10 اتفاق وحشتناک و باور نکردنی که پس از یک آخرالزمان هسته ای رخ خواهند داد

1- اما برخی انسان ها زنده خواهند ماند

در یک هولوکاست هسته ای میلیاردها انسان جان خود را از دست خواهند داد. انتظار می رود که دستکم ۵۰۰ میلیون نفر در نتیجه ی انفجارهای هسته ای جان خود را از دست بدهند. میلیاردها نفر نیز در نبرد برای بقا در دنیای جدید پس از انفجارهای هسته ای از گرسنگی و سرمای کشنده خواهند مرد. دلایل کافی وجود دارد که نشان می دهد تنها تعداد انگشت شماری از انسان ها زنده خواهند ماند. در سال های دهه ی ۱۹۸۰ و در سال های جنگ سرد تقریباً تمامی محققان بر این باور بودند که تمامی کره ی خاکی از حیات خالی خواهد شد. اما امروزه باور بیشتر بر این است که دستکم تعدادی انسان زنده خواهند ماند.

بعد از ۲۵ تا ۳۰ سال پس از هولوکاست هسته ای ابرها تمیز خواهند شد، دما به حالت طبیعی بازخواهد گشت و زندگی نرمال از نو آغاز خواهد شد. گیاهان رشد خواهند کرد اگر چه به اندازه ی سابق شاداب نخواهند بود. اما بعد از چند دهه شاید شاهد یک دنیای مدرن چرنوبیلی باشیم که در آن جنگل های وسیعی روی شهری مرده به وجود آمده است.

 

2- طوفان های مهیبی در راه خواهد بود

در دوران دو یا سه ساله ی سرمای شدید و یخبندان ابتدایی انتظار می رود که طوفان های بسیار سهمگین و بی سابقه ای زمین را درنوردند. ذرات و دود سیاهی که به اتمسفر منتقل می شوند نه تنها مانع از تابش نور خورشید شده بلکه آب و هوا را نیز به شدت تغییر  خواهند داد. نحوه ی شکل گیری ابرها تغییر شدیدی خواهد کرد و توانایی بازان زایی این ابرها را به شدت افزایش خواهد داد. انتظار می رود که تا زمان بازگشت اوضاع جوی به شرایط عادی، تقریباً به طور دائم همراه با هر طوفان سهمگینی باران های شدید و سیل آسا برای روزهای متوالی باریدن بگیرد. در اقیانوس ها شرایط بسیار بدتر خواهد بود.

اگر چه دمای کره ی زمین به سرعت کاهش یافته و زمستان هسته ای فرا خواهد رسید اما سرد شدن آب اقیانوس ها مدت زمان بیشتری طول خواهد کشید. این آب ها دستکم برای مدتی همچنان گرم باقی خواهند ماند که باعث وزش بادهای شدیدی از سمت اقیانوس ها خواهد شد. طوفان ها و گردبادهای سهمگین و غیرقابل تصور شهرهای ساحلی را در هم نوردیده و ویران خواهند کرد و برای سال ها ادامه خواهند داشت.

 

3- تشعشعات شیمیایی وارد استخوان ها بدن خواهد شد

حتی اگر غذایی برای خوردن وجود داشته باشد نیز بازماندگان مبارزه ی طاقت فرسا و دردناکی را با انواع سرطان خواهند داشت. لحظاتی پس از انفجار هسته ای، ذرات رادیواکتیو در هوا پخش شده و در سراسر جهان منتشر خواهند شد. وقتی که این ذرات روی سطح زمین بنشینند آن چنان کوچک و پخش شده خواهند بود که نخواهیم توانست با چشم غیر مسلح آن ها را ببینیم. ولی آن ها همچنان توانایی کشتن ما را دارند. یکی از این مواد شیمیایی سمی استرونتیوم-۹۰ (strontium-90) خواهد بود که بدن را گول زده و خود را کلسیم نشان می دهد. بنابراین وقتی که چنین ماده ی شیمیایی خطرناکی از طریق تنفس یا غذا بلعیده شود، بدن این ماده ی شیمیایی را مستقیماً به مغز استخوان و دندان ها می فرستد که در نهایت باعث سرطان مغز استخوان خواهد شد.

نجات ما از این مواد رادیواکتیو کشنده به سختی ممکن خواهد بود. اگر چه مشخص نیست که این مواد چه زمانی پس از انفجار هسته ای به روی زمین بازخواهند گشت اما در هر صورت اگر زمان کافی برای بازماندگان وجود داشته باشد شاید بتوانند راهی برای مقابله با آن پیدا کنند. اگر ریزش این ذرات رادیواکتیو بیشتر از دو هفته پس از انفجار هسته ای شروع شود مقدار رادیواکتیویته ی آن ها ۱٫۰۰۰ برابر کمتر خواهد شد و این موضوع می تواند فرصتی برای ادامه ی حیات بازماندگان باشد. اما در هر صورت میزان شیوع سرطان به شدت افزایش یافته و طول عمر بازماندگان کاهش خواهد یافت. نقص های مادرزادی به امری طبیعی تبدیل شده و بیماری های ژنتیکی افزایش خواهند یافت اما نسل بشر به طور کلی از بین نخواهد رفت.

 

4- تنها غذاهای کنسروی قابلیت خوردن خواهند داشت

یکی از راه های اصلی برای زنده ماندن افراد در مدت ۵ سال پس از انفجارهای بزرگ هسته ای استفاده از غذاهای کنسروی و موجود در انواع بطری های شیشه ای است. همانند فیلم ها و داستان های آخرالزمانی خوردن این غذاها که از تماس با محیط بیرون در امان هستند بی خطر خواهد بود. محققان در یک آزمایش جالب بطری های لیموناد و ماءالشعیر را در معرض انفجار هسته ای قرار دادند. لایه ی خارجی این بطری ها با مقدار زیادی مواد رادیواکتیو پوشانده شد اما هیچ آسیبی به محتوای داخلی این بطری ها نرسیده و نوشیدن آن ها کاملاً بلامانع بود.

تنها نوشیدنی هایی که در مرکز انفجار هسته ای قرار داشتند تحت تاثیر مواد رادیواکتیو قرار گرفتند که مقدار مواد رادیو اکتیو موجود در آن ها نیز به اندازه ای خطرناک نبود که نتوان آن ها را نوشید. حتی مزه ی آن ها نیز تغییر نخواهد کرد. باور عمده بر این است که غذاهای کنسروی نیز به اندازه ی بطری های نوشیدنی در چنین شرایطی سالم باقی بمانند. همچنین بسیاری اعتقاد دارند که آب های زیرزمینی نیز همچنان برای نوشیدن سالم خواهند بود. در نتیجه نبرد برای بقا به نبردی برای کنترل کردن چاه ها و غذاهای کنسروی که تنها امید بشر برای زنده ماندن هستند تبدیل خواهد شد.

 

5- میلیاردها انسان از گرسنگی تلف خواهند شد

در  یک هولوکاست کامل هسته ای بیش از ۵ سال طول خواهد کشید تا یک فرد بتواند مقدار قابل توجهی غذا تولید کند. با دمای پایین، سرما و یخبندان کشنده و تابش فراوان اشعه ی فرابنفش به روی زمین، گیاهان بسیار کمی تا فصل برداشت باقی خواهد ماند و در نتیجه میلباردها انسان از گرسنگی تلف خواهند شد. آن هایی نیز که زنده می مانند برای روشی برای تولید غذا پیدا کنند وگرنه آن ها نیز به سرنوشت همنوعان قحطی زده ی خود دچار خواهند شد اما این کار آسان نخواهد بود. شاید مردمانی که در کنار دریاها و اقیانوس ها زندگی می کنند شرایط کمی بهتری داشته باشند زیرا دمای دریاها کمی کندتر و دیرتر سرد خواهد شد اما در آن زمان نیز دیگر حیات چندانی در آب اقیانوس ها وجود نخواهد داشت.

ابرهای سیاهی که آسمان را پوشانده اند مانع از رسیدن نور خورشید به پلانکتون ها درون آب اقیانوس ها خواهد شد که منبع اصلی زنده نگه داشتن حیات در داخل این مجموعه های آبی بزرگ هستند. آلودگی های رادیواکتیو نیز به سرعت در آب پخش خواهند شد که باعث مرگ بسیاری از گونه های دریایی شده و خوردن جانوران دریایی که زنده مانده اند نیز بسیار خطرناک بوده و بیماری و مرگ را به دنبال خواهد داشت. اکثریت مردمی که از انفجارهای هسته ای جان سالم به در برده اند در پنج سال اول پس از انفجارهای هسته ای به دلیل گرسنگی جان خود را از دست خواهند داد. غذا به شدت کمیاب شده و رقابت شدید و بی رحمانه ای برای بدست آوردن منابع اندک غذایی در خواهد گرفت.

 

6- لایه ی اوزون از بین خواهد رفت

البته سال ها پس از یک هولوکاست هسته ای نیز زندگی به حالت نرمال و نسبتاً آرام اولیه بازنخواهد گشت. پس از انفجارهای هسته ای اتمسفر آلوده شده فرآیندهای مخربی را در ساختار خودو محیط اطرافش خواهد دید که در نهایت به ایجاد یک سوراخ بزرگ در لایه ی اوزون می شود. این موضوع بسیار ویرانگر خواهد بود. حتی اگر یک جنگ هسته ای کوچک نیز رخ دهد و تنها ۰٫۰۳ درصد از زرادخانه های هسته ای کنونی جهان مورد استفاده قرار گیرد نیز باید انتظار داشت که بیش از ۵۰ درصد لایه ی اوزون از بین برود. حیات در نتیجه ی تابش اشعه های فرابنفش خورشید غیرممکن خواهد شد.

گیاهان به کلی از بین خواهند رفت و انسان هایی که زنده مانده اند نیز به دلیل جهش های ژنتیکی متعددی که در ساختار دی ان ای آن ها ایجاد شده زمینگیر خواهند شد. حتی مقاوم ترین گیاهان نیز بسیار ضعیف و کوچک شده و دیگر امکان رشد و تکثیر نخواهند داشت. پس وقتی که بار دیگر زمین گرم شده و اسمان از دودهای سیاه پاک شود نیز تولید غذا غیرممکن خواهد بود. حتی اگر بازماندگان سعی کنند در مزارع دانه های گیاهی بکارند نیز این گیاهان در همان روزهای اول رشد از بین خواهند رفت و کشاورزانی که سعی در کاشتن دانه های گیاهی داشته باشند نیز خیلی سریع و در نتیجه ی سرطان پوست مرگی دردناک را تجربه خواهند کرد.

