə
#Ayhan
🍃🍃🍃🍃🍃
Oyanış yollarında
Dilim ayaqdı türkə
Parlar çıraqlar sanı
Yoldu yolaqdı türkə
#Tural_rəsuli
🍃🍃🍃🍃🍃
Ana dilim candı- can
Damarımda qandı- qan
Turan elim xandı- xan
Dayaq sayaqdı türkə
#Yaşar_sari_qəmışlı
🍃🍃🍃🍃🍃                                    Bağlasalar dilmi  Sındırsalar belimi               Sevəcəyəm elimi          Bağrim badaqdı türkə     
#Bəktaş
🍃🍃🍃🍃🍃
Türkün var olsun eli
Gözəldi türkün dili
türk dilimin köksəli
Canlı budaqdı türkə
#hamid
🍃🍃🍃🍃🍃
Üç hilalın özüyəm
Ədalətin gözüyəm
Yaşayışın sözüyəm
Dünya qonaqdı türkə
#Hədis
🍃🍃🍃🍃🍃
Qısas ordusu türkəm
Polad iradə bərkəm
Görünməyibdir hürkəm
Daşda yaraqdı türkə
ı #تورک_اوغلو
🍃🍃🍃🍃🍃
Qara bağdır cənnətim
Cənnətə var minnətim
Turan elim -şöhrətim
Gözdü qulaqdı türkə
#Dəli_oğlan
🍃🍃🍃🍃🍃
Anasının əlləri
Yaşayışın gülləri
Vətəninin yelləri
Bil ki daraqdı türkə
#milad_dalğın
🍃🍃🍃🍃🍃
Qorxmur kimdən türk eli,
Savaşlarda biz dəli,
Ancaq oxulda dili,
Nədən yasaqdı türkə?
#Şəhram_rüstəmi_çilqin
🍃🍃🍃🍃🍃
Mənim ipim eşildi
Yenə dərdim deşildi
Bu faslar 1005 ildi
Qanlı pıçaqdı türkə
#arəş
🍃🍃🍃🍃🍃
Bu gün millətin səsi
Sındıracaq qəfəsi
Tutsaqda olan kəsi
Qanlı çanaqdı türkə
#əbülfəzl_kərimi_Atabəy
🍃🍃🍃🍃🍃
Satqın baxıb göynəsin
Dil dodağın çeynəsin
Vətən oğlu qoy desin
Türk dili haqdı türkə
#fərşid
🍃🍃🍃🍃🍃
Vətən mənim canımdı
Başçı səttarxanındı
Ana dili qanımdı
Canım yamaqdı türkə
#Nəccar
🍃🍃🍃🍃🍃
Yurdum azərbaycanı
Dərdə salanlar hanı?
Babəkin axar qanı
Şur salacaqdı türkə
#Abbas_qara_göz
🍃🍃🍃🍃🍃
ağrılar əlacıyam
ədalət aracıyam
tanrının qırbacıyam
ərlik qıyaqdı türkə
#morteza_aslani
🍃🍃🍃🍃🍃
Xoşdur birlik badəsi
İgidlər meyxanəsi
Ay-ulduz nişanəsi
Şanlı bayraqdı türkə
#Amansız
🍃🍃🍃🍃🍃
Türkəm türkün balası
Türkün mənə qadası
babəkimin  qalası
Işıq  çıraqdı türkə
#İsfəndiyari
🍃🍃🍃🍃🍃
Meyxananın gülləri
Çiçəkli sünbülləri
Əncümən bülbülləri
Şirin damaqdı türkə
#Əli_mə'əllim

https://t.me/joinchat/CkVEVEB3mKVIS1nuTdFx2w

Aysu, [20.01.20 19:47]
❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️

امورش الفبای ترکی به بچه های ترک ( قشقایی)

درس اول :

🏀🏀🏀🏀🏀🏀🏀🏀

گلینگ گوزه ل اوشاقلار
ایلک درسیمیز باشلادی
گوللو ، چیمنلی چؤلده
قوزولاریم  قاشلادی

🏀🏀🏀🏀🏀🏀🏀🏀🏀

دئدیم  کی  آبِجَمیز
او دوررو ، صاف تورکجه میز
اوتتوز ایککی حرفلی دیر
بونو بیله ر  نئچچه میز؟

🏀🏀🏀🏀🏀🏀🏀🏀

گلینگ بالیق هاشلایاگ
سسلی لردن باشلایاگ
بیلیم گوجو ایله  بوگون
جهالتی  داشلایاگ

🏀🏀🏀🏀🏀🏀🏀🏀🏀🏀

(آ)-حرفیمیز قالین دیر
سیزه یوز  آفرین دیر
اؤز دیلینی بیلمه یه ن
آیاغی قیچ یالین دیر

🏀🏀🏀🏀🏀🏀🏀🏀🏀

او چیمنلی باغا قوی
قوی بولوتلار یاغا قوی
( الف)-حرفی گورنده
اوستونه بیر شاپقا قوی

🏀🏀🏀🏀🏀🏀🏀🏀🏀

(آ)- آنایی خاطیرلار
او حوزونلو لایلا لار
گوزل آنا سسی ایله
یاتارلاردی اوشاقلار

🏀🏀🏀🏀🏀🏀🏀🏀🏀

(آیی)- آ  ایله باشلار
آیی آدامی داشلار
آخار سولار آخاندا
باشخاریدا یاواشلار

🏀🏀🏀🏀🏀🏀🏀🏀🏀

(آ) دئدیگیم  آی اولور
آی گونشه تای اولور
آتایا عزت  ائدن
چوخ حُرمتلی بای اولور

🏀🏀🏀🏀🏀🏀🏀🏀🏀🏀

چوخ داتلی دیر دیلیمیز
یازا دوندو  قیشیمیز
درسلریمی چالیشینگ
بیتدی بوگون درسیمیز

🏀🏀🏀🏀🏀🏀🏀🏀🏀🏀

@شعر از آیسو ایدر

معنی لغات:

قاش = جایی ک گوسفندان در ان میخوابند
قاش با آغول فرق دارد

آبجه = Abc= الفبا
شاپقا = کلاهک
باشخاری = سربالایی
باشی یوخاری
قیچ یالین = پابرهنه
@Dilkultur

🏀🏀🏀🏀🏀🏀🏀🏀🏀🏀

M. Sulduzlu, [20.01.20 20:27]
[Forwarded from * تاریخ تحلیلی ایران* (على مرادی مراغه ای)]
لغات نتراشیده و نخراشیده فرهنگستان ایران!
✍️علی مرادی مراغه ای
https://t.me/Ali_Moradi_maragheie
فرهنگستان ایران در ۲۹ اردیبهشت ۱۳۱۴،با فرمان رضاشاه تشکیل گردید و نخستین جلسهٔ آن روز دوشنبه ۱۲ خرداد ۱۳۱۴ به ریاست محمدعلی فروغی نخست‌وزیر وقت تشکیل شد بیشترین کوشش فرهنگستان صرف انتخاب معادل برای اصطلاح‌ها و واژگان خارجی بود البته لازم به ذکر است که  این معادل سازی تنها مختص کلمات فرنگی نبود بلکه اصطلاحات عربى و تركى نیز که در زبان فارسى رايج شده بودند، در بر میگرفت که کوشش می شد این کلمات را حذف و به جاى آنها واژه ‏هاى متروكه باستانى بکار رود. پر واضح است که همین کوششها، نقش مهمى در ناسيوناليزه كردن ايران ايفا كرد و ایجاد فرهنگستان و در کنار آن تغییر نام شهرها، تغيير تاريخ ايران از قمرى به شمسى و نامگذارى اسامى ماهها بگونه ايران باستان و اقدامهاى ديگر، از روحيه ناسيوناليستى رضاشاه سرچشمه میگرفت(بنگرید به:تاريخ ايران از زمان باستان تا امروز...ص473)
فرهگستان با تغییراتی در اساسنامه اش، امروزه نیز به فعالیت خود ادامه می دهد که کاری با بودجه آن ندارم همچنین اینکه،هر واژه چند ملیون تومان آب می خورد تا ساخته شود و اینکه آیا کلمه معادل فارسی، در بین مردم کاربرد پیدا میکند یا نه؟. گاهگاهی به سایت فرهنگستان می روم و جدیدترین کلمات را که معادل سازی شده نگاه می کنم اما باید اذعان کنم که کمتر کاربرد آن کلمات را در زندگی روزمره مردم می بینم. مثلا تابحال نشنیده ام که مردم به جای «ماساژ» بگویند ورزمان! یا بجای واژه «تاکتیک» بگویند «راهکنش»! یا همین دیروز، ماشین ام را برده بودم پنچرگیری بجای تیوبلس گفتم«تایر بی‌تویی»...طفلکی پنچرگیر،هاج و واج مانده بود انگار کلمه «تایر بی‌تویی»بیگانه و انگلیسی بود و تیوبلس واژه اصیل و فارسی بود!
متاسفانه چون بنای فرهنگستان از همان اول کج و بر اساس ناسیونالیزم و قلع و قمع فرهنگهای اقوام مختلف ایران گذاشته شده بود در نتیجه،با وجود بودجه زیادش، کمتر به نفع کشور و فرهنگ این مردم خورد و از همان زمان، نارضایتی وجود داشته. بعدها مرحوم عباس اقبال آشتيانى طى مقاله ‏اى در مجله يادگار از دوروئى، بى‏ صفتى و نامردمى اعضاى «فرهنگستان‏» شكايت مى‏كند و مى‏نويسد: «مكرر با اعضاى فرهنگستان‏ در خارج صحبت مى‏كرديم و خطا بودن راهى را كه ايشان در آنجا پيش گرفته ‏اند به ايشان مى ‏نموديم، غالبا تصديق مى‏كردند بلكه گاهى اوقات از ما هم در راه اين عيبجوئى پيشتر مى‏رفتند اما وقتى كه به ايشان مى‏گفتم پس چرا صبح از همه زودتر به جلسات آن حاضر مى‏شويد و اعانت باثم‏(گناه) مى‏كنيد، مى‏گفتند كه ممكن است كه اعليحضرت متغير شود و يا اينكه به خواهش وزير وقت در آنجا حاضر مى‏ شديم، «هرچه را حضرت اشرف بفرمايند»(يادگار سال سوم شماره 6 و 7 ص 6).
در آن زمان وقتی فرهنگستان این کلمات نخراشیده و نتراشیده را پشت سرهم بیرون می داد روزی تقی زاده که در آلمان می زیست جرات بخرج داده و مقاله پرمغزی در انتقاد از لغات فرهنگستان نوشت و از برلن به ایران فرستاد اتفاقا این مقاله به علت غفلت و عدم توجه اداره نگارش و وزارت فرهنگ در مجله «تعلیم و تربیت»که مجله رسمی و فرهنگی بود درج گردید و طوفانی برانگیخت! مفهوم جملات تقی زاده در مقاله اش این بود که چون رضاشاه احاطه بر کلمات و لغات فارسی ندارد و به سادگی چیزی را نمی فهمد و فقط از لحاظ تشریفات،اصول تغییر کلمات را به عرض ایشان می رسانند و او هم تصویب می کند بدین ترتیب آنهایی که این تغییرات را می دهند به ادبیات فارسی خیانت کرده مجرمند!این مقاله که اشتباها درج شده بوده چنان خشم رضاشاه را برانگیخت که شهربانی فورا تمام شماره مجله مزبور را جمع آوری کرد ولی بازهم خشم رضاشاه فرو ننشست اما از طرفی،تقی زاده هم زرنگ بود و در برلن ساکن بود و در نتیجه از خشم رضاشاه در امان بود ناچار حیله ایی اندیشیدند تا تقی زاده را به ایران بکشانند و حسابش را برسند در نتیجه از در مهربانی برآمده و تلگرافی به او ارسال کردند که تقی زاده باید به ایران بیاید چون برای او پست وزارت دارایی در نظر گرفته شده ...!
تقی زاده که زرنگ بود و حیله رضاشاه را فهمیده بود جواب تلگراف را بدین مضمون فرستاد:
«سلام بنده را به اعلی حضرت رضاشاه برسانید و عرض کنید که کمال اشتیاق را به زیارت وطن عزیز و خدمتگذاری اعلیحضرت دارم ولی افسوس که کسالتی پیدا کرده ام و اطبای اینجا می گویند هوای قصر قجر(منظور زندان قصر رضاشاه)به مزاج بنده نمی سازد! لذا هر وقت کسالتم بهتر شد و مزاجم به هوای قصر قجر سازگار شد فورا شرفیاب خدمت اعلیحضرت خواهم شد...!»

Duman, [20.01.20 21:43]
[Forwarded from Parvaz]
#زبان_تورکی_هنر_است / به اصطلاحات زیر دقت کنید و معادل فارسی آن را پیدا کنید.

یاتان یاتسین
قالان قالسین
گدن گتسین
قاچان قاچسین
اوچان اوچسین
دوران دورسین
بزن بزسین   
آزان آزسین
قازان قازسین
یازان یازسین
پوزان پوزسون
سیلن سیلسین
بیلن بیلسین
سویان سویسون
اووزن اووزسین
مینن مینسین
سورن سورسین
گولن گولسین
آلان آلسین
ساتان ساتسین
آتان آتسین
توتان توتسین
ایچن ایچسین
اوتان اوتسین
چکن چکسین
یاپان یاپاسین
وران ورسین
سالان سالسین
اکن اکسین
بیچن بیچسین
دوین دویسین
گیین گیسین
بیتن بیتسین
تاخان تاخسین
دونن دونسین
دوزن دوزسین
سالان سالسین
یانان یانسین
یومان یومسین
گورن گورسین
اولن اولسین
چالان چالسین
گیدن گدسین


✍️برای زبان مادریمان ارزش قائل باشیم.

Duman, [21.01.20 04:58]
[In reply to Yaşar Sarıqamışlı]
✳️✳️ دگیل/دییل یوخسا دئییل ؟ و یا دئییر، دییر ؟؟؟

 هانکیسی؟!

🔶 بو سؤز سون زامانلاردا سانال دونیاسیندا چوخلو دارتیشمالارین نه‌دنی اولوبدور،

ـچوخلاری‌نین ایدعاسینا گؤره هئچ بیر قایناق و سوزلوکده دگیل و دییل یازیلماییب و دئییل دۆزدور
بو یازی دا بو سؤزون هانسی کؤکدن یارانماسی و ان دۆزگون یازیلیشی آراشدیریلاجاقدیر؛

🔻دگیل/دییل

بیلدیییمیز کیمی « گ »و « ی » حرف‌لری چوخ راحاتجاسینا بیر-بیرلرینه چئوریله بیلیرلر
اونا گؤره ده دگیل و دییل بیر سؤزدورلر
أساس دارتیشمالار دئییل و دییل سؤزلری  اۆستونده اولور

دیلیمیزده دگیرمان/دییرمان سؤزو وار
مان ؛ نیماد/سیمگه/سمبول
دگ/دی dəg/dəy; تغییر/عوض
دییشمک ؛ عوض کردن
دئییشمک ؛ موشاجیره (یانلیش سالینماسین)

🔹 سایین ایسماعیل هادی جنابلاری دیل دنیز سؤزلویۆنده بئله یازیر:
دگیل، جومله‌لر ایچره نفی ایمی(علامتی)

- بو گون بایرام دگیل ؛ امروز عید نیست

کاشغارلی ماحمید لغات التورک دیوانیندا بئله یازیر
سؤزون اصلی (تاق+ اول) دور
آرقولار/آرغولار دئییشی‌دیر و اوغوزلار اونلاردان آلیبلار، تگول( təgül)  اولوب
تاق ؛ یوخ /نیست
اول ؛ او
تاق اول؛ او دییل (او نیست).
[دیل دنیز ـ ص؛ 442/443]
سؤزون آردیندا بئله گتیریر
◽️بوگون چئشیدلی آغیزلاردا (لهجه لرده) فرقلی اولاراق تحریف اولونموش دورومدا ایشله نمکده‌دیر

۱- دَییر ؛ تبریزده (یانلیش دیر)
۲- دَیی ؛ تبریز و باشقا شهرلر (یانلیش)
۳- دؤیۆر ؛ اردبیل، زنجان و... (یانلیش)
۴- دؤیول ؛ اورمودا (یانلیش)
۵- دئییل؛ قوشاچای (یانلیش)

یالنیز قاراداغ و بیر نئچه بؤلگه‌میزده سؤزۆن دوْغرو بیچیمی یعنی « دَییل » ایشله‌نیر
اسکی شئعرلرده و نوحه‌لرده  ایسه دَگول و دَیۆل کیمی ده یازیلماسینا شاهید اولا بیلریک.

✅ هر حالدا بو گتیردیکلریمیزین هامیسی یانلیش دیر و دییل/دگیل دۆز و دوغرو دور.

🔸نه‌دن دَییل سؤزونو دئییل کیمی دئینلر و یازانلار بو سؤزون اۆستۆنده بوقدر چوخ دایانیرلار؟
بونون یالنیز بیر نه‌دنی وار؛
ماهواره و آنادولو تورکجه‌سیندن ائتگی‌لنمک‌لریدیر.
آنادولو تۆرکجه سینده ə سسی،  یئرینی e سسینه وئردیگینه گؤره، دگیل و دییل سوزو دئییل اولاراق ایشله‌نیلیر و بو یانلیشی سایین شاهمرسی جنابلاری دا  اوز سؤزلوگونده گتیریب.
شاهمرسی جنابلاری‌نین سؤزلوگونده دئییل مصدر اولاراق : نه،
نه خیر،
نیست، آنلاملاریندا گلیبدیر
حالبوکی آلتیندا یازدیغی «دئییلمک» سؤزویله نفی اولور.
دئییلمک: گفته شدن - بیان شدن و...
 ـ دئییلمیش، دئییلن و... سؤزلری بو کؤکدن یازیلیر
[شاهمرسی سوزلوگو ص 536]
- ایندی بو شوبهه وار: سایین شاهمرسی دئین دوز اولسا
 دئییل ؛ دئ+ یل ؛ کؤکوندن یارانیر
دئ ؛ بگو
و بیزجه بو تام یانلیش دیر.

اونسوزدا اسکی سؤزلوکلریمیزدن اولان سنگلاخ(میرزا مهدی خان استرآبادی) دا
دکل (دگیل)/ dəgil; (نیست) اولاراق یازیلیر و دئگیل و دئییل دئیه بیر سوز یوخدور
[سنگلاخ ـ میرزامهدی‌خان استرآبادی،خلاصه‌عباسی:ص‌ ـ ‌‌213]

🔻سؤزون کؤکونه باخیلیرسا
دگیرمان سؤزونده، اولدوغو کیمی دگ و دی(dəg-dəy) کؤکلری دییشیمک و یوخ اولماق
(اؤز ایلکین وارلیغیندان دؤنمک) وار.
بوغدا دییشیلر(یوخ اولور) و اون un یارانیر.
هر حالدا سایین نوید موثمیر ده یازدیغی کیمی دییر سؤزو، بۆتونلوکجه یانلیشدیر و اونون آردینجا ایشله‌نیلن دئییل سؤزو،  کؤک باخیمیندان نیست آنلامیندا ایشلنمه‌یی یانلیش و آنلامی: (گفته شو) اولور.
اؤرنک اۆچون:
◽️سن دئین دئییلدی؛ حرفی که گفته بودی گفته شد
◽️سن دئین دییل دیر/دی؛ آنی نبود که میگفتی
بونلاردان قیراق
◽️دئییر: میگوید
◽️دییر: برخورد میکند (سؤزوم سنه دییر/دگیر)

❎ سؤزون سونو؛
دییل سؤزونو دئییل ایشله‌تمک سانکی دییش(عوض کن) سؤزونو دئییش(موشاجیره) سؤزویله فرقلرینی بیلمه‌دن یانلیش سالیب ایشلتمک دئمکدیر.
✍️:داود عبدی  
1396/11/4
@davud_ebdi
____________________________

Aysu, [21.01.20 09:14]
[In reply to Duman]
اسکی تورکجه دن بویانا
هم کتیبه لرده همده اویغورجادا
سورا اورتا تورکجه ده ( قاراخانلی تورکجه سی و خواررزم تورکجه سی)
سورا کلاسیک تورکجه ده
چغتایی_ اوغوز تورکجه سی_ قبچاغی
هئچ یئرده
گ و ک سسیزلری قالین حرفلیلر اینن ایشلنمه میش
ق و غ ده اینجه سسلی لرنن ایشلنمه میش

دگیرمان = بو دگیرمن اولمالی

کوکونو بولماق ایچین اول دوز یازمالییاگ کلمه یی
اسکی سی کیمی

Aysu, [21.01.20 09:54]
[In reply to Duman]
عرب الفباسیندا سسلی لری گورسه دن حرفلر آز اولدوغو ایچین
هانسی کلمه نینگ سسلی سی قالین هانسی کلمه اینجه ایمیش
قدیم یازیلاردا

بو مشخص ائدمگ ایچین باخیرلار ق و غ یا گ و ک حرفی کلمه ده وار یل یوخ
ق و غ وارسا سسلیلرینی قالین یازیرلار( لاتینجا البته)
کلمه ده گ و ک وارسا سسلیلرینی اینجه یازیرلار

مخصوصا قره خانلی آثرلرینده سورادا خوارزم تورکجه سی اثرلرینده

بیرپرا مصوتلر یازیلمیرمیش
مثلا
نهج الفرادیسدا
قپوق یازیلمیش
بورادا  الف ( قالین سسلی) یازیلمامیش
دراصل بو قاپوق دور = ایندیکی قاپو

یا اسکی اثرلری لاتینجه یه چئورمگ ایچین بیر متودلار بودور

قودوق = چاه

گلمه ق_لی اولدوغو ایچین مصوتلری قالین دیر

Quduq

Aysu, [21.01.20 11:07]
💟💟💟💟💟💟💟💟💟💟💟💟💟💟💟💟💟💟💟🍇

✅معماهای جالب ترکان Teleüt سیبری

⚫️تئلئوت ها ، ترکان شامان ساکن سیبری روسیه بوده که فرهنگشان رو به نابودی است طبق سرشماری انجام شده تعداد افرادی که زبان مادریشان تئلئتوتیست به ۳هزار نفر هم نمیرسد
زبانشان یکی از اصیلترین لهجه های زبان ترکیست و بسیاری از آداب و رسوم ترکان باستان دربینشان جاریست

⚫️معماها( بیلمجه : Bilməcə) ی زیر از بین ۴۰ معمای تئلئوتی( Teleüt) انتخاب شد

↩️اوتوز بوز آتین آراسیندا قیبراق آل آت دورور
Otuz Boz Atın Arasında Qıvraq Al At Durur

↪️در بین ۳۰ اسب سفید مایل  به خاکی ، یک اسب قرمز سرحال ایستاده
( جواب = زبان )

↪️دورد عسکر بیر قووایا ایششه ر
Dört Askər Bir Qovaya işer

↪️چهار سرباز داخل یک سطل جیش میکنند
جواب ( پستان گاو)

↪️داللی _ بوداغی آقاجا قار یاپیشماز
Dallı_budaqlı Ağaca Qar Yapışmaz

↪️به تنها درخت شاخه داری که برف نمی چسبد
جواب ( شاخ حیوانات )

↪️ایسیز یئرده قازان قاینار
Issız Yərdə Qazan Qaynar

↪️در جای بئکر و دست نخورده دیگی در حال جوشیدن است
جواب ( لانه ی مورچه)

↪️آغی قار کیمی، قاراسی کومور کیمی، بورنو بوز کیمی ، یئریشی قیز کیمی
Ağı Qar Kimi, qarası Kömür kimi, burnu Buz Kimi, yerişi Qız Kimi

↪️سفیدش مثل برف، سیاهش مثل زغال ، دماغش مثل یخ ، راه رفتنش مثل دختران
جواب ( Saksağan; نوعی کلاغ)

↪️بیرسی سولار، بیرسی ایچیر ، بیرسی بویور
Birisi Sular, birisi içer , Birisi büyür

↪️یکیش آبیاری میکنه ( باران)
یکیش مینوشه ( زمین )
یکیش بزرگ میشه ( آتش)

↪️سوگوت وار یاشینی کیمسه بیلمز
او سوگوتدا ۱۲ بوداق
هر بوداقدا دورد فیلیز
هر فیلیز ده ۷ یاپراق
↩️Söğüt Var Yaşını Kimsə Bilməz
O Söğütta 12 Budaq
Hər Budaqda 4 Filiz
Hər Filizde 7 Yapraq

↪️درخت بیدی هست که کسی سن اش را نمیداند
این درخت ۱۲ شاخه دارد ( ماههای سال)
هر شاخه ۴ غنجه دارد ( فصول سال)
هر غنچه ۷ برگ دارد ( هفته)

جواب( سال )

@Dilkultur

✅✅✅✅✅✅✅✅✅✅✅✅✅✅✅✅✅✅✅✅

Duman, [21.01.20 11:32]
.


چیلله گونو  ندن   شنلیک قورولور؟!!
آما ایلین ان اوزون گوندوزو شنلیک قورولمور؟!!

 


چیلله گونونه دک:
 قارانلیق اوزانیر، گوندوزلر قیسسالیر!

آما چیلله دن سونرا:
ایشیقلیق اوزانیر، قارانلیق قیسسالیر!

 

چیلله گونو،
 قارانلیقین، ایشیقلیغا، ظفر چالماغینین سون گونودور!

 

قارانلیق=  پیسلیک، چیرکینلیک، شر

ایشیقلیق=  یاخشیلیق، آیدینلیق، گوزللیک

 

چیلله گونو---->  گوزللیکلرین،  بوتون  پیسلیکلره  غلبه گونودور

و بونا  گوره  آتا بابالاریمیز  چیلله گونو شنلیک قوروب و چالیب اویناماقلا، دادلی یئمکلریله،  سئوینجلرینی بیربیرلریله پایلاشیبلار

تورکجه سؤزجوک‌لر( سؤزلوک)=30 تا 21 ژانویه 2020

Aysu, [21.01.20 20:22]
#چند_ضرب_المثل_قشقایی

اؤزؤنگه بیر اینگه وور، اؤزگه‌یه بیر جووالدوز.[1]

اه وینگی تمیس ساخلا قوناق گلر، اؤزؤنگی تمیس ساخلا اؤلوم گلر.[2]

ایت‌اینن یولداش اول؛ چوماغی الدن یئره قویما(3)

آلیش وختینده چولاغام؛ یئیَنده قولچوماق.[4]

بیچاق اؤز ساپونو کسمز.(5)

تات گئچیسینن قیرخیمچیلیگ اؤرگَنیر.(6)

تاری اوسته‌یه نی قورد یئمز.(7)

توتینگ شرفی؛ قیردی طَنَفی.(8)

خروسونگ قویروغینا اینانما، تیلکینینگ آندینا.[9]

خوش‌حساب آدام، قاضی قاپوسینا گئدمز.[10]

قلبیر قیلانا دئییرایککی دلیگ وارینگ دیر.[11]

گئری‌دن گلنینگ ایککی داش الینده.[12]

ویرراج کؤپک اه یه‌سینه قوناق بولار.[13]

هرکسینگ هی وایی.[14]

تارب بیلمیش اششگه شاخ وئرمه یه سی.
(15)

قیزم سنه دئییرم گلینیم سن ائشید
(16)

قیچینگ اوزاد یورغانینگ بابی.
(17)

ال نچین قیریله کی اه گیرری بیته.
(18)

آللاهام بیری؛ بیرم
(19)

قره خان گوءزی چپ دیر.
(20)

مالینگ گوءزله قونشینگی اوغرو ائدمه.
(21)

قونشو ایمیدینه قالان شام سیز قالار.
(22)

بیر آالانان ایککی اوءرگه نر.
(23)

A.M.y, [22.01.20 01:03]
[Forwarded from BURASIAZERBAYCANSESI]
✅ برچیده شدن کرسی‌های زبان فارسی در جهان/ زبان رسمی ایران فارسی نبود

  حمید سلیمانی؛ استاد و مدرس زبان فارسی؛ شنبه (29 اردیبهشت 1379) در گفتگو با نشریه «صبح قزوین» بیان داشت که زبان فارسی در خارج از ایران طرفداری ندارد.

  حمید سلیمانی با اشاره به غیرکاربردی بودن زبان فارسی تاکید دارد: «در همه جای دنیا کرسی‌های زبان فارسی در حال برچیده شدن است. حتی در افغانستان نیز زمزمه‌هایی برای جایگزینی زبان فارسی وجود دارد. دور از ذهن نیست که افغانستان و تاجیکستان به تدریج به جرگه‌ی غیرفارسی زبانان بپیوندند.»
 
  لازم به ذکر است؛ تُرکان افغانستان خواستار رسمی شدن زبان تُرکی در این کشور هستند. جمعیت تُرکان این کشور دست کم 6 میلیون تخمین زده می‌شود.
 
  سلیمانی همچنین اذعان دارد که «فارسی» تا صد سال پیش زبان رسمی ایران نبوده است. به گفته این استاد زبان فارسی؛ در ادوار مختلف زبان رسمی رایج در جغرافیای ایران «تُرکی» و «عربی» بوده است.
 
  وی در این خصوص می‌گوید: «در طول 1400 سال گذشته (ما فارس‌ها) یک حکومت مرکزی قوی و مستقل نداشتیم و اقوام ترک و عرب حکومت‌های کوچک و بزرگی در گوشه و کنار این سرزمین ایجاد کرده بودند.»
 
  وی همچنین درباره قدمت زبان فارسی اضافه می‌کند: «زبان فارسی در سده‌های سوم و چهارم هجری، از زبان دَری به عنوان یک زبان ادبی از خراسان و سیستان کهن سر بلند می‌کند.»
 
  دولت ایران در حال حاضر در 62 کشور، 340 کرسی رایگان زبان فارسی ایجاد کرده است. در این کرسی‌ها با صرف میلیاردها تومان، ترویج زبان فارسی انجام و از ایران به عنوان کشوری فارس زبان نام برده می‌شود.
 
  🔹 فارسی ﯾﮏ ﺯﺑﺎﻥ ﻋﻘﯿﻢ ﺍﺳﺖ که هیچ واژهﺍی از خود نداشته و علمی نیست.
 
  در سال 1394 نیز یونسکو پیشنهاد دولت ایران مبنی بر "ثبت زبان ﻓﺎﺭﺳﯽ به عنوان ﻫﺸﺘﻤﯿﻦ ﺯﺑﺎﻥ ﺑﯿﻦﺍﻟﻤﻠﻠﯽ ﺩﺭ ﯾﻮﻧﺴﮑﻮ" را رد کرد. چرا که بین المللی شدن یک زبان شروطی از جمله «حداقل زبان رسمی هفت کشور باشد» و «حداقل پانصد میلیون نفر به آن زبان تکلم کنند»، است.
 
  با این حال، دولت ایران همچنین سالانه میلیاردها تومان صرف ساخت واژگان جدید فارسی می‌کند. تنها در بودجه سال 1397 حدود 40 میلیارد ریال برای ساخت 275 واژه جدید لحاظ شد.
 
  علاوه بر این؛ سالانه میلیاردها تومان بر بودجه فرهنگستان زبان فارسی و بنیاد سعدی برای یکسان سازی اتنیکی، فرهنگی و زبانی در ایران افزوده می‌شود.
 
  در مقابل، میلیون‌ها شهروند غیرفارس از ابتدایی‌ترین حقوق شهروندی خود یعنی حق تحصیل به زبان مادری محروم هستند. آنها مجبورند به زبان تحمیلی فارسی بخوانند و بنویسند.
@BurasiAzerbaycanSesi

Aysu, [22.01.20 10:16]
[In reply to 𐱅𐰇𐰼𐰚 eren]

چوخ کیمسه لره گوره چینجه دیر تورکجه دگیل

قشقاییدا Yel وار
مثلا بیری خسته اولاندا دئییرلر اونو یئل چارپدی
یا اونو Yel وورموش

یا بیری نینگ بیریانی آغیراندا دئییرلر
یئل اویناتمیش

دیوان لغات الترکه گوره Yel بیر چئشیت جن ایمیش که سایریلارا ، ایقلارا ، سوکللیکلره( Sükel) یول آچیرمیش

لولو یئرینه بیزار Alavarzəngi
ایشله دیرگ

مثلا اوشاق آغلایاندا دئییرلر سوس یوخسا اآلاوارزنگی گلیر سنی آپارار

𐱅𐰇𐰼𐰚 eren, [22.01.20 10:32]
[In reply to Aysu]
سلام یانیتلادیغینیزا گؤره تشکور ادیرم
🙏🌷

لؤ  سؤزؤ گوکتورکجه‌ایمیش  ، اونلار چاغی اژدرهایا دییلیرمیش   ، اویغورلار دا بئله

آنجاق داها اسکی قایناقلاردا آراشدیریلمیش بیر یازی و اتمولوژیجه آچیقلاما بو حاقدا یوخدور  ، چینلی‌لر  ایندی ده دییب ایشلدیرلر بو سؤزؤ؟!


دوغرودور یِئل سؤزؤ دیوان لغات تورک‌ده وار

Yel : Cin çarpması ، ضربه ی جن

Yelvi : büyü,  cadı,  sihir

Yelvici : cadügər,  sihirçi


بیز بو دییشینیزه  دییریک : آل ووروب ،
منجه ایکیسی دییش اولاراق بیر آنلامی آنلاتیر

Saeed Ghojavand, [22.01.20 10:33]
[In reply to مرتضی (.Uğur)]
‍ 🔴تندیس اژدهای پیدا شده از قبور حاکمیتی تورکان امپراتوری هون های آسیا(اژدها یکی از نمادهای حاکمیتی فرهنگی تورک میباشد که با توجه به مفهوم حفاظتی در حاکمیت تورک مفهوم حفاظت از حاکمیت و خاقان را می دهد).

🔴اما برای  دوستانی که با شنیدن کلمه ی اژدها زود یاد چین می افتند.... ما یک تندیس پیدا شده ی اژدهای 2000 ساله در خاکاسیای سیبری از یک کورگان تورکی داریم در صورتی که در آن زمان که در چین خاندان هان حکومت میکردند هنوز از اژدها در اساطیر چین خبر نبود و این مسئله رو یکی از اعضای آکادمی علوم روسیه بیان میکند :                                                                     'In China of that time, which was Han era, a set image of a dragon, later one the main symbols of the national identity, did not yet exist. Yet the same period in Siberia we have a formed composition of dragon images in a typical serpentine pose,' said Andrei Borodovsky, a researcher from the Institute of Archaeology and Ethnography, part of the Siberian branch of Russian Academy of Sciences.

Aysu, [22.01.20 13:06]
[In reply to 𐱅𐰇𐰼𐰚 eren]
افرین ائله او دور

قشقاییدا بیر شاشیرما و تعجب دئییمی وار
بیری بیر سوزدن شاشیراندا
دئییر
قچ قره قچ
یا
قچ قره

قچ قره قچ بو سوز نه ایدی دئدینگ

بو قره ائله او قاراباسما دیر

بیر قادین چتین دوغومو سیراسینجا بیر اودوملو کیشی یی ( نفسی خیر اولان ، جین گورموش بیری _ شاید اسکی لرده قام اولان کیشی و شامان)
باشی اوجونا گتیریرلرمیش

بو اودوملو کیشی آقاج-نان نئچچه دفعه چتین دوغان قادینی نینگ دوشگی قیراقینا یئره ووروپ
دئیییرمیش
قج قره قچ = جن قره دورشو

بو روشی من دیواندا دا گوردوم
البته قره یئرینه باشقا سوزجوگ کوللانمیش محمود کاشغری

ایندی قشقاییدا بو شاشیرما دئییمینی ایشله دیپ انگلامینی بیلمیرلر چوخو

𐱅𐰇𐰼𐰚 eren, [22.01.20 14:00]
[In reply to Aysu]
قاتیلیرام اویغون آچیقلامادیر

بئله گؤرؤنؤر  : yelvici  بیر ضربه ووران و توخونان جیندیر  ، yel وورور اینسانا ،،،

  و al (alarvarı,  alavarzəngi,  alanası)  بیر نوع جینه دییلیر کی ؛ اینسانین جییرینی چیخاردیب  یئییر  

  قارا qara بیر نوع جین‌ه دییلیر کی :  ییخیلیب یاتیر  ادامین اوستونه باسقی التیندا بوغور اینسانی
 (فارسلار  قارایا بختک دییرلر)

Deleted Account, [22.01.20 14:36]
اشعار توهین آمیز و نژادپرستانه فردوسى درشاهنامه

 بر علیه تــُرکـها :

یكى تركزاده چو زاغ سیاه
 بر این كوه بگرفت راه سپاه
كه تركان به دیدن پریچهره اند
 به جنگ اندرون پاك بى بهره اند
از آن پس بپرسید از آن ترك زشت
 كه اى دوزخى روى دور از بهشت
از آن پس كه جنگ پَشَن دیده اى
سر از جنگ تركان بپیچیده اى
دو صد ترك بدچهرۀ بدنژاد
 كه نام پدر را ندارد به یاد
سخن بس كن از هرمز تــُرک زاد
 كه اندر زمانه مباد آن نژاد
سپاهى ز تركان چو كوه گران
ببستند خون ریختن را میان
همه پهن رویان كوتاه قد
 همه رویشان بُود بى‌خط و خد
همه تنگ چشمان بینى دراز
 همه بدنمایان دندان گراز
همه بى نمك مردم بدنهاد
 همه معدن ظلم و جور و فساد
بدین گونه قوم جنگ و كین
 نشستند بر پشت زین

و عقاید فردوسى دربارۀ عربها:

از این مارخوار اهرمن چهرگان
 ز دانایى و شرم بى بهرگان
نه تخت و نه ناج و نه نام و نژاد
 همى داد خواهند گیتى به باد
به ایران چو گردد عرب چیره دست
 شود بى بها مرد یزدان پرست
بمیرد فروزنده این آذران
از این بى هنر خیره سر تازیان
گر از چهره شان برگشایند سخن
همانا كه هرگز نیاید به بُن
به دیده چو خون و به رخ همچو قار{سیاه}
 بجاى بره شان بپارساى
سمار
سر و پا تهى و شكم گرسنه
 ز جامه تن خوارشان برهنه
نه افسر نه طوق و نه زرّینه كفش
 ز هنگام پیكار كوس و درفش
نه تخت و نه دیهم ببینى نه شهر
 ز اختر همى تازیان راست بهر
ز شیر شتر خوردن و سوسمار
 عرب را بجایى رسیده ست كار
كه تاج كیانى كند آرزو
 تُفو بر تو اى چرخ گردون تُفو

عقاید فردوسى دربارۀ زنان: (با عذر خواهی از خانمهای بزرگوار حاضر در کانال 🙏🌹)

زن و اژدها هر دو در خاك نه
جهان پاك از این هر دو ناپاك به
زنان را ستایی سگان را ستای
 كه یك سگ به از صد زن پارساى

حالا میشه فهمید که پایه همه جوک های قومیتی رو انگلیس نذاشته خود فردوسی بناشو گذاشته !!

Deleted Account, [22.01.20 14:36]
برسی برخی ابیات ضد زن از فردوسی ...

بعضی ها برای دفاع از فردوسی میگویند فردوسی ابیات ضد زن خودرا نه از زبان خود بلکه از زبان دیگران در داستانهای شاهنامه گفته است . اصولا شعرا ، رومان نویسان و داستان پردازان بر اساس محتویات ذهنی خویش شعر می سرایند ، داستان پردازی می کنند  و رومان می نویسند و محتویات ذهنی خودرا از زبان قهرمانان مثبت و یا منفی داستان بر قلم جاری می کنند ؛ حتی بعضی از شعرا از زبان موجوداتی چون پرندگان و غیره و حتی مواد بی جانی  چون شن و ماسه درون ذهنی خودرا بر روی کاغذ می ریزند ، طبیعی است فردوسی هم محتویات ذهنی خودرا در مورد زنان ، در بعضی موارد از زبان اشخاص دیگر داستانها بیان کرده
 اما در بعضی از ابیات از جمله دربیت :

 زن و اژدها هر دو در خاک به ...

نظر مستقیم و طرز تفکر خودش نسبت به زنان را ارائه داده است . در این داستان که داستان خیانت سودابه نامادری سیاوش به اوست به پیشنهاد موبدان ، سیاوش برای اثبات بی گناهی خود باید از آتش بگذرد. هیزم انبوهی گرد می‌آید و همه منتظرند که سیاوش از کوه آتش بگذرد:

نهادند هیزم دو کوه بلند

شمارش گذر کرد بر چون و چند

ز دور از دو فرسنگ هرکس بدید

چنین جست باید بلا را کلید

همی‌خواست دیدن درِ راستی

ز کار زن آید همه کاستی

چُن این داستان سر بسر بشنوی

به آید ترا گر به زن نگروی

(چ، خالقی، ج2، ص 234، ب 476-472)

 اما وقتی نقل داستان را فردوسی به پایان می برد ابیات زیر را می سراید که در "اصل نظر و طرز تفکر خود فردوسی است " . حتی اگر فردوسی این بیت را نقل قول از زبان فرد دیگری در باره زنان با این محتویات میکرد باز چیزی از طرز تفکر وی نسبت به زنان کم نمی شد :

به گیتی بجز پارسا زن مجوی

زن بدکنش خواری آرد به روی

زن و اژدها هر دو را خاک به

جهان پاک از این هر دو ناپاک به

یعنی فردوسی بعد از اتفاق افتادن این داستان نظر خودرا در باره زنان این چنین بیان می کند :

" در جهان اگر دنبال پارسایی هستی آنرا در وجود زن جستجو نکن ، زن خواری و ذلیلی برای آدم می آورد ، زن و اژدها هر دو مثل هم  هستند و بهتر است وجودشان از روی زمین پاک شود ! " .

این دیگر حتی نقل قول از زبان دیگری هم نیست ! یعنی فردوسی همه زنان را به یک چشم می بیند و آنهم شبیه اژدها ، زیرا اژدها دیگر خوب و بد ندارد و همه‌شان بدند و بهتر است نسلشان از روی زمین برداشته شود!

ز مهر زنان دل بباید برید ( شاهنامه فردوسی ، طبع کلکته ، سال 1829 میلادی ، ص946 سطر 3)
کسی کو بود مهتر انجمن کفن بهتر اورا ز فرمان زن
( شاهنامه طبع  کلکته ، ص489 سطر 6)

که را از پس پرده دختر بود اگر تاج دارد بد اختر بود ( شاهنامه چاپ  کلکته ، ص282 سطر 2)

زنان را نباشد به جز یک هنر نشینند و زایند شیران نر به اختر کسی دان که دخترش نیست چو دختر بود روشن اخترش نیست ( شاهنامه مسکو ، جلد 1، ص 89 و 170)
زن و اژدها هر دو در خاک به جهان پاک از این هر دو ناپاک به ( شاهنامه چاپ کلکته ، ر ک . چ ولرس ، جلد 2 ، ص 552)
زن و اژدها هر دو در خاک به  جهان پاک از این هر دو ناپاک به  زنان را ستایی سگان راستای  که یک سگ به از صد زن پارسای
( امثال و حکم دهخدا ، تهران ، سال 1310 هجری شمسی ، جلد 2،ص 919)

Aysu, [22.01.20 16:51]
❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️

🏀ملا نصرالدین حیکایه لری 🏀

بیر گون نصرالدین خوجا طویا دعوت اولموشدو.
طوی مجلسینه گیرنده، قارشیسیندا ایککی قاپی گوردو
بیرینده یازمیش فقط داماد و گلین گیرسین بیرینده ده "دعوتچیلر گیرسین" یازمیشدی

دوغال اولاراق " ملا" ایککینجی قاپیدان گیردی

بیر آز ایله رله ییپ گنه قارشیسیندا " ایککی " قاپی گوردو:
بیرینده یازمیشدی " هدیه گتیرن دعوتچیلر گیرسینلر"
ایککینجی قاپیدا ایسه " هدیه لری اولمایان دعوتچیلر گیرسین " یازمیشدی

طبعا " ملا" دا منیم تکین یوخسول و پولسوز اولدوغو ایچین ایککینجی قاپیدان گیری
و
و
و
و
اوزونو " کوچه ده " بولدو

کوچه نینگ باش کوشه سینه ده " هدیه گتیرمه ینلره طوی شامی یوخ"
👍😁

نتیجه :
بیزیم بوگونکو دوروموموز اولموش " ملا حیکایه سی" کیمی
بیرینه فایدامیز توخونمازسا نه " مجلسلرده " یئریمیز وار نه " توپلومدا " دگه ریمیز "
نه سوزوموز گئچرلی اولور، نه سایغیمیز قالارگی ( ماندگار)

@آیسو-ایدر

@Dilkultur


❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️

Saeed Ghojavand, [22.01.20 19:22]
[In reply to Ahmad Borjlu]
سلام. خَمیر کلمه سی اؤزو تورکجه دیر.

خَمیر xəmir(کانگیر kangır) = خمیر ، چیزی که به راحتی خمیده شود

یوغورماق yoğurmaq = تخمیر کردن

قاتتوق qattuq(قاتیق qatıq) = ماست بی چربی

چالماق = ضربه زدن ، نواختن

Aysu, [22.01.20 19:51]
👌شهرام:
👑🌸👑🌸👑🌸👑🌸👑🌸👑🌸
بنام خدا
✝️قره اینن گئی قالایدینگ ( اولایدینگ ) یعنی چه ؟ ✝️
بچه که بودیم و هنگام بازیگوشی این تعبیر را زیاد از خانواده میشنیدیم و هیچ کس معنی آنرا به درستی نمیدانست

✝️باید بگویم این قره نه آن قره بمعنی سیاه ، و این گئی نه آن گئی بعنی سبز یا آبیست

مفهوم قارا ( Kara ) در ترکی باستان :
ترکها کل زمین را به ۳ قسمت تقسیم میکردند
1= تنگیز ( دنگیز) : تمام آبهای دریاها و اقیانوس ها
۲= مورن ها ( Müren) = تمام رودها ، چشمه و بولاق ها
۳= قارا ( Kara) = تمام خوشگی ها
❤️به همین خاطر گوگ تورکها به تمام افراد عادی زیر دست خود قارا بودون (kara Bodun) میگفتند یا Kara Kamag Bodun) : یعنی افراد عادی که روزی خود را از زمین در می آورند ( صنف دامدار و کشاورز عادی )
همین کلمه بعدها وارد ادبیات عثمانی نیز شد
عثمانلینونگ قرا قووتلری ( کتاب شمس الدین سامی ، متن عثمانی صفحه ۳۰۱)
✝️خداوند ترکان ( گوگ تنگری) خدایی بود که در أسمان هفتم نشسته، و به تمام بندگانش قوت ( Kut) اعطا میکند
قوت= بتمام نعمت های زمینی و فرا زمینی گفته میشد که خداوند ترکان، براساس لیاقت موجودات به آنها میداد
کسی که قوت نداشت ، بدیمن شمرده میشد
محدوده ی قوت = از کتیبه ها اینطور میشود فهمید که نه آسمان و نه زمین بلکه بین قره ( زمین ) و گئی ( آسمان ) محدوده ای بود که خداوند به موجوداتش قوت بخشش میکرد
این قسمت کتیبه دلیل بر حرف ماست :
Üze Kök ( گئی) Asra Yagiz Yir( قارا) Kıkındukda Ikin Ara Kişi Oğlı Kılınmış
وقتی آسمان ( گوی ) و زمین ( قارا ) افریده شد بشر هم در میان این دو افریده شد

✝️نمیگوید انسان در زمین آفریده شد میگوید بین زمین و آسمان ، یعنی در محدوده ی مقدسی که قوت خداوند جاریست
همیشه تقابل بین قارا و گوی در کتیبه ها وجود دارد مثلا =
üze Tengri Basmasar , Asra Yir Delinmeser
اگر آسمان ( گوی ) فرونپاشد و زمین ( قارا) سوراخ نشود
یعنی اگر خداوند شما را از قوت خود محروم سازد این اتفاقات خواهد افتاد
✝️الان این مقدامات را چیدیم تا برسیم به تکه کلام باستانی که امروزه در بین قشقایی ها معمول است و فقط قسمت اول این جمله ی دعایی بدست ما رسیده=
طبق توضیحات بالا که داده شد
قره اینن گئی قالایدینگ ، یا طبق لهجه های دیگر قشقایی ، قاراینن گؤی قالایدینگ ، را اینطور میشود تکمیل کرد
قاراینن گوی ده موتسوز قالایدینگ
❤️ یعنی از تمام نعمت ها ( قوت خداوند) که در بین آسمان ( گوی) و زمین ( قارا)، خداوند جاری ساخته محروم شوی
و این سنگین ترین نفرینی بود که میشد در حق کسی کرد
عین عبارت قارا و گوی در داستان Anyıg Tiğin Edgü Tiğin هم وجود دارد
انجایی که شاهزاده ی خوب ، شاهزاده ی بد را خطاب قرار داده میگوید
اگر تو نفرات ، صلاح و پول داری ، منم گوگ تنکری یی ( خدا ) داریم که تورا از قوتی که بین قارا (kara) و گوی ( kök) جاریست محروم خواهد نمود
کتاب ، چاپ و توضیحات
Mehmet Ölmez
پیوست کتاب سککیز یوگمک
صفحه ۵۶۷

با این توضیحات شکی نمیماند که منظور از قره و گوی ، همان زمین و آسمان است  و تمام این جمله ی دعایی ( نفرین ) بدست ما نرسیده و قسمتهایی از آن به مرور حذف شده
قره اینن گوی آراسیندا موت سوز قالایدینگ
معنی کل این عبارتست
باتشکر


@Dilkultur

❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️

Aysu, [22.01.20 20:19]
[In reply to arkin]
بیلیرم
قارا ییلخی = داوار

ایندی ده
ازبگ لر داوارا
قارا دئییرلر

قارا= بویوک
لقب انسان

قارا = رنگ سیاه

قارا = مردم عادی
قارا بودون کیمی
قارا= سمت جغرافیایی

قارا دنیز کیمی

قارا = خشکی

Ahmad 🍃, [22.01.20 22:28]
[Forwarded from SÖZ]
بیر سؤزجویون اؤیکوسو
            منصور مظلومی

«وارسیل» نه دئمک؟
 
«مالی، پولو چوخ اولان، وارلی» آنلاملارینی قارشیلایاجاق، ۱۹۶۰لاردا تورکیه جمهوریتینده یارانمیش بیر سؤزجوکدور.
"سنین قیزین، ماشاللاه، داها اون‌ دؤردونه باسار باسماز بو گئده‌نین ان وارسیل آدامینین قاشیغینا چیخدی." ( فاکیر بایکورت ۱۹۷۰)
سؤزجویون یاپیسینا باخینجا « یوخسول» سؤزجویونون یاپیسی‌نی گؤز اؤنونه آلاراق،  آنلامجا بو سؤزجویون قارشیتی اولاراق تؤره‌دیلمیشدی:
یوخسول: یوخ + سول
وارسیل : وار + سیل

 دیلیمیزده بو قاورامی، بیراز داها گئنیش،  فارسجادان آلینمیش، «سنگین» سوزجویو قارشیلاییر!
«سنگین» سؤزجویو دیلمیزه کئچرکن «س> ز» سس دییشیمی اولایی یاشامیش، فارسجاداکی آنلامیندان(آغیر) داها فرقلی و داها اوزاق  آنلام قازانمیشدی.

   سنگین >  زنگین(پوللو ، ماللی، وارلیقلی، وئریملی ، یارارلی، ....)

سؤزجویو فارسجادا قیساجا  یاپیمسال و آنلامسال اینجه‌له‌یینجه بو سؤزجویون دیلیمزده قوندارما اولدوغونو و دیلیمیزه یاراشمایان بیر یاماق اولدوغونو گؤروروک:

سنگین: سنگ + ین
( داشدان یاپیلمیش، داشلی نسنه، داش کیمی و ....)
تورکجه‌ده‌کی آنلامینی دوشونرکن قیمتلی داشلارلا سوسلنمیش بیر گئییم یا باشقا بنزر بیر نسنه‌نی دوشونوب  و اوزرینده‌کی داشلاردان دولایی دیرلی اولماسینی( زرین سؤزجویو کیمی) اوردان دا، او نسنه‌نی ییییه‌له‌نه‌نین ماللی، وارلی اولماسی کیمی بیر منطق یاراتمالییق.

دوشونه‌لیم:
 «زنگین» می ؟  «وارسیل» می؟

 

 t.me/a_z_soz

arshad nazari, [22.01.20 23:03]
[In reply to Aysu]
چوووخ یاشایینگ . سونسوز سایغیلار یم
آمما ائتیمولوگییانین بیر علمی اوصوللاری وار . بو گون بیز کئچمیش سندلردن آرتیق علمی دلیللره اساسلانیریق .
اورنک ؛ عقاب
کئچمیش سندلرده چوووخ بیر یئرلرده بو سوزجویو او فورمادا یازیبلار آمما من اونو  ،  اوو + قاپ    فورمادا آچیقلامیشام .
اوو = شکار
قاپ = شیغیماق = شکار کردن .
اولور  ، اووقاپ = بیر شیغیجی قوش .
❤️❤️❤️🌺

Saeed Ghojavand, [23.01.20 00:08]
[In reply to علی خمسه]
دوی doy = کامل ، سیر

دویماق doymaq = سیر شدن ، کامل شدن

Duman, [23.01.20 00:09]
[In reply to Aysu]
تنگیز(دنگیز) : بیز  دنیز  ایشلدیریک👍

قارا(kara)= تمام خشکی ها

قورو= خشک  ---> قارا ایله  کوکو بیردیر؟

Saeed Ghojavand, [23.01.20 00:24]
[In reply to arshad nazari]
قانیرماق qanırmaq = خَم کردن

بگ بو سؤزجوکلَرین دؤنمه لَرینه ماخ وئرین.

"ق" 👈 "خ"

"ن" 👈 "م"

قانیر 👈 خامیر

قانیرماق ائتگیسی سؤزلوک ده وار.

Duman, [23.01.20 03:00]
[In reply to arshad nazari]
❤️❤️ یاشا اوستاد
من هئچ بیر واخت دییه بیلمرم حتما  بئله دیر!!!
هم اوخشارلیق و هم آنلاملاری خشکی اولدوغو اوچون منی شککه سالدی؟؟
بیرده کی، اوردان شککه دوشدوم کی:
(قارا=قره) اولورسا، نییه(قارا=قورو) اولماسین!!!
ائله بونا گوره سورغو وئردیم شککیم سیلینسین!!!
بیر سوزو  قانیتسیز(دلیلسیز) ادعا ائتمک یانلیش ایشدی!! دوغرودور
آما سورغو وئرمک چوخ گوزل بیر ایشدی!! و منظوروم دا ائله بودور کی  سیزین کیمی اوستادلار جوابلاندیرسین!!
اولابیلر بو سورغو بیر باشقا آدامین دا دوشونجه سینده یارانمیش اولسون!!

چوخ یاشایین کی جوابلادینیز سورغومو🙏🙏🙏

Aysu, [23.01.20 10:50]
💟💟💟💟💟💟💟💟💟💟💟💟💟💟☮️💟💟💟💟☮️

🕎"شاید" قیصصه سی ( قشقایی فولکورو)

☣️بیر قشقایی نینگ "آتی " قاچدی چؤلده لایلاندی ( ایتدی)

قونشولار ییغیلیپ دئدیلر:
واه قونشو بو آتینگ لایلاندیگی نه پئس اولدو ( چه بد شد گم شدن این اسب)
قشقایی کیشی سی دئدی

               ( شاید)

☣️صاباح_قولئی " آت " دونوپ اوزو-اینن اوچ آت گتیردی
قونشولار ییغیلیپ دئدیلر:

واه قونشو نه گوزل اولدو بو آتینگ ایتدیگی : ( واه چه خوب شد گم شدن این اسب چون با خودش ۳ اسب اورد)
قشقایی کیشی سی دئدی:


               ( شاید)

☣️صاباح-قولئی قشقایی کیشی سینیگ اوغلو او ایتمیش اولان آتا مینیپ دوشدو قیچی اوچ یئردن قیریلدی
قونشولار گنه ییغیلیپ دئدیلر

واه نه پئس اولدو بو ایتن آتینگ بولونماسی( واه چه بد شد پیدا شدن آن اسب گم شده ، کاش پیدا نمیشد)

   قشقایی کیشی سی دئدی

              ( شاید)

☣️صاباح_قولئی رضاخان آداملاری سرباز توتوردولار اوبایا گلدیلر
او اوغلانی سربازلیگا آپارالار
قیچی نینگ قیریلدیگی ایچین اونو معاف ایله دیلر

قونشولار توپلانیپ دئدیلر:
واه نه گوزل اولدو بو لایلانان آتینگ بولونماسی ( واه چه عالی شد پیدا شدن این اسب ، چون پسرت معاف شد)

قشقایی کیشی سی دئدی:


           ( شاید)

 

 

@Dilkultur


💟💟💟💟💟💟💟💟💟💟

Duman .., [23.01.20 12:20]
[Forwarded from واژگان شگفت انگیز تورکی]
اژدها به عنوان "خدای زمان" در اساطیر ترک  شناخته می شود. در اساطیر ملل گوناگون وقتی قهرمانی اژدهایی را می کشد به جاودانگی می رسد(نقش اول از شمشیر سلجوقی در پست بالا).
@vaje_torki
گره اژدها ، که قلب اژدها یا عقرب و بند عشق نام نمادی است  که به ستاره ی "قلب العقرب" از صورت فلکی اژدها داده شده است و یکی از شروط کشتن یا شکست اژدها در اساطیر در آوردن قلب وی است.
@vaje_torki
اگر سری به افسانه های ملل گوناگون از جمله ترک بزنیم شخص اژدها کش با شاهزاده ای ازدواج و بعد به مقام پادشاهی می رسد و شاید راز شمشیر سلجوقی پست بالا نیز همین باشد یعنی شخصی که با شاهزاده ای ازدواج و به مقام پادشاهی رسیده و در شمشیر وی نقش اژدها کش نقش بسته شده است ...
@vaje_torki
در اساطیر ترک ، "اژدها" بر خلاف اساطیر غربی به عنوان یک شیطان یا موجود شیطانی تصور نمی شود بلکه وقت به عنوان مانعی پیش روی قهرمان ترک معرفی می شود. اژدها در اساطیر ترک گاهی اوقات به عنوان یک مار بزرگ و یک هیولای وحشتناک که از دهان او آتش بیرون می زند نیز توصیف می شود.
@vaje_torki
با اینکه اژدها یک مانع دشوار برای رسیدن به هدف  قهرمان ترک است، قهرمان با قتل اژدها یک معامله بزرگ به دست می آورد. اژدها در اساطیر ترک همانند اساطیر دیگر ملل  گنجینه های زیادی را نگه می دارد. هر ساله یک دختر توسط اژدها دزدیده می شود که این دختر توسط قهرمان ترک بر می گردد.علاوه بر این، اعتقاد بر این است که اژدها محافظت درخت حیات است پس اژدهای محافظ درخت حیات با توجه به ابدی بودن درخت حیات یک موجود ابدی است و در نقوش فرش و قالی ترک برای دادن مفهوم ابدی به آن از طمغای درخت حیات بر روی بدن این موجود استفاده می شود. . در حماسه ی  "ار تشتوک(Er Töştük)" ما شاهد کشته شدن اژدها توسط  "ار تشتوک"  هستیم.   @vaje_torki

Ahmad Borjlu, [23.01.20 12:47]
[Forwarded from 🇮🇷کانال قوم خلج و خلج زبانان (ادغام بخش خلجستان اشتباه است)🇮🇷 (هادی گل)]
چند ضرب المثل خلجی از روستاي تلخاب
تاتالار سوزي(2)
1. بئري ده  قورق قولو، قوزو ساقلاماز/سالقاماز.
- béri de ķorķķulu, ķuzu saķlamaz
ķorķķulu = ķorķġılı , saķlamaz= salķamaz
كسي كه از گرگ مي ترسه،  بره  نگه نمي داره.  

2. بابو  بابينْ بولما غا،  وارور بازاردا ساتون آلير.
- babı babıή bulmaķa, varur bazarda satun alır.
 اگر كسی همنشين(هم كف) خود را پيدا نکند مي رود  از بازار مي خرد.
3. بالوغ هيشه گيلي، كؤتو سوچا اولور.
- balıġ hişegili kötü suvça olur.
hişegili =şeġili , kötü= kéti
 كسي كه ماهي مي خواهد بايد تو آب برود

4.هورگيلي  ايت توتماز.
- hürgili it tutmaz.
hürgili = hirġili
 سگي كه زياد پارس كند، کسي را نمي گيرد.

5. قيزيمه هايوم، كلينيم ائشيتي¬گه/غه
- ķîzime hayum kelinim éşitige.
éşitige= éşitiġe
به دخترم مي گم تا عروسم بشنوه : به در مي گم ديوار بشنوه

6. يتيم که قوللوق ائتيگه ينْ ،  وورور کؤتي يه .
- yétimke ķulluķ étigeή, vurur kötiye.
ķulluķ= kömek
به يتيم خدمت کني پرورو مي شود ،آنگاه تقاضاهاي فراتر از توان تو خواهد داشت.

7. كلين اوْينیئه  بيلمزارتي, هاييرارتي يئر ايري ري .
- kelin oynıyé bilmezerti, hayırartı yér eyriri.
عروس رقص بلد نبود مي گفت زمين كج است.
@halac_sesi
🍒🍒🍒🍒🍒🍒🍒🍒🍒🍒🍒

با تشکراز دوست عزیزم جناب آقای رزاقی از بویین زهرای قزوین که زحمت ارسال مطالب فوق را کشیده اند.

Yaşar Sarıqamışlı, [23.01.20 18:45]
[In reply to 𐱅𐰇𐰼𐰚 eren]
قارا  بؤیوک
قارا  شمال
قارا رنگ‌
بویالارین آدلاری دوغادان آلینیب  قارابویا‌دا بالاترازسیاهی‌رنگی نیست ‌بونا گؤره قاراآدی‌ویٛیریلیب

Yaşar Sarıqamışlı, [23.01.20 20:12]
[In reply to 𐱅𐰇𐰼𐰚 eren]
ائله قارا اؤنجه بویۆکلۆک آنلامی داشییب سونرا بوییا
قاراداغ
قاراباغ
قاراچیمن
قاراقوشون
ووو

Aysu, [23.01.20 21:30]
[In reply to 𐱅𐰇𐰼𐰚 eren]
بیزده بیر کلمه وار
خرره Xərrə
مثلا دئیرگ
سو خرره اولدو
اب گل آلود شد
خرره = ائله او قارا دیر

یعنی سو تورپاق نان قاریشدی
خرره= قرره = قره = قارا

عموما قشقایی شیوسینده
کلمه لرینگ سسلی لری اینجلمه یه تمایل دواری
یعنی مرورا قالین مصوتلر ، اینجلمیش
بو اینجلمه تمایلی( تبدیل مصوتهای ضخیم به نازک )
جوخ کلمه لرده گورونو
قره = قارا
قچ = قاچ

قری= قاری

یووارلاق سسلی لرده ده بیر دوزلوگ تمایلی دوار
گئر= گور
گئز = گوز

Yaşar Sarıqamışlı, [24.01.20 10:03]
[In reply to Bəktaş|بکتاش]
گۆن آیدین یورتداش گئجه مئیخانیا قوشولمادین؟
قارا فارسی‌دا‌اولان‌ خرسؤزۆنه اوخشاردی
خرزور
خرپول
خرمگس
خرتوخر
خروار
قارا بزرگ
قارا سیاه
قارا جهت شمال
قارا یۆکسک بویا
قاراخانلی ‌ بؤیۆک خانلیق
قاراقان یا قانی‌قارا
قاراقانچیر
قاراقان  بیرجۆرتیکان‌دی قزوینین اوْل بؤلگه سی اولابیلر‌قارغان چوخ اولسون

Deleted Account, [24.01.20 17:56]
تورکمنچه
آموزش زبان ترکمنی  IYI

من ؛ من
تو ؛ سن
شما ؛ سیز
ما ؛ بیز
آنها ؛ اولار
آنها ؛ شولار
اینها ؛ بولار
آن ؛ اول
این ؛ بو. شو
درکجا ؛ نیرده
چطور ؛ ناجیر
کدام ؛ هایسی
رفتن ؛ گدمک
آمدن ؛ گلمک
دیدن ؛ گورمک
کاشتن ؛ اکمک
نان ؛ چوره گ
دریا ؛ دنگیز
پنبه ؛ پاموق
ابریشم ؛ یوپک
جاده ابریشم ؛ یوپک یولی
پشم ؛ یونگ
پشم ریسیدن؛یونگ اگیرمک
گوسفند؛ غویون
دنبه گوسفند؛ غویونینگ بایلیغی
سگ ؛ ایت
گرگ ؛ غورت
سخن گفتن ؛ سوزله مک
حرف زدن ؛ گورله مک
انداختن ؛ آتماق
شمشیر ؛ غیلیچ
سپر ؛ غالقان
قلب ؛ یوره گ
خون ؛ قان
رگ ؛ دامار
دست ؛ ال
سر ؛ باش
دماغ ؛ بورون
چشم ؛ گؤز
ابرو ؛ قاش
زیربغل ؛ قولتوغ
صورت ؛ یوز
مو ؛ ساچ
زیاد ؛ کوپ
کم ؛ آز
قلب.دل ؛ گووین
آرزوی قلبی ؛ گووین دیله گی
زیگزاگ ؛ آرپیچاق
درغیر اینصورت؛ شیله بولمایاندا
کردن.انجام دادن؛ اتمک
روی دادن ؛ یوز برمک
نماز خواندن؛ نماز قیلماق
گذاشتن ؛ قویماق
برداشتن ؛ گوترمک
ازدواج کردن ؛ اویلانماق
نوشیدن ؛ ایچمک
خوردن ؛ ایمک
تیر ؛ غادولی. اوق
جنگجو ؛ سوواشجانگ
رزمنده ؛ گورشجنگ
جنگجو ؛ اوروشجانگ
زدن ؛ اورماق
خواستن ؛ ایسلمک
جوشاندن ؛ غایناتماق
جوشیدن ؛ غایناماق
منبع ؛ غایناق
ارباب ؛ آرچین
رعیت ؛ قول
هار ؛ غودیز
سگ هار ؛ غودیز کؤپک


@delllgouye_ha

Deleted Account, [25.01.20 21:56]
به هم، Ulaşmaq
اوْلاناق: امکان، Olanaq
اوْلای: اتفاق، خبر، حادثه، Olay
اولدوز: ستاره، Ulduz
اولغون: کامل، Ulğun
اولگو: الگو، Ülgü
اولو: بؤیوک، متعال، مقدس، Ulu
اوْلوس: مردم، ملت، خلق، Olus
اومماق: چشمداشت، توقع داشتن، منتظر بودن، Ummaq
اومو - کوسو: توقع و رنجش، قهر و ناز، Umu - Kusu
اومو: توقع، Umu
اوموز: کتف، Umuz
اومولماز: غیر قابل انتظار، Umulmaz
اوْنوتقان: فراموشکار، Onutqan
اوْنوتماق: از یاد بردن،فراموش کردن، Onutmaq
اوْنودولماز: فراموش نشدنی، Onudulmaz
اوْنورقا: ستون فقرات، Onurqa
اوْو: صید، Ov
اوْوا: جلگه، Ovaاوْولاق: شکارگاه، Ovlaq
اوْووتماق: دیله‌توتماق، ساکت ائتمک، ساکت کردن، راضی کردن، بازداشتن از گریه با حرف زدن و تسلی دادن، Ovutmaq
اوْوولماق: ساییده شدن، Ovulmaq
اویار: تناسب، Uyar
اوْیانیش: بیداری، Oyanış
اویغو: خواب، چرت؛ رویا، Uyğu
اویغون: مناسب، لایق، درخور، همخوان، هم آهنگ، Uyğun
اوْیماق: ائل – اوبا، Oymaq
اوْیناش: فاسق، رفیق غیر مشروع زن یا مرد، Oynaş
اوْیوق: حفره، Oyuq
اوْیون: بازی، Oyun
آیاز: هوای صاف و خیلی سرد، Ayazایاق: ساغر، Ayaq
آیاقچی: پادو، Ayaqçı
ایپک: ابریشم، İpək


🏔@qazvinturklari🏔

Saeed Ghojavand, [26.01.20 09:14]
[In reply to Deleted Account]
تشککور.👍

اولغون olğun = رسیده ، بالغ

دویغون doyğun = اشباع شده ، کامل

اومولماز umulmaz = آن که نتوان از او توقّع داشت

اونوتماق unutmaq = فراموش کردن(onutmaq دَگیل)

آیاز(ayaz)ین اؤزگون(اصلی)آنلامی بولودسوز آیی گؤرونَن گئجه دیر.

آیاز = شب مهتابی و بدون ابر

اویارماق uyarmaq = هُشدار دادن

اویغار uyğar = مؤدّب ، خوش رفتار

اویغو uyğu = تناسب

اورانتی orantı = (ریاضیات)تناسب

Ahmad 🍃, [27.01.20 16:26]
[Forwarded from SÖZ]
بیر سؤزجویون اؤیکوسو
            منصور مظلومی

«یاش» نه دئمک؟

اورخون یازیتلاریندا «گؤز یاشی« و «ایسلاقلیق»  آنلاملاریندا قوللانیلمیش.
دیوان لغات الترک‌ده سؤزجویون « گؤز یاشی» ، «گؤیرتی» و «یاشیلیق» آنلاملاری داشیدیغی آچیقلانمیش.
ائله‌جه‌ده اسکیدن «ایل بیریمی ایله اؤلچولن، دوغوشدان بو یانا کئچن زامان (سن)» آنلامی دا داشیماقدا‌دیر.
سؤزجویون آنلاملارینی سیرالایینجا:
 - یاش: ایسلاق، نملی، سولو
 - یاش: گؤیرتی
 - یاش: یاشیللیق
 - یاش: سن
 - یاش: گؤزدن آخان سو، گؤز یاشی
بو آنلاملار آراسیندا بیر باغ اولماسی گرک دوشونولورسه، «قورو» سؤزجویونون قارشیتی اولان «سولو ، ایسلاق» تمل آنلام اولاراق گؤرونور.
«گؤیرتی و یاشیللیق» آنلاملاری ایله تمل آنلام  آراسیندا ایلگی قورماق چوخ دا چتین اولماسا گرک. نئجه‌کی، گؤیرتی  و یاشیللیق وارلیغینی ایسلاقلیقدان قازانیر و سویونو چکینجه قورو ، قورولوق و یوخ اولور.
سؤز وارلیغیمیزین «یاشاماق» و «یاشام» کیمی سؤزجوکلری ده بو قاورام و بو باغ تملینده یاش کؤکوندن تؤرنمیش‌دیر. ائله‌جه‌ ده یاشام رنگی اولان «یاشیل» دا «گؤیرتی» آنلامینداکی «یاش» سؤزجویوندن تؤرنمیشدیر.

«وار اولوشدان بویانا کئچن سوره/سن» آنلامینا گلینجه تورک میتولوژیسینی و اسکی اینانج - دوشونجه‌سینی ده قونونون بیر بویوتو اولاراق گؤره بیلیریک.
«یاش»، دوغوشدان بویانا یاشانان بیر سوره اولاراق «ایل» بیریمی ایله ساییلیر:
بیر یاش: بیر ایل کئچن سوره
بئش یاش: بئش ایل کئچن سوره و ...
باشقا دئییشله:
بیر یاش: بیر یاشلیق دؤنمی یاشانمیش سوره
بئش یاش: بئش یاشلیق دؤنمی یاشانمیش سوره و ....
دئمک بیر یاش(= بیر ایل)، بو یاشدان بیر سونراکی یاشادک کئچن سوره‌دیر. بئله‌کی بیریسینه « نئچه یاشین وار؟» دئدییمیزده « نئچه یاش اولماق ، یاشلانماق دؤورو یاشادین؟ دئمیش اولوروق. «او، مندن اوچ یاش بؤیوکدور.»  دئدیییمیزده «او، مندن اوچ یاشلیق دؤنمی آرتیق گؤرموش.» دئمیش اولوروق.
سورکلی یئنه‌له‌نن بو یاش یاشاما، یاش گؤرمه دؤنملرینین توپلوسو یاشام قاورامینی اورتایا قویور.  

بشیر احمداوو «یاز = ایلک باهار» سؤزجویونون بیر اؤنجه‌کی بیچیمی «یاش» اولدوغونو سؤیله‌ییر. ( Bəşir Əhmədov. Etimologia Lüğəti)
یوخاریدا دئدیگیمیزه باخدیقدا بو ادعا سیمئنتیک باخیمدان اولدوقجا ساغلام منطقه دایانمیش کیمی گؤرونور. ( سس بیلگیسی باخیمیندان دا آراشدیرماسی دا گرکیر.)
بو اوزدن یاش سؤزجویونون آنلاملاری لیسته‌سینه بیر آنلام داها اکله‌مه‌میز یئرسیز اولماز:
یاش: ایلک باهار
یعنی تورک ایل فصیللری بؤیله سیرالانیرمیش:
 یاش، یای/یاز، گوز، قیش*

«گؤز یاشی» آنلامی ایسه، گئنیش بیر آنلامین دارالماسی سونوجو اورتایا چیخمیش!
یاش سؤزجویونون تمل آنلامی اولاراق یوخاریدا دئدیگیمیز « سولو، نملی، ایسلاق[نسنه]» آنلامینی دوشونه‌رک سودان باشقا داها بیر سوموت وارلیغین دا اورتادا اولماسی گرکیر؛
گؤیرتی سؤزجویونده اودوغو کیمی.
یاش: گؤیرتی( سولو اولان شئی، ایسلاق اولان نسنه)
بو نسنه «گؤز» اولمالی!
گؤز، ایسلاقدیر؛ سولودور؛ یاشدیر!
جهانگیر قیزیل اؤزن بو قونویا آیدینلیق گتیره‌رک تورکجه یاش سؤزجویونون ایلک باشدا «گؤز» و «گؤر» آنلامیندا قوللانیلدیغینی و داها سونرا آنلام دارالماسینا اوغرایاراق سادجه گؤز یاشی آنلامیندا قوللانیلدیغینی سؤیله‌ییر. ( C.Kızılözen. Farsçads Türkçenin en eski izleri. Ankara. Akçağ. 2019: s.88)
 یاش: گؤز
جهانگیر قیزیل اؤزنجه، تورکجه «یاش=گؤز» سؤزجویو «چئش/چئشم/ چشم» بیچیمینده اوستا دیلینه، اورادان دا فارسجایا کئچمیشدیر. (C. Kızılözen 2019: s.85-90)

*یای- یاز تورکجه آغیزلاریندا و چئشیدلی دؤنملرده ایکی فرقلی موسم آدی اولاراق قولانیلمیش. اؤرنه‌یین دیوان‌دا ایل «یای، یاز، گوز، قیش»بؤلوملری ایله سیرالانارکن آزربایجاندا «یاز، یای، گوز، قیش» کیمی سیرالانیر.‌و ....

 

 

 

 

t.me/a_z_soz

𐱅𐰇𐰼𐰚 eren, [28.01.20 09:14]
💎چکیم‌اکلری(پسوند تصریفی)_ فعل اکلری _ دیلَک اَکلَری _  :  
 
🔷دیلَک اَکلَری : این پسوندها به زمان خاصی مربوط و وابسته نیستند و انجام کار ، شرایط‌، حالت و حرکاته فعل را با توجه به نقش و مقصد فعل را بیان میکند  :

دیلَک اکلری =  پسوندهای مقصد :  در کل به چهار  دسته تقسیم میشوند :

۱_شرط اَکی
۲_ایستَک اَکی
۳_گَرَکلیک اَکی
۴_اَمر ائتمَک اَکی

🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶
🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷

در پست اول از پسوندهای مقصد به پسوند (شرط) میپردازیم

۱_(شرط)اَکی:پسونده شرط

(Sa_sə) 💎

این پسوند به واژه چسبیده و‌ بدنه  فعل قرار دارد ، و در رابطه با موضوعی که  استفاده میشود میشود  شرط را توصیف میکند :(sa _sə)

Sə _ برای افعال با صدای نازک(اینجه)
Sa_برای افعال با صدای ضخیم(قالین)


Alsa  : al+sa✅ اگر بگیرد

Getsə : get + sə✅اگر برود

Görsə : gör +sə✅ اگر ببیند

Vursa : vur + sa✅ اگر بزند

Gəlsə : gəl + sə ✅ اگر بیاید

Yıxsa  : yıx+ sa ✅ اگر بیفتد

Solsa :  sol +sa ✅اگر فرسوده شود

Ağlasa  : ağla + sa ✅ اگر گریه کند

İncisə : inci+ sə✅ اگر ناراحت شود

Çürüsə  : çürü + sə✅ اگر بپوسد

Qurusa :  quru + sa✅ اگر خشک شود

Saxlasa : saxla + sa ✅ اگر نگه دارد

Yerisə : yeri + sə ✅اگر راه برود

Yürüsə : yürü + sə ✅ اگر راه برود

Ağlatsa : ağlat+sa✅اگر بگریاند

Yazdırsa : yazdır +sa✅اگر باعث به نوشتن کند


Bizə qoşulun
👇👇👇👇👇
@anadili_qazvin

Ahmad 🍃, [28.01.20 09:44]
[Forwarded from SÖZ]
بیر سؤزجویون اؤیکوسو
            منصور مظلومی

«وارسیل» نه دئمک؟
 
«مالی، پولو چوخ اولان، وارلی» آنلاملارینی قارشیلایاجاق، ۱۹۶۰لاردا تورکیه جمهوریتینده یارانمیش بیر سؤزجوکدور.
"سنین قیزین، ماشاللاه، داها اون‌ دؤردونه باسار باسماز بو گئده‌نین ان وارسیل آدامینین قاشیغینا چیخدی." ( فاکیر بایکورت ۱۹۷۰)
سؤزجویون یاپیسینا باخینجا « یوخسول» سؤزجویونون یاپیسی‌نی گؤز اؤنونه آلاراق،  آنلامجا بو سؤزجویون قارشیتی اولاراق تؤره‌دیلمیشدی:
یوخسول: یوخ + سول
وارسیل : وار + سیل

 دیلیمیزده بو قاورامی، بیراز داها گئنیش،  فارسجادان آلینمیش، «سنگین» سوزجویو قارشیلاییر!
«سنگین» سؤزجویو دیلمیزه کئچرکن «س> ز» سس دییشیمی اولایی یاشامیش، فارسجاداکی آنلامیندان(آغیر) داها فرقلی و داها اوزاق  آنلام قازانمیشدی.

   سنگین >  زنگین(پوللو ، ماللی، وارلیقلی، وئریملی ، یارارلی، ....)

سؤزجویو فارسجادا قیساجا  یاپیمسال و آنلامسال اینجه‌له‌یینجه بو سؤزجویون دیلیمزده قوندارما اولدوغونو و دیلیمیزه یاراشمایان بیر یاماق اولدوغونو گؤروروک:

سنگین: سنگ + ین
( داشدان یاپیلمیش، داشلی نسنه، داش کیمی و ....)
تورکجه‌ده‌کی آنلامینی دوشونرکن قیمتلی داشلارلا سوسلنمیش بیر گئییم یا باشقا بنزر بیر نسنه‌نی دوشونوب  و اوزرینده‌کی داشلاردان دولایی دیرلی اولماسینی( زرین سؤزجویو کیمی) اوردان دا، او نسنه‌نی ییییه‌له‌نه‌نین ماللی، وارلی اولماسی کیمی بیر منطق یاراتمالییق.

دوشونه‌لیم: «زنگین» می ؟  «وارسیل» می؟
 یعنی تورکجه‌میزین گوجونو و باجاریغینی دوشونه‌لیم. آنجاق ائله بونو، تورکجه‌میزین اوستون اولاناغینی، دوشونونجه داها بؤیوک بیر سورو ایله قارشیلاشیریق:
- تورکجه‌میزده بونجا اؤنملی قاورامی قارشیلایان سؤزجویون اولماماسی دوشونذوروجو دئییل می؟!

بو سورونون آردینا دوشوب گئدینجه چوخ اوزاقلاردا،  اورخون یازیتلاری‌نین دؤشونده، پارلایان بیر سؤزجوک گؤرونور:
  «ییلسیق»
ییلسیق، گؤک تورک تورکجه‌سینده «زنگین، رفاه ایچینده اولان»،آنلامینی داشییان بیر سؤزجوکموش!  

 

 

 

 t.me/a_z_soz

Aysu, [28.01.20 12:07]
[In reply to 𐱅𐰇𐰼𐰚 eren]
شرط کیپی ده هر زامان شرطی ایفاده ائدمز
باشقا گؤرولری ده واردیر

اگر Sa Ve Sə شرط وظیفه سینده بولونسا یان جمله جیگلر قورار یعنی یارغی بیلدیرمز

کتیبه لرده بو شرط کیپی هنوز اولغونلاشمامیش بو بوتون صیغه لر ایچین یکسان ایشلنیرمیش

mən Kəlsər
Sən Kəlsər
Ol Kəlsər

سورا قاراخانلی دونمیده R حرفی دوشموش و اصلی ضمیرلرنن چکیمه گیرمیش
kəlsə Mən
Kəlsə Sən
Kəlsə
Kəlsə Miz( biz) .....

سورا خوارزم دیل حوزه سینده ایلک اولاراق
مِلکی کوکنلی ( ریشه لی) شناسه لرنن چکیمه گیرمیش

Kəlsəm
Kəlsəň
Kəlsə .....

یعنی بو دوره متونلرینده هم اصلی ضمایرنن چکیملی سی همده ملکی کوکنلی چیملیسی وار

سورا ضمیر چکیملی شکلی اونوتولموش

⚘🌾, [28.01.20 13:01]
[Forwarded from آزربایجان💔Azerbaycan]
🔴️ارزش بالای زن در ادبیات تورکان

💢 ادبیات و فولكلور آزربایجانی‌ پر است ازاشعار، امثال و بایاتی‌هایی كه همگی وصف شایستگی‌ها، برازندگی‌ها و قهرمانی‌های زنان و دختران این دیار را بیان می‌كنند.

💢#فولكلور_تۆرک، گاه دختر را به سیب سرخ تشبیه می‌كند (قێز قێزێل آلما) و گاه او را تكه طلایی درخشان برمی‌شمارد (قێزدێ قێزێل پارچاسێ / پالچێغا دۆشر پارێلدار).

💢هرچند موقعیت خاص اجتماعی در گذشته داشتن فرزند پسر را برای خانواده‌های متكی به اقتصاد كشاورزی و دامداری طلب می‌كرد و پدر و مادر فرزند پسر را برای تامین مالی و حمایت‌های دوران سالمندی خود بیشتر می‌طلبیدند، اما دختر نیز نمك زندگی تلقی می‌شد و زنان بدون دختر را زنانی بی‌نمك برمی‌شمردند: (قێز سێز آرواد / دوز سوز آرواد)

💢#هجر_خانێم یار جانی قوچاق نبی، دوشادوش همسر مبارزش بر علیه استبداد تزار در حق روستاییان فقیر آزربایجان میجنگیده و  هنگامی که شیرمردش با خیانت خان محل به دام می افتد، با رشادت بی مثال به قلعه ای که نبی و همرزمانش محبوس بوده اند شبیخون زده و آزادشان میکند.

💢#سارای كه قهرمان بانوی یكی ازمعروفترین شعرهای تۆركی حكیم ابوالقاسم نباتی است، در راه عشق و عفت و پیمانش خود را به آرپاچایی می‌اندازد تا برای همیشه نوعروس خان چوپان خودش باقی بماند و در سوز سازهای عاشیقی غم‌افزاترین ترانه تورکی باشد: (آپاردێ سئل‌لر سارانێ).

💢#تاریخ_معاصر این خطه نیز مبهوت بزرگی صدها زن بزرگ در حوادث دوران قاجاریه، انقلاب مشروطه، استبداد رضاخانی و دوره پهلوی دوم می‌باشد.

💢خانه مشروطه تبریز در كنار تمامی بزرگ مردان آزادیخواه، از بانوی مبارز دوره قاجار یعنی  #زینب_پاشا نیز سخن‌ها دارد. قهرمان دخت آزربایجانی كه چماق در دست به ظلم و جور می‌تازد و ترانه ی
«زینب پاشا اَلده زوپا
اۆز قویدی بازار اۆستۆنه»
 را ورد زبان‌ها می‌كند.

💢 #تئللی زری هم قهرمان دیگری است كه در روزهای خون و آتش انقلاب مشروطه در كنار دیگر بزرگمردان آزادیخواه، به‌عنوان سربازی مبارز درسپاه ستارخان می‌جنگد و سرانجام به شهادت می‌رسد.

💢 #بالا_زر_خانیم درآخرین روزنبردحماسی مردم خوی باقشون ارمنی به فرماندهی آندرانیک ، درحالی که تپانچه ای دردست داشت وبه سوی دشمن شلیک میکرد وارد معرکه شد و برای جلوگیری ازعقب نشینی مدافعین شهر روسری ازسربرگرفت وفریاد‌ زد من به جای شما می جنگم واین سخن مدافعین درحال عقب نشینی رابازگرداندوموجب پیروزی بر ارمنی ها شد.