 

7- شرایط جوی برای تولید غذا بسیار سرد خواهد بود

وقتی که نور و گرمای خورشید به زمین نرسد دمای این کره خاکی به شدت کاهش خواهد یافت. بسته به این که چند بمب اتمی منفجر شود میزان شدت این پیایند مخرب متفاوت خواهد بود. در موارد بسیار شدید انتظار می رود که دمای کل سیاره ی زمین تا ۲۰ درجه ی سانتیگراد نیز کاهش داشته باشد. اگر یک هولوکاست هسته ای کامل رخ دهد انتظار می رود که در سال اول پس از انفجار بمب های هسته ای تابستانی در کار نباشد. دمای هوا در فصول بهار و تابستان به اندازه ی زمستان سرد و یا حتی بسیار بدتر خواهد بود. تولید غذا (کاشت غلات و گیاهان خوراکی و پرورش حیوانات) غیرممکن خواهد شد.

تمامی حیوانات سراسر کره زمین از گرسنگی تلف خواهند شد و گیاهان نیز خشک شده و از بین خواهند رفت. این موضوع مانند شروع یک عصر یخبندان نخواهد بود. برای ۵ سال اول یک سرما و یخبندان کشنده در فصول گرم سال رخ خواهد داد که طول این فصول دستکم یک ماه کوتاه تر خواهد شد. اما بعد از آن کمی اوضاع بهتر خواهد شد و پس از ۲۵ سال دمای زمین به حالت اولیه ی خود بازخواهد گشت. زندگی ادامه خواهد داشت اما به سختی.

 

8- دود سیاه جلو نور خورشید را خواهد گرفت

انرژی بسیار زیادی در مناطق اطراف مرکز انفجار اتمی آزاد خواهد شد که این مناطق را در شعله های سوزان خود غرق خواهد کرد. هر چیزی که خاصیت سوختن داشته باشد خواهد سوخت، ساختمان ها، جنگل ها، پلاستیک و حتی آسفالتی که در جاده ها استفاده شده است. پالایشگاه های نفت نیز با انفجارهایی عظیم خواهند سوخت زیرا همواره این مراکز صنعتی مانند دوران جنگ سرد به عنوان یکی از اهداف اصلی در نظر گرفته می شوند. شعله های سوزانی که در اطراف هر هدف ایجاد می شوند، دودی سیاه و سمی را ایجاد خواهند کرد که به سرعت و به صورت بی پایان وارد اتمسفر شده و از آن جا به لایه ی بالایی یعنی استراتوسفر منتقل می شود.

لایه ای ضخیم از دود سیاه مانند ابر در ۱۵ کیلومتری سطح زمین ایجاد خواهد شد که هر لحظه بیشتر شده و با وزش باد حرکت خواهد کرد تا این که تمامی سطح کره ی زمین را پوشانده و مانع از تابش نور آفتاب به زمین و حتی دیده شدن آسمان می شود. در سال های اول بعد از هولوکاست هسته ای دیگر آفتابی در کار نخواهد بود و در آسمان تنها ابرهای سیاهی را خواهیم دید که مانع از رسیدن نور خورشید به سطح زمین خواهد شد نمی توان گفت که این شرایط چه مدت برقرار خواهد بود اما اگر یک هولوکاست هسته ای بسیار بزرگ رخ دهد انتظار می رود که دستکم تا ۳۰ سال شاهد چنین شرایطی باشیم.

 

9- یک جریان الکترومغناطیسی تمامی دستگاه های الکتریکی را از کار خواهد انداخت

وقتی که ایک انفجار اتمی رخ دهد می تواند یک جریان الکترومغناطیسی بسیار قوی از خود منتشر کند که تمامی سیستم های الکترونیکی و یا حتی تمام خطوط برق یک کشور را از کار خواهد انداخت. در یک آزمایش هسته ای، جریان الکترومغناطیسی تولید شده در نتیجه ی انفجار تنها یک بمب چنان قوی بود که تمامی چراغ های خیابانی، ایستگاه های تلویزیونی و حتی تلفن ها و تلویزیون های موجود در خانه ها را تا شعاع ۱٫۰۰۰ کیلومتری از مرکز انفجار منفجر کرده و از کار انداخت. البته این اتفاق غیرمنتظره بود و هیچ به آن فکر نشده بود اما امروزه این تخریب گسترده به یکی از اهداف اصلی کشورهای دارای بمب های الکترومغناطیسی در ساخت چنین بمب هایی تبدیل شده است. اگر بمبی دارای قدرت انتشار امواج بزرگ الکترومغناطیسی در ارتفاعی بین ۴۰۰ تا ۴۸۰ کیلومتر روی کشوری به بزرگی ایالات متحده منفجر شود می تواند تمامی خطوط برق و دستگاه های الکترونیکی کشور را از کار بیندازد. از این رو پس از انفجار بمب های هسته ای جهان در خاموشی مطلق فرو خواهد رفت. تمامی یخچال هایی که با انرژی برق کار کرده و غذاها را در خود نگه می دارند از کار خواهند افتاد. تمامی داده های روی کامپیوترها از بین خواهند رفت.

از همه بغرنج تر این که تاسیسات تصفیه و انتقال آب از کار خواهند افتاد و دیگر انسان به آب تمیز و بهداشتی دسترسی نخواهد داشت. بر اساس محاسبات بعد از چنین اتفاقی دستکم ۶ ماه زمان لازم خواهد بود تا جریان الکتریسیته بار دیگر برقرار شود، البته با این فرض که متخصصان این حوزه زنده بوده و آزادانه بتوانند تعمیرات و کارهای مربوطه را انجام دهند. از این رو باید گفت که در صورت بروز جنگ هسته ای دستکم تا چند سال به جریان الکتریسیته و آب تمیز دسترسی نخواهیم داشت.

 

10- باران های سیاه باریدن خواهند گرفت
لحظاتی بعد از پایان جنگ هسته ای، باران سیاه سختی خواهد بارید اما این باران برخلاف باران معمولی شعله ها، کثیفی و گرد و خاک را نخواهد شست. قطره های باران بعد از انفجار بمب های هسته ای بسیار بزرگ و سنگین، شبیه گلوله های سیاه و با ظاهری مانند نفت خواهند بود که ممکن است شما را بکشند. در جریان بمباران اتمی هیروشیما باران سیاه تنها ۲۰ دقیقه پس از انفجار بمب در محدوده ای به مساحت ۲۰ کیلومتر مربع آغاز شد. در جریان این باران، قطرات مایع سیاه و چسبناکی محوطه ی مورد بحث را پوشاند که خیس شدن با آن چنان تشعشع هسته ای را به بدن فرد وارد می کرد که ۱۰۰ برابر زمانی بود که در مرکز انفجار بمب قدم می گذاشت.

 

شهری که بمب در آن فرو افتاد در آتش می سوخت و همه ی اکسیژن موجود را مصرف می کرد. بدین ترتیب بازماندگان تا شعاع چندین کیلومتر اکسیژنی برای نفس کشیدن نداشتند و البته خیلی زود به دلیل عطش فراوان ناشی از گرمای سوزان شعله ها می مردند. برخی نیز در میان شعله ها مضطرب و پریشان می دویدند. چنان برای نوشیدن چند قطره آب درمانده شده بودند که خیلی از آن ها با بارش باران سیاه دهانشان را باز کرده سعی می نمودند مقداری از آب باران بنوشند. آن قدر مواد رادیواکتیو در قطرات باران سیاه وجود داشت که می توانست به راحتی تغییرات شدیدی را در خون فرد ایجاد کند. این تاثیرات چنان شدید و مخرب بود که اثرات بعدی این باران سیاه تا به امروز نیز در شهر هیروشیما باقی مانده است. پس بدون شک چنین اتفاقی با شدت و ویرانگری صدها برابر شرایط هیروشیما رخ خواهد داد اگر جنگی اتمی دربگیرد.

 

منبع:https://www.tarafdari.com/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86/%D9%85%D8%B7%D9%84%D8%A8/929411/10-%D8%A7%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%82-%D9%88%D8%AD%D8%B4%D8%AA%D9%86%D8%A7%DA%A9-%D9%88-%D8%A8%D8%A7%D9%88%D8%B1-%D9%86%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%BE%D8%B3-%D8%A7%D8%B2-%DB%8C%DA%A9-%D8%A2%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D9%84%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D8%AE-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%D9%86%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D8%AF

تقدیم به نژاد پرستان ...

چشمانت را ببند❗️می‌خواهم
تو را به ۱۵۰۰ سال قبل ببرم .
به السعودیه فکر نکن، نه❗️ همین ایران خودمان. بله❗️ چند سال قبل از اسلام، ایران چه وضعیتی داشت ❓❗️
🔴 به فکر زنانی باش که به خاطر بدهی شوهرانشان و با اجبار به صورت استقراضی به عقد مرد دیگری در می‌آمدند .
(ترجمه فارسی وندیداد، ص۵۰۷ و ایرانیان در زمان ساسانیان ص۴۴۲؛ کتاب نقش زن در سنت زرتشتی و نظام حقوقی ایران باستان ص۱۵ )

🔴 به مردانی فکر کن که به خاطر کوتاهی در انجام اعمال مذهبی و ارتداد، یا پوستشان کنده می‌شد و یا بدنشان تکه تکه می‌شد
(ترجمه فارسی وندیداد، ص۷۰۵ و ۱۱۹۵)

🔴به زندانیانی فکر کن که چشمشان به وسیله میله‌ی داغ و یا ریختن روغن، کور می‌شد و یا در قبال یک جرم، اعضای خانواده‌ی او را نیز می‌کشتند و یا پوستش را زنده زنده می‌کندند
( ایرانیان در زمان ساسانیان، کریستن سن، ص۴۱۴ )

🔴 به جوانان مستعد این مرز و بوم فکر کن که  در یک حکومت با سرپرستی یک شاه آریایی حق تحصیل نداشتند
 
( ایرانیان در زمان ساسانیان، کریستن سن، ص ۵۴۶ )

🔴به مجرمانی فکر کن که مثل یک موش آزمایشگاهی برای استفاده‌ی طبی زنده نگه داشته می‌شدند
( ایرانیان در زمان ساسانیان، کریستن سن، ص۵۵۱ )

🔴 به مردمی فکر کن که اجازه‌ی تلفظ اسم شاه خود را نداشتند بلکه باید لقب آنان را،«شماخ بغان» (وجود الهی شما یا مقام الوهیت شما)، بر زبان می‌آوردند
 ( ایرانیان در زمان ساسانیان، ص۵۲۸ )

🔴 به پادشاه عادلی به نام انوشیروان دادگر
(در اصل داتگر ) بیندیش که ۱۳۰۰۰ ایرانی را کشت
 ( ایرانیان در زمان ساسانیان، ص۵۷۶ )