الده تاپانچا بالا زرخانیم
گله رم دالینجا بالا زرخانیم

💢 #شهریار در منظومه‌ی حیدربابایه سلام خود از زنان ودخترانی چون عمه جان، خانم ننه، ستاره عمه، فاطمه خالا، رخشنده، خجه‌ سلطان عمه، رخساره، فضه خانم، ننه قێز، خانێم عمه و … یاد می‌كند و در قسمت‌هایی از این اثر به شرح آیین‌ها و رسم‌های زنان در ایام مختلف سال می‌پردازد.

✅ بله، زمانی که در بسیاری از کشور ها دخترها را زنده به گور میکردند ،تورکان به زن ،لقب خانێم یا همان خانم  دادند که در زبان تورکی به معنای (خانِ من) است.

❤️ یاشاسین اؤز ائلین آتمایان و اؤز دیلین ساتمایان تۆرک قێزلارێ و قادینلاری ❤️

 

@qazvinturklari
@bizimdil
⚘⚘⚘⚘

𐱅𐰇𐰼𐰚 eren, [28.01.20 13:13]
[In reply to Aysu]
دوغرودور  منده اویغونلاشدیغینین سببینی دئدیم🙏
 یولسیگ کؤک انلامی زرین ، درخشان دی ،  گئنیش انلاملی اولاراق وارلی و ثروتلی انلاملارا  اؤزؤنؤ اویغونلاشدیرمیشدیر

Yol_Yıl _yul  سرچشمه _منبع
 
Yulı _   باریدن _انتشاردادن

همین yulsıg :yul+sıg  درخشان ، دیدنی ، زرین  بو انلامدا کی الع سویداشیمیز‌دا پایلاشیم یوروملاریندا اچیغلامیشدی ساغولسون

Yul +tuz   اسم مرکب
نقطه ای که نور و چشمه و منبعی قرار داره  اشاره به همون ستاره tuz tüzmek تنظیم ، نظم‌دادن بهبودی دادن

Kün tüz  
زمانی که خورشید در‌اون تنظیم شده

این  yil  yul yulı  yulıma yultuz yulıg yulsıg  رو در تورکی قدیم موجوده رو  اصلا نمیشه از هم جدا  دانست

𐱅𐰇𐰼𐰚 eren, [28.01.20 13:27]
[In reply to Aysu]
تشکر بیلیکلی اورنکلر وئردیگینیزه گؤره


بوگؤنجه یازیلیب ، بوگؤن زامانا باغلی دییل  ، شرط کیپی
اسکی تورکجه تؤرکجه‌دییل بوگون ازربایجان و تورکیه تورکجه‌سینه باخاراق یازیلمیش‌دیر  بونلار _

من سانیرام اسکی تؤرکجه ده   ser _ say  فعللریندن یارانمیش‌دیر  

هه دوغرودور انجاق منجه اونودولموش دئمک اولماز  ، دییشیلمیش  قیسالمیش دئمک ‌اولار

بونون ندنی بودور  شخص  ضمیرلری  قیسالیب اَک دوروملو  ضمیر  اولوب آیسو خانیم :

اله اوجور کی بیزیم  چوخلو اسکی فعللریمیز بوگون اک اولوب  ضمیرلر ده قیسالیب اک اولوب
آنت فعلی اینتی اکی اولوب
ایچ فعلی چی  اکی‌اولوب
ار فعلی  ار  اکی‌اولوب
ایر، بُول ،  تور  ، گور قور  فعلی ‌اک‌اولوب بوگون

ضمیر لرده بوگون فعللریمیزده اک اولوب

من بن_ م
سن  _ ن
او آن _ ای - او
سینیز _ اینیز
بنیز منیز _میز
انلار  _ لاری (لری)

اؤرنک اله دانیشغیمیز فعللر  ،  
گلیرسن _گلیرن
و باشقا اورنکلر چوخدور.....

Aysu, [28.01.20 15:16]
[In reply to 𐱅𐰇𐰼𐰚 eren]
سایین ارن او اولکی یازیلارینیزا قاتیلیرام البته بیر قاچ تانه سینه
آنجاق او سون جومله مین آرخاسیندایام
دئدیم اونوتولموش چون الیمده سند وار
بورادا چوخ اولماز هر زادی پایلاشام ایشالله گلن ایل بونلاری کیتابا توپلامالییام

سیز ایککی شخصی شناسه یی بیربیرنه قاریشدیردینگ ( بویوک احترام و سایغیلار بسلیرم سیزینگ بیلگینگیزا البته)

تورکجه ده ایککی تور کیشی اکلری واری
بیرنجیسی ، ضمایر شخصی نینگ اریمه سی ایله اولوشموش

حال زمانی
گلجگ زامان
نقلی لر
اینده نزدیک
اورنگلری کیمی

Kəlir Mən
می آیم و خواهم آمد

Kelıren = Kəlırin = Gəlirəm

اوچودا متینلرده ثبت اولونموش

یعنی اثبات اولونان شئیدیر

انجاق
گئچمیش زامان
شرط کیپی

بونلارین کیشی اگلری ائله او مَلکی اکلری دیر
bulsa+m

Oba+m

Bulsa+ň

Oba+ň

Bulsa
Oba+si

پس او ایکینجی چکیم شرط کیپلرینده اونوتولموش
اک لریمه میش
Bulsa Mən

بورادا
Bulsa+m

میم ( M)  ملکی دن گلمیش ضمیر دن گلمه میش

𐱅𐰇𐰼𐰚 eren, [29.01.20 13:32]
[In reply to Ahmad Borjlu]
بیز اصطلاحا  ( آیاغی گئتمَک)دییریک
آیاغی گئدیر = اسهالا دؤشؤب


بو توپلومدان اؤزؤر ایسترم بیر آیری‌سؤز‌ ده‌‌ ایشلدریک ، tırıq_tırıqlamaq

Duman .., [29.01.20 18:49]
بیردنه (ساو) اکی(پسوندی) وار،  بیلمیرم  بونو بیزدن باشقا ایشلدن وار یا یوخ؟؟

اک ---> ساو

اورنک:
یاغساو= یاغ+ساو= روغن مانند
قومساو=قوم+ساو= مثلا به خاکی که حالت ماسه ای داشته باشد(ماسه مانند) گفته میشود

اولابیلر بیز دییشیک و یانلیش ایشلدیریک و بو  اک  (ساو)  اولماسین، (سان)  اولسون!!

و بونودا بیلیریک ساو بیر باشقا  انلامی وار !!!
سوز ساو
ساویش=گم شو
ساو= پیام،  پایان نامه، ادعا ، خبر و وحی، ضرب المثل
دئییرلر:  گئت فلان ایشی ساو، کوتار
دئییرلر: گئت فلان یاس یئرینیده ساو

𐱅𐰇𐰼𐰚 eren, [29.01.20 19:18]
[In reply to عـلـے حــســن زاده]
بیز  قارنی قارالیق ( حسادت پخیللیک)

شیشمک ( بیر شئی اوره‌یی ایستمک)

اصطلاحلار وار

𐱅𐰇𐰼𐰚 eren, [29.01.20 19:23]
[In reply to Duman ..]
بلکه سال اولا بیلر

سال : ایری ،محکم ،  بیر نوع داشا دا دییلر

قومسال : ایری و‌محکم قوملار

سال سوزو‌سوزلوک ده وار

𐱅𐰇𐰼𐰚 eren, [29.01.20 19:26]
[In reply to Yaşar Sarıqamışlı]
واردیر  بعضی  یرلرده ،

ایگشمک  لهجه‌دی  ، آصلی  öcəşmək

Öcəşmək;
بحث‌کردن ،‌رقابت کردن ، سربه‌سر گذاشتن ، مزاحمت کردن و....

Saeed Ghojavand, [29.01.20 21:23]
[In reply to Duman ..]
اؤجَشمَک öcəşmək = شرارت کردن ، انتقام گرفتن

اَریشمَک ərişmək = سر به سر کسی گذاشتن ، گیر دادن

ساتاشماق sataşmaq = هجو کردن ، مسخره کردن

ایلیشمَک ilişmək = متوسّل شدن

گیریشمَک girişmək = درگیر شدن

ساوماق savmaq = برطرف کردن ، نجات دادن

صابون کلمه سی بو ائتگی دَن آلینیب.

سابون sabun = وسیله برطرف کننده

⚘🌾, [29.01.20 23:29]
[Forwarded from 🇮🇷کانال قوم خلج و خلج زبانان (ادغام بخش خلجستان اشتباه است)🇮🇷 (هادی گل)]
خلج در استان فارس
در شما ل فارس منطقه وسیعی هست که گستره اش از بوانات وشهرستان صفاشهر هست که بیشتر ساکنین اینجا خلج هستند وبه زبان ترکی حرف می زنند ومتفاوت تر از زبان ترکی قشقائی هست ودر طایفه کردشولی یک تیره هست که به آنها خلجی می گویند واصالتا از خلج آمده اند به همین علت به آنها خلجی می گویند.

Demirçi, [30.01.20 10:08]
[]
[ Album ]
⭕️ ‏توهین و تمسخر مردم افغانستان توسط رئیس‌جمهوری ایران و جواب شاه حسین مرتضوی مشاور رئیس جمهور افغانستان

‏  ما انتخابات را باید الکترونیکی کنیم. حتی افغانستان هم این کار را کرد! (در ادامه هم خنده روحانی و حضار به نشانه تمسخر)

 ‏شاه حسین مرتضوی مشاور رئیس جمهور افغانستان در واکنش به صحبت های نژادپرستانه ‎روحانی گفت:

  به ما طعنه نزنيد، از افغانستان بياموزيد....
براي افغانستان كه چهل سال در جنگ بود و الان براي ارزش‌هاي دموكراسي، آزادي بيان، حقوق بشر و كرامت انساني تلاش مي‌كند....

  ما زنداني سياسي نداريم، خبر نگار زنداني نداريم، جامعه تک صدایی نمی باشیم ....


☪️ @Ellimilyon
Admin:
🆔 @Edminimiz

𐱅𐰇𐰼𐰚 eren, [30.01.20 10:47]
🔴چکیم‌اکلری(پسوند تصریفی)_ فعل اکلری_ دیلَک اکلری _   گَرَکلیک اَکی :  

این پسوند همیشه به بن فعل چسبیده و یا در بدنه فعل قرار میگیرد ، و  بیانگر واجب (لازم ، باید ، نیازمند) بودن فعل است :

 ۱_گَرَکلیک اَکی نوع (۱) :
🌐پسوند واجب (لازم) نوع (۱) :  

 (Malı _ məli) ✳️🔴

Məli _ برای افعال با صدای نازک(اینجه)
Malı_برای افعال با صدا ضخیم(قالین)


Almalı: al+ malı✅  لازم به گرفتن

Getməli :get +məli ✅ لازم به رفتن

Görməli : gör +məli✅ لازم به دیدن

Vurmalı : vur + malı✅ لازم به زدن

Gəlməli : gəl + məli✅ لازم به آمدن

Yıxmalı  : yıx + malı ✅لازم به انداختن

Solmalı :  sol +malı✅ لازم به فرسایش

Ağlamalı  : ağla + malı✅ لازم به گریه کردن

İnciməli : inci+ məli✅لازم به ناراحت شدن

Çürüməli  : çürü + məli✅ لازم به پوسیدن

Qurumalı :  quru + malı ✅لازم به خشکیدن

Saxlamalı : saxla + malı✅ لازم به نگه‌داشتن

Yeriməli : yeri + məli ✅لازم به راه رفتن

Yürüməli : yürü + məli ✅ لازم به راه رفتن

Sürməli :  sür + məli ✅‌لازم به‌ راندن

Qırılmalı : qırıl+malı ✅‌لازم به بریده شدن

Bizə qoşulun
👇👇👇👇👇
@anadili_qazvin

تورکجه سؤزجوک‌لر( سؤزلوک)=6 فوریه تا 30 ژانویه 20 20

𐱅𐰇𐰼𐰚 eren, [30.01.20 10:47]
🔴چکیم‌اکلری(پسوند تصریفی)_ فعل اکلری_ دیلَک اکلری _   گَرَکلیک اَکی :  

این پسوند همیشه به بن فعل چسبیده و یا در بدنه فعل قرار میگیرد ، و  بیانگر واجب (لازم ، باید ، نیازمند) بودن فعل است :

 ۱_گَرَکلیک اَکی نوع (۱) :
🌐پسوند واجب (لازم) نوع (۱) :  

 (Malı _ məli) ✳️🔴

Məli _ برای افعال با صدای نازک(اینجه)
Malı_برای افعال با صدا ضخیم(قالین)


Almalı: al+ malı✅  لازم به گرفتن

Getməli :get +məli ✅ لازم به رفتن

Görməli : gör +məli✅ لازم به دیدن

Vurmalı : vur + malı✅ لازم به زدن

Gəlməli : gəl + məli✅ لازم به آمدن

Yıxmalı  : yıx + malı ✅لازم به انداختن

Solmalı :  sol +malı✅ لازم به فرسایش

Ağlamalı  : ağla + malı✅ لازم به گریه کردن

İnciməli : inci+ məli✅لازم به ناراحت شدن

Çürüməli  : çürü + məli✅ لازم به پوسیدن

Qurumalı :  quru + malı ✅لازم به خشکیدن

Saxlamalı : saxla + malı✅ لازم به نگه‌داشتن

Yeriməli : yeri + məli ✅لازم به راه رفتن

Yürüməli : yürü + məli ✅ لازم به راه رفتن

Sürməli :  sür + məli ✅‌لازم به‌ راندن

Qırılmalı : qırıl+malı ✅‌لازم به بریده شدن

Bizə qoşulun
👇👇👇👇👇
@anadili_qazvin

Aysu, [30.01.20 15:29]
[In reply to 𐱅𐰇𐰼𐰚 eren]
بورادا بیر  سورن وار دیقتینگیزی اونا چکمه لی یم :

مالی و ملی ، فقط بیر صفت ساز اکیدیر شخصی اکلرنن چکیمه گیرمه دیگی مدّتجه
بو فعلینگ کوکو یا گووده سینه گله رک
صفت-فعل دوزدیر
قاچمالی = بورادا بیر آدنان گلسه
قاچمالی آت
مثلا
آتینگ نه دنلی قاچماسینی توصیف ائدیر

بو ملی و مالی اکی فعللرده و اوچونجو شخص چکیملرینده ، شخصی شناسه سی دیر دیر یعنی بیلدیرمه اکیدیر( خبری)

البته کی ( دیر-سیز) ده چکیمله نه بیلیر

تا ۳۰۰ ایل موندان قاباق ، تورکجه ده التظامی افاده ائدمگ ایچین مستقل بیر گیپ یوخدو
یاواش- یاواش بو صفت ساز اکینی فعللرده ، التظامی افاده ائتمک ایچین اوغوزلار ایشلتمه یه باشلادیلار
آزربایجان دیلینده
آسی و اسی کیپی ده التظامی افاده ائدیر
انجاق قشقایی تورکجه سینده بو آسی و اسی کیپی اسکی تورکجه ده اولدوغو کیمی هنی اصلی ایشله وینی
قوروموش
یعنی گلجک زمانی افاده ائدیر

گله سی یم = خواهم آمد ، باید بیایم
گله سی ینگ
گله سیدیر

گله سی یگ
گله سی ینگیز
گله سیدیرلر

ازربایجان تورکجه سینده فقط التزامی افاده ائدر

گله سی یم = باید بیایم
گله سی سن
گله سیدیر

گله سی یک ( گله سی ییک )
گله سی سیز
گله سیدیرلر

بیر ده
Mək + Gərək
وار بودا التزامی افاده ائدیر

Gəlmək Gərək

انجاق تا ۳۰۰ ایل موندان قاباق
۴یول نان تورکلر التزامی افاده ائتمک ایچین یونتم کوللانیرلاردی

تشککورلر

Aysu, [30.01.20 15:59]
[In reply to 𐱅𐰇𐰼𐰚 eren]
اسکی تورکجه ده گلجکی ایفاده ائدن بو ایکی اک دیر

گوگ تورکلرده
Tacı = Təcı
Daçı= dəcı
منفی کرده
Məci

Asık

و اویغورلاردا
Gay
Gəy

اوغوزلاردا انگ ایشلک اولان کیپ ده
Isar
isər
دیر
و آسی و اسی ده وار

Aysu, [30.01.20 19:15]
[In reply to 𐱅𐰇𐰼𐰚 eren]
U
اورادا اقندار فعلی دی

U + dı

Dı= کیپ زمان گذشته

𐱅𐰇𐰼𐰚 eren, [30.01.20 19:36]
[In reply to Aysu]
Tuğrul çavdarın ‌
اثرینده توپلاماسیندا یارانیب

جسارت المدیم ، منده اوزومدن چیخارتمامیشام  بونلاری ، هچ زامان دا اوزومه آرخایین اولمامیشام  ، بو ‌اثر تورکیه ده   ۷ دنه بویوک گوکتورکجه اثرلرین  سونوجوندان توپلاماسیندان یارانمیشدیر

Udu  :  ve  وَ
Ud  : veوَ
Aça : sonra ,  akrabalık

منیم بئینیمدن  یارانما  ،‌اویدورما سؤزؤم دییل سایین آیسو خانیم  ، بو شخص پروفسور اولاراق تورکیه ده محمت اولمز  آیدین و‌‌‌‌‌..‌. اساس قایناقلارین سؤزجؤیؤنؤ بیر اثرده توپلادیب

𐱅𐰇𐰼𐰚 eren, [30.01.20 19:45]
1- Hüseyin Namık Orkun, "Eski Türk Yazıtları", Türk Tarih Kurumu Basımevi, Ankara, 1942.
2- Mehmet Ölmez, "Orhon-Uygur Hanlığı Dönemi Moğolistan'daki Eski Türk Yazıtları", BilgeSu Yayıncılık, 3. baskı, Ankara, 2015.
3- Hatice Şirin User, "Köktürk ve Ötüken Uygur Kağanlığı Yazıtları Söz Varlığı İncelemesi", Kömen Yayınları, 2. baskı, Konya, Ekim 2010.
4- Fikret Yıldırım, Erhan Aydın, Risbek Alimov, "Yenisey-Kırgızistan Yazıtları ve Irk Bitig", BilgeSu Yayıncılık, Ankara, 2013.
5- Talat Tekin, "Irk Bitig, Eski Uygurca Fal Kitabı", Öncü Kitap, Ankara, 2004.
6- Erhan Aydın, "Uygur Kağanlığı Yazıtları", Kömen Yayınları, Konya, Ekim 2011.
7- Rysbek Alimov, "Tanrı Dağı Yazıtları, Eski Türk Runik Yazıtları üzerine bir İnceleme", Kömen Yayınları, Konya, Ocak 2014.

[1]'den 1235 sözcük, [1]'de olmayan 573 sözcük de [2-7]'den alınmıştır. [2-7]'den alınan sözcükler soŋunda [*] olacak şekilde gösterilmektedir.

بو‌ گؤومه.دیگینیز  و ساچمالایان سانان شخصین یازیتی اوزوندن دییل و  بو اثرلرین سوزلوک سونوجودور
منجه تز قارشیتلانمایاق

توحید, [31.01.20 00:24]
[Forwarded from کیملیک kimlik]
[ Photo ]
🔺او اولین بار به تورک ها توهین کرد!

🔹میرزا آقاخان نوری صدر اعظم ناصرالدین شاه قاجار بود. او نقشه قتل امیر کبیر را کشید و خود به صدارت اعظم رسید.
🔹قبل از صدارت، تابعیت انگلستان را داشت که برای تصدی صدارت، مجبور به خروج از تابعیت انگلستان شد. اما سرسپردگی او به انگلستان و خیانت هایی که در آن دوران انجام داده، بر کسی پوشیده نیست.
🔹در دوران صدارت وی، انگلستان بیشترین نفوذ را در حاکمیت ایران پیدا کرد و او قباله هرات را به سفارت انگلستان فرستاد! هرات دروازه افغانستان بود که در دوره نوری به انگلستان پیشکش گردید.
🔹علاوه بر خیانت های وی به کشور و خوش خدمتی های فراوانی که به انگلستان کرد، او اولین کسی بود که واژه توهین آمیز «تورک...» را وارد ادبیات سیاسی ایران کرد. تبریز در آن دوران ولیعهد نشین بوده و میرزا آقاخان ملاحظه اطرافیان ولیعهد (مظفرالدین) را کرده و روی به خصومت با آنها پرداخت.
🔹آقاخان تحت هدایت انگلستان، آتشی بر انسجام ایران زد که زبانه های آن هنوز هم از سوی افراد نادان یا خائن به نمایش گذاشته می شود.
🔹استعمار پیر، بذری را به دست آقاخان کاشت که قرن ها بوسیه خائنین یا جاهلین درو خواهد کرد...

@kimlig1

توحید, [31.01.20 00:55]
[Forwarded from کیملیک kimlik]
#تاریخیمیز:
 میرزا آقاخان در کاشان تبعید بود که به مجرد خبر مرگ محمد شاه قاجار، بدون اجازه عازم تهران گردید. به این امید که بتواند سمت صدراعظمی ناصرالدین شاه را کسب نماید.
چون نتیجه حاصل نگردید، برای حفظ جان خویش به سفارت انگلیس رفت و تابعیت آن کشور را بدست آورد.

🔹آقاخان جاه طلب که از حمایت انگلیسی‌ها برخوردار بود، با توطئه توانست امیرکبیر را از قدرت برکنار و با همدستی مخالفان دیگر امیرکبیر، او را به قتل رساند و راه را برای صدارت خود هموار کرد.

🔹میرزا آقاخان نوری بعد از قتل امیرکبیر در ۱۰ آذر سال ۱۲۳۰ شمسی، به صدارت اعظمی انتخاب گردید و با درخواست ناصرالدین شاه، قبل از عهده‌دار شدن صدارت با نوشتن نامه به وزیر مختار انگلیس در ایران، از تابعیت این کشور خارج شد.
🔹ناصرالدین شاه که پنجاه سال پادشاهی کرد، ولیعهدش (مظفرالدین) در تبریز به سر می برد. آقاخان هم چون احتمال می داد با مرگ ناصرالدین شاه صدارت به اطرافیان مظفرالدین در تبریز برسد، عملیات روانی علیه ولیعهد پیر را کلید زد.
🔹آقاخان هر چند صدر اعظم بود، اما علاقه زیادی به لطیفه گویی و تمسخر و حرف های کوچه بازاری داشت. از این رو پشت مظفرالدین شاه چو انداخت که: «آبجی مظفر اومده، با ترکهای... اومده»
🔹دعوای تورک و فارس را او با این کارها و صرفا با هدایت انگلستان و در راستای تجزیه ایران و بستر سازی برای نفوذ هر چه بیشتر به راه انداخت.
🔹البته عمر صدارتش وفا نکرد و قبل از کشته شدن ناصرالدین شاه، از صدارت عزل گردید.

@kimlig1

Hamid, [31.01.20 23:39]
سرمربی:آتابئی/ائگیتمن

بازیکن:اویونجو

کاپیتان:اؤنجو

هوادار:یانداش

گلر:قاپیچی

مدافع:ساوونجو

مدافع کناری:یان ساوونجو

مدافع وسط:اورتا ساوونجو

هافبک:اورتاجی

هافبک تدافعی:ساوونار اورتاجی

هافبک کناری:یان اورتاجی/قاناد

فوروارد:ایلریجی

مهاجم:سالدیریجی

مهاجم نوک:اؤن سالدیریجی

مهاجم کناری:یان سالدیریجی

فوتبال:توپ قیچی

توپ:توپ

داور:یارقیچ

کمک داور:یاردیمجی یارقیچ

وقت اضافه:آرتیق سورج

پرچم آفساید:یؤن گئچ بایراغی

پرچم کرنر:بوجاق بایراغی

اخطار کتبی:گووَرته

اخطار لفظی:اویاری

نیمه اول/دوم:بیرینجی/ایکینجی یاری

بازی جوانمردانه:أرنسل اویون

استادیوم:آلان

خارج از کشور:ائودن دیشاری

بازی خطرناک:آپادلی اویون

موقعیت خطرناک:آپادلی قونوم

منطقه خطرناک:آپادلی بؤلگه

مهاجم خطرناک:آپادلی سالدیریجی

دربی/شهراورد:ایچ اویون

پشت درهای بسته:باغلی قاپیلار آرخاسیندا

آوانتاژ:آردالاش/آخالاش

محکطه جریمه:تالانما چئوره سی

گل/دروازه:قاپی/قول

شوت:چئکیش

سانتر:چاپراز/قووزاما

پاس(عمقی):گئچیت(درینسل)

پاس رو به عقب/جلو:گری/الری(یه) گئچیت

ضربه سر:باش ووروشو

ضربه آزاد:أرکین ووروشو

ضربه کرنر:بوجاق ووروشو

ضربه پنالتی:تاوان ووروشو

ضربه کات دار:دؤنر ووروشو

ضربه قیچی:قایچی ووروشو

ضربه چیپ:یونقار ووروشو

دریبل:آلداتما

تکل:دوزاق

فرار:قاچیش

مهار:یئدک

پوشش:قاپساما

پرسینگ:سیخیشا

حمله:سالدیری

ضد حمله:سالدیری قارشیتی

بازی سازی:اویون قوروجولوق

بازی ترکیبی:قاریشیق اویون

ایجاد فضا:اوزای یاراتما

خلق موقعیت:قونوم یاراتما

اووت:ائشیک/یاندیش

فوول(خطا):یانیلقی

خطای پنالتی: تاوان یانیلقیسی

خطای هند:أل یانیلقیسی

پرتاب اووت:یاندیش آتیشی

آفساید:یؤن گئچ

Mahammad Nadarlı, [01.02.20 00:00]
700 ایل اؤنجه دیلیمیزده وار اولان سؤزجوکلر (صحاح العجم کیتابیندان آلینتیدیر)
گیبی: سایاغی
مانتار: گؤبه‌لک
آلتون: قیزیل
آیاق قابی: باشماق
ائرته: صبح تئزدن
ارکن: تئزدن
ائکشی: تورش
ائوئت: بلی
اسنله‌مک: ساغ اول دئمک
اریشمک: یئتیشمک
اکله‌مک: ضمیمه ائتمک
اکمک: چؤرک
اورمان: مئشه
گوز: پاییز
تاپینان: سیتایش ائدن
اؤرومجک: بؤجک ادی
اؤزنمک: حسرتینده اولماق
اؤکسورمک: سرفه کردن
اؤن
اؤیرنجی
اؤیله: ناهار
اوُس: هوش
اوُز: ایش بیلن
اوُفاق: بالاجا
اولاشماق: یئتیشمک
اوُلاق: خبرچی
اولوس: میللت
اویقو، اویخو: یاتماق
اوُیوز: خسته‌لیک آدی
اوفورمک: پوفله‌مک
اون: شؤهرت
ایسیرماق
ایلغیم: سراب
ایرماق
دوزه‌ن
ایلَتمک
اَیلنمک
ایومک: یئهینله‌مک
اییی: یاخشی
باشبوغ
بای: گوجلو
بکمز: دوشاب
بن: من
بونجوق
بولاشماق
بولماق
بولونماق
بوگو، بوگوجو
قاچ: نئچه
بیله‌زیک، بیلرزیک
پئچه: نقاب
پالی آغاجی: بلوط آغاجی
پورسوق: سگ آبی
تاریم: اکین
تامو
تپسی: سنک (سبو)
توسون: دیکباش
توغرا: مکتوب
توتقال: یاپیشقان
تیزه، تئیزه: خالا
تورلو، تورلوتورلو
چاتال: هاچا (دوشاخه)
چئری: قوشون
چئوره
چیپلاق
درنک
دوغماق: آنادان اولماق
دُوزاق: تله
دویماق
دوزَن: سیستم
دوگون، دویون: جشن عروسی
دولگر: نجار
دیشاری
دیله‌مک
دینله‌مک
دینلندیرمک: راحاتلاماق
سانیریم: گویا
ساقینماق: پرهیز ائتمک
سوقاق: کوچه
سورماق
کَموک: سوموک
سین: قبیر
سیوری سینک: میغماغا
شیمدی
فیسدیق: پسته
قاپلی باغا: توسباغا
قاسیرقا: طوفان
قانقی: هانسی
قاووشدورماق (قاووشماق): یئتیرمک، یئتیشدیرمک
قووان: پتک، کندو
قوتلو
قوشاق: کمر
قورولتای
قیرلاغیج: قیلانقوش (پرستو)
قییی
کراس: گیلاس
کرئج: اهک
کؤستک: زنجیر
کندی: اؤزو
کؤکس: سینه
کؤی: بالاجا کند، کؤیلو: کندلی
کوپه: سیرقا
کوچوجوک: بالاجا
گئری
گوزگو: آینا
گیجیک: قاشینما
گونده‌لیک
مارول: کاهی بیتگیسی
موشمولا: بیتگی آدی
هؤرره: سمنی
هؤرومجک: بؤجک آدی (عنکبوت)
هیبه: خورجون
یاخیجی: یاندیریجی
یارار: منفعت
یاراسا: خفاش
یاراق: سیلاح
یاراماز
یاغمور
یاورو: اوشاق
یانقی: یانسیما (پژواک)
یالینچیق (یالین): تمیز، ساده
یالیکلاندیرماق: یاندیرماق
یایان: پیادا
یئگ: یاخشی
یئگرگ: داها ایی
یئگلیک: ایی‌لیک
یئلکن
یئنگج: خرچنگ
یگن، یئیَین: اودوجو (پیروز)
یورماق: تفسیر ائتمک
یورویوش: گئدیش
یووارلانماق
یوُفقا: اینجه
یوُلار: آغزلیق (افسار)
یوُماق: توپ (کپه، گلوله)
یوزمک: اوزمک
یوزوک: اوزوک (بارماق حلقه‌سی)
یوزگج: اوزمه
ییلدیراماق: پارلاماق، یلدیریجی: پارلایان
ییتیک: ایتمیش
@azerbaycanvatanim

توحید, [01.02.20 01:57]
[Forwarded from کیملیک kimlik]
[ Photo ]
#تناقضات:
🔹شیخ صفی الدین اسحاق اردبیلی، از مؤثرترین شخصیت های تاریخ آذربایجان است که با کسب شهرت جهانی، مریدان فراوانی در اقصی نقاط جهان داشته و دارد.
🔹شیخ، انقلابی طریقتی در عصر خود ایجاد کرد که نوادگانش با استفاده از این بستر، بعدها توانستند حکومت صفویه را بنا نهند.
🔹مقبره شیخ که امروزه در مرکز شهر اردبیل قرار دارد، جزو پنج اثر ملی ایران است که به دلیل ویژگی های متمایز، در سازمان جهانی یونسکو به ثبت رسیده است.
🔹اما دریغ...
شماری از روشنفکران آذربایجان، شخصیت این پیر مرشد را کاملا در رسانه ها و شبکه های اجتماعی بایکوت کرده و اصلا حرفی از او به میان نمی آورند. اینها هر چند چهارچوب مشخصی در مانیفست نانوشته خویش تدوین و تبیین نکرده اند، اما تکلیف خود را با چنین مفاخری روشن کرده اند: بایکوت!
🔹چرا؟ چون تمجید از مقام شیخ صفی الدین، در تضاد با اهداف تبلیغاتی و راهبردی دولت عثمانی بوده و این رسوبات ذهنی کماکان در مغز ایشان حکمرانی می کند.

@kimlig1

Aysu, [01.02.20 10:27]
❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️

🏀سوال و جواب معما گونه بین " میرزا ماذون " و عیسی خان ایدر "

🏀🏀🏀🏀

ماذون:
اول و آخری یوخ، هامی یئرده
حاضر و بی نشان هاردا گوروبسنگ؟
بیر فنجان ایچینده عمان دریاهی
گؤرمگ اولماز اونو ، هاردا گوروبسنگ؟
عیسی خان ایدر:
او اول آخری یوخ هامی یئرده
"حق" دیر هامی یئرده، او بی نشاندیر
او فنجان کی دئیرنگ گونگول دیر عاشق
"علم " اونونگ ایچینده بحر عمان دیر

خدا اول و اخری ندارد ولی همه جا هست
قلب انسان به فنجان و علم به دریا تشبیه شده ، یعنی تنها ظرفیست که گنجایش علم را دارد
گونگول = قلب
🏀🏀🏀🏀
ماذون:
مجلس گوردوم عالم اولور باده نوش
شهرستان گورموشم تمامی خاموش
گاه ساری، گاه یاشیل ، گاهی سیه پوش
یئریمز صنعتی هاردا گوروبسنگ

عیسی خان ایگدر:
"اجل " مئی دیر عالم اولور باده نوش
او شهر " قبرستاندیر" تمامی خاموش
او" داغ " دیر یاز یاشیل، قیش سیه پوش
فایوز گونو سارالیبان خزان دیر

مرگ به می و باده تشبیه شده که تمام مخلوقات عالم روزی باید انرا بچشند
تنها شهرستانی ک صدایی از افراد ان بلند نمیشود قبرستان است
گوه هم با اینکه ثابت است در بهار سبزپوش در زمستان سیه پوش و در فصل پایین زرد پوش است
یئیرمک = حرکت کردن
یئریمز صنعتی هاردا گوروبسنگ= کدوم مخلوق خداییست که حرکتی ندارد

🏀🏀🏀

ماذون:
بیر چشمه ، بئش ستون، ۱۷ مقام
اونو قیلمه ینه عقد اولور حرام
او چوخ کیمسه لردن کم اولماز طعام
هاردا شکر زهرماردا گوروبسنگ؟

عیسی خان ایدر:
او چشمه " نماز" دیر ۱۷ رکعت
اونو قیلنلره حق قیلر رحمت
او چوخ کیمسه لردن کم اولماز نعمت
اول آچچی اخر راحت جان دیر

نماز به چشمه ای تشبیه شده که دارای ۱۷ مقام ( رکعت ) است
روزی که خداوند ارزانی مخلوقاتش میکند هم هیج گاه پایانی ندارد

🏀🏀🏀

ماذون:
اگر عارفسنگ گل آچ دفترین
بئش چشمه گورموشم بیربیره قرین
ایککی آچچی،ایککی شوردور، بیر شیرین
جوشوب بیر کاسه دن هاردا گوروبسنگ

عسی خان ایدر:
گل جوابینگ وئرم یاخشی دفتر دیر
او بئش چشمه بیربیره قطر دیر
قولاق آچچی ، گوز شور، آغزینگ شکردیر
کاسه باش دیر او بئش چشمه جوشاندیر

سر به کاسه ای تشبیه شده که ۵ چشمه از ان میجوشد داخل گوش بخاطر ترشح خاص خود تلخ است ، چشم بخاطر اشگ چشم شور و دهان هم شیرین است
قرین = کنار هم ، نزدیگ هم
🏀🏀🏀

ماذون:
" ماذون " دئیر حیرانام بئله اوستادا
منه سویله گینن گورم هارادا
ایککی تن دیر ، یئمز ایچمز دونیادا
اونلاری آسیلی هاردا گوروبسنگ

عیسی خان ایدر:
" هاروت و ماروت" دور " بابل" چاهیندا
آسیلی روسیاه حق درگاهیندا
"عیسانینگ" امیدی شاهلار شاهیندا
" ماذون" جوابینا گوهرفشان دیر

🏀🏀🏀🏀

@آیسو- ایدر

❤️❤️❤️❤️

Aysu, [01.02.20 20:41]
[In reply to ⚘🌾]
قوت = موتلولوق
سعادت

قوت + آد=
آد= پسوند ساختاری که از اسم فعل میسازد
قوتادماق= سعادت بخشیدن

غو= پسوند زمان آینده به ترکی اویغوری

بیلیگ = علم و دانش و دانستنی

قوتادغو بیلیگ = موتلولوق وئره جگ بیلیم

خاص حاجب یوسف کیتابی آدی دیر
۱۰۶۹-۱۰۷۰
میلادی ارالاریندا یاریلمیش
شاهنامه وزنیده ۶۰۰۰ بیتلیگ بیر سیاست نامه دیر

Aysu, [02.02.20 00:56]
باغیشلایینگ ایسته دیم قوتادغو بیلیگ بارسینده قیسا بیر بیلگی وئرم :

قوتادغو بیلیگ بالاساغونلو خاص حاجب یوسفینگ مثنوی شکلینده نظمه چکدیگی بیر کیتاب دیر
۶۶۴۵ بیت دن عبارت اولان بو مثنوی و سیاستنامه شاهنامه وزنینده سویله نمیشدیر
تورکلرینگ شاهنامه سی ده دئیه بیله رگ
کاشغرده تاماملانان بو کیتاب ، قره خانلی پادشاهی تاپقاچ اولوغ بوغرا قارا خانا سونولموش
بو کینابدا دور فرضی شخصیت بیر بیری اینن مناظره و تارتیشما حالینده دیرلر

حاکم = کون توغدی = عدالتی تمثیل ائدر
ilig= حاکم

وزیر= آی تولدی = یعنی دولون آی
بخت و تقدیری تمثیل ائدر

وزیر اوغلو= اوگدولمیش = یعنی ستوده شده
عقلی ثمثیل ائدر

وزیرینگ قارداشی = اودغورمیش کی عاقبتی ثمثیل ائدر

اثر اویغور تورکجه سینده یازیلمیش و عربحه و فارسجا کلمه لری چوخ آزدیر

Al Qurd آلقورد, [02.02.20 01:51]
[Forwarded from Nisgilly sözler (Turk Qurd)]
دادیم قاچدی
نه شیرین نه آجی
نه شور نه ..
لاس اولدو لاس
آغیز بوزن
کیمسه اولماز بونا دؤزن
رح روفومدا چکیب گئتدی
نه  آغ قالدی
نه ده قارا
چاس اولدو چاس
باشدا دا بیر شئی قالمادی
ایچی گئچدی
ائشی یی تاس
دوشمان ائشیتدی
توی توتوب
ایستیین لریم ایسه یاس
نه دووار قالدی سؤیکنم
نه ده گوونلی بیر قایا
اله نیب اولدولار تایا
هؤی سسی گلمه دی هایا
هر شئی اولدو قیناس
قیناس
آلقورد

Saeed Ghojavand, [02.02.20 09:55]
تغییر نام روستاهای استان اصفهان و چهارمحال و بختیاری :

آسیمیلاسیون و سیاست ضدّ فرهنگی تغییر دادن نامهای تورکی در این مناطق نیز مانند استان آذربایجان از آغاز زمان پهلوی تا امروز ادامه داشته است.

نام اصلی روستای آنالوجه (در فریدن) از طایفه ایناللو یا اینانلو گرفته شده است  و مردم محلی آن را "اینالوجه" می گویند.

روستایی ترک نشین به نام "بارده" (bar deh) ازتوابع شهرستان "بِن" در استان چهارمحال در جنوب سد زاینده رود وجود دارد که مردم بومی به آن "باردَ"(bardə) می گویند که از ریشه "بار" به معنی "پناه" گرفته شده است. پس معنی این کلمه ترکی ، "در پناه" یا "پناه گاه" می شود. جالب است که در جمهوری آذربایجان هم شهری به نام "بَردَع" وجود دارد.
 
یک محله اصلی شهر "کلیشاد" اَقچه بودی" (əqçə bodi) نام دارد که همان "آقچا بودی"(Aqça bodı) است به معنی مردم آقچه. ساکنان این محله فارسی حرف می زنند و از گذشته آنها اطلاعی وجود ندارد.
بود(bod) یا بوی(boy) در تورکی قدیم یعنی مردم. در جمهوری آذربایجان نیز یکی از شهرها به "آقجا بَدی" موسوم است!!

مردم شهر "سودَرجان"(نزدیک اصفهان) و منطقه اطراف ، این شهر را "سورگون" می نامند. sürgün  در تورکی یعنی تبعیدی.البته مردم این شهر به فارسی و لهجه مخصوصی سخن می گویند.

نام روستای تورک "قامیشلی"(که اکنون شهر شده) به "سنگباران" و "برف انبار" تغییر یافته است !!
 مردم بومیِ شهر "شش جوان" و مناطق نزدیک شهر مذکور ،  این شهر را "شیشگان" می نامند که در تورکی به معنی مکانِ برآمده می باشد ؛ در مقابلِ "خویگان"(دو روستای دیگر نزدیک شیشگان) به معنی مکان کم ارتفاع‌. مردم شیشگان به زبان فارسی حرف می زنند و متأسّفانه از گذشته این روستا اطّلاع کافی در دست نیست.

روستای "چُقیورت"(çoq-yurt) در نزدیک فریدون شهر قرار دارد که نام آن تورکی و به معنی جایی است که خانه های فراوان دارد. مردم این روستا گُرج هستند!

مردم روستای "آقچه" (فریدن) هم گُرج هستند.

نام روستای "شاه یوردی"(به معنی خانه شاه) در فریدن پس از انقلاب۵۷ به "قائم آباد" تغییر داده شد.

نام روستای تورک نشین "زینه آخار" (کنار سد زاینده رود) به "حجّت آباد" تبدیل شد که معنی آن جوی کوچک و باریک است. بعضی هم  به این مکان "اوزون آخار" می گفتند. مردم این روستا تورک هستند.

روستای "کؤچَری"(köçəri) گلپایگان به "کوچه ری" تغییر داده شده است. این روستا نزدیک سدّ گلپایگان قرار دارد و مردم آن نیز تورک هستند.

روستای "کِرچ" از توابع بویین و میاندشت ، تورک نشین است و مردم بومی آن ، نام این دهستان را "کِرت"(kırt) تلفظ می کنند. این روستا زادگاه پدرِ ابو مُسلِم خراسانی بوده است.

احتمالاً نام اصلی منطقه تورک نشین "کَرچَمبو" در شهرستان بویین و میاندشت که شامل چند روستا است "کارا چامبور" یا "قارا چامبور" به معنی گِل تیره یا دارای گِل فراوان است. کَرچمبو در زبان فارسی معنی ندارد و تبدیل حرف "ک" به "ق" در زبان ترکی یا برعکس بسیار رایج است.

یکی از روستاهای فریدون شهر "جَق جَق" نام دارد که به معنی صدای به هم خوردن سنگها است. مانند یکی از روستاهای شهر خلخال موسوم به "جاق جاق". کلمه جغجغه نیز از این اسم صوت گرفته شده است. روستای کوچکی به نام "جاجا" در جنوب شرقی شهر اصفهان و روستایی به نام "جاجا" بین شهر تیران و داران قرار دارد که احتمالاً تغییر یافته "جاق جاق" است.

نام اصلی شهر کوچک "دیزیچه" (دیز+ ایچی)از توابع شهر مبارکه ، تورکی و به معنی "درون دژ" می باشد. مردم این شهر به فارسی صحبت می کنند ولی زبان آنها پُر از کلمات و اصطلاحات تورکی است.

شهر کوچک دیگری از توابع مبارکه "وینیچه"(بینه+ایچی) نام دارد که در بین درختان بسیار اطراف زاینده رود محصور شده است. اجداد مردم آنجا چند صد سال پیش در پی یک درگیری محلّی و خونین از ترس انتقامِ خانواده های مقتولان از "جونقان" در استان چهار محال و بختیاری به وینیچه آمده اند. مردم جونقان تورک هستند ؛ اما مردم وینیچه اکنون به فارسی حرف می زنند.
وین تغییر یافته کلمه "بینه" است. بینه در تورکی یعنی "مخفیگاه" که با سابقه تاریخی و موقعیت جغرافیایی این شهر جور در می آید.

کُربِکند نام روستای بزرگی در کنار شهر دولت آباد است که به احتمال قوی نام سابق آن "کؤرپه کَندی" (körpə - kəndi)بوده است. کؤرپه به زبان تورکی یعنی "بَرّه" یا "یونجه نورُسته". به این ترتیب معنی نام این ده ، "روستای بَره" یا "روستای یونجه تازه" می شود.

Saeed Ghojavand, [02.02.20 09:57]
منطقه "لِنجان"(در مسیر زاینده رود) در قدیم ، "آی دوغمیش" نامیده می شد. جالب است که اگر این کلمه را به صورت "چای دوغمیش" درآوریم معنای آن ، شبیه کلمه فارسی "زاینده رود" می شود.

نام بعضی از محله های شهر اصفهان و روستاهای اطراف آن ، ظاهراً تورکی و بسیار قدیمی است. مانند "دِنارت" ، "پِلارت" ، " پینارت" ، "یونارت" ، "تیمیارت" (timyart) ، "سوسارت" ، (sosart) ، "کَنگاز" ، "سیچان" (به معنی موش) ، "خوراسگان" ، "کَرَسگان" ، "تیرانچی" ، "کِدِرگان" (قَهدَریجان) ،
"دِلیگان" ، "کَرچِگان" ، "خورزوک" ، "میرِنگان" ، "کوشک"(به معنی خانه تابستانی) ، "گُمشِچه" ، "دیزلو" ، "دمبه دیز" ، "قارنه" و .....
اگر کسی معنی اسم محله ها یا روستاهای فوق را می داند لطفاً به ما هم اطّلاع دهد.

Deleted Account, [03.02.20 23:01]
معادل ترکی برخی واژگان پیشنهادی مربوط به تلگرام:
منو= سایلام.
لینک= بارچ.
برنامه= باغداما.
پیام= ساوام.
رسانه= ساوانا.
پیامک= ساواجیق.
گروه= قوروپ.
کانال= قاناو.
فعال سازی= چالیشدیرما.
فعال= چالیشیر.
غیرفعال= چالیشمیر.
زبانه= آچیشقا.
تنظیمات= دوزگولر.
مخاطب= سؤزدش.
عضو= اوگه.
مدیر= باشچی.
فایل= بوخجا.
پسورد= وئرکئچ.
رمز= ایم.
دانلود کردن= یوکله مک.
پرونوگرافی= گؤبک آلتی

Saeed Ghojavand, [04.02.20 10:10]
[In reply to Deleted Account]
مَنجه آششاغی داکی کلمه لَر تِلِگرام ایچون اویغون دورلار.

ایلگیت ilgit = لینک

ساو sav = پیغام

ساوجیق savcıq = پیامک

آنگاک angak(آناق anaq) = رسانه خبری

اِتتیرمه ettirmə = فعّال سازی

اِتگین etgin = فعّال

اِتگیسیز etgisiz = غیر فعّال

هایداش haydaş = مخاطب

اؤزوه özvə = عضو

قوندورماچی qondurmaçı = مدیر

گئچمه-گیز geçmə-giz = پَس وُرد

دوزَلگه düzəlgə = منو ، فهرست

ساندیق sandıq = فایل ، صندوق

Saeed Ghojavand, [04.02.20 11:48]
[In reply to 𐱅𐰇𐰼𐰚 eren]
کِچیت keçit = راهرو ، گذرگاه

ایزلَمَک izləmək = تأثیر گذاشتن

ایزلَم izləm = تأثیرگذار

ایزلَمه سیز izləməsiz = بی تأثیر

𐱅𐰇𐰼𐰚 eren, [04.02.20 11:55]
[In reply to Saeed Ghojavand]
لینک ده بیر گذرگاه دی

ایزلمک : تعقیب کردن ، ایزینی گئتمک ، دنبال کردن

ایزلم  : تعقیب

ایزلمه سیز   : بدون پیرو ، بدون تعقیب

 

اتکی و اتکیسیز   عثمانلی‌زامانیندان تاثیر و بی تاثیر  ،،، اثره باغلی اولان انلاملاردا ایشلنیر  ، ایندی ده تورکیه جامعه سینده یئرلشمیش و ایشلکلی بیرسوزدور

Saeed Ghojavand, [04.02.20 12:14]
[In reply to 𐱅𐰇𐰼𐰚 eren]
قووالاماق qovalamaq = تعقیب کردن(به قصد گرفتن)

قووالاما qovalama = تعقیب(برای گرفتن)

آرخون arxun = پیرو ، دنباله رو

آردلاماق ardlamaq = تعقیب کردن ، دنبال کردن

ایمشاق ımşaq = مطیع ، تابع

Deleted Account, [04.02.20 13:49]
اسامی تورکی 🌹
🕊

پاشا:فرمانده کل قوا،متین وباوقتر
پاکمان:انسان پاک وصاف،بی گناه
پَک آلپ:جوان متین وباوقار،قهرمان استوارومقاوم
پَک اول:محکم وقوی باش
پَک شَن:بی نهایت شادمان ومسرور
پَکین :کسی که موردشک وسوءظن سایرین نباشد،به وضوح نمایان شونده
تئزآل:جَلدوچالاک،سریع وچابک
تئزآی:ماه عجول،ماهی که درابتداآید
تئلمان:زبانشناس،ادیب
تاپار:پرستش کننده،عبادت کننده
تارکان:پراکنده،پریشان،پاشیده شده
تاشکین:سیل،داشقین،جوشان وخروشان
تالای :اقیانوس،دریا،رودبزرگ،دریای بزرگ
تالو:برگزیده شده،ممتاز،پسندیده،زیبا
تامال:کامل وبی نقص،یکپارچه،مکمل
تامقا:مُهر،نشانه،علامت
تان:شفق،سپیده،دم،معجزه
تان آیدین :سفید شدن افق
تان پینار:چشمه یا منبع آب غیرعادی،چشمه فجر
تانری وئردی(تاری وردی):عطاشده ازجانب خداوند،بخشیده شده ازسوی پروردگار
تان سئو:شیفته وعاشق معجزه ها
تان سئوَن:شیفتۀ عجیب
تانیل:شهیر،سرشناس ومشهور
تایاق(دایاق):پایه،بنیان واساس،تکیه گاه
تایان :تکیه دادن،مطمئن بودن
تایلان:خوش قدّوقامت
تایماز:پابرجا،استوار
تَجَن:بُزکوهی
تک سوی :ازنسل وریشه ای واحد،خالص
تَکفور:حاکم امیر،حکمران
تَکیل:تنها،واحد،مفرد،تک
تَکین :واحد،یگانه،بی همتا،مفید
توپراک :خاک،زمین،اَرض،سرزمین
تورال:ثابت،نامتغیّر،ماندگار و زنده
تورقان:سالم وتندرست،سرحال وفعال
تورک آرسلان :شیرقوی وقدرتمند،ترکی که چون شیرقدرتمندوقوی باشد
تورک(ترک):نیرو،قوّت،قدرت،قوی
تورک سوی:صاحب اجداد ونیاکان ترک
تورک ییلماز:ترک جسوروبی باک
تورَل:مرتبط باحق وعدالت،عادل
توزون:صبوروحلیم،لایق وشایسته،درست،مطابق ودارای تناسب،منتظم
توغار:سمت مشرق،خاور
توغان :عقاب
توکتاش:سنگ عظیم وبزرگ،دارای استقامت،مقاوم
توکتای:مقاومت کننده،بردباروصبور
تولقا:کلاه خود،کلاه آهنین
تونچای:محکم وسفت وسخت،مقاوم وقوی
تویقان:شاهین،لاچین
تیلاو:بهادرودلیر
تیمور:آهن،غیرشکننده
تٶرَل:متناسب بااخلاق
تٶکمَن :زیبا،برازنده

Aysu, [05.02.20 14:22]
مختصری بر شرح قبایل مهم ترک اغوز ☪️🏹🏇

اغوز به روایت کاشغری فرزندان شش پسر اغوز خان هستند که به طور کلی جمعا به 22 طایفه بزرگ تقسیم میشوند.   
👨‍👩‍👧‍👦 فرزندان گؤن خان: بیات، قایی، قراائولی، آلقاائولی.

👨‍👩‍👧‍👦 فرزندان دنیزخان: قینیق، بگدوز، ایگدر، ییوا

👨‍👩‍👧‍👦 فرزندان آی خان: یازیر، دؤگر، دودورغا، یاپارلی.

👨‍👩‍👧‍👦 فرزندان ییلدیز خان: افشار، قارقین، بیگدلی، قیزیق.

👨‍👩‍👧‍👦 فرزندان گؤگ خان: بایندر، بچنک، چاولدور، چپنی.

👨‍👩‍👧‍👦 فرزندان داغ خان: سالور و ایمور.

✅ ایمور : در دیوان کاشغری به معنی ثروتمند نام برده شده است. تعداد زیادی از آنان در ایران به ایلات بزرگی ائم از اینالو، و اتحادیه قشقایی پیوسته اند. به عنوان مثال تیره دیندارلو از ایمورهای آناتولی به ایل اینالو سلجوقی ملحق شده و قبایلی از جمله توابع، ماچانلو و مورول در طایفه فارسیمدان قشقایی هستند.

✅ افشار: به معنی چابک و از لحاظ
 جمعیتی رتبه اول را در میان سایر قبایل اغوز دارند از افراد مشهور این طائفه نادرشاه میباشد. افشارها در ایران و آناتولی به وفور یافت میشوند. افشارهای ایران در منطقه خراسان، تهران، بافت کرمان، ارومیه، ایالت خمسه زنجان و به تعداد بیست تیره در اتحادیه قشقایی حضور دارند.

✅ ایگدر:  در دیوان کاشغری به معنی جوان و نجیب زاده است. مرکز اصلی قبایل ایگدر استان ایگدیر آناتولی میباشد. اینان در اتحادیه قشقایی ایران هم به تعداد هشتصد خانوار زندگی میکنند. از جمله طوایف مشهور ایگدر در آناتولی بوزدوغانلوها و بیچاقچیها(در کرمان ایران هم وجود دارند)

✅ بیات: مسکن اصلی اینان در آناتولی، خراسان و آذربایجان میباشد و عده ای از آنان هم در ایران به سلاجقه ایناللو پیوسته، در قره داغ منطقه تبریز هستند. سلسه ترک قاجار ایران از این طائفه بوده اند.

✅ بایندر: از نظر کاشغری به معنی ثروتمند نام برده شده است. بایندرها در موصل عراق و اکثر نقاط آناتولی دارای جمعیت زیاد هستند. سلسله ترکمان آق قویونلو منسوب به این قبیله هستند.

✅ قینیق(سلاجقه بزرگ) به معنی نزد همگان عزیز میباشد. در میان اغوزها پر افتخارترین طایفه قینقها هستند زیرا امپراتوری اعظم اینان منجر به پایان دادن سلسه چند هزار ساله بیزانس(رومیان) شد. سلاجقه در اصل با موفقیت در این نبرد دروازه های آناتولی را برای مهاجرت همه ی قبایل اغوز از شمال شرق گشودند. هم اکنون طوایف اصلی سلاجقه در ایران به طوایف زیر مشهور هستند: سلوکلو(مخفف واژه selçuklu که در ترکی آناتولی به سلاجقه بزرگ گفته میشود) محل سکونت ایشان در خراسان و طایفه کشکولی بزرگ اتحادیه قشقایی میباشد. آل قاوورد کرمان: بازماندگان نسل قاوورد بگ برادر سلطان اعظم سلجوقیان آلپ ارسلان میباشند.
اینالوها: از بازماندگان فرمانده ارتش سلجوقیان(ابراهیم اینال فرزند یوسف بن سلجوق) در دوره طغرل بیگ سلجوقی هستند اینان در حال حاضر به ایل اینالو که مسکن ایران در منطقه فسا  فارس معروفند.ناگفته نماند قینقها در همه نقاط آناتولی یافت میشوند.
 
✅ قایی: از خانواده گؤن خان به ترکی باستان مستحکم و استوار است. بزرگ این قبیله عثمان خان بنیانگذار سلسه عثمانیان در آناتولی میباشد. قایی ها بخاطر ظلمی که از جانب مغولان در ترکستان به آنان روا شده بود از آنجا مهاجرت کردند و در آناتولی به سلاجقه بزرگ پناه آورده و نزد آنان عزت و شوکت یافتند اما اینان که نمک پرورده سلاجقه بزرگ بوده اند در زمان تضعیف قدرت سلاجقه خائنین دست اول شدند. قایی ها را نباید با اتحادیه قشقایی ایران اشتباه گرفت زیرا قشقایی اتحادیه ای از اقوام ترک گوناگون میباشد که در زمان صفویه تأسیس شده است.

 
✅ قاراائولی: از دیگر فرزندان گؤن خان که در ایران و آناتولی مسکن دارند. قاراائولی ها در ایران به ایلات گراییلی خراسان مشهورند. عده ای از آنان هم در اتحادیه قشقایی با لقب (گرایی ها) در منطقه مرودشت و اقلید در همسایگی با ایگدرها بسر میبرند.
 
✅ ییوا: ایشان در منطقه کرکوک، موصل عراق و آناتولی مسکن دارند و در ایران هم واقع در استان فارس به ایل بهارلو شناخته میشوند. سلسه ترکمنهای قراقویونلو منسوب به این طائفه اند .

✅ دؤگر: در استان های غربی ترکیه، تلعفر و کرکوک عراق بیشتر به چشم میخورند. عشیره های معروف دؤگرها این جماعت اند: تؤکرلی، تیرکیش آشیرتی، بایرام اوغلو و دوققوز توپوز. مسعود فیض الله(آلپ ارسلان تورکش)رییس حزب ملی گرایان بوز قورد ترکیه که اکنون در قید حیات نیستند از دؤگرها بوده است.
 
✅ چپنی: به معنی هرکجا که دزد و یاغی ببیند با آن میجنگد. بزرگ این قبیله حاجی بکتاش در دربار صفوی خدمت میکرده و از شیعیان بوده است. تعداد زیادی از آنها در زمان صفویه به طرابزون ترکیه رفته و در آنجا مانده اند. در حال حاضر بندر گیریسون و استان طرابزون مرکز چپنیهاست.

Saeed Ghojavand, [05.02.20 16:03]
[In reply to کهکشان]
سالام. تورکجه "هادار" کلمه سی ، "اوچوروم" آنلاماسیندادیر. "هادیر" دا اویارقی(هُشدار) کلمه سی دیر. بوتون بو کَلمه لَرین کؤکو "حَد" کَلمه سی دیر.

هَد həd = حَدّ ، خَط ، قَلَمرو

هَده لَمَک hədələmək = تهدید کردن ، خط و نشان کشیدن

هادار hadar = پرتگاه ، زمین خطرناک

هادیر hadır = مواظب ، گوش به زنگ

عَرَب دیلینده "حَذَر" کلمه سی بوردان دیر.


هادیرماق hadırmaq(آییرماق ayırmaq) = جدا کردن

هَدَف hədəf = نشانه مخَطّط ، هدف

عَرَب دیلینده "حتّی" کلمه سینین کؤکو تورک دیلینده "هَد"دیر. (هَد دَ)

خَلَج تورکجه سینده(چوخ اَسکی تورک دیلی) "دَ" ، "دَن" یئرینه ایشله نیر.

تورکجه سؤزجوک‌لر( سؤزلوک)=13 تا 6 فوریه 2020

𐱅𐰇𐰼𐰚 eren, [06.02.20 00:01]
[In reply to Ahmad Borjlu]
هیچ خِیر (شانس ، بختی) رو از اینکار  درک‌ نکردم

Aysu, [06.02.20 11:25]
[In reply to کهکشان]
من سانمیرام Örnək کلیمه سی تورکجه اولا چونکی بو کلیمه اسکی ارمنی متینلرینده وار
هم
Orinag
شکلینده = نمونه مثال

هم Ornək شکلینده
هم
Örən
اصول ، توره
شکلینده

اوز متین لریمیزده بو کلیمه نینگ گئچمیشی اوزاق زامانلارا دایانماز

arshad nazari, [06.02.20 13:16]
[In reply to Aysu]
آی سو جان ، اوُرنک ، سوزجویو تورکجه دیر . ör اونون کوکودو . اوُرمک ، اوُروم‌ ( بیر شئیین آیریلمیش بیر حیسسه سی ) ،
اوُروت ( ائپیزوت ) ، اوُروک = هوُروک ( موعیین بیر حدود و چرچیوه  کی حئیوانلاری ایپله باغلایارلار کی او محدوده ده اوتلاسین )
اورنک = میثال دا بیر موعیین ایستیقامتده بیر شئیه تانیتما گتیرمک دیر . ❤️❤️❤️❤️

⚘🌾, [06.02.20 15:43]
[Forwarded from آزربایجان تانیتیم اوجاغی]
[ Photo ]
⚠️ ترک‌زبانان در یادآوری اطلاعات بهترند

🔻 مؤسسه پژوهشی ماکس پلانک آلمان(MPG) در جدیدترین پژوهش خود میزان تاثیرگذاری زبان‌مادری بر نحوه تفکر گویشوران و همچنین بر نحوه پردازش و یادآوری اطلاعات در مغز را مورد آزمایش قرار داده است.🔺

🔻تیم تحقیقاتی مصداقاً عملکرد گویشوران زبان‌های ترکی، ژاپنی و فنلاندی را در یادآوری اطلاعات(به سبب صرف و نحو خاص) بهتر از گویشوران زبان‌های هند-اروپایی(انگلیسی، آلمانی، فرانسوی، فارسی و... ) ارزیابی کرد.🔺

🔻گروه مطالعات آنتروپولوژیک ماکس پلانک تا به امروز حدود ۷ هزار زبان را در سراسر جهان مورد بررسی قرار داده است.🔺

منبع:
https://www.forschung-und-lehre.de/forschung/satzbau-einer-sprache-beeinflusst-das-denken-1483/

📒 کانون آذربایجان‌شناسی دانشگاه تبریز
📕 @ATO_tabrizu

Saeed Ghojavand, [06.02.20 23:06]
[In reply to موسی رجبلو]
سالام بَگ. هَر دَن "چ" هوجوکو ، "س" هوجوکونه دؤنوب یا تَرسینه. بئله جه ساتاشماق ، چاتاشماق ایمیش. آنجاق ایندی ساتاشماق آیری آنلام دا  ایشله نیر.

چاتاشماق çataşmaq = به هم رسیدن

ساتاشماق sataşmaq = مسخره کردن ، زخم زبان زدن ، رو در رو شدن

هوجوک hucuk = هر یک از حروف الفباء

موسی رجبلو, [06.02.20 23:13]
[Forwarded from ⚘🌾]
«بدون اینکه.... » در تورکی

 (بدون اینکه... ) در زبان تورکی
madan/-mədən
👌پسوند دوگانه ی بالا در معناي :«بدون، بدون اينكه»(به معنای عدم وقوع یک فعل)هستش.
*madan,mədən +ریشه فعل
و سپس قسم دوم جمله را میتوان افزود
 چند جمله مثالی:
Dəftəri almadan çıxma.
بدون گرفتن دفترخارج نشو. (ابتدا دفتررا بگیر بعد خارج شو)
Saçlarınızı daramadan evdən çıxmayın.
بدون شانه‌زدن موهايتان از خانه خارج نشويد. (ابتدا موهايتان را شانه بزنيد بعد از خانه خارج شويد)
Onu gözləmədən gəldim.
منتظر او نشده و آمدم.(بدون انتظار كشيدن برای اوآمدم)
qabları yumadan yatdıq
بدون شستن ظرفهاخوابيديم. (ظرف ها را نشسته خوابيديم)
 زمان جمله را فعل دوم تعیین میکند.

مرتضی (.Uğur), [07.02.20 10:22]
[Forwarded from TiracturClub|تیراختور]
[ Video ]
چکیده صحبت های مهم و منطبق بر اسناد تاریخی  از دکتر صدرالاشرافی در مورد زبان ایران باستان در  پرگارBBC


۱.در ایران باستان هیچوقت دعوای زبانی نداشتیم و هیچ زبانی رسمی نبود و بر دیگری غلبه نداشت

۲.از سال ۱۳۰۴ با ضرب زور و زندان به مردم زبان فارسی رو اجبار کردند

۳.فقط از آمریکا و انگلیس به اشتباه در آن زمان یک زبان واحد داشتن را تقلید کردند بجای اینکه از آزادی و برابری آن کشور ها الگو برداری کنند

۴.در ایران باستان بدون تبعیض نژادی و زبانی،زبان علم و فلسفه به عربی بود زبان شعر و دیوان به فارسی بود و زبان قشون و نظامی تورکی بوده است

۵.آن موقع با اینکه زور ،قدرت و شمشیر دست تورک ها بوده بدون نژاد پرستی، تبعیضی علیه زبان فارسی قائل نشدند و حتی آن را زبان دیوان قرار دادند

۶.تورک تبار نداریم، زبان مادری به انسان تحمیل نمیشود

۷.زبان دروس علمی باید انگلیسی باشد، زبان رابط کشور فارسی باشد و هر زبانی باید در محل خودش رسمی اعلام شود

🆔 @TiraXtur 🚜

Deleted Account, [08.02.20 11:19]
[Forwarded from Türkcə Danış]
ریشه یابی کلمات کر-کور-لال✅

این کلمات کاملا ترکی هستند و در این پست ریشه ی آن هارا بیان خواهم کرد.
💢💢💢💢
 واژه ی kar و kör(kor( را
ازبک ها در کنار استفاده از کلمه kar واژه ی گارانگ را استفاده میکنند که بی ارتباط با kar نیست
احتمالا این این کلمه قارانیق باشد
گرچه دوستان این کلمه را سوغدی میدانند اما در ریشه یابی این کلمه دست و پا میزنند❗️
ازبک ها به کر garang  می گویند که طبق قاعده ی ترکی این کلمه قارانیق هست که به کلمه قارا سیاه میرسد مشتقات آن بسیار است که رایج ترین آن قارانلیق در بین مردم است.
واژه ی کر و کور در ترک ها با لغات مختلف ولی تبدیل شونده هستند
مثلا تاتار ها به این کلمه سوقیر میگویند در صورتی که ترکیه  باشکورت ها و نوغای ها  این کلمه را به صورت ساغیر  معنی کر استفاده میکنند.
این میتواند یه سرنخ برای پیدا کردن ریشه این دو کلمه باشد
ترکمن ها در حالت دیگر به این کلمه tünt که از ریشه tün به معنی تاریکی است استفاده میکنند
که در ترکی امروزی این کلمه در حالت Dün به معنی دیروز بکار میرود و در قدیم به معنی تاریکی بوده من با آوردن کلمه ی tünt خواستم بحث را به قارانیق و قارانلیق بکشم میبینید که همه به تاریکی , پوچی و سیاهی ختم میشود.
🅾️🅾️🅾️🅾️
قارانیق دی
کور است
کسی که تاریک میبیند کسی که سیاهی میبیند و این لغت به احتمال زیاد به کور ها استفاده میشده که به حالت kar و در فارسی به صورت کر استفاده میشود ما حتی فعل این کلمه را در بین ترکان داریم که به صورت karıxmaq استفاده میشود که قطعا به سیاهی و پوچی ختم میشود
سن ایشینده کاریخدین
 و حتی واژه ی korlamaq هم زیاد دور با بحث ما نیست این کلمه واژه ی بسیار خوبی برای خراب کردن در ترکی است
تبدیل شدن معنی قارانیق از حالت کور به کر و یا برعکس بخاطر این بوده که مردم آن هارا در یک دید میدیده اند و دوما اینکه در مفهوم اشتراک معنی داشتند  که به پوچی و تباهی میرسید ماجرا به حرف بنده آن جایی قدرت میبخشد که اویغور ها به کور قاریغو(قاریقی) میگویند
این کلمه کاملا معلوم است که از ترکی به سوغدی و حتی وارد پهلوی شده.

و اما واژه ی لال:✅
لال مطمئنم که این یال بوده و بی ارتباط با واژه ی یالاماق به معنی لیسیدن نیست.
از جمله تبدیل شدن های حرف ی به ل میتواند پیشوند لاپ-یاپ ذکر کرد که این کلمه از ریشه یاپماق به معنی ترین است.
لاپ گوزل-یاپ گوزل
مشتقات کلمه ی یال را به عنوان مثال میتوانیم معروفترین هایشان را به صورت یالین به معنی لخت / یالقیز به معنی تنها / یالاماق به معنی لیسیدن که مرتبط با زبان است و واژه ی معروف یالان را اشاره کرد.
💢💢💢💢
یالدی-لالدی
از برداشتی که از مشتقات شد همه ی آن ها به نقص و دارای یگانگی بودن اشتراک داشتند به خصوص واژه ی یالقیز یا یالنیز به حرف بنده قوت میبخشد .
یالین هم که معنی لخت را دارد و در بین مردم واژه آیاق یالین پا برهنه معروف است .
حال معنی لال-یال مشخص است چیست
کسی که ناقص است
کسی که تواناییش کم است
کسی که چیزی از اصل و باطن خودش کم شده(تفهیم شده با یالاماق)
🌀در واقع میشود گفت که واژه ی یال بن و پایه ی مشتقات آن است (به معنی ناقص و کم دارا به صورت اصطلاحی به معنی پوست کنده)
با این همه میتوانیم کلمه ی یالان را به معنی دروغ معنی کنیم چیزی که ناقص و بی ارزش میکند و حتی کلمه ی  یالتاق به معنی چاپلوس
یال+ایت+اق
حالتی است که انسان را خار و بی ارزش میکند.
اگر ما بخواهیم یال را در حالت کلی معنی کنیم به معنی غیر خود کفا و بی ارزش است نا چیز است
یالوارماق
یال اسب و کلماتی از این قبیل دقیقا در یک مسیر قرار دارند .⏺

امیدوارم با خواندن این پست لذت برده باشید و زبان ترکی را زنده نگه داریم.
♻️♻️♻️

#yal
#lal
#yalın
#yalqız
#yalnız
#qara
#qaran
#qaranq
#qaranıq
#qaranlıq
#kar
#kor
#kör
#کار
#کور
#لال
#یالنیز
#قاران
#قارانیق
#گارانگ
#قارانلیق
#یالاماق
#یالقیز
#یال
#yalan
#یالان
#یالتاق
#yaltaq
@Turk_sozcukler

Aysu, [08.02.20 12:04]
[In reply to Deleted Account]
Tün
یعنی گئجه
ایندی ده آی + تون = آیلی تون = آیلی گئجه
آیدین = آی تون
تون کلیمه سی ده بو ترکیبده هنی تورکجه میزده حفظ اولموش

قارانلیق باشقا تون باشقا دیر

سورا اسکی تورکجه ده و اوزللیکله چاغاتای و اوزبک تورکجه سینده
قاراماق = یعنی دیدن
کورلاماق دا اگر چاغاتای تورکجه سینه باخاسنگیز یعنی بیر یعتی قازماق البته باشقا انگلاملاردی دا وار

عبدالکریم ساتوک بوغرا خان تذکره سینه
باخینگ لوطفا
دوننگ = دیروز
دون = دیروز
هامیسی Tün دیر
T = D
اولموش

𐱅𐰇𐰼𐰚 eren, [08.02.20 14:39]
[In reply to Aysu]
😄👍منیم ده بویوک بابام بویوک ننه مین  اساس قارغیشلاریندان بیریدی  

تون به تون اولموش
جیزیله وورموش
اییید اؤلمؤش
گؤر به گؤر اولموش
تؤنلَنمش
و.....

𐱅𐰇𐰼𐰚 eren, [08.02.20 14:44]
[In reply to مرتضی (.Uğur)]
دیوان کاشغری ده
تؤن : گئجه  قارانلیق
تؤنک : زیندان ، محل حبس
تؤنریک : قبر ، مزار

تون به تون  :  نبش قبر ، گور به گور شدن ،  جنازش‌آواره‌شدن
اله بویوکلریمیز ده بو انلامی آچیقلاییر
آدلی(معروف) بیر سویوش‌دور

⚘🌾, [08.02.20 17:47]
[Forwarded from پرویز شاهمرسی]
#تاریخ
دورة ترکی قاراخانی:
قاراخانیها گروهی از ترکان بودند که در سدة دهم میلادی از قبایل «یغما» یا «قارلوق» جدا شدند. این قبایل از نظر سیاسی و فرهنگی تابع اویغورها بودند. قاراخانیها بر نواحی کاشغر و یئتدی سو تسلط یافته و دولت قاراخانی را تشکیل دادند. زبان ترکی که در این حکومت رایج بود، به نامهای «ترکی کاشغری» نیز معروف شده و محمود کاشغری آن را به نام «ترکی خاقانی» و یا «ترکی اصیل» می داند. قاراخانیان در سدة یازدهم زبان ادبی و نوشتاری به وجود آوردند که عالیترین نمونه های ادبی زبان ترکی به شمار می روند. این آثار که پس از گرویدن ترکان قاراخانی به دین اسلام تألیف شده اند، عبارتند از:
1- «دیوان لغات الترک» تألیف محمود کاشغری.
2- «قوتادقو بیلیک» تألیف یوسف خاص حاجب.
3- «عتبه الحقایق» تألیف ادیب احمد یوکنکی.
@parvizshahmarasi

مهدی همدم, [08.02.20 20:33]
بر روی زمین قدرتی شگرف تر از ((نیک و بد)) نیست.
بسا چیز ها که ملتی نیک می‌نامد و ملتی دیگر آن را مایه‌ی سر افکندگی و رسوایی  می‌شمرد.
بسا چیز ها یافتم که اینجا بد خوانده می شدند و آنجا (یعنی در جای دیگر) جامه‌ی شریف بر پیکرشان می‌پوشاندند.
هیچ گاه یک قوم یا شخص، همسایه ی خود را درک نمی کند و او را در گمراهی می پندارد و همواره از بی عقلی و دیوانگی او شگفت زده می شود، [زیرا نیک و بد ایشان باهم متفاوت است].
برای هر قومی آنچه به دست آوردنش دشوار است موجب تحسین است. بین قوم ها،((نیک)) آن چیزی است که لازم و در عین حال به دست آوردنش دشوار است...
به راستی، اگر نیاز ها، آسمان، سرزمین و همسایه ی یک ملت را برسی کنید، متوجه می‌شوید که نردبان پیروزی و پیشرفت آن ملت چیست و چرا؛
یونانی ها این به این گفته عمل کردند : ((همواره نخستین باش و از همه پیشی بگیر، جان غیورت ات نباید کسی را دوست بدارد، مگر دوست ات را))
ایرانیان نیز که نیچه نام کتاب خود را از ایشان اقتباس کرده (یعنی نام کتاب چنین گفت زرتشت) این گفته را محترم شمردند:
((راستگو و تیر انداز ماهری باش))
یهودیان نیز به احترام و پیروی از پدر و مادر ثابت قدم شدند و ...
پس ((نیک و بد)) زاده شرایط و موقعیت های ملت ها هستند و آدمیان خود آنها را ابداع نموده اند و این چنین نیست که ((نیک و بد)) الهامات الهی اند که از آسمان فرود آمده باشد و ثابت و غیر قابل تغییر است.
پس بپایید که ارزش گذاری ها دُرست باشد و ((نیک و بد)) ها را ارزیابی کنید تا مبادا ازش ها عامل سقوط شما گردند، چون نیک و بد نردبانی است برای بالا رفتن.

 بر گرفته از کتاب چنین_گفت_زرتشت
آرزوی سلامتی برای تمام دوستان

Deleted Account, [08.02.20 22:10]
[Forwarded from sumer-türk bağı سومر-تورک باغی @sumerturkbagi]
شعر= شیر(سومری)= شارکی(ترکی)
لغت "شعر" سومری است که به معنی آواز خواندن با صدای بلند است که احتمالا باید سرودهای دینی بوده باشند ...
بصورت  "شیر" در سومری گفته میشود و احتمالا لغات "سرودن" و "سرود" نیز از همینجا می آید ...
در واقع "شیر" سومری همان شارکی ترکی است که بنوعی آواز سنتی ترکی گفته میشود و احتمالا قدمتی ۵۰۰۰ ساله دارد
احتمال هر دو لغت سومری و ترکی با چاغیرماق و چیغیرماق همریشه است و کلا شعر بدون آواز و شارکی بی معنی می باشد...
اشعار سومری مختلف هستند بعضی بصورت روضه هستند که مثل ترکی آغی=مرثیه گفته مبشوند ... بعضی برای خواندن بر سر مرده هستند اولا= اولاماق گفته میشوند
... بعضی بصورت شادی و دادبیداد شادی هستند که به آنها هلهله میگویند  و گاهی هم بصورت وحشت و دادوبیداد هستند که بدان ولوله میگویند
اشعار دینی بصورت مقامی خوانده میشوند درست مثل قرآن ...  که باید با آهنگ و ریتم خود خوانده شود
و حالا شعر، شیر، یا شارکی سومری:
sing
šir [SING] wr. šir3 "a song; to sing" Akk. zamāru; zamāru ša pitni
sing of
šir [SING] wr. šir3 "a song; to sing" Akk. zamāru; zamāru ša pitni

Aysu, [09.02.20 11:37]
[In reply to مرتضی (.Uğur)]
Erk
اسکی اویغورجادا
یعتی گوچ
هم Irk Bitig ده بو کلیمه وار
هم
Bilge Tonyukuk
کتیبه سینده
هم
اویغور بودیسم متین لرینده

بو کلمه دن ایندی تورکیه ده بو کلمه لر دوزتیلمیش
Ana Erkil= مادر سالار
Baba Erkil = پدر سالار

Yargı Erki = قویه قضایبه
Yasama Erki = قانون گذاری

𐱅𐰇𐰼𐰚 eren, [09.02.20 13:08]
[In reply to مرتضی (.Uğur)]
سیزین بویوردوغونوز ده دوزدور اوغور بی
Erk  : قدرت ، گوج ، توانا
Erkli : قدرتمند ، نفوذلو ، حتی حاکم


سانیرام  ermek  فعلیندن یارانمیش‌دیر

بن فعل Er  :   آزاد یاشاماق ، رسیدن ،‌پروش یافتن(بزرگ شدن)
،
Er  : سرباز  ، مرد ، قدرتمند قهرمان

Erig : گوجلو

Er   _  erk+ek : ، رسیده ،‌بالغ ، مرد  
جوان

M. Sulduzlu, [09.02.20 13:38]
[]
[ Album ]
💢نمونه‌هایی از نفرت پراکنی کانال و وبسایت آذریها

این وبسایت و کانال آزادانه فعالین تورک را میکروبهای قومی خطاب می‌کند. بدون وجود هیچگونه مصداق، ادله و دلیلی فعالان را به تجزیه طلبی و جاسوسی متهم می‌نماید. بر خواسته‌های قانونی آنان تاخته و دست به شانتاژ خبری میزند، سعی بر سیاه نمایی و رادیکال نشان دادن مطالبات ملل و فعالان دارد. این کانال و وبسایت حتی به کسانی که فقط خواهان اجرای اصل‌های معوقه ۱۵ و ۱۹ قانون اساسی هستند می‌تازد و آنان را عوامل بیگانه میخواند. این وبسایت تنها یک سایت و کانال تلگرامی نیست بلکه در حکم دیده بان و دادن گرا برای دستگیری فعالان ملی فعالیت دارد.و با تمامی این اقداماتی که بر ضد امنیت و مصالح ملی کشور از خود نشان می‌دهد هیچ برخوردی هم با این مجموعه تحلیلی و خبری نمی‌شود. دلیلش چیست؟! ما فعالان تورک آذربایجان خواهان برخورد نیروهای امنیتی با این تفرقه افکنان داخلی در کشور هستیم.و از نیروهای امنیتی خواهانیم آن جدیت و شدت عملی را که در شناسایی و دستگیری گردانندگان کانالها و صفحات فعالین ملی از خود به خرج می‌دهند در شناسایی عوامل این کانال نیز نشان دهند.

✍️#سعید_مینایی
👇👇👇
@millidushunca

Ali, [09.02.20 14:36]
ترک‌زبانان در یادآوری اطلاعات بهترند

🔻 مؤسسه پژوهشی ماکس پلانک آلمان(MPG) در جدیدترین پژوهش خود میزان تاثیرگذاری زبان‌مادری بر نحوه تفکر گویشوران و همچنین بر نحوه پردازش و یادآوری اطلاعات در مغز را مورد آزمایش قرار داده است.🔺

🔻تیم تحقیقاتی مصداقاً عملکرد گویشوران زبان‌های ترکی، ژاپنی و فنلاندی را در یادآوری اطلاعات(به سبب صرف و نحو خاص) بهتر از گویشوران زبان‌های هند-اروپایی(انگلیسی، آلمانی، فرانسوی، فارسی و... ) ارزیابی کرد.🔺

🔻گروه مطالعات آنتروپولوژیک ماکس پلانک تا به امروز حدود ۷ هزار زبان را در سراسر جهان مورد بررسی قرار داده است.🔺

منبع:
https://www.forschung-und-lehre.de/forschung/satzbau-einer-sprache-beeinflusst-das-denken-1483/

📒 کانون آذربایجان‌شناسی دانشگاه تبریز
📕 @ATO_tabrizu

(((
Anthropologie
Satzbau einer Sprache beeinflusst das Denken

Sprache und Kognition hängen enger zusammen als bisher erforscht. Das hat ein interdisziplinäres Team eines Max-Planck-Instituts herausgefunden.

06.02.2019

     
     
     
     
     

Artikel drucken

Die eigene Muttersprache hat einen starken Einfluss auf das Denken. Sie beeinflusst die Art, wie wir Informationen verarbeiten, speichern und abrufen. Viele Studien widmen sich dem Zusammenhang. Auf den Einfluss der sogenannten Verzweigungsrichtung einer Sprache hat sich jetzt ein interdisziplinäres Forscherteam aus Psychologen, Linguisten und Biologen am Max-Planck-Institut für evolutionäre Anthropologie konzentriert.

"Die wichtigste Erkenntnis der Studie ist, dass sich Sprecher linksverzweigter Sprachen bei verbalen und nicht verbalen Arbeitsgedächtnisaufgaben besser an anfängliche Reize erinnern können", sagte Forscher Alejandro Sanchéz-Amaro, derzeit in der Abteilung für Kognitionswissenschaft an der University of California, San Diego, laut einer Mitteilung des Instituts.

Deutsch, Englisch, Französisch, Spanisch oder Italienisch sind demnach typische Rechtsverzweigungssprachen (RB). Der Satzkopf steht normalerweise an erster Stelle, zum Beispiel "die Frau" oder "der Mann". Dahinter – also gewissermaßen rechts vom Kopf – folgt eine Abfolge von Modifikatoren, die zusätzliche Informationen liefern. Im Gegensatz dazu gehen in Linksverzweigungssprachen (LB-Sprachen) wie Japanisch, Türkisch oder Finnisch Modifikatoren im Allgemeinen den Köpfen voran.
Linksverzweigte Sprachen: Satzaussagen lange ungewiss

Um herauszufinden, wie sich die Verzweigungsrichtung einer Sprache auf das Denken der Befragten auswirkt, sind die internationalen Forscherinnen und Forscher in acht verschiedene Sprachkulturen gereist. Vor Ort haben sie Gedächtnistests durchgeführt. Dabei mussten ihre Probandinnen und Probanden Wörter, Zahlen und räumliche Stimuli verarbeiten.

Die bessere Erinnerung an zurückliegende Reize bei Personen mit linksverzweigten Muttersprachen erklärt sich Forscher Sanchéz Amaro damit, dass das Verstehen von Sätzen in LB-Sprachen in Echtzeit sehr stark davon abhängt, sich Informationen zu merken, die am Anfang stehen, was in RB-Sprachen nicht der Fall sei.

In RB-Sprachen könnten Sprecher Informationen dagegen in der Reihenfolge verarbeiten, in der sie im Satz vorkommen. Die Satzköpfe werden zuerst angezeigt und Modifikatoren beeinflussen Satzanalyse-Entscheidungen nur selten.

Im Gegensatz dazu könnten LB-Strukturen bis zum Ende sehr vieldeutig sein, da am Satzanfang stehende Modifikatoren oft erst nach der Analyse des Satzkopfes eine klare Bedeutung bekämen. Daher müssten LB-Sprecher möglicherweise am Anfang eines Satzes stehende Modifikatoren im Arbeitsgedächtnis behalten, bis der Kopf zum Verständnis des Satzes hinzugezogen werde.

Die Tatsache, dass Verzweigungsrichtung und Wortreihenfolge mit einem solch grundlegenden kognitiven Prozess wie dem Gedächtnis verknüpft sein könnten, eröffne neue Möglichkeiten für die psycholinguistische Forschung. Insgesamt gibt es laut Max-Planck-Institut für evolutionäre Anthropologie derzeit weltweit mehr als 7.000 gesprochene Sprachen.

kas

⚘🌾, [09.02.20 20:21]
[Forwarded from 🇮🇷کانال قوم خلج و خلج زبانان (ادغام بخش خلجستان اشتباه است)🇮🇷 (هادی گل)]
آموزش زبان خلجی

کلمات پر کاربرد:
1-هو(Hav) به معنی خانه
2-بالوق(Balogh)روستا
3-تاشقار(Tashghar)بیرون
4-ایچگر(ich'char) داخل
5-اورا(ora)آنجا
6-بورا(Bora)اینجا
7-کول یر(cool yer) همه جا
8-ییر(yer)زمین
9-سوو(sov) آب
10-تورپاق(torpagh)خاک
11-هاقاچ(Haghach)چوب
12- هوت( Hot)آتش
13-بوز(Booz)سرد
14-هیس سه(Hissi)گرم
15-کین(kin)آفتاب
16-کیچه(keche)شب
17-کیندیز(kindiz)روز
18-بیز(biz)ضمیر جمع به معنی ما
19-سیز(siz)""""به معنی شما
20-اوللر(ol'lar)به معنی آن ها
🎋🎋🎋🎋🎋🎋🎋

𐱅𐰇𐰼𐰚 eren, [10.02.20 14:17]
[Forwarded from Türkcə ocağı (𐱅𐰇𐰼𐰚:𐰲𐰼𐰏 eren)]
بیر سایی تؤرکجه سؤزلریمیزدن :
(تعدادی از واژگان  تورکی)


Acıqmaq :گرسنه‌شدن ، احساس گرسنگی کردن
Acışdırmaq : به درد آوردن،به سوزش‌انداختن
Acıqlanmaq : برکسی خشم و‌لج گرفتن
Açılışmaq : خوگرفتن ،اخت شدن
Addımlaşmaq : پابه پای کسی‌رفتن
Addımlamaq : گام برداشتن
Adlanmaq : نام و‌نشان یافتن ، نامور شدن
Aralaşmaq : از همدیگر فاصله گرفتن
Aralanmaq : فاصله گرفتن
Arxalanmaq :  متکی شدن ، تکیه کردن
Arıtmaq :  پاک کردن ، تمیز کردن
Arıqlamaq : لاغر شدن
Azdırmaq : گمراه کردن
Azğın : گمراه
Azmaq : گم شدن
Asqı : بند شلوار ، رخت آویز
Asılı :  آویزان
Aşırım : کمره کوه ، تیغه کوه
Ağlaşmaq : دسته جمعی گریه کردن
Ağlamsınmaq : بغض کردن، بحالت گریه افتادن
Ağnaq :  غلتگاه حیوانات
Ağnamaq : غلتیدن حیوانات
Ağız (ağuz)  : نخستین شیر گوسفندان چهارپایان
Alaçıq : سایه‌بان
Aldırmaq :  وادار به خرید کردن
Alqış : تشویق
 alqışlamaq : تشویق کردن ،دست زدن
Alışdırmaq : روشن کردن ، اتش زذن
Anmaq : یادآوری ، بخاطرآوردن
Anılmaq : بخاطر آورده شدن
Anlamaq : فهمیدن ، درک کردن
Anlaşmaq : تفاهم یافتن
Anlaşılmaq : تفهیم و مفهوم شدن
Ayrıc : دوراهی ، تقاطع
Əprimək : پوسیده و‌پلاسیده‌شدن
Ərişmək : سربه‌سرگذاشتن ، پاپیچ‌شدن
Ərinti : مذاب
Ərinmək : تنبلی کردن,  حالت مایع در آمدن
Əzdirmək : نازنازی کردن ، لوس‌کردن
Əskimək : کهنه شدن ، قدیمی‌شدن
Əskilmək : کم شدن کاسته‌شدن
Əsnəmək  : خمیازه کشیدن
Əkmək :  کاشتن _ دک کردن
Əkilmək : کاشته شدن _ جیم شدن
Əlləşdirmək : انگولک کردن ور رفتن
Əlləşmək : تلاش و درگیر شدن‌ برای حل مسئله ای
Əmgək : فرق سر
Usanmaq : خسته و‌بیزار شدن
Oğunmaq :  خنده شدید _ از خنده روده بر شدن

🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶
Bizə qoşulun
👇👇👇👇👇
@Anadili_qazvin

𐱅𐰇𐰼𐰚 eren, [10.02.20 20:41]
[Forwarded from Türkcə ocağı (𐱅𐰇𐰼𐰚:𐰲𐰼𐰏 eren)]
🛑(3)

🔷تورکجه فعل چکیمی (صرف  افعال ترکی) :

🔶 پسونده روایت(شنیداری)(imiş)  : در فعلهای مرکب بعد از پسوند زمان قرار داد در صورت چسبیده نوشته شدن بصورت miş ‌میچسبد

🔷روایت فعل ؛ روایت برحسب شنیداره فعل است ، گوینده  این فعل برخلاف حکایت که شهودی و مطمئن بود اصلا  شاهد فعل نیست ، فعل را بعنوان  شنیده  خود (نامطمئن) روایت میکند ؛

 Rəvayət (eşidilən)    = روایت (شنیده)

⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️

 İndi zamanın rəvayəti (olumlu):  
❇️صرف فعل -   زمان حال روایتی _ (مثبت) :


♦️ Alırmışam : al+ ır +mış +am ☑️

♦️Alırmışsan : al + ır + mış+san ☑️

♦️ Alırmış : al +  ır + mış ☑️

♦️ Alırmışıq : al + ır + mış+ıq ☑️

 ♦️Alırmışsınız : al+ır+mış+sınız ☑️

♦️ Alırmışlar : al + ır +mış + lar  ☑️

🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷
🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶

 İndi zamanın rəvayəti (olumsuz):  
❇️صرف فعل  زمان حال روایتی (منفی) :

🔘 در صرف این فعل پسونده ma که بعنوان پسوند منفی‌ساز میباشد ،‌ بصورت اختصار و خلاصه شده (m) قرار گرفته و صرف‌ شده ;

♦️Almırmışam:
 al + m(a)+ ır+ mış + am ☑️

♦️Almırmışsan:
 al+ m(a) + ır + mış + san ☑️

♦️ Almırmış :
 al + m(a) + ır + mış☑️

♦️ Almırmışıq:
al + m(a) + ır + mış + ıq ☑️

 ♦️ Almırmışsınız :
al+ m(a) + ır + mış + sınız ☑️

♦️ Almırmışlar :
 al + m(a) + ır + mış  + lar ☑️

💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎

Bizə qoşulun
👇👇👇👇👇
@anadili_qazvin

Saeed Ghojavand, [11.02.20 09:15]
[Forwarded from لاچچین]
[ File : تونلی به اعماق قرون و اعصار.pdf ]
« تونلی به اعماق قرون و اعصار »
واکاوی بنیانهای زبانی توْرکی معاصر ، در توْرکی سومری

پژوهشگر و نویسنده : الیاس بهرامپور ( لاچچێن )

لاچچێن کانالێ ، تۆرک کانالێ

https://telegram.me/borlachin1

Saeed Ghojavand, [11.02.20 09:15]
[Forwarded from لاچچین]
به نام الله
سلام بر ایل بزرگ قشقایی !
 سلام بر  آذربایجان قهرمان !
 سلام بر تمامی توْرکان ایران و جهان !

همان طور که قول داده بودم ، کتاب اینترنتی خودم را که حاصل بیست و شش سال مطالعه و پژوهش است ، تحت عنوان « تونلی به اعماق قرون و اعصار » در باره بنیانهای زبان توْرکی سومری و توْرکی معاصر را در اختیار دوستداران زبان فاخر ، کهن ،  توانمند و قاعده مند توْرکی قرار  دادم تا همگان به رایگان  ببینند و بخوانند .

برای اولین بار با واکاوی بنیانهای تک - هجایی توْرکی معاصر و توْرکی سومری به نتایج خیره کننده ای رسیده ام که قطعا از این همه همسانی و یکسانی با گذشت چندین هزار سال ، تعجب خواهید کرد . این کتاب را بخوانید و به هرکسی که دوستش دارید ، از طرف من هدیه بدهید .

به امید آن روز که زبان فاخر و کهن توْرکی ، در سرزمین اولیه ی توْرکان ، ایران ، رسمیت یابد و فرزندان توْرک بتوانند تا سطوح عالیه و دکترا با زبان توْرکی بخوانند و تحصیل کنند .

از خدا خواهیم توفیق ادب !

الیاس بهرامپور ( لاچچێن ) شاعر ، نویسنده ، مترجم ، پژوهشگر و زبان شناس توْرک

لاچچێن کانالێ ، تۆرک کانالێ
بو کانالا قوْشولونگ !
تۆرکی سؤزلر ، یاشیل قوْشما ائشیدینگ !
https://telegram.me/borlachin1

𐱅𐰇𐰼𐰚 eren, [11.02.20 12:55]
[Forwarded from Türkcə ocağı (𐱅𐰇𐰼𐰚:𐰲𐰼𐰏 eren)]
[ Photo ]
Quzey : شمال
Güney : جنوب
Batı : غرب
Doğu : شرق‌

Quzeydoğu : شمال شرقی
Quzeybatı : شمال غربی
Güneydoğu : جنوب شرقی
Güneybatı : جنوب غربی

___________________

Bizə qoşulun
👇👇👇👇👇
@Anadili_qazvin

Ahmad 🍃, [11.02.20 18:25]
[Forwarded from SÖZ]
بیر سؤزجویون اؤیکوسو (۱)
           منصور مظلومی

«خییوو» نه دئمک؟
(خییوو، ساوالان داغینین قوزئیینده یئرلشن «مشگین شهر» دئییلن شهرین خالقین دیلینده‌کی آدی‌دیر.)

سؤزجوک، یاشادیغی سس اولایلاریندان دولایی اسکی بیچیمینی ایتیرمیش و گونوموزده قوللانیلان بیچیمینی آلمیشدیر. بو اوزدن، سؤزجویون یاپیسینی و  داشدیدیغی آنلامی تاپماق یولوندا سؤزجوکده اوز وئرن سس اولایلارینی آیدینلاتماق اونملی‌دیر.
 ۱- تورکجه سس بیلگیسینه گؤره ، دیلمیزده «O» سسی یالنیز سؤزجویون ایلک هیجاسیندا گلیر و اسکی تورکجه‌ده  سونوندا « O » سسی اولان بیردن چوخ هیجالی سؤزجوک یوخدور.
آنجاق بونو سؤیله‌یینجه  "دیلیمیزده اولان ، سونو «OV» بیچیمینده یازیلیب اوزون «O» تلفظ ائدیلن بوزوو، دمیروو، بوخوو، قاشوو، بیلوو، قیروو و .... کیمی سؤزجوکلر ندن بو قورالا اویمور؟" سوروسونو دا یانیتلامامیز گرکیر.  
دوغروسو بو سؤزجوکلرین سونونداکی اوزون  «O» سسی بیر سس اولایی سونجوندا اورتایا چیخمیش و سؤزجویون آنا یاپیسینی اولوشدوران سسلر ایچینده یوخدور.
اؤیله‌سه، اوزون O سسینه چئوریلن سسلر هانسی سسلردیر؟ و یوخاریدا وئریلن اؤرنک سؤزجوکلرین یاپیسی ندیر؟

۲- اسکی تورکجه‌ده «آغی/ آغو» بیچیمینده بیر یاپیم اکینین اولدوغونو بیلیریک. بو اکله تؤرنمیش سؤزجوکلردن اؤرنکلر:
 - چاغداش تورکیه تورکجه‌سینده قولانیلان «قیراغی/ kırağı» ( سویوق هاوادا، یئرین، بیتگی‌لرین، آغاجین و باشقا نسنه‌لرین اوزرینده دونموش سو داملاجیقلاری)
- «دده قورقود»دا قوللانیلان « بوقاغو» ( قیچا باغلانان دمیر حلقه) «آغیر بوقاغو توپوقجاغین دؤگر، دئیین می؟»( قازان بیین اوغلو اوروز بیین توتساق اولدوغو بوی)
 -  دیوان‌ا‌لغات الترک‌ده «تمیره‌غو» (دریده اوز وئرن بیر جور آزار)
 و ...
بو اک قوشولدوغو سؤزجوکده  «av»  و سونرا اوزون «O»  شکیلینده تلفظ ائدیلیر و سونرا سؤزجویون بیچیمینده ثابیتله‌شیر.
  Ağı/ ağu > av  > ô
بو سس اولایی، گونوموز تورکیه تورکجه‌سینده قولانیلان «قیراغی/ kırağı» سوزجویونون عینی آنلامدا آذربایجان تورکجه‌سینده «قیروو» بیچیمینده قولانیمینی دوشونونجه آچیقجا اؤزونو گؤسته‌ریر:
  Kırağı(qırağı) > qırav> qırov(qırô)
 سوز قونوسو سس اولایینی داها یاخشی آنلاماق اوچون  دیققت ائتمه‌میز گرکن قونو سؤزجوکده‌کی «غ» حرفینین نئجه تلفظ ائدیلمه‌سی دیر. سؤزجوکده‌کی «غ» حرفی وورغوسوز و یوموشاق «y» کیمی تلفظ ائدیلمه‌لی:
Ağu : Ayu: Aau > aw >ov(ô)
Kırağı : kıraaı : kıraw:Kırow > kırov/qırov
ائلجه‌ده «قیروو» سؤزجویونون سونوندا کی «v» حرفی ده وورغوسوز و w حرفینه داها یاخین و «O» سسی کیمی دئییلیر.
دئمک تورکیه تورکجه‌سینده‌کی «قیراغی» و آذربایجان تورکجه‌سینده‌کی «قیروو» سؤزجوکلرینی ایکی آغیزدا تلفظ بیچیمینی بیر یئرده دوشونونجه سس اولایینین نرمال اولدوغونو و ایکی سؤزجویون عینی اولدوغو قولایجا آنلاشیلیر:
Qırağı = qırov
(Qıraaw = qıroow)
عینی بیچیمده «بوقاغو»، « بوقوو= بوخوو» اولموش:
Buqağu > buqov= buxov
( ق >خ دیلیمیزده نرمال سس اولایی‌دیر.)
دئمک سونو اوزون «O» یا «OV » اولان  دیلیمیزده‌کی بوتون بیردن چوخ هیجالی سؤزجوکلرین بیر اؤنجه‌کی بیچیمی «آغو/آغی» اکی ایله بیتیر و او سؤزجوکلرده‌کی  ov و o، «آغی/آغو> آو» سسلریندن دؤنمه سس‌دیر:
تمیراغی >  دمیراو > دمروو (ت > د سس دییشیمی یایقین اولایدیر.)
بیله‌غی > بیلاو > بیلوو( پیچاق ایتیلتمه آلتی)
و ....
بو اولای «قوو» سؤزجویونده ده اؤزونو گؤسته‌ریر. دیوان لغات الترک‌ده بو سؤزجوک‌ «qaw»( چاخماق داشی ایله یاناجاق بیر طور آغاج گؤبه‌لیی قوروسو)
Qav(qaw) > qov(qô)
(Ô اوزون تلفظ ائدیلن O سسی نمادی یئرینه قوللانیلمیش.)

۳- «آغو/آغی» اکینین ایشلولریندن بیردی توپونیم و یئر آدلاری تؤرتمکدیر:
هیروو( خلخال بؤلگه‌سینده)، میشوو، دیزوو( مشگین بؤلگه‌سینده) ، خییوو و .....
جهانگیر قیزیل اؤزنه گؤره «هیروو» آدینین « هیراو» بیچیمیندن گلدییی اسکی متنلرده  و اسکی نقشه‌لرده بیلینمکده‌دیر. او، هیروو آدینین اسکی بیچیمینی «قیراغی» بیلیر.
خییوو آدینا گلینجه، حمدالله مستوفی نزهة القلوب (۷۴۰ه.ق)اثرینده بو آدی «خیاو» بیچیمینده قئیده آلمیشدیر.
یوخاریدا آچدیغیمیز گئنیش گیریشدن اؤیکویه گیرینجه «خییوو» سؤزجویونون بیر اؤنجه‌کی بیچیمی «خییاو/ xıyav) اولدوغونو گؤرمک اولور. (سؤزجویون سونونداکی
سس، وورغوسوز و w کیمی سسله‌نیر.)
داها اؤنجه‌کی بیچیمی ایسه « خییاغی» و «قییاغی» بیچیمینده اولموش. ( سؤزجویون باشیندا ق>خ  سس دییشیمی اولایی آذربایجان آغزیندا بولجا یاشانمیش اولایلاردان‌دیر.) دئمک سؤزجوک اسکیدن گونوموزه گلینجه بو بیچیملری آلمیش:
 Qıyağı > qıyav > xıyav > xiyov
(دانیشیقدا:  xiyô)
قییاغی سؤزجویونون یاپیسینا باخارساق:
Qıyağı = qıyı + ağı
آغی: یئر آدی دا تؤره‌دن یاپیم اکی
قییی: قیراق، کنار ، ساحل، سینیر

  t.me/a_z_soz

Ahmad 🍃, [11.02.20 18:25]
[Forwarded from SÖZ]
بیر سؤزجویون اؤیکوسو ( ۲ )
           منصور مظلومی

«خیییوو نه دئمک؟
( آردی بیرینجی بؤلومدن)

....
سؤزون قیساسی، خییو(= خییاو =قییاغی) «قییداکی، قیراقداکی، سینیرداکی، ساحیلده‌کی[یئر و او یئرده‌کی‌لر] کیمی بیر آنلام داشییا بیلر.
بو باخیمدان «هیروو» آدی ایله ائش آنلاملی و قارداش کلمه ساییلا بیلر.
هیروو < هیراو < قیراغی
خییوو < خییاو <  قییاغی
شهر و بؤلگه‌یه قییی، کنار آدی وئرمک ا تورکلرده و تورک تاریخینده اؤرنیی اولان قونو دور:
 
یاکوت= یاک+ u + ت
یاک: یاخا ؛ u: قایناشدیریجی سس ؛ ت: یاکوتجا دا چوخول اکی(=لر/لار)
یاکوت: یاخاداکیلار، قیراقداکیلار
یاکوتلارین باشقا آدی اولان «ساخالار» دا عینی آنلامی یانسماقدادیر:
ساخا = یاخا

(تاریخسل باخیمدان دا یاکوتلارلا  خییوو تورکلری آراسیندا و  میلاددان ۵۰۰ ایل اؤنجه باتییا کؤچ ائتمیش تورکلر(سابیرلار)
آراسیندا اولاسی باغی تاپماق مومکون کیمی گؤرنور. )


 اک آچیقلاما:
 - بو اینجه‌له‌مه، جغرافیا آچیسیندان بؤلگه‌نین دورومونا، ائله‌جه ده گرکن تاریخسل اولایلارا توخونولمادان، دیل بیلیمی آچیسیندان گئرچکلشدیریلدی.
 -  اسد یعقوبی‌ وراوی‌ده یازدیغی بیر مقاله‌ده قونونون باشقا یؤنلرینی ده اله آلمیشدی‌.( وراوی، سایی ۳۳، ۸۲/۴/۲۵)

t.me/a_z_soz

𐱅𐰇𐰼𐰚 eren, [11.02.20 19:10]
[Forwarded from Türkcə ocağı (𐱅𐰇𐰼𐰚:𐰲𐰼𐰏 eren)]
🛑(4)

🔷تورکجه فعل چکیمی (صرف  افعال ترکی) :

 Feilin çəkimi - Sadə gəniş zaman (olumlu)  :  
❇️صرف فعل - زمان گسترده ساده (مثبت) :


♦️ Alaram  : Al + ar +am ☑️

♦️ Alarsan : Al + ar + san ☑️

♦️ Alar : Al + ar ☑️

♦️ Alarıq :  Al + ar + ıq ☑️

 ♦️ Alarsınız :  Al + ar + sınız ☑️

♦️ Alarlar : Al + ar + lar  ☑️

🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷
🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶

Feilin çəkimi- Sadə gəniş zaman (olumsuz):  
❇️صرف فعل - زمان گسترده ساده (منفی) :

🔶پسونده منفی ساز məz_maz مخصوص زمانه گسترده

 🔷پسونده منفی ساز ma و maz هردو‌ در صرف این افعال زمان گسترده نقش دارند ؛ پسونده ma  و maz در بعضی اشخاص که دوگونه صرف دارند  هردو  قابل استفاده  ، در بعضی اشخاص  مخصوص و خاص قابل استفاده هستند؛


♦️ Almaram  : Al + ma + (a)r +am ☑️

♦️Almarsan : Al+ ma + (a)r + san☑️
_Almazsan : Al + maz + san ☑️  
 
♦️ Almaz : Al + maz  ☑️

♦️ Almarıq : Al + ma + (a)r + ıq ☑️

♦️ Almarsınız : Al+ ma +(a)r+ sınız☑️
_ Almazsınız : Al + maz + sınız ☑️

♦️ Almazlar : al + maz + lar ☑️

💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎

Bizə qoşulun
👇👇👇👇👇
@anadili_qazvin

Aysu, [11.02.20 19:36]
[In reply to 𐱅𐰇𐰼𐰚 eren]
سلام گوزل بیر یازی انجاق بیر زادلار بونا علاوه ائدمگ ایستردیم
اسکی تورکجه ده حال ساده یوخ
حال ایفاده ائدمگ ایچین بو مضارع بسیط یا همان اینده نزدیک و یا گنیش زامان کیپلرینی ایشلدیرلردی

فقط زامان قیدلرینه باخیپ اونونگ حال یوخسا گئیش زامان اولدوغونو تثبیت ائده بیله رگ
انجاق خوارزم تورکجه سینده ایلک دفعه حال ایچین تاززا بیر زامان کیپی گلیشتیریلدی

بو فرمول نان

بن یا گووده + A-ə + turur + ضمایر شخصی

kələ turur Mən
می آیم

آنجاق قشقایی و آزرلایجان دیلینه گلینجه
بو گئنیش زامان کیپلری
ایککی یه آیریلمیش

بیر قیسمی حالی ایفاده ائدر
بیر قیسمی گئنش زامانی یاخود اینده ی نزدیکی ( باخین گلجک)

آنجاق تورکیه تورکجه سینه
بو ایککی قیسیم تامامی گئنیش زامانی ایفاده ائدر
حال ایچین معروف Yor کیپی وار
بو Yor کیپی Yorır یادیمچی فعلی نینگ اکلشمه سی اینن اورتایا چیخمیش
ایلک دفعه ده
احمد فقیه چرخ نامه سینده تثبت اولونموش

ده ده قورقودونگ او مقدمه بولومونده ده بو Yorır وار
Kələ Yorır

یعنی ده ده قورقوردونگ یازیلدیگی زامان بو اکلشمه هنوز یوخ

تشککورلر گوزل یاری یی ایدی

𐱅𐰇𐰼𐰚 eren, [12.02.20 12:41]
[Forwarded from Türkcə ocağı (𐱅𐰇𐰼𐰚:𐰲𐰼𐰏 eren)]
[ Photo ]
(گئجه گؤندؤزلؤک چاغلار)
زمانهای شبانه روزی

♦️gün _Gündüz  :  روز(طلوع تا غروب خورشید)

♦️Səhər_erkən_ertə : صبح(شروع
روز)

♦️Gün orta  _ öylə  : ظهر (وسط روز)

♦️Gün ortadan sonra  : بعد از ظهر‌تا نزدیکه عصر

♦️İkindi : بعدازظهر (نیمه دوم ظهر تا عصر)

♦️Axşam :  عصر (غروب خورشید‌ - ابتدای شب)

♦️Günbatan : هنگام غروب خورشید

♦️Gecə  :  شب

♦️Yarı gecə : نیمه شب

♦️Obaşdan : قبل از طلوع خورشید (نیمه‌شب تا طلوع خورشید)

______________________
Bizə qoşulun
⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️
@anadili_qazvin

𐱅𐰇𐰼𐰚 eren, [12.02.20 19:50]
[Forwarded from Türkcə ocağı (𐱅𐰇𐰼𐰚:𐰲𐰼𐰏 eren)]
🛑(5)

🔷تورکجه فعل چکیمی (صرف  افعال ترکی) :

 Feilin çəkimi -  gəniş zamanın hekayəsi (olumlu)  :  
❇️صرف فعل - زمان گسترده حکایه  (مثبت) :
Almaq : مصدر(eyləmlik)


♦️ Alardım  : Al + ar + dı + m ☑️

♦️ Alardın : Al + ar + dı + n ☑️

♦️ Alardı : Al + ar + dı ☑️

♦️ Alardıq :  Al + ar + dı + q ☑️

 ♦️ Alardınız : Al + ar + dı + nız ☑️

♦️ Alardılar : Al + ar + dı + lar  ☑️

🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷
🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶

Feilin çəkimi - gəniş zamanın hekayəsi (olumsuz):  
❇️صرف فعل - زمان گسترده حکایه  (منفی) :

🔶 منفی کردن فعل زمان گسترده حکایه با پسونده منفی ساز məz_maz  میباشد ؛

♦️ Almazdım : Al + maz + dı + m ☑️

♦️Almazdın : Al+ maz + dı + n ☑️  
 
♦️ Almazdı : Al + maz + dı  ☑️

♦️ Almazdıq : Al + maz + dı + q ☑️

♦️Almazdınız : Al + maz + dı+ nız☑️

♦️ Almazdılar : al + maz + dı + lar ☑️

💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎

Bizə qoşulun
👇👇👇👇👇
@anadili_qazvin

تورکجه سؤزجوک‌لر( سؤزلوک)=19 تا 13 فوریه 2020

Saeed Ghojavand, [13.02.20 08:24]
فریب دادن مردم
آسانتر از این است
که آنها را متقاعد کنی
که فریب خورده اند...!

#مارک_تواین

خلقی قاندیرماق آلدانمیش لیقینا اولاری آلداتماقدان چَتین رَگ دیر.

Saeed Ghojavand, [13.02.20 13:24]
[Forwarded from خلچ]
ص ¬_ 7

آتو تَییشمک- اسم را تغییر دادن.

آتو قالتیرماق-  نام و شهرت را ماندگار گردانیدن.

آتوم-  اسم من.

آتون-  اسم تو. بروزن«سنین آتون»

آتون نئسه رتی- اسم تو چی بود؟

آتون نئسه ری-  اسم تو چیست؟

آتون نئسه میش-  نام تو چی بوده؟، بروزن«آتون نئسمیش»

آتونو کیم قوْمیش-  چه کسی اسم تورا برداشته، برتو نامگذاری کرده؟، بروزن«آتونو کیم کتیرمیش؟»

آتونو کیم کتیرمیش-  اسم تو را کی برداشته؟

آت وئریلمیش-  ملقب شده، مشهور شده. بروزن«آتلانمیش»

آتی-  اسمش، نام او، نام آن. ضربالمثل:
«آتی آواچا، آوازاسی ساواچا»

آتی آغیزلاردا تیشمز- اسمش از زبانها نمی افتد، همیشه ورد زبانهاست. اینگونه ساختارها ظاهر منفی دارند ولی کاربرد آنها مثبت است.

آتی ایستیچه-  نامش روشه، اسمش روی خودش است.

آتی باتماق- فراموش شدن. بروزن«آتی یِیتمک»

آتی بیلینمز- گمنام، ناشناس.

آتی پئسکه هینمک-  بدنام شدن، به بدنامی مشهور شدن. بروزن«آتی پئسلیککه هینمک»

آتی تیللرچه ری-  اسمش بر سر زبانهاست، مشهور است.

آتی تیللرده تیشمک-  نام و آوازۀ کسی از سرزبانها افتادن، فراموش شدن.

آتی تیللرکه تیشمک-  اسم و شهرتش بر سرزبانها افتادن، معروق شدن.

آت یتلیر- (Ati yetlir) نام برده می شود، اسمی بمیان می آید.

Aysu, [13.02.20 15:37]
[In reply to کهکشان]
جانیم روحوم اون نون عنه دیر
سون سسیز
اینگ
گاف و قافنان فرقلیدیر

تانگ = Taň

نون عنه هم قالین سسلیلرنن هم اینجه سسلیلرنن گله بیلیر

تانگ سوزجوگونونگ سون صامتی اصلا قاف یا گاف دگیل کی بیربیره دونوشسون
واراول دوستوم

❤️❤️❤️

Aysu, [13.02.20 16:12]
[In reply to کهکشان]
اورتا تورکجه دن بویانا کی عرب الفباسیتی ایشلتمه یه باشلادیلار ( البته تورکلر)
بو نون عنه یا ساغیر نون یا عثمانلیلارا گوره کاف نونی ایچین باشقا بیر حرف دوزدیلر

یعنی کاف قویوپ اوستونه اوچ نقطه قویولاردی

مثلا
سکا = سنگه = Seňe
اکا= Aňa = اونا

بو کافلار اوستونه اگر خطی متین لره باخاسنگیز بو اوچ نقطه لر وار

استاد اسماعیل هادی دا دهخدادان نقل ائدمیش

من سانمیرام تانق یازیلیشی دوزاولا

شاید من گورمه میشم
اسکی متینلرده گورن وارسا لطفا شات گوندرسین

ممنون گنه
دئدیم بو آچیقلامایی دا یازام

تکری = تنگری
کاف اوستونه اوچ نقطه

بعضی چاغاتای متینلرینده
کاف قیراغینا نون دا وار

تنکری = Teňri

𐱅𐰇𐰼𐰚 eren, [13.02.20 16:30]
حاقلیسیز آیسو خانیم

اسکی دورومو  تانگ‌دیر  نگ آیریلماز و بیر بیریک حرف‌دیر

دانگ ، دانق ، تانگ ، تانق ، تان ,  دان  هامیسی بیر آنلامدادی و‌دوزدور

بوگون تلفظلرده  هردن گ یوخ اولوب گ دونوب ق  اولوب  
مثلا بیز   

یئنگی دییریک ، اله نگ قالیب
یالقوز (یالنقوز)دییریک ,  نگ  نق اولوب
دونقوز دییریک ؛  نگ  نق اولوب
یونگ ؛  نگ قالیب اوجور

دیه‌سن بیرسایی قالینلاردا بوگون نق اولوب

sevin سئوین_ gh chegini, [13.02.20 18:32]
بانو یاخانم ؟؟؟؟

کدام بهتراست؟؟؟؟

چندی قبل مطلبی دیدم بااین مضمون که خانم یک کلمه مغولیست وکم ارزش ولی بانو یک کلمه فارسیست وبسیار باارزش پس بجای خانم مغولی بانوی فارسی استفاده کنید ،انگار این رویه نخ نمای قلم های آریا محور خستگی ناپذیرند ومانند گذشته برای اَخ کردن هرچیزوکسی باید یک سرآنرا به عرب وتازی یاترک ومغول وصل کنند

به ریشه خانم وبانو میپردازیم تاببینیم کدام بهتراست واین دوکلمه که ریشه درتاریخ هزاران ساله هرقوم  داشته وسینه به سینه حامل فرهنگ ونگاه قوم حامل آن به مسئله زن بوده چه معنایی راحمل میکنند

خانم =خان +ایم

خان =شاه,پادشاه ,سرور ,بزرگ
ایم =پسوند
درمجموع خان من .سرور من .بزرگ من .پادشاه من .

 تورکهابرای لغاتی  بابارمعنایی مثبت مشابه لغت خان بااضافه کردن ایم ارزش واحترام  آن راازاصل لغت بالاتر میبرند مثلا گوزل یا جان که بااضافه کردن ایم به گوزلیم یاجانم تبدیل میشوند .

یعنی خانم تورکی حتی ارزش واحترامی  بالاتر ازخان تورکی دارد


علاوه براینها زن دربین تورکهاچنان عزت واحترامی داشته که ازاسامی باارزش واحترامی بالاتر ازخانم نیزاستفاده کرده اندمانند موارد ذیل

خاتون :زن بزرگمنش ،بانوی عالی نسب (دهخدا)

قادین ؛به والده سلطانهایامادر بزرگترین شاهزاده (دهخدا)

بیگم ؛ملکه مادر،لقب زنان نجیب ومحترم (دهخدا)


بانو؛هنوز به درستی ریشه بانو پیدانشده است وبین زبان شناسان درپیدا کردن ریشه واصل آن اختلاف نظر وجود دارد بعضیهاآنرالغتی عیلامی وهخامنشی میدانند وبعضیها هم سانسکریت . دهخداریشه این کلمه باحتمال حارس وحافظ میداند ودرتوضیح ریشه آنرا اینگونه مینویسد
گمان میکنم ازبان بمعنی حارس وحافظ ودارنده وامثال  آن است و ,,و,,علامت شفقت تاتانیث یاتصغیر است

پسوند واو درزبان وفرهنگ فارسی برای تضعیف یاکوچک کردن بکارمیرود مثلا یارو که یار تضعیف شده است وبعضا برای تمسخر مصطلح شده وبرای کسی که نخواهند اسمش راببرند استفاده میشود
 دهخدا ،،و،،رو علامت مونث گرفته اما در پهلوی و زبانهای ایرانیک غربی ،،و،،مالکیت و احتیاج رامیرساندوباتوجه به قدمت کلمه این احتمال قوی تراست گرچه احتمال اول هم معنای خوبی ندارد پس به معنی  بانومیپردازیم

بانو ؛

بان =محافظ .حارث.نگهبان

و=پسوند تضعیف ومالکیت واحتیاج

بانو =کسی که به محافظت ونگهبانی احتیاج داره وتقریبا میشه معنی ضعیفه رو ازاون استخراج کرد

این تضعیفات رو میشه درلغاتی مثل مهربان وشهربان وکدبان که بصورت مهربانو وشهربانو وکدبانو درآمده اندنیز مشاهده کرد مثلا شهربانو یعنی شهری که احتیاج به محافظت داره

میبینید که به چه راحتی افکارملتی بی اطلاع وکم مطالعه واکثرا کم سوادبا تبلیغات بسته وحشتناک تلویزیونی وکتابی به بازیچه گرفته میشود این مشتی ازخروار است

𐱅𐰇𐰼𐰚 eren, [13.02.20 19:14]
[Forwarded from Türkcə ocağı (𐱅𐰇𐰼𐰚:𐰲𐰼𐰏 eren)]
🛑(6)

🔷تورکجه فعل چکیمی (صرف  افعال ترکی) :

 Feilin çəkimi -  geniş zamanın rəvayəti (olumlu)  :  
❇️صرف فعل - زمان گسترده روایتی  (مثبت) :
Almaq : مصدر(eyləmlik)


♦️ Alarmışam : Al + ar + mış + am ☑️

♦️ Alarmışsan : Al + ar + mış + san ☑️

♦️ Alarmış : Al + ar + mış ☑️

♦️ Alarmışıq :  Al + ar + mış + ıq ☑️

♦️Alarmışsınız:Al+ar+mış+sınız ☑️

♦️Alarmışlar :Al+ar+mış+lar  ☑️

🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷
🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶

Feilin çəkimi - gəniş zamanın rəvayəti (olumsuz):  
❇️صرف فعل - زمان گسترده روایتی  (منفی) :

🔶 منفی کردن فعل زمان گسترده روایتی با پسونده منفی ساز məz_maz  میباشد ؛

♦️ Almazmışam :
 Al + maz + mış +am☑️

♦️Almazmışsan :
Al+ maz + mış + san☑️  
 
♦️ Almazmış :
 Al + maz + mış☑️

♦️ Almazmışıq :
Al + maz + mış + ıq ☑️

♦️Almazmışsınız :
Al +maz +mış+ sınız☑️

♦️ Almazmışlar :
al + maz + mış + lar ☑️

💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎

Bizə qoşulun
⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️
@anadili_qazvin

𐱅𐰇𐰼𐰚 eren, [13.02.20 22:43]
[In reply to Aysu]
ساغولون  گوزللیک باخیشینیزدان دوشونجه‌نیزدن.دیر🌺🌷
هیه بیز‌ ده چول  دییریک ، بیزدن بئش دنه کند  اویانا اشیک دییر  ، یازی ، باییر  دئینلرده هامیسی وار👍

بیر بالاجا دوشونجم ده وار  بونا دا باخین تاشرا اسکی تورکجه ده  ارتیق گلمک ، اضاف گلمک  دی  ،،،،
تاشقار  اوزو فعل دی  ،  قار قور ،  قیر    پسوند فعل سازدی  
تاشقارماق  :  اضافه گلمک ،  چیخمالی اولماق ،  اسکی اویغورجادا (اوزاقلاشماق)
تاشقاردیم  ؛  چیخدیم ، از جمع کم شدم ، خارج شدم  
و تاشرا دا کی گوک تورکجه‌ده اوزو  بیرون آنلامیندا  ،  تاشرا : چیخیلان یئر ، تاشقاران یئر (بیرون)

𐱅𐰇𐰼𐰚 eren, [14.02.20 12:21]
[Forwarded from Türkcə ocağı (𐱅𐰇𐰼𐰚:𐰲𐰼𐰏 eren)]
# تؤرکجه_سؤزلر

İməkləmək: چهار دست و پا رفتن
Evlənmək : ازدواج کردن
Badalaq : پشت زدن به کسب
Barışmaq : صلح و آشتی کردن
Basdırmaq : دفن‌کردن ،خاک کردن
Basmarlamaq : ناگهانی زور و فشار آوردن
Başlamaq : شروع کردن
Bağdaş : چهارزانو نشستن
Bağırtmaq : جیف‌و فریاد کسی رو در آوردن
Baydırmaq :  باختن ، از‌دست دادن ،‌دست گل‌آب دادن
Bəbək : مردمک چشم ، بچه کوچولو
Bərkişmək  : سخت و سفت شدن
Bərəltmək: با چشمان خیره و متحیر نگاه کردن
Bəlləmək : نشانه‌گذاری ، مشخص کردن
Budamaq : تکه تکه ، شاخه شاخه کردن
Budanmaq : از هم دریده شدم‌،تکه تکه‌شدن
Burcutmaq : قروفردادن ، غمزه
Burxulmaq : پیچ خوردن دست و‌پا
Bürüləmək :مچاله کردن ،
Bürümək : به پارچه پیچیدن
Xortlamaq :  زنده شدن مرده
Darılmaq : حوصله سررفتن
Daldalamaq : عقب کشیدن ،خفا و پناه گرفتن
Dalğın : غرق در‌فکر
Danqaz :  نافرمان ، حرف نشنو
Dürtmək : زور‌چپان کردن
Duruxmaq : به فکررفتن، در حیرت و شگفتی رفتن
Duruşmaq :  روی‌یک قاعده ایستادن
Çapalamaq : دست و‌پا زدن برای کار و هدفی
Çaxnaşdırmaq :  ایجاد تنش ،‌بهم زدن ،آشوب‌کردن
Çaşdırmaq : سردرگم‌کردن ،گیج کردن
Çərtmək : دررفتن لغزیدن فرارکردن
Çökdürmək : به زانو در آوردن
Çulğalamaq : فراگرفتن (پوشانیدن)
Çimdirmək :  کسی را آبتنی دادن
Çimdikləmək : ویشگون گرفتن
Toparlamaq : جمع کردن یکجا گرد آمدن
Toparlanmaq : جمع و جور شدن
Toplamaq : جمع کردن

_______________________
Bizə qoşulun
⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️
@Anadili_qazvin

𐱅𐰇𐰼𐰚 eren, [14.02.20 19:11]
[Forwarded from Türkcə ocağı (𐱅𐰇𐰼𐰚:𐰲𐰼𐰏 eren)]
🛑(7)

🔷تورکجه فعل چکیمی (صرف  افعال ترکی) :

 Feilin çəkimi - şühudi(görülən)  keçmiş (olumlu)  :  
❇️صرف فعل - زمان گذشته شُهودی(دیده) (مثبت) :
Almaq : (eyləmlik) مصدر


♦️ Aldım  : al + dı + m ☑️

♦️ Aldın : al + dı + n ☑️

♦️ Aldı : al + dı☑️

♦️ Aldıq :  al + dı + q ☑️

 ♦️Aldınız :  al + dı + nız ☑️

♦️ Aldılar : al + dı + lar  ☑️

🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷
🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶

Feilin çəkimi- şühudi keçmiş (görülən)  (olumsuz):  
❇️صرف فعل زمان گذشته شُهودی (منفی) :


♦️Almadım : al + ma+ dı +m ☑️

♦️Almadın : al+ ma + dı +n ☑️

♦️Almadı : al + ma + dı ☑️

♦️Almadıq : al+ ma + dı +q ☑️

 ♦️Almadınız : al+ ma + dı+ nız ☑️

♦️Almadılar : al + ma + dı + lar ☑️

💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎

Bizə qoşulun
👇👇👇👇👇
@anadili_qazvin

Aysu, [15.02.20 13:39]
💢یابانچی حیوانلار(حیوانات وحشی ):

1.شیر: آسلان، آرسالان
2.پلنگ: بارئس
3.ببر: قافلان
4.یوزپلنگ: توغای
5.گرگ: قورد،جاناوار،بوری
6.کفتار: کافدار
7.شغال: چاققال
8.روباه: تولکی
9.سمور: پورسوق
10.راسو: سوسار، میشوول
11.سنجاب: دله، دگن
12.موش: سیچان
13.موش کور: آغچاسیچانی
14.گربه: پیشیک
15.گورکن: مزارچی
16.خرس: آیی
17.خوک وحشی: دونقوز، دووز
18.گراز: قابان
19.آهو: جیران
20.بچه آهو: جویور
21.گوزن: مارال
22.خرگوش: دوشان
23.خرگوش صحرایی: عرب دوشانی
24.سوسمار: کرتن کله
25.مارمولک: قیزبوغان
26.جوجه تیغی: کیپری، کیرپی
27.بزکوهی: داغ گئچی سی

💢چول قوش لاری(پرندگان وحشی):

1.کلاغ: قارغا
2.انواع عقاب : چالاغان، قرقی، ، قزل قوش
3.شاهین: ترلان، سونقور
4.زاغ : قجله
5.خفاش: یاراسا، گئجه قوشو
6.کبک: ککلیک
7.کبک ماده: فره
107.لک لک: حاجی لی لک
8.اردک وحشی: چول اوردکی
9.حواصیل: آرسین بوغاز
10.جغد: بایقوش،یاپالاق
11.کرکس: قوزقون
12.دارکوب: آغاج دئلن
13.بلبل: بولبول
14.گنجشک: سئرچه
15.کبوتر: گورچین
16.هدهد: بوببی،توراغای
17.بوتیمار: بالابان قوشو
18.شترمرغ: ده وه قوشو
19.پرستو: دورنا
20.طاووس: توووز
21.کبوترچاهی: آلا باختا
22.طوطی: توتو قوشو
23.فنچ: آلا جهره
24. چکاوک: تارلا قوشو
25. عقاب : قارتال

💢سو سئور حیوانلار(آبزیان) :

1.لاک پشت: داش باغا، توسباغا
2.خرچنگ:  یان قیلینج
3.غورباغه : قورباغا
4.ماهی: بالیق
5.نهنگ: ناققا
6.مار:  ایلان
7.مارآبی: سوایلانی
8.بچه قورباغه: چومچه بالیغی


💢قوردقوش لار( حشرات) :

1.مگس: میلچک
2.مورچه: قاریشقا، قارینچا
3.مورچه بالدار: ماللاقاریشقا
4.سوسک : پیس پیسا
5.سوسک بالدار: سوسری
6.زنبورعسل: بال آررسی
7.زنبوربی عسل: اششگ آری سی..
قیزیل آرری
8.عقرب: چایان، ایری قویروق
9.روتیل: بووه
10.پروانه: کپنگ
11.کرم: قورداق
12.کرم خاکی: یئرقورداقی
13.کرم ابریشم: ایپک قورداقی
14.ملخ: چکیرتگه
15.حلزون: ایل بیز
16.پشه : میغ میغا، هونو
17.کفش دوزک: باشماق تیکن، ننم اوغلو
18.کک: بیره
19.زالو: سولوک
20.شپش: بیت
21.موریانه: تاختا بیتی
22.گوش خیزک: قولاقا گیرن
23.هزارپا: قیرخ آیاق
24.عنکبوت : تور آتان

𐱅𐰇𐰼𐰚 eren, [15.02.20 18:33]
[Forwarded from Türkcə ocağı (𐱅𐰇𐰼𐰚:𐰲𐰼𐰏 eren)]
[ Photo ]
Bulud :  ابر☁️
Yağış : باران🌧
İldırım : رعد و برق⚡️
Şimşək : صاعقه ابرها بهم☁️⚡️☁️
Duman (çən -sis) :  مِه🌫
Qar  : برف❄️🌨
Şaxta: سرمای‌شدیدو‌ یخبندان 🧊🥶
Günəş : آفتاب ☀️
Göy qurşağı : رنگین کمان🌈
 daşqın(sel)  : سیل🌊
Dolu  : تگرگ🌨
Külək _ yel :  باد 🌬
Hava kirliyi(çirkliyi):آلودگی هوا🌫
Qasırğa :باد - طوفان🌬💨
tufan : طوفان💨
Fırtına : (گردباد)طوفان 🌬🌪
Burulğan :  گردباد 🌪🌪🌪
Boran : بارش‌برف و باران‌ همراه با باد🌨🌧🌪 💨🌬
Çovğun :برف یا باران همراه با طوفان🌨❄️🌬🌪 شدید
___________________________

 Bizə qoşulun
⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️
@anadili_qazvin

𐱅𐰇𐰼𐰚 eren, [15.02.20 21:49]
[Forwarded from Türkcə ocağı (𐱅𐰇𐰼𐰚:𐰲𐰼𐰏 eren)]
🛑(8)

🔷تورکجه فعل چکیمی (صرف  افعال ترکی) :

 Feilin çəkimi - nəqli keçmiş (birinci tip)(olumlu)  :  
❇️صرف فعل - زمان گذشته نقلی(نوع اول)(۱)(مثبت) :
Almaq : (eyləmlik) مصدر


♦️ Almışam  : al + mış + am  ☑️

♦️ Almışsan : al + mış + san ☑️

♦️ Almış : al + mış ☑️

♦️ Almışıq :  al + mış + ıq ☑️

 ♦️Almışsınız : al + mış +sınız☑️

♦️ Almışlar : al + mış + lar  ☑️

🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷
🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶

Feilin çəkimi- nəqli keçmiş(birinci tip)  (olumsuz):  
❇️صرف فعل زمان گذشته نقلی (نوع اول)(۱) (منفی) :


♦️Almamışam :
al + ma+ mış +am☑️

♦️Almamışsan :
 al+ ma + mış +san☑️

♦️Almamış :
 al + ma + mış ☑️

♦️Almamışıq :
al+ ma + mış+ ıq☑️

♦️Almamışsınız :
al+ ma + mış+ sınız ☑️

♦️Almamışlar :
al + ma + mış + lar ☑️

💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎

Bizə qoşulun
👇👇👇👇👇
@anadili_qazvin

Saeed Ghojavand, [15.02.20 21:57]
[In reply to 𐱅𐰇𐰼𐰚 eren]
شیمشَک şimşək = برق آسمان

ایلدیریم ıldırım = صاعقه

کؤلَک kölək = برف همراه با باد شدید

چووغون çovğun = برف همراه با باد

تیپی tipi(توپی tüpi) = طوفان شن

آلاچالپوو alaçalpov = بارش باران همراه با برف

بوران boran = طوفان برفی

𐱅𐰇𐰼𐰚 eren, [15.02.20 22:29]
[In reply to Saeed Ghojavand]
بی  

برق  ، آذرخش ، صاعقه ، الکتریسیته
هامیسی بیر آنلامدادی ،فارسجا عربجه ، انگلیسجه‌دیر
صاعقه بین ابرها ینی الکتریسیته بین ابرها ،  رعدوبرقه بین ابرها
صاعقه ده همان برق و الکتریسیته ، آذر ،  ایشیق‌چالمادیر

Saeed Ghojavand, [15.02.20 22:59]
[In reply to Aysu]
سانسار sansar = سمور

پورسوق pursuq ؛ porsuq = گورکن

مارال maral = گوزن خالدار

گِییگ geyig = گوزن

دونقوز donquz = گراز

قابان qaban = گراز نر

بوزمَجه büzməcə = بُزمَجّه

چوققا çoqqa = بچه خرس

چوشقا çoşqa = خوک

دارپوزdarpuz(یارپوزyarpuz) = راسو

قارقارا qarqara = حَواصیل

قوردای qorday = بوتیمار
 
قازالاق qazalaq = چکاوک

تورغایtorğay = چکاوک کاکلی

قارانقوش qaran-quş = پرستو

دالی-بوز dalı-boz = پرستوی معمولی

قوزقون quzqun = کلاغ سیاه

کَرکَس کلمه سی اؤزو تورکجه دیر.

کَرکَس kərkəs(قارقاز qarqaz) = قارقا+ ز (کلاغ بزرگ)

دورنا durna = دُرنا

پاپاقان papaqan = طوطی

⚘🌾, [16.02.20 11:31]
#حرفلرین_دورومو (موقعیت حروف)

▶️حرف خ و غ

✅حرف خ و غ در انتهای کلمات تک هئجایی میتونه بیاد فقط.
مثلا
باخ، یاخ، یاغ، داغ
Bax-yax-yağ-dağ

❌ حرف خ و غ در انتهای کلمات چند هئجایی نمیتونه بیاد
مثلا نمونه های زیر از نظر قواعد غلط هستند .
❌başmağ-yazıx-barmax-qalmax-gəlmax

اینکه درستش چیه؟ میگم اما کلا به جای خ و غ در انتهای کلمات چند هئجایی . اگر کلمه ضخیم باشه ق q میاد و اگر نازک باشه ک k میاد که در بحث پسوندها هم کم کم خواهم گفت
✅ başmaq-yazıq-barmaq-qalmaq
✅Gəlmək

✅کلا در تورکی هیج کلمه ای با غ شروع نمیشه چه تورکی آزربایحانی چه تورکیه.
و کلماتی که با غ شروع شدن حتما بیگانه هستن و وقتی وارد تورکی میشن به ق در تورکی آزربایجانی و ک در تورکی تورکیه تبدیل میشن
❌Ğəm -Ğərib
✅ qəm-qərib

✅ در الفبای عربی اگر غم و غریب نوشته میشه به دستور فرهنگستان زبان فارسی هست و اورتوگرافی هم از روی این دستور تهیه شده است . وگرنه در تلفظ هم غ گفته نمیشه ق میگیم

𐱅𐰇𐰼𐰚 eren, [16.02.20 16:07]
[In reply to Aysu]
من(  ایسرا گونو ) ده  بو ‌آسرا ، آسترا دان  بیلیرم (آسرا گون) آستاکی‌ایل ددیگیمیز کیمی

سیز  ایره‌لی‌گون‌ دییرسیز  یوخسا ایسیراگؤن؟

Saeed Ghojavand, [16.02.20 16:17]
[In reply to 𐱅𐰇𐰼𐰚 eren]
"آست" کلمه سینی "ساوا" تورکلَریندَن ائشیتمیشَم.

"آستین" ایله "آستار" تورکجه کلمه لَردیلَر.

آست(ast) ، آلت(alt) ایله آشت (aşt)اوچو دا بیر آنلامدا ایلَر.

آستast(آلت alt ؛ آشت aşt) = زیر

آستین astın = پایین لباس

آستار astar = لایه داخلی لباسهای ضخیم

به همین ترتیب "آستان" یا "آستانا" یعنی پایین اتاق یا درگاه.

𐱅𐰇𐰼𐰚 eren, [16.02.20 16:34]
[Forwarded from Türkcə ocağı (𐱅𐰇𐰼𐰚:𐰲𐰼𐰏 eren)]
[ Photo ]
بیر سایی چاغلارین(زامانلارین) تؤرکجه‌سی ؛


Daha öncə(önrək)  : قبل‌تر(پیش‌تر)
Qabaq"raq,  qanşar"raq : قبل‌تر
Öncə_qabaq(qanşar) : قبل ، قبلا
İndi : حالا ، الان
Sonra : بعدا
Daha sonra (sonra"raq)  : بعدتر
 _______________________________
Astdaki il _altdaki il : سه سال قبل
İnişil : پیرارسال (دوسال قبل)
Bildir_keçən il_ötən il : پارسال
Bu il : امسال
Gələn il : سال آینده
________________________________

Yeddilik(həftə)  :  هفته
Ay :  ماه
Dönəm(fəsil)  : فصل
İl :  سال
Yuzil :  قرن
______________________________

İrəligün _ srağagün  : پریروز
Dünən : دیروز
Bugün : امروز
Sabah _ yarın :  فردا
O biri gün : پسفردا
Daha O birisi gün :پس‌ اون‌فردا
(سومین‌روز‌آینده)
________________________________

Bizə qoşulun
⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️
@anadili_qazvin

arshad nazari, [16.02.20 20:01]
[In reply to A A]
کوُک ، آست دیر .
قالانی اک دیر ‌. اکلره یاسا یوخدو . اکلرده کی سوزجویون ایچ موسیقییا  یاساسیندان آسیلی دیر .
آستار . آستانا و.....      او کوکدندیرلر
اوخشارمالاردان ساقینمالیییق .
آستارا شهری ، دنیز قیییسیندادیر و نئچه مین مئتیر اردبیل دوزوندن آلچاقدا یئرلشیب حتتا هئییرَن ( هئیران ) = هئیدن سالان = جاندان سالان .
منظور او اوزون آشیریمدان ( اوز آشاغا ) دان آستارا شهرینین آلچاق یئرده اولدوغودو .
سیزی باهانا ائتدیم جانیم نظریمی یازماغا ❤️❤️❤️❤️

𐱅𐰇𐰼𐰚 eren, [16.02.20 20:09]
[Forwarded from Türkcə ocağı (𐱅𐰇𐰼𐰚:𐰲𐰼𐰏 eren)]
🛑(9)

🔷تورکجه فعل چکیمی (صرف  افعال ترکی) :

 Feilin çəkimi - nəqli keçmiş hekayəsi(olumlu)  :  
❇️صرف فعل - زمان گذشته نقلی حکایتی (مثبت) :
Almaq : (eyləmlik) مصدر


♦️ Almışdım  : al + mış + dı+ m☑️

♦️ Almışdın : al + mış + dı +n☑️

♦️ Almışdı : al + mış + dı ☑️

♦️ Almışdıq :  al + mış+ dı +q ☑️

♦️Almışdınız : al + mış+ dı+ nız☑️

♦️Almışdılar : al + mış + dı + lar  ☑️

🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷
🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶

Feilin çəkimi- nəqli keçmiş hekayəsi (olumsuz):  
❇️صرف فعل زمان گذشته نقلی حکایتی (منفی) :


♦️Almamışdım :
al + ma+ mış + dı + m☑️

♦️Almamışdın :
 al+ ma + mış + dı + n☑️

♦️Almamışdı :
 al + ma + mış + dı ☑️

♦️Almamışdıq :
al + ma + mış + dı + q☑️

♦️Almamışdınız :
al + ma + mış+ dı + nız ☑️

♦️Almamışdılar :
al + ma + mış + dı + lar ☑️

💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎

Bizə qoşulun
👇👇👇👇👇
@anadili_qazvin

Saeed Ghojavand, [17.02.20 01:16]
[In reply to arshad nazari]
گَدیکین آدی "هایران" اولسا بو آد اینچه قالین قایداسینَن اویوشاجاق.

هایراماق hayramaq ( آیراماق ayramaq) = جدا کردن

هایران hayran(آیران ayran) = جدا کننده

Saeed Ghojavand, [17.02.20 01:36]
[In reply to arshad nazari]
مَنجه "آستارا"نین آنلامی گوجلو اولاناق دا بیر اؤزَنین سونو اولار.

آستارا = پایین دست رودخانه

بیر شَهَر دا خَزَرین قوزاییندا وار "وولگا" اؤزَنین سونوندا آدی "آستاراخان" دیر.

Saeed Ghojavand, [17.02.20 08:39]
[In reply to مرتضی (.Uğur)]
گؤملوک gömlük = قبرستان

گؤموک gömük = مدفون

یوخاریداکی کلمه لَر ، بیر آنلامدا دَگیللَر.

Deleted Account, [17.02.20 17:18]
[Forwarded from توره | اساطیر باستان]
👁‍🗨 پسران سیاه یا پسران بزرگ به تورکی #کارا_اوغلانلار به ۹ پسر خدای زشتی، خباثت و ارشد جهنم اطلاق میشود. گاهی نیز با نام #کارا_ارلر به معنای جنگجویان بزرگ خوانده میشوند. آنان مشکلات و بدبختی را برای فرزندان آدم فرا میخوانند. باران خون می بارانند. آنان درباریان درگاه خدای جهنم #ارلیک_خان هستند.

نام و بیوگرافی هر یک از این ۹ خدای #تورک را در ادامه میخوانید.

#تمیر_خان : خدای آهن
#کاراش_خان : خدای تاریکی
#ماتیر_خان : خدای جسارت
#شینگای_خان : خدای شورش و آشوب
#کومور_خان : خدای زغال
#بادیش_خان : خدای آسیب
#یاباش_خان : خدای هزیمت
#اوچار_خان : خدای خبر
#کری_خان : خدای دوبهم زنی

۱- تمیر خان
تمیر خان در میتولوژی تورک تحت عنوان خدای آهن شناخته میشود. با نام تیمور خان نیز شناخته میشود. #مغول ها به او #تومور_خان میگویند. میگویند استخوان های بدنش از جنس آهن است. او حافظ آهنگر، کوره آهنگری و معادن آهن میباشد.
اولین آهنگر تورک های #یاقوت #آغلیس است و اولین آهنگر #بوریات ها #بویونتوی میباشد، گفته میشود آن دو را تمیر خان برای آموزش ساخت ابزار برای انسان ها ارسال کرده است.
تمیر خان با دستان عریان میتواند آهن داغ را بکوبد و سیقل دهد.

۲- کاراش خان
کاراش خان در باور و اسطوره شناسی تورک، با عنوان خدای تاریکی شناخته میشود. کاریش خان نیز خوانده میشود. کاراش خان را مدبر و مدیر تمام زشتی های موجود روی زمین میدانند. او در هنگامه شب حکمرانی خود را آغاز و در بامداد و پس از طلوع خورشید به پایان میرساند.
او دارای مارهایی سیاه است و درست در پنجمین طبقه از طبقات تحتانی زمین در سرای بزرگ خود که از جنس آهن است زندگی میکند.
تخت خواب او از جنس پنبه سیاه است، کاراش خان بیشتر اوغات سوار بر ارابه ای آهنی است که اسب های جهنمی آن را میکشند. شلاقش مار سیاه است. چشمانش خونی است و کلاهی سیاه بر سر دارد. او عامل تنش میان ارلیک خان و #شامان هاست.

۳- ماتیر خان
ماتیر خان در اسطوره شناسی تورک خدای جسارت میباشد. با نام های دیگری همچون ماتور، پاتور، پاتیر و باتور نیز شناخته میشود. او یکی از خدایان نترس و جسور جنگ است.

۴- شینگای خان
در اساطیر تورک شینگای خدای شورش و آشوب است. گاهی او را سینزای هم میخوانند. هر آشوبی که روی زمین اتفاق می افتد ارتباطی با او دارد. شینگای به زیرو رو کننده هم معروف است.

۵- کومور خان
در اساطیر تورک کومور خان همچون نامش، خدای زغال و خاکستر است. کومیر نیز خوانده میشود. او نیز همچون برادرش عامل تنش میان پدرش ارلیک خان و شامان هاست.نگاهی تاریک و ترسناک دارد. او همچون پدرش زیر زمین زندگی میکند. او رهبری و مدیریت شیاطین و ارواح خبیث را نیز دارا میباشد.

۶- بادیش خان
بادیش خان در میتولوژی تورک خدای آسیب میباشد.او دلیل تمام آسیبهای روی زمین است.آفات، مشکلات، دردسر ها همه از او سرچشمه میگیرند. او مسبب بسیاری از مشکلات انسان هاست. با هر بار قدم برداشتنش زمین به لرزه در می آید. سنگ های آسیاب را می بلعد.
گفته میشود بادیش خان چولاک یا همان تک دست است. با این وجود همان یک دستش قدرت بازوی ۹ انسان را داراست.

۷- یاباش خان
یاباش را خدای هزیمت میدانند. گاهی نیز با نام چاباش خان معرفی میشود.

۸- اوچار خان
اوچار خان را تحت عنوان خدای اخبار میشناسند، با این تفاوت که اخبار بد را میرساند. بعضی ها او را خدای جاسوس ها نیز معرفی میکنند.

۹- کری خان
کری خان در اساطیر تورک خدای دوبهم زنی است، کسی که روابط انسانی را مختل و گاها بر هم میزند و نتایج بسیار سوءی به وجود می آورد.

▫️ @Torecilik

🔗 Torecilik.IR

⚘🌾, [17.02.20 20:27]
نمونه ای از
یکهزار واژه اصیل ترکی در پارسی
          محمد صادق نایبی
      
اگر توسعه زبان انگلیسی بخاطر تکنولوژی غرب و زبان عربی بخاطر قرآن باشد زبان ترکی نیز بخاطر حکومت هزاران ساله ترکان برشرق وغرب واژه های درسایر زبان ها وارد شده است. لازم به ذکر است که پس از تحقیقاتی که اروپاییان انجام داده اند به این نتیجه رسیده اند که 40 درصد زبان ایتالیایی, 20 درصد انگلیسی و17درصد آلمانی از واژه های ترکی تشکیل شده است.
درايران نیز به دلایلی که خواهیم آورد واژگان ترکی به پارسی نفوذ کرده است:
1)ترکها فقط بعد از اسلام 1100سال برایران حکومت کرده اند.
2)کمبود واژگان وافعال درپارسی.
3)شاعران ترک که به زبان فارسی هم شعر سروده اند( مولانا, نظامی, خاقانی, نسیمی, شهریار و.. )
من در اینجا نمونه ای از واژه های ترکی که به پارسي وارد شده را همراه ریشه اثبات میکنم وبرای کسب اطلاعات بیشتر به منبع بالا رجوع کنید.
1.آیینه =آینا=آی(ماه )+نا(اک)
2.آیین =آیینن و اویون( بازی, جشن )
3)آبجی =آباجی=آغاباجی =آغا( پیش وند احترام برای خانم ها)+باجی( خواهر)
4)اتراق=اوتوراق=اوتور(نشستن)+اق( اک)
5)اتو=اوتو=اوت(اوتمک=پاک کردن زدودن ناپاکی)+و( اک)
6)آتیلا=آتیل(آتیلماق=پریدن)+ا(اک )چابک
7)آچار=آچ(آچماق=بازکردن)+ار(اک فاعل ساز)
8)آرمان=آر( آریماق=جست وجو =آنچه دنبال یافتنش هستند )+مان(اک مبالغه)حالت ایدال
9)آزار=آز(آزماق=منحرف شدن)+ار(اک)رفتار غیرصحیح وبا اذیت
10)استاد=اوستا=اوس(عقل,درایت)+تا( اک)بادرایت
11)آغاز =آغیز=دهان, مطلع وابتدای هر چیز
12)افشین=آفشین=آغشین=آغ(سفید )+شین(وش )سفیدوش,سردار
13)آغا=آغ( سفید,بزرگ)+ا( اک)=بزرگ, سرور
14)الاغ=اولاق=اولا(اولاماق=رساندن,عوعوکردن گرگ)+اق(اک)
15)آلاله=آلالا=آل لالا=آل( قرمز)+لالا( لاله)سرخ گون-نام دختر
16)المیرا=ال(ایل)+میرا(تمثیلگر)=تمثیل کننده ایل=نام دختر
17)الناز =ال(ایل )+ناز=ناز ایل, نام دختر
18)النگو=ال(دست)+انگی(اک)=دست بند
19)امید=اومود=اوم(اومماق=چشم براه بودن)+اود(اک )انتظار
20)امیدوار=امید(اومود)+وار(دارا)=دارای امید
21)آناهیتا=آننا(آنماق=درک کردن)=دارای احساس, بااحساس=نام دختر
22)اُوج=اوج(نوک=سرحد)
23)آهسته=آسته=آستا=آست(پایین, یواش)
24)آیتک=آی(ماه)+تک(مانند)=مهسا =نام دختر
25)آیدا=آی(ماه)+دا(اک)=دروجود ماه
26)آیدین=آی(ماه)+دین( اک)=زلال, روشنفکر =نام پسر
27)آیسان=آی(ماه)+سان(مانند)=آیتکین =نام دختر  
28)آیلار=آی(ماه)+لار(اک تحبیب)=ماه نازنین یا ماه ها
29)آیلین=آی(ماه )+لین( اک)=هاله دورماه=آیلا=نام دختر
30)آیمان=آی(ماه)+مان(شبیه)=مثل ماه=نام پسر
31)بابک=بای بک=بای( بزرگ,جوانمرد)+بک(بیگ )=خان بزرگ( بابک خرم دین ازمردان غیرتمندآزربایجان که بیست سال درمقابل مامون عباسی به پا خواست ودرقلعه بابک( واقع درکلیبر)صدمه زیادی به اعراب واردکرد.
32)باقلوا=باغلاماوباغلا از ریشه باغلاماق( بستن, سربسته,حبوبات داخل یک بسته)باقلواسوغات تبریز است.
33)بخار=بوخار=بوغ(هوای مه مانند آب گرم)+ار( اک)تبخیر نیز از ترکی به عربی وارد شده.
34)بشقاب=بوش( خالی)+قاب(ظرف )=ظرف خالی

مرتضی (.Uğur), [17.02.20 22:26]
[Forwarded from Yurd News/ یورد نیوز]
[ Photo ]
تاریخچه ی بایداق از زبان مادربزرگم

به نقل از مادر بزرگ هشتادساله ام قبل از اینکه دوواق یاغلیقی آماده از بازار به اسم دستمال ترکی خریداری کنیم خود مادران ایل با چهار رنگ: سبز ،سفید ،قرمز ، زرد تکه هارا بهم چسبانده و به شکل لوزی میدوخته اند ،
عین صحبت های مادر بزرگ را نقل میکنم

بایداغیٛنگ دؤرد قوْلۇنۇ یاشیٛل پارچا تیکیردیک ،اورتاسیٛنیٛ قیٛرمیٛزیٛ
سورا آغ و ساریٛ

بایداق به شکل لوزی و با چسباندن یا دوختن چهار پارچه ی رنگی بهم بایداق به شکل امروزی درست میشده و مادربزرگان ما نحوه بهم چسباندن رنگ های بایداق بهم را از مادران خود و مادرانشان نیز از مادرانشان سینه به سینه منتقل شده تا به دست ما رسیده و ما نیز وظیفه داریم این بایداق را به نسل بعدی منتقل کنیم،حتی در روز عید نوروز هم این بایداق بالای چادرها افراشته میشده که امروزه برای جشن های عروسی و به تازگی به نماد طرفداران تیم قشقایی نیز بدل گشته است که جای امیدواری دارد این بایداق یا پرچم سنتی ایل به شکل مطلوب تا امروز حفظ شده است


@AzYurdNews

𐱅𐰇𐰼𐰚 eren, [17.02.20 23:20]
البته بایراق (بایداق) اسکی فرماسی   بادروک-دور  
بادروک  
تورک بیتیگ و‌دیواندا : باتماق (بادماق)  :  ساخلاماق ، باغلاماق ، بند اتمک  
روک : پسونده

بادروک (باتروک- باتراک) بیر نیزه دی ، اوجو چوخ ایتی اسکی تورکجه.ده  و‌‌ توغ  اونا باغلانیرمیش   ، بوتوولوکده  بادروک (بایراق) همون پرچم انلامیندا دییلیرمیش

سانچماق اله بوجور  ،،،،،  بادروک سانچیرمیش توغو  ،،،،،

سانچاک ، بادروک ، توغ  هامیسی  پرچم آنلامدا

توحید, [18.02.20 02:06]
[Forwarded from کیملیک kimlik]
#ایضاح

🔹نکته مهمی که در کلیه مکتوبات تاریخی دولت عثمانی وجود دارد، استفاده آنها از رسم الخط و الفبای عربی است که تا یک قرن پیش به همین صورت در تاریخ ثبت شده است.

🔹اما پس از تجزیه امپراطوری بزرگ عثمانی، الفبای عربی جای خود را به رسم الخط لاتین داد. و این یعنی وداع محققین و دانشجویان تورکیه با گنجینه عظیم منابع تاریخی خویش و سپردن همه این ذخایر به موزه ها و...

🔹این پروژه در جمهوری آذربایجان نیز عملیاتی شده و بسیاری از دانشجویان در باکی، گنجه، شکی، شیروان و... حتی قادر به خواندن دیوار نگاره های تاریخی در مساجد و دیگر مراکز تاریخی آذربایجان نیستند.

🔹بنا بر نظر اندیشمندان و صاحب نظران، تغییر رسم الخط در این کشورها، انقطاع دردآوری بوده از تاریخ، مفاخر و ذخایر علمی بی بدیلی که طی قرون متمادی جمع شده بود. البته چند سال پیش رجب طیب اردوغان نیز با اشاره به این موضوع، از بازگشت رسم الخط و الفبای عربی استقبال کرده بود.

🔹دردآور این که بعضا مشاهده می شود برخی از روشنفکرنماها اصرار عجیبی دارند تا ما در آذربایجان به جای رسم الخط و الفبای رایج عربی، از رسم الخط لاتین استفاده کنیم! راهی که تورکیه، امروزه از پیمودن آن پشیمان است. به نظر می رسد خسارت این انقطاع علمی، به مراتب بیشتر از سوزاندن کتابخانه هاست!

@kimlig1

⚘🌾, [18.02.20 21:04]
[Forwarded from قوجا تبریز Qoca Tabriz]
🔺قدرت زبان توركی (http://t.me/joinchat/BarfeTwWT1jzAolyvPQ-mQ) / استفاده کلمه ‏«داش (http://t.me/joinchat/BarfeTwWT1jzAolyvPQ-mQ)» در تورکی

کلمه ‏داش اگر اسم (http://t.me/joinchat/BarfeTwWT1jzAolyvPQ-mQ) باشد به معنی «سنگ (http://t.me/joinchat/BarfeTwWT1jzAolyvPQ-mQ)»
اگر فعل باشد فعل امر (http://t.me/joinchat/BarfeTwWT1jzAolyvPQ-mQ) مفرد است به معنی «فوران کن (http://t.me/joinchat/BarfeTwWT1jzAolyvPQ-mQ)»
و اگر به عنوان پسوند (http://t.me/joinchat/BarfeTwWT1jzAolyvPQ-mQ) به اسم اضافه شود به معنی «هم (http://t.me/joinchat/BarfeTwWT1jzAolyvPQ-mQ)» می‌باشد

🔻برخی واژه ها در ترکیب با پسوند داش:

یولداش (Yoldaş): همراه، دوست، رفیق
قارینداش، قارداش (Qardaş): هم‌شکم، برادر (کسی که در شکم مادر همراه بوده است)
سویداش (Soydaş): هم‌ریشه، هم‌نژاد
امک داش (Əməkdaş): همکار
آرخاداش (Arxadaş): هم‌پشت، دوست
آیاقداش (Ayaqdaş): هم‌پا، همراه
آداش (Adaş): همنام
سیرداش (Sırdaş): همراز
دیلداش (Dildaş): هم‌زبان
پایداش (Paydaş): هم‌سهم ویا شریک
یانداش (Yandaş): همسنگر، طرفدار
ائلداش (Eldaş): هموطن
یوردداش (Yurddaş): همشهری
بویداش (Boydaş): همخواب، زوج، شریک زندگی
یاسداش (Yasdaş): زوجه، همخوابه
یؤنداش (Yöndaş): همسو، هم‌جهت
قاتداش (Qatdaş): هم‌ردیف، همسطح، همطبقه
چاغداش (Çağdaş): همزمان
یاشداش (Yaşdaş): همسن
ساپاقداش (Sapaqdaş): همکلاسی
قارشیداش (Qarşıdaş): رقیب و حریف

#آنا‌دیلیمیزی‌قورویاق

🔹 به ما بپیوندید (http://t.me/joinchat/BarfeTwWT1jzAolyvPQ-mQ)👇🏻
💠 @qocatabriz

𐱅𐰇𐰼𐰚 eren, [18.02.20 21:12]
[Forwarded from Türkcə ocağı (𐱅𐰇𐰼𐰚:𐰲𐰼𐰏 eren)]
🛑(10)

🔷تورکجه فعل چکیمی (صرف  افعال ترکی) :
 Feilin çəkimi - nəqli keçmiş rəvayəti(birinci tip)  (olumlu)  :  
❇️صرف فعل - زمان گذشته نقلی روایتی (نوع اول)(۱) (مثبت) :
Almaq : (eyləmlik) مصدر


♦️Almışmışam  :al+mış + mış+am☑️

♦️Almışmışsan :al+mış+mış + san☑️

♦️Almışmış : al + mış + mış☑️

♦️Almışmışıq : al + mış+mış +ıq☑️

♦️Almışmışsınız:al+mış+mış+ sınız☑️

♦️Almışmışlar : al+mış+mış + lar☑️

🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷
🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶

Feilin çəkimi- nəqli keçmiş rəvayəti(birinci tip)  (olumsuz):  
❇️صرف فعل زمان گذشته نقلی روایتی نوع اول(۱) (منفی) :


♦️Almamışmışam:
al + ma+mış+ mış+ am☑️

♦️Almamışmışsan :
al+ ma+ mış+mış+san☑️

♦️Almamışmış :
 al + ma + mış + mış☑️

♦️Almamışmışıq :
al + ma + mış + mış+ ıq☑️

♦️Almamışmışsınız :
al + ma + mış+ mış+ sınız☑️

♦️Almamışmışlar :
al+ma+ mış+ mış +lar☑️

💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎

Bizə qoşulun
👇👇👇👇👇
@anadili_qazvin

تورکجه سؤزجوک‌لر( سؤزلوک)=27 تا 19 فوریه 2020

توحید, [19.02.20 02:07]
[Forwarded from کیملیک kimlik]
#بیلگیلر

🔹یادداشتی که در مورد رسم الخط عربی نوشته شده بود، با واکنش های متعدد و مختلفی روبرو شد. هم مثبت و هم منفی! ایرادی هم ندارد، چون حفظ فضای گفتمانی در بلند مدت به نفع آذربایجان است.

🔹آسیبی که در نقدها و نظرها محسوس بود، نگاه صفر و صدی یا سیاه و سفید به مسائل مختلف اجتماعی و فرهنگی و... است. ما در میان مدافعان هویت آذربایجان، اختلافات فراوانی داریم و ممکن است اختلاف بر سر تعیین رسم الخط هم یکی از آنها باشد.

🔹دوه یه دئدیلر بوینون ایری دی، دئدی هارام دوزدی؟ چه دوستانی که مخالف رسم الخط لاتین بودند و چه دوستانی که آن را بر رسم الخط عربی ترجیح می دهند، از این نکته غافل نشوند که رسم الخط از جزئی ترین مسائلی است که هنوز در میان هویت خواهان آذربایجان، تعیین تکلیف نشده است.

🔹ما مسائل و مفاهیم بسیار بزرگتری داریم که هنوز تکلیف خود را با آنها مشخص نکرده ایم. هر چند کارهای انفرادی برای تهیه مانیفست یا دایرة المعارف انجام گرفته، اما هنوز تبدیل به گفتمان واحد در میان همه مدافعان هویت آذربایجان نشده است.

🔹به نظر می رسد ما باید تکلیف خود را با مسائل و مفاهیمی مانند ایران، دین، خدا، اقتصاد، قدرت های جهانی، کشورها و قدرت های منطقه ای، گروه هایی مانند سازمان رجوی و سلطنت طلبان و... روشن کنیم. با تضارب آرا می توان مسیر را مشخص کرد. در غیر این صورت مبتلا به سانسور عقاید خویش و تاریک نگه داشتن مسیر دفاع از هویت آذربایجان خواهیم شد. مبهم و تاریک بودن این مسیر نیز منجر به عدم شکل گیری هژمونی گفتمانی در جامعه و مخصوصا نخبگان خواهد شد.

🔹البته در میان منتقدین به یادداشت قبلی، افرادی بودند که با دفاع از سکولاریسم یا کهنه نامیدن میراث مکتوب، موضع خود در مقوله هویت آذربایجان با دین را تا حدودی شفاف کردند. به نظر می رسد این گونه اظهار نظرها صرف نظر از رد یا تأیید آن، روز به روز بر غنا و تعمیق اندیشه دفاع از هویت آذربایجان خواهد افزود و مسیر را برای افکار عمومی روشن خواهد کرد تا بدون واهمه و احتیاط و... پی به مفهوم آذربایجان چیلیخ ببرند.

ادامه دارد...

@kimlig1

Ahmad 🍃, [19.02.20 09:23]
[Forwarded from SÖZ]
▪️آمازون قادینلارینین آذربایجان واریانتی

"زامان پاشازاده"

            بیرینجی بؤلوم

بلکه ده سیز ده منیم کیمی ایلک دفعه "نوشابه" دئیه قادین آدینی ائشیدنده تعجبلنمیشسینیز. سیز دئیه نده ایراندا یاشایانلاری نظره آلیرام چونکو بو آد آذربایجان جمهوریتینده یایغین قادین آدلارینداندیر و نه قدر ده بیزیم اوچون گولونج گلیر و بیر چئشید "ایچگی"نی خاطیرلادیرسا او قدرده اونلار اوچون تاریخی کؤکلره دایانان و چوخ دا جیددی بیر آددیر. نوشابه تاریخله افسانه آراسیندا بیر آد اولاراق هم ده آذربایجان جمهوریتینده بیر نئچه تانینمیش صنعتچینین آدیدیر.

تاریخی یادداشیمیزدا قادین قهرمانلار و دئمک اولار تاریخ یارادیب اؤز دؤورونون ایجتیماعی-سیاسی گئدیشینده اؤنملی ائتکی بوراخمیش قادینلار آز اولماییب. بعضن حیات یولداشلاری رولوندا بعضن ایسه بیرباشا بیر حرکتین یوخسا حوکومت باشچیسی اولاراق اؤز تدبیر و باجاریقییلا آد-سان قازانیب سئچیلمیشدیلر.ماساژئت حؤکمداری تومروسدان توت کیتابی ده ده قوقوددا بورلا خاتون، بانوچیچک و کوروغلو داستانینین قادینلاری، ائله جه ده موعاصیر دؤورلره عایید اولان قادین قهرمانلار و قهرمان قادینلار سیماسینا بول-بول راست گلیریک.

نیظامی گنجوی، عؤمرونون بؤیوک حیصصه سینی قویدوغو اثرلرینده قادینلار حاقدا، اوتوزا یاخین تاریخی افسانه ایله یارادیجیلیغینین سانبالیلیغینا آرتمیشدیر. قادینلاردان یاراتدیغی قهرمان اوبرازلارین بیر چوخونو اؤز حیات یولداشی قیبچاقلی "آفاق" و آناسینین اخلاقی اؤزللیکلرینی گؤز اؤنونه آلاراق اونلارا اوخشاتماغا چالیشیب قلمه آلمیشدی. دئمک قادین، نیظامینین تفککورونده گؤزللیک و سئوگی ایله یاناشی تدبیر و ذکاء سیمگه سینی داشییر.

نیظامی، ایندی ده آذربایجاندا گؤزل طبیعتی و خوش هاواسی ایلا تانینان "برده" (Bərdə) شهرینی قادینلار شهری کیمی تانیتدیریب وصف ائدرک "نوشابه" نی بو شهرین تدبیرلی و عیصمتلی حؤکمداری کیمی تانیتدیریر. ساده جه قیزلار  یاخود قادینلارا مخصوص اولان بو شهرده، مینلرجه باکیره قیز و دؤیوشچو قادین، نوشابه نین ساراییندا خیدمت ائدیر و شهری قورویور. اوتوز مین کیشی دؤیوشچو ایسه شهرین ائشیینده، شهری قوروماقدا تصویر اولونورو. بو کیشیلر، دؤیوش واختی نوشابه نین حؤکمونو گؤزله یر و شهره گیرمک ایذنلری یوخ ایمیش.

نیظامی ایسکندرنامه اثرینده ماراقلی بیر افسانه نی حیکایت ائدیر؛ مقدونیه لی ایسکندرله نوشابه نین قارشی دورماسی. بو اولایین تاریخده باش وئرمه سی ایبهاملی اولسا دا بؤیوک نیظامی ایسکندری خیال عالمینده آذربایجانا گتیریر و او بؤیوک جهانگیر و امپراطورو نوشابه نین و دئمک اولارآذربایجان قادینینین ذکاء و اوزاق گؤرنلییینین قارشیسیندا دیزه چؤکدورور.. بئله کی "برده" شهرینین قادینلار طرفیندن ایداره اولوندوغونو ائشیدن ایسکندر، او دؤوورده بیر قادینین حؤکمدارلیق و باشچیلیق ائتمه سی اونون اوچون ماراقلی گلیر و بو سیرری اؤیرنمک اوچون ساده و سیراوی بیر ائلچی پالتاریندا نوشابه نین سارایینا گئدیر.
اؤنجه دن ایسکندرین قوشونونون برده یاخینلیغیندا اوتراق ائتدیینی بیلن و حتی اونلار اوچون صولح مراملی بیر داورانیش اولاراق یئمک و آذوقه گؤندرن نوشابه، ایسکندری ایلک باخیشدا تانییر و بو ساده گئییملی و اؤزونو ائلچی کیمی آپاران آدامین ایسکندر اولدوغونو ایسکندرین اؤزونه وورغولاییر و ایسکندرین قورخو و تشویشه دوشمه سینه سبب اولور. اما اوزاق گؤرن و تدبیرلی نوشابه، اونون بیر ائلچی اولاراق گوونلیکده اولدوغونو خاطیرلادیر و حتی ایسکندری بؤیوک و عدالتلی بیر فاتح اولدوغو اوچون اؤز تاختیندا اوتوردور. بئله لیکله قیلینجسیز و قانسیز اؤز شهر و اهالیسینین گوونلیک و تهلوکه سیزلیینی ساغلاییر.

▫️▪️▫️آمازونلار- دؤیوشچو قادینلار قبیله سی

یونان میفولوژیسینده هئچ بیر کیشینی اؤز آرالارینا قویمایان، مهارتله آت مینیب، اوخ آتان قادین دؤیوشچولری، هرودوت، استرابون و باشقا تاریخچی و عالیملر اؤز اثرلرینده "آمازون" آدییلا تانیتدیریب آچیقلامیشلار. چاغداش دونیادا فئمنیست آخیملارینین نظرینی جلب ائتمیش و قادین باغیمسیزلیغی سیمگه سینه چئوریلن  آمازونلار،  سؤیلنجه لره گؤره راحاتجا یای چکیب اوخ آتماق اوچون ساغ دؤشلرینی اوشاقکن کسیرمیشلر و بئله جه یایی راحاتجا گریب و اوخو داها اوزاغا آتا بیلیرمیشلر. آمازونلار، نسیل دوامی اوچون ایلده بیر کره کیشیلرله گؤروشورموشلر و دوغولان قیز اوشاقلارینی ساخلاییر و اؤزلری کیمی دؤیوش مهارتلرینی اؤیردیرمیشلر، اوغلان اوشاقلارینی ایسه یا آتالارینا قایتاریر و یا اؤلدورورموشلر...

👇👇👇...آردی ایکینجی بؤلومده
t.me/a_z_soz

Saeed Ghojavand, [19.02.20 10:10]
🇬🇧 English: I. language II. tongue
🇷🇺 Русский: язык [yazyk]
🇹🇷 Türkçe: dil
🇦🇿 Türkcə: dil
🇹🇲 Türkmençe: dil
🇺🇿 Oʻzbekcha: til
🇰🇿 Qazaqşa: til
🇰🇬 Qırğızça: til
    Uyghurche: til
    Tatarça: tel
    Başqortsa: tel
    Çovaşla: çölxe
    Qaraqalpaqsha: til
    Qırımtatarca: til
    Qumuqça: til
    Qaraçay-Malqar: til
    Noğayşa: til
    Sıbırca: tel (til)
    Gagauzça: dil
    Saqalī: tıl
    Dulğan-Hakalī: I. haña II. tıl
    Tıvalap: dıl
    Salırça: til (dil)
    Xakastap: til
    Altay: til
    Şor: til
    Urumça: dil (til)
    Karajče: til´ (til)
    Qrımçahça: tıl
    Soyot: dıl (tıl)
    Tofalap: dıl (tıl)

𐱅𐰇𐰼𐰚 eren, [19.02.20 14:16]
[In reply to Saeed Ghojavand]
بیزده بیردنه  ti(te)  وار  بو اوزو  کؤکدور
هر شئی بوندان توره‌نیب  
سن دییرسن  مصدر آد اولوب

Te(ti)  : گفتار(گفتن)
Tel : سخن (زبان)
Te"mek : گفتن
Telemek :  ، چیزی را گفتن و خواستن ،آرزو کردن
Tilek telek : آرزو ،‌خواستار

ساده بیر مسئله دیر ، سونوج بودور کی تی ، ‌تیل اولوب
ان کیچیک انلاملی سوز ، کوک اولور ،،، l və lə  ده کی بیر بویوک تانینمیش اکلردن دیلر  ،,,  ل  له  یاپیم اکلریدیر

کوک و اک  قایداسی دا بوتون برقراردیر  ،، هامیسی بیر اویغوندور ، یازدیغیم انلاملار‌دا اسکی انلاملاریدی نه بوگون 🙏🙏🌷🌷🌷🌷🌷

Sajjad B, [20.02.20 20:15]
[In reply to Aysu]
احتمالا قاخماق، قاجینماق دان ایلگیسی وار
قاجیماق: یارپاغین قورویوب و بوزوشمکی
قاجینماق : گرنشمک، عمل خشک کردن بدن طوری که به سمت عقب خمیده شود.
قاخ: اریکین قوروسو
باشا قاخماق: عمل سرکوفت زدن آنهم در اصل با خشک کردن و خمیده کردن کف دست به سمت عقب که با قاجینماق هم خانواده هست

𐱅𐰇𐰼𐰚 eren, [20.02.20 21:28]
[Forwarded from Türkcə ocağı (𐱅𐰇𐰼𐰚:𐰲𐰼𐰏 eren)]
🛑(12)

🔷تورکجه فعل چکیمی (صرف  افعال ترکی) :
 Feilin çəkimi - nəqli keçmiş rəvayəti(ikinci tip)  (olumlu)  :  
❇️صرف فعل - زمان گذشته نقلی روایتی (نوع دوم)(۲) (مثبت) :
Almaq : (eyləmlik) مصدر


♦️Alıbmışam  :al+ ıb+ mış +am☑️

♦️Alıbmışsan :al+ıb+mış + san☑️

♦️Alıbmış : al + ıb + mış☑️

♦️Alıbmışıq : al +  ıb +mış +ıq☑️

♦️Alıbmışsınız:al+ıb +mış+ sınız☑️

♦️Alıbmışlar : al+ ıb+mış + lar☑️

🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷
🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶

Feilin çəkimi- nəqli keçmiş rəvayəti(ikinci tip)  (olumsuz):  
❇️صرف فعل زمان گذشته نقلی روایتی نوع دوم(۲) (منفی) :


♦️Almayıbmışam:
al + ma+y"ıb+ mış+ am☑️

♦️Almayıbmışsan :
al+ ma+ y"ıb+mış+san☑️

♦️Almayıbmış :
 al + ma + y"ıb + mış☑️

♦️Almayıbmışıq :
al + ma + y"ıb + mış+ ıq☑️

♦️Almayıbmışsınız :
al + ma + y"ıb+ mış+ sınız☑️

♦️Almayıbmışlar :
al+ma+ y"ıb+ mış +lar☑️

💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎

Bizə qoşulun
👇👇👇👇👇
@anadili_qazvin

Aysu, [20.02.20 22:03]
[In reply to 𐱅𐰇𐰼𐰚 eren]
قشقایی چون اوغوزلار فدراسیونوموش هر لهجه دن ایچینده کلیمه وار
فعللرده ده دورموم بوجور دور

مثلا چاغاتای دیل اوزللیگلریندن بیری
مو= این

اوغوزجادا = بو

ایککی سی ده قشقاییدا ایشله نیر

من = شرق دیل اوزللیکی

بن = غریی دیل اوزللیگی
ایککی سی ده ایشله نیر

البته بن چوخ چوخ آز ایشله نیر

کلا قشقایی بیر تورک فدراسیونوموش اوغوز دئسگ بیز آز یانلیش اولور

توحید, [20.02.20 22:17]
[Forwarded from کیملیک kimlik]
🌍#بیلگیلر

وَ مِنْ آیَاتِهِ خَلْقُ السَّمَوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلاَفُ أَلْسِنَتِکُمْ وَ أَلْوَانِکُمْ إِنَّ فِى ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِّلْعَالِمِینَ

🔹ترجمه؛

و از نشانه‏ هاى الهى، آفرینش آسمان‏ ها و زمین، و تفاوت زبان‏ ها و رنگ‏ هاى شماست؛ همانا در این امر براى دانشمندان نشانه هایى قطعى است.