 🔴 به خسروپرویز بیندیش که ۳۰۰۰ زن و ۳۰۰۰ زن خدمتکار و ۸۵۰۰ اسب و ۷۶۹ فیل داشت، در حالی که به زور از مردم فقیر، مالیات می‌گرفت
(ایرانیان در زمان ساسانیان، صص۵۸۹ و ۵۹۰ و کتاب تاریخ ایران خنجی "نویسنده متعصب ضد اسلام"، ص۱۰۶۶)

🔴 به ۸۰ هزار ایرانی فکر کن که در یک روز به همراه پاک‌سازی مزدکیان کشته شدند
( کتاب تاریخ ایران خنجی، ص ۹۵۹ )

🔴 به زنان حامله‌ای فکر کن که در یمن شکمشان پاره می‌شد و فرزندانشان سربریده می‌شدند . به اعراب سیاه‌پوست و مردمان سیاه‌پوستی فکر کن که در یمن فرمان قتل عام کلی آنان از پیر و کودک صادر شد
( تاریخ ابن اثیر، ج۲، ص۵۲۲ )

 🔴به زنان حائضی فکر کن که مجبور بودند در ادرار گاو، خود را بشویند و در محدوده‌ای جدا از خانه باشند
( ترجمه فارسی وندیداد، ص۱۱۷۱ )

 🔴به زنانی فکر کن که اهریمن نامیده می‌شدند
 ( ترجمه فارسی وندیداد، ص۱۵ )
@iranTurks

جشن سال نو بهاری ( نوروز )میراث ملل                              @iranturks             حسن راشدی :

بنا به پیشنهادجمهوری آذربایجان ،[۱] مجمع عمومی سازمان ملل در نشست  ۲۳ فوریه ۲۰۱۰ ( ۴ اسفند۱۳۸۸) ۲۱ ماه مارس را به‌ عنوان روز جهانی عید نوروز، به‌رسمیت شناخت و آن را در تقویم خود جای داد. در متن به تصویب رسیده در مجمع عمومی سازمان ملل، نوروز، جشنی که قدمتی بیش از ۳ هزار سال دارد و امروزه بیش از ۳۰۰ میلیون نفر آن را در کشورهای بالکان ، اطراف دریای سیاه ، قفقاز ، خاورمیانه ، آسیای میانه و …جشنمی‌گیرند توصیف شده‌است.

گرچه بعضیها اجرای مراسم روز نو بهاری و یا نوروز را به پارسیان نسبت می دهند ولی این جشن  سابقه بسیاری طولانی تر از آن دارد که بعضی ها آنرا به سلاطین ساسانی پارسیان و یا حتی هخامنشیان نسبت دهند .

عده ای از ناسیونالیستهای فارس بدون توجه به اسناد تاریخی و باستانشناسانه و صرفا از روی تعصب ، با استناد به افسانه های شاهنامه فردوسی ، آفرینش جشن سال نو بهاری را به پادشاه افسانه ای شاهنامه  " جمشید شاه " نسبت می دهند ، لاکن دانشمندان و محققین واقع بین این قوم  تاریخ برپا داشته شدن مراسم روز زایش نباتات و اول فصل بهار را بسیار جلوتر از کوچ اقوام  هند و ایرانی  به سرزمین کنونی ایران ( حدود ۹۰۰ الی ۱۰۰۰ سال پیش از میلاد ) دانسته و مرسوم بودن این جشن را در سه هزار سال پیش از میلاد در اراضی وسیع اقوام سومری ، دو هزار سال پیش از میلاد در میان بابلیهای ساکن بین النهرین  و همچنین دو هزار سال قبل از میلاد در خوزستان امروزی در بین ایلامیان می دانند  (2)

در میان بابلیان قدیم جشن سال نو بهاری  12 روز بوده و روز سیزدهم پایان این جشن به حساب می آمده است ، سال نو بابلیان در نخستین روزهای فصل بهار و زمانی که اولین هلال ماه دیده می شد شروع می شده است ، همچنان رومیان قدیم سال نو را در پایان روزهای ماه مارس ( در ۱۰ روز اول فروردین ماه ) جشن می گرفته اند . (۳)

پیام آور شادی و فصل بهار " حاجی فیروز " مشهور در میان اقوام فارس که با لباس قرمز و صورت سیاه پیشاپیش عید نوروز ، نغمه های شاد بهاری را در جلو خانه های مردم  ترنم می کند در اصل " الهه قربانی " به نام " داموزی " سومریان است . (۴)

همچنین در میان بابلیها جشنی بوده است موسوم به "زاگموگ" که در سالهای حدود ۲۳۰ پیش از میلاد، در فصل اعتدال ربیعی، در یازده روز از اول ماه نیسان بر گزار می شده است.
#نوروز
این جشن به یاد و احترام " مردوک " بت بزرگ بابلیان در معبد " آزگیلا" واقع در شهر بابل برپا می شده است.

 نوروز در میان فنیقیهای حوزه دریای مدیترانه، در میان یونان باستان، در آسیای صغیر، مندائیان (سامی زبانان عراق)، جزیرة العرب، مصروآسیای میانه گرامی داشته میشد.

مراسم جشن نوروز در کتاب مشهور  "سینوهه پزشک مخصوص فرعون " در سفر سینوهه و خدمتکار  وی "کاپتا" به کشورهای امروزی خاورمیانه در حدود ۳۵۰۰ سال پیش  نیز آمده است .
@iranturks
با توجه به اینکه عده ای  نوروز و جشنهای جنبی آن را جشن هایی صد در صد متعلق به پارسیان می دانند و بعضی از این مراسم، بخصوص چهارشنبه سوری، بخاطر اهمیت آتش در آن، حتی وابسته به دین زرتشت دانسته شده اما شواهد مختلف نشاندهنده این مطلب هستند که این جشنها ، تاریخی به مراتب جلوتر از  تعلق این آیین به قوم "پارس" (به معنای قوم هندو-اروپایی مهاجری که در حدود سال ۱۰۰۰  قبل از میلاد به ایران آمدند) دارند و احتمالا" از مراسمی که  قبل از مهاجرت اقوام آریایی در این فلات مرسوم بوده سرچشمه می گیرند و چه بسا اقوام سومری ، ایلامی، کاسی، گوتی ، لولوبی ، ماننا و دیگر اقوام باستانی نیز آنها را جشن می گرفته اند.

منبع اطلاعات ما در مورد باورهای اقوام هندو- ایرانی و بعدا" پارسی، در درجه اول قدیمترین قسمتهای اوستا و در حالت دوم، مقایسه باورهای دیگر مردم هندو-اروپایی (بخصوص هندو-آریایی ها) با باورهای پارسیان باستان است. ریگ ودا، قدیمیترین بخش وداهای هندو-آریایی، یکی از بهترین منابع موجود برای پی بردن به اصول اعتقادی و جشنها و مراسم اقوام (هندو-ایرانی) است.
در اوستا، بخصوص در گاثاها و بقیه یسناها که قدیمی ترین بخش های این کتاب هستند، هیچگاه صحبتی از نوروز و جشنهای وابسته به آن نشده است. مراسم اوستایی اصولا" نیایشهایی به امشاسپندان مختلف و فره وشی ها هستند. یسناها سرودهایی هستند که برای ستایش میترا، آناهیتا، ورونا، هوم، و دیگر امشاسپندان نوشته شده اند که در جشنهای وابسته به آنها باید خوانده شوند (کلمه های "جشن" و "یسنا" از یک ریشه هستند). در نتیجه، دربخشهای قدیم اوستا ذکری از جشنهای نوروز، چهارشنبه سوری، سیزده بدر و یا حتی سده نداریم. نخستین نشانه از نوروز در اوستا، در فرگرد دوم "ویدیودات" است که در ضمن توضیح زندگی "ییم" (جمشید)، به دستور برگزاری نوروز نیز اشاره شده (این روایت را فردوسی نیز ذکر می کند).

 اما ویدیودات از اخیرترین بخش های اوستاست که به احتمال زیاد یا در دوران ساسانی نوشته شده و یا در آن دوران به طور کامل بازنویسی شده و بسیاری از باورهای زرتشتی ساسانی در این کتاب وارد شده است.

با نگاه به باورهای مندرج در ریگ ودا نیز اثری از مراسمی مانند جشنهای بالا نمی بینیم. جشن شروع سال در نزد این اقوام اهمیت زیادی نداشته و ذکر خاصی از برگزاری مراسم بخصوصی برای آن نمی کنند. همچنین در باورهای مردم نورستان افغانستان که تا صد سال قبل که به جبر مسلمان شدند، زیر نام "کافران" که به پرستش خدایان باستانی هندو-ایرانی ادامه می دادند، هیچ اثری از نوروز وجود ندارد، هرچند که جشنهای سنتی نزد این مردم کاملا" حفظ شده است.

اوستا کتاب دینی زرتشیان دستخوش تغییرات نسبتا زیادی در متن خود  بسته به خواست سلاطین و حاکمان پارسی قبل از اسلام شده است ، چنانچه  رسم خَویدوده یا خوه‌دوده نوعی پیوند ازدواج در پارس  باستان بود که بین محارم (خواهر و برادر یا والدین و فرزندان) انجام می گرفت که در کتاب‌های پهلوی زرتشتی از اصول رستگاری دانسته شده‌است.

ترجمهٔ بخشی از پرسش ۳۷ از مینوی خرد:

�پرسید دانا مینوی خرد را که مردمان به چند راه و بهانهٔ کرفه به بهشت بیش رسند؟

مینوی خرد پاسخ کرد که:

………..

……… نهم آن که دوستی روان را خوه‌دوده کند…� (5)

به هر حال به احتمال زیاد ازدواج بین خویشان در پارس  باستان مرسوم بوده و قدیمترین سند در مورد ازدواج با محارم مربوط به کمبوجیه پسر کوروش است که با دو خواهر خود رکسانا و آتوسا وصلت کرده و در کتاب تاریخی هردوت هم نقل شده است . (6)  اما وارد کردن این رسم به متن کتاب دینی زرتشتیان (اوستا ) مطمئنا با فشار سلاطین و پادشاهان  پارس و توسط کاهنان زرتشتی انجام شده است و در دین زرتشتی و اصل اوستا نبوده است .

چنانکه از تواریخ بر می‌آید، در عهد ساسانیان نیز نوروز ـ یعنی روز اول سال پارسی و نخستین روز فروردین ماه در اول فصل بهار نبود بلکه مانند عید فطر و عید اضحی ،  آنچنانکه در میان مسلمانان مرسوم است ، در فصول مختلف سال خورشیدی می‌ چرخید .