🔹پیام ها؛

✅۱- آفرینش آسمان‏ ها و زمین، از نشانه‏ هاى قدرت بی پایان الهى است. «و من آیاته خلق السّموات و الارض»

✅۲- تفاوت نژادها و زبان‏ ها، راهى براى خداشناسى است. «و من آیاته... اختلاف ألسنتکم و ألوانکم»

✅۳- هر زبانى براى خود ارزش و اصالت دارد و تغییر آن نه کمال است و نه لازم. (هیچ کس حقّ ندارد نژادها و زبان‏ هاى دیگر را تحقیر نماید.) «و من آیاته... اختلاف ألسنتکم و ألوانکم»

✅۴- یکسان بودن شکل و رنگ همه‏ انسان‏ها با ابتکار و نوآورى و بدیع بودن خداوند سازگار نیست. «و من آیاته اختلاف السنتکم...»

✅۵ - انسان عالم و فهمیده، از اختلاف رنگ‏ها و زبان‏ها به معرفت الهى مى ‏رسد ولى جاهل، رنگ و زبان را وسیله‏ تحقیر و تفاخر قرار مى ‏دهد. «للعالمین»

✍️حجت‌ الاسلام محسن قرائتی، تفسیر سوره روم - آیه ۲۲
🔹منبع: پایگاه درس هایی از قرآن

@kimlig1

𐱅𐰇𐰼𐰚 eren, [21.02.20 00:32]
[Forwarded from Türkcə ocağı (𐱅𐰇𐰼𐰚:𐰲𐰼𐰏 eren)]
[ Photo ]
Bu dil bizim ruhumuz, eşqimiz, canımızdır,

Bu dil bir-birimizlə əhdi-peymanımızdır.

Bu dil tanıtmış bizə bu dünyada hər şeyi,

Bu dil əcdadımızın bizə miras verdiyi

Qiymətli xəzinədir…onu gözlərimiz tək

Qoruyub, nəsillərə biz də hədiyyə verək.

_bəxtiyar vahabzadə

اسفند آیین ایکینجی گؤنؤ ؛ آنادیلی گؤنؤ

🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
___________________________
❤️Ana dili günü qutlu olsun❤️
❤️آنا دیلی گؤنؤ  قوتلو اولسون❤️
___________________________
🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷

Bizə qoşulun
⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️
@anadili_qazvin

Saeed Ghojavand, [21.02.20 08:11]
🐺 Old Turkic (bef. 15th c.): un
🇬🇧 English: dough
🇷🇺 Русский: тесто [testo]
🇹🇷 Türkçe: hamur
🇦🇿 Türkcə: xəmir, xamır {dial.}
🇹🇲 Türkmençe: hamyr
🇺🇿 Oʻzbekcha: xamir
🇰🇿 Qazaqşa: qamır
🇰🇬 Qırğızça: qamır
🌏 Uyghurche: xémir
🌍 Tatarça: qamır
🌍 Başqortsa: qamır
🌍 Çovaşla: çusta
🌍 Qaraqalpaqsha: qamır
🌍 Qırımtatarca: hamır
🌍 Qumuqça: xamur
🌍 Qaraçay-Malqar: tılı
🌍 Noğayşa: qamır, iylengen un
🌏 Sıbırca: qamır
🌍 Gagauzça: hamur
🌏 Saqalī: tieste
🌏 Dulgan-Hakalī: testo
🌏 Tıvalap: dalgan
🌏 Salırça: simen, kotan, aş
🌏 Xakastap: testa (teste)
🌏 Altaylap: teste
🌏 Şor: çeeste
🌍 Urumça: xamur (amur)
🌍 Karajče: chamur
🌍 Qrımçahça: hamur
🌏 Soyot: testo
🌏 Tofalap: testo

علی خمسه, [21.02.20 09:21]
[Forwarded from تاریخ دیرین ترکان ایران]
قتل زبان مادری یعنی نسل کشی زبانی🌺🌺
زبان مادری مثل معماری بومی است. آیا رواست که ما همه‌ي خانه های روستایی یا ساختمان‌های بومی مناطق مختلف و شهرهای تاریخی کشور را تخریب کنیم، به جرم این که چرا معماری‌شان مانند معماری تهران نیست؟ اگر نه، پس چرا بر سر زبان مادری اقوام که میراث تمدنی و جزئی از ثروت هر جامعه است چنین می آوریم؟ قتل زبان مادری با نسل‌کسی و نژادپرستی تفاوتی ندارد. جامعه ای که یک زبان  را بر همه زبانه های مادری تحمیل می‌کند یک جامعه نژاد پرست است که می خواهد یک زبان را که آن را زبان بر‌تر می داند بر بقیه حاکم کند. فرقی نمی کند، شما چه بخواهید یک نژاد را نسبت به سایر نژادها برتری بدهید، چه یک زبان را، چه یک مذهب را، و چه یک ایدئولوژی را، همه به معنی نوعی نژادپرستی است.
چه تناقضی است که ما از یک سو سرمایه های زیادی را برای حفظ کتبیه ها و آثار مرده تاریخی خرج می‌کنیم و از سوی دیگر سرمایه های زیادی را برای محدود کردن و تضعیف زبانِ زنده‌ي مادریِ اقوامِ ایرانیِ غیرِفارسی زبان صرف می‌کنیم. تخریب زبان به تخریب فرهنگ و تخریب فرهنگ به تخریب هویت می انجامد. آنگاه وقتی هویت تخریب شد جای آن را نفرت و خشونت پر خواهد کرد. زبان مادری ابزار بسط سرمایه اجتماعی است و تخریب آن یعنی تخریب سرمایه اجتماعی. ما گمان کرده ایم که با فارسی سازی همه چیز در استانهای غیرفارسی زبان، به بسط انسجام اجتماعی کمک کرده ایم. اما چنین نیست. زبانِ تحمیلی، نوعی مقاومت درونی در یادگیرنده ایجاد می کند و او را  آماده می کند تا در زمان مقتضی انتقام خود را از گروه تحمیل کننده بگیرد.
بخشی از پیام محسن رنانی به دومین همایش توسعه عدالت آموزشی
💜💙💚💛❤️
تاریخ دیرین ترکان ایران
@lranturklrintarikhi

⚘🌾, [21.02.20 20:24]
[Forwarded from قوجا تبریز Qoca Tabriz]
🔺قدرت زبان توركی (http://t.me/joinchat/BarfeTwWT1jzAolyvPQ-mQ) / استفاده کلمه ‏«داش (http://t.me/joinchat/BarfeTwWT1jzAolyvPQ-mQ)» در تورکی

کلمه ‏داش اگر اسم (http://t.me/joinchat/BarfeTwWT1jzAolyvPQ-mQ) باشد به معنی «سنگ (http://t.me/joinchat/BarfeTwWT1jzAolyvPQ-mQ)»
اگر فعل باشد فعل امر (http://t.me/joinchat/BarfeTwWT1jzAolyvPQ-mQ) مفرد است به معنی «فوران کن (http://t.me/joinchat/BarfeTwWT1jzAolyvPQ-mQ)»
و اگر به عنوان پسوند (http://t.me/joinchat/BarfeTwWT1jzAolyvPQ-mQ) به اسم اضافه شود به معنی «هم (http://t.me/joinchat/BarfeTwWT1jzAolyvPQ-mQ)» می‌باشد

🔻برخی واژه ها در ترکیب با پسوند داش:

یولداش (Yoldaş): همراه، دوست، رفیق
قارینداش، قارداش (Qardaş): هم‌شکم، برادر (کسی که در شکم مادر همراه بوده است)
سویداش (Soydaş): هم‌ریشه، هم‌نژاد
امک داش (Əməkdaş): همکار
آرخاداش (Arxadaş): هم‌پشت، دوست
آیاقداش (Ayaqdaş): هم‌پا، همراه
آداش (Adaş): همنام
سیرداش (Sırdaş): همراز
دیلداش (Dildaş): هم‌زبان
پایداش (Paydaş): هم‌سهم ویا شریک
یانداش (Yandaş): همسنگر، طرفدار
ائلداش (Eldaş): هموطن
یوردداش (Yurddaş): همشهری
بویداش (Boydaş): همخواب، زوج، شریک زندگی
یاسداش (Yasdaş): زوجه، همخوابه
یؤنداش (Yöndaş): همسو، هم‌جهت
قاتداش (Qatdaş): هم‌ردیف، همسطح، همطبقه
چاغداش (Çağdaş): همزمان
یاشداش (Yaşdaş): همسن
ساپاقداش (Sapaqdaş): همکلاسی
قارشیداش (Qarşıdaş): رقیب و حریف

#آنا‌دیلیمیزی‌قورویاق

🔹 به ما بپیوندید (http://t.me/joinchat/BarfeTwWT1jzAolyvPQ-mQ)👇🏻
💠 @qocatabriz

𐱅𐰇𐰼𐰚 eren, [22.02.20 20:38]
[Forwarded from Türkcə ocağı (𐱅𐰇𐰼𐰚:𐰲𐰼𐰏 eren)]
🛑(14)

🔷تورکجه فعل چکیمی (صرف  افعال ترکی) :

 Feilin çəkimi - gələcək hekayəsi (olumlu)  :  
❇️صرف فعل - زمان آینده حکایتی (مثبت) :
Almaq : (eyləmlik) مصدر


♦️ Alacaqdım : al + acaq + dı+ m☑️

♦️ Alacaqdın : al + acaq+ dı +n☑️

♦️ Alacaqdı : al + acaq + dı ☑️

♦️ Alacaqdıq :  al +  acaq + dı +q ☑️

♦️Alacaqdınız: al + acaq+ dı+ nız☑️

♦️Alacaqdılar : al +acaq + dı + lar  ☑️

🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷
🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶

Feilin çəkimi- gələcək hekayəsi (olumsuz):  
❇️صرف فعل زمان آینده حکایتی (منفی) :


♦️Almayacaqdım :
al + ma+ (y)acaq + dı + m☑️

♦️Almayacaqdın :
 al+ ma + (y) acaq + dı + n☑️

♦️Almayacaqdı :
 al + ma +(y) acaq + dı ☑️

♦️Almayacaqdıq :
al + ma +(y) acaq + dı + q☑️

♦️Almayacaqdınız :
al + ma + (y) acaq+ dı + nız ☑️

♦️Almayacaqdılar :
al + ma + (y) acaq + dı + lar ☑️

💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎

Bizə qoşulun
👇👇👇👇👇
@anadili_qazvin

𐱅𐰇𐰼𐰚 eren, [23.02.20 15:05]
[Forwarded from Türkcə ocağı (𐱅𐰇𐰼𐰚:𐰲𐰼𐰏 eren)]
🛑(15)

تؤرکجه فعللرین صرف‌و زامانلارینی تانیاق
Türkcə feillərin çəkim və zamanlarını tanıyaq

🔷تورکجه فعل چکیمی (صرف  افعال ترکی) :

 Feilin çəkimi - gələcək rəvayəti (olumlu)  :  
❇️صرف فعل - زمان آینده روایتی (مثبت) :
Almaq : (eyləmlik) مصدر


♦️ Alacaqmışam :
 al + acaq + mış + am☑️

♦️ Alacaqmışsan :
 al + acaq + mış + san☑️

♦️ Alacaqmış :
 al + acaq + mış ☑️

♦️Alacaqmışıq :
al + acaq + mış + ıq ☑️

♦️Alacaqmışsınız:
al + acaq + mış + sınız☑️

♦️Alacaqmışlar :
 al + acaq + mış + lar  ☑️

🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷
🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶

Feilin çəkimi- gələcək rəvayəti (olumsuz):  
❇️صرف فعل زمان آینده روایتی (منفی) :


♦️Almayacaqmışam :
al + ma + (y)acaq + mış + am☑️

♦️Almayacaqmışsan :
al + ma + (y) acaq + mış + san☑️

♦️Almayacaqmış :
 al + ma + (y)acaq + mış ☑️

♦️Almayacaqmışıq :
al + ma + (y)acaq + mış + ıq☑️

♦️Almayacaqmışsınız :
al + ma +(y)acaq + mış + sınız ☑️

♦️Almayacaqmışlar :
al + ma + (y) acaq + mış + lar ☑️

💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎

Bizə qoşulun
👇👇👇👇👇
@anadili_qazvin

𐱅𐰇𐰼𐰚 eren, [23.02.20 20:20]
[Forwarded from Türkcə ocağı (𐱅𐰇𐰼𐰚:𐰲𐰼𐰏 eren)]
[ Photo ]
تؤرکجه بویالار(رنگ‌لر)
Rəng _boya : رنگ
Ala-bula,  ala,  alaş : رنگارنگ
Qara : سیاه  
Ağ : سفید
Göy :(آبی (کبود
Qırmızı, al,  qızıl : سرخ(قرمز)
Yaşıl : سبز
Sarı : زرد
Boz : خاکستری
Gümüşü : نقره ای
Altun_qızıl : طلایی
Çəhrayı : صورتی
Sarımtıl : مایل به زرد
Narıncı,  turuncu : نارنجی
Göyümtül : مایل به آبی(کبود)
Qırmıztıl : مایل به قرمز
Bənövşəyi_mor : بنفشه ای
Yasəməni : نیلی
Açıqgöy  : فیروزه ای
Sarımtıl : مایل به زرد
Sarımtıl _yaşıl  :  سبز مایل به زرد
Qırmızımtıl_narıncı:نارنجی‌مایل به قرمز
_____________________________
Ağımtıl : مایل به سفید
Ağ ap ağ  :سفیده سفید ،سفید تند
Qap qara : سیاهه سیاه ، مشگی تند
Zilqara : سیاهه سیاه ، سیاهه تند
Ağşın : دارای مو‌ یا پوست سفید
Qaraşın :  دارای مو یا پوست مشگی
Sarışın :دارای  مو‌‌ یا پوست زرد
Göm göy :کبوده کبود ،  کبود تند
Yam yaşıl : سبزه سبز ،سبز تند
____________________________
Bizə qoşulun
⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️
@anadili_qazvin

کهکشان, [23.02.20 23:24]
هانسی دوزدو ؟؟

بیلیرَم (bilirəm) ، بیلورم (bilürəm) ، بولورم (bülürəm)

گئدیرم (gedirəm) ،  گئدورم (gedürəm)


یولی (yoli)  ،  یولو (yolu)

باخماییب (baxmayıb)  ،  باخمئیوب (baxmeyub)

ایچین (için)  ،  ایچون (içün)  ، اوچون (üçün)

و .....

کهکشان, [23.02.20 23:51]
[In reply to 𐱅𐰇𐰼𐰚 eren]
آغ آپباغ
قاپ قارا
گوم گوی
یام یاشیل
ساپ ساری
قیپ قیرمیزی
و ....

⚘🌾, [24.02.20 01:47]
[Forwarded from پرویز شاهمرسی]
#قاعده
انواع فعل ماضی در زبان ترکی (26):
ماضی مقدم حکایی: بیلمیش ایمیشم. بیلمیش ایمیش سن. بیلمیش ایمیش. بیلمیش ایمیشک. بیلمیش ایمیش سیز. بیلمیش ایمیشلر.

⚘🌾, [24.02.20 01:47]
[Forwarded from پرویز شاهمرسی]
#تاریخ
ترکی خوارزم
ترکی خوارزم گونه ای از ترکی نوشتاری است که از ترکی شرقی منشعب شده و از سدة دوازدهم میلادی در منطقة خوارزم (میان دریای خزر و دریاچة آرال) رواج داشته است. دیرزمانی به عنوان دنبالة ترکی قاراخانی رایج بوده و زمینه را برای تقسیمات بعدی فراهم نمود. آثار مهم به این گویش عبارتند از:
1-قصص الانبیاء: اثری منثور است که در 1310 میلادی توسط ناصر رابغوزی در موضوعات دینی تألیف شده است.
2-نهج الفرادیس: اثری منثور است که در 1358 میلادی توسط محمود بلغاری در موضوعات دینی تألیف شده است.
@parvizshahmarasi

Aysu, [24.02.20 02:48]
[In reply to ⚘🌾]
با کمال احترام به استاد شاهمرسی
اول دستهای ایشان رو میبوسم بعد نقدی دارم به این نوشته

خوارزم با مرکزیت اورگنج منطقه ای بین ازبکستان فعلی و ترکمنستان بوده و از قرن ۱۳ میلادی ترکهای اوغوز و قبچاق به این منطقه کوچ میکنند و با افزایش تعداد ترکان در این منطقه ، زبان نوشتاری مخلوطی از این عناصر یعنی قبچاقی و اوغوزی با خمیرمایه ی ترکی قره خانی ایجاد شده ک به این لهجه ی ترکی ، ترکی خوارزم میگویند

توی کتب این دوره هم اگ دقت کنید تمام خصوصیات زبانی هر سه لهجه رو میبینید هم قپچاقی هم اوغوزی هم قره خانی ( ترکی شرقی)
پس ترکی خوارزم ، مخلوطی از هر سه لهجه است
با مرکزیت ترکی قره خانی

برای اثبات حرفهایم چند بیتی از دیوان حکمت شیخ کامل " احمد یسوی " میارم
در کتب این دوره مثالها زیاد است

مین آیتمادیم الله اوزی وعده قیلدی
یولسیز ( ایدیم ) لطف ( ایلابان) یولغه سالدی
عریب ( اولوب) ناله قیلدیم قولدم آلدی
آنداغ عاشق شوق شرابین ایچار دوستلار

ایدیم = بجای اردیم
لهجه اوغوزی
یولسیز ایدیم بجا یولسیز ایردیم یا اردیم
اولوب بجای بولوب
غریب اولوب بجای غریب بولوب

اولوب ترکی اوغوزی

امتیم امتلر ایچره صافی دور
تییلایین کوپراکی عاصی دور
قادریم اوز وعده سیغه وافی دور
انت کافی انت عافی یا غفور

دور بجای ایرور

دور ویژگی ترکی غربی

قول خواجه احمد گناهی کا قابل ایرور
هرکیم الله دئسه آنگا یاری برور
ایرانلارنی صحبتی کا مایل ایرور

اینجا ایرور = است
ترکی شرقی

پس ترکی خوارزم از ترکی شرقی منشعب نشده بلکه با وارد شدن ویژگیهای زیانی لهجه های اوغوزی و قپچاقی در ترکی قره خانی ، ترکی جدیدی ایجاد شد بنام ترکی خوارزمی

خوارزم هم منطقه ای بود بیین ازبکستان و ترکمنستان کنونی از خیوه گرفته تا اورگنج

⚘🌾, [24.02.20 13:35]
فعل اشتراکی
(قارشیلیق)
در زبان عربی بابی داریم به نام «مفاعله» که هر فعلی در آن قالب
بیآید ، نقش دو طرفه می گیرد ، مانند: مناظره ، مباحثه ، مصاحبه ، متارکه ،
منازعه ، مباهله و ... . این قابلیت در زبان ترکی با الحاق پیوند چهارگانه «یش»
iş-üş-ış-uş 👇👇👇
 
به انتهای بن فعل ساخته می شود.
مثلاً برای افعال «وورماق vurmaq  (زدن)، سورماق sormaq  (پرسیدن) ، دئمک demək  (گفتن) »
می توان به افعال مشارکتی زیر رسید:
🔸ووروشماق  vuruşmaq (زدو خورد کردن)  
🔸سوروشماق  soruşmaq (سئوال و جواب کردن)
🔸دئییشمک  deyişmək (با هم بحث و جدل کردن) ».

اگر فعل به صائت   ( آ/اَ )  a-ə ختم شود ، خصوصاً فعلهای مشتقی که از «لا/له» la- lə  ساخته می شوند ، از پیوند «ش»  ş
به تنهائی استفاده می کنیم. برای نمونه فعل «آغلاماق» ağlamaq (گریستن) را در نظر می  گیریم که حرف آخر بن آن صائت «آ»  a است.
لذا فعل مشارکتی آن «آغلا+ش+ماق» = آغلاشماق  ağlaşmaq  = باهم گریستن ، می شود.


به همین ترتیب داریم: یاناشماق yanaşmaq  = به هم نزدیک شدن ، ساواشماق savaşmaq  = دعوا کردن  ،قوجاقلاشماق qucaqlaşmaq=  همدیگر را بغل کردن

💯از ویژگی‌های زبان ترکی، وجود فعل‌های مشارکتی (دوجانبه) است که در فارسی وجود ندارد.
گؤرمک  görmək (دیدن) ← گؤروشمک görüşmək  (با هم ملاقات کردن)

𐱅𐰇𐰼𐰚 eren, [24.02.20 17:24]
[Forwarded from Türkcə ocağı (𐱅𐰇𐰼𐰚:𐰲𐰼𐰏 eren)]
🛑(16)

🔷تورکجه فعل چکیمی (صرف  افعال ترکی) :

_قبلا در کانال از پسوند sa_sə به عنوان شرط_مقصد  توضیح‌دادیم ، الان هم به صرف افعال با این پسوند میپردازیم.

 Feilin çəkimi - sadə şərt şəkli   (olumlu)  :  
❇️صرف فعل - قالب شرطی ساده (مثبت) :
Almaq : (eyləmlik) مصدر


♦️ Alsam  : al + sa + m  ☑️
اگربگیرم

♦️ Alsan : al + sa + n ☑️
اگر بگیری

♦️ Alsa : al + sa ☑️
اگر بگیرد

♦️ Alsaq :  al + sa + q ☑️
اگر بگیریم

 ♦️Alsanız : al + sa +nız☑️
اگر بگیرید (alsaz)

♦️ Alsalar : al + sa + lar  ☑️
اگر بگیرند

🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷
🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶

Feilin çəkimi- sadə şərt şəkli (olumsuz):  
❇️صرف فعل _ قالب شرطی ساده (منفی) :

♦️Almasam : اگر نگیرم
al + ma+ sa + m☑️


♦️Almasan : اگر نگیری
 al+ ma + sa + n☑️

♦️Almasa  : اگر نگیرد
 al + ma + sa ☑️

♦️Almasaq :  اگر نگیریم
al + ma + sa + q☑️

♦️Almasanız(almasaz)  :  اگرنگیرید
al + ma + sa + nız ☑️

♦️Almasalar : اگر نگیرند
al + ma + sa + lar ☑️

💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎
🔷این صرف از فعل در جمله همیشه به بیانگر شرط نیس ، ممکن است بیانگر خواست و مقصد هم باشد که آن بستگی به جمله دارد


Bizə qoşulun
👇👇👇👇👇
@anadili_qazvin

𐱅𐰇𐰼𐰚 eren, [24.02.20 20:43]
[Forwarded from Türkcə ocağı (𐱅𐰇𐰼𐰚:𐰲𐰼𐰏 eren)]
ادات( ədat (ilgəc ;

🛑ilə ( lə _ la)


🔶 دراین پست به کاربردهای این ادات میپردازیم ، این ادات  در جمله ، وسیله _ باهم بودن _  سبب _ و یا  حالت   را میتوانند بیان کنند
🔷این ادات اگر بصورت جدگانه نوشته شوند (ilə)  نوشته میشود ، در صورت چسبیده نوشته شدن بصورت(le_la)  نوشته میشود ؛

چند مثال از‌کاربرد و‌ نقشهای  این ادات در‌جملات مختلف ترکی ؛


🔹Arac= وسیله

♦️ Qapını açarla açdım  : (Arac)  وسیله

♦️Zəncana avtubusla getdim : (Arac)  وسیله

در اینجا ابزار یا وسیله‌ای که فعل با آن صورت گرفته را میکند.

💢💢💢💢💢💢💢💢💢💢💢💢💢

🔹Birlikdədik :(باهم بودن)

♦️yoldaşları ilə  sinemaya gedib

♦️sənlə  dağa gedəcəyəm

در اینجا باهم بودن را بیان میکند.

💢💢💢💢💢💢💢💢💢💢💢💢💢

🔹Nədən (سبب)

♦️Onun bura gəlməsi ilə ayxan sevindi
♦️Onun səsiylə  biz oyandıq  
در اینجا سبب را نشان میدهد.
💢💢💢💢💢💢💢💢💢💢💢💢💢
 
🔹Durum(حالت ،وضعیت)

♦️ Həmişə sevinclə yaşadıq

♦️ o həmişə  üzüntüylə  deyə danışır

در اینجا حالت و یا صفت را میرساند.

🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶
نکته  ؛  (ilə) یک کاربرد دیگر هم دارد  که  نقش (وَ) را ایفا میکند ، اگر در جمله (وَ) بتواند جایگزین (ilə)  بشود ، ادات نیست و  باغلاییجی(وابستگی) حساب میشود ، اگر  (وَ) نتواند جایگزین شود  ، ادات حساب میشود ؛

_  باغلاییجی ها را در پستهای بعدی توضیح‌میدهیم.
مثال ؛

🔶Hüseyn ilə aydın  bizə gəldilər
=Hüseyn və aydın bizə gəldilər

 در اینجا (وَ) توانست جایگزین شود ، پس ادات نیس ، وابستگی است.

🔶Sadıqla səid gəlməyəcəklər=
Sadıq və səid gəlməyəcəklər
وَ جایگزین شد ، پس‌ ادات نیست

____________________________
نکته ای دیگه میخاستم بگم  lə_la  در مکالمه روزمره به طور عمومی  (نان _نن و...) در زبان گفتاری ما تلفظ میشه ، اما نوشتاره اون بصورته lə_la میباشد ؛

🔹اوتوبوسلا گتدیم : اوتوبوسنان گتدیم
🔹یولداشلارییلا : یولداشلارینان
🔹صادیقلا سعید : صادیقینان سعید
_صرفا جهت اشاره به تلفظ و گفتارمان این مطلب نوشته شد در نوشتار چنین نیست.

____________________________
Bizə qoşulun
⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️
@anadili_qazvin

⚘🌾, [25.02.20 00:06]
[Forwarded from sumer-türk bağı سومر-تورک باغی @sumerturkbagi]
Uşga (sumer) = uşağ
اوشگا، اوشقا(سومرب)= اوشاق( ترکی)
لغت ترکی اوشاق در سونری نیز هست که به معنی "جوان" و "شاگرد" بکار میرود

ušga [YOUTH] (8x: Ur III) wr. uš-ga "attendant; youth" Akk. gerseqqû; uškû

⚘🌾, [25.02.20 00:06]
[Forwarded from sumer-türk bağı سومر-تورک باغی @sumerturkbagi]
usud(sumer)= عصا
کلمه عصود در سومری به معنی عصا است و از طریق آککدی وارد زبانهای سامی شده است
usud [STAFF] wr. usud "shepherd's staff; scepter" Akk. šibirru

⚘🌾, [25.02.20 00:06]
[Forwarded from sumer-türk bağı سومر-تورک باغی @sumerturkbagi]
اوستان، استان
اوستان، استان کلمه ایی سومری است...
اوستوه+ گانا = اوستوه گانا= استان
این بصورت پسوند در نامهای جغرافیای ترکی دیده میشود مانند اسکیستان، ازکیستان، کریستان،
*
اوستوه (سومری) = حدودو(آککدی) = حدود = حدود سرزمین
uštuh
uštuh [LANDSCAPE] wr. uštuh "a type of landscape" Akk. huddudu

****

گانا = یک سرزمین جغرافیای، ناحیه
این بصورت "گان" در ترکی بکار می رود مانند ... آذربای-گان، زنگان، ارزنگان،
و یا بصورت پسوند "آن" و "وان" هم بکار می رود.  مثال: نیاروان، مهریوان، شیشوان،

gana [FIELD] wr. gana2; gan2-ne2 "field; area (of a geometric figure

𐱅𐰇𐰼𐰚 eren, [25.02.20 16:13]
[Forwarded from Türkcə ocağı (𐱅𐰇𐰼𐰚:𐰲𐰼𐰏 eren)]
🛑(17)

🔷تورکجه فعل چکیمی (صرف  افعال ترکی) :


 Feilin çəkimi -  şərt şəklin hekayəsi   (olumlu)  :  
❇️صرف فعل -  قالب شرطیه حکایه
(مثبت) :

Almaq : (eyləmlik) مصدر
Feil gövdəsi : al
➡️ al + sa + idi + şəxs zəmiri


♦️ Alsaydım :
al + sa + (y)dı + m  ☑️

♦️ Alsaydın :
 al + sa + (y)dı + n ☑️

♦️ Alsaydı :
al +sa+ (y)dı +  ☑️

♦️ Alsaydıq :
al + sa + (y)dı + q ☑️

 ♦️Alsaydınız:
al + sa+ (y)dı +nız☑️

♦️ Alsaydılar :
al + sa + (y)dı + lar  ☑️


🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷
🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶

Feilin çəkimi-  şərt şəklin hekayəsi (olumsuz):  
❇️صرف فعل _ قالب شرطیه حکایه (منفی) :

♦️Almasaydım :
al + ma + sa + (y)dı + m☑️

♦️Almasaydın :
 al + ma + sa + (y)dı + n☑️

♦️Almasaydı  :
 al + ma + sa + (y)dı ☑️

♦️Almasaydıq :  
al + ma + sa + (y)dı + q☑️

♦️Almasaydınız :  
al + ma + sa + y(dı) + nız ☑️

♦️Almasaydılar :
al + ma + sa + (y)dı + lar ☑️

💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎

Bizə qoşulun
👇👇👇👇👇
@anadili_qazvin

Aysu, [25.02.20 22:23]
[In reply to ⚘🌾]
بو کیتاب بیر باشقا کیتابنان تورفاندا بولونموش ( تورفان چینده )  
اول سانیرلاردی کی گوگ تورک دامغالاری فقط داش اوستونه حک ائدمگ ایچین مناسیب دیر
ولی بو کیتاب بولوناندا گوردولرکی اویغورلار قلم مونان ائله بو دامغالاری داش ترسینه ورق اوستونه یازمیشلار

البته بیرپارا حرفلر دامغاشی بو کیتابدا ایشلنمه میش
مثلا Ş دامغاسی

ایرق = فال
بیتیک ده کیتاب ، نامه ، یازی انگلامیندا

ایرق بیتیک = کتاب فال دئمکدیر

۶۵ فالدان اولوشان بو فال کیتابی بیرده خاتیمه بولومدن عبارت دیر
او خاتیمه بولومده فالینگ یارارلاری ، و کیتابینگ یازما سببی ذکر اولونموش
البته بیر حیوانی تقویمده کیتابینگ سونوندا قید اولونموش
او تاریخه گوره ۹۳۰ میلادی یازیلمیش بو کیتاب
یازان دا بودایا اینان بیر دین آدامیمیش و بیر معبده ده یازمیش کیتابی

جالب دیر هر صحیفه نینگ باش کوشه سینده نئچه دایره بیچیمینده بیر پارا علامت وار

ایککی اقاچ اوستونده ده دایره لر یونورموشلار

بو اقاچلاری شانسی بیچیمده گویه آتیرمیشلار
یئره دگنده دایره سایی سینی ساییب جمع باغلیرمیشلر
سورا او عددی صفحه ده بولونان باش کوشه ده عددلره باخیب صفحه یی بولورموشلار
هر صفحه نینگ اشاغیندا دا یازمیش بو فال یاخشی دیر یا بو فال پئس دیر

بیلمیرم آنلاتابیلدیم یا یوووخ

𐱅𐰇𐰼𐰚 eren, [26.02.20 15:06]
[Forwarded from Türkcə ocağı (𐱅𐰇𐰼𐰚:𐰲𐰼𐰏 eren)]
از ادات شدت و دقت ; "lap
Şiddət və diqqət ədatı ; lap"

در ترکی‌ آزربایجانی  ادات lap ‌را داریم ،در معنای‌گسترده که شدت و‌ دقت  را بیان میکند ؛

♦️lap Çox  = , به‌شدت‌زیاد ، بیشتر  

♦️lap Az = کمتر ,به شدت پایین

♦️lap Pis  : بدتر, بسیار بد

♦️ lap Gözəl : زیباتر

♦️lap Aşağı :کاملا پایین ، پایین‌تر

♦️lap Üst  : بالاتر,  به‌شدت بالا

♦️ lap Yuxarı : بالاتر ،‌بسیار بالا

♦️lap Qalın : ضخیم‌تر ,به‌شدت ضخیم
_____________________

♦️Atdığım daş lap başından dəydi ;
سنگی که انداختم دقیق به‌ سرش خورد(دقت)

♦️Ali  lap gedir evə  
علی دقیقا به خانه میره(دقت)

♦️Az qalmışdı lap səni unudum
کم مونده بود کاملا تو را فراموش کنم (شدت)

♦️dünən lap yaxşı günlərdən idi
دیروز از بهترین روزها بود(شدت)

♦️Ali lap susdu
علی به‌شدت(خیلی) ساکت شد

♦️az qalmışdı lap gözünü çıxara
کم مانده بود دقیق چشمش‌رو‌دربیاره (دقت)

🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹

🔶پسوند  راق _ رَک  ;
🔶Raq"  _ rək" əki (şəkilçisi)

پسوندی که صفته برتری می‌سازد  ؛

Bərtəri Sifəti düzəldici ək ;


♦️Çoxraq (daha çox) = بیشتر  

♦️Azraq (daha az)  =  کمتر

♦️Yaşılraq (daha yaşıl)  : سبزتر

♦️Pisrək ( daha pis)   : بدتر

♦️Gözəlrək (daha gözəl)  : زیباتر

♦️Aşağıraq (daha aşağı): پایین‌تر

♦️Üstrək( daha üst)  : بالاتر

♦️Yuxarıraq(daha yuxarı) :بالاتر

♦️Bu yanraq(...) : اینورتر‌

♦️Yaxşıraq(daha yaxşı)  :  بهتر

♦️Yeyrək(daha yey)  : بهتر

♦️Qalınraq(daha qalın) : ضخیم‌تر

🔶این پسوند پسوندی قدیمی هست ،‌و با وجوده کمرنگ شدنش در ترکی آزربایجانی و استانبولی هم تعریف شده است ، اما‌ در‌ برخی‌ مناطق ترکی‌ اوغوز استفاده فراوانی دارد ، بخصوص  در مناطق قزوین ، زنجان ، اراک ،‌ همدان ، بیجار ، قم ، قشقایی و..... این پسوند از پرکاربردترین پسوندهای برتری هست.
🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶

bizə qoşulun
⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️
@anadili_qazvin

Aysu, [26.02.20 17:41]
[In reply to 𐱅𐰇𐰼𐰚 eren]
سایین ارن بو یازییی بیر آز دوزتمک لازیمدیر

راق و رک صفت تفصیلی دوزدیر
صفت تفصیلی صفت برترنن فرقلی دیر ایشله وی ده باشقادیر

انگ و ان = صفت برتر دوزدیر

𐱅𐰇𐰼𐰚 eren, [26.02.20 17:50]
[In reply to Aysu]
Daha _ raq(rək)   : برتری

انگ و  ان  :  برترین ، افضل‌ترین (یگانگی)

Daha və raq : تفضیل یا همان برتری دی

بولارین هامیسینا بوتوولوکده  قارشیلاشدیرما  دییرلر  
ظرفهای قیاس(مقدار ، زمان ، وضعیت ، مکان ، جهت)


برتری ‌و‌‌برترین  فرقلی ‌دیر🌷

برتری همان تفضیلین فارسجاسیدیر🌺🌺🌺

𐱅𐰇𐰼𐰚 eren, [26.02.20 20:40]
[Forwarded from Türkcə ocağı (𐱅𐰇𐰼𐰚:𐰲𐰼𐰏 eren)]
🛑(18)

🔷تورکجه فعل چکیمی (صرف  افعال ترکی) :

 Feilin çəkimi -  şərt şəklin rəvayəti   (olumlu)  :  
❇️صرف فعل -  قالب شرطیه روایتی
(مثبت) :

Almaq : (eyləmlik) مصدر
Feil gövdəsi : al
➡️ al +sa + imiş + şəxs zəmirin əki

♦️ Alsaymışam :
al + sa + ymış + am  ☑️

♦️ Alsaymışsan :
 al + sa + ymış + san ☑️

♦️ Alsaymış :
al +sa+ ymış +  ☑️

♦️ Alsaymışıq :
al + sa + ymış + ıq ☑️

 ♦️Alsaymışsınız:
al + sa + ymış + sınız☑️

♦️ Alsaymışlar :
al + sa +  ymış + lar ☑️


🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷
🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶

Feilin çəkimi-  şərt şəklin rəvayəti (olumsuz):  
❇️صرف فعل _ قالب شرطیه روایتی (منفی) :

♦️Almasaymışam :
al + ma + sa + ymış + am☑️

♦️Almasaymışsan :
 al + ma + sa + ymış + san☑️

♦️Almasaymış  :
 al + ma + sa + ymış☑️

♦️Almasaymışıq :  
al + ma + sa + ymış + ıq ☑️

♦️Almasaymışsınız :  
al + ma + sa + ymış + sınız ☑️

♦️Almasaymışlar :
al + ma + sa + ymış + lar ☑️

💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎
🔶دوستان imiş _idi هردو بعنوان روایی و حکایی میتوانند همراه با پسوندهای ضمایر جدانوشته شوند ، در صورت چسبیده نوشته شدن imiş به ymiş(ymış) تبدیل میشود ، در صورت جدا نوشته شدن هم به صورت زیر میباشد :

Alsa imişəm  _alsa imişsən
Alsa imiş _ alsa imişik
Alsa imişsiniz _ alsa imişlər

Bizə qoşulun
👇👇👇👇👇
@anadili_qazvin

تورکجه سؤزجوک‌لر( سؤزلوک)=30 تا 27 فوریه 2020

یونس مسیب زاده, [27.02.20 00:07]
[In reply to ⚘🌾]
گرمینون موران بولگه سینده ده قوراپالان دیروک.

Aysu, [27.02.20 01:03]
[In reply to ⚘🌾]
سلام بو تورکمن سوزجوگو چوخ تارتیشمالی بیر کونودور

محمود کاشغری " شو دستانیندا" تورکمن کلیمه سینی آچیغلامیش آمما اونونگ آچیغلاماسی عقله یاتقین گلمیر
البته بوالغازی بهادر دا شجره ترکی و شجره تراکمه سینده عین محمود کاشغری یولونو گئدمیش

بو بویوگ ذاتلار دئییرلر کی اسکندر اوغوزلارا عاید اولان گوروها تورک مانند ( یاری فارسی - یاری تورکو) دئمیش یعنی تورکلره بنگزیه ن

ولی بونودا بیلیرگ کی عرب جغرافیاجیلاری موسلومان اولان تورکلره و مخصوصا اوغوزلارا تورکمن و موسلومان اولمایان توکلره ساده جه  تورک دئیرمیشلر

عثمانلی تاریخچیلری ده اوغوزلار ایچین چوخراق تورکمن سوزجوگونو ایشلتمیشلر

ائتنیگ باخیمیدان ، او تورکمن سوزو ایندیکی تورکمنلرنن هئچ ایلگیسی یوخ

باخ
بو جور قالیبلاشمیش کلیمه لر تورکجه ده چوخ وار

مثلا
ایگدیر معناسی محمود کاشغریه گوره ایگید دئمکدیر

ایگید دیر = جوانمرد است
قیسالمیش اولموش ایگدیر

تورکمن ده شاید بوجورموش

قدیم بیلدیرمه حال چکیمینده

اسم + ضمایر اصلی

ایشله دیرلردی

مثلا
بویوک من = بزرگ هستم

کنج من = جوان هستم

شاید بو تورکمن ده بو ترکیب اولابیلیر

تورک من = تورکم

یاواش یاواش قالبلاشمیش اولوموش تورکمن ( واحد بیر کلیمه)

بو منیم شخصی گوروشومدور شاید ده دوغرو اولمایا

Aysu, [27.02.20 01:27]
«تقسیم بندی زنان در کتاب دده قورقود »

اوزان دئییر: "آروادلا دؤرد جوردور:
۱-بیریسی سوی سولدوراندیر،
۲- بیریسی توی دولدوراندیر؛
۳-بیریسی ائوین دایاغیدیر؛
 ۴-بیریسی نئجه دئسن، بایاغیدیر".

اوزان، ائوین دایاغی اودور کی، چؤلدن –باییردان ائوه بیر قوناق گلسه، اَری ائوده اولماسا، او گَلَن آدامی یئدیریر –ایچیریر، عزیزله‌ییب –اوخشاییر، یولا سالیر. اوجور آرواد فاطمه(س) جنسی دیر، خانیم. اونون اوشاقلاری ساغ اولسون. اوجاغینا بوجور آرواد گلسین...
گَلدین، اوکی سوی سولدوراندیر، اوغرونجا یئریندن قالخار، ال –اوزونو یومادان دوققوز بوزلاماجلا بیر بارداق قاتیغی گَوَله‌یَر، تیخیب –باسیب دویونجا یئیر، الینی بؤیرونه وورار، دئیر:"بو ائوی گؤروم، خارابا قالسین! اره گئدندن بری قارنیم‌دا دویمادی، اوزوم ده گولمه‌دی. آیاغیم باشماق، اوزوم یاشماق گؤرمه‌دی. دئیر:"آه، نه اولایدی، بیرینه ده گئدَیدیم. اومدوغومدان دا یاخشی-اوُیغون اولایدی". اونون کیمی‌نین، خانیم، اوشاقلاری بؤیومه‌سین اوجاغینا بوجور آرواد گلمه‌سین.
گَلدین، او کی توی دولدوراندیر، ترپَنینجه یئریندن قالخدی، ال –اوزونو یومادان اوبانین او اوجونو بو اوجونا چارپیشدیردی. سوز-شایعه یایدی، قاپیلارا قولاق قویدو. اؤینه‌‏یه‌‏دک گزدی  اؤینه‌دن سونرا ائوینه گلدی. گؤردو کی، اوغرو کؤپکله یئکه دانا ائوینی قاتیب –قاتیشدیرمیشدی؛ ائوی تویوق کوماسینا، اینک دامینا دؤنموشدو.

قونشولارینی چاغیرار کی:"یئتر! زلیحه! زیبئیده! اوروده –جان، قیز –جان! پاشا! آینا ملک! قوتلوملک! اؤلمگه ایتمگه گئتمه میشدیم. یاتاجاق یئریم یئنه بو خارابا اولاسییدی. نه اولاردی، منیم ائویمه آزاجیق  باخایدینیز؟ "قونشو حاققی –تانری حاققی‌دیر" –دئییب –سؤیلر. بونون کیمی نین، خانیم، اوشاقلاری بؤیومه سین اوجاغینا بونون کیمی آرواد گلمه‌سین.

گلدین، او کی نئجه دئسن، بایاغیدیر. اری ائوده اولاندا چؤلدن –باییردان ائوینه بیر آبیرلی قوناق گلسه، اری دئسه کی، دور چؤرک گتیر، یئمک؛ قوناق دا یئسین. دئسه، بیشمیش چؤرک دایمی دئییل، یئمک لازیمدیر. آرواد دئیر: "نئیله ییم، بو ییخیلاجاق ائوده اون یوخ، الک یوخ. دوه ده دَییرماندان گلمه‌دی...
نه گلیرسه، منیم ساغریما گلسین"، -دئیه الینی یانینا وورار، اوزونو او طرفه، ساغریسینی ارینه دؤندرر. مین سؤیلرسن، بیریسینی ائشیتمز، -ارین سؤزونو قولاغینا آلماز. او، نوح پیغمبرین ائششگی نسلیندن‌دیر.

خان، اوندان دا سیزی آللاه ساخلاسین! اوجاغینیزا بئله آرواد گلمه سین.

A.M.y, [27.02.20 03:04]
[In reply to arshad nazari]
اوستاد سالاملار اولسون

چوخ اعلادیر

مان سؤزو تورکجه‌دیر
#مان: ننگ، عار


اؤرنک ؛
مگر بو تهر دانیشماق‌دا منه #مان اولوب؟


مان سؤزو "ننگ" ایفاده‌سیله، بو گونکو ویلکیج ماحالینین(اردبیل‌ین شرقی) یئرلی اهالی‌سی آغزیندا آغیزلانمادادیر ...

A.M.y, [27.02.20 03:22]
#ماناس سؤزونه باخاندا گؤروروک بو سؤز تورکجه‌نین قیرقیز آغیزیندا اسکی زامان‌دان بوگونه چاتمیش ایکی هیجالی بیر سؤزدور ...

مان + آس  ...
 
مان ؛ باش_ باشقان_ ایگید_ جومرد

آس /آز ؛ تورک ائل‌لریندن اولان همن ساققا تورکلردیرلر ( اونلارا ایسکیت‌/ماساژئت دا دئییلیر)...

ماناس ؛
 آس ائل‌ینین ایگیدی، قهرمانی، باشچیسی ....

 بوردا ایلک یازدیغیم #مان ایله اردبیلین اطرافیندا آغیزلانان #مان‌ین قارشیتلیغی واردیر...
تورکجه‌میزده #مان سؤزونون نئچه یانلی ایشلک اولماغینی بو کیمی اؤرنکلر داها آیدین گؤرسه‌دیر...

ساغ اولاسیز

پرویز شاهمرسی, [27.02.20 08:48]
[In reply to ⚘🌾]
سلام.
ترکمن سؤزو یا دوزونه باخسان «تورکمن» سؤزونون آنلامینا گؤره نئچه باخیش وار. کاشغرلی محمود، خواجه رشیدالدین فضل الله همدانی، واسیلی بارتولد، محمد فؤاد کؤپرولو، فاروق سومر ایله اورخان شایق بو سؤزو «ترکه اوخشار» آنلامیندا گتیریبلر. تاریخی قایناقلاردا بو سؤز «مسلمان اولان اوغوزلار» آنلامیندا ایشله نیب. بونون قارشیسیندادا «ترک» سؤزو «مسلمان اولمایان اوغوزلار» اوچون ایشله نیرمیش. ابراهیم قفس اوغلو بو سؤزو «بؤیوک تورک» آنلامیندا توتوب. ذکی ولیدی طوغان بو سؤزو «کؤچری تورک» آنلامیندا بیلیر. ایندیه کیمی بو سؤزون هانسی آنلامدا اولدوغو کسگینلیکله بیلینمیر آنجاق «تورکه اوخشار» آنلامی داها اویغون گلیر. چوخ ساغ اولون.

پرویز شاهمرسی, [27.02.20 08:53]
[Forwarded from پرویز شاهمرسی]
#تاریخ
معنای واژه ترکمن
زمانی که اسلام در میان ترکان اوغوز به عنوان یک دین غالب درآمد، این گروه بزرگ به دو گروه مسلمان و غیرمسلمان تقسیم شدند. مسلمانان ماوراءالنهر برای جدا کردن اینها عنوان «ترکمن» یا «ترکمان» را برای اوغوزهای مسلمان برگزیدند. واژه «ترکمن» در اصل به معنای «ترک مانند» است. البته ابراهیم قفس اوغلو آن را به معنای «ترک بزرگ» می داند و رواج آن را از سدة نهم میلادی می داند. نخستین بار «المقدسی» این واژه را به صورت «الترکمان» و یا «ترکمانیون» بکار برد و کسان دیگری همچون کاشغری و خواجه رشدالدین نیز همین رویه را ادامه دادند. البته در زمانهای بعد این واژه به معنای «اوغوزهای کوچرو» نیز در برخی منابع آمده است. نشانة این اطلاق، در واژة «ترکمه» در زبان کنونی آذربایجان باقی است. اوغوزها ابتدا این نام را بر خود نمی پذیرفتند ولی از اوایل قرن سیزدهم در همه جا واژه «ترکمن» جای «اوغوز» را گرفت.
@parvizshahmarasi

Saeed Ghojavand, [27.02.20 10:11]
[In reply to ibrahimi ş]
سالام.

قالمور qalmur(کالبور kalbur ، قَلبیر qəlbir) = آبکش

تاتجا "غَربال" کلمه سی بوردان آلینیب

سوزگَج süzgəc = صافی ، فیلتر مایعات

چَرکه çərkə = آبکش آشپزی

سوماک sumak (سوماخ sumax) = الیاف شسته شده و تمیز در پارچه بافی

Aysu, [27.02.20 10:26]
[In reply to A.M.y]
باخ دوستوم بویوک احترام نان و سایغی نان
بللیدیر مقاله اوخومیرانگ اوخوسایدینگ بو سوزو چالمازدینگ
بیر کلیمه نینگ کوکونو بولماق ایچین تورکیه ده گاهی بیر پروفسور۳۰ صحیفه مقاله یازمیش
یوزلرجه قایناقا باش وورموش
بیزلر ابراندا نه ایش گورورگ ؟
کلیمه یی سندیریپ اوز گوروشوموزه گوره کوکونو بولوراگ
اودا ۵ دقیقه ایجینده
قایناق ؟ یوخ
دلیل ؟ یوخ
ایلیشگی یوخ
کیم اینانابیلیر بو کوک بولمامیزا؟
مثلا بیر فارسجا دا ایشله نن کلیمه یی تورکجه اولوب اولماماسینی ایلک اولاراق فارسلارا ایناندیراجاقسان نه تورکلره
فارسدان فارسا مدرک گتیرمه لی ینگ
بو دلیله
بو قایناغا گوره بو ایلیشگی یه گوره بو کلیمه تورکچه ایمیش گیرمیش فارس دیلینه

دلیللر اوقدر ساغلام و گوجلو اولمالی کی رد ائدمه سینی مومکونسوز قیلا

بوجور کوک تاپمالارا من ده اورنگ گتیره بیله رم

اورنگ اولاراق
دئییه بیله رم

آسانسور فارسجا دیر گیرمیش فرانسیزجه یه

آسان + سور خوردن

راحت جابجا شدن

تونل = توی + نل
نل = دالان
داخل دالان

سیزی ایناندیریر بو منیم گوک بولمام ؟
البته دئیه رسیز کی قایناق گتیر
دلیل گتیر

بونلار فارسجا دگیل

🍇🍇🍇🍇🍇

arshad nazari, [27.02.20 11:09]
[In reply to A.M.y]
👍👍❤️❤️❤️❤️
ساغ اولون اودا بیر معناسی دیر جانیم
مان = عئیب
آمما بودا هامان کوکدن سکمه آنلام دیر
یانی گئری ؛ قالماق ؛  
بونلار اوتایدا درسلیک کیتابلریندا وار منیم یوکسک لیسانس اویرنجیلریمین درسلری دیر بو ایل .
اورنک ، قارا _ قار
آغول ( توُوله ) = آغارانتی ( لبنییات ) و یا    آغ( بویوک ) = آغ ( بویا )
کی آغا و  آغیل اونلاردان عمله گلیب .
و......

Saeed Ghojavand, [27.02.20 11:23]
[In reply to ⚘🌾]
سالام. وار اولاسیز.

"مان" کلمه سینده نئچچه آنلام وار.

مان(مانگ mang) = عیب ، نَنگ

مان = گوسفند چهار ساله

مان بیر اَک کیمی "آدام" آنلامیندا ایشله نیر.
اینگیلیس دیلینده ده "مَن"(man) کلمه سی بو آنلام دا ایشله نیر.

آل مان(آلمان alman) = انسان بور

آل = سرخ کَمرَنگ

قارامان = یکی از طوائف ایل افشار

اوزمان uzman(اوسمان usman) = انسان عاقل ، خردمند

"مَن" یا "بَن" کلمه سینین آنلامینی تورک دیلینده بیلیرسینیز. تاتجا دا "مَن" دئییرلَر.

هومان(هومَن) = انسان خوب

بئله جه " تورکمَن" آنلامی "تورک آدام" اولار.

"هومان" شاهنامادا "پیران"ین قارداشی ، "ویسه"نین اوغلو(بیر تورانلی ایگید) ایدی.

Saeed Ghojavand, [27.02.20 18:26]
[In reply to Aysu]
اوخومالی یازقی ایدی.👍

"بارک" ، "بار" کلمه سین دَن دوزولوب.

بار bar = اجازه

بار bar = میوه(متصل به درخت)

بار bar = پناه

بارقا barqa = بارگاه ، محلی که برای ورود به آن باید اجازه گرفت ، (پادشاهی) دَربار

بارلانماق barlanmaq = (درخت) میوه دار شدن

بارینماق barınmaq = پناه آوردن ، اجازه گرفتن

بارگو bargu = (راه) مقصد

اسدالله مردانی, [27.02.20 18:58]
[In reply to پرویز شاهمرسی]
سلام
من 1389 ییلینده شیرازدان  کوچدوم و تورکمن سره (تورکمن صحرا) اولکه سینه گئتدیم، 7 ایل و 4 آی اوردا قالدیم و تحقیق ائتدیم، تورکمن باراسیندادا بو مفهوملاری ائشیتدیم :
۱- تورکمن اسلینده ترک ایمان (ترکی که ایمان آورده) ایمیش.
۲- من تورکم، من ترکم.
۳- تورک تکین، ترک مانند و ...
آما گوردوم کی بو سوزلری منیم زئهنیم و فیکریم قابیل ائده بیلمیر، ائله بو ندنه آرتیق تحقیق ائتدیم و آخیردان بیلدیم کی تورکمن ایکی بولومدن دوزلمیش تۊرک و من، یانی کی تورک (آللاه توره دن، تورک میللتی، چابیک و زیرینگ و ...) + مان = من (شخص، شخصیت، آدم، شخص اصیل، کسی که، آنکه و ... کی تورک، عرب و تاجیک دیللرینده گلمیش) دن دوزلمیش و تورکمن یانی او آدامکی اوزو، اسلی، آتا آناسی و هامی آبا اژدادی تورکوموش.

𐱅𐰇𐰼𐰚 eren, [27.02.20 20:38]
[Forwarded from Türkcə ocağı (𐱅𐰇𐰼𐰚:𐰲𐰼𐰏 eren)]
بیر‌ سایی‌ تؤرکجه سؤزلرین آنلامی :
معنای برخی‌ از واژگان تورکی :

♦️Sürgün :   تبعیدی
♦️Gülgün :  به رنگ گل ، گل‌گونه
♦️Əməkgün :  حسابکار
♦️Üzgün :  نگران ، ناراحت
♦️Özgün :  شخصی ، مخصوص بخود
♦️Ölgün : مُردنی ، ضعیف
♦️Süzgün : دارای نگاهی آویزان
♦️Ərgin :  مُذاب
♦️Didərgin : آواره
♦️Əzgin : لِه و خسته
♦️Bezgin : بیزار ، متنفر
♦️Dolğun : توپُر ، چاق
♦️Pozğun :  باطل ، بداخلاق
♦️Vurğun :  وابسته ، عاشق
♦️Quzğun : کلاغ
♦️solğun :  پژمرده ، افسرده ،پریشان
♦️Soyğun : غارت(برهنه)
♦️Uyğun :  مناسب ، هماهنگ
♦️Yorğun : خسته
♦️Durğun : بی‌حرکت ،ساکن
♦️Deyingən:چوخ دانیشان(ورّاج،حرّاف)
♦️Əringən : تنبل ، سُست
♦️Ərgən : بالغ(رسیده)
♦️Öyüngən : از خودراضی ،خودخواه
♦️Çəkingən : ترسو ،گوشه گیر
♦️Çılğın :  دیوانه، عصبی
♦️Yayğın :  پراکنده ، پخش
♦️Yanğın :  سوزان ،آتش
♦️Qızğın : داغ ، عصبی
♦️Qırğın :  کُشَنده ، نابودگر
♦️Darğın : دلتنگ،پریشان،بی‌حوصله
♦️Dalğın :غرق در فکر
♦️Bayğın : بیهوش ، ازخود‌بی‌خود
♦️Azğın : گمراه
♦️Oynağan : وابسته رقص
♦️Qapağan : مهاجم‌به‌قصدگازگرفتن
♦️Qurğan  : ،حصار  ، محافظ
♦️Uçağan:تیزرو ، پرسرعت همچو پرواز
♦️Vurağan :   دعوایی
♦️Ağlağan : نالان ، گریان ، بهانه‌گیر

________________________
🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹
Bizə qoşulun
⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️
@anadili_qazvin

𐱅𐰇𐰼𐰚 eren, [27.02.20 22:25]
[In reply to موسی رجبلو]
باغیشلایین من جاوابلاییرام

یاغ _یاغما _ یاخ _ یاخماق _ یاخیجی _ یاخشی _یاخیشلی  _ یوووق _ یوووشماق _ یووقلاشلاشماق   _  بیر آییله‌دن‌دیر  
یاخینلاشماق (نزدیک شدن) انلامدان بوداغلانمیش
یوووشماق : نزدیک شدن _ چسبیدن و  مخلوط شدن و....
یوووق (نزدیک)


سیزین بویوردوغوز دا اله  (یوووقوملی _یوخوملی = نزدیک‌شده(چسبیده)) ‌دان اولماسی  اویغون گؤرؤنؤر

یووقیماق یووخیماق  :  چسبیدن  نزدیک‌شدن
(یوووخیا) : میچسبه و...

بیرده ارتیرمالیام : اولابیلر  سیز  یاخیملی‌نی یوخیملی تلفظ ادیرسیز  
یاخ+یم+لی  : چسبنده (دلچسب)

 

استادلار دا باخیشلارینی بویورسونلار یالنیشیم اولسا دئسینلر🌺🌺🌺🌺🌺

Aysu, [27.02.20 23:03]
[In reply to ⚘🌾]
Öd Teňri Yaşar Kişi Oglı Kop Ölgeli Törümiş

Öd= زامان
Kişi Oglı= انسان
Kop= همیشع ، چوخ
Ölgeli= برای مردن
اولمه لی
Törimiş= یاراتیلمیش

بیلگه خاقان و کول تیگین یازیتی

اسدالله مردانی, [28.02.20 14:05]
[In reply to 𐱅𐰇𐰼𐰚 eren]
آرخاج (آغل و محل خوابیدن گوسفندان و حیوانٱت) چوخ‌ دوز دور، آما ارن جان چوخ گوینوم ایستیر سیزی آرتیق تانییام، سیزینگ هارالی اولماغینگیز؟ ایشینگیز؟ یاشینگیز؟ تحصیلاتینگیز؟

⚘🌾, [28.02.20 14:27]
اوشودوم ها اوشودوم؛داغدان آلما داشیدیم؛ آلماجیغیمی آلدیلار منی یولا سالدیلار؛ من بو یولدان بئزارام درین قویو قازارام؛ درین قویو بئش کئچی هانی بونون ارکجی؛ ارکج قازاندا قاینار قنبر یانیندا اوینار؛ قنبر گئددی اودونا قارغی باتدی بودونا؛ قارغی دئییل گوموشدو گوموشو وئردیم تاتا؛ تات منه داری وئردی قاناتلاندیم اوچماغا حاق قاپیسین آچماغا.........(اینم قوشمایی بود در مورد ارکج)❤️❤️ چوخ ساغ اولون🙏

Saeed Ghojavand, [28.02.20 14:37]
[In reply to ⚘🌾]
گؤزَل ییردیر!👌

"قارغا باتدی بودونا" یوخ. گَرَک دئییله "قارغی باتدی بودونا".

قارغی qarğı = نی بامبو ، خیزَران

قنبر رفت هیزم بیاوَرَد نی به رانش فرو رفت

Saeed Ghojavand, [28.02.20 16:03]
"ماناس" قیرقیز تورکلرینین بیر چوخ بویوک مَتَلین تَرگوسو آدی دور. ماناسین قوشمالارین سایی شاهنامه دن چوخراق دور. بیر پارا آداملار شاهنامه نین هایکولارین آرتیقینی ماناس دان آلینمیش اولدوغونا اینانیرلار.
من بو سؤزو یالان ساییب ، یا اونو قوروماق ایسته میرم. چون  بئله  یازقی   یا تَرگونو گؤرمه میشم ؛ آنجاق شاهنامه ده اتیمولوژی (کلمه لَرین تانیماسی) یاردیمی ایله "سودابه و سیاوش" (شاهنامه ده مَتَللیک کیشیلَر) کلمه لَرینی پوسماق ماراقلی دیر. تورک دیلینده "به" (bə) اَکلَنتیسی آد قورماق ایچون ایشله نیر. بو اکلَنتی یاخلاشیقجا تات دیلینده ایلگیچی "با" کلمه لرین آنلامینی یئتیریر. بو اَکلَنتی اسکی چاغ دا بو چاغ دان یایقین راق ایمیش.

"ده" (də) یا "دا" (da) اَکلَنتیسی تورکجه ده ائله تاتجادا "دَر" (ایلگیچی سؤز) کلمه سینین آنلامینی واردیر.
فارس دیلینده "سودا" ، تجارت یا آلیش وئریش آنلامین دا ایشله نیر. "سوداء" (همزه لی) آنلامی عرَبجه آدامین دؤردلَم داتاق لارین دان بیری دیر.
"سئوده" (sevdə) تورکجه ده "سئومک" (sevmək) " کؤکون دَن گَلَن مهربانلیک آنلامین دا کلمه دیر.
اوندا "سئوده به" (sevdəbə)کلمه سی مهربان یا وورغون اولور. "ساووش" (savuş) گون دوغانین  تورکجه سینده (قیرقیز تورکجه سی اولاردان بیری) دا سئومه لی یا سئوگیلی آنلامین دا ایشله نیر.
 
"سئوده به"(وورغون) ، سودابه کلمه سینه چوخ بَنزَر. "ساووش" کلمه سی ده سیاوش(سئوگیلی) کَلمه سینه. بو آدلار شاهنامه نین هایکوسینین قاورامی ایله جور گَلیر!!
"سیاوش" اسکی شاعیرلارین یازقیلاریندا "سیاووش" دا دئییلیب.
آشاقیداکی قوشما تَک حافیظ دان :

شاه ترکان سخن مدّعیان می شنود
شرمی از مظلمه خون سیاووشش باد

Saeed Ghojavand, [28.02.20 16:04]
"ماناس" نام مجموعه ای بسیارعظیم از افسانه های ترکان قرقیز است که گفته می شود حجم اشعار آن بسیار بیشتر از شاهنامه فردوسی است و نیز برخی معتقدند که بسیاری از داستانهای شاهنامه از "ماناس" اقتباس شده است. من دراین مقاله قصد ندارم که از این نظریه دفاع کنم یا آن را دروغ بشمارم ؛ زیرا اصلاً چنین کتاب یا مجموعه ای  را ندیده ام ولی بررسی یکی از داستانهای شاهنامه به کمک"اتیمولوژی"
(ریشه شناسی واژه ها) خالی از لطف نیست.

پسوند "به" (با"ب"مفتوح) در زبان ترکی برای ساختن اسم به کارمی رود و تقریباً همان معنی حرف اضافه "با" و داشتن را در زبان فارسی می رساند. در زمان قدیم این پسوند بسیار متداولتر از امروز بود.
پسوند"ده" یا "دا" نیز در ترکی همان معنی حرف اضافه "در" در زبان فارسی را دارد.
واژه "سودا" در فارسی به معنی "تجارت" و"داد و ستد" به کار می رود. کلمه "سوداء"
(باهمزه) در عربی به معنی مالیخولیا و یکی از اخلاط چهارگانه بدن است. کلمه "سئوده" در زبان ترکی از ریشه "سئومک" می آید و مهر و محبت معنی می دهد. پس معنی کلمه "سئوده به" (با"د" و "ب" مفتوح) می شود دارای محبت یا "عاشق". معنی کلمه "ساووش" در ترکی شرقی (ازجمله ترکی قرقیزی) "دوست داشته شده" ، "محبوب" یا "معشوق" است. "سئوده به" و "ساووش" به نامهای "سودابه" و "سیاوش" تشابه زیادی دارند به معنی"عاشق" و "معشوق" که با مضمون داستان "سیاوش و سودابه" در شاهنامه جور درمی آید!!

گویندگان قدیم زبان فارسی ، کلمه "سیاووش" را هم به کار برده اند. مانند بیت زیر از اشعار حافظ :

شاه ترکان سخن مدعیان می شنود
شرمی ازمظلمه خون سیاووشش باد

𐱅𐰇𐰼𐰚 eren, [28.02.20 20:11]
[Forwarded from Türkcə ocağı (𐱅𐰇𐰼𐰚:𐰲𐰼𐰏 eren)]
تؤرکجه سؤزجؤک‌لر ؛
واژگان تورکی:

🟠🟠🟠🟠🟠🟠🟠🟠🟠🟠🟠🟠

♦️Köçərgi :مهاجر،عشایر ،کوچ‌کننده
♦️Gəzərgi : سَیّار
♦️Gedərgi : رفتنی ، موقت
♦️Girgi :درد (دلپیچه)
♦️Cizgi :  خط ،خَش
♦️Bilgi :   اطلاعات ،دانش
♦️Əsgi : کهنه‌ی بچه
♦️Ötərgi : زودگذر ،گذرا
♦️Üzəngi :رکاب
♦️Yengi : نو ،تازه
♦️Vergi : مالیات
♦️Sərgi : نمایشگاه ، بساط
♦️Silgi : پاک‌کن
♦️Sevgi : عشق‌،‌محبت
♦️Sürgü :چِفتِ در یا پنجره
♦️Süngü : نیزه ی تفنگ
♦️Düşərgə:امادگاه،اقامتگاه،اردوگاه
♦️Güzgü : آینه
♦️Gülgü : خنده
♦️Düzgü : چینش ، نوبت, صف
♦️Bölgü : تقسیم
♦️Dürgə : بسته(پاکت)
♦️Döngə : پیچ‌و‌خم، برگردان ،برگشت
♦️Cöngə : گوساله نر
♦️Bölgə : ناحیه،بخش،منطقه،استان
♦️Birgə(birlikdə)  :  باهم
♦️Ütəlgə:پرنده قرقاول
♦️Özgə :غریبه  بیگانه
♦️Yelgə : مو,  گیس,  یال
♦️Süpürgə : جارو
♦️Kölgə : سایه
♦️İtgə : جوجه عقاب ، جوجه قرقی
♦️Gimgə : مجمع ، گردهمایی
♦️Bəlgə :  ،مچ‌بند ،سند ، قولنامه حلقه

🟣🟣🟣🟣🟣🟣🟣🟣🟣🟣🟣🟣

Bizə qoşulun
➡️➡️➡️➡️➡️ @anadili_qazvin

Aysu, [29.02.20 00:17]
گیریش
قورقوت آتا کتابی، تُرک – تُرکمن دیلی و ادبیاتینینگ اینگ اهمیتلی اثرلرینینگ بیریدیر. حاضره چنلی شو کتابینگ بلّی نسخه لری دینگه "درسدن" و " واتیکان" کتابخانه لاریندا ساقلانیلیان ایکی قولیازما بیلن چاکلنیلدیریلدی. یونه 2018 – نجی ییلینگ نوامبر آییندا ایراندا یرلشیان تُرکمن صحراده (گلستان استانیندا) تازه بیرقولیازمانینگ تاپیلیشی، علم دنیاسینی هیجانا سالدی. تاپیلان یرینینگ آدینی گؤترن بو قولیازما، " قورقوت آتانینگ گنبد نسخه سی " آدی بیلن تانیدیلدی و ترکیه ده آنکارا دانشگاه سیندا نشر ادیلیان MTAD(Modern Türklük Araştyrmalary Dergesi)*  ژورنالیندا 2019 – نجی ییل سانیندا علمی شکیلده ایشلنیپ چاپ ادیلدی ( s – 147 – 379  ). تازه نسخه نی دُولی و علمی شکیلدا ایشلان توپورینگ اعضالارینینگ همّه سی آنکارادا اوقایان ایران لی، تُرک و تُرکمن دکترا طالیب لاری بولوپ شو آتلاردان عبارت بولیار :
       ناصر شاه قلی خزه، ولی الله یعقوبی، شهروز آق آتابای و سارا بهزاد. بیز تازه تاپیلان قورقوت آتا نسخه سینی تُرکمن اُوقی جیلارا تاناتماق و اثرینگ دُولی متنینی تایّارلاماق ایشینده بو نشیره اساسلاندیق.  
قولیازما تاپیلیشی
قولیازمانینگ حاضرکی ایه سی واُونی تاپیپ دُنیایا تانادان ایران لی تُرکمن ولی محمّد خوجه (1949) ،اثرینگ تاپیلیشی حکایاسینی شو شکل ده گورّنگ بریار.
       " 2018 ییلینینگ 12. نوامبر گونی تهران دا دیم و تُرک – تُرکمن دیلینده یازیلان قولیازمالاری ایزرلاپ بیر کتاب دوکانینه باردیم. دوکانچی س. ربیعی بیلن ایردین تانیشدیم. یونه اونونگ الینده منینگ ایشیمه یاراجاق ساتلیق کتاب یوقدی. ادیل شو آرادا قاپیدان بیری گلیپ الینداکی قولیازمانی ساتجاقدیغینی آیتدی. قولیازما ترکی دیلده یازیلغیدی. من بها سینی اونگوشیب کتابی ساتین آلدیم. کتابینگ ایلک ایکی صحیفه سی یوقدی و آدی – دا بلّی دالدی. من کتابینگ نأمه دیگینی بیلمک اوچین بو قولیازمانی تهران دا و گنبد ده، کآ ادبیاتچی لارا گؤرکزدیم و اُلارا مصلحت سالدیم. اُلار بیلمه دی. آخردا ترک – ترکمن دیلی و ادبیاتی بیلن باغلانشیفلی دکترا اوقایان شهردِشیم شهروز آق آتابایا ایبردیم. اُول بولسا بو اثرینگ آصلیندا قورقوت آتانینگ تأزه بیر نسخه سیدیغینی  و قاتی قیمّاتلی دیغینی آچیقلاب بردی و من دِه ن بو کتابی علمی شکیلده ایشلاپ نشر اتمأگه رخصت آلدی "

𐱅𐰇𐰼𐰚 eren, [29.02.20 12:59]
[Forwarded from Türkcə ocağı (𐱅𐰇𐰼𐰚:𐰲𐰼𐰏 eren)]
🛑(20)

🔷تورکجه فعل چکیمی (صرف  افعال ترکی) :


 Feilin çəkimi -  gərəklik şəklin hekayəsi  (olumlu)  :  
❇️صرف فعل -  قالب التزامی حکایه (مثبت) :

Almaq : (eyləmlik) مصدر
Feil gövdəsi : al
Al + malı + idi + şəxs əkləri

♦️Almalıydım :
 al + malı + ıdı + m☑️

♦️Almalıydın :
 al + malı + ıdı + n☑️

♦️Almalıydı :
 al + malı +  ıdı ☑️

♦️Almalıydıq :
 al + malı + ıdı + q ☑️

 ♦️Almalıydınız :
 al + malı + ıdı + nız☑️

♦️Almalıydılar :
 al + malı + ıdı + lar  ☑️

🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷
🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶
Feilin çəkimi _  gərəklik şəklin  hekayəsi (olumsuz) :  
❇️صرف فعل _ قالب التزامی حکایه (منفی) :

♦️Almamalıydım :
al + ma + malı + ıdı + m☑️

♦️Almamalıydın :
 al + ma + malı + ıdı + n☑️

♦️Almamalıydı  :
 al + ma + malı + ıdı ☑️

♦️Almamalıydıq :  
al +  ma + malı + ıdı + ıq☑️

♦️Almamalıydınız :  
al + ma + malı + ıdı + nız ☑️

♦️Almamalıydılar :
al + ma + malı + ıdı + lar ☑️

💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎
💎💎
اگر بصورت جداگانه نوشته بشه :
Almalı idim _ almalı idin
Almalı idi _ almalı idik
Almalı idiniz _ almalı idilər

🟠🟠🟠🟠🟠🟠🟠🟠🟠🟠🟠

Bizə qoşulun
👇👇👇👇👇
@anadili_qazvin

⚘🌾, [29.02.20 14:59]
[Forwarded from 🇮🇷کانال قوم خلج و خلج زبانان (ادغام بخش خلجستان اشتباه است)🇮🇷 (زهرا کربلایی)]
هِکمَک(Hekmak) نان
****
هکمک یَپمه(Hekmak yapma) نان پختن
****
بُوقدَه هکمکِ(Boghda Hekmake) نان گندم
****
اُرپَه هکمکِ(Arpa Hkmake) نان جو
****
ضرب المثل
 بَد هَمساده دَرمانِ، بی قَرض هکمکَر( Bad Hamsada Darmane Bi Gharz Hekmakar) بهترین روش برای قطع ارتباط با همسایه بد یک قرص نان قرضی است( وقتی همسایه ای بد، از شما نان قرض می کند به دنبال باز ستاندنش نروید، او نیز به حساب اینکه هنوز قرص نانی به شما مقروض است به در خانه شما نخواهد آمد و همین موجب قطع ارتباط می شود.
****
*آچی دَ هکمکء بیر بیری اَلی دَ قَپُولَّر(Hekmakae Birbiri Alida Ghapowllar) از گرسنگی نان را از دست یکدیگر می ربایند.
****
انواع نان ها👇
* پَنجَه کَش(Panja Kash)  پنجه کش، نوعی نان تقریبا شبیه به بربری
این نان به جهت اینکه نانوا هنگام باز کردن خمیر،  پنجه یا همان انگشتان خود را در امتداد نان روی آن می کشد، پنجه کش نامیده شده است.
خمیر نان گرد را روی نان بند که در زبان خلجی به آن (تَکانَه بند، Takana Band) می گویند پهن می کنند و آنگاه به تنور می زنند در حالی که پنجه کش به صورت بیضی شکل و با حرکت دَورانیِ دستها باز شده و با دست به دیواره تنور چسبانده می شود.
****
 * کُولَه(Kowla) کوله
کوله از تکه های خمیر که هنگام پخت نان داخل تنور می افتند پخته می شود.
بدین صورت که تکه های نیم پخت نان که بعضا از گوشه و کنار خمیر نان در تنور افتاده و به خاکستر نیز آغشته شده را با سیخ یا یک شئ نوک تیز از تنور در آورده خاکسترش را تکانده و با مقداری خمیر آماده و یک عدد پیاز بزرگ خرد شده مخلوط می کنند و به صورت دایره های کوچک می پزند.
****
داتِشَه( Datesha) دو آتشه
دو آتشه از نان های بیات و خشک و همچنین خمیر دور نان پخته می شود.

بدین صورت که مادر خانواده با جمع آوری و نگهداری بهداشتی این نان ها در طول هفته، در انتهای پخت نان اصلی، مقداری از خمیر داخل تشت را با نان های بیات که پیش از پخت نان، چند ساعتی را در آب خیسانده بود و یک عدد پیاز بزرگ خرد شده، گل زرد، رازیانه و (کمی ماست و تخم مرغ برای براق شدن روی نان) مخلوط کرده و در تنور می پزد.

این نان به این جهت دو آتیشه نامیده شده که نان در حال پخت،  پیش از این یک بار دیگر در تنور پخته شده و در واقع دو مرتبه آتش به خود دیده.
دو آتشه نیز گرد و کوچک پخته می شود.
****
گَندَنه( Gandana) گندَنِه
گندَنِه نوعی نان گرد کوچک است که با گیاهی خودرو به نام( گندَنِه) که در باغ ها و مزارع و دشتها می روید پخته می شود.
گیاه گندنه شبیه به سبزی تره است، رنگ آن کمی از تره، تیره تر و تیزتر است و برگهایش زبری دارد.
برای براق شدن روی نان گندنه نیز از مخلوط ماست و تخم مرغ استفاده می شود.
تمام این نان ها، در انتهای پخت نان اصلی پخته می شوند.
****
قَرَه فتیر(Ghara Fatir) فتیر سیاه
اسم این نان به تصور من معادل فارسی نداشته باشد!
قره فتیر به نانی گفته می شود که در خمیر آن از مایه خمیر(خمیرمایه) استفاده نشده و فقط آب و آرد و نمک مواد تشکیل دهنده آن است.
به این نان نیز هنگام خمیر کردن پیاز خرد شده اضافه می کنند.
تفاوت دیگر قره فتیر با نان های دیگر در این است که، خمیرهای دیگر را یک یا چند ساعت می گذارند تا ور بیاید، آن هم بستگی به نوع خمیر کردن دارد، اگر تُرشک خمیر کرده باشند که یک ساعته ور آمده و آماده پختن می شود در غیر این صورت چند ساعتی را می بایست برای ور آمدن خمیر اختصاص دهند.
قره فتیر بلافاصله پس از آماده شدن خمیر پخته می شود و نیازی به ور آمدن نیست.
****
فتیر(Fatir)  فتیر
فتیر، نانی که با خمیر ور نیامده پخته شده باشد،
اگر دقت کرده باشید وقتی اول وقت و در ابتدای شروع پخت نان، به نانوایی می روید و نان می خرید، خمیر هنوز کاملا ور نیامده و نانی که می خرید کمی سفت است و جویدنش دشوار.
****
فتیر(Fatir) فتیر
فتیر نوعی نان شیرین است که از خمیر و شکر یا (خاکه قند جایگزین شکر)، زردچوبه، گل زرد(گلرنگ) تخم مرغ، کنجد و روغن نباتی تشکیل می شود.
این خمیر بسیار سفت درست شده و هنگام باز کردن و پهن کردن خمیر از (هَوقلَقُو، Hoghlagho)  (وردنه) استفاده می شود.
اندازه فتیر نیز به همان اندازه نان های کوله و دو آتیشه و گندنه است. گرد و کوچک.
همه ی این نان ها به برکت وجود پیاز و رازیانه و گل زرد بسیار خوشمزه و خوش عطر و طعم هستند.

M. Sulduzlu, [29.02.20 18:46]
[Forwarded from Türkçe öğrenelim]
[ File : Ortaq ata sözleri (2).pdf ]
مشکلات ترجمه تعابیر و امثال الحکم ترکی به فارسی از قدیم به خاطر عدم پیشرفت علم زبان‌شناسی و تدریس تطبیقی این زبان‌ها به شکل علمی وجود داشته و امروز نیز همین مشکل به خاطر عدم تدریس تطبیقی زبان و ادبیات ترکی در ایران تا حدودی  باقی است.
****************************

امثال الحکم مشترک جهان ترکِ موجود در آثار شعرای ترک پارسی گوی
میرعلی رضائی
 
بر اساس منابع موجود، روابط نوشتاری بین ترک‌ها و فارس‌ها بعد از پذیرش دین اسلام از سوی آنان آغاز و در نتیجه این روابط مفاهیم زیادی بین این دو زبان رد و بدل شده است. در این مقاله امثال الحکمی که در اشعار برخی از شعرای ترکِ پارسی گوی به شکل کلمه به کلمه به فارسی برگردانده شده، مورد بررسی قرار گرفته است. امثال الحکم ترکی که از سوی این شعرا استفاده شده به دو شکل ترجمه شده است: 1. بدون تغییر با حفط فرم و مفهوم ؛ 2. با حفظ مفهوم اصلی و تغییر فرم.
کلمات کلیدی: امثال الحکم ترکی، ترجمه کلمه به کلمه، ترکان پارسی گوی
@sulduzlular1
*این مقاله در مجله وزین وارلیق چاپ شده است

⚘🌾, [29.02.20 20:13]
[Forwarded from آشنایی با تاریخ تورکان جهان]
مراسم توران قورولتایی مجارستان 👇
.
.
.
اجتماع تورکان جهان (توران قورولتای) هر دو سال یک بار در مجارستان
.
.
.
هدف این قورولتای زنده کردن نام توران است
.
.
.
آتشدان این قورولتای  از سوی بنیاد توران مجارستان و با حمایت مجلس این کشور ترتیب می یابد و در شهر بوغاچ مجارستان، شعله ور میشود.
.
.
.
در این قورولتای صدها هزار تن از طوایف مختلف تورک از 23 کشور حضور  می یابند
بنیاد پژوهشهای جهان تورک در ترکیه نیز با 150 تن مدعوین خود در این قورولتای پرشکوه بین المللی شرکت میکند. .
.
در این قورولتای  تا 27 ملت از میان ترکان جهان دست در دست هم قرار می دهند و نام توران را دوباره زنده می کنند.
.
.
.
هدف این قورولتای بزرگ، نزدیکی و جوشش بیشتر میان تورک تباران جهان میباشد.
این قورولتای به صفت بزرگترین گردهمایی سنتی جهان در راستای احیای آداب و رسوم گذشتگان میباشد شناخته می شود.
.
.
نخستین قورولتای توران در سال 2007 در قزاقستان برگزار شده بود که از آن پس در مجارستان برگزار گردید
.
.
.
مجارها با نام قدیمی هونگروا یا اونوقور یکی از قبائل ترکان خزر بودند
مجارها بنابر گفته جغرافیدانان عرب دو دسته بودند ،دسته اول در رشته کوه اورال و دسته دوم در شمال دریای آزوف (بخش شمالی دریای سیاه) مسکن گزیدند .
.
مجارها با تصرف سرزمین سابق آوارها در پایان قرن نهم حکومتی تشکیل دادند که تابع خذرها بودند و امپراطور بیزانس(کنستانتین پورفیروژنت)که جغرافی دان و نویسنده چهار کتاب نیز بوده آنان را تُرک قلمداد می‌کند و در تشریفات خود رؤسای و پادشاه مجارها را «پادشاه ترکان»قید میکند
.
.
در کتاب حدود العالم صحفه ۷۷ چاپ تهران نیز مولف مجارها را تماما تُرک معرفی میکند و جای هیچ بحثی را نمی‌گذارد
.
.
.
ترکان مجار در سده ۸۰۰ تابع امپراطوری ترکان خزر بودند و با رهبری (آرپاد)ابتدا از ترکان پچنگ شکست خورده و به کوه های ترانسیلوانیا در کشور رومانی پناه بردند و بعد ها مجارها توانستند بر اسلاو ها پیروز شوند و منطقه بزرگ موراوی را اشغال نمایند و نام خودشان(مجارستان)را بر آن بگذارند .
.
.
مجارها با لشکرکشی ها و شجاعت های خود در جنگ با آلمان ها(فرانک)و ایتالیا اورپاییان را به یاد آتیلا کبیر انداختند .
.
.
مجارها خودشان را اصالتا تُرک میدانند و چنان تعصبی به آن دارند که همه ساله در سالروز تولد آتیلا کبیر در شهر بوغاج این کشور جشنی بنام «توران قورولتای»تشکیل می‌دهند و تمام اقوام تُرک را در آنجا گردهم می آوردند
.
.
.

منابع
حدودالعالم
ترکستان نامه
امپراطوری صحرانورد
.
.
.

@Turk_tarixi7

⚘🌾, [29.02.20 20:57]
[Forwarded from آشنایی با تاریخ تورکان جهان]
[ File : تاریخ دیرین ترکان ایران  زهتابی.pdf ]
📕تاریخ دیرین ترکان ایرانPDF

📚بررسی تورک بودن تمدنهای سومر، ایلامی، ایشگوز ها و...
در بین النهرین

👤اثری ماندگار از مرحوم:
پروفسور دکتر محمدتقی زهتابی

📝ترجمه: علی احمدیان سرای

⚘🌾, [29.02.20 20:57]
[Forwarded from آشنایی با تاریخ تورکان جهان]
چهار کتاب ارزشمند به ترتیب👆

نامهای تورکی رایج در بین تورک های جهان

ترکی هنر است کتابی جامع درباره زبان تورکی
 
تاریخ دیرین ترکان ایران پروفسور زهتابی

دیوان لغات التورک کاشغری ترجمه فارسی با قدمت بالای هزار سال برای آشنایی و ریشه یابی کلمات تورکی


بخوانید و به اشتراک بگذارید

@turk_tarixi7

𐱅𐰇𐰼𐰚 eren, [29.02.20 21:02]
[Forwarded from Türkcə ocağı (𐱅𐰇𐰼𐰚:𐰲𐰼𐰏 eren)]
🟣Azaltma dərəcəsi və keyfiyyətini normaldan az olduğunu bildirən əklər :
(Özəlliklə rənglər üçün)

🟠پسوندهایی که از حد وسط پایین‌بودن ،  تخمین و‌ تمایل به معنای لغوی واژه را بیان میکند ؛ بخصوص که در رنگها نقش بیشتری دارند ؛
متمایل = نزدیک‌به = تقریبا
__________________________

🟣Imtıl _imtil_ümtül_umtul :

Acımtıl : کمی تلخ‌،تقریبا تلخ
Göyümtül: تقریباآبی ، متمایل به آبی
Bozumtul: تقریبا خاکستری
Sarımtıl: زردگونه ،متمایل به‌زرد
Qaramtıl : تقریبا سیاه ، تیره

🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶

🟣Imsov_ ümsov_imsov_umsov

Acımsov : کمی تلخ
Göyümsov : تقریبا آبی
Mavimsov : تقریبا آبی
Ağımsov : متمایل به‌سفید
🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶
🟣sov

Uzunsov : تقریبا دراز
Yumrusov : تقریبا بسته
Dəlisov : کمی‌دیوانه ،تقریبا دیوانه
Bağlısov : تقریبابسته
Qarasov : تقریباسیاه ،تیره
Sağsov : تقریبا سالم

🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶

🟣şın

Ağşın:متمایل به‌سفید، تقریباسفید
Qaraşın : تقریبا سیاه ،سیاه‌گونه
Sarışın : زردگونه ، تقریبا زرد

🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶

🟣imtraq_ımtraq_ümtraq_umtraq

Acımtraq :تقریبا تلخ
Göyümtraq :تقریبا آبی
Ağımtraq : متمایل به سفید
Qırmızımtraq : متمایل‌به‌قرمز
Bozumtraq : تقریبا خاکستری

🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶

🟣Yanız(yağız) :

Qarayağız :  تقریبا سیاه،‌تیره
Qarayanız :تقریبا سیاه
Sarıyanız(sarıyağız) : متمایل‌به‌زرد
Ağyağız : متمایل به سفید

_________________________

Bizə qoşulun
⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️
@anadili_qazvin
@turkcedilimiz

تورکجه سؤزجوک‌لر( سؤزلوک)=10 تا 1 مارس 2020

Javad Safaei, [01.03.20 07:47]
تولکو
توله‌مک
قدیم بیز آشیق اوینایاندا بیردن گورردین بیری باشقاسینین آشیقلارینین هامیسین اوتدو. اوندا دیییردیلر فیلانکس منی توله‌دی یا من تولندیم. سونرا گورردین تولنن کیشی اوچ بئش آشیق اوداندا دئیردی توکلنیرم. نظره گلیر توله‌مک بیرینین توکلرینی یولماق اولور چونکو قارشیسیندا توکلنمک گلیر. تولکو سوزوده بو کوک‌دن گلیر سانکی. اوستادلار نظرلرینی وئرسه‌لر سئوینرم. الیمده اولان سوزلوکلرده آرادیم بیر شئی تاپامادیم.

Deleted Account, [01.03.20 17:40]
[Forwarded from Türkcə Danış]
[ Photo ]
واگیری اولور بولاشما ✅

واگیری (contagion) : بولاشما - bulaşma
𐰉𐰆𐰞𐱁𐰢𐰀

واگیردار (contagious) : بولاشیجی - bulaşıcı
𐰉𐰆𐰞𐱁𐰄𐰳𐰄


☪️« بیلسای»☪️
@turk_sozcukler

Saeed Ghojavand, [01.03.20 18:11]
[In reply to Deleted Account]
بولانماق(بولاشماق) = دچار تهوّع شدن ، کثیف شدن آب

داریشما = سرایت ، واگیر

داریشماق(داراشماق) = سرایت کردن

داریشیجی = مُسری

گَزیک gəzik(گِزِک gezek) = بیماری مُسری ، مُد

Saeed Ghojavand, [01.03.20 18:29]
[In reply to Ahmad Borjlu]
بولقاماق bulqamaq (بولاماق bulamaq) = به هم زدن ، (دُم) تکان دادن ، شورش کردن

بولقاق bulqaq = شورش ، فتنه

بولقار bulqar = آشوبگر ، شورشی

بولقان bulqan (وولقان vulqan) = آتشفشان

اینگیلیسجه والکینو(volcano) کَلمه سین کؤکو تورکجه دیر.

𐱅𐰇𐰼𐰚 eren, [01.03.20 20:18]
[Forwarded from Türkcə ocağı (𐱅𐰇𐰼𐰚:𐰲𐰼𐰏 eren)]
🟣Türkcə sözlər
____________________________
♦️Sev :دوست بدار
♦️Sevmək : دوست داشتن
♦️Sevim :  عشق ، محبت
♦️Sevmli : دوست‌داشتنی
♦️Sevimsiz : دوست نداشتنی
♦️Sevil : دوشت داشته شو
♦️Sevgi : عشق ، محبت
♦️Sevgili :محبوب ، معشوق
♦️Sevən : دوستدار
♦️Sevər :دوستدار
♦️Sevici : دوستدار
♦️Sevilmək : دوست داشته شدن
♦️Sevişmək : دوست‌داشتن‌همدیگر
♦️Sevin : خوشحال شو
♦️Sevinmək : شادوخوشحال‌شدن
♦️Sevinc : شادی
♦️Sevincli : شاد، خوشحال
♦️Sevindir : شاد کن
♦️Sevindirmək : شاد کردن
♦️Sevindirici : خوشحال کننده
♦️Sevindirilmək : ازجانب‌کسی شادشدن

___________________________
Bizə qoşulun
⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️
@anadili_qazvin
@turkcedilimiz

𐱅𐰇𐰼𐰚 eren, [01.03.20 20:18]
[Forwarded from Türkcə ocağı (𐱅𐰇𐰼𐰚:𐰲𐰼𐰏 eren)]
🛑(21)

🔷تورکجه فعل چکیمی (صرف  افعال ترکی) :


 Feilin çəkimi -  gərəklik şəklin rəvayəti (۱)  (olumlu)  :  
❇️صرف فعل -  قالب التزامی روایه (۱) (مثبت) :

Almaq : (eyləmlik) مصدر
Feil gövdəsi : al
Al + malı + imiş + şəxs əkləri

♦️Almalıymışam :
 al + malı + ımış + am☑️

♦️Almalıymışsan :
 al + malı + ımış + san☑️

♦️Almalıymış :
 al + malı +  ımış ☑️

♦️Almalıymışıq :
 al + malı + ımış + ıq ☑️

 ♦️Almalıymışsınız :
 al + malı + ımış + sınız☑️

♦️Almalıymışlar :
 al + malı + ımış + lar  ☑️

🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷
🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶
Feilin çəkimi _  gərəklik şəklin  rəvayəti(۱) (olumsuz) :  
❇️صرف فعل _ قالب التزامی روایه(۱) (منفی) :

♦️Almamalıymışam :
al + ma + malı + ımış + am☑️

♦️Almamalıymışsan :
 al + ma + malı + ımış + san☑️

♦️Almamalıymış  :
 al + ma + malı + ımış☑️

♦️Almamalıymışıq :  
al +  ma + malı + ımış + ıq☑️

♦️Almamalıymışsınız :  
al + ma + malı + ımış + sınız ☑️

♦️Almamalıymışlar :
al + ma + malı + ımış + lar ☑️

💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎

اگر بصورت جداگانه نوشته بشه :
Almalı imişəm _ almalı imişsən
Almalı imiş _ almalı imişik
Almalı imişsiniz _ almalı imişlər

🟠🟠🟠🟠🟠🟠🟠🟠🟠🟠🟠

Bizə qoşulun
👇👇👇👇👇
@anadili_qazvin
@turkcedilimiz

⚘🌾, [01.03.20 23:24]
[Forwarded from کانال بزرگ قشقایی (امین اژدری)]
[ Photo ]
کَپَنَک ( kapanak)

کپنک یک نوع پالتو نمدی است که برای محافظت از سرما پوشیده می شود و بلندی آن تا پایین زانو می رسد و یقه آن ساده و چاکی سرتاسر دارد.
آستین هاز آن بلند و به رنگ های سفید - سیاه - طوسی و نخودی تهیه می شود.

نوع دیگری از آن که بدون آستین است و بلندی ان تا بالای زانو می رسد کوردک نامیده می شود و توسط جوانان و کودکان مورد استفاده قرار می گیرد

┄┅┄┅✶ 📝  ✶┄┅┅┄
کـ‌ــانال بـــزرگ قشقایــــے💥
🆔 @qashqaei_channel

اسدالله مردانی, [02.03.20 10:56]
[In reply to ⚘🌾]
شیراز اسلینده شئر آس (قبیله آس که مانند شیر شجاع باشد) ایمیش کی بو قبیله سمرقند، فارس و آزربایجان اوستانلاریندا، سامان بختیاری و ... ده یاشیرلارمیش و یاشیرلار.

M. Sulduzlu, [02.03.20 12:11]
[Forwarded from Türkçe öğrenelim]
[ File : Tebriz-Sulduz-Nağadey.pdf ]
تحلیل زبان‌شناختی جاینامهای
 تبریز، سولدوز، نقده (نوقادای)
دکتر میرعلی رضائی

چکیده: علم ریشه‌یابی و شاخه تپونیمی آن هنوز در کشور ما جایگاه شایسته خویش را نیافته است. بعضاً به جای یادگیری این شاخه از علم، کوتاهترین راه برای حل مشکلات ریشه‌یابی بسیاری از کلمات انتخاب می‌گردد.
در این مقاله ابتدا مروری بر انواع ریشه‌یابی‌های موجود در علم زبان‌شناسی و بعد اشاره‌ای به ریشه‌یابی‌های اسامی جغرافیایی شهر تبریز، منطقه سولدوز و شهرستان نقده و در ادامه در حد وسع خویش به بررسی این نظرات با نقد نظرات گذشتگان به کمک یافته‌های جدید زبان‌شناختی و تپونیمیکی و ارائه نظر خویش پرداخته خواهد شد.
کلمات کلیدی: ریشه‌یابی، تپونیمی، قوم‌نام، تبریز، سولدوز، نقده

@sulduzlular1

𐱅𐰇𐰼𐰚 eren, [02.03.20 19:48]
[Forwarded from Türkcə ocağı (𐱅𐰇𐰼𐰚:𐰲𐰼𐰏 eren)]
🟣پسوندهای  cil _cıl _cul _ cül

🔘این پسونده صفت‌ساز  بطور کل ویژگیه گرایش(علاقه)داشتن نسبت به معنای لغوی واژه را  بیان میکنند ؛
Örnək ;مثال

🟣cil
♦️Evcil : خانگی ،عادت به خانه دارد
♦️Ətcil  : گوشتخوار
♦️Kefcil : خوشگذران
♦️Özgəcil : بیگانه پرست
♦️Yeyimcil : پُرخور ، شکمو
🟣cıl
♦️Dağcıl  : کوهی ،‌کوهستانی
♦️Adamcıl : آدم‌خوار
♦️Babacıl : بابایی(دوستداره بابا)
♦️Heyvancıl : دوستداره حیوانات
♦️Qonaqcıl : مهماندوست ،مهمان‌پرور
🟣cul
♦️Doğrucul  :  درستکار ، راستگو
♦️Yuxucul : خوابالود ، خواب‌دوست
♦️Otcul : گیاهخوار
♦️Duzcul : شوردوست
♦️Pulcul : پول‌پرست ، پولدوست
🟣cül
♦️Öncül :  ، پیشرو‌ پیشین‌ ،‌ اولین
♦️Söyüşcül : فحاش ، بددهن
♦️Ölümcül : مرگبار
♦️Kötücül : بدخواه ،پلید

___________________________

🟣Bizə qoşulun
⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️
@anadili_qazvin

Saeed Ghojavand, [02.03.20 20:39]
[In reply to 𐱅𐰇𐰼𐰚 eren]
داغجیل dağcıl = کوه دوست

داغلیق dağlıq = کوهستانی

آدامجیل adamcıl = بشردوست

آدام یییَن adam-yiyən = آدمخوار

سؤگوشجول sögüşcül = فحّاش

قالماش qalmaş = بددهن ، هرزه گو

اوبور obur = پرخور ، شکمو

لونگ lung = شکم چران

مورگولو mürgülü = خواب آلود

اؤلَت ölət = مهلک ، مرگبار

مرتضی (.Uğur), [02.03.20 23:40]
[Forwarded from مرتضی (.Uğur)]
زمانی #لنین به صراحت نوشت:
بهترین راه درهم کوبیدن طبقه متوسط این است که آنها را بین دو سنگ آسیاب #تورم و #مالیات قرار دهیم.
طبقه متوسطی دیگر باقی نمانده است که کتاب به دست بگیرد، سفر کند، یاد بگیرد، حامل ارزشهای دموکراتیک باشد...

جامعه ایران منقسم است بین دو طبقه. فرادستان و فرودستان.
اولی را غرور کور کرده است دومی را کینه و عقده.
بالایی می‌ترسد و روز به روز محافظه‌کارتر می‌شود؛ پشت سنت و دین پناه می‌گیرد. پایینی هم خشمگین شعله انتقام در دلش زبانه می‌کشد.
سونامی که بیاید، دیگر کشتی هر چقدر هم غول‌پیکر عاقبتی جز واژگونی غم‌بار نخواهد داشت.
تورم نام دیگرش مالیات پنهان است. طبق آمارهای رسمی خود نظام، تورم بالای چهل درصد است.
یعنی به ازای هر صدتومان درآمد، چهل تومانش روانه جیب دولت می‌شود. این را بیفزایید به مالیات رسمی...
درواقع مردم ایران دارند نوکری می‌کنند!

اقتصاددانی معتقد بود تورم همان مالیات پنهان، غیر مشروع و غیرقانونی است که اخذ می‌شود. دولت عملا جیب‌بری می‌کند و سر گردنه ایستاده است و درحال غارت مردم است.
چنین چیزی را هر نامی می‌توان داد جز نام حکومت...

𐱅𐰇𐰼𐰚 eren, [03.03.20 14:53]
[ Photo ]
تورک دونیاسیندا قشقایی تورکجه‌سینه ان یاخین تورکجه بورادیر
عراق عجم  بولگه‌سی تورکلری _ سونرا جزیره‌ده یاییلان  تورکلر
عراق عجم (زنجان ، قزوین ، قوم ، همدان  ،قاراقان  ، بیجار و...)
جزیره (کرمانشاه ، بخشی از همدان ، اصفهان و اطراف و....)

هم  سوزلوک باخیمیندان ، هم  صرف فعل باخیمیندان

⚘🌾, [03.03.20 17:28]
[Forwarded from MIRASIMIZ.ir میراثیمیز]
[ Video ]
1) سو چرشنبه سی
2) اود چرشنبه سی
3) یئل چرشنبه سی
4) توپراق چرشنبه سی

دومين هفته را نياكان ما تحت عنوان «اود چارشنبه سي» نام نهاده اند كه مظهر حرارت و نور و روشنايي است. و آتش و نور و حرارت است كه به طبيعت روح تازه ميبخشد و به زمين حرارت ميدهد نياكان ما بر اين باور بودند كه هر قدر آتش و خورشيد را مقدس بحساب آورند همان اندازه طبيعت زودتر بيدار ميشود و به انسانها سعادت به ارمغان مي آورد. بودن آتشگاه هاي متعدد در سرزمين آذربايجان خود شاهدي بر اين ادعاي ماست كه آتش و خورشيد داراي چه اهميتي در ميان نياكان ما توركان بوده اند.
عصر این چهارشنبه مردم آتش درست کرده و از روی آن میپرند. در ضمن این کار چنین میگویند.
آتیل باتیل چرشنبه/ باختیم آچیل چرشنبه/...

@Mirasimiz

موسی رجبلو, [03.03.20 17:48]
✳️ آتالار سوزلری (ضرب المثل های ترکی قزلباش رامیان ):

آتلی پیادا  دان خبری یوخ

ترجمه : سواره(راکب اسب) از حال کسی که پیاده با او همسفر هست خبر نداره

مفهوم:
در محیط زندگی که مانند راهی می باشد که همه افراد در آن بمانند همسفر می باشند که طی طریق می کنند متاسفانه افراد متمکن و ثروتمند (استثنا هم وجود داره) چندان از احوال افراد مستضعف به عنوان همنوع خبری ندارند ...😒

_ در این اوضاع و احوال سخت و آستانه سال نو و... محرومان و مستضعفان را که همنوعان ما هستند، فراموش نکنیم 🙏🌹

𐱅𐰇𐰼𐰚 eren, [03.03.20 20:26]
[Forwarded from Türkcə ocağı (𐱅𐰇𐰼𐰚:𐰲𐰼𐰏 eren)]
🟣Cik_cıq_cük_cuq

🔘پسوندهایی است که با اسم و صفت ترکیب میشوند و در کل کوچک‌ بودنه واژه را بیان میکنند :
____________________________

🟣cik
♦️Evcik : خانهِ. کوچک
♦️Dilcik: زبانِ کوچک, زبانک
♦️Dişcik: دندانِ کوچک
♦️Köynəkcik : پیراهنِ کوچک
♦️Dənizcik : دریاچه
🟣cıq
♦️Uşaqcıq : بچه‌ی کوچک
♦️Aynacıq : آینه‌ی کوچک
♦️Otaqcıq : اتاقِ کوچک ،اتاقک
♦️Damlacıq : قطرهِ کوچک
♦️Dalğacıq : موجِ کوچک
🟣cük
♦️Gözcük :چشمِ کوچک
♦️Kökcük : ریشه کوچک
♦️Köpükcük : حبابِ‌کوچک، حبابک
♦️Körpücük : پُلِ‌کوچک
♦️Tükcük : موی کوچک وظریف
🟣cuq
♦️Quzucuq : برهِ کوچک
♦️Qrupcuq : گروهِ کوچک ،گروهک
♦️Quşcu : گنجشکِ‌کوچک،گنجشکک
♦️Qutucuq : قوطیه کوچک
♦️Çuxurcuq :گودال‌ِ کوچک

____________________________

Bizə qoşulun
⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️
@turkce_dilim

مرتضی (.Uğur), [04.03.20 10:56]
[Forwarded from قوجا تبریز Qoca Tabriz]
به اصطلاحات زیر دقت کنید و معادل فارسی آن را پیدا کنید!

برای نمونه سه مورد اول را به فارسی ترجمه کردیم:

یاتان یاتسین (کسی که می خواهد بخوابد، بخوابد)
آزان آزسین (کسی که میخواهد راه خود را گم کند، راه خود را گم کند!)
گئدن گئتسین (کسی که میخواهد برود، برود)
گلن گلسین
قالان قالسین
قاچان قاچسین
اوچان اوچسون
دوران دورسون
بئزن بئزسین
قازان قازسین
یازان یازسین
پوزان پوزسون
سیلن سیلسین
بیلن بیلسین
سویان سویسون
اۆزن اۆزسۆن
مینن مینسین
سۆرن سۆرسۆن
گۆلن گۆلسۆن
آلان آلسین
ساتان ساتسین
آتان آتسین
توتان توتسون
ایچن ایچسین
اوتان اوتسون
چکن چکسین
یاپان یاپسین
ووران وورسین
سالان سالسین
اکن اکسین
بیچن بیچسین
دۆین دؤیسۆن
گیین گییسین
بیتن بیتسین
تاخان تاخسین
دؤنن دؤنسۆن
دؤزن دؤزسۆن
سالان سالسین
یانان یانسین
یومان یومسون
گؤرن گؤرسۆن
اؤلن اؤلسۆن
چالان چالسین

#آنا‌دیلیمیزی‌قورویاق

بیزه قوشولون (http://t.me/joinchat/BarfeTwWT1jzAolyvPQ-mQ)👇🏻
💠 @qocatabriz

زنگانلی آرار, [04.03.20 12:00]
[Forwarded from Arar]
«تاریخ فخرالدّین مبارکشاه»
کتاب حاضر ، بخشی از کتاب سترگ، حجیم و در عین حال مفقودِ شجرةالانساب، اثر فخرالدّین مبارکشاه مرورودی، معروف به فخر مدبّر، عالِم، شاعر، نویسنده، رجل سیاسی و وزیر دربار غوریان(سلاله ای از ترکان که در نواحی کوهستانی واقع بین هرات و غزنه، امارت و دولتی مقتدر برپا نمودند.) می باشد. ناگفته نماند که پدر فخرالدّین مبارکشاه - حسین منصور - خود عالمی نامدار  بوده و در دربار غوریان مقام شامخی داشته است. کتابهای آداب الحرب والشجاعه، آداب الملوک و کفایه المملوک، منظومه ی رحیق التحقیق و...، از دیگر آثار قلمی این مؤلف پرکار به شمار می رود، اما مهمترین اثر قلمی فخرالدین؛ تاریخ فخرالدین مبارکشاه می باشد که نگارش آن در سال 574هجری قمری به اتمام رسیده و به سلطان قطب الدین آی بیگ تقدیم شده است. اثر مزبور علاوه بر شرح اوضاع هند و ترکستان در عهد فرمانروایی غوریان، حاوی اطلاعات ذی قیمتی در خصوص عجایب ترکستان، جغرافیا و محدوده ی آن سرزمین، شهر و شهرنشینی در آن دیار، بازرگانی، کالاها و اقلام صادراتی ترکستان، شعر و ادبیات ترکی، انواع خط و الفبای ترکی، موقعیت و جایگاه زبان ترکی در زمان مؤلف، جایگاه علم، علم آموزی و کتابت در نزد ترکان، تاریخ و فرهنگ ترکان، شرح احوال اقوام، قبایل و طوایف پرشمار ترک و نیز نقش و تأثیر ترکان در توسعه و گسترش اسلام در بلاد کفر  می باشد. ناگفته نماند که اثر مزبور همچنین به عنوان یکی از آثار سیاستنامه ای به شمار می آید ،چرا که حاوی مطالب ارزنده ای در این خصوص می باشد. اما نخستین اقدام برای نشر این بخش از اثر مبارکشاه توسط ادوارد دنیسون روسّ، رئیس مدرسه ی السنه ی شرقیه ی لندن و به سال1927م صورت پذیرفت. به باور  شماری از  پژوهشگران، در میان تمامی مورخّان مسلمان، فخرالدّین مبارکشاه مرورودی، از اهمیّت، اعتبار و جایگاه ویژه ای برخوردار است. مؤلّف پرکاری که اثر ارزنده اش، متأسّفانه تاکنون به دلایلی(!) از سوی مصحّحان، تاریخنگاران و پژوهشگران ایرانی، مورد کم لطفی و بی عنایتی واقع شده است. خوشبختانه اثر مزبور  در اسفند ماه سال جاری توسط انتشاراتی نباتی/آذرتوران تبریز  در116 صفحه، به همراه مقدمه، زیر نویس و تحشیه و با قطع رقعی به زیور طبع مزیّن و با تیراژ1000نسخه و قیمت15هزارتومان، منتشر و تقدیم پژوهشگران، اساتید، معلمان، دانش جویان، دانش آموزان و  علاقه مندان تاریخ گردید.
https://t.me/ararzanganli

𐱅𐰇𐰼𐰚 eren, [04.03.20 14:18]
[Forwarded from گروه فرهنگی هنری آیرال (moharamkhani)]
[ Video ]
🌹اود چرشنبه نیز قوتلو اولسون🌹

🌹در آذربایجان از قدیم رسم برآن است که آخرین ماه زمستان هر شب چهارشنبه را با مراسم های خاص خود اجرا کنند.
اولین چهارشنبه سو چرشنبه سی
دومین چهارشنبه اود چرشنبه سی
سومین چهارشنبه یئل چرشنبه سی
چهارمین و آخرین چهارشنبه توپراق چرشنبه سی می باشد
که همه این مراسمات در معدود روستاهای مناطق آذربایجان اجرا می گردد
دومین چهارشنبه ی چهارشنبه های آخرسال را گذشتگان با عنوان اود چرشنبه سی نامگذاری کرده اند این چهارشنبه از باورهای انسانهای گذشته به خورشید و آتش به وجود آمده است در این روز مردم با روشن کردن آتش که در زبان تورکی ( تونقال قالاماق) گفته می شود مردم از روی آتش می پرند و بدیهای درونشان را در آتش می سوزانند تا با دلی صاف و نمیز به استقبال بیداری طبیعت بروند.
یکی از دیگر از اتفاقات خوبی که در دومین چهارشنبه (اود چرشنبه سی) می افتد آمدن تکم گردانها به شهر و روستا می باشد که با نوید دادن بهار به جشن و پایکوبی می پردازند.
🌹🌹امیدوارم از کلیپ فوق لذت ببرین🌹🌹

@ngoayral

𐱅𐰇𐰼𐰚 eren, [04.03.20 16:23]
[Forwarded from Türkcə ocağı (𐱅𐰇𐰼𐰚:𐰲𐰼𐰏 eren)]
🛑(22)

🔷تورکجه فعل چکیمی (صرف  افعال ترکی) :


 Feilin çəkimi -  sadə gərəklik şəkli (ikinci tip)(۲)  (olumlu)  :  
❇️صرف فعل -  قالب التزامی ساده(نوع دوم )(۲)(مثبت) :
🔘نوع اول‌این فعل در صرف افعال شماره 19 در کانال پست شده :

Almaq : (eyləmlik) مصدر
Feil gövdəsi : al
Al + ası + şəxs əkləri

♦️Alasıyam : al + ası + am☑️
باید بگیرم
♦️Alasısan : al + ası + san☑️
باید بگیری
♦️Alasıdır : al + ası +  dır ☑️
باید بگیرد
♦️Alasıyıq : al + ası + ıq ☑️
باید بگیریم
 ♦️Alasısınız : al + ası + sınız☑️
باید بگیرید
♦️Alasıdılar : al+ ası +dırlar  ☑️
باید بگیرند
🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷
🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶
Feilin çəkimi _ sadə  gərəklik şəkli  (ikinci tip) (2)(olumsuz) :  
❇️صرف فعل _ قالب التزامی ساده نوع دوم (۲) (منفی) :

♦️Almayasıyam :
al + ma + ası + am☑️
نباید بگیرم
♦️Almayasısan :
 al + ma + ası + san☑️
نباید بگیری
♦️Almayasıdır  :
 al + ma + ası + dır ☑️
نباید بگیرد
♦️Almayasıyıq :  
al +  ma + ası + ıq☑️
نباید بگیریم
♦️Almayasısınız :  
al + ma + ası + sınız ☑️
نباید بگیرید
♦️Almayasıdılar :
al + ma + ası + dırlar ☑️
نباید بگیرند
💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎
Bizə qoşulun
👇👇👇👇👇
@turkce_dilim

𐱅𐰇𐰼𐰚 eren, [04.03.20 18:33]
[In reply to علی خمسه]
Tuğrul =toğrul= toğan

توغرول اولور ؛   همین توغان دی  ، بیر نوع شاهین دییلیر  تورکجه ده ،،،، سلجوق شاهلاریندادا  توغرول آدی بوندان دی

توغماک : دیوان لغات تورک ده یعنی ؛  یارانماق ، میدانا گلمک  ،  آغماق(اوج گرفتن) ،  دوغرو چیخماق ،  هوا رفتن ,  فراز گرفتن   اونا گوره  بو آدلار  تورکجه‌ده  شاهینا وریلیب توغان ، توغرول  


قازان اولور ؛  و اسکی تورکجه ده یانی توپلاماک ، بیرواحد اتمک ، بیرلشدیرمک ،،،،  تورک دونیاسیندا چوخ شهرلره قازغان(قازان) ادی وار   اولا بیلر  بیر  واحد و توپلانیش (تمدن) واحد  انلامینا گوره شهرلره قویولوب ، البته او آدلارا دا چشیدلی آنلاملار وار

باشقا قازان قازانچا دا کی بیر قاب‌دی


آباغا : من سانیرام بویوک  شکارچی
آب (آو)اوو) شکار آنلامیندا
البته بیزه ساری بیر آباغا یرلی اد وار  او آقابابا ایمیش  ، ایندی آقابا ، آباقا دییرلر

⚘🌾, [04.03.20 19:55]
[Forwarded from Aysu]
💟💟💟💟💟💟💟💟💟💟💟💟💟💟💟💟💟💟💟💟

قسمت دوم از حکایت  ۱۳ام داستان ده ده قورقورد ( نسخه ای ک مفقود شده بود و الان پیدا شده)

❤️سالور خانین یئددی باشلی اژدرهایی اولدورمه سی

💟متن :

بیر گون آدملر ائوره نی ( Evrəni) اسلام دینی قوتی کونور آتلی سادورییی
دول قادیر ده لی سی، ساوالان داغی یاییلاکلی ، ، ساری قامیش قیشلاقکلی ، سککیز مین ار هئبیت لی ، قارا چئلیگین کسکینی
سور جیدانین چئویکی ،
سحر اوخلاری نین تمره نی ( Təmrəni)
آذربایجان لنگری
پادشاهین وکیلی   ( اولاچ اوغلو قازان )

قارا یازین انگ سیجاق گونلرینده آوا چیخمیش تازی سی ایله آو آختاریردی

اوردکلری اورکوتدو
آلا پارس لاری کوکرتدی ( Kökrətti)
اوچ یوز ایگیدی آلیپ ( آق مین کانا ) گئدی

آقمین کاندا آو آولادی ، قوش قوشلادی
ایکیندی زامانی ( Ikindi)
دئدی
بئی لریم کیمسه منیم له گلمه سین
هئپینیز اوردویا گئری دونون
من یالینگیز باشیما بیر آو آولاییپ گلیوروم
عسکرلرینی گوندردیگدن سونرا
قازان کونور آتی نین اوستونده  ( اق مین کان ) تپه سینه گلدی

قارانلیق باسدی
بوقدر یول گلمه سینه رغما
بیر شئی آولایامادی
پروردگارا ال آچیپ :
من بئی لریمدن  بیر آو  آولاریم دئیه آیریلدیم ، بیر آو  آولایم یوردوما آوسیز گئدمه یه ییم
یوردوما _ اوردوما منی آوسیز گوندرمه
بو یاخاریشدان سونرا آلچاق یئرلره گوز گزدیریپ آو آرادی

💟ترجمه:

روزی روزگاری، قطب انسانیت، قوت و بازوی اسلام ، صاحب اسب خاکستری، مبارز ( دول-قادر) ، کسی که صاحب ییلاقهای سبلان و قشلاقهای ( ساری قامیش) بود
کسی که هئبیت ۸۰هزار دلاور را داشت
کسی که مانند شمشیر فولادین برنده ،
مانند نیزه های ساخت سور سریع ، و
مانند نوک پیکانهای تیر سحری بود

 لنگر آزربایجان و وکیل پادشاه بود

این شخص کسی جز " قازان پسر اولاچ " نبود

💟قازان در یک روز گرم بهاری میل شکار کرد
همراه تازی خود دنبال شکار میگشت

اوردکها را ترسانده ، پلنگان خالدار را وادار به غرش کرد
۳۰۰ دلاور برداشته و به منطقه ی ( آقمینکان ) آمد

در آقمینگان دنبال شکار گشته و پرنده شکار کرد
وقت  ظهر ، گفت:
ای بزرگان من ، کسی بامن نیاد همه برگردین به اردوگاه
من به تنهایی به شکار رفته و برخواهم گشت

بعد از برگرداندن سپاهیان ، قازان سوار بر اسب خاکستری خود به تپه های آقمینکان رسید
سیاهی شب غالب شد
با اینکه این همه طی طریق نموده بود چیزی بدست نیاورد
رو به پروردگار گرده و گفت:
خداوندا
من برای شکار کردن از بزرگان سپاه خودم جدا شدم من را بدون شکار به وطنم باز مگردان

بعد از این دعا ، قازان باز در دشت مسطحی دنبال شکار گشت و گزاری کرد

این داستان ادامه دارد


تصحیح از متن اصلی = آیسو ایگدر

منبع = نسخه منتشر شده در اینترنت


💟💟💟💟💟💟💟💟💟💟

Saeed Ghojavand, [04.03.20 20:02]
[In reply to Yaşar Sarıqamışlı]
گوجلو اولاناق دا بو گونون آدی "چهارشنبه" یوخ ، "چَرشَممه" یا "چارسانما" ایمیش.
چَر کَلمه سی "چار" یا "جار" یا "جال" دیر.

جال(یال ، چار) = شعله

جار = چلچراغ

تورک دیلین ده چوخ کلمه لَرده "س" هوجوکو "ش"یه دؤنوب.

چارساما çarsama(چارسانما çarsanma) = طلب شعله ، آتش خواهی ، تصور آتش

مَن "یکشنبه" ، "دوشنبه" ، "سه شنبه" ، "پنجشنبه" کلمه لَرینی اَسکی مَتین لَرده گؤرمه میشَم یا ایندی آنیمیرام. آنجاق "چَرشممه" کلمه سی چوخ اَسکی دیر.

کهکشان, [04.03.20 20:12]
[In reply to Saeed Ghojavand]
سالاملار
(شنبه) کلمه سی عبری دیلیندن توتولوبدو و اصلیده ( شَبّت ) سوزجوکوندن دیر کی عربجه دیلینده ( سَبت) سوزجوگونه دونوبدور کی معناسی ( بریدن = کسمک ) دی ، و چون شنبه گونونده یهودی لر اوز ایشلریندن کسیردیلر و تعطیل ائدیردیلر اونا گوره اونا سبت آدلاندیریبلار کی الاندا اونلارین تعطیل گونلری شنبه دی
بو حسابینان شنبه یانی تعطیل و ایشدن کسمک گونو
آمما یکشنبه تا پنجشنبه دوز سوزجوک دئییل لر
اورنک :
یکشنبه = بیر تعطیل !
دوشنبه = ایکی تعطیل !
سه شنبه = اوچ تعطیل !
و .....

Saeed Ghojavand, [04.03.20 20:19]
[In reply to کهکشان]
اوت ot(اود od ، اوی oy) = میل ، گرایش

آداملار هم یئمه لی اوتا(علف) اویارمیشلار هم ده یاندیران اوتا(آتش)

Aysu, [04.03.20 21:35]
[In reply to کهکشان]
سلام
تورکجه نینگ بیر قورالینی اونوتمامالییاگ
اودا بعضی صامت لری نینگ بیربیرینه دونوشمه سی قانونی

بو قورالینگ بیری ده
دال حرفی نینگ T حرفینه دونوشمه سی و ترسی

آد= اسم اوغوزلاردا
آت= اسم
شرغی تورکجه سینده

ایندی ده اوزبکستان یا اورومچی یه گئدنده
منینگ آتیم احمد
اونونگ آتی نه ؟
جمله لرینی چوخ دویاجاکسینیز

اوت و اود دا اوجوردور
ایککی سی ده دوزدور

Aysu, [04.03.20 21:52]
[In reply to arkin]
البته اوز لهجه لریمیزده اوت و اود آراسیندا
آت و آد راسیندا فرق قویمالییاگ

اوز لهجه میزده
اوت = اتش
اود = علف

آت = اسب
آد = اسم

من بوتون لهجه لری دئدیم

⚘🌾, [04.03.20 23:14]
حرف "ق" و "گ" در زبان ترکی

همانطور که میدانید زبان فارسی حرف "ق" ندارد و تمام کلماتی که دارای این حرف هستند و در زبان فارسی رسوخ کرده‌اند یا ریشه ترکی دارند و یا ریشه عربی.مثل چاقو که ترکیست و قدرت که عربیست.

اما تلفظ حرف "گ" که زبان عربی از آن بی‌نصیب است در زبان ترکی و فارسی امروزه متفاوت است.

اگر کلمه گئت‌(برو) را برای بیان به یک فارس زبان ارائه کنیم اینگونه تلفظ خواهد کرد " قئت" !!
و کلمه‌ "قند" را یک فارس زبان از دهان ما ترک زبانان "گند" میشنود!! چرا که تلفظ "ق" در زبان فارسی امروزه کاملا حلقی شده است.

مثال:گوگوش‌(خواننده معروف) ترک است و این لقب از سوی پدرش به او داده شده و فارس زبانان آن را گوگوش مینویسند ولی در حقیقت این کلمه همان "قوقوش" (پرنده قو) است.
در نوشتن کلمات ترکی دقت کنیم این دو حرف به جای هم قرار نگیرند.
بعضی از دوستان در نوشتن کلمات ترکی گاهی دچار این اشتباه میشوند:
"قال" (بمان) صحیح است نه "گال"
"قاماشیر" درست است نه"گاماشیر"
"قوروپ"(گروه) صحیح است نه "گوروپ".
لازم به ذکر است که حرف "غ" در زبان ترکی وقتی در اول کلمه قرار بگیرد به "ق"  تبدیل میشود. ما کلمه "غلط" را "قلت" تلفظ میکنیم ولی با این رسم‌الخط موقع نوشتار "غلط" مینویسیم.اما با حروف لاتین "Qәlәt" نوشته خواهد شد.همینطور است:
غایب⇠Qayib(قاییب)
غلام⇠Qulam(قولام)

زبان ترکی را یاد بگیریم و به فرزندانمان یاد دهیم. این زبان نظیر ندارد.

تورکجه سؤزجوک‌لر( سؤزلوک)=10 تا 5 مارس 2020

arsalan moradi kaşkuli, [05.03.20 00:47]
[Forwarded from Dr.tohid melikzade دکتر توحید ملک زاده (Dr.Tohid melikzade)]
نسخه تورکمن صحرای کتاب دده قورقود منتشر شد.
دکتر توحید ملک زاده
https://t.me/melikzadeh
اردیبهشت سال 1398 کشف و معرفی نسخه جدیدی از کتاب دده قورقود شاهکار اسطوره ای ترکان توسط تورکولوژهای ترکیه در دنیای علم منتشر شد و باعث خوشحالی علاقمندان به تاریخ و فرهنگ ترکان در ایران و جهان شد. چند روز بعد مشخص شد این کتاب نه تنها از آن مهندس ولی محمد خوجه از اهالی گنبد و مجموعه دار کتب نفیس می باشد بلکه کلا در جغرافیای ایران نوشته شده و متعلق به ترکان ایران می باشد. مطالعات اولیه نشان می داد این نسخه قدیمی در اوایل دوره قاجار از روی یک نسخه ی قدیمی تر بازنویسی شده است. در ایران نیز استاد عالی¬مقام ادبیات ترکی، دکتر حسین محمدزاده صدیق که گویا کپی این نسخه نیز در اختیار وی بود و مشغول تحقیق درباره آن بود نیز واکنش نشان داده و وی نیز آنرا متعلق به آذربایجان ایران دانست. تعلق این نسخه به آذربایجان و ترکان ایران بسیار با اهمیت بود چه آریایی پرستهایی که اخیرا دشمنی خود با هویت ترکان ایران را آشکارتر کرده اند منکر حضور بارز تاریخ و ادبیات ترکان در ایران بودند و هستند. بنابراین برای اعلام تعلق این نسخه به ترکان ایران به ابتکار اینجانب کمیته صیانت از کتاب دده قورقود با حضور عالمانی از ترکان تورکمن و آذربایجان تشکیل و با بیانه هایی توانستند افکار عمومی را به این موضوع جلب نمایند که بنا به نظر فعالان فرهنگی این مهم انجام گرفت. پس از تماسهای مکرر دانشمندان تورکولوژِ آذربایجان خصوصا اعضای محترم موسسه ائل بیلیمی و اعضای کمیته صیانت، آقای مهندس خوجه با آمدن به تبریز و حضور در موسسه فرهنگی تحقیقاتی فرهنگ مردم آذربایجان « آذربایجان ائل بیلیمی» ضمن آشنا شدن با محققان عضو این مرکز براساس موافقت نامه ای کار بررسی و پژوهش نسخه تورکمن صحرای کتاب دده قورقود را به موسسه « ائل بیلیمی» واگذار کردند و بلافاصله هیئت علمی بررسی این کتاب به سرپرستی و هدایت مهندس علیرضا صرافی آغاز شد. هیئت علمی آغازین این کتاب در ابتدا 16 نفر بودند که بعدا به 20 نفر ارتقا یافت. اساتید ارجمندی چون دکتر جمال آیرمی، دکتر حسین فیض الهی وحید، مهندس کریمی، دکتر سیامک ارگین افشار، خانم نیگار خیاوی، دکتر ارشد نظری در این پروژه کار شبانه روزی داشتند. در تدوین و آماده سازی کتاب نیز خانمها گونش امانی، اولکر تبریزی، سوسن نواده رضی و تانسو خیاوی و آقایان احد فرهمندی، عادل برازنده، نوید محمدی، مهندس جعفر کیوانچهر،علی خالط آبادی و روح الله صاحب قلم تلاش زیادی نمودند. بالاخره این کتاب در اول اسفند 1398 در تبریز با حضور شخصیتهای برجسته تاریخ، فرهنگ و ادبیات آذربایجان در تبریز رونمایی شد. کتاب به عنوان شماره 3-5 ماهنامه فرهنگی اجتماعی « اوزان» منتشر شد. در این کتاب 260 صفحه ای موضوعات زیر پرداخت شده است: اثرین اونجه کی نشرلری حاققیندا، متن اصلی کتاب، متن ساده شده آن، توپونیملر، تلمیحات و لغت نامه، متن لاتین آن و ایندکس.
 بی شک چاپ و نشر این اثر ارزنده هم از نظر تجربه اولین کار جمعی در ترکی پژوهی جغرافیای ایران و هم از نظر اعتبار علمی متخصصین تورکولوژی در آذربایجان ایران ( علیرغم وجود آکادمی تورکولوژی) بسیار با اهمیت می باشد.
 برای حمایت از تاریخ و فرهنگ غنی ترکی در ایران و آذربایجان می تونید با خرید این کتاب در نشر ترکی پژوهی سهیم باشید. لینک خرید در زیر آمده است.
http://www.evdeal.ir/product-748

15 اسفند 1398
https://t.me/melikzadeh

M. Sulduzlu, [05.03.20 19:41]
[Forwarded from Türkçe öğrenelim]
[ File : Pazirik.pdf ]
قالی پازیریک

مؤلف: پروفسور فریدون جلیل اف
ترجمه: میر علی رضائی

در اواسط قرن گذشته در منطقة آلتای، در مکانی که ترک‌ها بدان «پازیریک//باسیریق» می‌گویند، باستان‌شناسان روسی در کورگان‌های قدیمی اشیائی بدست آوردند که همه را به حیرت وا داشت. در میان این آثار با ارزش هنریِ متعلق به اقوام ساقا یک قالی وجود دارد که به شکل سالم مانده و هنوز رنگ خود را از دست نداده است. قدمت این قالی که امروزه در موزة بزرگ ارمیتاژ روسیه با نام «قالی پازیریک» نگهداری می‌شود، به 2500 سال قبل می‌رسد، چون که براساس نظر متخصصین و تحلیل شیمیایی سایر اشیاء بدست آمده از این کورگان که این قالی در آنجا پیدا شده، معلوم می‌شود که این اشیاء 2500 سال قبل در این قبرستان (کورگان) دفن گردیده است. دلیل سالم ماندن این قالی در کورگان نیز نفوذ آب به داخل کورگان و یخ بستن آن می‌باشد.
@sulduzlular1

𐱅𐰇𐰼𐰚 eren, [05.03.20 20:57]
[Forwarded from Türkcə ocağı (𐱅𐰇𐰼𐰚:𐰲𐰼𐰏 eren)]
هدف از این پست :  ایا واژه (yoluxluq)  صحیح است یا اشتباه ؛
____________________________

🟣lıq _ lik _ luq _ lük

‌هیچوقت نمیتوانند فعل بسازند و به فعل هم  اضافه نمیشوند :
اشاره ای ریز وظایف های این پسوندها ؛

۱_‌اسم مکان :
Ormanlıq _ əncirlik _ odunluq _kömürlük
۲_ صفت اسمی :
Aylıq _ bayramlıq _ hədiyyəlik_ dolmalıq
 ۳_  وسیله ، ابزار,  اشیا ....
Başlıq,  qulaqlıq ، gəlinlik,  buzluq,  gecəlik,  yağışlıq

۴_ اشاره به شغل  :
Dokturluq _ gözlükçülük _ dəmirçiliq _  vəkillik
۵_ رتبه و مقام  :
Baxanlıq_başxanlıq _ müdürlük_vəlilik
۶_  نسبتی حالتی :
Aclıq _ qardaşlıq _ ayrılıq _ gənclik_ çocuqluq _ qadınlıq

۷_  شمارشی
Beşlik _ altılıq _ yüzlük_ onluq
۸_اسامی رنگ ؛
Qaralıq _ağlıq _ sarılıq _ morluq
۸ _ ناتنی بودن ؛
Analıq _ dədəlik _ atalıq _ oğulluq
۹_خاصیت و وابستگی :
Aclıq _ toxluq_yoxluq_ bağçalıq_birlik_ bağlıq_ dirilik_ güllük

🛑یک نکته ای در رابطه با پسوندهای  lıq_lük_luq_lik این است این پسوندها ، هیچگاه هیچگاه به بدنه فعل(حالت دستوری فعل نمیتوانند اضافه شوند. این قانون از ترکی قدیم‌تا امروز وجود دارد.
بدنه فعل( امر دستوری دوم شخص مفرد) چیست ؛ مثال؛
Gəl _ get _ bax _ gör _vur _ ağlat _ soruş _  sataş_ yazdır _ yazdırıl_ yolux_ otux _ duyux _ buyux _ durux _ yalvar  _ yapışdır ve.......
هر صرف فعلی که در وزنه دستوری دوم شخص مفرد باشد ، به آن بدنه فعل میگویند.
و پسوندهای lıq lik luq lük هیچگاه به بدنه فعل نمیتوانند بچسبند ، و این قانون ثابت در ترکی است.

🔶🔶🔶مطلبی در‌ رابطه با واژه  uduxluq,  yoluxluq,  duyuxluq
و.......
آیا با توجه به قوانینی که گفتم این واژگان درست است ؟!
Gəllik❌ _ getlik❌ _ baxlıq❌ _ görlük❌ _vurluq❌_ ağlatlıq❌ _ soruşLuq❌ _ sataş❌_ yazdırlıq❌ _ yazdırıllıq❌_ yoluxluq❌_ otuxLuq❌ _ duyuxluq❌ _ buyuxLuq❌ _ duruxLuq❌ _ yalvarlıq❌
Yoluxluq❌
Uduxluq❌
Duyuxluq❌
این واژگان درست نیس که  چونکه  بدنه  به فعل ، حالت امر فعل چسبیده است❌و در ترکی ازربایجانی چنین واژه ای هرگز نمیتواند موجود باشد:   


 و توضحیات و قوانین دیگر که این واژه را نقض میکند چونکه👇👇👇👇
🟣 ıx _ ux

پسوند های ux _ıx   در ترکی آزربایجان :

۱_دوستان از اونجایی  میدونیم حرف (x)  فقط در واژگان قالین(ضخیم) به کار برده میشه.

۲_  قانون دیگری هست که حرف(x) در انتهای واژگان ترکی آزربایجانی که بیشتر از یک هیجا باشد نمی آید

۳ _ پس اگر  واژه ای در ترکی دیدید که به(x)  ختم شده و بیش از یک هیجا است  ، بدون شک این واژه یک فعل است ، (بدنه و حالت امری فعل است)
مانند :
Udux :  حرفتو بخور،(قورت بده)
Duyux :  متوجه شو
Donux :  یخ بزن
Yolux : سرایت کن
Buyux : سردرگم شو
Dolux :  متاثر شو(بغض‌کن)
Darıx : دلتنگ شو
Və.........
این ها فعل هستن اسم نیستن ، چون اگر اسم (غیرفعل)بودن آخرشان q بود  x  نبود.

پس اگر بخاییم از بدنه فعله yolux  اسم بسازیم  ، از کدام پسوندها میتوانیم استفاده کنیم ؟!
از پسوندهای که میتوانند به‌بدنه فعل وصل  شوند استفاده میکنیم؛
Yolux + uq ✔️
Yolux + uş ✔️
Yolux +unç ✔️
Yolux+ ma✔️
Yolux+untu ✔️
Yolux + ucu ✔️
Yolux + maq ✔️
و بسیاری از‌ پسوندها‌هستند  دیگر‌ هستند که از فعل اسم میسازند

____________________________
 Bizə qoşulun
👇👇👇👇👇
@turkce_dilim

⚘🌾, [05.03.20 21:22]
‌ عکسی از ناصرالدین شاه جوان به سال 1852 میلادی که در مقابل دوربین "فرانسیس کارلهیان" عکاس فرانسوی نشسته است؛ کارلهیان عکاس فرانسوی در آغاز سلطنت ناصرالدین شاه به دعوت وی به ایران آمد تا به شاه عکاسی یاد بدهد. وی چندی بعد در مدرسه دارالفنون مشغول به آموزش شد و شماری از عکاسان معروف دربار چون چون ابراهیم خان، آقا رضا عکاسباشی و عبدالله قاجار را آموزش داد؛ گفته می شود حضور او در ایران باعث شد ناصرالدین شاه به فکر تاسیس عکاسخانه بیافتد که بعدها با نام آلبوم خانه سلطنتی شناخته شد. این آلبوم خانه امروزه در موزه کاخ گلستان قرار دارد و با بیش از 40 هزار عکس یکی از بزرگترین آرشیوهای عکس تاریخی در جهان است.👆👆

زنگانلی آرار, [05.03.20 23:05]
[Forwarded from Arar]
تاریخ فخرالدین مبارکشاه
بو کتاب فارسیجا اولاراق 474جو ایلده تورکلرین تاریخی حقینده یازیلمیش و تورک سلطانی اولان سلطان قطب الدین آی بیگ اوچون تقدیم اولموشدور. بو کتابدا تورکلرین تاریخی، دیلی و خط لری نین گؤزه للیگی حاققیندا یاخشی معلومات واردیر. عئینی حالدا تورک قهرمانی اولان آلپ ارتونقا (افراسیاب)ین ایگیدلیگی و عاغیللی بیر حاقان اولدوغونو آچیقلایاراق، گؤزل سؤزلریندن نمونه لر گتیریر. بورادا آذربایجاندا تورک دیلی و تورک خطی حاققیندا دا درین معلومات وئرمکده دیر. خزرلرین امپریاسی، دیلی و خطی حاققیندا دا معلومات وئریر. هابئله سلطان محمود غزنوی نین ساراییندا اولان تورک شاعیر و اوزان - آی تکین -ین تورکجه شعرینی اوخویوروق. بو کتاب فارسیجا اولاراق ایراندا چاپ اولونمامیش و تکجه 1927جی ایلده لندنده چاپ اولموشدور و ایندی زنگانلی یازاریمیز، تاریخ اوزمانی اولان حسن رفیعی جنابلاری اونو باشدان تصحیح و تحشیه ایله چاپا حاضیرلاییب و نشر ائتدیرمیشدیر. کتاب تبریزده نباتی و آذر توران انتشاراتی¬سی طرفیندن 116 صفحه ده رقعی قطعینده چاپ اولموشدور. کتابین قیمتی 15 مین تومن دیر. بو گؤزل کتابدا سیز عزیزلر تورک تاریخی، دیلی و خطی ایله تانیش اولاجاقسینیز. بو فرصتی الدن وئرمه یین. یاخین دوستلارا دا هدیه وئرمک اوچون دَیَرلی بیر کتابدیر.            دوکتور محمدرضاکریمی باغبان
https://t.me/ararzanganli

⚘🌾, [06.03.20 00:41]
[Forwarded from واژگان شگفت انگیز تورکی]
[ Video ]
🔴در لهجه ی قزاقی زبان تورکی به فصل بهار، "کوکتِم" گفته میشود.

🔮واژگان شگفت انگیز تورکی🔮
https://t.me/joinchat/AAAAAD8isI07OFk6QP9Ocw

⚘🌾, [06.03.20 00:53]
[Forwarded from توره | اساطیر باستان]
👁‍🗨 درختی که توسط خدای خدایان خلق شد. #کایرا خان همزمان با آفرینش جهان آن را هم آفرید. درختی که زمین تا آسمان جهان را در برگرفته است.

شاخه هایش تا به آسمانهاست. ریشه هایش تمام زیر زمین را فرا گرفته است و حتی تا به اقیانوس ها نیز کشیده شده است. ۷ ایل #ترک از ۷ شاخه اصلی این درخت متولد شده اند.

صاحب اصلی درخت حیات  #اومای خانیم ایزدبانوی عشق و باکرگی و حفاظت میباشد. #کوبی خانیم داخل این درخت زندگی میکند.  چشمه ای که از ریشه های این درخت میجوشد نامش بنگوسو میباشد . هر شاخه ۷۰ برگ دارد. هر برگ به اندازه پوست یک اسب میباشد.

اولوکایین یک شاخه اش مسبب حرکت خورشید و یک شاخه اش مسبب حرکت ماه است.

بر بلندای درخت #اولگن خان خدای صلح زندگی میکند. بعضی ها معتقدند درخت حیات روی کوه #دمیرداغی(کوه افسانه ای ترکها) میباشد.

میگویند شاه عثمان اولین بیگ  عثمانی در خواب این درخت را دیده بود که شاخ و برگهایش سراسر جهان را فرا گرفته است.

این تصور که دستمال را به درخت میبندند برای گرفتن حاجت که در ایران بسیار مرسوم است از همین تصور غالب ترک ها میباشد.

درخت حیات در پرچم  جمهوری خودمختار چوواش نیز دیده میشود.

درخت حیات ترک ها یا همان #اولوکایین  بسیار شباهت دارد به #ایگدرسال #نورس ها با این تفاوت که  ایگدرسال را #اودین نیافریده است.اما اولوکایین به دست کایرا خان آفریده شده است.

▫️ @Torecilik

⚘🌾, [06.03.20 00:53]
[Forwarded from توره | اساطیر باستان]
👁‍🗨 با چند نام بین #ترک ها شناخته میشود.
بیشتر در خانه و پشت بام زندگی میکند. تنها تصویری که از او در نقل ها وجود دارد چهره زنانه اوست.

لباسی سرخ به تن دارد. بعضی ترک ها جایگاه او را در میانه اوجاق یا در انباری میدانند.
صداهای ترسناکی در میانه شب از خود بروز میدهد. بیشترین اعتقاد به #بایچورا در بین ترکهای تاتار میباشد.

این روح بسیار شکم پاره است. هر چه از غذاهای انسان ها باقیمانده باشد میخورد. بیرچورا از دیدگاه ترک ها زشت ترین روح شناخته میشود. از مکان های تمیز و پاک متنفر است.

ترک ها معتقدند برای رهایی از بیرچورا یا همان بایچورا باید خانه را تمیز و پاک نگه داشت.

بایچورا به یکباره میخندد،فریاد میکشد،میرقصد.
گاهی نیز شنیده شده که انسان ها را در هنگام خواب از جایشان بلند میکند و شب گردی میکند.

گاهی نیز مکان وسائل خانه را تغییر میدهد یا مخفی میکند. محبوب ترین اشیاء بایچورا چاقو،کلید و قیچی است.
درب های قفل را در هنگامه شب میگشاید.

بخاطر همین باور ترکها هرگاه خانه جدیدی میخرند یا وارد آن میشوند اجاقش را از نو میسازند.

▫️ @Torecilik

⚘🌾, [06.03.20 00:53]
[Forwarded from توره | اساطیر باستان]
👁‍🗨 #بخشی یا #باغشی یا #بوخشی به افرادی گفته میشود که به داستان سرایی میپردازند، گاهی نیز آن ها را دعاخوان و گاهی فالگیر و عالم میدانند. در میان #تورک های شرق نقشهای مختلفی دارد.

بخشی بیشتر به معنای دانا، آموزنده، شاعر نوازنده و حکیم شناخته میشود.

واژه بخشی در فرهنگ و اسطوره شناسی، تورک ها و #مغول ها به معنای #شامان میباشد. شامان ها رهبران مذهبی دین باستانی ترکها یعنی #شامانیزم یا همان #شامانچیلیک میباشند.

بخشی، باحچی، باکچی و باغشی تلفظ میشود. مغول ها به بخشی بوگه یا بوغه میگویند.

بخشی ها در طول تاریخ به عنوان نوازنده مردمی، موزیسین و گاهی رهبر های مردمی و به نوعی ریش سفید محسوب میشده اند.

در اعتقادات مردم تورک، بخشی با نوازندگی ارواح خبیث را دور میکند.

اولین بخشی در اساطیر تورکها #ایریکل یا #آرکیل_آتا میباشد. در فرهنگ تورک ها لباس سرخ ارواح را دور میکنند، به همین خاطر بیشتر بخشی ها لباس سرخ برتن میکنند.

مغول ها بخشی ها را بوغه مینامند و این واژه ارتباط نزدیکی با واژه #بوکه (اژدها) در زبان تورکی دارد. احتمال اینکه مغول ها بخشی ها را اژدهای سرخ بدانند بسیار زیاد است.

بخشی ها بیشتر داستان های خود را همراه با دوتار، قوپپوز و دومبیرا برای مردم بازگو میکنند.

در دوران چنگیزخان و بعد از او در امپراتوری اردوی زرین بخشی ها به طور دائم نقش آفرینی کرده اند و نوازنده درباری بوده اند.

بخشی ها در طول سالیان، در سراسر جهان داستانهایی همچون #گوراوغلو، #آلپامیش، #کونتوغمیش، #توماریس و #کاراهان را به خوبی و زیبایی سراییده اند.

 در خراسان ایران نیز داستان های حماسی زیادی وجود دارد که بخشی ها آنها را میسرایند.

▫️ @Torecilik

پرویز شاهمرسی, [06.03.20 08:50]
[In reply to مرتضی (.Uğur)]
سلام. یولداشلار بویوردوغو کیمی بو سؤزون دوزو «یاپراق» دیر. کؤکوده «یاپماق» (صاف ائله مک) دیر. تورکو دیلینده «ر» سسی همیشه ساغا گلر. اونا گؤره بئله سؤزلرده ایکی بیچیم یارانار. هر ایکی بیچیمده دوزدور آنجاق ادبی یازیلاردا یا شعرلرده بیرینجی بیچیم داها دوزگوندور. ها بئله بونلار کیمی:
یاپراق ← یارپاق
توپراق← تورپاق
کیپریک← کیرپیک
کؤپرو← کؤرپو.

⚘🌾, [06.03.20 11:57]
[Forwarded from واژگان شگفت انگیز تورکی]
[ Photo ]
به گردنبد خاقان گؤک تورک "TORK-TORQUE" گویند.هرچند پژوهشگران غربی به شکل "تا کردن-چرخاندن" معنا کرده اند اما واژه ترکوئه میتواند معنای قدرت نیز داشته باشد.
جنگجویان هنگام نبرد این گردنبند را میبستند. @vaje_torki
شباهت گفتاری و نوشتاری و اتیمولوژیک کلمات Türk و Tork جالب توجه است. @vaje_torki
برخی پژوهشگران ترک را قدرت معنا کرده اند.
@vaje_torki

Saeed Ghojavand, [06.03.20 13:34]
[In reply to Deleted Account]
تورک دیلینده چوخ کلمه لرین "ن" ایله باشلانان کؤکلَرینی تاپماق ایچون "ی" هوجوکو کلمه نین باشیندا "ن" یئرینه قویماق یئتَر دیر. بئله لیک له "نارین" کلمه سی "یارین" اولاجاق یانی یاریلمیش.

"نار" کلمه سی نین کؤکو ده "یارماق"دان اولار. "ناوار" کلمه سی کؤچَریلَرین چادیرلاریندا ایشله نیر. بو کلمه نین کؤکو "یاپماق" دیر ("پ" ، "و" هوجوکونه دؤنوب) ؛ تاتجا "نَوار" اولوب. "ناقیش" کلمه سی ده "یاخماق"دان آلینیب. آیری گؤرنَک "نابات"دیر. بو دا "یاپماق" دان دوزولوب.

نار nar = انار

نارین narın = خُرد ، ریز

ناوار navar = نوار ، باریکه ای که برای متصل کردن چند چیز به کار می رود.

ناخیش naxış(ناققیش naqqış) = نقش ، ماده آرایشی مالیدنی

نابات nabat = شیرینی چسبنده

نَبات(عَرَبجه) = گیاه

یاپماق = چسبیدن

⚘🌾, [06.03.20 15:15]
مفاخر تورک
شیخ محمود کاشغری
شیخ محمود قاشقارلی
تورکها مفاخر علمی و فرهنگی بسیار دارند ولی به حق محمود کاشغری حق بزرگی بر گردن همه تورکان جهان دارد، او بزرگترین زبانشناس و مردم شناس در زمان خود شناخته میشود.دایرة المعارف تورکی -عربی او اثری جاویدان است.که ۱۰۰۰ سال قدمت دارد، و سند عظمت زبان تورکی است،
محمود ابن حسین ابن محمد الکاشغری در اواخر قرن چهارم هجری (حدود ۳۸۰ هجری قمری) در حوالی دریاچه ایسیق گول، برسغان به دنیا آمد. در آن زمان پدرش حسین ابن محمد نوه هارون ابن حسن بن سلیمان بن بوقراخان حاکم برسغان بوده است. برسغان هم اکنون شهری در قرقیزستان کنونی می‌باشد.اوملژان پرتساک Omeljan Pritsak نویسندهٔ مادهٔ قاراخانلیلار Karaxanlılar در «دائرةالمعارف اسلام»، دربارهٔ «محمودبن یوسف بغراخان» جد اعلای محمود کاشغری چنین می‌نویسد: «محمودبن یوسف ملقب به قوام‌الدوله، خاقان بزرگی بود. تنها ۱۵ ماه (۴۴۸-۴۴۹) توانست حکومت کند و حکومت را به فرزند ارشدش حسین چاغری تگین وا سپرد. او، پدر محمود کاشغری، دانشمند زبان شناس آن روزگار بود. قبل از اينكه به بغداد برود سفرهاي زيادي به سرزمينهاي ترك نشين داشته است. احتمال دارد كه نزاعهاي داخلي همين سلسلة قراخاني سبب اين مسافرتها و مهاجرت ها شده است. در بغداد او با بسياري از اديبان ملاقات كرده و در مي يابد كه علاقة زيادي به زبان و مردم ترك دارد، بنا براين ترغيب ميشود كه دو اثر راجع به آنها بنويسد. از همين جا شروع به نوشتن كتاب ديوان لغات الترك( 464 هـ . ش) مي كند. بر طبق اطلاعات داخل كتاب، او چهار قسمت از آن را در طول سالهاي 464 تا 476 مينويسد. نسخه اصلي ديوان دردست نيست اما تحرير دست نوشتة منحصر به فردي از آن به تاريخ 27 شوال 664 بر ميگردد.. دومين اثر كاشغري دستور زبان تركي به نام جواهرالنحو في لغت الترك است كه اين هم مفقود شده است و از لابلاي نوشته هاي ديگران موجوديت آن مدلل ميشود.
  آثار كاشغري اهميت به سزايي در زبان تركي و همچنين براي تاريخ، جغرافي و ادبيات عامه مردم ترك زبان دارد. او زبانشناسی برجسته است تسلط او به زبانهایی نظیر عربی تبتی چینی لاتین فارسی انواع شاخه های غربی و شرقی زبان تورکی و هندی در کتابش مشهود است.
دیوان اللغات التورک و منظومه عظیم قوتادقو بیلیگ دو اثر عظیم دوره شاهان قاراخانی است که مرجعی برای تورکی میانه و پلی برای تورکی باستان شناخته میشود، و مرجع و معیاری برای زبان تورکی است که در صورت انحراف زبان تورکی از مسیر خود میتوان با مراجعه به این دو کتاب بازیابی کرد

⚘🌾, [06.03.20 15:44]
اساس نام گذاری تیره ها در قشقایی
علت اساسی تیره را به طور صحیح نمی توان بیان کرد اما بعضی ها بر اساس یک سری عوامل بوده که عبارت هستند از :
بر اساس نام یا فامیل بزرگترها یا کدخدایان مثل : قاسملو از قاسم یا بهمن بیگلو از بهمن
بر اساس حرفه و کار مثل : عاشیقلر که در موسیقی و آهنگر که در حرفه خود استاد بودند
بر اساس اصل و نسب : داودلو از فرزندان داود و جهانگیرلو از اولاد جهانگیر
بر اساس وابستگی به شخص خصوصی : بهرام کیخالو وابسته به بهرام و همت علی کیخالو وابسته به همت علی
بر اساس تکیه بر محل جغرافیایی : موصلو از موصل عراق و کزنلو از محلی به نام کزن
بر اساس اولین محل تمرکز مثل : دره شوری ها در دره شور و چگینی ها در چگین پیشکوه لرستان
بر اساس نام سرداران یا پادشاهان مثل : ندرلو وابسته به نادر شاه و قجرلو از قاجار ها
در بعضی از تیره ها در طی تاریخ تغییراتی به وجود آمده مثل قراچه از قراچای و بولوردی که ابیورد بوده انتخاب نامهایی مثل نمد ، آرد کیان ، قورد بدرستی مشخص نیست
منبع⬇️
سیاه چادرها : دکتر منوچهر کیانی

𐱅𐰇𐰼𐰚 eren, [06.03.20 20:43]
[Forwarded from Türkcə ocağı (𐱅𐰇𐰼𐰚:𐰲𐰼𐰏 eren)]
🛑 Feili bağlama əklərdən(1) ;
پسوندهای وابستگی فعلی :

🟣araq _ ərək  
💢 پسوندهایی که فعل رو وابسته میکنند.  
: یعنی از پسوندهایی که اگر‌ در جمله به فعلی اضافه شوند به یک فعل دیگر هم وابسته است.  انجام دو فعل در یک  جمله را بیان میکنند ، بخصوص این پسوند (araq_ərək) وکه انجام دو فعل در یک زمان و یک جمله را بیان میکنند.
💎چند مثال تا دقیق با کاربردش آشنا بشین ؛

♦️Əli  qaçaraq gəldi
_əli qaça qaça gəldi
علی دوان دوان آمد.
علی با دو آمد

♦️aydın sevinərək danışır.
Aydın sevinə sevinə danışır
آیدین‌ با خوشحالی(خوشحالانه) حرف‌ میزنه .( آیدین در حینی که خوشحاله حرف میزنه.)

♦️ayda ağlayaraq mesaj yazırdı.
_Ayda ağlaya ağlaya mesaj yazırdı
آیدا باگریه(گریان) پیام مینوشت.
(آیدا گریه کنان پیام مینوشت.)

♦️Yeyərək arıqlamaq istəyir
_Yeyə yeyə arıqlamaq istəyir
میخاد در حالی که میخوره‌ لاغر بشه
(میخاد همزمان بخوره لاغربشه
میخاد با خوردن لاغر بشه)

♦️gülərək bizə sarı gəldi
_gülə gülə bizə sarı gəldi
باخنده(خندان) به سمت ما امد.
(درحالی که‌ میخندید به سمت ما آمد.)

♦️at çaparaq təpəyə gedir
_At çapa çapa təpəyə gedir
اسب دوان‌ دوان (باسرعت) به تپه میرود

______________________________

🟣 a _ə

♦️qaçaraq = qaça qaça
♦️Sevinərək = sevinə sevinə
♦️ağlayaraq = ağlaya ağlaya
♦️yeyərək = yeyə yeyə
♦️Gülərək = gülə gülə
♦️çaparaq = çapa çapa


___________________________

Bizə qoşulun
👇👇👇👇👇
@turkce_dilim

⚘🌾, [06.03.20 23:27]
[Forwarded from MIRASIMIZ.ir میراثیمیز]
[ Photo ]
در قبرستان فخری آذربایجان (قبرستان مفاخر و مشاهیر) بر روی مزار یکی از آنها چنین نوشته شده:

بر روی مزارم تاج سنگ و مجسمه نگذارید
یک جفت کفش بگذارید تا یک پابرهنه بپوشد و برود

و اینچنین نیز کردند و در گوشه سمت راست کفش ها دیده می شوند.

او کسی نیست جز #واقف_صمد_اوغلو که اشعارش با کتاب "سر مزارم یک جفت کفش بگذارید" به فارسی ترجمه شده است.

@Mirasimiz

Deleted Account, [06.03.20 23:39]
[ Audio file : @ardabill_2020 – دؤردۆنجۆ بؤلۆم جمیله ]
#راهنمای_لغت_رمان
لغت های فراموش شده ترکی آذربایجانی

قوهوم = فامیل
دوشونموردوک= فکر نمیکردیم
عسکر= سرباز
باشقالاری= دیگران
جرگه= ردیف،دامنه، پشت سر هم
سوروجو=چوپان
سیلدیریم= سنگ،صخره
جنی=زن داداش
یئنی خبر= خبر تازه، خبر جدید
اویونجاق= بازیچه، اسباب بازی(در این رمان بازیچه به کار رفته)
اؤلکه= کشور
تولپار= اسب افسانه ای ترکان
#داستانجا_قروپو
#وطن_دیلی_قروپو
@ardabill_2020

علی خمسه, [07.03.20 18:19]
[Forwarded from 🇮🇷کانال قوم خلج و خلج زبانان (ادغام بخش خلجستان اشتباه است)🇮🇷 (هادی گل)]
افعال مثبت و منفی(به زبان خلجی)👇👇
(مخاطب دوم شخص مفرد می باشد)

وَرودُی(رفتی)-وَرمَدوُی(نرفتی)☘️

کَلدی(آمدی)-کَلمَدی(نیامدی)🍃

هئَدوُی(گفتی)-هَئمَدوُی(نگفتی)🌷

یِئدی(خوردی)-یِئمَدی(نخوردی)🥀

وُردوُی(زدی)-وُرمَدوی(نزدی)💐

هَتتُوی(انداختی)-هَتمَدوی(نینداختی)☘️

سیدوُی(شکستی)-سیمَدوُی(نشکستی)🥀

کِئتِردی(برداشتی)-کِئتِرمَدی(برنداشتی)🍃

هُوقِه دوی(خواندی)-هُوقِه مَدوی(نخواندی)🌱

کَلِتدی(آوردی)-کَلِتمَدی(نیاوردی)🌿

بِلدی(دانستی)-بِلمَدی(ندانستی)🌺

ائسردی(سرفه کردی)-ائسرمَدوی(سرفه نکردی)🌸

اشخوردُوی(عطسه کردی)-اشخورمَدُوی(عطسه نکردی)

یَتّوی(خوابیدی)-یَتمَدوی(نخوابیدی)💐

تَزدی(دویدی)-تَزمَدی(ندویدی)🌿

اُوچدوی(پریدی)-اوچمَدوُی(نپریدی)🌹

سَلدوی(رها کردی)-سَلمَدوی(رها نکردی)🍀

سیپِردی(جارو کرد)-سیپِرمَدوی(جارو نکردی)🌿

بِچدوی(چیدی-درو کردی)-بِچمَدوی(نچیدی-درو نکردی)

سَوِردوی(به باد دادی مثلاخرمن کاه و جو و...)
سَوِرمَدوی(به باد ندادی)🌾

کِئندَردی(سوزاندی)-کِیندَرمَدی(نسوزاندی)🔥

هَسدُوی(آویزان کردی)-هَسمَدوی(آویزان نکردی)🌼

اَرِتتُوی(پاک کردی)-ارتمَدوی(پاک نکردی)🍀

یُودوی(نشستی)-یُورمَدوی(ننشستی)🌿

تِشدیی(افتادی)-تِشمَدی(نیفتادی)💐

تییردِی(برخاستی-بلندشدی)-تییرمَدی(بلند نشدی)🥀

سِیردی(فرستادی)-سِیرمَدی(نفرستادی)🍁

سِرِدوی(بافتی شئ بافتنی)-سِرِمَدوی(نبافتی)🍃

پُوزدُوی(پاره کردی, شکافتی مثلا درز لباس را یا بافتنی را-پُوزمَدوی(پاره نکردی ,نشکافتی)🌿

هَکدی(کاشتی,دانه را)-هَکمَدی(نکاشتی)🎋

طَققِرلَتتُوی(ترکاندی مثلا بادکنک را)-طَققِرلَتمَدوی(نترکاندی)💐

سُولَتتُوی(آب دادی مثلاگُل را ,حیوان یا زمین را) -سُولَتمَدوُی(آب ندادی,آبیاری نکردی)🍀

هِقِشتِردوی(جمع کردی مثلا سفره را)-هِقِشتِرمَدوی(جمع نکردی)☘️

هِقلَتتوی(گریاندی)-هِقلَتمَدوی(نگریاندی)🌸

کِلتِردی(خنداندی)-کِلتِرمَدی(نخنداندی)💐

بِلدی(دانستی ,فهمیدی)-بِلمَدی(ندانستی)🌻

وادُوی(بستی درب را ,گره را)-وامَدُوی(نبستی)

🌹🌼🌹🌼🌹🌼🌹🌼🌹

𐱅𐰇𐰼𐰚 eren, [07.03.20 19:50]
[Forwarded from Türkcə ocağı (𐱅𐰇𐰼𐰚:𐰲𐰼𐰏 eren)]
🛑( 23)

🔷تورکجه فعل چکیمی (صرف  افعال ترکی) :


 Feilin çəkimi -   gərəklik şəklin hekayəsi (ikinci tip)(۲)  (olumlu)  :  
❇️صرف فعل -  قالب التزامی حکایه (نوع دوم )(۲)(مثبت) :
🔘نوع اول‌این فعل در صرف افعال شماره ۲۰ در کانال پست شده :

Almaq : (eyləmlik) مصدر
Feil gövdəsi : al
Al + ası + idi + şəxs əkləri

♦️Alasıydım :
 al + ası+ idi + m☑️
  باید میگرفتم
♦️Alasıydın :
 al + ası + idi +  n☑️
باید میگرفتی
♦️Alasıydı :
al + ası + idi  ☑️
باید می‌گرفت
♦️Alasıydıq :
al + ası + idi +q☑️
باید میگرفتیم
 ♦️Alasıydınız :
 al + ası + idi + nız☑️
باید می‌گرفتید
♦️Alasıydılar :
al+ ası + idi +lar  ☑️
باید می‌گرفتند
🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷
🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶
Feilin çəkimi _   gərəklik şəklin hekayəsi  (ikinci tip) (2)(olumsuz) :  
❇️صرف فعل _ قالب التزامی حکایه نوع دوم (۲) (منفی) :

♦️Almayasıydım :
al + ma + ası + idi + m☑️
نباید می‌گرفتم
♦️Almayasıydın :
 al + ma + ası + idi + n☑️
نباید می‌گرفتی
♦️Almayasıydı  :
 al + ma + ası + idi  ☑️
نباید می‌گرفت
♦️Almayasıydıq :  
al +  ma + ası + idi + q☑️
نباید می‌گرفتیم
♦️Almayasıydınız :  
al + ma + ası + idi + nız ☑️
نباید می‌گرفتید
♦️Almayasıydılar :
al + ma + ası + idi + lar ☑️
نباید می‌گرفتند
💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎
Alası idim ,  alası idin ,  alası idi
Alası idik ,  alası idiniz ,  alası idilər
_,________________________,
Bizə qoşulun
👇👇👇👇👇
@turkce_dilim

Saeed Ghojavand, [07.03.20 23:04]
[In reply to Ahmad Borjlu]
بولاماج(bulamac) ، بولاماق (bulamaq)دان آلینیب.

بولاماج bulamac = خوراکی مرکّب از دو مایع خوردنی

قویماق quymaq = کاچی

خَشیل xəşil = کاچی

Ahmad 🍃, [07.03.20 23:07]
[Forwarded from SÖZ]
[ File : ایران_تورک_آغیزلارینین_صینیفلاندیریلماسی1.pdf ]
«ایران تورک آغیزلارینین صینیفلاندیریلماسی»
یازار : ج.قیزیل اؤزن

ایران تورک آغیزلارلاری ایله ایلگی، علمی و آکادمیک آراشدیرمالارا دایالی یازیلان آز ساییلی کیتاب و مقاله نه یازیق کی ایران تورکلرینین گؤزوندن ایراق قالیبدیر. بو دورومون سونوجوندا اولوشان بیلگی‌سیزلیک،  هله ده خالقیمیزی، قونو ایله باغلی، یانلیش دوشونجه‌لره و یانلیش یوللارا یؤنلدیرمکده‌دیر.‌
  دوچنت دوکتور ج. قیزیل‌اؤزن‌نین دوکتورلوق تئزی اولاراق یازدیغی «اردبیل ایل آغیزیلاری» آدلی اثری‌نین قیسا بیر بؤلومونده ایران تورک آغیزلاری ایله ایلگیلی دیرلی بیلگی‌لر وئرمیش‌دیر.
سؤزو گئدن علمی آراشدیرمانین قونو ایله ایلگی قیسا بیر بؤلومو، عرب کؤکنلی الیفبا ایله «سؤز» اوخوجولارینا سونولور .

t.me/a_z_soz

M. Sulduzlu, [07.03.20 23:09]
[Forwarded from Türkçe öğrenelim]
[ File : صامت‌های زبان ترکی.pdf ]
6. در زبان ترکی 23 صامت خالص ترکی وجود دارد.
(آذربایجان تۆرکجه‌سینده ۲۳ دۏغما اۏنسۆز واردێر: )
ب، ج، چ، د، ف، گ، غ، ه، خ، ژ، ک، ق، ل، م، ن، پ، ر، س، ش، ت، و، ی، ز
صامت‌های مربوط به کلمات دخیل عربی:
         ذ، ص، ض،ث، ط، ظ، ع، ح، أ،   
6-1. در زبان ترکی صامت‌ها از نظر واکدار بودن به دو گروه تقسیم می شوند.
6-2. صامت‌های واکدار (جینگیلتیلی):
 ‌B, C, D, G, Q, J, Ğ, Z, V, Y, M, N, L, R  
در تولید این صامت‌ها صوت دخالت دارد و تارهای صوتی به صدا در می آیند.
6-3. صامت‌های بی واک(جینگیلتیسیز):
 P, Ç, T, K, --, Ş,   X, S, F,  -- , --, --,--,-

@sulduzlular1

توحید, [07.03.20 23:57]
[Forwarded from کیملیک kimlik]
🌗#بیلگی_لر

🔸آریایی هستند و عرب نمی پرستند! _ قسمت اول

🔹به گواهی اسناد تاریخی، دشمنان امام علی ایشان را متهم می کردند که با برقراری عدالت بین عرب و عجم، عرب را تحقیر کردند. اشراف عرب هم بدین بهانه بر علی شوریدند. غافل از آن که تمدن عرب مدیون و مرهون علی و آل علی بوده و هست.

🔹واقعیت این است که نژاد پرستی و تعصب فاشیستی، عرب و عجم نمی شناسد. به موازات اعرابی که نژادپرستانه علی را کوبیدند، در یک قرن اخیر جریانی در دل عجم شکل گرفت که فریب توهمات تاریخی را خورده و خود را برتر از دیگران پنداشتند.

🔹با پیروزی انقلاب فرانسه و حاکمیت مدل تمرکزگرایی، عده ای هم در ایران به این تعصب (نه تفکر) آلوده شدند. تهاجم آلمان نازی بر دیگر کشورها نیز در تقویت این موج، تأثیر بالایی داشت. این تعصب در دو سطح بر کشور تحمیل می شد؛ سطح عوام و سطح تحصیل کردگان. (با این تقسیم بندی رضاخان هم در سطح عوام قرار می گیرد!😂)

🔹اما در سطح تحصیل کردگان، افرادی مانند سعید نفیسی و احمد کسروی و... قرار داشتند که در واقع برای توهمات رضاخان گفتمان سازی، اسطوره تراشی و تاریخ سازی می کردند. خطر این افراد به مراتب بالاتر از سطح عوام بود که با توهین، تمسخر و تحقیر اقوام مختلف، نه تنها خود را برتر می پنداشتند بلکه حق حیات برای فرهنگ های گوناگون را قائل نبودند. اینها نقش پیاده نظام برای تعصبات فاشیستی و آسمیلاسیونی را ایفا می کردند.

🔹"پان ایرانیسم" که امروزه در پشت نقاب های رنگی پنهان شده، تاریک ترین کارنامه را دارد. اینها در اوایل دوران پهلوی دوم، مخالف ملی شدن صنعت نفت بوده و حتی در سقوط دولت مصدق نقش مهمی داشتند. در جنگ اعراب و اسرائیل هم طرف اسرائیل را گرفتند؛ چون عاریایی بودند! این جان نثاری برای خاندان پهلوی (پالانی) موجب شکل گیری موج دوم باستان گرایی ایرانی در آغاز دهه پنجاه شد.

🔹این بار همه جنایت های پهلوی را نادیده گرفته و در برابر فقر و بدبختی و وابستگی شدید کشور، نسخه حکومت ۲۵۰۰ ساله را ارائه کردند. طبیعی است که افراط دوام ندارد. لذا با پیروزی انقلاب، بسیاری از سران پان ایرانیست، میراث هخامنشی را رها کرده و به آمریکا رفتند!

🔹وقتی صدام به ایران حمله کرد، برخی از همین پان ایرانیست ها شعار برتری فارس بر عرب را سر دادند. در حالی که به گواهی اسناد مکتوب و تاریخ شفاهی جنگ، خط مقدم اینها، اهواز بود که یک هفته بیش در آنجا دوام نیاوردند! از گوشه گوشه کشور جگر گوشه ها رفتند و در خوزستان و کردستان جنگیدند و در هیچ وصیت نامه ای اثری از آریا و هخامنش و ساسانیان وجود ندارد.

ادامه دارد...

✍️کیملیک

@kimlig1

⚘🌾, [08.03.20 01:14]
[Forwarded from 🇮🇷کانال قوم خلج و خلج زبانان (ادغام بخش خلجستان اشتباه است)🇮🇷 (هادی گل)]
فارسی-تورکی-خلجی 👇👇

گرگ Ber! قورد qurd بئره
خرگوش Do!qan Dov!an دوشقان
مار Gelan Ilan گئلان
جغد Beyqu! Bay!u! بئیقوش
شاخه اil!k Buda! چیلک
درخت Haqaç A!aç هاقاچ
بام Dam Dam دام
آب Sov Su سوو
دختر K!z Q!z قیز
زن Ki!i Qad!n کیشی
مرد H!r Ki!i هر
سگ It Kِp!k ایت
گربه Po!ok Pi!ik پوشوک
موش S!çqan S!çan سیچقان
در E!ek Qap! ائشئک
بستن B!kitm! ضrtm!k,ba!lamak بکیتمه
کفش Orsi Ayaqqab! اورسی
پا Hadaq Ayaq هاداق
چشم Kِz Gِz کوز
بینی Burun Burun بورون
مو Tik Saç تیک
دوختن Tikm! Tikm! تیکمه
برو Yov Get یوو
سیب Alimla Alma آلیملا
گاو S!!!r S!!!r سیغیر
گوسفند Yilqi Davar ییلقه
ناخن T!rnaq D!rnaq تیرناق
انگشت Varmaq Barmaq وارماق
زانو Tuz Diz تیز
ران Guy! Bud گویه
کمر Bil Bel بئل
سینه Keys Kِyüs کئیس
دست !l !l ال
شکم K!rin Qar!n قَرِن
گردن Bon Boyun بون
سر B!! Ba! بش
گوش Kolak Qulaq قولاق
ریش Saqqal Saqqal ساققال
مژه Kirpik Kiprik کیرپیک
پیشانی Hal Al!n هال
صورت Yüz üz یئز
پشت Alka Arxa آرقا
آرنجTirs!k Dirs!k تیرسک
ناف Kondok Gِb!k کوندک

جگر B!rçik Cig!r برچیک
طحا ل Talaq Dalaq تالاق
استخوان Somok Sümük سموک
جگر سفید Horon cig!r A! Cig!r هرن جیگر
جگر سیاه Kara cig!r Qara cig!r قارا جیگر
سفید Horon A! هرن
زرد اakir Sar! چاکیر
قرمز K!z!l Q!rm!z! قیزیل
بیا Yek G!l یئک
دندان Ti! Di! تیش
گلو Bo!oz Bo!az بوغوز
ابر Bolit Bulud بولیت
باران Yaq!! Ya!!! یاغیش
برف Kar Qar قار
پیراهن Ton Kِyn!k تون
شلوار Em !alvar ائم
نان Hekm!k اِr!k هیکمک
آرد Hon Un هون
پاره شدن Ozolmaq Uzulm!k ا
هزولماق
میخواهم !eyorom Ist!yir!m شئیوروم
آسیاب Tirm!n Deyirman تیرمن
آفتاد To!to Du!du تشته
جیب Cek Ceb جئک
خوبی Havola Yax!!l!q هوولای
خار و تیغ Tek!n Tikan تئکن
خر !!k! E!!!k اشکه
خواننده Oxoqoy Oxucu هوقوقه
سنگ Ta! Da! تاش

🎋🎋🎋🎋🎋🎋🎋

⚘🌾, [08.03.20 12:47]
[Forwarded from قام ،آیین ، تاریخ و زبان باستان]
[ Photo ]
✅ درشهرمرکه کشور تورک قزاقستان گروهی ازمردم تورک آذربایجان ایران(عشایربودند واز مرز آراز تردد می کردند)هم وجوددارند
در۱۹3۸شوروی آنها رابه قزاقستان تبعید کردوامروزنیزدرآنجاساکن هستند.
 هنوزهم به زبان تورکی آذربایجانی صحبت می‌کنند.
@tarixbastan

قام،آیین،تاریخ وزبان باستان تورکان✴️✴️✴️

⚘🌾, [08.03.20 12:47]
[Forwarded from قام ،آیین ، تاریخ و زبان باستان]
[ Photo ]
✅حکومت تورکان در سلسله ساسانیان:
هرمز چهارم، هرمز توركزاد:
سکه مربوط به هرمزد چهارم ملقب به ترکزاد570-590م که پسر انوشیروان وقایین
(قایین در اساطیرترکان نام درختی مقدس است)
دختر خاقان امپراتوری گؤک تورک بوداوپس ازانوشیروان برتخت نشست.
هرمزد چهارم (Hermisdas, Ormizd, Ormuzd, Hormazd)
بعد از مرگ" خسرو انوشيروان" به سال ٥٧٩ بر تخت سلطنت نشست.
 وي از شاهان تورك تبار سلسله ساساني است.
@tarixbastan

قام،آیین،تاریخ وزبان باستان تورکان✴️✴️✴️

⚘🌾, [08.03.20 12:48]
[Forwarded from قام ،آیین ، تاریخ و زبان باستان]
✅حکومت تورکان در سلسله ساسانیان:
✅ازدواج خسرو انوشيروان با شاهزاده خانم تورك "قاين"
یكي از نشانه هاي نزديكي دو دولت گؤك تورك و ساساني، ازدواج خسرو انوشيروان با "قاين" :دختر ايستمي خاقان بود. اين ازدواج باعث اتحاد دولتين ساساني و گؤك تورك گرديد. قاين دومين همسر خسرو انوشيروان بود. با اين ازدواج دختر ايستمي خاقان ملكه دولت ساساني، خسرو انوشيروان نيز داماد دولت گؤك تورك گرديد. البلاذوري در كتاب خود كتاب فتوح البلدان مينويسد: "انوشيروان حكمدار ساساني نامه اي به پادشاه توركان خزر نوشته و به او اعلام دوستي كرده و براي نزديكي خواستار ازدواج با دختر او شده است. خاقان خزر نيز دختر خويش را به وي داد و بعد نيز خود به ديدار وي آمد. آنها در بارشيله (بورچالي درآذربايجان) ديدار نمودند". لازم به ياد آوري است كه خاندان حاكم خزرها، شاخه اي از امپراتوری گؤك توركها، بوده است. فرزند ديگر ايستمي خان و برادر قاين، "تونگ يابغو زيبال" (T'ung Yabghu Ziebal)، همچنين پسران تونگ يابغو زيبال و يا برادرزادگان قاين، "هاربيس" (Harbis) و "بوليشاد" (Buli-shad) همه از خاقانهاي خزرها ميباشند.