در سال یازدهم هجرت که مبدأ تاریخ یزدگردی و مصادف با جلوس یزدگرد پسر شهریار آخرین شاه ساسانی است، نوروز در شانزدهم حزیران رومی (ژوئن فرنگی) یعنی نزدیک به اول تابستان بود و از آن تاریخ به این طرف به تدریج هر چهار سال یک روز عقب‌تر افتاد تا در حدود سال ۳۹۲ هجری، نوروز به اول حمل رسید ـ در سال ۴۶۷ هجری ، نوروز در بیست و سوم برج حوت یعنی هفده روز به پایان زمستان مانده واقع بود ـ در این هنگام جلال‌الدین ملکشاه  امپراتور  ترک سلجوقی (۴۶۵-۴۸۵ هجری قمری) ترتیب تقویم جدید جلالی را بنا نهاد و نوروز را در روز اول بهار که موقع نجومی تحویل آفتاب به برج حمل است ـ قرار داده و ثابت نگاهداشت. بدین طریق که قرار شد در هر چهار سال یک بار سال را به ۳۶۶ روز بشمرند و پس از تکرار این عمل هفت بار یعنی پس از هفت مرتبه چهار سال (یا ۲۸ سال ( بار هشتم به جای اینکه سال چهارم را ۳۶۶ روز حساب کنند با سال پنجم (یعنی درواقع با سال سی و سوم از آغاز حمل) این کار را انجام بدهند  و بدین ترتیب روی هم رفته سال جلالی نزدیک‌ترین سال‌های دنیا به سال خورشیدی حقیقی که ۳۶۵ روز و ۵ ساعت و ۴۸ دقیقه و ۴۶ ثانیه است می‌شود. (۷)

علاوه بر جشن نوروز ، جشن دیگری نیز که به "مهرگان" مشهور است و در گذشته های دور  و در  پاییز بر گزار می شده است باز از طرف عده ایی به  پارسیان نسبت داده میشود ، در حالی که این جشن نیز مبدا و منشأ بسیار قدیمی تر از بر گزاری این جشن توسط  پارسیان در ایران دارد چنانچه "منوچهری دامغانی" شاعر معروف نیمه اول قرن پنجم هجری در مسمطی می گوید :

 

شاد باشید که جشن مهرگان آمد

                                       بانگ و آوای درای کاروان آمد

کاروان مهرگان از "خزران " آمد

                                       یا ز اقصای  بلاد "چینیان" آمد

نه از این آمد ، بل نه از ان آمد

                                      که ز فردوس برین وز آسمان آمد….

 

در این شعر "منوچهری" جشن مهرگان را بر آمده از میان "ترکان خزر" و یا از "بلاد چین" دانسته و در آخر می گوید  شاید این جشن از بهشت برین آمده باشد!

جشن سال نو بهاری امروزه در بسیاری از کشورها از جمله در هندوستان از ۱۳ الی ۱۵ ماه آوریل (۲۴- ۲۶ فروردین ) برپا داشته می شود ، این جشن  در تایلند ، برمه ، سریلانکا ، کامبوج و لائوس از  روز اول ماه آپریل (۱۲ فروردین ) و به مدت ۳ روز جشن گرفته می شود ، آنها نام این جشن بهاری را " سونگ کران " می نامند .

ترکان اوغوز ( آذربایجان ، ترکیه ، تورکمنستان ، قبرس شمالی و ترکان شمال عراق )  به سال نو بهاری جشن اوغوز هم می گویند ؛ در افسانه های  ترکان ،  ترکان اوغوز پس از محاصره و گرفتاری  400 ساله در میان کوههای " ارگنه قون " در اوایل فصل بهار و در زمان زایش درختان و در هوای خوش بهاری ، کوه فلزی را شکافته و از این گرفتاری ۴۰۰ ساله رهایی می یابند که از آن تاریخ به بعد ترکان روزهای اوائل بهار را جشن می گیرند .

  امروزه جشن سال نو بهاری یا نوروز  علاوه  بر اینکه در میان مردم و با حمایت کامل دولت و با  شکوه تمام در جمهوری آذبایجان برپا داشته می شود در بین مردم  ایران ، افغانستان، جمهوریهای آسیای میانه، ، غرب چین ، ترکیه ، عراق ، گرجستان ، اروپای شرقی و در بین مردم کشورهای آسیای دور  نیز بر گزار میگردد.

نوروز در میان مردم آذربایجان جنوبی با نامهای "تزه ایل بایرامی" ، "بایرام" ، "یئنگی ایل"  با مراسم خاص جشن گرفته میشود.

اصولا مردم آذربایجان جنوبی بخصوص مردم  شهرهای اردبیل، خلخال ،خیاو (مشکین شهر)، گرمی، مغانشهر (پارساآباد) ، بیلسوار  و دیگر مناطق مغان از نام "نوروز" برای مراسم سال نو استفاده نمی کنند ، "بایرام "  ، "تزه ایل بایرامی " و " یئنگی ایل " مشهورترین و متداولترین نام  برای " نوروز " در میان آنان است.

سفره "هفت سین " نوروزی  هم از مراسماتی است که مثل مراسم عید نوروز ناسیونالیستهای فارس  آنرا متعلق به خود می دانند و تفسیرهای گوناگون و بی مسمایی در تفسیر فلسفه " سین " های این سفره  دارند ، از جمله اینکه گویا " هفت سین " اوائل و قبل از اسلام  "هفت شین "‌ بوده و در این سفره هفت ماده ای که حرف اول نامشان با شین شروع می شده  از جمله شراب و شربت و شینهای دیگر گذاشته می شده که بعد از اسلام بخاطر حرام بودن شراب به هفت سین تبدیل شده  و تفسیرهای از نوع آقای  "محمد علی دادخواه" که اخیراً پژوهشی با عنوان "نوروز و فلسفه هفت سین" را به نگارش در آورده و در این باره می‌نویسد:‌

"عدد هفت برگزیده و مقدس است. در سفره نوروزی انتخاب این عدد بسیار قابل توجه است. ایرانیان باستان این عدد را با هفت امشاسپند یا هفت جاودانه مقدس ارتباط می‌دادند. در نجوم عدد هفت، خانه آرزوهاست و رسیدن به امیدها را در خانه هفتم نوید می‌دهند. علامه مجلسی می‌فرما ید: آسمان هفت‌ طبقه و زمین هفت طبقه است و هفت ملک یا فرشته موکل برآنند و اگر موقع تحویل سال، هفت آیه از قرآن مجید را که باحرف سین شروع می‌شودبخوانند آنان را از آفات زمینی و آسمانی محفوظ می‌دارند."  که هیچکدام از اینها نمی تواند علمی باشد و  این در حالی است که در کشور افغانستان که همنژاد، همزبان و هم فرهنگ فارس زبانان ایران هستند در مراسم نوروزی بجای هفت سین ایرانی ، هفت میوه در سفره می چینند که به هیچوجه با هفت سین و یا هفت شین ایرانی ارتباطی ندارد .

در این باره محقق محترم جناب آقای ناصر منظوری تحقیقات ارزنده علمی و جالبی  تحت عنوان : "  منشاء برخی ترکیب�های عجیب در فارسی " انجام داده اند که مطالعه آنرا به عموم علاقمندان توصیه می کنیم :

منبع:

  حسن راشدی : 27 اسفند 1394

اسنادتورک بودن سکاهای ساکن ایران قبل هخامنشیان

دوستان عزیزدر رد نظریه آذری کسروی شواهد ودلایل فراوانی موجود است که دراین چند پست سعی میشود به گوشه ای ازآن پرداخته شود شواهد ودلایلی قبل وبعد اسلام مبنی بر تورک بودن اهالی آذربایجان ،شواهدی ازنویسندگان ومورخان متعدد که ثابت میکند اهالی آذربایجان تورک بوده اند وشواهدی که ثابت میکند تورکان ساکایاماساجت درایران ساکن بودند ولی متاسفانه توسط هخامنشیان قتل عام شدند
@dost_dushman
دلیل اول
✅سندی محکم ازکتاب تاریخ طبری مبنی برتورک بودن اهالی آذربایجان
 
(وفي هذه السنة) غزا الجراح بن عبد الله الحكمى وهو أمير على أرمينيةوآذربيجان أرض الترك ففتح على يديه بلنجرم وهزم الترك و ...
و در این سال جراح بن عبدالله الحکمی جنگ کرد. او امیر ارمنستان و آذربایجان سرزمین ترکان بود. وی بلنجرم را با دستان خویش فتح کرد و ترکان را شکست داد.» (طبری ج ۵ ص ۳۶۸) مولف البدایه و النهایه نیز در ج ۹ ص ۲۵۶ به این امر اشاره کرده است.
http://lib.eshia.ir/22009/5/368/هو_امیر_علی_ارمینیه
 
 
@dost_dushman
کتابخانه مدرسه فقاهت کتابخانه‌ای رایگان برای مستند کردن مقاله‌ها استتاريخ الطبري - الطبري، ابن جرير -  کتابخانه مدرسه فقاهت
دلیل دوم
✅سندی محکم ازکتاب بن خلدون مبنی برتورک بودن اهالی آذربایجان وردنظریه کسروی  
 
ابن خلدون که در جهان به پدر جامعه شناسی مشهور است و یکی از چهرههای ارجمند جهان اسلام به شمار میرود، در تاریخ معروف خود می نویسد: «و فی الکتب ان ارض ایران هی ارض الترک …فاما علماء الفرس و نسابتهم فیابون من هذا کله: در کتابها هست که ایران سرزمین ترکان است اما دانشمندان و نسب شناسان فارس به کلی این مسئله را انکار میکنند.»(تاریخ ابن خلدون ج ۲ص ۱۵۴چاپ موسسه الاعلمی و ص ۱۸۱ انتشارات دارالفکر)
از مدرسه فقاهت کتابخانه آنلاین👇
وفي👈 الكتب ان أرض إيران هي أرض الترك👉 وعند الإسرائيليين انهم من ولد طيراس بن يافث وإخوتهم بنو مادي ابن يافث وكانوا مملكة واحدة ☝️فأما علماء الفرس ونسابتهم فيأبون من هذا كله ❌
http://ar.lib.eshia.ir/22037/2/154/ارض_الترك
 
@dost_dushman
إن مکتبة مدرسة الفقاهة هي مكتبة مجانية لتوثيق المقالاتتاريخ ابن خلدون - ابن خلدون -  مکتبة مدرسة الفقاهة
دلیل سوم
✅بازهم سند ونوشته  ای محکم ازکتاب بن خلدون مبنی برتورک بودن اهالی آذربایجان
 