✅نام قاين مادر هرمزد چهارم را مسعودي به شكل "فاقم"، ابن بلخي "قاقم"، يك اثر متاخر "تاكوم" و بسياري از منابع غربي "قاين" (Kayen of the T'etalats'ik) ثبت كرده اند . مادر قاين، "چانگ لو" (Ch'ang-lo) شاهزاده اي چيني است. Roux دركتاب آسياي ميانه، تاريخ و تمدن در باره قاين چنين ميگويد: ازدواج دختر ايستمي خان با شاه ساساني خسرو انوشيروان، حادثه اي شگفت انگيز است كه مشابه آن بعدها بسيار تكرار شده است. شاهزاده خانم جوان بر خلاف ديگر همسران وي، مقام و بستر خود را به زيبايان ديگر تسليم ننمود. او براي خود قدرت و نفوذي ايجاد كرد، همراه با خسرو كشور را اداره نمود و به وي وارث، هرمزد چهارم توركزاد (تورك اوغلو) را تقديم كرد.

✅هرمز چهارم، هرمز تركزاد✍️✍️✍️

✅هرمزد چهارم (Hermisdas, Ormizd, Ormuzd, Hormazd) بعد از مرگ" خسرو انوشيروان" به سال ٥٧٩ بر تخت سلطنت نشست. وي از شاهان تورك تبار سلسله ساساني است. ايرانيان هرمزد چهارم، نوه ايستمي خان خاقان دولت گؤك تورك را "تركزاد، تركزاده" و توركان وي را "توركده ن دوغما" و يا "تورك اوغلو" ناميده اند (در منابع انگليسي Turkish-born, The Turk). مفاتيح العلوم در باره هرمزد مينويسد: "هرمز و لقبه‏:‏ تركزاد, أي ابن التركية، لأن أمه كانت ابنة خاقان ملك الترك"‏. (لقب او تركزاد بود، همان كه فرزند تورك بود و مادرش دختر خاقان حكمدار تورك). در باره هرمز چهارم حكايات و روايات بسيار ي در منابع تاريخي از جمله از سوي طبري نقل شده است. منبعي ايراني در باره وي چنين ميگويد: "پس از مرگ خسرو فرزند قباد، پسر وي هرمز بر سرزمين ايران فرمان راند. مادر وي قاين دختر خاقان بزرگ ترك، شاه تتلاتسيك بود. هرمز طبيعتي بد از سوي پدر و خوي شيطاني بدتري از سوي مادر به ارث برده بود". ديگري چنين ميگويد: "به خالوهاي ترك خويش كشيده بود. هميشه پيروز بود و هر آنچه را كه ميخواست بدست ميآورد. باهوش و بدطينت بود".
@tarixbastan


قام،آیین،تاریخ وزبان باستان تورکان✴️✴️✴️

Deleted Account, [08.03.20 14:16]
[Forwarded from داود عبدی (Taymaz)]
سئوگی یوخسا نیفرت دوغوران سؤزلر

- 8 مارس/مارت; دونیالیق قادینلار گونو آدینا

اینسانلار، ایچ دویغولاری و دونیا گؤروشلرینی دانیشیق یولویلا باشقالارینا چاتدیریرلار،
بشر اسکی چاغلاردان اینجه لیکلری سئویب و سئوه جک، دیللرین ده اینجه لیکلری شئعر سؤیله ملرینده گؤزه وورور،
فارسلار دیللرینین شئعریت گوجونه اؤیونسه لرده(فخر ائتمک)، بوگون شاعیرلریندن یاییلان پیسلیکلی و نیفرت دولوسو شئعرلری هئچ ده اؤیونمه لی دییلدیر.

فارسلارین ان بؤیوک شاعیرلریندن اولان ابوالقاسیم فیردوسی ده بو سویچو خالقین اؤزه للیکلریندن قیراق قالمایاراق، تورک و عرب و ... میللتلری تحقیر ائتمکدن قانیق دویماییب و قادین لاری تحقیر و آلچالتماقلا، اؤزو و خالقی نین ایچ ایسته گینی دیله گتیریب.
بوتون آنالار و قادین لاردان عوذور دیله ییب بئیتلریندن بیر نئچه سینی یازماق زوروندایام;

زنان را ستایی سگان را ستای
که یک سگ به از صد زن پارسای

زن و اژدها هر دو در خاک به
جهان پاک از این هر دو ناپاک به
و....

آنجاق تورکلر ایچره قادین لارا باخیش تام ترسینه،
تورکجه میزده جینسییتله باغلی سؤزلر یوخدور
آسلانین ارکک دیشیسی اولماز سؤزونه اینانیب و ورلیکلر(ضمیرلر) و ائیلم لر(فئعللرده) و... هئچ بیر آیرینتی اولماییب
ارکک لره نئجه سؤیله نیرسه قادین لارا دا ائله اوجور.
(اینگیلیزجه ده he/she کیمی ضمیرلر و عربجه کیمی ه" تانیث ت کیمی ایملر دیلیمیزده یوخدور)
قادین تورکلر ایچره ان یوخاری اؤزی (درجه) داشیییر.
ساکالار(ماساژئتلر) دؤنمیندن توت گلسین، دده قورقود بوی لاریندا دا گؤزه دییر،(بورلاخاتین-بانی چیچک و...)
دانیشیق لاردا فارسلار، هرنه یین یاخشی و دگرلیسینی شاه سؤزونه باغلایاراق، اؤنملی لیک گؤسترمک ایسته سه لرده، تورکلر آنا سؤزویله اونو دئییرلر
فارسجادا;
 شاهراه-شاه مهره-شاهگوش- شاه کلید و... کیمی سؤزلرین قارشیسیندا
تورکجه ده;
آنا یورد- آنا دیل- آنا تورپاق- آنا یول- آنا لوله و....
تورکجه میزده قادین سؤزونه، یییه لیک ورلیکلری آرتیرماقلا، اونلارین اوزه یلرینی داها یوکسکلندیریر

Bəy--->bəy+im; bəyim (بؤیوگوم)
Xan--->xan+ım ;xanım (سروریم)
گؤروندوگو کیمی قادینلاری سسله مکده ده اونلاری باش تاجی ائدیریک
و فارسجا دا زن،زنیکه،ضعیفه و... کیمی سؤزلرین قارشیسیندا، خانیم و بگیم کیمی سؤزلریمیز وار
سؤزون سونو اویغارلیق(تمدن) و مدنییت سانال دونیاسیندا یالانلارلا گزدیریلن بیر شئی دییل، دیل دولانیب هر شئیین دوزون دئیر سؤزونه ایناناراق گوجلو وارلیغیمیزی بیر داها هامی نین قارشیسیندا اؤیونه رک باشیمیزی اوجا توتوروق.
آنالار-خانیم لار-بگیم لر و قیزلار گونونوز قوتلو اولسون.

داود عبدی
1396/12/17

@davud_ebdi

Saeed Ghojavand, [08.03.20 17:13]
بیرینجیل یاردیملار birincil yardımlar = کمکهای اوّلیه

جین cin = موجود بسیار ریز که دیده نشود ، میکروب ، ویروس

جین-گؤرگَج cin-görgəc = میکروسکوپ

ساغلیق saqlıq = تندرستی ، بهداشت

سابین sabın(سابون sabun ، ساوون savun) = برطرف کننده ، صابون

خَسته xəstə = مریض ، بیمار

خَسته خانا xəstə-xana = بیمارستان

خَسته لیک چاغی xəstəlik çağı = دوره بیماری

کؤمون kömün = استتار

کؤمون چاغی kömün çağı = دوره نهفتگی بیماری ، زمان استتار

عَرَبجه "کَمین" کلمه سی ، "کؤمون"دَن آلینیب.

توختاماق toxtamaq = شفا یافتن

توختاتماق toxtatmaq = شفا دادن ، درمان کردن

توختاتمالیق toxtatmalıq = درمانگاه

اینگیلیسجه دکتر(doctor) کلمه سینین کؤکو توختاماق دیر.

بیتیشمَک bitişmək = (زخم) خوب شدن

آری arı = پاک ، خالص

عَرَبجه "عاری" ایله "عُریان" کلمه سی "آری"(arı)دان آلینیب.

آریس arıs(آروس arus) = بسیار پاک

عَرَبجه (عَروس) کلمه سی "آریس"دان آلینیب.

آریتما arıtma = پاکسازی

آروتمات arutmat = گندزُدا ، میکروب کُش

بَسله مَک bəsləmək = تغذیه کردن ، پَروردن

بَسله مه bəsləmə = تغذیه

آشیلاما aşılama = تزریق

بَسلَم bəsləm = مُغذّی

Saeed Ghojavand, [08.03.20 17:44]
قورونتو qoruntu = چیزی که نگهداری شود ، قرنتین

قوروق qoruq = محفوظ

ساوراما savrama = مسافرت

گؤروش görüş = دیدار ، ملاقات

قاداغان qadağan = ممنوع

Aysu, [08.03.20 19:28]
[In reply to 𐱅𐰇𐰼𐰚 eren]
بونلارینگ کوکو بویموش :
بولاما+ آش = یولاماج اولموش
آش تورکجه ده یئمک دئمک
آشلاماق = خوردن
اوغوز خاقان دستانی
کوماج بیزده وار

کوما+ آش
گومه لی آش

خمیری یوغوروپ بیر چوققور قازاراق یئره گومورلر

دوغراماج
دوغرامالی آش

چورگ ویا باشقا زادلاری دوغیرلار قاتیق یا سولو یئمکلر ایچینه قشقاییدا

𐱅𐰇𐰼𐰚 eren, [08.03.20 19:42]
ماج mac اکی دیر  

فعل + ماج

Yax mac
Doğra mac
Döy məc
U mac
Bula mac

ماج  یالنیز یئمک آنلاتمیر  ،‌دورومو و  صفت دی او‌ یئمه یی انلادیر
ماج‌اکی یئمک اولمایان سؤزجوکلری‌ دا انلاتیب

⚘🌾, [08.03.20 19:44]
[Forwarded from Aysu]
💟💟💟💟💟💟💟💟💟💟💟💟💟💟💟💟💟💟💟💟

✅ائتیمولوژی " کومماج_ دوغراماج_ بولاماج _ اومماج


💟پسوند  Mac در ترکی

این پسوند به انتهای بن فعلی آمده و اسامی غذاها را میسازد

مثال

کومماچ = kommaç
دوغراماج= Doğramac
بولاماج = Bulamac
توتاماج = Tutamac
قیماج = Qıymac
قاوورماج= Qavurmac


✅ابتدا بررسی کلمه ی " آش" در ترکی :

در ترکی بودن کلمه " آش " شکی نیست
چون هم فعل این کلمه و هم اسم آن در کتیبه های اورخون و نسخه ی قدیمی و قبل از اسلام " داستان اوغوز خان" آمده است

ترکها به هر نوع غذایی " آش" و به غذا خوردن گاهی " آشاماق " میگفتند

فعل " آشاماق " عینا در کتاب اوغوز خان ، نسخه ی قبل از اسلام آمده

Oguz Kan Begleri Birle Aşadı
اوغوز خان همراه با بزرگان خود غذا خورد

✅چگونه ی تشکیل پسوند Mac در ترکی :

شکی نیست که این پسوند در اثر جوش خوردن یک کلمه در یک پسوند ایجاد شده

یعنی پسوند مصدری Ma  در کلمه ی Aş جوش خورده و Maç بوجود آمده

✅برای بهتر فهمیدن موضوع مثالی بزنم :

اسم بولاماج ( Bulamac) ابتدا به این شکل بوده

Bula+ma + Aş = خوراکی با بهم زدن ایجاد میشود

این فقط یک ترکیب " وصفی " هست و به مرور زمان  و استفاده مکرر ، کلمه ی آش( Aş) در  پسوند مصدری Ma ادغام شده ،
Bulamaş= bulamac

حرف Ş هم به حرف C تغییر ماهیت داده ( تغییر این دو حرف بهم معمول بوده )

✅با توضیحات بالا ، الان ائتیمولوژی تمام خوراکهای بالا به راحتی رمز  کشایی میشود

کومماج= Kommac

Kom+ma+aş= غذایی که در اثر چال کردن در زیر خاکستر ایجاد شود

از ترکیب فعل گوممک= مدفون کردن + Mac

Gömmeli Aş= گومملی آش
میدانید که چوپانها ، خمیر بزرگی برداشته چاله ی کوچکی حفر نموده و خمیر را در آن دفن میکردند ( گوممک) بعد رویش خاکستر ریخته تا بپزد

دوغراماج = Doğramac

Doğra+ma+aş
دوغرامالی آش= غذایی که چیزی در آن تیلیت شود

اومماج = Ummac

 در دیوان لغت الترک فعلی هست به این شکل
Uv= uw
به معنی با کف دست چیزی رو مالیدن و ریز ریز کردن

غذای بالا هم از همین فعل کرفته شده
Um+ma+aş
اوممالی آش:

این رو با آرد میپختند

قاوورماج= Qavurmac

Qavur+ma+aş
قاوورمالی آش
قیزارتمالی یئمک

تکه های گوشت را هم تفت میدادند و قاوورما ایجاد میشد


@Dilkultur

💟💟💟💟💟💟💟💟💟💟💟💟💟💟💟💟💟💟💟🍇

𐱅𐰇𐰼𐰚 eren, [08.03.20 19:58]
منجه بو دوشونجه‌یه چتین توخونماق اولور  ، اولاناقلی اولدوغو چوخ آزدیر

بو mac4  ایله بیتن سؤزجوکلرده چوخدور  ،،،، ساده‌جه بیر سایی‌سی  یئمک ادی دیر  
، چوخونلوق  یئمک دییللر


چوخونون انلامی بیر فاعل کیمی آنلادیب ،  دوغراماچ : دوغراماچی (دوغراگماچ)
بیلدیینیز کیمی اسکی‌دن ،،،، چی‌  و ایچ (چ)  اکی بیردیلر ، بیر‌ تامغادیر  یانی

Doğra + ıgma + çı(ç) (ıç)

بیرده بوگون تورکجه میزده چ  دونوب  ش  اولوب  ،

 آنجاق چوخ چوخ  چتین اولور کی‌ ش‌دونوب چ‌اولسون

قیلینچ ، سوینچ ،  ایچمک ،  اؤچ ، قیچ ،  و..........
👆ارخایینام چوخونوز بله تلفظ ادیرسیز ؛ قیلیش ، سئویش ،  ایشمک ، اوش ، قیش ، و‌......

𐱅𐰇𐰼𐰚 eren, [08.03.20 20:39]
[Forwarded from Türkcə ocağı (𐱅𐰇𐰼𐰚:𐰲𐰼𐰏 eren)]
🛑 Feili bağlama əklərdən(2) ;
پسوندهای وابستگی فعلی :

🟣madan _ mədən
 
💢 پسوندهایی که فعل رو وابسته فعل دیگری میکنند.
Örnək : چند مثال با معنی

♦️geriyə baxmadan gedir
_geriyə baxmamış gedir
بدون اینکه  به عقب‌ نگاه کنه داره میره.
(عقب‌ رو نگاه نکرده داره میره)

♦️aydın sevinmədən danışır.
_aydın svinməmiş danışır.
آیدین‌ بدون اینکه خوشحال‌بشه حرف میزنه

♦️ayda ağlamadan mesaj yazırdı.
_ayda ağlamamış mesaj yazırdı
آیدا بدون گریه پیام مینوشت.
(آیدا بدون اینکه گریه کنه مینوشت.)

♦️gec olamdan düşün
_ gec olmamış düşün
قبل از از اینکه دیر بشه فکرکن
(بدون دیرکرد فکرکن.)


♦️hazırlaşmadan  çölə çıxmaram.
_hazırlaşmamış çölə çıxmaram
قبل از اینکه حاضربشم بیرون نمیرم.
(بدون آمادگی بیرون نمیرم.)

♦️qaçmadan tez çata bilmərəm
_qaçmamış tez çata bilmərəm
بدون اینکه بدوه نمیتونه زود برسم.
(بدون دو نمیتونه زود برسم)
 
__________________________
🔷Sinonimik(eş anlam)feili bağlamala
وابستگی فعلی مترادف_هم‌معنی

🟣mamış _ məmiş

🟡Baxmadan = baxmamış
🟡Sevinmədən =sevinməmiş
🟡Ağlamadan = ağlamamış
🟡Olmadan = olmamış
🟡Hazırlaşmadan= hazırlaşmamış
🟡Qaçmadan = qaçmamış


____________________________

Bizə qoşulun
👇👇👇👇👇
@turkce_dilim

mohammadreza baghban karimi, [08.03.20 20:58]
[Forwarded from mohammadreza baghban karimi]
قوتادغو بیلیک
تورک دونیاسی نین فخری اولان و 1000 ایل بوندان اؤنجه یازیلان سیاسی، علمی و فلسفی اثریمیز قوتادغو بیلیک دیر کی یوسف بالاساغونلو (خاص حاجب) تخلوصو ایله شعر فورماسیندا 461 قمری ایلینده یازمیشدیر. بو کتاب دیوان لغات التورک دن ده بیر ایل قاباق یازیلمیشدیر. بو کتابدا، اؤلکه دولاندیرماق علمینه عایید اولاراق، بیر اسلامی – تورکی اوتوپیا، و یاخود مدینه فاضله نین نئجه یاراندیغی بحث و تحلیل اولونور. بو مدینه ی فاضله ده بوتون انسانلارین وظیفه سی و حقلری بحث اولونور. خاقان دان توتوب آشاغی طبقه لره قدر هامی نین تکلیفی آییرد اولونور. دونیا عالیم لری بو شاه اثری دونیا کلاسیک اثرلرین ایلک صفینده ده یرلندیریرلر. بوگونه قدر بو اثرین اوچ الیازماسی اله گلمیش و دونیا دیللرینه ده ترجمه اولموشدور. بونو دئمه یی اونوتماماق کی بو کتاب سلجوقی لر زمانیندان ایراندا تانینمیش بیر کتاب اولاراق، آلپ ارسلان اؤز وزیری خواجه نظام الملک دن ایسته ییر او دا فارس دیلینده بئله بیر کتاب یازسین. آنجاق آلپ ارسلان اؤلور و اوغلو ملکشاه سلجوقی هله 18 یاشینی دولدورمامیشدان 6 وزیردن ایسته ییر بئله بیر کتاب یازسینلار و هر کیم ان یاخشی اثری یازا بیلرسه صدراعظم اولاجاقدیر. بو فخر، خواجه نظام الملکه چاتیر چون "سیاست نامه" کتابینی یازیر. آما سیاست نامه ده سیاست ایکی معنادا یازیلیر: بیری تنبیه معناسیندا و اؤلکه نین داخیلینده ملتی سیاست ائتمکله، ساکت ائتمک مقصد الده ائدیلیر؛ و ایکینجیسی سیاست، حیله وورماق و خارجی اؤلکه لرله ایلگیده اونلاری آلداتماق معناسیندا ایشله دیر. آما قوتادغو بیلیک ده اسلامی دوشونجه لرله تورک فرهنگی بیان اولور و دوغرودان دوغروسونا بیر اوتوپیا یا آرمانشهر یا همان مدینه ی فاضله دوزلتمک مقصد ساییلیر.
بو کتابی اوخوماقلا، ایراندا آذریها کیمی سارساق ایرانشهری تئوری سی نین ایچی بوش سیاستینه تانیش اولارسینیز. بو کتاب حاققیندا یوزلرجه مقاله و باشقا کتابلار یازیلمیش و تمجید اولموشدور. بو کتاب ایکی جیلدده 1500 صفحه ده هم تورکجه متنی اوخویاجاقسینیز و هم فارسیجا ترجمه سینی. کتاب وزیری قطعینده "تبریز"ده "اختر انتشاراتی" طرفیندن چاپ اولوب یاییلمیشدیر.

⚘🌾, [09.03.20 16:08]
[Forwarded from تورک ادبیات و اینجه صنعتی]
[ Photo ]
آراز کلمه‌سی نه‌دیر؟
یکی از زیباترین اسامی پسربچه‌ها آراز است اما این به چه معناست؟
آراز ترکیبی از  «آرا+آز» میباشد.
آرالیخ خطی است که یک زمین را به دو قسمت تقسیم می‌کند. آز هم نام قبیله بزرگ ترک است.
خلاصه اینکه آراز یعنی
خط واسط قبیله آز

نظر شما چیست؟

mohammadreza baghban karimi, [09.03.20 16:12]
[Forwarded from mohammadreza baghban karimi]
قصه یوسف
آذربایجان دیلی و ادبیاتی تکجه بوگونکو آذربایجان توپراقلارینا حصر اولمور. تاریخده آذربایجان توپراقلاری بؤلوک – بؤلوک اولموش و تاسوفله هر بیر بؤلگه اوچون باشقا آدلار قویولموشدور و بو سیاست هله ده داوام ائدیر. آنجاق بونو دئمک ایسته ییرم کی آذربایجان تورک ادبیاتی نین باشلانغیجی هم تاریخین درینلیکلریندن گلیر و هم گئنیش توپراقلاردا یارانمیشدیر. خراسان تورکلری نین دیلی و ادبیاتی، عالیملر طرفیندن آذربایجان ادبیاتیندان ساییلیر. خراساندان باش آلیب آذربایجانا گلن شاعیرلریمیزین ساییسی آز اولمامیشدیر او جمله دن: خواجه علی خوارزمی، شیخ عزّالدّین حسن اوغلو، بابا الیاس، بابا اسحاق، خواجه دُهّانی و یوزلرجه عالیم و شاعیرلریمیز خراسان تورکلری اولموشلار و ادبیاتیمیزدا ایزلری همیشه قالارقی اولموشدور. دوغروسو بودور کی 7جی یوزایلده خراساندان آخیب آذربایجانا گلن شاعیرلر، آذربایجاندان باش قالدیران شاعیرلرله ال بیر اولوب، موغوللارین آخینی نا گؤره آنادولونو امن گؤروب و بیرگه اورایا گئتمیشلر. بو زمان آذربایجاندان باش قالدیران شاعیرلردن ده بونلاری سایماق اولار:
تبریزدن: خواجه احمد فقیه تبریزی، اورمیه دن: اخی بهاءالدین چلبی (اخی تورک لقبی ایله مشهوردور)، خوی دان: اخی ائوره ن، آبدال موسی، گئییکلی بابا؛ زنگاندان: اخی جعفر خطیر زنگانی، قزوین دن: جلال الدین افتخاری  و آذربایجانین هر شهریندن نئچه – نئچه شاعیرلری آد چکمک اولار، آما بونو باشقا بیر یئرده یازماق لازیمدیر. هر حالدا آذربایجانین تورک ادبیاتی 7جی یوزایلده چوخ زنگین و گئنیش دیر.
بو آرادا خواجه علی خوارزمی بؤیوک بیر عالیم و شاعیر اولاراق، "قصه ی یوسف" اثرینی یازماقلا آذربایجان ادبیاتیندا بیر دؤنوش نقطه سی یاراتمیشدیر. خواجه علی خوارزمی 6 و 7جی یوزایللرین شاعیری دیر و بو اثرینی 609 – 612 ایللری آراسیندا بیتیرمیشدیر. بو اثر 2500 بیتده یازیلاراق، داها بیر اؤنملی ایش ده گؤرموشدور. او دا تورک شعری فورماسیندان استفاده ائتدیگی دیر. خواجه علی مثنوی یا غزل یازمامیش، بلکه داستانی دؤردلوکلر فورماسیندا یازمیشدیر. اونون یارارلاندیغی وزن ده هیجایی اولموشدور.
هر حالدا بوگون اونون اثری چاپ اولوب و اللرده دیر. بو کتابین تصحیح و تدوینینی، نئچه الیازما اساسیندا "محمدعلی نقدی" جنابلاری ایشله میشلر و زنگاندا "قلم مهر انتشاراتی" طرفیندن، وزیری قطعینده، 224 صفحه ده، 32 مین تومن قیمتی ایله یایمیشدیر. منجه آذربایجان ادبیات تاریخی نین گؤرکملی و اساس اثرلریندن بیری ائله بو قصه یوسف اثری دیر کی خواجه علی خوارزمی یاراتمیشدیر. اونون اوخوماغینی اونوتمایین.

⚘🌾, [09.03.20 16:13]
[Forwarded from sumer-türk bağı سومر-تورک باغی @sumerturkbagi]
لغت "نان" سومری است و تورکیک می باشد و بصورت "نیندا"= "نان، غذا" آورده میشود....
 تقریبا تمام لغات کشاورزی و چوپانی که در فارسی بکار میرود ریشه ایی سومری و تورکیک دارند و چون زبان پهلوی زبانی بسیار التقاطی با آرامی و زبانهای دیگر است این لغات از طریق آرامی و زبانهای بین النحرین یعنی وارثین سومریان به زبان پهلوی وارد میشود...
در واقع زبان پهلوی زبانی کتابی و مصنوعی منتسب به دوران ساسانی است ... همین نوع زبان دری یا فارسی نیز در دوران غزنویان در هند برای امپراطوری غزنوی و خوارزمشاهی ساخته میشود و فردوسی هم خود را جزو سازندگان و زنده کنندگان این زبان میداند...
این پروسه زبان سازی بر مبنای زبان هندی در دوره بابریان و تیموریان حاکم بر هندوستان ادامه پبدا کرده و زبان مصنوعی اردو از التقاط زبانهای دیگر بوسیله امپراطوران مغول بعنوان زبان امپراطوری ساخته میشود...
پس لغات وارد شده در زبان مصنوعی التقاطی درباری امپراطوری غزنوی-سلجوقی یعنی دری (ملتی به اسم دری وجود ندارد) که از التقاط زبان هندی با زبان مصنوعی و التقاطی پهلوی (ملتی به اسم پهلوی وجود ندارد) خود نیز زبان دربار ساسانی و دین درباری یعنی زرتشتی بوده خود التقاطی از زبانهای هندی، آرامی و زبانهای بومی التصاقی ایران بوجود نی آید و این ریشه مهاجر بودن ساسانیان از گجرات هند و مهاجر بودن زرتشتی بعنوان دین غیر بومی ایران و شاخه ایی از دین هندو نی باشد که این مهاجرت از هند به ایران از دوره پارسیان یا هخامنشیان بوده است که پارتیان در مقابل آن قدعلم کردند و ...
لغتنامه سومری پنسیلوانیا  در مورد "نان" یا "نیندا" مینویسد:
ninda
ninda [BREAD] wr. ninda; inda "bread; food" Akk. akalu

Deleted Account, [09.03.20 18:48]
زبانشناس نامی، Man Muller، انگشت به دهان از عظمت فوق بشری زبان تركی، چنين سخن می‌راند: «زمانيكه ما زبان تركی را با دقت و موشكافانه می‌آموزيم با معجزه‌ای روبرو میشويم كه خرد انسانی در عرصه زبان آنرا آفريده است». Herman Vanbery از نظر زيبائی و كمال، جايگاه آنرا بالاتر از زبان عربی می‌داند. «نيكيتا هايدن» زبانشناس نامی آلمانی و عضو مؤسسه اروپائی يوروتوم، با شك و شبهه نسبت به خلق زبان تركی توسط فرمولهای پيچيده توسط انديشمندان مي گويد: «انسان در آنزمان قادر به خلق چنين زبانی نبوده، يا موجودات فضائی اين زبان را خلق كرده اند و يا خداوند به پيامبران خود، اين عالی‌ترين كلام ارتباطی را هديه كرده است».

𐱅𐰇𐰼𐰚 eren, [09.03.20 18:54]
[In reply to T T]
بو‌ اوخوتدورماق بوردا  اصطلاح‌دیر  

اوخوماق : دعوت کردن
اوخوتدورماق : وادار به دعوت کردن ، فراخواندن

مریضچیلیگی بیرینه اوخوتدو ؛ مریضی اجبارن  به یکی دعوت کرد ،‌ بسویش فرا خواند

𐱅𐰇𐰼𐰚 eren, [09.03.20 18:56]
Bulaşmaq : آلوده ، الایش ، آغشته کردن
Bulaşıcı ; آلوده کننده ، وارگیردار دا اولور

Yoluxmaq"da  yol"dan yaranmış

Yol + ux + maq   :  ، راهی‌شدن ،(سرایت ، ابتلا کردن)

Yoluxucu  دارسرایت‌کننده ،وارگیردار :

𐱅𐰇𐰼𐰚 eren, [09.03.20 19:17]
[In reply to Saeed Ghojavand]
داریشماق کی دار دان گلیب,  چوخ دا گنیش‌آنلاملی‌دی

داریشماق : توپلاماق ، ییغیشماق ، بیرلشمک و......
گئنیش‌انلامدا : ساواشماق دا اولوب
هئچ ایلگیلنمیر سرایتی

 

اله یولوخماق؛:  راهیابی ، نفوذ    اولور و  انلاملاری سرایت اوچون چوخ یاخین و اویغوندور

Saeed Ghojavand, [09.03.20 19:20]
[In reply to 𐱅𐰇𐰼𐰚 eren]
داریشماق ، "ساریشماق"ین چئوریلمیشی دیر ؛ کؤکو "سارماق" دان دیر.

سارماق sarmaq = به دور چیزی پیچیدن

⚘🌾, [09.03.20 19:51]
[Forwarded from واژگان شگفت انگیز تورکی]
درنوشته های اویغور, اوغوز, به عنوان گاو نر آبی نشان داده شده است. در تفکر کیهان شناسی ترکی, رنگ آبی, رنگ سمبلی آسمانی و مقدس برای نشان دادن مردان است و از طرفی شاخ گاو به عنوان طمغای اوغوز خاقان شناخته می شود. ترک شناس فرانسوی L.bazin معتقد است که در ترکان باستان دو سنت به شکل آتا قورد و آتا بوغا وجود داشته است.
@vaje_torki
کسی که اسم اوغوز را نهاده هم یک بوغا(گاو) است.
اوغوز همیشه به حفاظت و عنایت قورد متوسل شده است.
در داستان اوغوز خاقان خدایی که اوغوز را می زاید ماه است.
این مسئله باعث پدید آمدن فرضیه ای میشود که اوغوز خاقان به شکل یک فرد کیهانی تصور میشود.
@vaje_torki
از قدیم الایام نشان تقدس و قدرت الهی تاجی با شاخ های گاو است. @vaje_torki
در مینیاتور های دوران بعد اسلام اوغوز خاقان و فرزندانش با شاخ گاو تصویر میشوند. @vaje_torki
طبق گفته Pr.Campbell گاو با نام "گاو مقدس ماه" هم دانسته میشود. @vaje_torki
شباهت شکل دو شاخ و هلال ماه جالب توجه است چنانچه هلال ماه نشان دهنده زایش دوباره است. @vaje_torki

Aysu, [09.03.20 20:25]
[In reply to Abbas nemati]
ی نگاهی فقط ب اثار علیشیر نوایی بنداز ببین تاثیر گذاشته یا نذاشته

ابوالغازی بهادر توی شجره ی ترکیش میگه این کتاب رو به ترکی نوشتم یک کلمه فارسی قاتی نکردم
توی همون کتاب کلمات فارسی استفاده شده بالای ۴۰ درصد هست
توی رساله ی درویشان که منصوب به احمد یسوی هست ولی در اصل توسط شخصی گمنان نوشته شده توی یک صفحه بالای ۶۰ درصد کلمات فارسی هست

اسم این رساله ها رو فقط دقت کن
مثلا به چغتایی نوشته شده

موزه گرلیگ رساله سی

اهنگرلیگ لرساله سی
یافنده لیگ رساله سی ( یافنده همون بافنده فارسی )

نوروز عالمنینگ بیانی
رساله ای ۶صفحه ای درمورد عید نوروز
اسم رساله ها تمام فارسی
داخل رساله ها هم مملو از کلمات فارسی
نان هم ترکی نیست

هر کلمه ای رو به ترکی نچسبونیم ک دنیا بهمون خواهد خندید

Deleted Account, [09.03.20 20:50]
[Forwarded from Türkcə Məktəbi]
«لاتین‌نویسی ترکی و تاریخ آن»


پس از آنکه ترکها دین اسلام را پذیرفتند، برای اینکه فرهنگ اسلامی را نیز مقدس می‌شماردند نوشته‌های خود را نیز به الفبای عربی برگرداندند اما بعدها معلوم شد که الفبای عربی برای ساختار آوایی زبان ترکی مناسب نیست. الفبای عربی با مصوت‌های کم و صامت‌های زیاد در کتابت ترکی مشکلات عدیده‌ای می‌آفرید. به همین علت نیز ترک‌زبانان به سختی به الفبای عربی مسلط می‌شدند؛ در نتیجه حدود ۸۰% اهالی آناتولی بی‌سواد بودند.

برای از میان برداشتن این مشکل در دوران سلطنت سلطان عبدالعزيز، منصف پاشا اصلاحات بکار برده در نوشتن را به شکل یک لایحه به آکادمی علوم عثمانی( جمعیت علمیّه عثمانی) ارائه داد؛ اما اصلاحات از جانب آنها مردود اعلام شد.

کمی بعد نویسنده و متفکر آذربایجانی میرزا فتحعلی آخوند‌ُو به استانبول سفر کرد و لایحهٔ دیگری به دولت عثمانی ارائه داد اما عنوان آن را اینگونه نوشت:  «مسبب به فراموشی سپرده شدن آثار قدیمی اسلامی» و این لایحه از جانب همین جمعیت پذیرفته شد.

@Turkce_Mektebi

سال ۱۹۲۳ پس از اعلان جمهوریت ترکیه مسئله نامناسب بودن الفبای عربی برای نوشتن ترکی در مجلس کبیر ترکیه مطرح شد اما بخاطر مقاومت گروه‌های مخالف رسمی شدن الفبای لاتین تا ۵سال دیگر یعنی تا سال ۱۹۲۸ بطول انجامید. در این دور برخی تشکیلات همانند برخی روشنفکران مشهور، دانشگاه استانبول و وزارت آموزش ترکیه مخالف الفبای لاتین بودند.

در نهایت روز ۹ آگوست ۱۹۲۸ کمال پاشا آتاتورک که در پارک گلخانه مهمان یک رویداد بود، گچ در دست خود گرفت و جلوی تخته رفته با حروف لاتین نوشت:

”همراهان!

زبان آهنگین، زیبا و غنی ما با الفبای جدید ترک خود را نشان خواهد داد!
الفبای جدید را به سرعت یاد بگیرید!
الفبای جدید را به هر هموطن، زن، مرد، روستایی، چوپان، حمال، قایق‌چی یاد بدهید!

از یاد نبرید که این عیب است که ۱۰-۲۰% از یک ملت باسواد و ۸۰% آن بی‌سواد باشد!”
حدود ۱۰ سال پس از این اصلاحات ایجاد شده توسط آتاتورک چنان بی‌سوادی ریشه‌کن شد که دولتمردان و حتی مخالفان الفبای لاتین نیز متعجب شدند، این ریشه‌کنی بی‌سوادی تعجب همه به جز آتاتورک را برانگیخت!

@Turkce_Mektebi

مدت‌ها بعد از آن نیز آذربایجان به استقلال رسید. تصادفاً رئیس‌جمهور آذربایجان نیز در همان روز یعنی ۹ آگوست ۲۰۰۱ خطاب به هموطنان خود گفت:

” نامناسب بودن الفبای کریل برای ساختار آوایی زبانمان روشنفکران آذربایجان را بر آن داشت تا برای مناسب ساختن این الفبا کار کنند... بعد از بدست آوردن استقلال و ایجاد شرایط تاریخی چشم‌انداز جدیدی برای ملحق شدن به سیستم کتابت عمومی دنیا یعنی لاتین ایجاد شد و کتابت زبان آذربایجانی با الفبای لاتین را ضروری ساخت. “

عبور از الفبای کریل به لاتین علاوه بر اینکه آذربایجان را به غرب نزدیک کرد، سبب نزدیکی فکر و محکم شدن قرارها میان باکو و آنکارا شد.

خلاص شدن از الفبای عربی در ترکیه و از الفبای کریل در آذربایجان فصلی دیگر از پیروزی‌های ترکها در ماه‌های آگوست آفرید، لکن در دوران قبل پیروزی با کمک شمشیر، گرز و توپ، فتح سرزمین‌ها و شکست دشمنان و در عصر معاصر با تکمیل شيوهٔ نوشتار و حفاظت از زبان ترکی بود.

@Turkce_Mektebi

𐱅𐰇𐰼𐰚 eren, [09.03.20 20:56]
[Forwarded from Türkcə ocağı (𐱅𐰇𐰼𐰚:𐰲𐰼𐰏 eren)]
🛑 Feili bağlama əklərdən(3) ;
پسوندهای وابستگی فعلی :

🟣ib _ ıb _ üb _ ub
 
💢 این پسوند بغیر از گذشته نقلی  پسونده وابستگی فعلی هم می‌باشد ، از پسوندهایی که فعل رو وابسته فعل دیگری میکنند‌.
Örnək :
چند مثال با معنی ریز نقش هایی که این پسوند دارد.

🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻

1⃣  İş və hərəkətin əsas feilidən əvvəl icra olunduğunu bildirir: nə zaman,  haçan sualın cavabını bildirir :
کار و فعلی که قبل از فعل اصلی انجام می‌شود  را بیان میکند . (جوابی برای سوالات چه زمان ؟ کِی ؟)

♦️aydın evdən çıxıb , məktəbə  getdi

♦️sadıq bu gün dərsini oxuyub,  
Gəzmək üçün parka gedəcək.

♦️çanasını  taxçadan götürüb ,  
İşinə sarı getdi .

🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸

2⃣ Cümlədə əsas feildəki hərəkətin icra tərzini bildirir və necə? nə cür? suallarına cavab verir:
چگونگی و حالته انجام فعل اصلی رو بیان میکند ؛ جوابی برای چگونه و چطور(دوفعل در یک زمان) :

♦️At ayaqlarını yerə döyüb kişnəyirdi.
♦️ayda mesajı ağlayıb yazırdı.
♦️əli  qaçıb gəldi.
♦️ bizə sarı gülüb gəldi.
♦️at təpəyə sarı  çapıb getdi.

🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸

3⃣Cümlədə əsas feildəki hərəkətin səbəbini bildirir və niyə? nə üçün? suallarına cavab verir:
_درجمله دلیل و سبب فعل اصلی رو میرسونه و جوابی برای چرا ، برای‌چه میباشد؛

♦️Ordu qorxub geri çəkildi.
♦️yerə dəyib qıçı çatladı.
♦️o qədər ağlayıb gözləri şişdi.
♦️qorxub qaçdı.

🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷

💎نکته ؛ درنوع  دوم  با پسوند araq_ərək  هم معنی و‌مترادف می‌باشد. هر زمان پسوندib4 میتواند جایگزین araq2 باشد ، اما بالعکسه این قضیه همیشه ممکن نیست.
____________________________

Bizə qoşulun
👇👇👇👇👇
@turkce_dilim

Deleted Account, [09.03.20 21:37]
[Forwarded from sumer-türk bağı سومر-تورک باغی @sumerturkbagi]
"گندم" لغتی سومری است و در سومری بدان "گوندا" گفته میشود  از سومری به آککدی و از آنجا به آرامی و از آرامی وارد زبان التقاطی دربار ساسانی یعنی پهلوی و از آنجا وارد زبان التقاطی دیگری  یعنی زبان دربار غزنوی زبان هندی-پهلوی"دری" میشود ...
تمام لغات کشاورزی زبان التقاطی دری  از سومری گرفته شده و از طریق آرامی در این زبان موجود است:
و حال لغت دری "گندم" و اصل سومری آن یعنی "گویندا، قویندا" که دارای ۵۰۰۰ سال قدمت ثبت شده است.
لغت نامه سومری دانشگاه پنسیلوانیا می نویسد:

gunida [GRAIN] wr. gu2-nida; ziz2gu2-nida; ziz2nida "hulled grain" Akk. ?

*جالب اینجاست که "گندم، گویندا" در سومری به گندمی پوست کنده و آماده آسیاب شدن گفته میشود

Deleted Account, [09.03.20 21:38]
[Forwarded from sumer-türk bağı سومر-تورک باغی @sumerturkbagi]
لغت "نان" سومری است و تورکیک می باشد و بصورت "نیندا"= "نان، غذا" آورده میشود....
 تقریبا تمام لغات کشاورزی و چوپانی که در فارسی بکار میرود ریشه ایی سومری و تورکیک دارند و چون زبان پهلوی زبانی بسیار التقاطی با آرامی و زبانهای دیگر است این لغات از طریق آرامی و زبانهای بین النحرین یعنی وارثین سومریان به زبان پهلوی وارد میشود...
در واقع زبان پهلوی زبانی کتابی و مصنوعی منتسب به دوران ساسانی است ... همین نوع زبان دری یا فارسی نیز در دوران غزنویان در هند برای امپراطوری غزنوی و خوارزمشاهی ساخته میشود و فردوسی هم خود را جزو سازندگان و زنده کنندگان این زبان میداند...
این پروسه زبان سازی بر مبنای زبان هندی در دوره بابریان و تیموریان حاکم بر هندوستان ادامه پبدا کرده و زبان مصنوعی اردو از التقاط زبانهای دیگر بوسیله امپراطوران مغول بعنوان زبان امپراطوری ساخته میشود...
پس لغات وارد شده در زبان مصنوعی التقاطی درباری امپراطوری غزنوی-سلجوقی یعنی دری (ملتی به اسم دری وجود ندارد) که از التقاط زبان هندی با زبان مصنوعی و التقاطی پهلوی (ملتی به اسم پهلوی وجود ندارد) خود نیز زبان دربار ساسانی و دین درباری یعنی زرتشتی بوده خود التقاطی از زبانهای هندی، آرامی و زبانهای بومی التصاقی ایران بوجود نی آید و این ریشه مهاجر بودن ساسانیان از گجرات هند و مهاجر بودن زرتشتی بعنوان دین غیر بومی ایران و شاخه ایی از دین هندو نی باشد که این مهاجرت از هند به ایران از دوره پارسیان یا هخامنشیان بوده است که پارتیان در مقابل آن قدعلم کردند و ...
لغتنامه سومری پنسیلوانیا  در مورد "نان" یا "نیندا" مینویسد:
ninda
ninda [BREAD] wr. ninda; inda "bread; food" Akk. akalu

𐱅𐰇𐰼𐰚 eren, [09.03.20 23:42]
[Forwarded from moharamkhani]
[ Video ]
🌷سو چرشنبه سی
🌷ارسال با تاخیر بخاطر حذف قسمتهای زیادی از تصاویر گرفته شده و تهیه کلیپ ناقص😔 بابت کیفیت پایین کلیپ پیشاپیش عذرخواهی میکنم

🌹اولین چهارشنبه ماه پایانی سال صبح چنین روزی قبل از اینکه آفتاب بالا بیاید مادر دُم دام های خانه را میچیند به چشمه برده داخل آب روان میریزد و دعای سلامتی برای حیوانات میکند بعد کاسه ای آب پر کرده و همچنین یک عدد سنگ با خود به خانه میاورد سنگ را زیر مشک کره زنی می گذارد تا کره آن زیاد شود از آبی که آورده مقداری به گوشه های حیاط میریزد و اعتقاد دارد روشنی بخش خانه است بعد مقداری به فرزندان می نوشاند و مقداری هم در آخور دام ها میریزد و با آن آب استحمام میکنند و اعتقاد دارند یک مویی در بدن وجود دارد که فقط با آب چهارشنبه سوری از تن پاک میشود همچنین در این روز دختران مجرد به سر چشمه رفته با خود آینه و شانه میبرند موهای خود را شانه میزدند و از آب پریده میخواندند

🌷آتیل پاتیل چرشنبه آینه کیمین بختیم آچیل چرشنبه
@ngoayral

تورکجه سؤزجوک‌لر( سؤزلوک)=15 تا 10 مارس 2020

⚘🌾, [10.03.20 00:46]
[Forwarded from تاریخ و فرهنگ ترکان]
در زبان مادری ما برخی کلمات مرکب و اصطلاحاتی وجود دارد که از ترکیب اسمِ یک عضو بدن با یک قید یا صفت به وجود آمده و در بیشتر موارد معنا و مفهومی متفاوت از معنای اجزای تشکیل دهنده اش دارد.
این مطلب با مثالهایی اولین بار در صفحه ماتی مئیخاناسی
دیدم و خواندم و بر مبنای همان، مثالهای دیگری را که در زبان محاوره ای استفاده میکنیم و به گوش خیلیهای ما آشناست جمع آوری کردم   .
۱) اَلی دُولی ( دست پُر)
۲) اَلی اوزون ( متجاوز)
۳) اَلی دالی ( فقیر)
۴) اَلی اَیری( دزد)
۵) اَلی یونگول ( بابرکت)
۶) اَلی آغیر ( بی خیر و برکت)
۷) اَلی بوش ( بیکار)
۸) اَلی سولی(ماهر - کاربلد)
۹) اَلی آچیق ( دست و دل باز)
۱۰) آل ایاقسیز ( دست و پا چلفتی)
۱۱) دیرناقسیز( بی انصاف- خسیس)
۱۲) قلبی قره ( متعصب شدید)
۱۳) قارنی زیغلی ( حسود)
۱۴) قیچی اوزون (کسی که یک جا بند نمیشود)
۱۵) دیلی اوزون ( زبان دراز)
۱۶) قورساق سیز ( کم صبر و تحمل)
۱۷)جیرت قوز ( کسی که زود از کوره در میرود)
۱۸)گُونی قالین( نفهم- یک دنده- لجباز)
۱۹) اوزی قره ( روسیاه)
۲۰) گُزی قره ( عزیزِ دل)
۲۱)شور گُز ( هیز)
۲۲) اَتی آجی (آدم نچسب - گوشت تلخ)
۲۳)آل یاناق ( خونگرم)
۲۴)بویوک باش ( کلّه گنده)
۲۵) باشی سویوق( بی قید ، بی تفاوت ،بی دقت)
۲۶) باشی اَشاغی( محجوب- سر به زیر)
۲۷) بوینو بوکوک( بیکس ،یتیم)
۲۸)بورنی هاوالی ( پرفیس و افاده)
۲۹) گودنسیز ( ندید بدید ،نامعقول)
۳۰)آلنی آچیق ( روسفید - کار درست)
۳۱) باشی داشلی( بدبخت - بیچاره)
۳۲) باشی آلچاق( بی آبرو- گناهکار)
۳۳) باشی اوجا ( سربلند)
۳۴) گُزی دار ( بدخواه - پخیل)
۳۵)گُزی توخ ( چشم پر- بی نیاز)
۳۶)قولاغی توکلو ( متحجر- خرافاتی)
۳۷) آغزی بوتون ( رازدار)
۳۸) آغزی آچیق ( متعجب)
۳۹) آغزی پوزوق ( فحاش)
۴۰) اَنگی بوش ( پر حرف)
۴۱) بوینی یوغون (ظالم، گردن کلفت)
۴۲)کال بئیین ( نفهم)
۴۳) قوش بئیین( کم عقل)
۴۴)گُزی آج ( طمعکار)
۴۵)اورگی صاف ( ساده دل)
۴۶)دیلی آجی( کسی که زبانش تلخ است)
۴۷) قارنی ییرتیق ( سخن چین)
۴۸) آغزی چیریق ( سخن چین)
۴۹) اوزی قیرمیزی ( پررو - بی حیا)
۵۰) دیلی پوتموش(کسیکه زبانش اختلاف میندازد)

@turkvadisi

A K, [10.03.20 01:50]
[Forwarded from کولگه دیوار پنجره لر]
دونیامیزین چوخلو هونرمندلرینه، اؤزل لیکله(مخصوصن) ایسلام و تورک هونرمندلری ایچین بیر هونری اثر قایناغی(منبعی) اولموشدور تورکون تشیُّع اینانجی نین ایلکین(اوّلیمجی) ایمامی تانینان حضرت مولا علی نین آدی.  
تورک لر اینانچلاری نی، اؤزلرییله گئتدیک لری هر بیر اؤلکه یه آپاریب او اؤلکه لرده یاییب اونون کؤکونون اوستونده فرهنگ لر، هونرلر، تمدن لار و اؤزل لیکله تیکینتی(معماری) اثرلری یاراتمیش لار.
اؤیله بیر اثرلر کی نه او اؤلکه لرین اؤز یئره ل(بومی) آدام لاری تورک لر اؤلکه لرینه گئتمه میشدن یارادا بیلمیش لر نه ده تورک لرین او اؤلکه لردن چیخیب گئتدیک لریندن سونرا یاپا بیلمیش لر. تورکون هند مملکتینده کی تئیمورلو-گورکانلی ایمپراطورلوغونون سالدیردیغی "تاج محل"دن توت گل اصفهان داکی، تبریزده کی، اردبیل ده کی، معماری اثرلر، استانبولداکی ایاسوفیاسینا و تورکون قان قارداش لاریندان اولان موغول لارین زنگاندا سالدیقلاری سلطانیه گونبدینه کیمی.
تاریخچی بیر کیمسه اولمادیغیما گؤره، تاریخی دارتیشیما(بحثه) گیریشیپ ده کؤهنه خرمن سووورماق ایسته میرم.
آنجاق 580 هیجری (1180 میلادی) ایل لری نین اوّل لرینده تورکون "مرند" شهرینده آنادان اولوپ، بویا-باشا واریب، بیر عیرفان و تصوّف مُرشدی مرتبه سینه چاتان سید عثمان مرندی(قلندر لعل شهباز) عؤمرونون یاری سینا یاخینی نی مرنددن داشینیب هند مملکتینده گئچیردیر. تورک عاریف شاعیری مولانا جلال الدین مولوی نین چاغداشی(معاصری) اولان، 90 یاش یاشییان "لعل قلندر" هندده بیر قطب العارفین اولور و چوخلو عالیم لر و عاریف لر دوزولورلر دالییجا. دئییرلر 6-7 یمجی هیجری ایل لرینده یاشییان آدلیم شاعیر امیر خسرو دهلَوی حضرت مولا علی ایچین یازدیغی "مست قلندر" شعرینده "لعل قلندر"ی بیر علی  عاشیقی نمونه سی اولاراق علی نین عشقیندن مست اولموش کیمی تانیتدیریر.
"قَوّالی" هند-پاکیستاندا تیمورلو تورک شاه لاری نین هونرمندلر و ادیب لری اؤز کؤلگه سی نین آلتینا ییغیب اونلاردان حمایت لری نتیجه سینده هیجری 7یمجی یوز ایل لرینده  یارانان بیر عیرفانی موسیقی مکتبی دیر. بو مکتبین پارلاق ماهنی لاریندان بیری ده "مست قلندر" ماهنی سی دی. امیر خسرو دهلَوی نین شعری نی باشدان یارادان "بابا بوله شاه" آدیندا شاعیرین "مست قلندر" شعرینه "آشیق حسین" آدلی بیر موسیقی اوستادی آهنگ قویوپدو.
قوّالی مکتبی نین و "مست قلندر" ماهنی سی نین لاپ آدلیم اوخویان لاریندان بیری، پیکاسو جایزه سی نین قازانان لاریندان اولان پاکیستانلی اوستاد نصرت فتح علی خان(1948-1997) دیر.
سونرالار چاغیمیزدا دونیامیزین و اؤزل لیکله تورک، ایسلام و عیرفان موسیقی سی دونیاسی نین لاپ چوخ دینله ییجی لی(مخاطب لی) موسیقی چی لریندن اولان تبریز آتالی، تهران دوغوملو "سیامک رادمنش(سامی یوسوف)" بو ماهنی نی باشدان یاراتمیش دیر.
"سامی یوسوف" تبریزلی اوستاد "بابک رادمنش"ین اوغلودور. آنادان اولاندان سازلار، سس لر و نوت لار آراسیندا بویا-باشا چاتیب و آلله وئرگی سی اولان هونری استعدادی ایله اؤزونه موسیقی ده اؤزل(مخصوص) یئر قازانمیشدیر.  او آیری میلّت لرین هونرلرینی و موسیقی لرینی او میلّتین اؤز هونرمندلریندن داها یاخشی راق ایجرا ائده بیلن چوخلو تورک هونرمندلری کیمی دونیانین مختلف اؤلکه لرینده اجرا ائله دیگی کنسرت لرده او اؤلکه نین اؤز یئره ل(محلی) آهنگ لریندن ده اجرا ائله میشدیر کی "مست قلندر" ده اونلاردان بیری دیر.
بو ماهنی نین شعری "هیندی-اوردو" دیلینده دیر. اوردو دیلی نین یالنیز(فقط) آدی تورکودور(!) و تورک دیلیندن قاریشیغی آزدیر. منیم اوردوجا یوخومدور تاسفله. آنجاق بو ماهنی نین شعرینی آیری دیل لرده کی ترجمه لرین اوستوندن اؤیرَنیب اؤز سلیقه م ایله تورکو ترجمه سینی، هیندی تلفّظی و اینگیلیسی ترجومه سی نین یانییجا تقدیم ائلیرم قوللوغوزا.
نئچه آی لار بوندان (1398 گونش ایلی نین بالیق لار آیی) قاباق بو اثری ایندی سوندوغوم(تقدیم ائله دیگیم) کیمی سونماغیم گلیردی سیزلره، آنجاق حضرت مولا علی نین دوغومو موناسبتینه یئرلی گؤردوم اونون بو گون لرده تقدیم ائدیلمه سینی.
یازدیغیم متنی ده آرینیقلی(خالص) تورکو یازمادیم.  مخاطب لرین بیر باشی اوخوماسیندا کورلوق چکمه سین لر دئدیم.

سئوگی لریمله
علی کریمی
1398.12.17

 


#تورک_عیرفانی
#مرندلی_قلندر_لعل_شهباز
#هیند_موسیقیسی
#امیرخسروو_دهلوی
#سامی_یوسوف
#نصرت_فتح_علیخان
#قوالی_موسیقی_مکتبی
#هیند_اوردو_شعری
#تورکو_شعر_چئویریسی

 

#türk_irfanı
#merendli_qelender_leli_şehbaz
#hind_musiqisi
#emirxısrov_dehlevi
#sami_yusuf
#nüsret_fetih_alixan
#qevvali_musiqi_mektebi
#hind_ordu_şeiri
#türk_şeir_çevirisi

 


@akarimli        
#علی_کریمی

A K, [10.03.20 01:50]
[Forwarded from کولگه دیوار پنجره لر]
[ Video ]
مست قلندر
Dam mast Qalandar mast mast
The drunk Qalandar, in his drunken state

دَمده(هر آن) مست اولان قلندر، اؤز سرخوشلوق حالیندا
Iko vird hai dam dam Ali Ali
(Has) Only one chant – Ali, in every breath

بیر ذکری واردیر دیلینده فقط: هرنفَسده علی علی

Sakhi Lal Qalandar mast mast
The generous red-robed Qalandar, in his drunken state (a reference to the 12thcentury sufi saint Lal Shahbaz Qalandar)

سخاوتلی قیرمیزی دونلو(ایشاره دیر 12 یمجی میلادی یوز ایلینده یاشییان مرندلی لعل شهباز قلندره کی معمولا قیرمیزی پالتار گئیه رمیش) اؤز مست لیک حالیندا
Jhoole Lal Qalandar mast mast
(Another reference to Lal Shahbaz Qalandar)

لعل قلندر سرخوشلوق حالیندا دییَر:

Akhi ja malanga tu Ali Ali Ali akhi ja malanga
Oh my brother, keep saying Ali, Ali, Ali; keep on saying

آی قارداشیم! دایانمادان سسله گینَن علی علی
گینه سسله گینَن

Akhi ja malanga sach ape mun len ge
Oh my brother, Go on saying, they will (themselves) accept the truth


آی قارداشیم! سن دایانمادان دئگینَن.
اونلار اؤزلری حقیقته ایناناجاقلار

A K, [10.03.20 01:50]
[Forwarded from کولگه دیوار پنجره لر]
Aj ne te kal saray Ali Ali can ge
If not today then tomorrow everyone will repeat Ali, Ali

بو گون اولماسا دا، صاباح هر بیر کس علی علی نی تیکرار ائلییه جکدی
 
Rab ne kinne shaan banaye
God has blessed countless (people)

تانری نین اینسان لارا وئردیگی نعمت لری سایی سیز دیر(توکنمزدیر)

Be karma Te karm kamaye
He has even blessed the wretched

او یازیق لاری بئله(حتّی) قوتسادی(برکت وئردی)
Jeda vi Tere dar Te Aaye
Whoever comes to your doorstep


قاپیزا گلَن
O na kaddivi khaali jaye
Never returns empty-handed
اصلا الی بوش قاییتماز

Shana uchiyaan teria Peera
Oh teacher (referring to Ali) with lofty grace


ای معلّم(اشاره دی حضرت علی یه) ای بؤیوک مرحمت صاحیبی
Hovan door haneriyaan Peera
May the darkness (within me) be purged, Oh teacher

ایچیمده کی قارانلیق سیلینسین اومودوم وار، آی اؤیره تمَن(معلم)
Aasan he ba teriya Peera
I have pinned my (very many) hopes in you, Oh teacher


سیتقیمی(اومودلاریمی) سنه باغلامیشام، ای معلّم‍
Soon arzaa aj meeriya Peera
Grant my requests today, Oh teacher
بو گون ایستَک لریمی(حاجت لریمی) وئر، ائی اؤیره تمَنیم

 

 

 

#تورک_عیرفانی
#مرندلی_قلندر_لعل_شهباز
#هیند_موسیقیسی
#امیرخسروو_دهلوی
#سامی_یوسوف
#نصرت_فتح_علیخان
#قوالی_موسیقی_مکتبی
#هیند_اوردو_شعری
#تورکو_شعر_چئویریسی

 

#türk_irfanı
#merendli_qelender_leli_şehbaz
#hind_musiqisi
#emirxısrov_dehlevi
#sami_yusuf
#nüsret_fetih_alixan
#qevvali_musiqi_mektebi
#hind_ordu_şeiri
#türk_şeir_çevirisi


@akarimli        
#علی_کریمی

پرویز شاهمرسی, [10.03.20 08:25]
[In reply to Aysu]
سیز بویوران دوزدور. آنجاق بو همان «ج» سسی دیر یوموشانیب «ش» اولوب. اؤرنک اوچون «باجارماق» سؤزو اولور «باشارماق». آنجاق کؤکده «ج» دیر. «دؤگمج» (دؤگمکدن) یا «بولاماج» (بولاماقدان) یا «اووماج» (اووماق یا اوغماقدان) سؤزلریده بئله دیلر آنجاق بوردا «ماج» اکدیر. سیز بویوردوغوز «آش» سؤزو بوردا یوخدو.

اسدالله مردانی, [10.03.20 09:52]
[In reply to Saeed Ghojavand]
آش‌‌ و آشماق‌ (گذشتن، رد شدن، فرو رفتن، پنهان شدن، واکسن زدن و ...) کلمه لری هم یئمه = یئمک (غذا) و هم آشامیدن مهنیسینده دیر.

Deleted Account, [10.03.20 11:51]
[Forwarded from sumer-türk bağı سومر-تورک باغی @sumerturkbagi]
"پوهروم" (سومری) = "پوهره"، "پوره" (ترکی) = "بایرام" = تجمع
 
در ترکی  داریم: "آری پوهره سی"= "تجمع زنبوران"  از همین ریشه قدیمی می آید و باید "بایرام" نیز از این ریشه بسیار باستانی به معنی "فستیوال" یا "تجمع" باشد که در سومری نیز به هر دو معنی دیده میشود و در دو پست بالا از آنها بحث شد...
از آقای تایماز نظمی بخاطر یادآوری "آری پوهره سی" تشکر میکنم ...
و حال "پوهروم" (سومری) = پوهره (ترکی) = تجمع :
puhrum
puhrum [ASSEMBLY] wr. pu-uh2-ru-um; pu-uh3-ru-um; pu-uh2-rum; pu-uh-ru-um; pu-hu-ru-um "assembly" Akk. puhru

Deleted Account, [10.03.20 11:52]
[Forwarded from sumer-türk bağı سومر-تورک باغی @sumerturkbagi]
لغت "بایرام" در سومری"نا-بریوم" بوده و احتمالا همریشه هستند و به معنی "عید" ،"قربانی یا غذای نذری" می باشند... نابریوم = بایرام، از ۵۰۰۰ سال قبل بصورت نوشته موجود است... ترکی و سومری هر دو زبانی التصاقی-تورکیک محسوب میگردند، این لغت بصورت نابیرو وارد زبان آککدی شده و احتمالا در زبانها سامی(آرامی) و سپس زبانهای شبه سامی(مانند پهلوی) بکار گرفته شود... و حال لغت "بایرام" از فرهنگ لغات سومری دانشگاه پنسیلوانیا با پشتیبانی آکسفورد :
nabrium
nabrium [OFFERING] wr. na-ab-ri2-um "an offering; a festival" Akk. nabriu

nabrium
nabrium [OFFERING] wr. na-ab-ri2-um "an offering; a festival" Akk. nabriu

Deleted Account, [10.03.20 12:23]
[Forwarded from sumer-türk bağı سومر-تورک باغی @sumerturkbagi]
لغت "جو" از سومری می آید
چنانچه قبلا به کرات اشاره شده لغات کشاورزی، چوپانی و اسب سواری در زبان التقاطی هندی-پهلوی دری(درباری غزنویان) به علت اینکه زبان پهلوی بسیار مخلوط با آرامی است و در دربار ساسانی واقع در بین النحرین بکار میرفته از اختلاط زبان هندی با  آرامی بعنوان زبان دربار ساسانی و زرتشتی ساسانی بوجود آمده ("پهلوی" مانند "دری" نام ملتی نیست) ... از مسیر این اختلاط بنیادین بسیاری از لغات سومری و تورکیک موجود در آرامی نیز وارد زبان درباری و اختلاطی پهلوی شده است
قابل توجه است که در سومری حروف "ج"،"چ" نبوده و بصورت "س" و "ش" تلفظ میگردند.
در لغتنامه سومری دانشگاه پنسیلوانیا راجع به "جو" فارسی ۱۴۰۰ ساله با تلفظ "شه" ۵۰۰۰ ساله سومری داریم:
barley" Akk. arsuppu
še [BARLEY] wr. še "barley; grain; a unit of length; a unit of area; a unit of volume; a unit of weight" Akk. uţţatu; û; uţţatu

در ضمن ما در سومری کلمه "جو" را بعنوان واحد اندازه زمین زراعی داریم که تا چندی قبل بصورت "گندم" در قباله های زمین زراعی نوشته میشد،،،  مثلا ۴ گندم یا ۴ جو زمین زراعی

Deleted Account, [10.03.20 12:25]
[Forwarded from sumer-türk bağı سومر-تورک باغی @sumerturkbagi]
usud(sumer)= عصا
کلمه عصود در سومری به معنی عصا است و از طریق آککدی وارد زبانهای سامی شده است
usud [STAFF] wr. usud "shepherd's staff; scepter" Akk. šibirru

Deleted Account, [10.03.20 12:26]
[Forwarded from sumer-türk bağı سومر-تورک باغی @sumerturkbagi]
"بایدا-بایتا" لغتی سومری و ۵۰۰۰ ساله است و بصورت بادیه در زبانهای سامی از سومری قرض گرفته شده است...
سومری زبانی التصاقی و همریشه با ترکی است...
لغت "باتمان" در واقع از جمع دو لغت ترکیک سومری  "باتیا"+"مانا" = "باتمان" زاده میشود... در واقع لغات ترکیک سومری ۵۰۰۰ ساله "باتمان" و "کیله" واحد حجمی اندازه گیری غلاتی مانند بقالات و غلات هستند و از تجارت این محصولات در ۵۰۰۰ سال قبل بوجود می آیند که در آن دوران چون پولی وجود ندارد بجای پول اردک یا مجسمه های اردک داده میشود و البته بعدا نقره نیز در کنار آن بکار میرود..
بایدا در بین ترکان در بعضی مراسم مذهبی چون واحد اندازه گیری محصولات است حالت تقدس و سمبل برکت =(آرتما در ترکی و آرتتا در سومری) میشود و در آن آب تقدیس شده می ریزند و روی آن آیات مینویسند که در دوران سلجوقی و سرامیک های آن دوران بسیار مرسوم است ولی این ظروف مقدس برکت در قبور سومری همراه مردگان دفن میشوند در کورگانهای ترک چون هم ظروف غلات و هم شیر هستند که کلا در هر دو فرهنگ تورکیک ظروف هر دو اقتصاد دامپروری-چوپانی و کشاورزی در کنار هم در کنار مردگان برای دوران عروج دفن میشوند ...
در کورگان -گوران شیخ صفی الدین صفوی این ظروف برکات عروج در گنبد جای سازی شده است که این نوع گورانهای مابعد اسلام در ترکستان شرقی یا اویغور هم بسیار است ... تمام اینها برای این است که در اسلام ترکان دیگر نمیتوانند ظروف عروج را با مرده دفن کنند لذا آنرا در گنبد یعنی سمبل (گوگ کوپپه سی) یا قبه عالم  و محل عروج آلپ ها قرار می دهند
و حال لغت "بایدا-بایتا"= "نوعی ظرف در بین ترکان" در زبان تورانیک سومری ۵۰۰۰ سال قبل با تلفظ "باتیوم"...
batium
batium [CONTAINER] wr. ba-ti-um "a container"

Deleted Account, [10.03.20 12:27]
[Forwarded from arif arif]
کلمه ساپ در سومری معنی سابیدن میدهد ولی برای صابون آنها لغت مرکب ناغا ساپ را بکار می برند  و این لغت بصورت صاب، صاپ وارد زبانهای مختلف میشود که البته ناغا = پتاسیم ... در زیر می توانید صابون سومری را ببینید:
http://psd.museum.upenn.edu/nepsd-frame.html

Deleted Account, [10.03.20 12:27]
[Forwarded from sumer-türk bağı سومر-تورک باغی @sumerturkbagi]
دوموگیر = جمهور = شهروند = دوغوملی-ار
در سومری شهروند را دوموگیر میگویند که به صورت جمهور در عربی دیده میشود...
لغت دوغو و دومو در سومری به معنی زاییدن است و یا دومو گیر همان دوغوملی ترکی است ، چون در شهر دولتهای سومری اگر شما زاده یک شهر دولت بودید "دوموگیر"=جمهور= شهروند آنجا محسوب می شدید و به شما  "نام دوموگیر" = حقوق شهروندی، تعلق  میگرفت که همان رسم الان نیز در دولتهای مدرن رایج است
dumuĝir
dumuĝir [CITIZEN] wr. dumu-ĝir15"citizen" Akk. ?

Deleted Account, [10.03.20 12:29]
[Forwarded from sumer-türk bağı سومر-تورک باغی @sumerturkbagi]
لغت دوش=حمام لغتی سومری است بصورت "دوس" گفته میشود و بعدا در خاورمیانه پخش شده و تا زبانهای اروپایی نفوذ میکند... معادل آکدی آن "نارماکو" است ... یعنی ۵۰۰۰ سال قبل حمام هم بوده است:
dus
dus [BATHROOM] wr. du10-us2"bathroom" Akk. narmaku

Deleted Account, [10.03.20 12:29]
[Forwarded from sumer-türk bağı سومر-تورک باغی @sumerturkbagi]
چوبان، چوپان، شعبان سومری-ترکی است و همچنین لغت سوپا=سگ گله باز ریشه سومری-ترکی دارد
در سومری به نگهبان گله شوبا، سوبا گفته میشود و با لغت ترکی چوپان، چوبان، جوبان همریشه است ... در ضمن سوپا=سگ گله، نیز از این لغت گرفته شده است ...
لغت سومری شوبا، سوبا= چوپان ،،، از طریق آککدی وارد زبانهای سامی شده و بصورت شعبان=چوپان در عربی دیده میشود ....
این لغت احتمالا ۱۰۰۰۰ ساله باشد چون اهلی شدن گاو و گوسفند در ۱۰۰۰۰ سال قبل انجام گرفته است ...
و حال لغت سوپا، شوبا، سیپاد، سیپا = چوپان در سومری                 sipad [SHEPHERD] wr. sipad; su8-ba; lu2sipad; šuba "shepherd; herder"

𐱅𐰇𐰼𐰚 eren, [10.03.20 13:29]
سلام سایغیلار استادلارا🌷❤️

باشارماق اسکی  فرماسی  باشقارماق دی

باشقارماق :  به سر رساندن ، باشا وئرمک (به سرانجام رساندن) توانستن ، موفق شدن

قار ،قیر قور....اکلری فعل دوزلدیجی بیر اک‌دیر.... اوزللیکه سوز ش ایله بیتن‌ده بو اکلر  چوخ بیتیشیر  اونلارلا
باشقارماق
تاشقارماق
فیشقیرماق
بوشقورماق
چیمکیرمک
قیشقیرماق
و........

البته بوگون بو اکلر وار انجاق ق(گ-ک) سیلینیب ، ار ئر  اَر اولوب
باشارماق
آغارماق
یاشارماق
گویَرمک
بیتیرمک
و........

mohammadreza baghban karimi, [10.03.20 20:24]
[Forwarded from mohammadreza baghban karimi]
تحفه ی حسام
بو کتابین یازاری حسام الدین خویی، 7جی عصرین بؤیوک عالیمی و شاعیری دیر کی خوی شهریندن باش قالدیریب و ایلک نصاب کتابینی یازمیشدیر.
7جی عصرده آذربایجاندا اوچ سؤزلوک اثری یازیلیر و هر اوچو ده بوگونکو ایران آذربایجانی نین شهرلریندن باش قووزامیشدیر. بو اوچ اثر عبارتدیر:
تبریز شهریندن: جلال الدین ابن مهنّا – لغت ابن مهنا اثرینی یازمیش
خوی شهریندن: حسام الدین خویی – تحفه ی حسام اثرینی یازمیش
نخجوان شهریندن: هندوشاه نخجوانی - صحاح العجم اثرینی یازمیشدیر.
هر اوچ کتابدا، یازارلار چالیشیر فارس دیلینی تورک دیللی آذربایجانلی لارا اؤیرتسینلر. بو سؤز اساسلی بیر سؤزدور. دقت بویورون کی بو زمان آذربایجان خالقی فارسیجا ایله تانیش دئییلدیر و گنجه لی نظامی نین دئدیگینه گؤره فارس دیلی بیر "تازه عروس" کیمی تازالیقدا آذربایجانا گلمیش و سعید نفیسی نین سؤزو ایله دئسک، آذربایجان شاعیرلری فارسیجانی آنالاریندان یوخ، بلکه مکتبلرده معلم لریندن اؤیره نیرلر.
هر حالدا، حسام الدین خویی 610جو ایلده خوی شهرینده آنادان اولوب و 686جی ایلده ده فوت ائتمیشدیر. حسام الدین اوچ دیله – عربجه، فارسیجا و تورکجه یه دریندن تانیش اولوب و هر اوچ دیلده اثرلر یازیبدیر، آنجاق اساسن اثرلری تورک دیلینده اولموشدور. "تحفه ی حسام" بو اثرلردن بیری دیر و بو کتابدا نظم فورماسیندا تورک دیللی وطنداشلارینا فارسیجانی اؤیرتمک ایسته ییر و شعریله یازیر. دئمک اولار آذربایجان ادبیاتیندا تحفه ی حسام ایلک نصّاب لاردان تانینیر. بو کتابی"پرویز زارع شاهمرسی" جنابلاری بیر الیازما اساسیندا یازمیشلار. امینم بو کتابی آلماقلا ادبیاتیمیزین گؤزل بیر اثرینی اوخوماغا امکان قازانیب، راضی اولاجاقسینیز.

زنگانلی آرار, [10.03.20 21:08]
[Forwarded from Arar]
تاریخ واختی(1)
☪️«تورک تاریخینه بیر باخیش»🔰
دونیانین قدیم میللت ¬لریندن اولان تورک ¬لر، آنایوردلاری ساییلان، آسیا اورتاسیندان، یئرکوره-سی ¬نین چئشیدلی بؤلگه ¬لری و وئریملی تورپاق¬لارینا یاییلاراق، گوجلو دؤولت ¬لر و نهنگ امپراتورلوق¬لار قورماغا نایل اولموشلار. آراشدیریجی¬لارین یازدیقلارینا گؤره، تورک ¬لر، ایندییه قَدَر120دؤولت قورموشلار کی اونلارین16سی دونیا مقیاسلی امپراتورلوق¬لار اولموشلار.(تورکون قیزیل کیتابی، ص3)تاریخی آراشدیرمالارا گؤره یاخین شرق تورپاق¬لاریندا یارانان ایلک دؤولت لرین قوروجولاری، التصاقی دیللی ائل ¬لر، داها دوغروسو، بو گونکو تورک ¬لرین اولوبابالاری اولموشلار. سون ایکی ¬یوز ایل¬ ده¬کی علمی قازینتی¬لار نتیجه سینده الده ائدیلن، آرخئولوژیک تاپینتی¬لار و اونلارین اوزه¬رینده آپاریلان علمی آراشدیرمالار، قدیم بین¬النهرین و یاخین شرق¬ ده یارانان مدنیت¬لری اوزه چیخاریب-تانیتدیرماقدادیر. همین آراشدیرمالار، سومئر، ایلام، اورارتو، هیت، ماننا و بو کیمی التصاقی دیللی خلق¬لر و دؤولت ¬لرین؛ ایلک تورک خلق ¬لر و دؤولت لر اولدوقلارینا داییر دَیَرلی معلومات وئرمکده¬¬دیر. ف.هومئل، پرشیل، وینکلئر، س.لوید، و.ق. چایلد، اِ.رئکلو، د.ریدئر، ووللئی، ژ.اوپئر، ن.ی.مار، م.دیاکونف، ر.گیریشمن، اولژاس سلیمان، حسن پیرنیا، زهتابی، ب. گری، ضیاءصدر و بو کیمی بیر چوخ دیلچی، تاریخچی و آراشدیریجی¬لارین آراشدیرمالاریندا یوخاریداکی ادّعانین ثبوت ائتمه¬سینه داییر، چوخلو دلیل ¬لر و سندلر گؤسته¬ریلمیشدیر. آدلاری گئدن آراشدیریجی¬لار، یاخین شرق خلق¬ لری¬نین دیل¬ لرینده ایشله¬نن سؤزجوک¬لری، چاغداش تورک دیل ¬لری¬نین سؤزجوک ¬لری ایله هابئله او دیل ¬لرین گرامئر قورولوشونو، گونوموزده¬کی تورک دیل ¬لری¬نین گرامئری ایله مقایسه ائدیب، توتوشدوراراق بو نتیجه¬لری چیخاریب-اورتایا قویموشلار. ایندیسه بیز او آراشدیرمالارینا دایاناراق دئیه بیله-ریک کی تورک ¬لرین یازیلی و مکتوب تاریخی، 5500ایل بوندان اؤنجه، یانی خطّ¬ین سومئرلر طرفیندن ابداع اولماسی ایله باشلانمیش و گونوموزه قدَر داوام ائتمیشدیر. بئله¬لیکله یاخین شرق، او جومله¬دن سومئر، ایلام، اورارتو و...، اراضی ¬سیندن تاپیلان و میلاددان اؤنجه¬کی مین ایللیک¬ لره عاید اولان؛ میخی لوحه ¬لری، تورک ¬لرین ایلک تاریخی سند و بلگه¬لری کیمی حساب ائده ¬بیلر و تورکون یازیلی تاریخی ¬نین او زامان ¬دان باشلانماسینی ادعا ائده¬بیله¬ریک. دئمک سومئر و ایلام لوحه ¬لرینده قئیده آلینان؛ گیلگمیش، اوتناپیشتیم، تینقیر(تانری)، اون تاش قال، باتاش، هورپ آتیلا، اون تاش کال، آت کال سو، ائنپیلوخان و بو کیمی اؤزل آدلار و آغار(آغیر)، قیشیق(ائشیک)، زیبین(چیبین/میلچک)، دئش(نقطه)،تیبیر(دمیر)،تامقا(دامغا)،تابان(دابان) آدا(آتا)، آنا/آما(آنا)، قین(قیز)، آششا(آشاغی)، قایا، خان، بیلگا(اجداد)، سیلیک(تمیز)، ارن، اوش(سه)، اودون و یوزلرجه بو کیمی سومئرجه، ایلامجا و مانناجا کلمه ¬لرین تلفّظونون، تورک ¬لرین قولاغینا تانیش گلمه ¬لری، سبب ¬سیز دئییلدیر. یوخاریداکی سؤزلری دقّتله نظره آلساق، پهلوی تاریخچی ¬لری¬نین سومئر و ایلام ¬لارین دیلی و کیملیگی باره ده سوسدوقلاری و هئچ بیر بیلگی وئرمه ¬دیکلری نَدَنی¬نی باشا دوشمک چوخ دا چتین دئییلدیر.      زنگانلی آرار-13/12/98
https://t.me/ararzanganli

𐱅𐰇𐰼𐰚 eren, [10.03.20 21:46]
[Forwarded from moharamkhani]
[ Video ]
🌹سومين هفته آخر ماه فصل زمستان را پدران و مادران ما تحت عنوان «يئل چارشنبه سي» نامگذاري كرده اند چون در اين هفته باد با آمدن خود به زمين و طبيعت زندگي نويد بيداري ميدهد
«يئل» در يك مدت كوتاه تمامي زمين را پشت سر ميگذارد و زمين را به بيداري فرا ميخواند.

🌹در چنین روزی فرزندان آذربایجان که بخاطر سرمای زمستان چند ماهی به دور از همبازیهای خود اغلب در خانه سپری کرده اند بیرون آمده و حین بازیهای ملی اشعاری در رابطه با «یئل» میخوانند

🌹قاش قاباقلي بير بولوت
 آل گونشي بورويور
 يئل پوفله‌يركن فلوت
 داغين قارين كورويور
گؤي گورلايير، يئل اسير
شيمشك شاخير، گون چيخير
ياز گلمه‌يه تله‌سير

🌹در این روز پرندگانی که معمولاً در طول زمستان به خانه های مسکونی پناه میآوردند با آرزوی برآورده شدن خواسته ای آزاد میشود. بعضی ها نیز زیر درخت «سویوت»(بید مجنون) رفته و آرزوئی میکنند اگر آرزویشان برآورده شود شاخه های بید را باد به پائین حرکت میدهد و اگر بالا حرکت دهد برآورده نمیشود. عین حرکت سر انسان موقع بله یا نه گفتن.

🌹در برخی از مناطق آذربایجان نیز کاروان کوسا گلین از کوه پایین می آیند و نوید بهار را به مردم میدهند

@ngoayral

M. Sulduzlu, [11.03.20 00:14]
[Forwarded from Türkçe öğrenelim]
زبان فاذری مسئولین و شبکه‌های استانی
میر علی رضائی
زبان ادبی و معیار نشانگر ترقی و پیشرفت فرهنگی، ادبی و علمی هر ملت دارای دولت است. ولی بعضا در دولت‌های دارای حکومت ناسیونالیستی تهاجمی به ملت‌های زیر سلطه خویش اجازه این بالندگی داده نشده و رفته رفته فرهنگ و زبان ملت محکوم در فرهنگ حاکم مستحیل  می‌گردد که در صورت تداوم این اندیشه نهایتا به نسل‌کشی فرهنگی منجر می‌شود. برای اینکه نمونه‌هایی از این اندیشه را مشاهده کنیم به مثال‌هایی از صحبت‌های عمومی مسئولین توجه کنیم:

هم‌وطنان گرامی، خیلی عظیم طرح‌های اقتصادی در حال احداث‌دیر!!!

این جمله از نظر دستوری جمله‌ای ترکی به حساب می‌آید. یعنی علامت خبر جمله پسوند «ـ‌دیر»  است. ولی ترکیب‌های موجود نیز بر اساس دستور زبان فارسی تشکیل شده است. به بحث واژه‌های فعلا ورود نمی‌کنیم. چرا که در هر زبانی کلمات وارداتی تا حدی معقول وجود دارد.
این ترکیب «هم‌وطنان گرامی» که در جمله نقش خطاب دارد ترکیبی فارسی است. می توان به جای آن چندین ترکیب متناسب با دستور ترکی به کار برد:
 حؤرمتلی وطن‌داش‌لار، سایین یوردداش‌لار، سایغیلی اؤلکه‌داش‌لار...
ترکیب «خیلی عظیم طرح‌های اقتصادی»‌ نیز ترکیبی فارسی با کلمات کلا عربی است. این ترکیب را می توان بدین شکل به کار برد:
چوخ ایری اقتصادی پروژه‌لر، چوخ ایری اقتصادی طرح‌لر...
Çox iri iqtisadi projələr
ترکیب «در حال احداث» را نیز می‌توان به صورت‌های دیگری نوشت:
تاسیس اولونماقدا (اولور)، گئرچکلشمک‌ده، گئرچکله‌شیر، ایندی تیکیلیر....
حال جملاتی را که می توان جایگزین این جمله فاذری کرد می آوریم:
1. سایغیلی وطن‌داشلار، چوخ ایری اقتصادی پروژه‌لر ایندی تاسیس اولور.
2. حؤرمتلی وطن‌داشلار، بیر چوخ ایری اقتصادی طرح‌لر گئرچکشمکده‌دیر.
3. حؤرمتلی اؤلکه‌داشلار، بیر چوخ ایری اقتصادی طرح‌لر تیکیلمکده‌دیر..

***دوستان عزیز، هر کس که چنین گفتارهای نا مانوس می‌شنود می تواند به کانال ما بفرستد.
@sulduzlular1         : لینک کانال

توحید, [11.03.20 01:20]
[Forwarded from کیملیک kimlik]
🌗#بیلگی_لر

🔸آریایی هستند و عرب نمی پرستند! _ قسمت دوم

🔹قبلا در مورد موج اول و موج دوم تاریخی «پان ایرانیسم» مطالبی به خوانندگان عزیز ارائه کردیم. اما موج سوم این تعصب فاشیستی، به ۱۵ سال اخیر بر می گردد. در موج سوم نیز شاهد فعالیت یا اظهار نظر دو طیف سازمان یافته و غیر تشکیلاتی هستیم.

🔹طیف سازمان یافته و تشکیلاتی اینها که از طرفداران رضا ربع پهلوی هستند، هنوز هم مبدأ تاریخ خویش را تقویم ۲۵۰۰ ساله قرار داده اند. اینها برخی از توهمات تاریخی خویش را بدون هیچ گونه مدرک و استدلالی، صحیح می پندارند.😳
مثلا در شیراز یک مکان تاریخی را قبر کوروش فرض کرده و در هفتم آبان هر سال از راه های دور و نزدیک به زیارت آنجا می روند و بر خاکش سجده می کنند.

🔹در میان طیف تشکیلاتی، هم افراد تحصیل کرده و هم افراد کم سواد وجود دارند و درجه حرارت آتش هر کدام از اینها تفاوت محسوسی ندارد. وجه مشترک اینها، آریاپرستی با تکیه بر توهمات، جعلیات و تحریفات تاریخی است. اینها مانیفست پذیرفته شده ای دارند که در همه حال ملزم به اجرای آن هستند.

🔹طیف دوم الزاما وابستگی چندانی به رضا ربع پهلوی ندارند. اینها ظاهرا منتقد رژیم گذشته هستند و سازمان دهی خاصی ندارند. در مشاغل مختلف ممکن است فعالیت داشته باشند: شاعر، نویسنده، مدرس دانشگاه، منتقد سینما، خبرنگار، کاریکاتوریست، کمدین، بازیگر، مدیر، معاون و...

🔹طیف دوم نه بر اساس مانیفست مشخص، بلکه بر اثر جهل یا کینه و... اهداف پان ایرانیسم را دنبال می کنند؛ شاید حتی برخی از اینها مفهوم پان ایرانیسم را هم ندانند اما در عمل تندتر از آنها هم حرکت کنند. توهین، تمسخر و تحقیر لهجه ها، تلاش برای حذف فرهنگ ها، تأکید بر تمدن ۲۵۰۰ ساله، تأکید بر امپراطوری پارس، پارسیزاسیون واحدهای ملی، پارسیزاسیون زبان های دیگر و... از کارهای این طیف است.

🔹البته تشخیص و تفکیک این دو طیف از یکدیگر، آسان نبوده و با علایم ظاهری قابل تفکیک هم نیستند. این اهمیت چندانی ندارد. مهم نتیجه است؛ که نتیجه کار هر دو طیف، به ضرر کشور تمام می شود. دود آتش پان ایرانیسم و باستان گرایی افراطی، بر چشم همه مردم می رود.

🔹در دنیا هم دیگر برای باستان گرایان افراطی تره خرد نمی کنند. در چین، یونان، مصر و روم (بخشی از اروپای فعلی) که از تمدن باستانی برخوردار بوده اند، اکنون اندیشه یا تعصب پرطرفداری وجود ندارد که توهمات تاریخی را برجسته کند. صرفا در فرانسه حزب کوچکی فعالیت دارد که آن هم هیچ توفیقی در رخدادهای سیاسی هشتاد سال گذشته نداشته است.

🔹واقعیت این است که نژاد پرستی و تعصب فاشیستی، در واقع بر ضد هر نژادی است که از آن دفاع می کند. افراط گرایی یعنی دفاع بد و دفاع بد، بدتر از هر گونه هجمه و حمله ای، ویران می کند. مثلا اگر والدینی کورکورانه از فرزندشان حمایت کرده و ایرادها و ضعف های او را ندیده و به فکر اصلاحش نباشند، در واقع به فرزندشان خیانت کرده اند! پان ایرانیسم هم که کورکورانه از ایرانیت و امپراطوری پارس دم می زند، در عمل به خود ایران ضربه می زند. افراط گرایی و تعصب بیجا و غیرمنطقی، نتیجه ای جز حسرت از دست دادن فرصت ها در پی ندارد.

🔹دفاع داعش از اسلام، جز اسلام هراسی و آبروریزی نتیجه ای در پی نداشته و ندارد. اصولا نتیجه هر گونه تعصب جاهلی، غیرعالمانه و کورکورانه، همین است. پس شعارهای فریبنده پان ایرانیسم نباید ماهیت فاشیستی آن را در اذهان تطهیر کند.

✍️کیملیک

@kimlig1

مرتضی (.Uğur), [11.03.20 04:11]
[Forwarded from Türkcə Danış]
نکته : در انگلیسی و ترکی برای صرفه جویی و اقتصاد یک واژه را بکار میبرند.
اقتصاد از قصد است و به معنی میانه روی است در انگلیسی هم از یونانی به معنی تنظیم و مدیریت خانه است
در ترکی هم توتوم بکار میبرند به تفسیر جلوگیری از مصرف زیاد است و کنترل آن است
به صرفه جویی و اقتصاد در انگلیسی economy و در ترکی به هر دو توتوم گویند.
معنی دیگر توتوم نگرش است که معادل attitude در انگلیسی است.

☪️بیلسای☪️
@turk_sozcukler

مرتضی (.Uğur), [11.03.20 04:11]
[Forwarded from Türkcə Danış]
[ Photo ]
واگیری اولور بولاشما ✅

واگیری (contagion) : بولاشما - bulaşma
𐰉𐰆𐰞𐱁𐰢𐰀

واگیردار (contagious) : بولاشیجی - bulaşıcı
𐰉𐰆𐰞𐱁𐰄𐰳𐰄


☪️« بیلسای»☪️
@turk_sozcukler

مرتضی (.Uğur), [11.03.20 04:11]
[Forwarded from Türkcə Danış]
[ Photo ]
ساختار اولور قوروش ✅

ساختار (structure) :  قوروش - quruş یاپی - yapı

☪️« بیلسای»☪️
@turk_sozcukler

Saeed Ghojavand, [11.03.20 08:27]
[In reply to M. Sulduzlu]
قوللانماق qullanmaq = به خدمت گرفته شدن

قوللاماق qullamaq = به خدمت گرفتن

توسانماق tusanmaq = استفاده کردن

توسانماق مَصدَری قاراخانلی ایله تووا تورکجه سینده ایشله نیر.

مَنجه دوست(dost) کلمه سی بو ائیلَملیک دَن آلینیب.

قورونما نَسنه لَری qorunma nəsnələri = وسائل حفاظت فردی

قورونما یاراقی qorunma yaraqı = وسیله دفاع شخصی

اولونماق(olunmaq) بیر یانلیش ائیلَملیک دیر.

اولماق olmaq(بولماق bolmaq) = شدن

اولونماق olunmaq = شده شدن !!!!

Ahmad 🍃, [11.03.20 10:59]
[Forwarded from SÖZ]
بیر سؤزجویون اؤیکوسو
            منصور مظلومی

«قادین» نه دئمک؟


قادین سؤزجویونون ایزینی سوررکن قارشیمیزا باشقا بیر سؤزجوک چیخیر: «خاتون»
 بو سؤزجویون اورتا آسیادا ایپک یولو اوزینده دانیشیلان دیللرین بیری اولان سوغدجادان (xwaten) گلدیی دوشونولورسه‌ ده بو سؤزجوک  ان آزی ۱۳۰۰ ایلدن بری دیلیمیزده یاشاماقدا‌یر.
 بو سؤزجوک اورخون یازیتلاریندا «خاقانین ائشی، خاقانین قیزی» آنلامینی داشیییر:
... Ögüm  İlbilgə xatunu
(آنام ایلبیلگه کرالیچه‌نی .....)
دوققوزونجو یوز ایللیکده گؤی تورک تورکجه‌سینده یازیلمیش « ایرق بیتیگی»ده ده «خاتون» سؤزجویو عینی آنلامدا قوللانیلمیش.
 کاشغرلی محمود دیوان لغات الترک‌ده بو سؤزجویو افراسیابین قیز سویوندان  و خاقان سلاله‌سیندن گلن قادینلارا وئریلن آد اولاراق تانیملاییر‌.
سؤزجوک چئشیدلی سس اولایلارینا اوغرایاراق دیلیمیزده دییشیک بیچیملر آلیر:
 - ک <> خ <> ق  سس دییشیمی: کاتون، قاتون
 - یووارلاق «و» سسینین سؤزجویون باشقا اونلوسو ایله اویغونلاشاراق «ی» دوز اونلوسونه چئوریلمه‌سی: کادین ، قادین
دئمک «خاتون»، «خاتین» ، «قادین»  بیر سؤزجویون دیلیمیزده اولان چئشیدلی بیچیملری‌دیر.
ایلگینج اولان قونو، سؤزجویون چئشیدلی بیچیملری ایله دیلده یاشاییب قالماسی‌دیر: خاتون / خاتین / قادین( کادین)
سؤزجوین اسکی بیچیمی و سس اولایینا اوغرامیش بیر سونراکی بیچیمی ده دیلیمیزده یاشاماسی سؤزجوکلرین زامان ایچینده قاپسادیقلاری قاوراملا ایلگیلی‌دیر.
خاتون سؤزجویوندن ائوریلمیش قادین سؤزجویو زامان ایچینده داها گئنیش آنلام قازاناراق خانین، بییین ائشی و بوتونلوکله یوکسک صینیفا منسوب خانیم آنلامی داشییر.
بو آنلامی دده قورقور بویلاریندا آیدینجا گؤره بیلیریک:
« آغ سودون امدوغوم قادینیم آنام»
سونراکی دؤنملرده قاورام گئنیشلیی آرتاراق شرف و سایغی ایفاده ائدن بیر عنوان کیمی ده قوللانیلمیشدیر. ( اؤرنیین عثمانلی دؤنمینده سولطانلارین ائشلرینه وئریلن رتبه)
 سؤزجوک داها سونرا خان، بی، سلطان‌لا ایلگیسینی ایتیرمیش، آنلامی داها دا گئنیشلنمیش ، خانیم و اریشمیش دیشی اینسان آنلامینی قازانمیش.

دیلیمیزده دیشی اینسانا وئریلن «خاتون، خاتین، قادین، خانیم ، بییم» کیمی آدلارین هامیسی خان، بی، خاقان‌لا ایلگیلی اولدوغو دوشوندوروجودور.  

t.me/a_z_soz

𐱅𐰇𐰼𐰚 eren, [11.03.20 20:14]
[Forwarded from Türkcə ocağı (𐱅𐰇𐰼𐰚:𐰲𐰼𐰏 eren)]
🛑( 24)

🔷تورکجه فعل چکیمی (صرف  افعال ترکی) :


 Feilin çəkimi -   gərəklik şəklin rəvayəti (ikinci tip)(۲)  (olumlu)  :  
❇️صرف فعل -  قالب التزامی روایه (نوع دوم )(۲)(مثبت) :
🔘نوع اول‌این فعل در صرف افعال شماره ۲۱ در کانال پست شده :

Almaq : (eyləmlik) مصدر
Feil gövdəsi : al
Al + ası + imiş + şəxs əkləri

♦️Alasıymışam :
 al + ası+ imiş + am☑️
  باید میگرفتم
♦️Alasıymışsan :
 al + ası + imiş +  san☑️
باید میگرفتی
♦️Alasıymış :
al + ası + imiş  ☑️
باید می‌گرفت
♦️Alasıymışıq :
al + ası + imiş + ıq☑️
باید میگرفتیم
 ♦️Alasıymışsınız :
 al + ası + imiş+ sınız☑️
باید می‌گرفتید
♦️Alasıymışlar :
al+ ası + imiş +lar  ☑️
باید می‌گرفتند
🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷
🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶
Feilin çəkimi _   gərəklik şəklin rəvayəti  (ikinci tip) (2)(olumsuz) :  
❇️صرف فعل _ قالب التزامی روایه نوع دوم (۲) (منفی) :

♦️Almayasıymışam :
al + ma + ası + imiş + am☑️
نباید می‌گرفتم
♦️Almayasıymışsan :
 al + ma + ası + imiş + san☑️
نباید می‌گرفتی
♦️Almayasıymış  :
 al + ma + ası + imiş  ☑️
نباید می‌گرفت
♦️Almayasıymışıq :  
al +  ma + ası + imiş + ıq☑️
نباید می‌گرفتیم
♦️Almayasıymışsınız :  
al + ma + ası + imiş + sınız ☑️
نباید می‌گرفتید
♦️Almayasıymışlar :
al + ma + ası + imiş + lar ☑️
نباید می‌گرفتند


البته معانی نوشته شده بصورت روایه و غیرشهودی است.
💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎
Alası imişəm ,  alası imişsən
 alası imiş  ,  Alası imişik
  alası imişsiniz ,  alası imişlər

_,________________________,
Bizə qoşulun
👇👇👇👇👇
@turkce_dilim

Deleted Account, [11.03.20 20:18]
[Forwarded from sumer-türk bağı سومر-تورک باغی @sumerturkbagi]
[ Photo ]
دیبید (سومری) = ده وه، ده به ( ترکی) = شتر
لغت سومری "دیبید" با لغت ترکی "ده وه" به معنی شتر، همریشه است.
شتر در حدود ۴۰۰۰-۴۵۰۰ سال قبل در آسیای مرکزی برای سواری اهلی میشود که تقریبا همزبان اختراع سواری اسب است... داشتن لغت همریشه ده وه بین سومری و ترکی به دوران وحشی بودن شتر در ۵۰۰۰ سال قبل میرسد یعنی اینکه ربطی به کوچ چوپانان فرهنگ کور-ارس ندارد و کلا نشان میدهد قرابت این دو زبان تورکیک به بیش از دوران کشاورزی و چوپانی میرسد...
در دیکشنری سومری دانشگاه پنسیلوانیا  راجع به لغت دیبید= ده وه ، داریم:
dibid [CAMEL] wr. di-bi-id "camel

Deleted Account, [11.03.20 20:18]
[Forwarded from sumer-türk bağı سومر-تورک باغی @sumerturkbagi]
[ Photo ]
آیئ ، آذی (ترکی) = آذ (سومر) = آسو (آککدی) = اورسو، orso(لاتین) = خرس (فارسی)
لغت ترکی "آیئ"، "آذی" در زبن تورکیک سومری "آذ" گفته میشود و از لغات مشترک و همریشه است مستند با قدمت ۵۰۰۰ ساله و این لغت در حدود ۴۵۰۰ سال قبل بصورت "آسو" = "خرس" وارد زبان آککدی و از آنجا به زبانهای سانی از جمله آرامی وارد میشود... و از آنجا وارد زبان التقاطی پهلوی و سپس التقاطی دری- درباری بصورت "خرس"(۱۵۰۰ سال قبل) میشود...
همین لغت از طریق زبانهای آناتولیک و یا اتروسکی وارد زبان لاتینی بصورت orso میشود (بین ۲۰۰۰ تا ۲۵۰۰ سال قبل)
ولی در زبان انگلیسی بصورت "بئر" bear= "خرس"، از ریشه ایی بومی متفاوت دیگری بکار میرود...
در دیکشنری سومری پنسیلوانیا داریم:
bear
az [BEAR] wr. az; ĝešaz "bear; ~ figurine" Akk. asu

Ahmad 🍃, [11.03.20 20:53]
[Forwarded from SÖZ]
بیر سؤزجویون اؤیکوسو
            منصور مظلومی

«قادین» نه دئمک؟


قادین سؤزجویونون ایزینی سوررکن قارشیمیزا باشقا بیر سؤزجوک چیخیر: «خاتون»
 بو سؤزجویون اورتا آسیادا ایپک یولو اوزینده دانیشیلان دیللرین بیری اولان سوغدجادان (xwaten) گلدیی دوشونولورسه‌ ده بو سؤزجوک  ان آزی ۱۳۰۰ ایلدن بری دیلیمیزده یاشاماقدا‌یر.
 بو سؤزجوک اورخون یازیتلاریندا «خاقانین ائشی، خاقانین قیزی» آنلامینی داشیییر:
... Ögüm  İlbilgə xatunu
(آنام ایلبیلگه کرالیچه‌نی .....)
دوققوزونجو یوز ایللیکده گؤی تورک تورکجه‌سینده یازیلمیش « ایرق بیتیگی»ده ده «خاتون» سؤزجویو عینی آنلامدا قوللانیلمیش.
 کاشغرلی محمود دیوان لغات الترک‌ده بو سؤزجویو افراسیابین قیز سویوندان  و خاقان سلاله‌سیندن گلن قادینلارا وئریلن آد اولاراق تانیملاییر‌.
سؤزجوک چئشیدلی سس اولایلارینا اوغرایاراق دیلیمیزده دییشیک بیچیملر آلیر:
 - ک <> خ <> ق  سس دییشیمی: کاتون، قاتون
 - یووارلاق «و» سسینین سؤزجویون باشقا اونلوسو ایله اویغونلاشاراق «ی» دوز اونلوسونه چئوریلمه‌سی: کادین ، قادین
دئمک «خاتون»، «خاتین» ، «قادین»  بیر سؤزجویون دیلیمیزده اولان چئشیدلی بیچیملری‌دیر.
ایلگینج اولان قونو، سؤزجویون چئشیدلی بیچیملری ایله دیلده یاشاییب قالماسی‌دیر: خاتون / خاتین / قادین( کادین)
سؤزجوین اسکی بیچیمی و سس اولایینا اوغرامیش بیر سونراکی بیچیمی ده دیلیمیزده یاشاماسی سؤزجوکلرین زامان ایچینده قاپسادیقلاری قاوراملا ایلگیلی‌دیر.
خاتون سؤزجویوندن ائوریلمیش قادین سؤزجویو زامان ایچینده داها گئنیش آنلام قازاناراق خانین، بییین ائشی و بوتونلوکله یوکسک صینیفا منسوب خانیم آنلامی داشییر.
بو آنلامی دده قورقور بویلاریندا آیدینجا گؤره بیلیریک:
« آغ سودون امدوغوم قادینیم آنام»
سونراکی دؤنملرده قاورام گئنیشلیی آرتاراق شرف و سایغی ایفاده ائدن بیر عنوان کیمی ده قوللانیلمیشدیر. ( اؤرنیین عثمانلی دؤنمینده سولطانلارین ائشلرینه وئریلن رتبه)
 سؤزجوک داها سونرا خان، بی، سلطان‌لا ایلگیسینی ایتیرمیش، آنلامی داها دا گئنیشلنمیش ، خانیم و اریشمیش دیشی اینسان آنلامینی قازانمیش.

دیلیمیزده دیشی اینسانا وئریلن «خاتون، خاتین، قادین، خانیم ، بییم» کیمی آدلارین هامیسی خان، بی، خاقان‌لا ایلگیلی اولدوغو دوشوندوروجودور.  

t.me/a_z_soz

توحید, [11.03.20 22:17]
[Forwarded from کیملیک kimlik]
📚#تاریخیمیز

🔸روایت یک شاهد عینی از «وبا» در دوره ناصرالدین شاه قاجار: مردم به توصیه‌ها گوش نمی‌دادند!

🔹کنت دوگوبینو، دیپلمات فرانسوی: در سال ۱۸۵۶ بیماری وبای سختی در ایران و تهران بروز کرد و هر کس دو پا داشت و می‌توانست فرار نماید، برای حفظ جان خود از پایتخت فرار کرد.

🔹ما به دربار تاکید کردیم که به وسایل مقتضی به مردم بفهمانند که به هیچ وجه آب خام ننوشند و همواره آب را پس از این‌که ده - پانزده دقیقه جوشید میل نمایند، ولی هیچ‌کس به این حرف گوش نمی‌داد و مردم مثل همیشه آب‌های جاری را می‌نوشیدند.

🔹اصول قرنطینه که حتی در اعصار قدیم هم معمول بوده، در این کشور معمول نیست و به همین جهت یک بیماری مسری به سرعت برق در اطراف کشور منتشر می‌گردد و فقط فرا رسیدن فصل زمستان و یا اعجاز خدایی آن را قطع می‌نمایند./انتخاب

#ائوده_قالاق

@kimlig1

𐱅𐰇𐰼𐰚 eren, [12.03.20 00:28]
[Forwarded from اتچ بات]
‍ (https://attach.fahares.com/8U/T2S/9iu+XybbexXCKUQ==) 🔴خوب به داستان آفرینش اساطیری تورک که در بین تورکان قپچاق رایجه توجه کنید.... عناصر پنج گانه ی اساطیری تورک یک به یک تعریف می‌شوند.... در غار یک کوه آهنی اول آب که ما هم اول سو چرشنبه سی رو جشن میگیریم بعد گرما یا آتش که ما هم در دومین جشن او چرشنبه سی رو میگیریم بعد باد که ما هم در سومین جشن را یئل چرشنبه سی می گیریم و در نهایت خاک که با هم در چهارمین جشن توپراق چرشنبه سی رو میگیریم و آفرینش توام با آهن که با هم درست در روز زنده یا آفریده شدن طبیعت با آهن جشن میگیریم.
@vaje_torki
🔴این الگو پنج گانه در افسانه ی ارگنه گون نیز وجود دارد... عده ای از تورکان در پی جنگ و پناه بردن به ارگنه گون چهارصد سال در این سرزمین ماندن ولی از پدران شنیده بودن بیرون از سرزمین ارگنه گون اراضی فراخ تری وجود دارد.
همه عهد بستند و ره جستند، اما راه خروج نیافتند! آهنگری در میان ایشان بود، نامش بورته چینه. او گفت: من راهی می دانم که از میان کوه آهن باشد، اگر کوه را آب کنیم گذرگاه نمایان شود!
چون در تجسس برآمدند، سخن آهنگر را راست یافتند.
می گویند گرگی ماده نیز راه خروج از میان کوه آهن را بر ایشان نمود.
 با بورته چینه هیزم و زغال فراوان به نزدیک کوه گردآوردند. هفتاد دم آهنگری آورده شد، چنان دمیدند که سنگ های آهن ذوب شد و گذرگه با آمدن صدای باد نمایان گردید. چنانکه شتری می توانست با بارش از آن بگذرد بیرون آمدن در خاک حاصل خیر مشغول کشت و برداشت شدن و کوه آهن تجهیزات جنگی ساختن
روز نجاتشان مصادف بود با روز زنده شدن طبیعت.
@vaje_torki
🔴تورکان یاقوت مثال دیگری از جشن زاییش طبیعت و جشن آهن هستند به طوری که چون سرزمین دو فصله دارند جشن زنده شدن طبیعت آنها یعنی جشن یاییق خان آنها از نظر زمانی با جشن زنده شدن طبیعت سرزمین چهارفصل ما فرق دارد. در جشن یاییق خان، به رسم اجدادی ترکان اجاق بر پا می دارند و در آن آتش روشن می کنند و آهنگری می کنند.
آهنگری در بین تورکان باستان دارای ارزش بود. دمیر خان به عنوان خدای آهنگری یا افسانه ی ارگنه گون و ارتباط آن با آهن مثال هایی هستند که می شود در این مورد به آن اشاره کرد.
ترکان به ستاره ی قطبی، " دمیر قازیق اولدوزو"می گویند. آفرینش در اساطیر ترک در نزدیکی " دمیر قازیق اولدوزو" رخ داده است و به طور کلی ستاره ی قطبی و کوه آهن در کیهان شناسی ترک به عنوان محل تولد دیده می شوند.
ستاره ی قطبی در اساطیر تورک  ایجاد شده از حاصل تفکرات یک شامان آسمانی آهنگر در ضربه زدن به آهن می باشد.
@vaje_torki

M. Sulduzlu, [12.03.20 01:23]
[Forwarded from Türkçe öğrenelim]
[ File : Kızqapan (2).pdf ]
نگاهی به تغییر جای‌نامها‌ی ترکی ـ شیعی، نمونه موردی: «گؤی‌تپه» مهاباد و «قیزقاپان» شهرستان پیرانشهر

 میرعلی رضائی
چکیده: علم ریشه‌یابی و شاخه توپونیمی یا جای‌نام شناسیِ آن هنوز در کشور ما جایگاه شایسته خویش را نیافته است. بعضاً به جای یادگیری این شاخه از علم، کوتاهترین راه برای حل مشکلات ریشه‌یابی بسیاری از کلمات انتخاب می‌گردد. متاسفانه درباره اهمیت توپونیم‌ها تفکر فراگیری در سطح کشور و فرهنگ عمومی وجود ندارد تا نسبت به حفظ و ثبت دقیق آنها اقدامات علمی و رسمی انجام گیرد. بنابراین، مقاله حاضر در پی این مساله است که به اهمیت سیاسی ـ اجتماعی توپونیم‌ها و ریشه‌یابی‌ جای‌نامهای‌ گؤی‌تپه و قیزقاپان اشاره کند و در ادامه در حد امکان به بررسی دلایل متعدد تغییر و حذف اسامی جغرافی، بویژه توپونیمهای ترکی و تهدیدات آتی ناشی از این تغییرات بپردازد.
کلمات کلیدی: توپونیمی، ریشه‌یابی، آذربایجان غربی، قوم‌نام، گؤی‌تپه، قیزقاپان، پیرانشهر(خانا)، مهاباد (سویوق بولاق)

***این مقاله در مجله آیدین گله‌جک تبریز چاپ شده است.
@sulduzlular1         : لینک کانال

𐱅𐰇𐰼𐰚 eren, [12.03.20 21:23]
[Forwarded from Türkcə ocağı (𐱅𐰇𐰼𐰚:𐰲𐰼𐰏 eren)]
🛑Feili bağlama əklərdən(zərf-feil)(4) ;
پسوندهای وابستگی فعلی :

🟣alı _ əli

💢این پسوند با زمان قبل‌ و‌ پیشین مرتبط است  و به زمان شروع فعل اصلی اشاره دارد، از زمان شروع تا زمان فعل اصلی یک دوره زمانی را بازگو میکند ؛
______________________________

♦️Mən tehrandan çıxalı beş il
 oldu
از وقتی از تهران خارج شدم پنج سال  شده .
(پنج ساله شده که از تهران خارج شدم.)

♦️burda çalışalı çox şey öyrəndim
از وقتی اینجا کارمیکنم خیلی چیزا یاد گرفتم.

♦️sən bura gələli hər şeydən razıyam.
 از وقتی تو اینجا اومدی از همه چیز راضی‌هستم.

♦️mən biləli bu iş yanlışdır
از اونجایی(وقتی) که من میدونم این کار اشتباه است.

♦️mən onları görəli həmişə gülürlər
 از وقتی که اونا رو دیدم همیشه  میخندند.

♦️dərslərimi oxuyalı  xəyalım rahat olub.
از وقتی که درسامو میخونم خیالم راحت شده.

🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹

♦️Çıxalı = çıx + alı✔️

♦️Gələli = gəl + əli ✔️

♦️Biləli = bil + əli✔️

♦️Çalışalı = çalış + alı✔️

♦️Oxuyalı = oxu + (y)alı ✔️

______________________________

Bizə qoşulun
👇👇👇👇👇
@turkce_dilim

توحید, [13.03.20 09:50]
[Forwarded from کیملیک kimlik]
💪#بیلگی_لر

🔸قاچاق نبی - قوچاق نبی

🔹«نبی» دهقان زاده و فرزند مردی فقیر بود كه در مزارع خان ها کار می کرد. نبی پسر میانی خانواده، در خانه جعفرخان نوکری می کرد. جعفرخان ضمن اینکه کار زیادی از نبی می کشید، حتی آن قدر بدو نان نمی داد تا شکمش سیر شود و او را از هر نظر مورد آزار و اذیت قرار می داد.

🔹مبارزه نبی با ایستادگی مقابل زور گویی جعفرخان شروع می شود. مبارزه انفرادی او به همین جا خاتمه نمی یابد زیرا چهره زشت استثمار را در چهره ی خان ها و بیگ ها دیده و رفته رفته مبارزه فردی وی حالت عمومی یافته و به دشمن تمامی بیگ ها و خان ها تبدیل شده است. حکومت وقت نیز كه حامی فئودال ها بود، برای دستگیری و مجازات نبی دست به کار می شود. شیوه مبارزه نبی مورد حمایت و پذیرش توده مردم قرار می گیرد و دسته- دسته مردم به وی می پیوندند و در جاهای دور، شیوه مبارزه نبی مورد الهام مردم قرار می گیرد و هر كجا كه بیدادگری خان ها و اربابان، دمار از روزگار مردم درمی آورد، او یكه تاز میدان می گردد و با حمایتی كه وی از ستمدیدگان كرده و حمایتی نیز كه مظلومین از وی می كنند، در قلب مردم جای خود را هر روز وسیع و وسیع تر می یابد.

🔹در این مبارزات «هجر» همسر نبی، كه شیرزنی بی باك و دور مانده از ایل و تبار خویش است، با روحیه شیفته رزم و دلیری اش، به روی زین اسب و دوشادوش قاچاق نبی سرگشته دیاران می شود. بدینسان نبی و هجر را بارها اسیر دام و میله های زندان می كنند اما باروها و حصارهای محبس خانه ها، با توانگری اندیشه و یاری یاران و دلیران، تاب آنان را نمی آورند و همچنان پرخروش و پرتوان به یاری محرومان می شتابند و آینالی كه تفنگ نبی بود چون رعد می غرد و ترس بر جان ظالمین می اندازد.

🔹«هجر» از خان زاده های همان زمان بود که نبی دلداده اش شده و وقتی دیده که پدر هجر راضی به وصلت نخواهد شد، هجر (هاجر) را فراری می دهد.

🔹داستان با شرح مبارزات وی ادامه یافته و با مرگ قاچاق نبی به دست دوستش و خونخواهی یاران باوفایش از قاتل وی به پایان می رسد.

🔹مبارزات نبی پس از انعقاد قرارداد گلستان و ترکمانچای و در دوران فتحعلی شاه قاجار شروع شده و حماسه های او به داستان های حماسی در سراسر آذربایجان تبدیل شده و میراث ادبیات فولکوریک بشمار می رود.

🔹داستان حماسی و سرشار از شرح مبارزات قاچاق نبی در فهرست میراث ناملموس آثار ملی ایران ثبت شده است.

@kimlig1

M. Sulduzlu, [14.03.20 00:20]
[Forwarded from Türkçe öğrenelim]
[ File : مثل‌های_ترکی_در_آثار_نظامی_گنجوی.pdf ]
لغات، عبارات و امثال الحکم‌های مردمی موجود در آثار نظامی

(نیظامی‌ده خالق سؤزلری، خالق ایفاده و ضرب المثل‌لری)

پرفسور حمید آراسلی
ترجمه: میر علی رضائی

با اینکه نظامی آثار خود را به زبان فارسی نوشته است، ولی  مثل یک آذربایجانی [ترک] اندیشیده و  تصاویری را که آفریده همیشه از مردم [فرهنگ شفاهی] و از زبان جاری مردم الهام گرفته است. تصادفی نیست زمانی که فارس‌ها از نظامی و خاقانی صحبت می‌کنند، می‌گویند «بوی ترک می آید». این در واقع چنین است، آفرینش مردمی پایه و اساس روح و روان خلاقیت نظامی را تشکیل می‌دهد. همانطوری که طبیعت غنی، موفقیت‌های فرهنگی و رنگارنگی حیات آذربایجان در این آثار منعکس شده، در زبانش نیز با فراست به کار گرفته شده است. با اینکه برخی از کاتبان سعی در تحریف نمودن و انکار کلمات ترکی [عناصر ترکی از جمله تعابیر، امثال الحکم‌ها و لغات] ترکی آذربایجانی داشته‌اند، ولی ما شاهد یک سری کلمات ترکی در زبان نظامی هستیم.
*** این مقاله در نشریه آغری اورمیه به چاپ رسیده است.
متن کامل مقاله در فایل پی دی اف داده شده است.

@sulduzlular1         : لینک کانال

𐱅𐰇𐰼𐰚 eren, [14.03.20 01:26]
بالیق اساس و ان یاخین آدلاریندان بیری  ؛  گِل و چامور دی

مینلرجه یازی وار  بالیق فرماسیندا  بیلمیرم نیه دییرسیز پالیق .... پالیق فرماسیندا هئچ عمری یوخدور یئنی بیر فرمادیر

تورکلر اسکی اویغورجادان یاواش یاواش باشلادیلار پ ، ه ح و.... ایله سوزجوکلر  باشلاماغا.... اما ینه چامورا بالیک دییردیلر,  گوکتورک یازیتلاریندا دا وار

بالیک ؛ کوکو  (با) فعلینه باخیر  
باماک = باغلانماک ، چسبیدن ، وصل شدن و.......
دیوان لغات تورکده و اسکی اثرلرین چوخونلوغوندا وار ،  
بالماک
بایماک
بانماک
بادماک
باگلاماک
باغماک
باتماک
و....
هامیسی  باغلانماق ، اتصال ، چسبیدگی انلاملاردادیلار و دونیاجا بونلارا اثر استناد وار

اونا گوره چامورا ،  بالیک و بالجیک  دییرمیشلر  و دیواندا وار ، ینی آبکی و چسبان
،،،، کی‌بوگون  پالچیق دییریک چوخ چوخ ب‌لر (پ) اولوب.
پینار ، پیچاق پیشیرمک‌و..... مینلرجه سوز کی ب ایمیش بوگون  پ تلفظینه چیخیب


حتی قلعه‌نین داشلاری دا  بالیک‌دان دوزلیر   ،‌ بالیک در اصل قلعه اولور داشلارینا گوره ، کی سونرالار  قلعه ایچینده حکومت و شهر اولور دا ، اونا گوره  بالیک شهر انلامینا چیخدی

بال‌بال سوزو دا بورداندیر  ، قبیرلر داشلاری و اولولر داشلارینا بال‌بال دییرمیشلر

بال عسل سوزونو اوزو او زامان یازیب  آری یاغی ، چسبندگی‌سینه گوره  یاغلیق‌خاصیتینه گوره بال عسل اولوب

بیر ایدین و یازیلمیش اثرلری سوزجویه توخونوب کوکونو دییشدیرمک اولمامالی و یالنیش گورونور ، اوغورلار اولسون

مرتضی (.Uğur), [14.03.20 07:43]
[Forwarded from مرتضی (.Uğur)]
.(من و پدرم)

 *من اکنون ۴ سال دارم و میگم :*
*پدرم بهترین است!*

When I was 4 Yrs Old : My father is THE BEST.


*من اکنون ٦ سال دارم:*
*پدرم همه مردم را میشناسه!*
When I was 6 Yrs Old : My father seems to know everyone.

*ومن اکنون ۱۰ سال دارم:*
*پدرم عالی و بی نظیره!*
*ولی کمی بداخلاقه!*
 
When I was 10 Yrs Old : My father is excellent but he is short tempered.

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‍‌‌‌‌

*و من اکنون ۱۲ سال دارم:*
*وقتی کوچک بودم، پدرم خیلی با من مهربان بود!*
 
When I was 12 Yrs Old : My father was nice when I was little.

*و من اکنون ۱۴ سال دارم:*
*پدرم کم کم داره نسبت به من بیشتر حساس میشه!*
 
When I was 14 Yrs Old : My father started being too sensitive.

*و من اکنون ١٦ سال دارم:*
*پدرم نمیتونه با نسل امروز و عصر حاضر سازگار بشه!*
 
When I was 16 Yrs Old : My father can't keep up with modern.

*و من اکنون ۱۸ سال دارم:*
  *پدرم روز به روز داره سختگیرتر میشه!*
When I was 18 Yrs Old : My father is getting less tolerant as the days pass by.

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
*و من اکنون ۲۰ سال دارم:*
*دیگه تحمل رفتار پدرم را ندارم و رفتارش قابل بخشش نیست*
*تعجب میکنم مادرم چگونه تو این مدت تونسته او را تحمل کنه*!
 
When I was 20 Yrs Old : It is too hard to forgive my father, how could my Mum stand him all these years.


*و من اکنون ۲۵ سال دارم:*
*هر کاری میکنم پدرم به من گیر میده!*
 
When I was 25 Yrs Old : My father seems to be objecting to everything I do.


*و من اکنون ۳۰ سال دارم:*
*من با پدرم به سختی میتونم به تفاهم برسم،*
*تعجب میکنم! یعنی پدربزرگم هم از دست پدرم وقتی که جوان بود اینقدر سختی میکشید؟*
 
When I was 30 Yrs Old: It's very difficult to be in agreement with my father, I wonder if my Grandfather was troubled by my father when he was a youth.

 

*و من اکنون ۴۰ سال دارم:*
*پدرم مرا در زندگی، با شرایط و قوانین زیادی تربیت کرده است و من هم باید با فرزندانم همان روش را بکار بگیرم*
 
When I was 40 Yrs Old: My father brough up with a lot of discipline, I must do the same

*و من اکنون ۴۵ سال دارم:*
*من حیران موندم، چگونه پدرم تونسته همه مارا تربیت و بزرگ کنه؟*
 
When I was 45 Yrs Old: I am puzzled, how did my father manage to raise all of us

 

*و من اکنون ۵۰ سال دارم:*
*کنترل کردن بچه هام خیلی مشکله!!*
*حالا میدونم پدرم برای تربیت و نگهداری ما چقدر رنج و مشقت متحمل شده است.*

When I was 50 Yrs Old : It's rather difficult to control my kids, how much did my father suffer for the sake of upbringing and protecting us

 

*و من اکنون ۵۵ سال دارم:*
*پدرم خیلی دوراندیش و آینده نگر بود*
*و برای خوشبختی ما خیلی برنامه ها برای خیلی چیزها داشته،*
*او واقعا بی نظیر و مهربان بود.*

When I was 55 Yrs Old: My father was far looking and had wide plans for us, he was gentle and outstanding.
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‍‌‌‌‌‌‌‌
*و من اکنون ٦٠سال  دارم:*
 *پدرم بهترین هست.*
When I became 60 Yrs Old: My father is THE BEST.

*این چرخش کامل ۵۶ سال طول کشیده تا دوباره به نقطه شروع آن، (سن ۴ سالگی)، برسد:*
*"پدرم بهترین بود"*

Note that it took 56 Yrs to complete the cycle and return to the starting point 'My father is THE BEST '.

*تا دیرنشده و فرصتی هست به پدران و مادران خود نیکی کنیم و از پرودگار عاجزانه بخواهیم تا فرزندان ما، بهتر از آنچه ما با والدین خود رفتار میکردیم، با ما رفتار کنند‌.*

Let's be good to our parents before it's too late and pray to Allah that our own children will treat us better than the way we treated our parents.


*پیامی از مردی که همه این مراحل را تجربه و زندگی کرده است و آن را در چند جمله خلاصه کرده که عبرتی برای دیگران باشد*
A message from a man who lived all these stages, and he summarized the story briefly.
من که پدر ندارم ولی اگر شما دارید
تا دیر نشده قدر پدرهایتان را بدانید
😍😍
خداوند ،
به همه پدرانی که زنده هستند تندرستی بدهد.
و همه پدران آسمانی را بیامرزد
روح شان شاد.
آمین ... 🌹

Deleted Account, [14.03.20 09:41]
[In reply to arshad nazari]
ریشه ی واژه ی #بالیق به معنی شهر تفسیر دوم ✅

همان ریشه است اما تفسیر متفاوت است اینجا از تفسیر بای به معنی بزرگ است تفسیر زیر را بخوانیم (نقل قول است) :

/واژه چینی-تورکی بالیق balïq* به معنای شهر (خان بالیق=نام قدیم پکن) گویش دیگر واژه ایرانی بالیکbālīka-* است که از واریک و از ریشه وار vāra-* به معنای دیوار wall (بارو=باره bārah* دیوار) ساخته شده است. در زبان مردمان سکا-ختن ل بدل به د میشود ازینرو واریک=بالیک=بادیک و وار=بال=باد =کشور-سرزمین همانطور که در کتیبه های هخامنشی  دیپ (دبیر-دبستان) همتای لیپ در سنسکریت (لیپگر=نویسنده) به معنای نوشتن است.

واژه اوستایی pairi.vāra-* به معنای «محوطهenclosed-place (در ارمنستان پروار) یا جایی که پیرامونش دیوار باشد» با واژه پهلویک گورتیک* و واژه ایرانی وارچیک-بارچیک* یا بارچوق-بارچق (شهری در مجارستان) هممعنا است.
*پیرس: Indo-Scythian Studies: Being Khotanese Texts by H. W. Bailey/

کاری با ایرانی بازی های متن بالا ندارم اما مثال هایی که از وار ، بال و... جالب است.♦️
همانند عربی که ولایت گویند و واژه ی ولی هم از آن ریشه است همانند بای و بایلیق یا بالیق ترکی یا حتی شهر و شاه در فارسی

بلاد ، ولاد ، ولایت
در نام شهر ها هم شاید دیده شده است همانند اردبیل

اگر به تفسیر باشد بالیق یعنی بزرگ شده یا دارای بلندی ، دیوار دار ، بزرگتر از روستا ، از بای یا بویوک و از آن تفسیر معنی آبادی گرفته است و از آن پالچیق خشت از تفسیر ساختن
از ارتباط با بالیق به معنی ماهی هم از زندگی آن در آبادی میتوان گفت که هم ریشه با گل شده است.♦️

واژه وال به معنی نهنگ هم همان بالیق است.
#balıq
@turk_sozcukler

Deleted Account, [14.03.20 09:47]
[Forwarded from Türkcə Danış]
بخشی از بدنه ی ترکی آذربایجانی باستان : ترکی قبچاق ✅


زبان ترکی آذربایجانی امروزی جز شاخه اوغوزی ترکی(ترکی غربی) دسته بندی می شود. در این شاخه ی زبان ترکی، لهجه های دیگر ترکی مثل ترکی آناتولی(استانبولی) ، ترکی گاگاووزی(ترکی رومانیایی) ، ترکی ترکمنی و ... وجود دارند.


با این حال در بررسی زبان ترکی آذربایجانی به عبارات و لغاتی برمی خوریم که به ترکی قبچاقی تعلق دارند و حتی این لغات در دیگر لهجه های اوغوزی وجود ندارد؛ حتی بعضی از این لغات در آذربایجان جنوبی کاربرد دارند و در زبان ترکی آذربایجان شمالی هم گاها وجود ندارد.♦️
@turk_sozcukler

Deleted Account, [14.03.20 09:47]
[Forwarded from Türkcə Danış]
لغات ترکی قبچاقی در ترکی آذربایجانی✅

یوخو - yuxu :به معنی خواب که در دیگر لهجه های ترکی اوغوزی به شکل اویکو uyku اویقو موجود است.
 یوکو به ترکی نوغایی و یوکلاماک فعل آن به معنی خوابیدن در ترکی نوغایی است در ترکی آذربایجانی یوخلاماق گویند.♦️

اورک - ürək : به معنی قلب است که در دیگر لهجه ی های اوغوزی به صورت یورک بکار میبرد اورک مختص ترکان آذربایجان کاراچای - بالکار قفقاز کشور روسیه است.) حذف *ی* از اول واژه ای که حرف دوم آن او است ؛ اولدوز - یولدوز ^ اورک - یورک که فقط در ترکی قبچاقی آن منطقه و آذربایجان دیده میشود.

ناققا naqqa : به معنی نهنگ که در دیگر لهجه های اوغوزی وجود ندارد.

یالقیز yalqız : به معنی تنها که در ترکی استانبولی به شکل یالنیز yalnız کاربرد دارد در فارسی به صورت یالغوز وجود دارد از یالنیز در ترکی آذربایجانی هم استفاده میشود.

یاغیش yağış : به معنی باران که در ترکی آناتولی به شکل یاغمور yağmur کاربرد دارد البته واژه ی یاغمور در آذربایجانی به صورت یاغمیر وجود دارد.♦️

تای tay : که از ادات تشبیه در ترکی آذربایجانی و ترکی قبچاقی است (آنادای ، اوناتای) که در ترکی آناتولی وجود ندارد اما به قرینه ی واژه به صورت دنک هم در ترکی آناتولی وجود دارد جایگاه استفاده به معنی شباهت ندارد (سنه تای - ائوه تای) در ترکمنی هم همانند ترکی آناتولی چنین است.

تزه - təzə تازا - taza :به معنی تازه و نو است که در ترکی قبچاقی عینا به کار می رود.
البته در زبان ترکی آذربایجانی لفظ یئنگی - yengi یا یئنی - yeni نیز وجود دارد.

زای zay : به معنی خراب است و در ترکی قبچاق عینا وجود دارد.

اولگو ülgü : به معنی الگو می باشد که در ترکی آناتولی وجود ندارد و از زبان قبچاق در ترکی آذربایجانی امروزی باقیمانده است.

گورستمک görsətmək :به معنی نمایش دادن است که فقط در ترکی آزربایجان جنوبی موجود است و در بقیه ی لهجه های اوغوزی به شکل göstermek کاربرد دارد.
اوی - öy اوو - öv او - öw: در ترکی نوغای üy به معنی خانه است در ترکی آذربایجانی هم در بعضی مناطق öv - öy - öw گفته میشود.♦️

@turk_sozcukler

Saeed Ghojavand, [14.03.20 10:27]
[In reply to علی خمسه]
بیرینجی هوجوک چوخ "ن"ایله باشلانان تورک کلمه لَرده اَسکی چاق دا "ی" هوجوکو ایمیش. یانی "ناققا" کلمه سی "یاغقا"ایمیش ، "یاغ" کؤکون دَن. تاتجا "نَهَنگ" کلمه سی بو قایدا ایله "یاغانگ" کلمه سینه دؤنه جَک. ("غ" هوجوکو "ه"یه دؤنوب.) بو کلمه نین کؤکو ده "یاغ" اولاجاق.

ناققا naqqa = نهنگ ، ماهی پر از روغن

Saeed Ghojavand, [14.03.20 10:48]
[In reply to Deleted Account]
تورکجه "اینام" دئییلیر.

اینانماق ınanmaq = باور کردن

اینام = ایمان ، باور

اینامین ایلگیسینی "ایم" کلمه سینه بیلمیرَم. آمما "اشاره"(عَرَبجه)نین کلمه سی ده تورک دیلیندَن آلینیب.

ایشارتی ışartı = چشمک ، سوسو

ایشارماق = سوسو زدن

اسدالله مردانی, [14.03.20 11:09]
[In reply to Deleted Account]
بال (بال پرنده، عسل، بلند، بالا، دراز و ...) کلمه سی هامی بو سوزجوکلرینگ کوکو دور کی اوزونلوق و یا اوجه لیک وارلاری :
بالا، بلند، بالیق (ماهی، قلعه، شهر و ...)، بالنگ (خیارسبز)، بالییش = بالیشت (متکا)، بلا (مصیبت، آنچه از بالا و آسمان نازل شود)، بله (دراز)، بالان = بلن (بلند)، بالغ، بلوغ، بالیدن، بلایا، بلیه و ...

Saeed Ghojavand, [14.03.20 11:30]
[In reply to مرتضی (.Uğur)]
دوغرودور.👌
کلمه "سان" یا "سای" در زبان تورکی به معنی "خیال" ، "تصوّر" یا "عدد" استفاده می شود و به علّت کثرت کاربرد آن به شکل پَسوَند هم به کار می رود.
این پسوند ، معنی شباهت یا حالت شرطی(به صورت "سا" یا "سَه") را می رسانَد که به معنی "شبیه" در زبان فارسی هم رایج شده است. چند مثال از این پسوند :

قولسان qulsan = سَرسپرده ، نوکرصفت

آیسان aysan = مانند ماه ، ماه وَش

دئسه desə = اگر بگوید

توتسا tutsa = اگر بگیرد

باغلاسا bağlasa = اگر ببندد

گَلسه gəlsə = اگر بیاید

کلمه "امضاء" در عربی ، همان "ایمساق" یا "هیمساق" تورکی است.

ایم im( هیم him) = اشاره ، ایماء

هیمله مَک himləmək = اشاره کردن

ایمسان ımsan = علامتِ شبیه اشاره ، اِمضاء

توجّه بفرمایید که تلفّظ حرف "ض" در عربی با حرف "ز" فرق دارد و حرف "س" در کلمه "ایمساق" به "ض" تبدیل شده است. البته تا جایی که می دانم کلمه ایمساق یا ایمسان بین مردم به کار نمی رود.

کلمه "ظَن"(به معنی گُمان) و "ظَنین"(به معنی متّهم) در زبان عربی از ریشه "سان" تورکی هستند.

علی خمسه, [14.03.20 18:08]
[Forwarded from 🇮🇷کانال قوم خلج و خلج زبانان (ادغام بخش خلجستان اشتباه است)🇮🇷 (زهرا کربلایی)]
شمارش اعداد به خلجی👇

بی (Bi) یک
🖕                                    
اَکِّه (Akke) دو  
 ✌️
ایچ (Auch) سه  
 🤟
تِیرت (Teyrt) چهار
✌️✌️
بِیش (Beysh) پنج  
🖐
اَلتَه ( Alta) شش
🖐🖕
یِتِه (Yete) هفت
🖐✌️
سکِّز (Sakkez) هشت
🖐🤟
تُوقُّوز ( Toqqoz) نه
🖐✌️✌️
اُون(Oun) ده
✋🤚
اُون بی (Oun bi) یازده
✋🤚🖕
اُون اَکِّه ( Oun akke) دوازده
🤚🤚✌️

و همینطور ادامه پیدا می کند👇
ده با عدد سه و چهار و پنج تا عدد بیست،
11، 12،13،14،15،16،17،18،19

شمارش به صورت ده تا ده تا👇

ییرمِه (Yirme) بیست
✋🤚✋🤚
هُوتُّوز ( Hottoz) سی

✋🤚✋🤚✋🤚
قِرق (Qerq) چهل

✋🤚✋🤚✋🤚✋🤚

اَلّی ( Alli) پنجاه

✋🤚✋🤚✋🤚✋🤚✋🤚

شمارش اعداد از شصت به بعد دو صورت است👇
اعداد نوع اول ظاهرا به ترکی تلفظ می شود👇

اَلتمِش ( Altmesh) شصت

✋🤚✋🤚✋🤚✋🤚✋🤚✋🤚

یِتمِش ( Yetmesh) هفتاد

✋🤚✋🤚✋🤚✋🤚✋🤚✋🤚✋🤚

سِی سَن (Sey san) هشتاد

✋🤚✋🤚✋🤚✋🤚✋🤚✋🤚✋🤚✋🤚

تُوقسَن ( Toqsan)  نود

✋🤚✋🤚✋🤚✋🤚✋🤚✋🤚✋🤚✋🤚✋🤚

ییز (Yeoz) صد

✋🤚✋🤚✋🤚✋🤚✋🤚✋🤚✋🤚✋🤚✋🤚✋🤚

نوع دوم شمارش اعداد از شصت تا صد به خلجی 👇

اَکِّه هُوتّوز (Akke hottoz) شصت/ دو تا سی

✋🤚✋🤚✋🤚  
✋🤚✋🤚✋🤚

اَکِّه هُوتُّوزُ و اُون ( Akke hottoz o  oun) هفتاد
دو تا سی و ده
✋🤚✋🤚✋🤚
✋🤚✋🤚✋🤚
✋🤚

ایچ هُوتُّوز ( Iuch hottoz) نود / سه تا سی

✋🤚✋🤚✋🤚
✋🤚✋🤚✋🤚
✋🤚✋🤚✋🤚

ییز (yiz) صد

✋🤚✋🤚✋🤚✋🤚✋🤚
✋🤚✋🤚✋🤚✋🤚✋🤚

✨✨✨
اَکِّه ییز ( Akke yiz)  دویست
ایچ ییز (iuch yiz)  سیصد
و الی آخر ....تُوقُّوز ییز ( Toqqoz yiz) نهصد
✨✨✨
مِنگ ( Mengh) هزار

#زهرا_کربلایی
#آموزش_زبان_خلجی

𐱅𐰇𐰼𐰚 eren, [14.03.20 19:28]
[Forwarded from Türkcə ocağı (𐱅𐰇𐰼𐰚:𐰲𐰼𐰏 eren)]
🛑(25)

🔷تورکجه فعل چکیمی (صرف  افعال ترکی) :


 Feilin çəkimi -  davamlı şəkli  (olumlu)  :  
❇️صرف فعل -  قالب استمراری (مثبت) :

Almaq : (eyləmlik) مصدر
Feil gövdəsi : al
Al + maqda + şəxs əkləri

♦️Almaqdayam :
 al + maqda + am☑️

♦️Almaqdasan :
 al + maqda + san☑️

♦️Almaqdadır :
 al + maqda + dır ☑️

♦️Almaqdayıq :
 al + maqda + ıq ☑️

 ♦️Almaqdasınız :
 al + maqda + sınız☑️

♦️Almaqdadırlar :
 al + maqda + dırlar  ☑️

🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷
🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶
Feilin çəkimi _  davamlı şəkli (olumsuz) :  
❇️صرف فعل _ قالب استمراری (منفی) :

♦️Almamaqdayam :
al + ma + maqda + am☑️

♦️Almamaqdasan :
 al + ma + maqda + san☑️

♦️Almamaqdadır  :
 al + ma + maqda + dır ☑️

♦️Almamaqdayıq :  
al +  ma + maqda + ıq☑️

♦️Almamaqdasınız :  
al + ma + maqda + sınız ☑️

♦️Almamaqdadırlar :
al + ma + maqda + dırlar ☑️

💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎
🟠🟠🟠🟠🟠🟠🟠🟠🟠🟠🟠

Bizə qoşulun
👇👇👇👇👇
@turkcedilimiz

M. Sulduzlu, [14.03.20 20:17]
[Forwarded from Türkçe öğrenelim]
[ File : Avsharlarin esl nesebi (3).pdf ]
سابقه تاريخي ايل افشار و اصل و نسب نادر شاه

                                                                                          محمد مرادي- سولدوز

 
چکیده: اگر در خصوص مقاطعي از تاريخ ايران، مدارك و اسناد معتبر اندكي در دست داريم، خوشبختانه در مواردي وجود آثار و اسناد كافي تا حدودي ما را به تاريخ پر افت و خيز سرزمين و مردم كشورمان آگاه مي‌سازد. در اين نوشتار سعي شده است اصل و نسب ايل افشار بر اساس اسناد و مدارك معتبر تاريخي مورد بررسي قرار گيرد. آنچه سبب تهيه اين مقاله شد، پاسخ‌گويي به ادعايي است كه بدون كوچكترين پشتوانه علمي و تحقيقي، اصالت ايل افشار را تحريف كرده و مغرضانه واقعيات تاريخي را به سخره گرفته است. مورد ادعا، «كرد» قلمداد كردن افشارها و از آن جمله نادر شاه است.
@sulduzlular1         : لینک کانال

⚘🌾, [14.03.20 23:25]
[Forwarded from پرویز شاهمرسی]
#قاعده
در زبان ترکی باستان حروف «ه»، «خ»، «ژ»، «و»، «ج» و «ف» وجود نداشته است. این حروف در طول زمان با نرم شدن حروف دیگر در زبان ترکی پدید آمده اند. مثلاً حرف «و» از نرم شدن «ب» ایجاد شده است. یعنی فعل «وئرمک» در اصل «برمک» بوده است. در برخی لهجه های زبان ترکی مانند ترکمنی به همان صورت اصیل است. ترکمنها در نام پسران خود واژه «بردی» دارند مانند «قربان بردی» که همان «قربان وئردی» است. علاوه بر این هیچ واژه اصیل ترکی با حروف «ر»، «ف»، «و» و «ل» آغاز نمی شود. یعنی ترکان باستان این حروف را در آغاز واژه نمی توانستند ادا کنند. در حال حاضر با همه گیر شدن رسانه ها و گسترش میدان واژگان غیرترکی، آندسته از ترکهایی که به زبان دیگری تحصیل کرده اند می توانند این حروف را در آغاز واژه ادا کنند. مثلاً آنها می توانند «رضا» را به صورت Reza یا Riza بیان کنند در حالی که پدر یا مادرشان این اسم را به صورت Irza بیان می کنند.
@parvizshahmarasi

Aysu, [14.03.20 23:27]
[In reply to 𐱅𐰇𐰼𐰚 eren]
ایندی تاززا بیر شئی داها مد اولموش
کلمه نینگ کوکونو ترسینه یازیرلار

مثلا
خربزه  اولموش خرپوزه ، خارپوزه ، قارپوزه ، قارپوز
یعنی فارسجادان آلینتیدیر سورا یونانجایادا گیرمیش

عثمانلی سندلرینده ده
خارپوزه ، قارپوزه ، املاسینان یازیلمیش
سورا بیزیمکیلر گلیرلر ترسینی یازیریلار
دئییرلر قارپوز تورکجه دیر خارپوزه شکلینده گیرمیش فارسجایا
نییه ؟ تعصب قویمور
بیری سورسا نییه بو قارپوز کلیمه سی دیوان لغاتدا یوخ ؟ جواب وئرمیرلر

ده ده قورقورد کینابیندا او ۴ بیت ده میوه لرینگ آدینی گتیرمیش قاوون آدی وار قارپوز یوخ نییه ؟؟
جوابلاری یوخ
تورکلرده بیر الله هینگ قولو نییه بو کلیمه یی ایشلدمه میش کیتابلاردا گنه ده جوابلاری یوخ
دئییرگ نییه عثمانلی سندلرینده خارپوزه ایشلنمیش اودا ۱۷ اینجی عصردن بویانا گنه ده جوابلاری یوخ

تورکجه سؤزجوک‌لر( سؤزلوک)=19 تا 15 مارس 2020

Saeed Ghojavand, [15.03.20 00:27]
[In reply to 𐱅𐰇𐰼𐰚 eren]
بگ. هانگیلارینی دئییرسیز؟ یانلیشلارینی دئیین بیزدا بیلَگ. سیز دَن اؤرگَنَک.

⚘🌾, [15.03.20 01:30]
[Forwarded from 📺 OğuzTV اوغوزتی‌وی 📺]
💥 سال ۱۳۹۹؛ سیچان ایلی ( سال موش) می‌باشد

✍️ دکتر توحید ملک زاده

🔹 تقویم بسیار قدیمی حیوانات که در ایران بطور رسمی کاربردی حداقل ششصد ساله دارد پایه‌ای ترکی دارد. قدیمی ترین اثر دال بر استفاده از این سیستم تقویمی در سنگنوشته های ترکی «اورخون» نوشته شده به زبان ترکی قدیم در ۱۳۰۰ سال قبل ، موجود است.

🔹 پس از اسلام در آثار ابوریحان بیرونی نیز به این سیستم تقویم اشاراتی شده ولی شرح آن به طور کامل در کتاب مشهور دیوان لغات الترک محمود کاشغری به شرح زیر آمده است:
یکی از خاقانهای ترک می‌خواهد که تاریخ وقوع جنگی را بداند، ولی ممکن نمی‌شود. از اینروی با ملتش مشورت می‌کند و در قورولتای اعلام می‌دارد که همانطور که ما درباره تاریخ وقوع این جنگ دچار سردرگمی شدیم آیندگان نیز سردرگم خواهند شد. بنابراین ما اکنون به تعداد دوازده (ماه و) برج آسمان دوازده سال را نامگذاری می‌کنیم، تا سالهایمان را از گذر این تقویم بفهمیم. این در میانمان یادگاری باشد. ملّت هم پیشنهاد خاقان را تأیید می‌کند.

🔹 خاقان به این مناسبت به شکار می‌رود و فرمان می‌دهد که حیوانات را به سوی رود «ایلا» برانند. مردم حیوانات را به تنگنا انداخته به سوی رودخانه می‌رانند. بعضی از این حیوانات را شکار می‌کنند و تعدادی از آنها خود را به آب می‌زنند.

🔹 دوازده حیوان از آن میان از آب می‌گذرند. نام هر یک از این حیوانات به سالی داده می‌شود. نخستین این حیوانات سیچان (موش) بوده … نام نخستین سال «سیچغان ییلی» (سال موش) گذاشته می‌شود. بعد نام حیواناتی که یکی بعد از دیگری از آب گذشته بودند به ترتیب به سالها داده می‌شود: «اود ییلی» (سال گاو) و …

🔹 ترکمنها نیز روایت پند‌آمیزی در مورد پیدایش سالشمار حیوانی دارند. روزی تمامی حیوانات به پیشواز سال جدید می‌روند. شتر که به قد و بالای خودمغرور شده بود گفت: «حتماً پیش از همه سال جدید را خواهم دید.» امّا موش کوچک با زرنگی تمام روی سر شتر جهیده و پیش از همه، سال جدید را می بیند. شتر که مات و مبهوت مانده بود، از تمامی دوازده حیوان دوره که موفق به مشاهده سال جدید شده بودند عقب می‌ماند و بدین ترتیب غرور شتر باعث می شود که جایی در دوره سالها نداشته باشد .این روایت به مدد مایه اخلاقی و پندآمیز آن که نهی از غرور است، در میان ترکمنها نسل اندر نسل نقل شده و بصورت ضرب‌آلمثل درآمده است: «دویه بوینونا بویسانیپ ییلدان کور قالیپدیر!» یعنی (شتر به علّت مباهات به گردنش از مشاهده سال جدید محروم ماندهاست).

🔹 عموما اعتقاد بر این است که سالها با ویژگی هر یک از حیوانات همراه می باشد.

🔹 نام سال‌های دوازده‌گانه حیوانی ترکی که در ایران به کار می‌رفته با تلفظ قدیمی، به ترتیب عبارت بوده است از:
سیچقان ایل (سال موش)
اود ایل (سال گاو)
بارس ایل (سال پلنگ)
توشقان ایل (خرگوش)
لوی ایل (سال نهنگ)
ایلان ایل (سال مار)
یوند ایل (سال اسب)
قوی ایل (سال گوسفند)
بیچین ایل (سال میمون)
تخاقوی ایل (سال مرغ )
ایت ایل (سال سگ)
تنغوز ایل (سال خوک)

🔹 این سیستم تقویمی از دوران صفویه رسما در تقویم دولت امپراطوری صفوی بکار رفت. در سال ۱۳۰۴ شمسی با آغاز سلطنت پهلوی و در راستای مقابله با نشانه های ترکی در کشور موسوم به ایران، از تقویم رسمی خارج گردید.

🔹 با اینحال هنوز هم بصورت غیررسمی براساس سنتی دیرین هر سال تقویم حیوانی در تقویمهای نجومی اعلام می گردد و اهالی و ملل داخل ایران برای تفال از این نامگذاری استفاده می کنند.
 https://t.me/oguztv/812
@oguztv

M. Sulduzlu, [15.03.20 02:28]
[Forwarded from Türkçe öğrenelim]
[ File : ارتباط_خلاقیت_نظامی_با_آثار_قدیمی_ترک_1.pdf ]
ارتباط خلاقیت نظامی با آثار قدیمی ترکی
نویسنده : پروفسور نوشابه آراسلی
مترجم: میر علی رضائی
منابع ادبیات ترکی‌ موجود در آثار نظامی گنجوی و قرابت آن با فرهنگ شفاهی ملت ترک تاثیر خود را در شعر نظامی گذاشته و یکی از جهات اصلی ویژگی ملی خلاقیت ادبی شاعر را تشکیل داده است. از این منظر مقایسه  شعر و نظم موجود در آثار مشترک جهان ترک مرتبط با فرهنگ باستانی ترک‌ها، از جمله اثر «قوتادقو بیلیک» یوسف خاص حاجب و «دیوان الغات الترک» محمود کاشغری جالب توجه می باشد.
 همانطوری که از مضامین اجتماعی و انسان‌دوستی آثار مادری شاعرِ نابغه استفاده شده، از لحاظ خلاقیت نیز تاثیر زیادی پذیرفته و از تعابیر، ضرب المثل‌ها و سخنان بزرگانِ  برخواسته از محیط زندگی و حیات ترک‌ها استفاده کرده  است. قرابت آثار منظوم و خلاقیت ادبی نظامی با آثار مشترک ملت ترک را در مقایسه با اثر قدیمی ترک‌های آذربایجان «کتاب دده قورقود» نیز می‌توان به وضوح مشاهده نمود.

*** این مقاله در نشریه آغری اورمیه چاپ شده است.


@sulduzlular1         : لینک کانال

Mənuçehr Fəzli Xələf, [15.03.20 02:52]
آدینیزی، اؤنجه‌لردن ائشیتمیشم، آنجاق، بو گون اینستاگرام پوستالارینیزدا تانیش اولدوق
باخیرام، اوست- اوسته اوچ‌جوت+ بیر تک پایلاشدیغینیز مطلب‌لر وار
بیرینده، باکی‌دا قونوشولان دیل+ یازی فورمالارا بارماق قویوب...!
بیرینده، آشیق تئللی بورچالی‌یی کیم اؤپوب...!
بیرینده، سوْیداش‌لارین آغزینا تپیک...!

داها، بیرینده، آیاغینیز چوخ اوزانیب!+ قوشما+ گرایلی+ بایاتی فورما قوشقولاری، یازان‌لاری،  دوه سایاغی گئری آتدیران! آدلاندیرمیش‌سینیز...!!!

او بیر پوستالارینیزا، ایشیم یوخ، آنادیلیمیزین شعر فورمالارینا ائتدییینیز سایغی‌سیزلیغا گؤره،  من ده «شخصا»!!! یازی‌لارینیزین  لاپ! بئله! بوتونلویونه، دوه سایاغی دا یوخ،  آپ- عادی فورمادا، ماوالا سیچماق سایاغی، سیچیرام.

مرتضی (.Uğur), [15.03.20 08:48]
[Forwarded from سنندج/ کرمانشاه آذربایجان دیر]
تقدیم به تورکان اصیل خلج
خلجستان منطقه‌ای وسیع در فلات مرکزی ایران است. منطقه‌ای که از شهر قم تا ساوه و اراک و.. را دربر می‌گیرد. طبق برخی اسناد حضور تورکان خلج در این منطقه بیش از هزار سال قدمت دارد. مردم این منطقه‌ در گویش گفتاری خویش قواعد تورکی باستان را رعایت می کنند

ضرورت تاسیس مرکز خلج شناسی

دکترشغیعی کدکنی در مورد هوشنگ ابتهاج "سایه" گفته است که " سایه قطعه ای از حافظ است که زمان ما افتاده است" تعبیری قشنگتر از این برای زبان خلجی وجود ندارد و تورکی خلجی پاره ای عظیم از تورکی باستان است که به تا زمان ما به حیات خود ادامه داده است.

خلج ها یکی از قدیمی ترین اقوام تورک هستند که بعد از قرنها هنوز زبان خود را به صورت اولیه آن حفظ کرده اند و زبان خلجی دچار تحول و تطور زیادی نشده است. برای مثال قاف غنه که در تورکی قدیم رواج داشت هنوز در تورکی خلجی کاربرد دارد و مثلا آنان به "دوشان" "توشقان" می گویند. این در حالی است که واژه "توشقان" را ما اکنون فقط در تقویمهای نجومی که اسامی سالهای دوازده گانه تورکی را به صورت قدیمی آن درج می کنند می توانیم ببینیم. علاوه بر آن حرف "ت" در تورکی باستان، در تورکی امروزی به حرف "د" بدل شده است، مثل "توز" (نمک) "ات" (اسم) ،"تات" (طعم و مزه)، "توشقان" (خرگوش) که در تورکی امروزی به "دوز"، "داد"، "آ‌د" و "دوشان" بدل شده اند و بسیاری از واژگان که در زبان سایر تورکان متروک شده است و یا تنها در متون ادبی با گرایشهای آرکائیستی کاربرد دارد در تورکی خلجی هنوز به حیات خود ادامه می دهد مثل:" قافلان" (:پلنگ)، "قارتال" (:عقاب) "کیکس" (:کوکس، سینه) "بورو"(گرگ) و....

شاید قدیمیترین منبعی که برای نخستین بار از خلج ها نام می برد دیوان لغات الترک محمود کاشغری است که طبق معمول آدرس خلج ها را در اویغورستان می دهد اما قرائن دیگری در دست هست که ثابت کنند که خلج ها از دیر باز در ایران ساکن بوده اند. از جمله این دلایل حرف خود کاشغری است که می نویسد: "تورکها قم و قزوین به عنوان سرحدات خود می شناسند و قم( قوم) یک واژه تورکی به معنای ماسه می باشد"

به عقیده محققان زبان خلجی گنجینه واژگانی زبان تورکی است که هنوز می توان بسیاری از واژه های متروک تورکی را در آن جستجو نمود. اما متاسفانه این زبان اکنون در حال نابودی است و به عهده ی متولیان فرهنگی است که تا دیر نشده آموزش زبان خلجی را در برنامه های درسی کودکان خلج بگنجانند و علاوه بر آن هر چه سریعتر به تاسیس مرکز خلج شناسی اقدام نمایند تا یکی از قدیمی ترین و ارزشمندترین شاخه های زبان تورکی _ که هنوزهم یکی از سه زبان عمده جهان اسلام به شمار میرود_ از بین نرود.

و البته ناگفته پیداست که وظیفه خود خلجها برای انتقال این زبان ارزشمند برای کودکان خود بسی سنگینتر از دیگران است

فارسجا سس یازیمی آزربایجان تورکجه سی خلج جه

گرگ قوردBerə  qurd  بئره
خرگوش Doşqan Dovşan دوشقان
مار Gelan Ilan گئلان
جغد Beyquş Bayquş بئیقوش
شاخه çilək Bud aچیلک
درخت Haqaç Ağaç هاقاچ
بام Dam Dam دام
آب Sov Su سوو
دختر Kız Qız کیز
زن Kişi Qadın Arvad کیشی
مرد Her Kişi هر
سگ It Köِpək ایت
گربه Poşok Pişik پوشوک
موش Sıçqan Sıçan سیچقان
در Eşek Qapi ائشئک
بستن Bəkıtmə Baqlamaq بکیتمه
کفش Orsi Ayaqqabi اورسی
با Hadaq Ayaq هاداق
چشم Kِöz Göِz کوز
بینی Burun Burun بورون
مو Tik Saç تیک
دوختن Tıkmə Tıkmək  تیکمه
برو Yov Get یوو
سیب Alimla Alma آلیملا
گاو Sığir Sığir سیغیر
گوسفند Yilqi Davar ییلغی
آلت تناسلی olok چولوک
ناخن Tırnaq Dırnaq تیرناق
انگشت Varmaq Barmaq وارماق
زانو Tuz Diz توز
ران Guyə Bud گویه
کمر Bil Bel بیل
سینه Keys Kِyüs کئیس
دست Al Al ال
شکم Kərin Qarın کرین
گردن Bon Boyun بون
سر Biş Baş بش
گوش Kolak Qulaq کولاک
ریش Saqqal Saqqal ساققال
مزه Kirpik Kiprik کیرپیک
پیشانی Hal Aln هال
صورت Yüz üz یوز
پشت Alka Arxa آلکا
زانو Tirsək Dirsək تیرسک
ناف Kondok Gِbək کوندوک

جگر Bərçik Cıgər برچیک
طحا ل Talaq Dalaq تالاق
استخوان Somok Sümük سوموک
جگر سفید Horon cıgər Aq Cıgər هورون جیگر
جگر سیاه Kara cıgər Qara cıgər کارا جیگر
سفید Horon Aq هورون
زرد çakir Sari چاکیر
قرمز Kızıl Qırmızı کیزیل
بیا Yek Gəl یئک
دندانTış Dış تیش
گلو Boğoz Buğaz بوغوز
ابر Bolit Bulud بولیت
باران Yaqiş Ya یاغیش
برف Kar Qar کار
پیراهن Ton Kِöynək تون
شلوار Em şalvar ائم
نان Hıkmək çörək هیکمک
آرد Hon Un هون
پاره شدن Ozolmaq Uzulmak اوزولماق
میخواهم şeyorom Istıyirəm شئیوروم
آسیاب Tirmən Dəyirman تیرمن
آفتاد Tüşto Düşdu توشتو
جیب Cek Ceb جئک
خوبی Havola Yax!!l!q هاوولا
خار و تیغ Tekən Tikan تئکن
خر Eşkə Eşək اشکه
خواننده Oxoqoy Oxucu اوخوقوی
سنگ Taş Daş تاش


#کانال_سنندج_تورکلری

👇👇👇👇👇
@sanandajturk

Deleted Account, [15.03.20 10:35]
[Forwarded from اردبیل ۲۰۲۰]
[ Photo ]
✅ تکم گردانی (تکم به معنی بز نر رأس گله) آیینی است کهن،به قدمت نوروز در منطقه آذربایجان
⭕️ تکم گردان بین دو چهارشنبه سال (کول چرشنبه و گل چرشنبه) به روستاها می رود و با خواندن شعرهای شاد آمدن بهار را مژده می دهد و از اهالی به رسم سنت هدایایی می گیرد.


📸 عکس از : حسن فلاحی

@ardabill_2020

⚘🌾, [15.03.20 11:11]
[Forwarded from همشهری 😷 آذربایجان شرقی]
[ Photo ]
نوشیدن ادرار گاو؛ راهکارها برخی از هندوها برای جلوگیری از ابتلا به کرونا

یک گروه هندو در شهر دهلی هندوستان در یک مهمانی عمومی برای جلوگیری از ابتلا به ویروس کرونا ادرا گاو نوشیدند.

به گزارش عصرایران به نقل از رویترز، گروه موسوم به "اتحادیه هندوهای کل هند" روز شنبه (دیروز) در مقر این گروه در دهلی یک مهمانی با حضور 200 نفر ترتیب داد و مهمانان در این مهمانی برای جلوگیری از ابتلا به ویروس کرونا ادرار گاو نوشیدند.

ترتیب دهندگان این مهمانی امیدوارند برنامه نوشیدن ادرار گاو را در مناطق دیگر هند هم برگزار کنند.

"اوم پراکاش" یکی از مهمانان برنامه دیروز به رویترز گفته است:" 21 سال است که ما ادرار گاو می‌نوشیم. ما همچنین در مدفوع گاو حمام می‌کنیم و در طی این مدت هرگز احساس نیاز به مصرف داروی انگلیسی نکرده‌ایم."..

https://telegram.me/hamshahriazarbayjansharghi

M. Sulduzlu, [15.03.20 15:22]
[Forwarded from Türkçe öğrenelim]
[ File : ارتباط_خلاقیت_نظامی_با_آثار_قدیمی_ترک_1.pdf ]
ارتباط خلاقیت نظامی با آثار قدیمی ترکی
نویسنده : پروفسور نوشابه آراسلی
مترجم: میر علی رضائی
منابع ادبیات ترکی‌ موجود در آثار نظامی گنجوی و قرابت آن با فرهنگ شفاهی ملت ترک تاثیر خود را در شعر نظامی گذاشته و یکی از جهات اصلی ویژگی ملی خلاقیت ادبی شاعر را تشکیل داده است. از این منظر مقایسه  شعر و نظم موجود در آثار مشترک جهان ترک مرتبط با فرهنگ باستانی ترک‌ها، از جمله اثر «قوتادقو بیلیک» یوسف خاص حاجب و «دیوان الغات الترک» محمود کاشغری جالب توجه می باشد.
 همانطوری که از مضامین اجتماعی و انسان‌دوستی آثار مادری شاعرِ نابغه استفاده شده، از لحاظ خلاقیت نیز تاثیر زیادی پذیرفته و از تعابیر، ضرب المثل‌ها و سخنان بزرگانِ  برخواسته از محیط زندگی و حیات ترک‌ها استفاده کرده  است. قرابت آثار منظوم و خلاقیت ادبی نظامی با آثار مشترک ملت ترک را در مقایسه با اثر قدیمی ترک‌های آذربایجان «کتاب دده قورقود» نیز می‌توان به وضوح مشاهده نمود.

*** این مقاله در نشریه آغری اورمیه چاپ شده است.


@sulduzlular1         : لینک کانال

اسدالله مردانی, [15.03.20 16:16]
دکتر ویکتور فرانکل تنها کسی بود که موفق شد از زندان آشويتس معروف به قتل گاه آدم سوزی ، جان سالم بدر ببرد ،

او در نامه‌ای خطاب به معلمان سراسر جهان برای تمام تاریخ اینگونه می‌نویسد :

چشمان من چیزهایی دیده است که چشم هیچ انسانی نباید ببیند ،
من اتاق‌های گازی را ديدم كه توسط بهترين مهندسين طراحی می‌شدند ،
من پزشكـان مـاهـری را ديدم كه کودکـانی معصوم و بی‌ گناه را به راحتی مسموم میكردند ،
من پرستارانی کاربلد را دیدم ‌که انسان‌ها را با تزریق یک آمپول به قتل می‌رسانند ،

من فارغ‌ التحصیلان دانشگاهی را دیدم که می‌توانستند انسان دیگری را در آتش بسوزانند.
و مجموع این دلایل مرا به آموزش مشکوک کرد.
از شما تقاضا میکنم که تلاش کنید قبل از تربیت دانش‌آموزانتان به عنوان یک دکتر یا یک مهندس از آنها یک انسان بسازید تا روزی تبدیل به جانوران روانی دانشمند نشوند.

پزشک یا مهندس شدن کار چندان دشواری نيست و هرکسی می‌تواند با چند سال تلاش به آن برسد اما به دانش‌آموزان خود بیاموزید که بهترین و بزرگترين ثروت هر کدام از آنها انسانیت است كه با هيچ مدرک تحصیلی در جهان قابل مقايسه نيست !!

𐱅𐰇𐰼𐰚 eren, [15.03.20 20:12]
[Forwarded from Türkcə ocağı (𐱅𐰇𐰼𐰚:𐰲𐰼𐰏 eren)]
🛑(26)

🔷تورکجه فعل چکیمی (صرف  افعال ترکی) :


 Feilin çəkimi -  davamlı şəklin hekayəsi  (olumlu)  :  
❇️صرف فعل -  قالب استمراری حکایه (مثبت) :

Almaq : (eyləmlik) مصدر
Feil gövdəsi : al
Al + maqda + idi + şəxs əkləri

♦️Almaqdaydım :
 al + maqda + idi + m☑️

♦️Almaqdaydın :
 al + maqda + idi + n☑️

♦️Almaqdaydı :
 al + maqda + idi  ☑️

♦️Almaqdaydıq :
 al + maqda + idi + q ☑️

 ♦️Almaqdaydınız :
 al + maqda + idi  + nız☑️

♦️Almaqdaydılar :
 al + maqda + idi + lar  ☑️

🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷
🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶
Feilin çəkimi _  davamlı şəklin hekayəsi (olumsuz) :  
❇️صرف فعل _ قالب استمراری حکایه (منفی) :

♦️Almamaqdaydım :
al + ma + maqda + idi + m☑️

♦️Almamaqdaydın :
 al + ma + maqda + idi + n☑️

♦️Almamaqdaydı  :
 al + ma + maqda + idi ☑️

♦️Almamaqdaydıq :  
al +  ma + maqda + idi + q☑️

♦️Almamaqdaydınız :  
al + ma + maqda + idi + nız ☑️

♦️Almamaqdaydılar :
al + ma + maqda + idi + lar ☑️

💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎
🟠🟠🟠🟠🟠🟠🟠🟠🟠🟠🟠

Bizə qoşulun
👇👇👇👇👇
@turkcedilimiz

⚘🌾, [15.03.20 20:54]
[Forwarded from قام ،آیین ، تاریخ و زبان باستان]
📚چند سطر از متن اصلی کتا ب دده قورقود با نوشتاراصلی  موزه درسدن آلمان وترجمه فارسی: 💯💯💯
متن اصلی :دده قورقوت سویلمش  الله الله دیمنجه ،ایشلر اوکمز،قادر تنکری ویرمینجه ،ار بایمز.ازلدن یازلمسه قول باشنه قضا کلمز.اجل وعده ایرمینجه،کمسه اولمز.اولن ادم ،دیرلمز.چخان جان ،کرو کلمز......
 ترجمه به فارسی:دده قورقوت فرموده اند .بدون گفتن نام خداوند(الله الله)کاری به سرانجام نمی رسد(پیشرفت نمی کند).اگر
خداوند(تنکری)قادر نخواهند یا ندهند.مرد(ار) دارا وثروتمند (بایماق:کامل شدن ،دارا شدن)نمی شود.اگر سرنوشت کسی نباشد هیچ  حادثه ای(قضا) بر بنده(قول)وارد نمی شود.تا وقتی که اجل کسی نرسد هیچ کس نمی میرد.کسی که مرده زنده نمی شود .جانی که از بدن خارج شده بر نمی گردد(کروکلمز).
بریکیدک قره طاغ یومرسنجه مالی اولسه،(اگر شخصی به اندازه یک کوه بزرگ  ثروت داشته باشد)،یغر دیرر طلب ایدر(جمع آوری می کند و باز طلب مال می کند)نصیبیندن ارتوغن ییه بیلمز(اما نمی تواند بیشتر از قسمتش از آن استفاده کند،پاییندان ارتیغین ییه بیلمز)
اولشوبن صولر طاشسه،دکزدولمز(اگر رودخانه های به هم پیوسته طغیا ن کنند ،باز هم دریا پر نمی شود)
تکبرلک ایلینی،تنکری سومز(افراد متکبر را خداوند دوست ندارد)

 متن اصلی :از نسخه دده قورقوت درسدن ،پرویز شاهمرسی صفحه 8 .
@tarixbastan

قام ،آیین ، تاریخ و زبان باستان تورکان     ✴️✴️✴️

⚘🌾, [15.03.20 20:55]
[Forwarded from قام ،آیین ، تاریخ و زبان باستان]
📚کلمه قاباغ:
در معنای پیشانی وجلو  می باشد.
در زبان تورکی آذربایجانی معاصر بیشتر به معنای جلو ،اول ،پیش کاربرد دارد.
✅در شهرهای توووز وقازاخ جمهوری آذربایجان به صورت قاواخ  و درمعنای پیشانی وصورت کاربرد دارد.
✅در شعرهای موللا پناه واقف و آشیق علسگر  به این اشعار بر می خوریم. که قاباغ در معنی پیشانی آمده است.
آی قاباقلی،بولود زولفلو گؤزلیم -دوروبان باشینا دولانماق گَرَک(میرزا پناه واقف)
آچیلدی نیقابین آی قاباغیندان-آلدی باشدان آغیل ،کامالی، خورشید(علسگر)
بوللور بوخاق لاله یاناق،آی قاباق –شاهمار زولفو پریشانلار دولانیر.(علسگر)
این  کلمه در معنی پیشانی  در زبانی تاتی امروزه نیز کاربرد دارد که درزمان قدیم از تورکی وارد شده است.
✅در زبانهای تورکی خاکاس و وتووا وآلتای نیز در معنای پیشانی کاربرد دارد.
معنای صورت(که در قسمت جلو بدن قرار دارد) وجلو نیز بر اساس همین معنی از کلمه قاباغ بوجود آمده اند.
به طور کلی در شیوه های مختلف زبانی تورکی سمت های جلو و عقب(اؤن وآرخا) با اعضای بدن که در سمت جلو  و یا در سمت عقب بدن قرار دارند نیز نشان داده می شود.
مثلا کلمای مانند بینی ،سر ،صورت ،ابرو و... طرف جلو و کلماتی مانند دال ،آرخا،انسه،سیرت و غیره در معنای  آرخا (عقب ) می باشند.
✅منبع:
Gülsüm Hüseynova. Tat dili leksik fondunun genealoji təhlili-64-65
✅ در فرهنگ شاهمرسی ص 722 نیز در معانی:جلو پیش ،مقابل،برابر،اولی ،چهره ،منظر  آمده است.
✅در پی نوشت به این نکات هم میتوان توجه کرد کلماتی مانند قابیغ(پوست میوه ودرخت و...)،قابار(-حباب روی آب،تاول  یا پوستی که برروی پوست اصلی ایجاد می شود) قاب (ظرف) که به صورت پوسته ای غذا را در بر میگیرد،یا غلاف وجلد برخی اشیا مانند عکس.قاوال (دهل) که از پوست درست می شود .قابارتماق(به رخ کشیدن).قابارما(مد،بالا آمدن آب دریا) قاباقلاشدیرماق(رو به رو کردن)قابان(گراز نری که نقش فرمانده وجلو رونده دارد)قابورغا(استخوان های سینه که روی قلب و... را می پوشاند)و... در همه اینها  ریشه کلمه قاباغ به صورت قاب در معنی قسمت رویی .،ظرف ،جلد ،سطح خارجی ،پوسته وصورت و... آمده که بی ارتباط با معنی جلو و پیشانی وصورت در کلمه قاباغ نمی تواند باشد.
@tarixbastan

قام،آیین،تاریخ وزبان باستان تورکان✴️✴️✴️

⚘🌾, [15.03.20 20:59]
[Forwarded from قام ،آیین ، تاریخ و زبان باستان]
[ Photo ]
✅تورکی قاراخانی(خاقانیه،تورکی میانه)
به شیوه مکتوب تورکی گسترده شده ازکاشغر به سوی تورکستان شرقی وغربی می گویند.
که در اصطلاحح زبانشناسان به آن تورکی میانه میگویند و کاشغری تورکی خاقانیه می نامد.
از نظر کاشغری این شیوه تورکی فصیح، زیباترین ورساترین شیوه تورکی است .
سه اثر مهم از این شیوه اکنون بر جای مانده است.
1) اثر منظوم قوتادغوبیلیک(اثر یوسف خاص حاجب)
(شیوه مکتوب در میان حکومت قاراخانیان-میلادی1069)
2) امثله وشواهد موجود در دیوان الغات تورک(محمود کاشغری -1073میلادی)
3)عتبه الحقایق:محمد ادیب یوکناکی
نظر مرحوم محمدارگین این بود که تورکی خاقانیه که کاشغری ازآن یاد می کندجزو تورکی اویغوری به شمار می رود.
در تعریف تورکی اویغوری وتورکی خاقانیه نیز کاشغری آن دو راتقریباَ یکسان می داند.
بدینگونه باید گفت تورکی قاراخانی شیوه ای خاص ازاویغوری است که در دیوان مورد توجه قرار گرفته است وتا ظهور تورکی جغتایی زبان ادبی،مکتوب ورسمی درسرزمین های اسیای میانه بوده است.
عکس:ازکتاب قوتادغوبیلیک به الفبای تورکی اویغوری
ازدیوان لغات التورک محمود کاشغری،ترجمه دکتر صدیق،ص58
@tarixbastan

قام،آیین،تاریخ وزبان باستان تورکان✴️✴️✴️

⚘🌾, [15.03.20 21:08]
[Forwarded from Türk oxulu (амир бигдили)]
UNESCO celebrates International Mother Language Day (IMLD)

"Towards Sustainable Futures through Multilingual Education". To foster sustainable development, learners must have access to education in their mother tongue and in other languages. It is through the mastery of the first language or mother tongue that the basic skills of reading, writing and numeracy are acquired. Local languages, especially minority and indigenous, transmit cultures, values   and traditional knowledge, thus playing an important role in promoting sustainable futures.


UNESCO Beynəlxalq Ana Dili Gününü (IMLD) qeyd edir.