وكان على عهد يستاسب وحافده أردشير يمن ابن ابنه اسفنديار من ملوك الفرس وانه شخص من اليمن غازيا ومر بالحيرة فتحير عسكره هنالك فسمى الحيرة وخلف قوما من الأزد ولخم وجذام وعاملة وقضاعة فأقاموا هنا لك وبنو الإطام واجتمع إليهم ناس من طيرة وكلب والسكون وأياد والحرث بن كعب ثم توجه الأنبار ثم الموصل 👈ثم آذربيجان ولقى الترك فهزمهم👉 وقتل وسبى ثم رجع إلى اليمن وهابته الملوك وهادنه ملوك الهند
http://ar.lib.eshia.ir/search/22037/آذربیجان_الترک?http://ar.lib.eshia.ir/22037/1/1
 
@dost_dushman
دلیل چهارم
✅بازهم سندی محکم ازتاریخ طبری مبنی برتورک بودن اهالی آذربایجان وردنظریه کسروی
👈(وفيها) غزا مسلمه بن عبد الملك ⬅️الترك حتى بلغ الباب من ناحية آذربيجان ففتح حصونا ومدائن هنالك👉در این سال(90هجری) مسلم بن عبدالملک با ترکان جنگید و تامنطقه باب الابواب(دربند)رسید و در آنجا شهرها و قلعه ها را فتح کرد .»(طبری 5 ص 226).
http://lib.eshia.ir/22009/5/226/فیها_غزا_مسلمه
 