"Çoxdilli təhsil vasitəsilə davamlı gələcəyə doğru". Davamlı inkişafa dəstək olmaq üçün, şagirdlərin ana dilində və digər dillərdə təhsil almaları lazımdır. İlk dildə və ya ana dilində ustalıqla oxumaq, yazmaq və sayma əsas bacarıqları əldə edilir. Yerli dillər, xüsusilə azlıq və yerli, mədəniyyətlər, dəyərlər və ənənəvi bilikləri ötürür, beləliklə davamlı gələcəyin təşviqində mühüm rol oynayır.


یونسکو روز جهانی زبان مادری (IMLD) را گرامی می‌دارد.
"به سمت آینده های پایدار از طریق آموزش چند زبانه". برای رشد و توسعه پایدار ، زبان آموزان باید به آموزش به زبان مادری و سایر زبانها دسترسی داشته باشند. از طریق تسلط به زبان اول یا زبان مادری است که مهارت های اساسی خواندن ، نوشتن و عددی کسب می شود. زبانهای محلی ، به ویژه اقلیت ها و بومی ها ، فرهنگ ها ، ارزش ها و دانش سنتی را منتقل می کنند ، بنابراین نقش مهمی در ارتقاء آینده های پایدار دارند.
http://www.unesco.org/new/en/international-mother-language-day/
@Anadilimiz_az

⚘🌾, [15.03.20 21:08]
[Forwarded from Türk oxulu]
[ Photo ]
(وثیقه نامه یا عهدنامه شورای کبرای دشت مغان، به تاریخ 4 شوال 1148ه.ق)

✍🏼این عهدنامه به قلم میرزا مهدی خان بیگدلی معروف به استر آبادی نوشته شده است.

قسمتی از این نامه که ایران را شامل ترک و تاجیک دانسته جالب توجه است.

 ¤ @anadilimiz_az ¤

⚘🌾, [15.03.20 21:08]
[Forwarded from Türk oxulu (амир бигдили)]
UNESCO celebrates International Mother Language Day (IMLD)

"Towards Sustainable Futures through Multilingual Education". To foster sustainable development, learners must have access to education in their mother tongue and in other languages. It is through the mastery of the first language or mother tongue that the basic skills of reading, writing and numeracy are acquired. Local languages, especially minority and indigenous, transmit cultures, values   and traditional knowledge, thus playing an important role in promoting sustainable futures.


UNESCO Beynəlxalq Ana Dili Gününü (IMLD) qeyd edir.

"Çoxdilli təhsil vasitəsilə davamlı gələcəyə doğru". Davamlı inkişafa dəstək olmaq üçün, şagirdlərin ana dilində və digər dillərdə təhsil almaları lazımdır. İlk dildə və ya ana dilində ustalıqla oxumaq, yazmaq və sayma əsas bacarıqları əldə edilir. Yerli dillər, xüsusilə azlıq və yerli, mədəniyyətlər, dəyərlər və ənənəvi bilikləri ötürür, beləliklə davamlı gələcəyin təşviqində mühüm rol oynayır.


یونسکو روز جهانی زبان مادری (IMLD) را گرامی می‌دارد.
"به سمت آینده های پایدار از طریق آموزش چند زبانه". برای رشد و توسعه پایدار ، زبان آموزان باید به آموزش به زبان مادری و سایر زبانها دسترسی داشته باشند. از طریق تسلط به زبان اول یا زبان مادری است که مهارت های اساسی خواندن ، نوشتن و عددی کسب می شود. زبانهای محلی ، به ویژه اقلیت ها و بومی ها ، فرهنگ ها ، ارزش ها و دانش سنتی را منتقل می کنند ، بنابراین نقش مهمی در ارتقاء آینده های پایدار دارند.
http://www.unesco.org/new/en/international-mother-language-day/
@Anadilimiz_az

⚘🌾, [15.03.20 21:14]
[Forwarded from Türk oxulu (амир бигдили)]
#سوزجوکلر

سپ: بپاش
Səp🇦🇿
Serp🇹🇷

_____________________________
سپمک:پاشیدن ، جوش زدن، پخش کردن ، جوش در آوردن
Səpmək🇦🇿
Sepmek🇹🇷
Serpmek🇹🇷
_____________________________
سپیلمک:پاشیده شدن، پخش شدن،
Səpilmək🇦🇿
Serpilmek🇹🇷
_____________________________
سپدیرمک:پاشاندن
Səpdirmək🇦🇿
Serptiştirmek🇹🇷
_____________________________
سپدیریلمک:پاشانده شدن
Səpdirilmək🇦🇿
Serptirilmek🇹🇷
_____________________________
سپگی:کک و مک، التهاب موقتی پوست
Səpgi🇦🇿
_____________________________
سپگیلی:جوش دار،دارای خالهای ریز روی پوست
Səpgili🇦🇿
_____________________________
سپگین:جوش زده
Səpgin🇦🇿
____________________________
 سپیجی/سپینجی /سپینچی :کشتکار،بذرپاش،بذرافکن
Səpici🇦🇿
Səpinci🇦🇿
Səpinçi🇦🇿
____________________________
سپیلیش: انتشار، پراکندگی
Səpiliş🇦🇿
____________________________
سپین:بذرافشانی،پاشیدن بذر به زمین، کشت
Səpin🇦🇿
____________________________
سپین قاباغی: بیش از بذر افشانی ،زمان بین شخم زدن مزرعه و کشت محصول
Səpinqabağı🇦🇿
____________________________
سپ سووار: آب دادن مزرعه بلافاصله بعد از بذر پاشی
Səpsuvar🇦🇿
____________________________
سپه له مک:پخش و پلا کردن
Səpələmək🇦🇿
____________________________
سپه لنمک: پخش و پلا شدن
Səpələnmək🇦🇿
____________________________

 ♤ @anadilimiz_az ♤

⚘🌾, [15.03.20 21:14]
[Forwarded from Türk oxulu (амир бигдили)]
#سؤزجوکلر
سۆد: شیر (خوراکی)
Süd🇦🇿
Süt🇹🇷
_____________________________
سۆد پۇلو/باشلیق:شیربها
Süd pulu , başlıq🇦🇿
_____________________________
سۆد یوْلو: کهکشان راه شیری
Süd yolu🇦🇿
_____________________________
سۆد آشیٛ: شیربرنج
Süd aşı🇦🇿
Sütlaç🇹🇷
____________________________
سۆدداش:برادر یا خواهر رضاعی
Süddaş🇦🇿🇹🇷
____________________________
سۆدلو:شیرده،شیردار،شیری
Südlü🇦🇿
Sütlü🇹🇷
____________________________
سۆدلولوک:شیردار بودن،شیری بودن
Südlülük🇦🇿
____________________________
سۆدله ین:گیاه شیر دار، گیاهی از ساقه اش مایعی شبیه به شیر ترشح میشود.
Südləyən🇦🇿
Sütleğen🇹🇷
____________________________
سۆدقابی:شیردان،ظرف شیر
Südqabı🇦🇿
____________________________
سۆد وئره ن:شیردار،شیرده
Südverən🇦🇿
____________________________
سۆدچو:شیرفروش
Südçü🇦🇿
Sütçü🇹🇷
____________________________
سۆدچولوک:شیر فروشی
Südçülük🇦🇿
____________________________
سۆد امه ر:شیرخوار،نوزاد
Südəmər🇦🇿
Süt çocuğu🇹🇷
____________________________
سۆد دیشی: دندان شیری
Süd dişi🇦🇿
Süt dişi🇹🇷
____________________________
سۆدسوز:بدون شیر،کم شیر
Südsüz🇦🇿
Sütsüz🇹🇷
____________________________
♡ @anadilimiz_az ♡

⚘🌾, [15.03.20 21:16]
[Forwarded from Türk oxulu (амир бигдили)]
#سوزجوکلر

بوغ: خفه کن
Boğ🇦🇿🇹🇷
_____________________________
بوغماق: خفه کردن
Boğmaq🇦🇿
Boğmak🇹🇷
_____________________________
بوغولماق: خفه شدن
Boğulmaq🇦🇿
Boğulmak🇹🇷
_____________________________
بوغما:خفه سازی
Boğma🇦🇿🇹🇷
_____________________________
بوغولموش: خفه شده
Boğulmuş🇦🇿🇹🇷
_____________________________
بوغمان: شخص خفه کننده
Boğman🇦🇿🇹🇷
_____________________________
بوغماجا: بیماری دیفتری، گلو گرفتگی
Boğmaca🇦🇿
_____________________________
بوغوشما:نزاع
Boğuşma🇦🇿
_____________________________
بوغوشماق: دعوا کردن
Boğuşmaq🇦🇿
_____________________________
بوغوشدورماق:به جان هم انداختن
Boğuşdurmaq🇦🇿
_____________________________
بوغار: خفه کننده(صفت)
Boğar🇦🇿🇹🇷
_____________________________
بوغاناق: اختناق،خفقان آور،شرجی
Boğanaq🇦🇿
_____________________________
بوغونتو: اختناق،خفقان،خفگی
Boğuntu🇦🇿
_____________________________
 بوغاز:گلو،گردن،مری،باردار
Boğaz🇦🇿🇹🇷
_____________________________
بوغاز یانماسی: سوزش گلو
Boğaz yanması🇦🇿
_____________________________
بوغازا دویمه/بوغاز دویوشمه سی: مناقشه
Boğazadöymə🇦🇿
Boğazdöyüşməsi🇦🇿
_____________________________
بوغازلاماق:خفه کردن،سر بریدن
Boğazlamaq🇦🇿
_____________________________
بوغازلانماق: خفه شدن
Boğazlanmaq🇦🇿
_____________________________
بوغازلاشماق:گلوی یکدیگر را گرفتن
Boğazlaşmaq🇦🇿
______________________________
بوغازلی:دارای گردنه،گلودار
Boğazlı🇦🇿
______________________________
بوغساماق: بغص در گلو گیر کردن
Boğsamaq🇦🇿
_____________________________
بوغوس:بغض،اندوه
Boğus🇦🇿
_____________________________
بوغچا:بغچه
Boğça🇦🇿
_____________________________
بوغچالاماق:بغچه کردن
Boğçalamaq🇦🇿
_____________________________
بوغچالانماق:بغچه شدن
Boğçalanmaq🇦🇿
_____________________________
♧ @anadilimiz_az ♧

⚘🌾, [15.03.20 21:19]
[Forwarded from Türk oxulu (Mhmd Qanati)]
زبان ترکی در سیر تاریخی خود، قسمت اوّل
 «ترکی قدیم»


بومين خان بنیانگذار امپراطوری گؤک تورک است؛ گؤک ترکها در زمان پادشاهی بیلگه‌خاقان متحد بودند. در این زمان ادبیات در اختیار اوزان‌هاست. آنچه که از ادبيات مکتوب این دوران به جا مانده سه کتیبهٔ کول تیگین، بیلگه خاقان و تان یوقوق است.
متن زیر بخشی از کتیبهٔ بیلگه خاقان به خط ترکی قدیم است:

𐱅𐰇𐰼𐰰: 𐰆𐰍𐰕: 𐰋𐰏𐰠𐰼𐰃: 𐰉𐰆𐰑𐰣: 𐰾𐰓: 𐰇𐰕𐰀: 𐱅𐰭𐰼𐰃: 𐰉𐰽𐰢𐰽𐰺: 𐰽𐰺𐰀: 𐰘𐰃𐰼: 𐱅𐰠𐰤𐰢𐰾𐰼: 𐱅𐰇𐰼𐰰: 𐰉𐰆𐰑𐰣: 𐰠𐰭𐰤: 𐱅𐰇𐰼𐰇𐰭𐰤: 𐰚𐰢: 𐰺𐱃𐱃𐰃: 𐰆𐰑𐰀𐰲𐰃: 𐰼𐱅𐰃:

معنی: ای بزرگان و ای ملت ترکان اغوز! بشنو! و بدان! تا آسمان فرو نیاید و زمین نشکافد؛ رسم و ملت ترک نابود نخواهد شد!


محمود کاشغری (زبانشناس، ۵ هـ.) از چند تن از ادیبان این دوره نام برده که عبارتند از:
آپرین، کیکی، قول ترخان، آسیق توتونق و پراتیا یاشیری.

در این دوران ترک‌ها هنوز متفرق نشده‌اند و اختلاف لهجه در میان آنها نیز قابل اعتنا نیست.

https://t.me/anadilimiz_az/480

⚘🌾, [15.03.20 21:28]
[Forwarded from Türk oxulu (амир бигдили)]
ﺍﻫﻤﯿﺖ #ﺯﺑﺎن_ماﺩﺭﯼ ﺍﺯ ﺯﺑﺎﻥ ﺑﺰﺭﮔﺎﻥ :

#ﺳﯿﺪﺟﻤﺎﻟﺪﯾنﺍﺳﺪﺁﺑﺎﺩﯼ :

ﻫﺮ #ﻣﻠﺘﯽ ﻛﻪ #ﺯﺑﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻛﻨﺪ #ﺗﺎﺭﻳﺦ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ #ﮔﻢ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻋﻈﻤﺖ ﺧﻮﻳﺶ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻩ اﺳﺖ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺩﺭ #ﺑﻨﺪﮔﯽ ﻭ #ﺍﺳﺎﺭﺕ ﺑﺎﻗﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﻣﺎﻧﺪ.


#ﺳﺎﺯﻣﺎنﻳﻮﻧﺴﻜﻮ :

  " ﻛﺴﯽ ﻛﻪ ﻧﺘﻮﺍﻧﺪ ﺑﻪ #ﺯﺑﺎن_ماﺩﺭی ﺧﻮﺩن ﺑﻨﻮﻳﺴﺪ  و بخواند #ﺑﻴﺴﻮﺍﺩ ﻣﺤﺴﻮﺏ ﻣﻲﺷﻮﺩ ".

#ﻧﻈﺮﻳهﺟﺎﻣﻌﻪﺷﻨﺎﺳﺎﻥ  :

 " #ﺯﺑﺎن_ماﺩﺭی ﺑﺎ #ﺷﻴﺮﻣﺎﺩﺭ ﺩﺭ ﺟﺎﻥ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺑﺎ #ﻣﺮﮒ ﺍﺯ ﺗﻦ ﺑﻴﺮﻭﻥ ﻣﻴﺮود ﻭ ﺗﺤﻤﻴﻞ #ﺯﺑﺎﻥ ﺩﻳﮕﺮ ﺑﻪ ﻛﻮﺩﻛﯽ ﻛﻪ تاﺯﻩ ﺷﺮﻭﻉ ﺑﻪ ﺣﺮﻑ ﺯﺩﻥ ﻧﻤﻮﺩﻩ #ﺟﻨﺎﻳﺖ ﻣﺤﺴﻮﺏ ﻣﻴﺸﻮﺩ .

#ﻫﺎﯾﺪﯾﮕﺮ :

 " ﺍﮔﺮ #ﺯﺑﺎﻥﻣﻠّﺘﯽ ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﺑﺮﻭﺩ ﺁﻥ #ﻣﻠّﺖ ﻫﻢ ﺍﺯ ﺻﺤﻨﻪ ﻫﺴﺘﯽ ﺧاﺭﺝ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ.
      
#پروفسورجینوآلفرد:

 کسی که #زبان_مادری را به فرزندان خود یادندهد نه تنها به #پدران و #اجداد و #فرزندان خود #خیانت کرده بلکه به تمام #بشریت نیز #خیانت کرده است چون باعث #نابودی یکی از #فرهنگهای_بشری شده است.

@anadilimiz_az

⚘🌾, [15.03.20 21:31]
[Forwarded from Türk oxulu (амир бигдили)]
🙄علامت و پسوند مبالغه در زبان تورکی آزربایجانی

🇸🇦در زبان عربی هر فعلی بر وزن فعال باشد پسوند مبالغه است.
مانند: غفار=بسیار آمرزنده
کذاب=بسیار دروغگو
جبار=بسیار زورگو

⌨️آغان/قان/گن ، از جمله پسوند های هستند که اگر به بن فعل امر ،ملحق شوند ، صفت فاعلی با معنای مبالغه میسازند.
🎗این پسوند با ساختن واژه ای جدید، کمک زیادی به معناسازی و غنای لفظی_معنوی زبان تورکی میکند.
♟این پسوند نیز از قانون هماهنگی اصوات پیروی میکند.
👇👇👇👇👇👇
@anadilimiz_az

⚘🌾, [15.03.20 21:31]
[Forwarded from Türk oxulu (амир бигдили)]
➖مثال با پسوند اینجه:

گز:بگرد/gəz
گز+اگن=گزه گن:کسی که بسیار میگردد ، سیاره/gəzəgən
________________________________
از=له کن ، تحت فشار قرار بده/əz
از+اگن=ازه گن:بسیار له کننده/əzəgən
________________________________
گول:بخند/gül
گول+اگن=گوله گن:کسی که بسیار میخندد/güləgən
________________________________
دویوش:زد و خورد/döyüş
دویوش+گن=دویوشگن:مبارز/döyüşgən
_________________
@anadilimiz_az
--------------------------

⚘🌾, [15.03.20 21:31]
[Forwarded from Türk oxulu (амир бигдили)]
مثال با پسوند قالین:

قاچ:بدو/qaç
قاچ+آغان=قاچاغان:تیزپا/qaçağan
________________________________
آغلا:گریه کن/ağla
آغلا+غان=آغلاغان:گریان/ağlağan
________________________________
چالیش:تلاش
چالیش+قان=چالیشقان:فعال/çalışqan
________________________________
چیغیر:جیغ و داد کن/çığır
چیغیر+قان=چیغیرقان:بسیار جیغ و داد کننده/çığırqan
________________________________
یاپیش:بچسب/yapış
یاپیش+قان=یاپیشقان:چسب/yapışqan
____________
@anadilimiz_az
👆👆👆👆👆👆

⚘🌾, [15.03.20 21:54]
[Forwarded from Türk oxulu (Mhmd Qanati)]
🔰متعدی‌های درجه‌دار در زبان‌ترکی

🔺بعضی از افعال ذاتاً متعدی هستند یعنی همراه با مفعول می‌آیند.مثلاً:
←یاز:دفتری یاز
←ایچ:چایی ایچ
←اوخودوم:یازینی اوخودوم


این نوع افعال را متعدی درجه‌۱ میگویند.

🔺باکمک پسوندهای -اَت،-اوت،ایت،-دور،-دیر درجه‌دیگری میتوان بر متعدی درجه۱ اضافه کرد و تا درجه۳* قابل افزایش است؛ به‌مثالهای زیر توجه کنید:

  درجه۱👇     درجه۲👇  درجه۳👇
    یاز             یازدیر       یازدیرتدیر
  اوخو            اوخوت       اوخوتدور
    ایچ             ایچیت       ایچیتدیر


🔥
💫🔥
🔥🌙🔥


🥇*زبان ترکی تنها زبان دنیاست که در آن افعال متعدی درجه۳ وجود دارند.

 

🌸Mənim Anadilim dillərin anasıdır

📚🆔 @Anadilimiz_az

توحید, [15.03.20 22:19]
[Forwarded from کیملیک kimlik]
[ Photo ]
🌷#بوگون_تاریخ‌ده

🔸۲۵ اسفند زادروز  پروین اعتصامی

(متولد ۲۵ اسفند ۱۲۸۵ در تبریز و درگذشته ۱۵ فروردین ۱۳۲۰ در تهران)

🔹رخشنده اعتصامی معروف به پروین اعتصامی «مشهورترین شاعر زن ایران» است.
او از کودکی، فارسی، انگلیسی و عربی را نزد پدرش آموخت و از همان زمان زیر نظر پدر و استادانی چون دهخدا و ملک الشعرای بهار سرودن شعر را آغاز کرد. پدر وی یوسف اعتصامی، از شاعران و مترجمان معاصر  بود که در شکل‌گیری زندگی هنری پروین و کشف استعداد و گرایش وی به سرودن شعر نقش مهمی داشت.

🔹پروین در ۲۸ سالگی ازدواج کرد اما به دلیل اختلاف فکری با همسرش، از او جدا شد و  بعد از جدایی،  مدتی در کتابخانهٔ دانشسرای عالی  به شغل کتابداری مشغول شد.

🔹پروین قبل از دومین نوبت چاپ  اشعارش، بر اثر بیماری حصبه در سن ۳۵ سالگی درگذشت و در حرم حضرت فاطمه معصومه، در آرامگاه خانوادگی‌اش به خاک سپرده شد. زادروز پروین اعتصامی (۲۵ اسفند) در تقویم به عنوان «روز بزرگداشت پروین اعتصامی» نام‌گذاری شده است.

🔹تنها اثر چاپ و منتشر شده از وی، دیوان اشعار اوست که دارای ۶۰۶ شعر شامل اشعاری در قالب‌های مثنوی، قطعه و قصیده است.

@kimlig1

توحید, [16.03.20 00:54]
[Forwarded from کیملیک kimlik]
🌗#بیلگی_لر

🔸اندیشه یا شخصیت حقیقی؛ معیار قضاوت کدام است!؟

🔹شخصیت حقیقی هر آدم، مهمترین مؤلفه هویتی اوست. نام، ادراک، علم، زبان، عقلانیت، حتی ویژگی‌های فیزیکی یک فرد، مؤلفه‌هایی از شخصیت حقیقی اوست. ممکن است همین «آدم» عقاید و مواضع مخصوص خود را داشته باشد و بخواهد آن را با دیگران در میان بگذارد.

🔹رفتار، عقاید و مواضع هر فردی، معرف بخشی از شخصیت حقیقی یک «آدم» است. چرا بخشی؟ چون آدمی موجودی پیچیده است که بر اثر تحولات درونی و بیرونی، مواضع و رفتارهای متغیری از خود نشان می‌دهد که ممکن است الزاما آیینه درون خودش یا تراوشات کوزه درونش هم نباشد.

🔹با این مقدمه؛ حال آیا ما در مقام نقد و قضاوت اشخاص به مواضع، عقاید و رفتارهای او می‌پردازیم یا شخصیت حقیقی او را قضاوت می‌کنیم!؟ چرا عادت کردیم کیلویی نظر بدهیم و هر «آدمی» را که مخالف نظرش هستیم، بد بدانیم و هر «آدم» طرفدارمان را خوب معرفی کنیم؟

🔹تقسیم «آدمیان» به خوب و بد، چقدر تحت تأثیر القائات بیرونی یا کشش‌ها و ملاک‌های درونی است؟ شاید به جرأت گفت یکی از پیش‌نیازهای مهم در تعریف هویت و کیملیک، بازنگری جدی در قضاوت‌هاست. بیاییم در قضاوت‌ها و نقدها فارغ از شخصیت حقیقی فرد مورد نظر، صرفا به نقد یا تحسین مواضع، عقاید و رفتارهای او بپردازیم.

🔹واقعیت این است که بستر مجازی، منجر شده که هر «آدمی» با هر سطح بینشی افکار و اندیشه خود یا دیگری را نشر نماید. اما آیا ما در مقام نقد مجاز هستیم شخصیت حقیقی او را تخریب کنیم؟

🔹واژه‌هایی در این فضا علیه مخالفان به کار برده می‌شود که قلم از نگاشتن آنها شرم دارد. اندکی حیا باعث خواهد شد که از کاربرد الفاظ رکیک که کرامت «آدمی» را تخریب می‌کند، صرف نظر کنیم.

🔹کاش آنهایی که در دل و ذهنشان به دنبال تهیه مانیفستی برای دفاع از هویت آذربایجان یا هر اندیشه دیگر هستند، یاد بگیرند و یاد بدهند که ما حق نداریم به هر دلیلی کرامت ذاتی یک «آدم» را زیر سؤال ببریم. نقطه اول «تربیت» خود «آدم» است و اگر دنبال جامعه‌ای تربیت یافته هستیم، باید نخبگان تربیت یافته داشته باشیم.

🔹نمونه‌های متعددی از توهین رکیک در گروه‌ها، کانال‌ها و پیج‌ها و... نوشته شده که ما از بازنشر آن معذوریم و معتقدیم تعصب تکفیری، نه راه نجات بلکه چاه نابودی فرهنگ‌ها و هویت‌ها و کرامت‌های انسانی است.

✍️کیملیک

@kimlig1

⚘🌾, [16.03.20 01:48]
تکواژ آتش âtaš که امروزه در فارسي رايج است، در گويش پهلوي ميانه و پهلوي دوره‎ي ساسانى، به صورت âtaš تلفظ مي‎شده‎ است که در آن هر دو واک (a) و (ı) کوتاه بودند؛ معناي اصلي آن «جرقّه‎ي جهنده از سنگ» است و بعدها در معناهاي: شعله، اخگر، هيمه‎ي افروخته، دوزخ و جهنم به کار رفته است. و معاني فرعي و ثانوي چون: تندي، تيزي ایذاً بلا و مصيبت نيز به خود گرفته است و ترکيبات چندي مانند: آتش‌پاره، آتش‎بس، آتش‎پرست، آتش‌خوار، آتش‌زنه، آتش‌فشان و غيره دارد.

تلفظ اصلي و کهن آن يعني: âtıš، هنوز هم در فارسي رايج است و در بسياري از فرهنگ‎ها ضبط شده‎است. مرحوم معين آن را در فرهنگ خود به صورت آديش Adıš ضبط و «آتش» معني کرده است.
به معناي اصلي آن، فردوسي نيز اشاره دارد و آن را «برشده» و در معناي جهنده مي‎آورد. آنجا که از چهار عنصر صحبت مي‎کند، مي‎گويد:
يکي آتِشي برشده تابناک
ميان باد و آب از بر تيره خاک

و يا:
همي برشد آِتش، فرود آمد آب
همي گشت گرد زمين آفتاب

«بر آمدن » و «جهيدن» معناي اصلي و باستاني تکواژ «آتِش» است که در متون فارسي, غير از شاهنامه هم فراوان به آن اشاره شده و مي‎توان سراغ آن را در فرهنگ‎ها گرفت. اسدي طوسي گويد:
گر آتِش  بر آمد بر مغ، چه باک
از آتش بد ابليس و آدم زخاک

در متون کهن ترکي نيز اين کلمه وجود دارد. مثلاً در «ديوان‎اللغات الترک» به صورت آتيشatıš و در معناي: جهيدن و پريدن يا پرش معنا مي‎دهد.

در ترکي اويغوري کهن و در ترکي جغتايي هم که منشأ «ترکي شرقي» هستند، به آتش، atıš گفته مي‎شود . امروزه در ترکي ازبکي، قرقیزی و قزاقی هم، به آتش، علاوه بر yalq-ın که در معناي آتش و نار است، atäš نيز گفته مي‎شود .
بدين‌گونه مي‎توان ادعا کرد که ميان کلمه‎ي «آتِش» در فارسي با atıš ترکي پيوند وجود دارد. به نظر ما، با توجه به اينکه تکواژ  atıš در سياهه‎ي لغات سومري و کتيبه‎هاي اورخون نيز آمده است، مي‎توان «آتِش» فارسي را مأخوذ از ataš در ترکي به حساب آورد.

نویسنده : دوزگون

sexavet izzeti, [16.03.20 11:17]
[Forwarded from Edebi körpü]
يئدی مشعله چیلر(شعر آخیمی)
سخاوت عزتی
 
تورکیيه جمهوریتی‌نین قورولماسیيلا بیرلیکده ترقی دؤورونده هر ساحه‌‌ده اولدوغو کیمی شعر ساحه‌‌سینده ده گؤرولن داغینیقلیق اورتادان قالخدی. يئددی مشعله آدینی داشیيان بیرلیک جمهوریتین قورولوشوندان بئش ایل سونرا یعنی 1928ده نشر ائتدیکلری اورتاق بیر کیتابلا آدلارینی ائشیتدیردیلر. يئنی بیر ادبیات قورماق، غرب ادبیاتینی ایزله‌مک، خصوصی شعر مئيدانا گتیرمک آدینا اورتايا چیخارلار.
بو بیرلیگی مئيدانا گتیرنلر، جمهوریتین اولینده «ثروت فنون» ژورنالیندا شعرلر نشر ائدن شاعرلر ایدی. بو ژورنال اطرافیندا گؤروشن شاعرلر، او ایللرده اولدوقجا گنج آدلار ایدیلر. داواملی بیرلیکده اولارلار و يئنی بیر شعر مئيدانا گلمه‌سینی اؤزلرینجه واجیب گؤررلر.
نتیجه‌ده شعرلرینی تک بیر کیتابدا يیغاراق تورک شعرینده يئنی بیر آخینی باشلادارلار.
يئددی آدامدان مئيدانا گلدیکلری اوچون بو حرکته "يئددی مشعله" آدینی وئررلر. بو آدلار صبری اسد سیاوشگیل، وصفی ماهیر قوجاتورک، ياشار نابی ناعر، جودت قدرت، کنعان خلوصی، معمرلطفی، ضیا عثمان صبادان مئيدانا گلر. بونلارین کنعان خلوصی خاریجینده هامیسی شاعردیر آمما زامان ایچینده ان چوخ اؤنه چیخان آد ضیا عثمان صبا اولار.
بیرلیک منسوبلاری ایلک ایش اولاراق شعر آنلايیشلارینی اورتايا قويان بیر بَياننامه نمايیش ائدرلر. بو بَياننامه بو حرکتین نئجه دوغولدوغونو و نه نوع بیر شعری منیمسه‌دیکلرینی آچیقجا اورتايا
قويان بیر متندیر. بو متندن حرکتله بو آخینین قانونلاری بئله سیرالانا بیلر:

1-صنعت، صنعت اوچون اولمالیدیر.
2-ادبیاتدا تقلیددن قاچینیلمالی، دایم يئنیلیک، صمیمیلیک، جانلیلیق آختاریلمالیدیر.
3-غربلی قانونلارلا صنعت ائدیلمه‌لی، عنعنه‌‌وی موضوعلار يئرینه يئنی موضوعلار تاپیلمالیدیر.
4-شعرده موضوع زنگینلیگی تامین ائتمک اوچون خيالدان فايدالانیلمالیدیر.
5-شعرده هئجا اؤلچوسونو ایستیفاده ائتمیشلر.
6-تاثیرلی شعر عنصرلاری و بنزتمه‌لرله زنگینلشدیردیکلری شعرلری، اوستالیقلا چکیلمیش صنعت تابلو ديَری داشیيار.
7-فرانسیز سئمبولیستلرینین تأثیرینده قالمیشلار.
بیرلیک بو آنلايیشلاریيلا ادبیاتیمیزدا قیسا داواملی ده اولسا بیر عکس-صدا اوياندیرار لاکین؛ هدفلرینی تام اولاراق رئاللاشدیرا بیلمه‌دن داغیلمیشلار.

بیرلیگی یارادان شاعرلر ادبیات شیناسلیقدا بؤیوک ایشلر گؤررلر مثلا وصفی ماهر قوجا تورک قیمتلی«تورک ادبیاتی تاریخی » کیتابینی یازار.

ادبی کؤرپو:
https://t.me/joinchat/AAAAAFkBDwmRLfWPn-6ZDg

علی خمسه, [16.03.20 17:08]
[Forwarded from علی خمسه]
چهارشنبه سوری درمنطقه خرقان قزوين (البته در زمان قدیم و الان به صورت کمرنگ) 🌺🌺
 درمنطقه خرقان(قاراقان)(منطقه ای در استان قزوین و مرکزی و قسمتی هم در استان های همدان و زنجان)
چهارشنبه سوری به(كوله چارشنمه) معروف است
درصبح اين روز بچه هابه صحرا می رفتندوگون خار وجارو صحرايی جمع می كردند ودرهنگام كشيدن جارو صحرايی ريشه جارو صحرايی كه سبز بود را می خوردند(سوپورگه بيخی)
 بچه ها گون و سایرعلف های خشک رابه خانه برده همراه با مقداری چوب در بالای پشت بام خانه جمع می كنندتادرغروب آنها را روشن كنند.
 دراين روز درزمان قديم چون برنج كم بود وفقط درروزهای مخصوص برنج می پختندكه(پيلوو) گفته می شد.
ویکی از روزهای مخصوص همین روز بود که بعد از مراسم بر افروختن آتش اعضای خانواده با بچه های قدونیم قد با برادرها و خواهرهای زیادشام را دور کرسی گرم و گرمای با صفای خانواده میل می کردند.
دراين روز مردم به حمام رفته وبهترين لباس ها را می پوشیدندودرهنگام غروب آفتاب وقتی كه هواكمی تاريك می شدآتش روشن كرده بچه هاازروی آن می پريدند.
در این روز هرکسی که قهر بوده باشد تا این روز آشتی نکرده باشند را بزرگان فامیل و ریش سفیدان روستا افراد قهر کرده  را آشتی می دادند.
دراين روز زن خانه دور روزنه(پاجا)خانه را (لاوا)می كشيد درهنگام خوردن برنج كمی ازآن برنج راهم دور روزنه(پاجا) می ريختندتا(قری)يا(چارشنمه خاتون)بيايد ازآن بخورد تادرد بلا ازخانه آنها رخت بربندد{البته دربعضی جاهاقوورقا (گندمی كه آتش داده شده گندم بو داده) دور روزنه می ریختند}
دراين وز مراسم فال گوش ايستادن هم وجود داشت وافراد به روزنه افرادی كه خوب بودند رفته تا حرف های خوب بشنوند تا سال خوبی داشته باشند.
از مراسم جالب دیگر این منطقه شال اندازی از روزنه(پاجا)های خانه ها بود که  صاحب خانه هدیه هایی به این شال های افرادی که ناشناس بودند می بستند.
این رسم در زمان عید پررنگ تر بود.
دراين روز دربعضی ازروستاهای اين منطقه(گوی مونجوق)رادرخميری كه فتير(نوعی نان محلی گرد)می خواهند درست كنند می انداختند واگر مونجوق از تكه فتير(نوعی نان محلی) هركس در می آمد می گفتند كه روزی امسال اوامسال زياد است.
همچنين دراين روز دم ويال الاغ هارا كوتاه می كردند تادم يال بلندی داشته باشند.
همچنين كمی ازموی سردختران را باقيچی، کوتاه می كردندتا موی بلندی داشته باشند.
دراين روزبرای عمه ها وخواهرها يك بشقاب شام و شیرینی می بردند.و آنها هم در برابر این کار از غذای خود به برادر و پدر میداند.یا در مقابل آن هدیه ای دیگر مثل جوراب،تخم مرغ و...قرارمی دادند.
از رسم های دیگر شکستن کوزه های قدیمی آب بود وبه جای آن استفاده از کوزه های جدید بود.و استفاده از کوزه قدیمی را بدیمن می دانستند.
و اعتقاد داشتند که دردو بلا هم با شکستن کوزه های قدیمی از بین خواهد رفت.
 همچنين تا این روز زنان خونه باید خونه هاشون را خونه تکانی کرده و نبایستی بمونه چون اعتقادشون این بود که چهارشنبه خاتون یا قری(پیرزن )از پاجا(روزنه خانه)خانه آنها را نگاه می کند و اگر کثیف باشد آب دهان بر آن خانه خواهد انداخت و آن خانه درطول سال کثیف خواهدماندوخانواده سال بدی خواهند داشت.
از رسوم جالب دیگر این منطقه این است که:🌺🌺
اگر خانواده ای یکی از اعضای خانواده اش در آن سال به رحمت خدارفته باشد.به علت داغدار بودن،،آتش روشن نمی کنند.
اما همسایه ها و فامیل ها برای آنکه آن خانواده داغدار هم درجشن و شادی اون روز شرکت داشته باشند.
هیزمی رابر بالای منزل داغ دیده روشن می کنند.وخانواده داغدار را هم به دور آتیش می بزند.
اتمولوژی كوله چارشنمه :
🌺🌺
بعضی اعتقاد دارندچون خاکستر(کول) از آتش به جا میماندبه این خاطر کوله چارشنمه میگفتند.
بعضی ها اعتقاد دارندچون دراين روز جاروهای صحرايی كوتاه(كوله سوپورگه)را آتش زده ودر روی آنها تف كرده وبا چرخاندن دور سر ودعای خير كردن آن را می انداختند اين نام به اين خاطر به وجود آمده است.
چون جارو ها در اثر آتش زدن کوتاه میشد ودر ترکی منطقه به جاروی کوتاه شده کوله سوپرگه میگن.
و....
 شعری كه درهنگام پريدن از روی آتش می خواندند.🌺🌺
 به اعتقاد مردم اين منطقه پريدن ازروی آتش باعث می شدكه دردبلای آنهاوزردی آنها به آتش بريزد وآنها دچار بيماری نشوند.
به اين ترتيب درهنگام پريدن از روی آتش معمولااين شعر را می خواندند.
«سايا مايا ايليميز گدّی اون ايكّی آيا»(بهشتيان)
البته این جمله را هم بچه ها می گفتند:
ائلوو پیلوودان یی ائولار
پیلوو ائلودان یی ائولار
«آيامايا ايليميزگدّی اون ايكّی آيا»(خسروآباد ودانك)
«سيو ميو ايليميزگدّی اون ايكّی آيا»(شهيدآباد)
‹‹سايا مايا قمبرعلي دوشدو چايا اوشاخلاری قالدی وايا››(آوج) ‌
سایا مایا کوله قری گددی چایا(خروسدره)
آی مایا آی دان سایا طلیم خان دوشدو چایا.(هرایین)
تهیه کننده:علی خمسه
منبع: تحقيقات ميدانی
@tajmotaleatkharaghan

𐱅𐰇𐰼𐰚 eren, [16.03.20 20:41]
[Forwarded from Türkcə ocağı (𐱅𐰇𐰼𐰚:𐰲𐰼𐰏 eren)]
🛑Feil-sifət" əkləri (1)
پسوندهای صفت-فعلی

🟣ası _ əsi  = gələcək-gərəklik

💢پسونده فعل-صفت(صفت-فعل) پسوندی است که فعل ، صفت   میسازد. این پسوند در اصل واجب-آینده را بیان میکند.

🟡gərəklik_gələcək  feili-sifəti

مثال :

♦️Yıxılası ev bir gün yıxılacaq
خونه ای که خراب شدنیه  ، خراب خواهد شد.

♦️olası işin qarşısında dayanma
در مقابل کاری که شدنیه (خواهد شد) ایستادگی‌ نکن.

♦️heç zaman gedəsi adamı zorla saxlamayacağam.
هیچوقت ادمی‌ که میخواهد بره (رفتنیه) را بزور نگه نخواهم‌داشت.

♦️ilkdən yazılası məktub deyil idi.
از اولش این نامه نوشته نمیشد. (نوشته شدنی نبود)

♦️Qalası adam qalar,  almayası qalmaz.
ماندنی میماند ، نماندنی نمیماند
(کسی‌که خواهد ماند  خواهد ماند ،
کسی که نخواهد ماند  نخواهد ماند)

♦️bunu biləsi özü gəlib yanıtlasın.
کسی که این را دانستنیه(خواهد فهمید) خودش بیاید و جواب بدهد.

🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶
🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷

🟡ası_əsi :

علاوه بر اینکه‌ قالب التزامی میباشد و با صرف افعال در کانال توضیح‌داده شده.  پسوندی برای صفت‌ساز(صفته-فعلی) هم میباشد که در کل نقش واجب-آینده را ایفا میکند.

________________________________

🟠bizə qoşulun
            ⬇️
@turkce_dilim

Deleted Account, [16.03.20 21:13]
دای نه آنلامدا؟


دای من گئتدیم،دیگه من رفتم

دای+چا ،آتین بالاسی

اوْ زامان دای اؤزۆ آت آنلامیندا اولار؟

Deleted Account, [16.03.20 21:27]
[Forwarded from اردبیل ۲۰۲۰]
[ Photo ]
شبکه تورکی ساوالان✔️ یا شبکه فارس زبانان سبلان✖️
ما آماده رسانه ای کردن نظرات شما راجب فارسی شدن برنامه های تولیدی شبکه ساوالان هستیم .

آیا مردم اردبیل حق داشتن شبکه استانی به زبان مادری خود را ندارند؟
ارسال نظرات :
@ardabill_2020_a
#اردبیل_۲۰۲۰
@ardabill_2020

𐱅𐰇𐰼𐰚 eren, [16.03.20 21:33]
[In reply to Deleted Account]
تَأکید سوزو  دییرلر بونلارا  :
داها = دا  ،  دای ,  ، دانا ، دنه  ، دایا ، داینا ، دَینه  و....

سوروشدوغون دایچا تام باشقادی : کره اسب اولورلار اونلار

Saeed Ghojavand, [16.03.20 23:10]
اوچ بوجاق üç bucaq = مثلّث

دیک اوچ بوجاق dik üç bucaq = مثلّث قائم الزّاویه

دوز اوچ بوجاق düz üç bucaq = مثلّث متساوی الاضلاع

دؤرد بوجاق = چهار ضلعی

دیک دؤرد بوجاق = مستطیل

دوز دؤرد بوجاق düz dörd bucaq = مربّع

بولگوک bulguk = قُطر

اوتتوراق otturaq = (مثلّث) قاعده

یاماج yamac = (مثلّث) ساق

یاماج داش yamacdaş = متساوی السّاقین

سینگار sıngar = صفحه ، (هندسه فضایی) وجه

دوز ایگیرمی سینگارلی düz igirmi sıngarlı = بیست وجهی منتظم

کونجه küncə = (هندسه فضایی)کُنج ، زاویه فضایی

کؤب köb = (هندسه فضایی) یال

دیک بوجاق dik bucaq = قائم الزّاویه

کول بوجاق kul bucaq = زاویه منفرجه

ایتی بوجاق iti bucaq = زاویه حادّه

جیزیق cızıq = خط

زولاق zolaq = خط راست

سینیق جیزیق sınıq cızıq = خط شکسته

پارا زولاق para zolaq = پاره خط

یاریم زولاق yarım zolaq = نیم خط

بولونگ bulung = زاویه

آچیم açım(هاچیم haçım) = حجم

Saeed Ghojavand, [16.03.20 23:11]
بولونگاج bulungac = نَقّاله

دیککَج dikkəc = گونیا

شاقول şaqul = شاغول

زولاققاج zolaqqac = خط کش(خط راست)

جیزگَج cizgəc = خط کش ، پیستوله

سیلگی silgi = (مداد) پاک کن

قارانداش qarandaş = مداد

Deleted Account, [17.03.20 11:01]
[Forwarded from Can.Kerçembulu]
دوست نبیند به جز آن یک هنر!
#جان_کرچمبولو

از آنجا که پیدایش زبان در بشر اولیه از طریق الگوبرداری از صداهایی بوده که از طبیعت می‌شنیده و سپس در ذهن آنرا شبیه‌سازی می‌کرده، اولین نگاه زبانشناسی به مقوله‌ی زبان نیز علی‌الاصول می‌بایستی یک نگاه شئی‌انگارانه باشد؛ یعنی یک نگاه اوبژکتیف. به این معنی که زبانشناس به زبان‌ها از زاویه‌ی معنای لغات نگاه نکند بلکه به ساختار ظاهری زبان توجه کند. این نگاه جسورانه و مبتدی که در وهله‌ی اول به بررسی تشابهات ظاهری و سطحی لغات و ساختار یک زبان یا مابین چند زبان می‌پردازد او را به موضوعات جالبی می‌رساند که بی این نگاه، حتی با غور در عمق آن زبان‌ یا آن زبانها، هرگز قادر به کشف‌شان نمی‌شده است.
یک مثال از این نوع نگاه می‌تواند در مقوله‌ی علامت‌های جمع باشد. سؤال خود را چنین طرح می‌کنیم که فارغ از اینکه لغت مفرد ما فعل است یا اسم، زبان مفروض ما چه عملیاتی روی آن انجام می‌دهد تا مفهوم جمع به آن بدهد. آیا علامات جمع در اسامی و افعال کاربری متقابل دارند یا خیر و یا آیا عین این علامات را در زبانهای دیگر هم می‌توان یافت. با کمک همین دیدگاه، علامات جمع در زبان تورکی را قبلن در همین رشته مطالب تا حدودی بررسی کرده‌ایم.
مثال دیگر می‌تواند مورد پسوندها باشد با طرح این پرسش که آیا پسوند مورد نظر ما حالت مشابهی هم در یک زبان دیگر دارد یا خیر. تشابهی که لزوما به یک کاربری یکسان منتهی نمی‌شود بلکه گاه صرفا یک تشابه ظاهری است.
حال به این مثال‌ها توجه کنید:
وجه امری فعل دورماق را در نظر بگیرید. چه فرقی بین مفرد آن «دور» و جمع آن «دورون» یا «دورونوز» مشاهده می‌کنید! در اینجا مشاهده می‌شود که «ون» و یا «ون» و حرف «ز» با هم برای ایجاد تفاوت بین یک نفر و چند نفر مورد استفاده قرار گرفته‌اند. تفاوت بین بن و بیز و سن و سیز را نیز همین «ز» باعث می‌شود. حالا این سؤال را از خود می‌پرسیم:
آیا این حروف که برای جمع بستن در افعال امری زبان تورکی به کار رفته‌اند را می‌توان در زبانهای دیگر هم با همین کاربری یعنی عمل تجمیع یافت؟
پاسخ مثبت است. «ون» یا هم‌خانواده‌ی صوتی آن «ان» علامت جمع اسم و نیز فعل در زبانهای عربی، کردی و فارسی است که در فارسی و کردی در مورد افعال عین تورکی است و در عربی علاوه بر جمع بستن اسامی در حالت جمعی در تصریف افعال کاربرد گسترده‌تری دارد.
حرف «ز» یا هم‌خانواده‌ی آوایی‌اش یعنی «س» چطور؟ می‌بینیم که این حرف نیز علامت جمع در زبانهای انگلیسی، فرانسوی، اسپانیایی، پرتغالی، رومانیایی و بسیاری دیگر از زبانهای اروپایی است.
حال به یک نمونه از مورد پسوندها دقت کنید:
«دورور» سوم شخص مفرد از فعل دورماق، حال استمراری یا همان گئنیش زمان در لهجه‌ی استانبولی و لهجه‌ی چهارمحال و فریدن است که معادل دورار در لهجه‌ی آذربایجانی است.
«کسر» اسم ابزار است از فعل کسمک،
«آچار» هم اسم ابزار است از فعل آچماق،
«یازار» اسم فاعل از فعل یازماق است.
چنانکه می‌بینیم پسوند «ر» با حرف صدادار مناسبی (بسته به فعل) به فعلها اضافه ‌شده و سوم شخص مفرد گئنیش زمان را صرف کرده‌است. ویژگی گئنیش زمان دائمی و همیشگی بودن آن است و همین خاصیت است که باعث اطلاق سوم شخص مفرد این زمان که عاری از هر پسوند دیگری است به عنوان اسم ابزار یا اسم فاعل شده‌است. یعنی صفت برندگی، بازکنندگی، نویسندگی و ... یک صفت همیشگی است در ابزار یا اشخاص.
همین پسوند را در زبانهای اروپایی چون آلمانی، فرانسوی، انگلیسی، اسپانیایی و ... می‌بینیم که از فعل اسم ابزار و اسم فاعل می‌سازد ( worker, writer, sweeper, tireur , chasseur, roler...) اما در ساختار تصریفی افعال هیچگونه کاربردی از آن در این زبانها نمی‌بینیم.
می‌دانیم که در تورکی قدیم «نون غنه» کاربری فراوانی داشته که اکنون در بسیاری از لهجه‌ها حذف شده است. این حرف یعنی نون غنه، غالبن با حروف گاف و قاف باهم می آمده و در مورد افعال بیشتر در دوم شخص (گلین/گلینگینیز!، وورون/وورونقونوز!) و سوم شخص کاربری داشته است. این ترکیب با حالات انقباضی و انبساطی تشدیدی که به زبان اعمال می‌کرده باعث ابهت، سنگینی و وقار زبان می‌شده و حالتی حماسی به آن می‌بخشیده است. این حالت حماسی را می‌توان در برخی مراسم سنتی لهجه‌ی تورکمنی که هنوز نون غنه را حفظ کرده چون «رقص خنجر» دید و بسیار کمتر در لهجه‌ی قشقایی. تشابه ظاهری ترکیبات نون غنه‌دار با افعال  ing دار در انگلیسی و ترکیبی مشابه آن در سایر زبانهای انگلوژرمن، جا را برای تحقیق بیشتر در این مورد باز می‌گذارد.

توحید, [17.03.20 15:10]
[Forwarded from کیملیک kimlik]
#ایضاح

🔹حدود دو سال قبل بود که مسعود سلیتی، وکیل پایه یک دادگستری همزمان با روز جهانی زبان مادری در دوم اسفند ماه 1396 دعوی خود را به علت تخلف وزارت آموزش و پرورش از اجرای قسمت اخیر اصل پانزدهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران (استفاده از زبان‌های محلی و قومی در مطبوعات و رسانه‌های گروهی و تدریس ادبیات آنها در مدارس، در کنار زبان فارسی آزاد است) در مورد تدریس ادبیات زبان‌های محلی و قومی در کنار زبان فارسی در مدارس کشور و خودداری از انجام وظیفه مذکور با توجه به بند ۷ ماده ۱۰ قانون اهداف و وظایف وزارت آموزش و پرورش (تالیف و طبع و توزیع کتب درسی و نشریات کمک آموزشی بر اساس برنامه‌ریزی‌های زمان‌بندی شده در چهارچوب نظام آموزشی با رعایت اصل پانزدهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و با رعایت بافت متناسب زندگی روستایی، عشایری و شهری) تقدیم دیوان عدالت اداری کرد.

🔹سلیتی در این باره گفت: «ایران به عنوان کشوری با تعدد قومی و مذهبی که به موجب اصل نوزدهم قانون اساسی نظام جمهوری اسلامی، این تنوع قومی و مذهبی مورد پذیرش قرار گرفته، و برابر اصل بیستم همه‏ افراد ملت‏ اعم‏ از زن‏ و مرد یکسان‏ در حمایت‏ قانون‏ قرار دارند و از همه‏ حقوق‏ انسانی‏، سیاسی‏، اقتصادی‏، اجتماعی‏ و فرهنگی‏ با رعایت‏ موازین‏ اسلام‏ برخوردارند، بنابراین با استناد به قسمت اخیر اصل پانزدهم قانون اساسی که اشعار می‌دارد استفاده از زبان‌های محلی و قومی در مطبوعات و رسانه‌های گروهی و تدریس ادبیات آنها در مدارس، در کنار زبان فارسی آزاد است، وزارت آموزش و پرورش به اجرای وظیفه قانونی خود در این اصل از قانون الزام دارد.»

🔹سلیتی ادامه داد: «همچنین با استناد به اصل 30 قانون اساسی، دولت موظف است وسائل آموزش و پرورش رایگان را برای همه ملت تا پایان دوره متوسطه فراهم سازد بنابراین با توجه به این اصول که بر عهده دولت است شکایت را طرح کردم.»

🔹حال بعد از حدود دو سال از شکایت مطرح شده توسط این وکیل پایه یک دادگستری، دیوان عدالت اداری حکم به الزام آموزش و پرورش در موارد گفته شده داده است. بر این اساس طی دادنامه شماره9809970957101487 مورخ 19 اسفند 1398، شعبه 43 دیوان عدالت اداری حکم به الزام وزارت آموزش و پرورش بر اجرای وظیفه مقرر قانونی به نحو تألیف و طبع و توزیع کتب درسی و نشریات کمک آموزشی و تدریس ادبیات زبان‌های محلی و قومی تا پایان دوره متوسطه در مدارس کشور بر اساس برنامه‌ریزی‌های زمان‌بندی شده در چارچوب نظام آموزشی، با رعایت خصوصیات زبان و بافت متناسب زندگی روستائی، عشایری و شهری هر یک از اقوام را صادر کرده است.

🔹در بخشی از حکم صادره دیوان عدالت اداری آمده است: «با وجود عبارت تدریس ادبیات زبان‌های محلی و قومی در مدارس، در اصل پانزدهم قانون اساسی و حکم مقرر در بند 7 از ماده 10 قانون اهداف و وظایف وزارت آموزش و پرورش باید گفت؛ حق شهروندان در این خصوص، از مرحله امکان بهره‌مندی به مرحله لزوم بهره‌مندسازی توسط وزارت آموزش و پرورش رسیده و تدریس ادبیات زبان‌های محلی و قومی در مدارس از وظایف وزارت آموزش و پرورش قلمداد شده است. بنا بر استدلال مذکور، به استناد مقررات فوق الذکر و مواد 10،11،58 و 65 از قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری حکم به الزام وزارت آموزش و پرورش بر اجرای وظیفه مقرر قانونی به نحو تألیف و طبع و توزیع کتب درسی و نشریات کمک آموزشی و تدریس ادبیات زبان‌های محلی و قومی تا پایان دوره متوسطه در مدارس کشور بر اساس برنامه‌ریزی‌های زمان‌بندی شده در چارچوب نظام آموزشی، با رعایت خصوصیات زبان و بافت متناسب زندگی روستائی، عشایری و شهری هر یک از اقوام صادر شد.»

@kimlig1

mohammadreza baghban karimi, [17.03.20 16:08]
تورک دونیاسی ادبیاتی
بو کتاب 500 صفحه دن عبارت اولاراق، دونیا تورک ادبیاتینی تانیتدیریر. تورک دیلی نین تاریخینه اشاره لر ائتدیکدن سونرا، تورکلرین بوگونکو دورومونو، جمعیتی نی، فرهنگ و ادبیاتی نی آراشدیریر و 37 اؤلکه ده تورک ادبیاتی نین رسمی صورتده یاییلماسینی آچیقلاییر. عئینی حالدا هر اؤلکه ده تورکلرین جمعیتی نی ده سون اسنادا آرخالاناراق گتیرمیشدیر. هر بیر اؤلکه ده تورکلرین تاریخینه قیسا بیر باخیشدان سونرا، همان اؤلکه نین ادبیات تاریخینی تانیتدیریر و سونوندا چاغداش ادبیاتی نین دورومونو و تانینمیش شاعیرلرینی ده تانیتدیریب و معاصرلرین شعرلریندن نمونه لر گؤسته ریر.
هامیدان اؤنملی چاغداش تورک ادبیاتی نین دونیادا دورومونو بورادا اوخویا بیلرسینیز. ایران تورک ادبیاتی نین دا یئری ساخلانیلمیش و تامام دونیا ادبیاتی ایله ده توتوشدورولموشدور.
کتابین ناشری مؤلف دیر و 2000 نسخه ده چاپ اولموش و قیمتی 80 مین تومن دیر.

𐱅𐰇𐰼𐰚 eren, [17.03.20 21:22]
[Forwarded from moharamkhani]
[ Video ]
🌹توپراق چرشنبه نیز موبارک اولسون🌹
آخرين چهارشنبه سال نيز تحت عنوان «توپراق چرشنبه سي» نامگذاري شده است كه طبیعت با جذب گرما و حرارت بيدار ميشود این روز در نزد مردم با نام «ايلين سون چرشنبه سي» مشهور است. در آخرين چهارشنبه سال «توپراق» با نيرو گرفتن از «سو»،«اود» و«يئل» جان ميگيرد. صبح چنین روزی کنار رود رفته و کوزه ای را از آب زلال پر میکردند این آب همچون تبرکی داخل مشک کره زنی جهت پربرکت شدن کره آن و برای پخت اولین پلوی سال و از این قبیل استفاده میشد.

در زمانهای اخیر با ورود به زندگی «شبه مدرن» مراسم چرشنبه های سو، اود و یئل در آذربایجان حال و هوای گذشته را از دست داده ولی در عوض «سون چرشنبه» با شکوه خاصی که تمام مشخصات سه چرشنبۀ قبل را نیز دارد اجرا میشود.
در این کلیپ سعی نموده ایم تمامی رسومات مشترک مناطق آذربایجان را به تصویر بکشیم
امیدواریم بتوانیم حس خوب رو به شما سروران هدیه دهیم🌹🌹❤️❤️

از شاعرگرانقدرمون آقای سعیدقنبرلو جهت سرودن شعر،آقای التفات داودبیگی همرمندخوبمون جهت موسیقی، جعفرتاری کارگردان با اخلاقمون و اعضای تئاتر آیرال جهت تلاششون در راستای خلق این اثر زیبا کمال تشکر را دارم❤️
@ngoayral

⚘🌾, [17.03.20 21:53]
[Forwarded from شنب غازان تبریز]
#تاریخ
#غازان_خان

🔆 پادشاهی بی‌نظیر در تاریخ ایران زمین

🔹غازان از قدرت و اراده‌ای آهنین، استعداد حکمرانی و فرمانروایی و ذوق لطف و بسیار عالی فرهنگی برخوردار بود. او نه تنها به هر کاری و همه‌ی کارها می‌پرداخت بلکه به‌راستی در هر کاری توانا و استاد بود.

🔸او در چند هنر، دستی به کمال داشت، با حکما و دانشمندان علوم طبیعی به بحث می‌نشست. فرمان داد که از روی نقشه‌ی خود او رصدخانه‌ای (در شنب غازان) بسازند. از علم طب و گیاه‌شناسی اطلاع وسیعی داشت و گیاهان طبی بسیاری را کشف کرد.

🔹او نه تنها زبان‌های قلمرو فرمانروایی خود را می‌دانست و به آن‌ها حرف می‌زد بلکه اندکی هندی و چینی و فرانسه هم می‌دانست.

«یواخیم بارکهاوزن»

✅منبع:

♦️بارکهاوزن، یواخیم، امپراطوری زرد چنگیز خان وفرزندانش، ترجمه: اردشیر نیکپور، تهران: چاپ داورپناه، ۱۳۴۶، ص ۲۳۰.

🌺 @Ghazaniyya

⚘🌾, [17.03.20 23:01]
***)اؤز اکلریمیزله،  اؤز دیلیمیزین ائیلملریندن(فئعللریندن) دۆزه‌لن آدلار;
ائیلم(فئعل) + اک:

۱) ma-mə;
بو اکدن دوزه لن آدلار،
دوروم- حالت،نسنه آدی و نئجه لیک(کئیفیت) بیلدیرر
Atış+ ma= atışma(جنگ و جدل)
Qaz+ma =qazma(کلنگ)
Dondur+ma= dondurma( بستنی)
Süz+mə= süzmə(چکیده)
سوزمه قاتیق
Çək+mə= çəkmə (باشماق چکمه)

باخین هر ائیلمی بو اکله قوشماق اولماز
گرک بونو نظرده توتاق، اینکار و دانما اکی اولان مه و ما، بو اکله فرقلی اونلار ائیلمی منفی و اولومسوز ائدیر و یئنی سؤز یاراتمیر
گؤر+ مه=گؤرمه(گؤر ائیلمینین اولومسوزودور و یئنی سؤز یارانمیر)
باخ+ ما=باخما( باخ ائیلمینین منفی سیدیر)

۲)iş-ış-üş-uş
حال-دوروم و ترپه نیش بیلدیرر
Qaç+ış=qaçış
Bax+ış=baxış
Gəl+iş=gəliş
( متمدن- یئتیشدیرمک )
Ged+iş= gediş ( روند)
 Uç+uş= uçuş ( پرواز)
Gör+üş=görüş ( دیدار)

باخین ائیلمین سون سسی، سسلی اولورسا بیر یاردیمچی y ;ی سسی آلاجاق( آییریجی y)
Yaşa+ ış = yaşaış ( اولمور)
Yaşa+y+ış= yaşayış
Anla+y+ış= anlayış

۳)aq-ək-q-k
بو اکلر، چوخلو نسنه( اشیاء) یارادار
Biç+aq= biçaq(bıçaq;pıçaq)
باخین b سسی، قالین ı سسیله گلرکن، چتین اولور دئییلمه سی او اوزدن p سسینه چئوریلیر
Dara+q= daraq
.ələ+k= ələk
Yan+aq= yanaq(گونه-لپ)
یاناقلاری قیرمیزی....
Yar+aq= yaraq ( تجهیزات)

۴)ıq-ik-uq-ük
یئر،بؤلگو،باجاریق و بیلیک و.. یارادار
Qoru+uq=qoruq
سسلی لرین بیری دوشر- حفاظت اولونموش یئر- اختصاصی یئر
Bil+ik=bilik علم

Deleted Account, [18.03.20 09:25]
[Forwarded from D]
آذربايجان و چهارشنبه سوری
 می‌دانیم که از زمانهای دور باور انسانها بر این بود که چهار عنصر آب و آتش و باد و خاک هستند که باعث بیداری طبیعت می‌شوند. تورکهای آذربایجان چهار هفته قبل از عید، و به مناسبت همین چهار عنصر روزهای چهارشنبه را برای اجرای مراسم انتخاب کرده‌اند. توضیح اینکه «شنبه» کلمه‌ای است عبری، که از فرهنگ یهودیان اتخاذ شده است. این مراحل عبارتند از؛
1) سو آتناسی(چرشنبه‌سی)
2) اود آتناسی(چرشنبه‌سی)
3) یئل آتناسی(چرشنبه‌سی)
4) توپراق آتناسی(چرشنبه‌سی)
این چهار اصل یعنی آب، حرارت، باد و خاک لازمۀ بیداری طبیعت‌اند و اگر یکی از آنها نباشد طبیعت سرسبز نمی‌شود.
اولین چهارشنبه را «سو چرشنبه سی» یا «ازل چرشنبه» یا «چیلله قاچدی» یا «اول چرشنبه» یا «یالانچی چرشنبه» می‌نامند. صبح چنین روزی قبل از اینکه آفتاب بالا بیاید. کنار آب رفته و کوزه‌های سفالی را پر از آب می‌کنند، روی هم آب پاشیده و در نهایت ناخنهای خود را گرفته از روی آب می‌پرند و حین این کارها چنین می‌گویند؛
آغیرلیغیم- اوغورلوغوم سویا/ آزاریم- بئزاریم سویا/ آغیرلیغیم- اوغورلوغوم/ دوشسون سو اوستونه

سئل چارپار، سوچارپار/ بیرگوناه ایشلتدیم/ گَل اونو توت آپار/ سئل چارپار، سوچارپار/ گل آپار، گل آپار
دومين هفته را نياكان ما تحت عنوان «اود چارشنبه سی» نام نهاده‌اند كه مظهر حرارت و نور و روشنايي است. و آتش و نور و حرارت است كه به طبيعت روح تازه می‌بخشد و به زمين حرارت ميدهد. نياكان ما بر اين باور بودند كه هر قدر آتش و خورشيد را مقدس بحساب آورند همان اندازه طبيعت زودتر بيدار ميشود و به انسانها سعادت به ارمغان می‌آورد. بودن آتشگاه‌های متعدد در سرزمين آذربايجان خود شاهدی بر اين ادعای ماست كه آتش و خورشيد دارای چه اهميتی در ميان نياكان ما توركان بوده‌اند.
عصر این چهارشنبه مردم آتش درست کرده و از روی آن می‌پرند. در ضمن این کار چنین میگویند.
آتیل باتیل چرشنبه/ باختیم آچیل چرشنبه/...
سومين هفته آخر ماه فصل زمستان را پدران و مادران ما تحت عنوان «يئل چارشنبه‌سی» نامگذاری كرده‌اند چون در اين هفته، باد با آمدن خود به زمين و طبيعت زندگی نويد بيداری می‌دهد «يئل» در يک مدت كوتاه تمامی زمين را پشت سر می‌گذارد و زمين را به بيداری فرا ميخواند بنا به اعتقاد نياكانمان «يئل» خود یکی از خدايان قدرتمند می‌باشد.
در چنین روزی فرزندان آذربایجان که بخاطر سرمای زمستان چند ماهی به دور از هم‌بازیهای خود اغلب در خانه سپری کرده‌اند بیرون آمده و حین بازیهای ملی اشعاری در رابطه با «یئل» میخوانند مثلاً؛
قاش- قاباقلی بير بولوت/ آل گونشی بورويور/ يئل پوفله‌يركن فلوت/ داغين قارين كورويور
 
گؤی گورلايير، يئل اسير/شيمشكپک شاخير، گون چيخير/ ياز گلمه‌يه تله‌سير/ سئوينجدن كاريخير
-
در این روز پرندگانی که معمولاً در طول زمستان به خانه های مسکونی پناه می‌آوردند با آرزوی برآورده‌شدن خواسته‌ای آزاد میشود. بعضی‌ها نیز زیر درخت «سویوت»(بید مجنون) رفته و آرزوئی میکنند.(باور به درخت حیات)- اگر آرزویشان برآورده شود شاخه‌های بید را باد به پائین حرکت میدهد و اگر بالا حرکت دهد برآورده نمیشود. عین حرکت سر انسان موقع بله یا نه گفتن.
آخرين چارشنبه سال نيز تحت عنوان «تورپاق چارشنبه‌سی» نامگذاری شده است كه طبیعت با جذب گرما و حرارت بيدار ميشود این روز در نزد مردم با نام «ايلين سون چارشنبه سی» مشهور است. در آخرين چارشنبه سال «تورپاق» با نيرو گرفتن از «سو»، «اود» و«يئل» جان ميگيرد. صبح چنین روزی کنار رود رفته و کوزه ای را از آب زلال پر میکردند این آب همچون تبرکی برای پخت اولین پلوی سال و از این قبیل استفاده میشد.
در زمانهای اخیر با ورود به زندگی «شبه مدرن» مراسم چرشنبه های سو، اود و یئل در آذربایجان حال و هوای گذشته را از دست داده ولی در عوض «سون چرشنبه» با شکوه خاصی که تمام مشخصات سه چرشنبۀ قبل را نیز دارد اجرا میشود.

علی خمسه, [18.03.20 13:00]
[Forwarded from تاج(تاریخ،اجتماعی وجغرافیا) (علی خمسه)]
تقویم دوازده گانه حیوانی(تقویم ترکی)🌺🌺
1-سیچان ئیل (سال موش)
2-اود ئیل (سال گاو)
3-بارس ئیل (سال پلنگ)
4-توشقان ئیل (خرگوش)
5-لوی ئیل (سال نهنگ)
6-ئیلان ئیل (سال مار)
7-یوند ئیل (سال اسب)
8-قوی ئیل (سال گوسفند)
9-بیچین ئیل (سال میمون)
10-تخاقوی ئیل (سال مرغ )
11-ایت ئیل (سال سگ)
12-تنغوز ئیل (سال خوک)
🌺🌺🌺🌺
کانال جذاب تاج (تاریخی، اجتماعی و جغرافیایی)
@tajmotaleatkharaghan

علی خمسه, [18.03.20 13:00]
[Forwarded from تاج(تاریخ،اجتماعی وجغرافیا) (علی خمسه)]
نحوه پیدا کردن نام سال در تقویم دوازده گانه حیوانی یا تقویم ترکی🌺🌺🌺
برای تعیین اینکه هر سال خورشیدی، به نام کدامیک از حیوانات دوازده‌گانهٔ فوق است، کافیست تا عدد آن سال را با عدد ۶ جمع یا کم کنیم و بعد حاصل جمع رابر عدد ۱۲ تقسیم نمائیم و سپس به باقیمانده نهایی نگاه کنیم.
 عدد باقیمانده، نمایندهٔ نام آن سال بر مبنای ترتیب فوق‌الذکر است.
 بعنوان مثال، برای دانستن نام سال1396 خورشیدی، ابتدا 1396 را با ۶ جمع یا کم می‌کنیم  و حاصل  درصورت جمع بستن عدد 1402ودرصورت کم کردن1390خواهد بود که اگرآنها را بر ۱۲ تقسیم ‌کنیم  باقیماندهٔ نهایی تقسیم هردو عدد 10 می‌شودکه بارجوع به ترتیب نام‌برده نمایندهٔ سال مرغ است.
کانال جذاب تاج
@tajmotaleatkharaghan
توجه📣📣
اگر باقیمانده عدد صفر و یا 12بیاید آن سال،سال خوک خواهد بود.
مثل امسال که سال خوک می شود و باقیمانده صفر در می آید.
🌺🌺🌺
کانال جذاب تاج
@tajmotaleatkharaghan

𐱅𐰇𐰼𐰚 eren, [18.03.20 19:33]
[Forwarded from Türkcə ocağı (𐱅𐰇𐰼𐰚:𐰲𐰼𐰏 eren)]
🛑Sözdüzəldici(leksik)əklər(1)

پسوندهای‌ سازنده پسوندهایی که در اضافه شدن به واژه ای ، واژه جدید بامعنی جدید میسازند ؛

🟣ça _ çə   

🔶bütövlükdə kiçiltmə anladan ək  :
❇️در کل این‌ پسوند در کل کوچک‌کردن معنای لغوی واژه را ایفا میکند :
🟣Çə
♦️Dilçə : زبان کوچک
♦️Dəftərçə : دفترکوچک
♦️Milçə : میل کوچک
♦️Kəlçə:گوساله،گاومیش‌کوچک
♦️Kilimçə : گلیم کوچک
♦️Kələçə : کله کوچک

🟣ça
♦️Xalça :قالی کوچک(قالیچه)
♦️Bazarça : بازار کوچک
♦️Bağça : باغ کوچک(باغچه)
♦️Qazança : دیگچه ، دیگ کوچک
♦️Tiyança : قابلمه ،تیان‌کوچک
♦️Qalaça : قلعه کوچک
♦️Yorğança : لحاف کوچک
♦️Mıxça : میخ کوچک
♦️Dəryaça : دریای کوچک ، دریاچه

#ça #ək #sözdüzəldici #ça_ək
🟠🟠🟠🟠🟠🟠🟠🟠🟠🟠🟠🟠

Bizə qoşulun
          👇
🟡@turkce_dilimiz

توحید, [18.03.20 21:33]
[Forwarded from کیملیک kimlik]
📚#بوگون_تاریخ‌ده

🔸۲۹ اسفند روز ملی شدن صنعت نفت

🔹تصویب قانون ملی شدن صنعت نفت ایران در روز ۲۹ اسفندماه سال ‎۱۳۲۹ نقطه عطفی در تاریخ سیاسی، اقتصادی و مبارزات مردم ایران برای نجات سرمایه های ملی این مرز و بوم از دست بیگانگان به شمار می‌رود.
زمانی که اولین چاه نفت ایران، بیش از یکصد سال قبل در  مسجد سلیمان در استان خوزستان توسط یک شرکت انگلیسی کشف شد، دولت وقت ایران آگاهی و درکی از این اتفاق مهم نداشت. اما کاشفان آن به خوبی می‌دانستند به چه ثروتی در ایران دست یافته‌اند و پایه‌های استعمار خود در ایران را با قراردادهای استثماری استخراج، تولید و فروش نفت خام ایران بنا نهادند.

🔹شرکت‌های خارجی سال‌ها سرمایه مردم ایران را به تاراج بردند و دولت‌های وقت ایران هیچ تلاش و توجهی برای احقاق حقوق مردم انجام ندادند. شرایط بین المللی در این دوره، به نحوی بود که کشورهای مختلف به ویژه روسیه، انگلیس و آمریکا با پیشنهادهایی به دولت ایران، خواستار کسب امتیاز نفتی بودند و از آنجا که انگلیس، امتیاز بهره برداری از منابع نفت جنوب کشور را در اختیار داشت، روس‌ها درصدد کسب امتیاز منابع نفتی شمال و آمریکایی‌ها نیز به دنبال امتیاز نفت در ایران بودند.

🔹چندی بعد در انتخابات مجلس شانزدهم، محمد مصدق در دور دوم انتخابات به مجلس شورای ملی راه یافت و در این دوره طرح “ملی شدن صنعت نفت” به رهبری وی در مجلس تصویب شد. قانون ملی شدن صنعت نفت در واقع پیشنهادی بود که به امضای همه اعضای کمیسیون نفت در مجلس شورای ملی ایران در ۱۷ اسفند ۱۳۲۹ به مجلس ارائه شد.

🔹کمیسیون نفت، کمیسیونی بود که در اول تیرماه ۱۳۲۹ در دوره شانزدهم مجلس شورای ملی ایران برای رسیدگی به لایحه نفت (معروف به لایحه گس-گلشائیان) تشکیل شد. همین کمیسیون پیشنهاد ملی شدن صنعت نفت را در ۱۳۲۹ به مجلس ارائه داد.

🔹سرانجام ماده واحده ملی شدن صنعت نفت در روز ۲۴ اسفند ماه سال ۱۳۲۹ در مجلس شورای ملی مطرح و در روز ۲۹ اسفندماه همان سال به تصویب رسید.

@kimlig1

İbrahım.Ə, [18.03.20 22:19]
[Forwarded from عکس نگار]
‍ (http://axnegar.fahares.com/axnegar/wKK0mHZXgJTvx0/8597863.jpg) استفاده از المان‌های غیربومی در تبریز
✍️ابراهیم احمدپور

🔴المان یا نمادهای شهری که نقش برجسته‌ای در معرفی شهر، انتقال مفاهیم و تاثیرگذاری بر ذهنیت‌های شهروندان دارند، با فرهنگ و هویت شهر و منطقه رابطه‌ متقابل تأثیر و تأثّر را دارا هستند، به طوری که یک المان می‌تواند نمایانگر و متأثر از هویت، فرهنگ، آداب و رسوم و اتفاقات یا رویدادهای خاص یک منطقه باشد که دارای تاریخچه‌ای برای اهالی آن منطقه است، از طرفی دیگر نیز، یک المان می‌تواند تاثیر به سزایی در فرهنگ و هویت منطقه بگذارد که به عبارتی نقش فرهنگ‌سازی را بر عهده دارد.
 
♦️با توجه به این مطالب، اگر طراحی و ساخت المان‌ها در اختیار افراد ناآشنا با فرهنگ و هویت بومی منطقه قرار بگیرد خواه ناخواه می‌تواند اثرات منفی بر فرهنگ و هویت بومی منطقه داشته و ابزاری برای واردات فرهنگ‌های غیربومی و در نتیجه استحاله فرهنگی اهالی یک منطقه در فرهنگی دیگر را سبب شود.

♦️حاجی فیروز که کاراکتری غریب برای مردم آذربایجان است، به تازگی در محله منجم تبریز تبدیل به المان و نماد شهری تبریز شده است و سوال اینجاست که آیا بهتر نبود، کاراکتری ملموس و شناخته شده اهالی آذربایجان یعنی تکم‌چی، فرا رسیدن بهار و عید نوروز را نوید دهد؟

♦️گرچه برخی از المان‌های شهرداری تبریز همچون المان تراکتور و المان تبریز در منطقه توریستی ائل‌ گؤلو که هویت شهر را برای گردشگران و مردم بومی نمایان می‌سازد، جای قدردانی دارد، اما معاونت فرهنگی و اجتماعی شهرداری تبریز باید در طراحی و ساخت المان‌ها و نمادهای شهری دقت بیشتری به عمل آورد.


📒 کانون آذربایجان‌شناسی دانشگاه تبریز
📕 @ATO_tabrizu

⚘🌾, [19.03.20 00:50]
[Forwarded from واژگان شگفت انگیز تورکی]
⚜️آغ آنا⚜️
وقتی زمین و آسمانی در میان نبود آبهای بیکران دنیا را در بر گرفته بود .اولگن در این دنیای بیکران بدون توقف در حال پرواز بود .صدایی از آسمان بر او گفت تا سنگی که از دریا بیرون میآید را بگیرد .به امری که از آسمان بر او وحی شده بود مکانی برای نشستن خود ایجاد کرده و با تامل چنین گفت :
یک دنیایی میخواهم ، با ریشه بیافرینم این دنیا چگونه باشد ، با چه اندازه ای بیافرینم چاره آن چیست ، به چه طریقی بیافرینم .آغ آنا درون آب ، بر بالای آب آمد و به اولگن چنین گفت :
اولگن اگر میخواهی بیافرینی،به عنوان یک خالق این جمله مقدس را درک و یاد بگیر و تکرار کن "انجام دادم شد " و سخن دیگری به زبان نیاور ، وقتی می آفرینی هرگز "درست کردم نشد "را تکرار نکن . آغ آنا این سخنان را گفت و ناپدید شد . آغ آنا در اساطیر ترک فرشته و یک روح محافظ است. با این اعتقاد که « آغ آنا» حتی قبل از آفرینش زمین و آسمان وجود داشته و در آسمانی تخیلی سیر می کرده است و به هر چیزی که زندگی اش را شروع می کرده روح می داده و فکر می کردند که به عنوان کسی است که حلقه های زندگی را در شانه هایش حمل می کند. او در آغاز با جمع کردن نیروی آفرینش در خودش ، به عبارتی دیگر نماد راز ناهشیار و ازلی نیز می باشد.
بنا به اعتقاد ترکان آلتای ، آغ آنا به شکل زنی از جنس نور ( وجودش با نور سرشته شده است) به تانری اولگن نیرو و الهام آفرینش داده است.
« اولو آغ آنا» به معنای مادر بزرگ سفید لقبی برای « اومای آنا» که با نامهای « پای آیس » ، « مای آیس» و « ایمای آیس» هم شناخته می شود و به عنوان روح طرفدار خیر و نیکی رد پای باوری خیلی دیرین است. تا قبل از مسلمان شدن تاتارها ، در میان اعتقاداتشان ، باور « مادر بزرگ آفریننده » ( اولو ژاراتان آنا ) وجود دارد که گمان می رود ارتباطی با اولو آنا دارد.
در میان کوموکها نیز « آغ کادین»( زن سفید) نامیده شدن موجودی که رد پای موتیف « آل باستی» را در خود دارد . واژه « آغ» در نام « آغ آنا » دلالت بر مقدس بودن این موجود است. در متون شمنی آلتای و در دیگر متون مشابهی نظیر این ، کلمه « رخ فرخنده ، مقدس » نیز ترجمه شده است. در بین تِله اوت ها نام این مادر مقدس ، « آک اینه» ( مادر سفید ) می باشد. در عین حال ، آن نام « ائنه – یایاچی » یعنی ( مادر آفریننده ) را نیز با خود دارد .
سخنان آغ آنا از گوش اولگن هرگز دور نشد که "هست را نیست نگویید ، هستی را نیستی نگویید ، تا مانند نیستی از میان نروید " .
اولگن به زمین نگاه کرده و گفت " آفریده شو زمین "! به آسمان نگاه کرده و گفت :" آفریده شو آسمان " با گفتن این جملات زمین و آسمان آفریده شد . @vaje_torki

⚘🌾, [19.03.20 01:01]
[Forwarded from واژگان شگفت انگیز تورکی]
⚜️سکه‌ي ترکي نادرشاه افشار: ده‌ييرمه گؤتورو⚜️

📗مئهران باهارلي

 


👈معني عبارت ترکي «ده‌ييرمه گؤتورو» (ديمه گتور):

الف: ده‌ييرمه-دگيرمه: فرم قديمي اين کلمه‌ي ترکي تگيرمه Tegirme، به معني پول است. در ديوان لغات تورک Tegirme به معاني پول، نان، هر چيز گرد و مدور مانند سنگ آسياب؛ و تگير Tegir به معني ارزش و قيمت آمده است. اين کلمه محتملا با يکي از کلمات امروزي ده‌يه‌ر Deyer به معني ارزش و قيمت و بها و يا ده‌ييرمي Deyirmi به معني گرد و مدور همريشه است (کلمه‌ي ده‌ييرمي Deyirmi ترکي در اصل ده‌ييرمه است. ده‌ييرمي ماسا: ميزگرد). واحد پول کشور مغولستان بنام توگريک Tugrik –تٶگرٶک Tögrög төгрөг نيز از همين ريشه و به معني شئي گرد و مدور مانند سکه مي‌باشد. ريشه‌ي کلمه‌ي تگيرمه –ده‌ييرمه‌ي ترکي، از فعل تگيرمه‌ک باستان به معني برگرداندن و چرخاندن است. تگيرمه همريشه با تکه‌ر- تگير-تگه‌ر-تکر-ته‌يه‌ر Teker (چرخ و مدور)، تيگيرمه‌ک Tigirmek (چرخيدن)، ده‌ييرمه‌ن - دگيرمان Deyirmen، تکه‌رله‌ک Tekerlek –ديغيرلاق Dığırlaq (ديغيلدوو Dığıldov)، ديغيرلانماق Dığırlanmaq مي‌باشد.

ب- گؤتورو götürü: اين کلمه‌ي ترکي در لغتنامه‌ي لهجه‌هاي ترکي به صورت ارزش و قيمت؛ خريد و فروش، تجارت و پرداختي که به صورت عمده و يکجا انجام شود معني شده است.

با اين وصف «ده‌ييرمه گؤتورو» به معني پول پرداخت(هاي يکجا) است. خوانش «ده‌ييرمه گؤتورو» به صورت «ديمه گتور» که در منابع فارسی ذکر می گردد نادرست، و ترجمه‌ي آن به صورت حرف نزن و قبول کن، ريشه‌يابي عاميانه است.

پولهاي چرمي تورک: پولهاي چرمي، چه اسکناس و چه سکه، در طول تاريخ از سوي جوامع و دولتهاي گوناگون، بويژه در مواقع اضطراري و از جمله در شرايط تحت محاصره بودن بکار رفته‌اند (نادرشاه نيز ده‌ييرمه‌ي چرمي را در محاصره‌ي داغستان چاپ کرده است). از جمله در ميان مصريان باستان (۱۵۰۰ سال قبل از ميلاد)، يونانيان و روم باستان، چين، بوميان قاره‌ي آمريکا و ... در اروپا نيز اينگونه پولهاي چرمي تقريبا در همه‌ي ملل (روسيه، کشورهاي بالتيک، ايتاليا، آلمان، لهستان، فرانسه، بريتانيا، دانمارک، ....) حتي تا قرون اخير ديده شده است. (در اين نوشته تصوير يک سکه‌ي چرمي روسي را داده‌ام).

ترکان قديم هم تا قرن دوازدهم ميلادي، همچون بسياري از اقوام آوراسيا و اروپای شرقی، پول چرمي ساخته شده از پوست سمور و سنجاب و ديگر حيوانات به عنوان پول و واحد پول استفاده کرده‌اند. «آلاتاق»، «تييين»، «گٶن»، «بلگه» نمونه‌هايي از نامهاي پولهاي چرمي تورکي‌اند.

آلاتاقAlataq نوعي پول چرمي بکار برده شده در ميان بولقارهاي ايديل از تورکان باستاني در اروپاي شرقي است.
تييين Tiyin نوعي پول چرمي از پوست سمور است که تورکان باستاني و بولقارهاي ايديل در معاملات و پرداخت وجوه بکار مي‌بردند. در گذشته‌ي نزديک اين کلمه‌ي تورکي به معاني سکه‌ي خرد، کمترين واحد پول معادل کوپئک روسي و پئني انگليسي و يک صدم تنگه بکار مي‌رفت. امروز تييين از واحدهاي پولي جمهوريهاي تورکيک قزاقستان، تاتارستان، ازبکستان و قيرقيزستان مي‌باشد. فرم قديمي آن تئگينگ و يا تئکين به معني سمور و يا پوست سمور است (کلمه‌ي سمورSamur خود کلمه‌اي تورکي مي‌باشد که وارد زبان فارسي شده است).
گٶنGön ، گۆنو Günü: واحد پول چرمي قديم تورکي، ساخته شده از خز حيوانات. اين کلمه اصلا به معني پوست، پوست حيوان، پوست دباغت، چرم و ... بوده، به معني نشانه هم بکار رفته است.
بيلگه Bilge: از واحدهاي پولي تورکان بولغار باستان از جنس خز سمور است که اصلا به معني علامت، آرم، سند، مدرک، نشان مي‌باشد. فرم معاصر اين کلمه بلگه Belge (بل Bel + گه ge) صرفا به معني سند و مدرک بکار مي‌رود. از همين ريشه‌اند Belyeg در مجاري؛ Belgü در ترکي اويغوري به معني مهر؛ بيله‌و Bileu - بيلياو Biljau در تورکي باستان به معني نامه‌ي ارجحيت‌دار، پروانه (در تجارت، تارخانليق،...). در ترکي معاصر کلمات بلگه Belge و بلگيت Belgit (سند، مدرک، مترادف دايانج Dayanc)، بلگه‌له‌مه‌ک Belgelemek (مستند کردن)، بلگه‌سه‌ل Belgesel (مستند)،... از فرم معاصر اين کلمه حاصل شده‌اند. احتمالا کلمات “برگه” و “برگ” در زبان فارسي نيز از همين کلمه تورکي مشتق شده‌اند. @vaje_torki

⚘🌾, [19.03.20 01:20]
[Forwarded from Türk oxulu]
🔰مطلب کوتاهی راجع به لک ها🔰

 لکها همانند ایلات خمسه، اتحادیه ای از طوایف بوده اند و نام قوم خاصی نیست. لکها به سه شاخه عمده تقسیم می شده اند. کرد لک، لر لک، تورک لک!
یعنی سه طایفه تورک، کرد، و لر در تشکیل آن دخالت داشته اند.

الان هم در آذربایجان غربی لکها زندگی می کنند که تورک هستند. جالب است خوی یک دهی دارد به نام توکه لک (TÖKƏLƏK) که همان مخفف تورکه لک هست!!
در سلماس هم لکستان وجود دارد که از طوایف جسور آذربایجان بوده اند.
البته در مورد ایلات خمسه در جنوب لازم به ذکر است عرض کنم که به جز یک طایفه بقیه طوایف تورک هستند. اینانلو، بهارلو، نفر، باصری(تورک)، فقط یک طایفه به نام عرب!! که از نامش پیداست که به دلیل همین عرب بودن یک طایفه عرب نام گرفته است.

در رابطه با ایلات خمسه در آینده قلم فرسایی خواهیم کرد❎

🌐 @anadilimiz_az 🌐