@dost_dushman
دلیل پنجم
✅سندی محکم مبنی برتورک بودن اهالی آذربایجان ازکتاب  التيجان في ملوك حمير نویسنده : عبد الملك بن هشام    جلد : 1  صفحه : 416
منه في أرض الهند. قال معاوية: ومن أهل بابل يومئذ؟ قال: بقية من ولد حمير بن يعرب. قال معاوية: خذ في حديثك وأعلمني ما كانت الهدية؟ قال: بزات بيضاء وسروجاً كرمانية وديباجاً فاخراً وآنية من متاع الملوك من عمل أهل تلك البلاد. فلما رآها الرائش قال للرسول: أكل ما أرى في بلادكم؟ قال: بعضه أيها الملك وبعضه من بلاد الترك، وهم من أمرائنا من حالهم كيت. فحلف ليغزون تلك البلاد التي خرج منها ما رأى فاستخلف يعفر بن عمرو، وسار هو بنفسه في مائة ألف وبعث الرجال في ابتغاءالطريق، فلم يجد طريقاً خيراً له فيما يذكر من طريق واحدة على جبل طئ حتى خرج ما بين العراق والجزيرة، وقد سألت يا أمير المؤمنين عن ذلك فبلغني إنه خرج على الانبار من أرض العراق. قال معاوية: أو قد كانت أحدثت مدينتها يومئذ؟ فقال عبيد: بل ذلك بدهر طويل، ثم سار حتى نزل الجبل من ارض الموصل، وبعث شمر بن القطاف بن المنتاب بن عمرو بن زيد بن عملاق بن عمرو بن ذي أنس في مائة ألف حتى دخل عليهم أذربيجان فقتل المقاتلة وسبى الذرية، ثم اقبل فكتب في حجرين أمر مسيرخ، فهما اليوم على جدار أذربيجان.👈👈👈قال معاوية: وما بال أذربيجان لله أنت؟ قال: له أنها كانت من ارض الترك واجتمعوا له. قال: فأين كان ملك بابل عنه؟👉👉👈 قال عبيد: يا أمير المؤمنين أنها كانت لأهل اليمن عدة ولحمير بسطة وقوة والله إني لأستحيي من ذكرها وكانت تنزع الأولاد إلى اليمن والأوطان، وكانوا يلجون في السير في البلاد وإن أهدى لبعضهم ملك من الملوك قبل وطاف إلى غيره. قال معاوية: صدقت فهل بلغك ما في الحجرين بأرض أذربيجان؟ قال: ذكر مسيره في شعره قال معاوية: فما قال. قال قوله:
نام کتاب : التيجان في ملوك حمير نویسنده : عبد الملك بن هشام    جلد : 1  صفحه : 416 کتابخانه مدرسه فقاهت
http://lib.efatwa.ir/47216/1/416/%D8%A7%D9%84%D8%AA%D8%B1%DA%A9_%D8%A3%D9%8E%D8%B0%D9%92%D8%B1%D9%8E%D8%A8%D9%90%D9%8A%D8%AC%D9%8E%D8%A7%D9%86%D9%8E
❇️بن هشام درقرن 2هجری قمری فوت کرده ودراین زمان ازتورک بودن آذربایجان سخن میگوید بسیار بسیار قبل ازازبقیه نویسندگان دیگر
@dost_dushman
کتابخ
دلیل ششم
✅سندی محکم مبنی برتورک بودن اهالی آذربایجان درتاریخ بلعمی
در تاریخ بلعمی که به کوشش محمد پروین گنابادی به چاپ رسیده است به وضوع از لفظ «ترکان آذربایجان» سخن می رود و سندی محکم در مورد حضور تاریخی ترکان حتی به روزگار افسانه ها در آذربایجان است.
@dost_dushman
دلیل هفتم
✅برگی دیگرازکتاب تاریخ بلعمی مبنی برتورک بودن اهالی آذربایجان
و نیز در تاریخ بلعمی به کوشش محمد پروین گنابادی در ص 357 ترک بودن آذربایجان را می خوانیم و حتی در پاورقی به متن گویای عربی نیز اشاره می رود که آذربایجان را سرزمین ترک می خواند.
@dost_dushman
دلیل هشتم
✅سندی محکم از کتاب « تجارب الامم» مبنی برترک بودن اهالی آذربایجان قبل از اسلام
در کتاب تجارب الامم ابوعلی مسکویه ( 421-320) که در قرن چهارم و اوایل پنجم و قبل از حضور مغولها ( قرن هفتم) می زیسته و حتی زمانی که امپراطوری های ترکها نیز حضوری در خاک ایران کنونی نداشته اند. در مورد آذربایجان در چند جا چنین اطلاعاتی از آذربایجان به دست می دهد :الف)« به روزگار او [ منوچهر] ، رایش بن صیفی بن یشجب بن قحطان که از شاهان یمن بود به کشور گشایی برخاست. نام وی حارث بود. به هند لشکر کشید و غنیمتهای کلان بگرفت. مردی از یاران را با نام شمر عطّآف به توران فرستاد و شمر از راه آذربایجان ( آذربیجان) که در آن زمان در دست ایشان می بود به سرزمین ترک رفت و از آنان بکشت و در بند کشید و خواسته ها به تاراج گرفت ( تجارب الامم ،ابوالقاسم امامی ج 1 ص 66).»قاعدتا برای فتح سرزمین ترک ار مسیر هند می باید از طرف اراضی شمال افغانستان وارد ترکستان می شد نه از طریق آذربایجان که دورتر است و به نظر آریایی پرستان سرزمین آذربایجان ارتباطی به ترکها ندارد. شاید گفته شود که مسکویه از جغرافیای ترک و آذربایجان اطلاع دقیقی نداشته است که چنین نیست و با توجه به این که از اهالی ری بوده است ، نزدیک سرزمین آذربایجان ، متوجه بوده است که ترک و آذربایجان چه ویژگی های می توانند داشته باشند.نکته دیگر اینکه می گوید به دست ترک بود ، یعنی اینکه در آذربایجان ترکها از قدیم حضور داشته اند و حضور ترکها در آذربایجان چیز بعید ودور انتظاری برای مسکویه و هم دورانهایش نبوده استب ) در ذکر پادشاهان یمن باز در جایی دیگر می گوید:« از پادشاهان یمن تا روزگار سلیمان یاد کرده ایم. آن گاه پادشاهی به یاسر پور عمرو رسید که به وی یاسر أنعم گفته اند از آن روی که تازیان را می نواخته است. وی ، به آهنگ کشورگشایی به باختر تاخته بود و چون به وادی الرمل رسید ، جایی که کسی بدان نرسیده بود ، توده های ریگ چندان بود که گذرگاهی ندید و درماند و در همان جا بماند که ناگهان ریگ پراکنده شد. از خانگیان یکی را فرمود تا با یاران خویش بگذرد. بگذشتند و بازنگشتند. از این روی ، گفت بتی از مس بساختند و بر سنگی بزرگ بر کناره آن درّه برداشتند و بر سینه آن به خط مسند[ خط حمیریان در یمن] چنین نوشتند: « این بت از آن یاسر انعُم حمیری است ، بدان سوی آن راهی نباشد ، پس ، کس به دشواری نیفتند که نابود می شود.»پس از یاسر پادشاهی به تبّع رسید وی همان تبان است ،... این تبّع به روزگار گشتاسب و اردشیر بهمن پور اسفندیار پور گشتاسب بوده است. وی از جای برون شد و بتاخت تا به انبار و موصل و آن گاه به آذربایجان رسید. در آذربایجان با توران[ در متن عربی ترک است] دیدار و نبرد کرد و آنان را بشکست. رزمندگان را بکشت و زنان و فرزندان را برده کرد. روزگاری در آن جای بماند. شاهان از وی بشکوهیدند و پیشکش به نزد وی می بردند... » ( تجارب الامم ،ابوالقاسم امامی ج 1 ص 86).در این قسمت ، مسکویه به وضوح توران و آذربایجان را یکی می پندارد.ج) در جایی دیگر که در مورد جنگ ترکها و پارسها سخن می گوید و سخن از جنگ بین کی خسرو پارسی و افراسیاب ترک است ، می گوید که :«سپس از سه سوی دیگر نیز به کی خسرو گزارش رسید که سپاهیان وی گرداگرد افراسیاب را بگرفته اند. افراسیاب خود به نبرد برخاست و از فرزندان وی جز شیده نمانده بود. شیده با ساز و برگ به سوی کی خسرو روی آورد. گویند : کی خسرو در آن روز از شیده بشکوهیده و پنداشت که با وی یارای نبرد ندارد. جنگ در میانه کی خسرو و شیده چهار روز بپایید و سر انجام شیده بگریخت و کی خسرو در پی او بتاخت تا در آذربایجان به وی رسید و با گرز بر سرش چنان کوفت که مرده بر خاک افتاد. سپس خواسته اش را به تاراج گرفت.افراسیاب همین که از فرجام شیده آگاهی شد با سپاهی گران به سوی کی خسرو آمد. چون به هم رسیدند جنگی در گرفت که گویند مانندش هرگز روی نداده بود. ایرانیان و تورانیان در هم آویختند و از یکدیگر بسیار بکشتند و افراسیاب بشکست و بتارید.پارسیان شماره ی کشتگان را چندان کلان گفته اند که نوشتن آن را خوش نداشته ام. کی خسرو در پی افراسیاب بتاخت تا سر انجام در آذربیجان به وی رسید. .... سرانجام سرش را برید ..... (تجارب الامم، ابوالقاسم امامی ج 1 ص 77).در این نوشته ها کاملا مشخص است که آذربایجان از اراضی توران بوده است و دشمن به هنگام گریز به سوی خاک دشمن نمی گریزد و برعکس رو به سرزمینهای خود می گریزد . این نوشته ها فارغ از اینکه افسانه بوده اند ولی ازذهن ساکنان مبنی برتورک بودن اهالی آذربایجان سرچشمه میگیرند
@dost_dushman
دوست دوشمان, [۰۶.۰۵.۱۹ ۰۸:۵۶][ Photo ]✴️دلیل نهم
✅سندی محکم ازکتاب برهان قاطع مبنی برتورک بودن اهالی آذربایجان
دراین کتاب ازنام گذاری آذربایجان توسط اغوزخان سخن بمیان میاورد
@dost_dushman
دلیل دهم
✅سندی محکم ازکتاب جامع التواریخ مبنی برتورک بودن اهالی آذربایجان
@dost_dushman
دلیل یازدهم
✅سندی محکم ازکتاب بن بطوطه مبنی برتورک بودن اهالی آذربایجان
✅ابن بطوطه معروف ترین سیاح و جغرافی دان عرب و جهان که در قرن هشتم هجری از آذربایجان دیدن کرده بود ، پس از رسیدن به شهر تبریز به بازار بزرگ تبریز میرود که آن را بازار قازان خان مینامد، ابن بطوطه در مورد زیبایی و بزرگی این بازار مینویسد؛ بازار تبریز از بهترین بازارهایی است که در دنیا دیده ام و در ادامه در مورد مردم شهر واهالی بازار این چنین مینویسد....❇️❇️در تبریز به بازار جواهر فروشان رفتم...جواهر فروشان جواهرات خود را به زنان تورک عرضه میکردند"
@dost_dushman
دلیل دوازدهم
✅سندی محکم برتورک بودن اهالی آذربایجان ازکتاب نامه دانشوران درعهد قاجار
❇️دراین کتاب آمده  منظور از الاذریه وآذربیجیه همان لغات ترکان است
پس از آنکه نژاد تراشان با جستجودر لابلای اسناد تاریخی و توسل به سفرنامه های خارجیها هیچ جا ردی از زبان به اصطلاح آذری نیافتند سعی کردند تا برای پاسخگویی به افکارعمومی  زبان پهلوی را به دم زبان جعلی آذری بچسبانند تا سریال نژاد تراشیشان تکمیل شود.. اما با اثبات این که زبان پهلوی تنها دربرخی مناطق آذربایجان رواج داشته ونه در همه جای آن خلا زبانی دربیشترمناطق آذربایجان بخصوص تبریز نمایان شد.پس بنابراین آخرین سلاحشان همانا واژگانیست که درمنابع تاریخی بصورت آذری ثبت شده اند.. اما از ذکر واژگان مشابهشان مانندآذربیجی وآذربی خودداری می نمایند
آذری یعنی آذربایجانی
براستی چه دلیل محکمی بر این اصرار حماقت آلود به اثبات زبان جعلی وشکست خورده آذری وجود دارد؟؟تنها دلیلش ماله کشی و مخفی کردن جعلیات اریا گراهاست
برای روشن شدن هرچه بیشترموضوع توجهتان را به نوشته رحیم_رییس_نیا یکی از تاریخدانان معاصر جلب مینمایم:.✅درآثار دیگرنیز اعم از زبان وقوم و....وکالای منسوب به آذربایجان الفاظی چون،اذری،آذری،آذربی وآذربیجیه بکار رفته است.بعنوان مثال درموردی مربوط به زندگی ابوبکر درسالهای نخستین هجری از صوف_الاذربی(پشم_آذری) بکار رفته}.(آذربایجان درسیرتاریخ ایران_رییس نیا_ص۸۵۷).
پس هرجا دیدید ازلفظ آذری استفاده شده است منظور همان آذربایجانی است نه بیشتر
منابع:.ترکان وبررسی تاریخ زبان وهویت آنها درایران(حسن راشدی).آذربایجان درسیرتاریخ ایران(رحیم رییس نیا)
@dost_dushman
دلیل سیزدهم
❇️سندی محکم مبنی برتورک بودن اهالی آذربایجان قبل اسلام ازهومل
✅فریتز هومل Fritz Hommel باستان شناس و شرق شناس آلمانی بود ، او در دانشگاه لایپزیگ از کهن ترین دانشگاه های جهان و دومین دانشگاه معتبر آلمان به تحصیل پرداخت، دانشگاهی که برندگان زیادی از جوایز نوبل در علوم مختلف به جهان ارائه داده بود، هومل در سال ۱۸۷۷م به درجه ی پروفسورای زبانهای سامی دست پیدا کرد، او از متخصصان تاریخ خاورمیانه و از اساتید برجسته در ترجمه خطوط میخی، عربی باستان، ترکی باستان و همچنین الواح مصری بود
✅ فریتز هومل در کتاب خود به نام Geschichte Babyloniens und Assyriens [تاریخ بابل و آشور] ؛ واژه ی Turuki به کار رفته در الواح بین النهرینی که در اشاره به بومیان منطقه ی باستانی آزربایجان آمده را قدیمی ترین فرم کلمه تورک میداند و ساکنان باستانی این منطقه را اتحادی از قبایل تورکی معرفی میکند و در صفحه ۵۰۱ کتاب خود مینویسد:..⚄Das Gebiet der #Turuki und Nigimchi im Osten erwähnt wird; die älteste Form für #Turk, #Türk aber ist #Turuk..Tigris bis zum Su-Gebiet herab fitzende Völkerschaften, vor allem die Gu und Su (Kuti und Suti) selber, welche Pudl-ilu seinem Scepter unterwirft. Die Aufzählung geht offenbar von Norden nach Süden; vorangestellt (als die nordöstlichsten) find die sonst nicht mehr in der Keilschriftliteratur begegnenden #Turuki und #Nigimchi, wo man bei den ersteren an eine vom #Kafpischen_Meer aus in die medischen Gebirge verschlagene Abtheilung der #Turk_Nomaden denken könnte.✅نام منطقه ی Turuki ونیگیمچی که در الواح شرقی[ بین النهرینی] آمده، قدیمی ترین فرم نام، تورك (Turk) است، و تورک همان توروک است.از شمال رود دجله تا امتداد آن در مناطق سو و گو (سوتی و گوتی) ، منطقه ی توروکی ها ونیگیمچی ها (Nigimchi) ها قرار دارد، که اتحادی از قبایل بومی_تورکی بوده اند که در منطقه بین دریای خزر تا کوه های ماد زندگی میکردند.او در پانوشت صفحه در رابطه به واژه ی توروکی اضاف میکند:. Die älteste Form des Wortes #Türk ist ja Turuk (vgl. arab. Turk, bei den #Byzantinern Toüqxoi); auch die den Turkstämmen so nah verwandten Sumerier sind ja einst über die medischen Gebirgspässe nach Babylonien gekommen
✅قدیمی ترین فرم واژه تورک ، توروک میباشد، (به عربی ترك و در ميان بيزانسيان تورکی) ، حتي سومريان كه به قبايل توركيك بسيار نزديك بوده اند در بدو از بين كوههای ماد به بین النهرین نازل شدند
@dost_dushman
دلیل چهاردهم
❇️سندی محکم برتورک بودن اهالی آذربایجان قبل ازاسلام اززبان هرتسفلد
✅ ارنست هرتسفلد باستان شناس یهودی و ایران شناس و پدر تاریخ باستان ایران که در دوره پهلوی به سمت متخصص مطالعات شرق ایران در آمده بود، در مورد توروکی های آزربایجان ایران در کتابش در صفحه ۹۰-۹۳ اعتراف میکند که:
ترجمه.قبايلي كه تحت نام توروكي و لولوبي شناخته ميشدند، ساكنين مختلف منطقه أراتا (اورميه وآذربايجان كنوني) بودند كه احتمالا متعلق به خانواده زبانهاي توركي_آلتايي هستند.. به استناد به منطقه جغرافيايي، لغت توروكي ها و لولوبيان مرتبط با لغت مردمان منطقه آراتا باستان (آزربايجان) است، كه احتمالا از نژاد ولغت آلتایی_تورکی است.Source: Deutsches Archäologisches Institut. Abteilung Teheran, Archaeologische Mitteilungen aus Iran , Band 19, Dietrich Reimer, p.90-93
⚄ The tribes known under the name Su, Turukkaean and Lullubaean were differently named inhabitants of the Aratta country and probably belonged to the Altaic-Turkish language community. [...]. According to the coincidence of territory, the Turukkaean, Su and Lullubaean language was related to the langeage of the Aratta population which was probably of Altaic-Turkic ethnolinguistic origin
@dost_dushman
دلیل پانزدهم
✅سندی محکم مبنی برتورک بودن اهالی آذربایجان قبل ازاسلام ازکتیبه های شهر باستانی Mari [تل حریری امروزی] در سوریه
شهر سومري-عموري [عموريان پادشاهی عربی] Mari با ۵۰ هزار ساکن از بزرگترین شهرهای جهان باستان به شمار میرود، کهخ داری معماری بی نظیری بوده، معماری این شهر به شکل مدور ، با دژها وبرجهای فراوان و دیوارهای ۶ متری بوده که سراسر شهر را که مساحتی ۲ کیلومتری داشته احاطه میکرده.
نکته حائز اهمیت در ارتباط با شهر باستانیMari آثار یافت شده در آن است من جمله کتیبه ها و نامه های پادشاهان بین النهرینی که احوال مملکت خود را به یکدیگر گزارش میداده اند، ودر این کتیبه ها از بومیان آزربایجان در ۷ هزار ساله گذشته ونبردهایشان با آنها صحبت به میان آورده اند که آنها را قوم Turuki میخواندند که در منطقه اورمیه واطراف آن تا حد شمالی کوه های زاگرس سکونت داشته اند
♦️کلمه Turuki ذکر شده در کتیبه های Mari، قدیمی ترین ذکر از واژه Turk (تورک) در تاریخ به شمار میرود که در اشاره به ساکنان آزربایجان باستان آمده:
⚄ در کتاب Revue Des Études Sud-est Européennes صفحه ۸۸ نشر آکادمی رومانی در تایید این امر آمده:The name "#Turk" in Mari textslandsberger's thesis is confirmed by the fact that in 1800 B.C name of Turuk (Türk) was mentioned several times in the tablets discovered in the Mari excavition
[ترجمه]:صفحه ۸۸
نام "تورک" در کتیبه های شهر ماریطز لاندرزبرگ [در مورد پیشینه] نام تورک تایید شده است و آن به استناد ظهور این نام در ۱۸۰۰ ق.م است که این نام "توروک" (تورک) چندین بار در کتیبه های یافت شده شهر ماری آمده
♦️یامپولسکی بااستناد به این موارد ونیزباتوجه به اینکه اسم تورکها درنوشته های متاخر هم بصورت گوگ توروک نیزآمده وجود طوایف تورک دردوران آشوریهاوقبل ترازهخامنشیان رااثبات میکند@dost_dushman
دلیل شانزدهم
✅وجود لغات تورکی دراسناد آشوری
آشوریان شرح اتفاقات شاهان را درلوحه های گلی ثبت ونگهداری میکردند دریکی ازاین مجموعه ها که درشهر ماری یافت شده آشوریان ازقومی به اسم توروکی یاتوروکوم در5000سال پیش یاد میکنند که باآنها درگیری داشتند ولی وجود تنها یک نام توروکی  برخی مورخان را قانع نمیکند که این نام مربوط به اقوام ترک بوده حال به یک سند ازساراگون دوم پادشاه آشور اشاره میکنیمساراگون دوم درلشکر کشی سال 714 ق .م دژاوش قایا درشرق دریاچه ارومیه ودامنه های غربی سهندراتسخیرنموده استاوش قایا درزبان ماننایی نام قدیم اسکو میباشددراین نام علاوه برکلمه اوش =اوچقایا نیز درزبان ترکی معاصر به معنی تخته سنگ بکارمیرود در1500الی 2000سال پیش ازمیلاد درزبان اهالی آذربایجان آن عهد مرسوم بوده استنام اوش قایا یاقله 3کوه که درشرق اسکو واقع است نیز درآن عهد به این نام نامیده میشدهترکیب اوش قایا درزبان ماننایی قرابت ووحدت زیادی باترکی امروزی ازلحاظ ترکیب صوتی وساختمان صرفی ولغوی دارد
مثالهای مشابه :بش باجیلار (نام چشمه آبگرم درسرعین ) اوچ بوجاق (مثلث)
نام دیگری که درمنابع آشوری دیده میشود نام رودخانه قزل بونداست این رودخانه که درمنابع آشوری ذکر شده همان رودخانه قزل اوزن میباشد که همچنان در ترکی معاصر به این نام نامیده میشود
قابل توجه است که اسم توروکی در کتیبه های اورارتوهاهم ذکرشده وتورکهاهم درنوشته های خود خودشان را توروک وتوروک بودون (ملت تورک )هم نوشته اند
@dost_dushman
دلیل هفدهم
✅وجود لغات بسیاراززبان تورکی درزبان سومریان بین النهرین باقدمت 6000ساله اتفاقی نیست وازاین میتوان چندنتیجه گرفت1.سومریهاتورک بودند2.سومریهاباتورکهاارتباط داشتند3.سومریهاازمحل زندگی تورکهامهاجرت کردن4.سومریهاوتورکهاباهم مهاجرت کردن
هرکدام ازاین احتمالهاکه بررسی شود وجود عنصر تورک درمنطقه رابدون شک باید پذیرفت پرفسور ندیم تونا درنتیجه گیری آخرکتاب خود درمقایسه زبانهای سومری وتورکی به نکات جالبی اشاره میکند که تصویرآن آمده است♨️جالب اینکه در6000سال پیش لغات تورکی رایج بوده که هنوز هم برای تورکهامفهوم است زمانی که هیچ اثری اززبان فارسی وپهلوی وهخامنشی درتاریخ دیده نمیشود و3500سال بعدازاین مدت هخامنشیان ظاهرشدندکه لغاتشان برای فارسی زبانان اصلا مفهوم نیست
@dost_dushman
علاوه براسناد فوق مبنی برنام تورک درقبل وبعد اسلام درکتیبه ها  به اسنادی ازکتیبه های آشوریان وتورات یاتاریخ نویسان یونانی  برمیخوریم بااسامی به نام اسکیت یاساکا یاساک یاماساجت که نقش بسزایی در تاریخ داشته اند ازجمله بریدن سرکوروش هخامنشی توسط اینهایااتحاد بادولت ماد ونابودی قوم ظالم آشوری❇️شرح سرکوب وقتل عام قوم ساکاتوسط داریوش درکتیبه بیستون آمده است واسیر سکایی باکلاه مخصوص دربین اسیران سکایی دربیستون دیده میشود به نظر میرسد داریوش یک نسل کشی عظیمی را علیه سکاهادرخاک ایران انجام داده وشرح جنگ آنهاباداریوش آمده است وهردوت مینویسد باقیمانده آنها درزمان خشایارمحاصره شدند وتاآخرین نفرآنهاکشته شدند
 هنوز بین تاریخ پژوهان جدید ونوشته های قدیمیان برسر تورک بودن ساکاها(سکاها)اختلاف نظروجود دارد چراکه برپایه تاریخ نویسی ضدتورک وآریامحورانه شوروی وایران وبه طبع آنهابعضی ازنویسندگان این قوم را ازاقوام هندواروپایی قلمدادکرده اند فارغ ازآنکه دلایل محکم وقابل قبولی برای آن داشته باشند ولی اسناد جدید ویافته های مورخان وتاریخ پژوهان جوان بااسناد بسیار محکم ثابت میکند که این قوم هم همان تورکان باستان بوده اندوهنوزهم قوم ساها زندگی میکنند که تورک بوده وفرزندان ساکاهای تورک میباشند ، درزیر به برخی ازآنهااشاره میشود
 
@dost_dushman
دلیل هجدهم
❇️ازاسناد تورک بودن ساکاها
فرش پازیریک که ازیک گورکان سکایی بدست آمده برخی ازمورخان باوقاحت تمام این فرش را به اقوام هندواروپایی نسبت میدادند ولی نشانه هابه قدریست که اینکار یک حماقت محض استگره این فرش گره تورک است ودم اسب هادرقالی گره زده است که فقط وفقط رسم تورکهاست .تامغای تورک درآن دیده میشود وبرخلاف اقوام هندواروپایی که دامن میپوشیدندمردسواربراسب شلواربرتن دارد وهمانند رسم فعلی تورکهابرروی اسم نمددیده میشود
@dost_dushman
دلیل نوزدهم
✅ازاسنادتورک بودن ساکاها
کلاه شاهزاده خانم سکایی  که ازیک گورکان بدست آمده وسمت  اقوام تورک که عینا ودقیقا ازاین کلاه درمراسمات ومجسمه های خود استفاده میکنند  این کلاه درهیچ قوم هندواروپایی دیده نمیشود ومختص تورکهاست
@dost_dushman
دلیل بیستم
✅ازاسنادتورک بودن ساکاها
تشابه کلاههای تورکان ساکا وسلجوقیهااین کلاه نیزهمانند کمان ساکایی به اقوام تورک ارث رسیده است
@dost_dushman
دلیل بیست ویکم
✅ازاسنادتورک بودن سکاها
درآثاربدست آمده ازساکاهابه کمانی برمیخوریم که به کمان سکایی معروف است این کمان عیناودقیقا دردست اقوام تورک مانند هونهادیده میشوددرضمن پوشیدن شلوارو کیفیت تیراندازی به پشت وجنگاوری  توسط بانوان درآمازونهای تورک دیده میشود که همانند مردان درجنگهاشرکت میکردند
@dost_dushman
دلیل بیست ودوم
✅ازاسنادتورک بودن ساکاها
مجسمه ساخته شده ازجنس طلا توسط ساکاها ومراسم آندایچمخ واعلام برادری آندیک نوع نوشیدنی بود که باخوردن آن دونفراعلام برادری میکردند
@dost_dushman
دلیل بیست وسوم
✅ازاسنادتورک بودن ساکاها
آثاری از اسبهای تورک تا 400سال قبل از میلاد در گورستانهای سکایی پازیریک در کوههای آلتایی بدست آمده که نشان میدهد در آن دوران نیز اسبهای تورک را مانند زمان کنونی با نمد میپیچیدند.
 
@dost_dushman
دلیل بیست وچهارم
✅ازاسنادتورک بودن ساکاهای ساکن ایران قبل ازهخامنشیان
 پیاله نقره ای ، مکشوفه در گور ساکایی پازیریک، به خط و زبان ترکی اورخون که بین تورکهارایج بود
❇️ترجمه " اولجاس سلیمانوف " زبانشناس قزاق از نوشته ترکی مکشوفه در کورگان پازیریک :
“Khan Uya üç otuzı yok boltı. Utugsi tozıltı”
" خان اوغلی ، 23 یاشیندا اوءلدو . ایسیک خالقی نین باشی ساغ اولسون "
" فرزند خان در 23 سالگی وفات کرد . سر ملت ایسیک سلامت باشد "
✅ترکان باستان ، 23 را " اوچ اوتوز " تلفظ می کردند ، یعنی " سه عدد به طرف 30 "
@dostdushman
دلیل بیست وپنجم
❇️ازاسنادتورک بودن ساکاهای ساکن  ایران قبل ازهخامنشیان
مانوئل دوم امپراطوربیزانس
✅ مانوئل دوم با عنوان کامل مانوئل دوم پالایولوگوس (زادهٔ ۲۷ ژوئیه ۱۳۵۰م – درگذشتهٔ ۲۱ ژوئیه ۱۴۲۵م) امپراتور بیزانس بود، او پسر امپراطور یوحنای پنجم بود که پس از انقلاب برادرش ضد پدر، از طرف پدر وارث تاج وتخت شده بود، او نبردهای عدیدی با امپراطوری تورکان عثمانی داشت، و بعدها معاهدات صلح مختلف با دولت عثمانی برقرار کرد، تا جایی که از ارتش عثمانی برای حفظ تاج و تختش ضد انقلاب شاهزادگان دیگر طلب کمک و حمایت میکرد
✅اهمیت بررسی تاریخ مانوئل دوم بیزانس نامه ها، معاهدات و دست نوشته های وی است، که در آنها ترکان عثمانی، مغولها و تاتارها را با نام "ساکاها" خطاب میکند و سرزمین آنها را سرزمین_ساکاها میخواند ، قسمتی از نامه ی شماره ی ۱۴ وی را از کتاب "نامه های امانوئل امپراطور شرق" نقل خواهیم کرد، که در پاییز یا زمستان سال ۱۳۹۰م بعد از اینکه مجبور شده بود سلطان بایزید عثمانی را در جنگهای داخلی بین ترکان در غرب آناتولی همراهی کند نوشته بود، او در این مدت ۸ نامه نگاشته که نامه ی زیر نامه ی اول وی میباشد، که با ناراحتی آن را بیان میدارد که مجبور شده در زمینهایی که زمانی تحت حکمشان بوده برای ساکاها (ترکان عثمانی) ارتش رهبری کند وبه نفع آنها به نبرد وارد شود:
⚄ I have marched with the Romans from our own land to wage war with the #Scythians in the land of the #Scythians, and to command troops for our enemies. What Demosthenes would not be frustrated by this and find himself incapable of utterance ?
✅[ترجمه]:من با ارتش رومی از زمینهای خودمان لشکر کشیدم که جنگی به همراه سکاها (ترکان عثمانی) در سرزمین سکاها (آناتولی : ترکیه) شروع کنم، و ارتشیانم را برای دشمنانمان رهبری کنم، چه دموستنی [سخنران قهار آتن]، خود را از این امر سرد و نا امید نخواهد یافت و قدرت نطق را از دست نخواهد داد
Book : The Letters of Manuel II Palaeologus: Text, Translation, and Notes, Volume 8By Manuel II Palaeologus (Emperor of the East), George T. Dennis
 
 
@dost_dushman
دلیل بیست وششم
✅ازاسناد تورک بودن ساکاهای ایران قبل ازهخامنشیان
 سِر ويليام اسميث تاريخ شناس ، حقوق دان و فرهنگ‌ نامه نویس بریتانیایی بود که به زبانهای یونانی و لاتین تسلط داشت، او از طرف دانشگاه آکسفورد نشان دکترای DCL را برای تحقیقات تاریخی و سیاسی اش دریافت کرد، او همچنین در سال ۱۸۹۲ لقب شوالیه (sir) را از امپراطوری بریتانیا دریافت کرد. او در كتابش دایره المعارف جغرافيايي رومي و يوناني در مورد ساكاها مینویسد:‌⚄ Now between these limits lay the #Scythian of Herodotus, That the Scythians of Herodotus belonged to the great #Turk family, is in the present article, a postulate, but evidence will be given of this fact in the articles Scythae. #Scythia, and the #Huns with their allied population were #Turks also
✅ [ترجمه] : ص ۱۰۹۷
در این مرزها ساکاها ی مورد اشاره هرودوث قرار دارند، و ساکاهای مورد نظر هرودوث به خانواده بزرگ تورک متعلق هستند، که در این دایره المعارف فقط یک پیش فرض است اما اسناد را در اثبات این واقعیت به طور جداگانه در مقاله ساکاها ارائه میدهیم، ساکاها و هون ها و جمعیت متحدین آنها نیز تورک بوده اند
Dictionary of Greek and Roman Geography: Abacaenum Hytanis : Sir william smith
 
@dost_dushman
دلیل بیست وهشتم
✅ازاسناد تورک بودن ساکاهای ساکن ایران قبل ازهخامنشیان
پاؤل نازاروف نويسنده روسي در کتاب خود Hunted through central Asia به نقل از پروفسور Mischenko در مورد ساکاها و ماساجات ها در صفحه ی ۴۸ مینویسد: ..⚄There is no doubt as Professor Mischenko thinks that the #Scythian tribe of Massagetae where nothing more nor less than the ancestors of the #Kirghiz of today in the Turagi province. Where the name survives in the river Massagatka and the mountain Mussagat .
✅ به اعتقاد پروفسور میسچنکو هیچ شکی وجود ندارد که قبیله ساکایی ماساجت_ها پدران مردمان قرقیز کنونی در استان توراقی هستند، که این نام تا امروز در آنجا زنده است چه اسم رودشان که ماساجاتکاست وچه اسم کوهشان که موساجات است
✅او در ادامه ی همین صفحه در مورد ریشه ی نام ملکه ماساجت ها تومیریس همان حرفی را نقل میکند که باستان شناس بریتانیایی J.M. Cook در کتاب خود The persian empire آورده:
⚄ The name of #Tomyris like other scythian names is of #Turki origin this name #Tomyris means "crush iron" or " bend iron" from #temir ; and recalls another famous warrior out of Asia, Temir-leng , Temir the lame or Tamerlane a remote descendant of his famous compatriot Tomyris
✅ نام ملکه تومیریس مانند دیگر نامهای ساکایی ریشه ای تورکی دارد، نام تومیریس به معنای آهن شکسته یا آهن خم شده است، که از تمیر گرفته شده است، ويادآور نام جنگجویی دیگر از آسیاست ، تمیر لنگ ، به معنای تمیر شَل (خم) که زاده ایی دور از هموطن مشهور خود تومیریس است.
 
 
@dost_dushman
دلیل بیست ونهم
✅ازاسناد تورک بودن ساکاهای ساکن ایران قبل ازهخامنشیان
پرفسور Augustus Frederic Rudolf Hoernlé مورخ و نویسنده آلمانی الاصل بریتانیایی قرن ۱۹ و ۲۰ میلادی بود، رادوف تحصیلات خود را در دانشگاه بازل سوئیس در رشته ی الهیات کامل کرد سپس راهی لندن برای فراگیری زبان سانسکریت شد، وتحت تعلیم پروفسور آلمانی Theodor Goldstücker مورخ و استاد زبان سانسکریت دانشگاه لندن شد، او سپس به هند بازگشت و در دانشگاههای بنارس و کلکته مشغول به تدریس شد، وی در نهایت در دانشگاه آکسفورد بریتانیا در سمت استادی باز نشست شد
✅ رادولف در کتاب خود "تاریخ هند" که فصول مختلف تاریخ این کشور را بررسی میکند در مورد ساکاها که دودمان پادشاهی هند را ساقط کرده بودند این چنین مینویسد:
⚄ In the meantime there had appeared on the borders of India a formidable foe who soon overthrew the whole of the Graeco-Bactrian kingdoms. These were the #Sakas, a section of the great #Turki, or #Scythian race. Their original settlements had been in Eastern Turkestan. Thence they were driven out, about 160 B.C. by the so-called Yuechi, another section of the same race. They migrated to india probably across the passes of Karakorum range and through the valley of Indus. Having reached India one portion marched west into Afghanistan, conquering the numerous small Graeco-Bactrian sovereignties which has established themselves after Eukratides death under Strato، lysias and other princes, they chiefly settled in the western part of afghanistan, which hence come to be called #Sakasthana or the country of the Sakas, Being the modern #Sistan
✅ ترجمه صفحه ۴۳
در این حین در مرزهای هند یک دشمن مهیب ظاهر شد که به زودی تمام ممالک گریکو باکتری را ساقط کرد، اینها ساکاها بودند قسمتی از تورکهای عظیم یا نژاد اسکیتها، موطن اصلی آنها شرق ترکستان بود، که بعدها توسط یوچی ها که از نژاد ساکاها هستند قریب به ۱۶۰ سال قبل از میلاد از آنجا رانده شدند. [ساکاها] احتمالا از محدوده کراکروم و وادی هندو به هند مهاجرت کردند، وقتی به هندوستان رسیدند یک قسمت آنها به طرف غرب افغانستان حرکت کرد و تمام ممالک گریکو باکتری را در آنجا ساقط کردند، ممالکی که بعد از مرگ ایوکراتیدس و تحت حکم استراتو و لیساس ودیگر شاهزادگان برپا شده بود، [ساکاها] غالبا در غرب افغانستان ساکن شدند که سپس آن منطقه به نام ساکاستانا معروف شد به معنی کشور ساکاها که همان سیستان [سَکِستان] امروزیست.
 
@dost_dushman
دلیل سی ام
✅ازاسناد تورک بودن ساکاهای ساکن ایران قبل ازهخامنشیان
مورخ و نويسنده أمريكايي Samuel Griswold Goodrich (۱۷۹۳ تا ۱۸۶۰ میلادی) از برجسته ترین نویسندگان آمریکایی با بیش از ۱۷۰ تالیف و ویرایش در تاریخ جهان، علوم طبیعت، بیوگرافی وکتب دیگر به شمار میرود، او همچنین به سمت کنسول آمریکا در فرانسه نائل شده بود، ساموئل گودریش در کتاب خود تاریخ تمام ملل از زمانهای آغازین A History of All Nations from the Earliest Times در فصول متوالی به طور مفصل تاریخ تمام ملل تورک وسلسله های تورکی را تا زمانهای متاخر برمیشمارد، که در اینجا بخش مختصری از آن را به همراه متن اصلی وتصاویر کتاب به اتفاق میخوانیم:
⚄ The tribes of barbarians who inhabited the wide tract of country to the east of the Caspian Sea received from the ancients the general name of #Scythinans they are now known to Europeans under the appellation of #Tartars. Although this country has been from time to time subject to a succession of warlike nations, they have probably all been derived from the same original stock for, though known to the rest of the world by various names, their habits and character have always been the same. The #Scythians of the Greeks do not differ essentially from the modern #Tartars. Before the time of Alexander, the region called Transoxiana was inhabited by a nation known under the general name of Sacae of these the #Geta and #Massaget were powerful tribes.
✅[ترجمه کامل ص ۳۵۷]
فصل ۲۸ام
از ۵۰۰ پس تا ۱۰۰۰ میلادی
منشاء توركها ،پادشاه دیزابولس، خاقان، تون ون خان، شُعَب مختلف ملت تورک
✅ قبائل بربری که در قسمت عظیمی از کشور تا شرق دریای کاسپین [خزر] ساکن بودند، از مردمان باستان نام عام ساکاها را دریافت کرده بودند، امروزه آنها نزد اروپائیها با نام تاتارها شناخته میشوند، با وجود اینکه این کشور از وقتی به وقت دیگر همواره توسط ملل جنگجو دست به دست میشده، تمام آنها احتمالاً از يك خانواده اصلي بوده اند، هرچند براي باقي جهان به نامهاي مختلف شناخته ميشده اند، اما عادات و صفات آنها همواره یکی بوده است، ساکاهای معروف نزد یونانیان اساساً هيچ فرقی با تاتارها [ی امروز] ندارند، قبل از دوره الکساندر منطقه به نام Transoxiana [ماوراء النهر] مسكن قبائلي بوده كه به ساكاها معروف بوده اند، از قبايل قدرتمند ساكاها قبیله Geta [ختا؟] وماساجت_ها نیرومندترین قبایل ساکاها به شمار ميرفتند
@dost_dushman
دلیل سی ویکم
✅ازاسنادتورک بودن ساکاهای ساکن ایران قبل ازهخامنشیان
✅ فیلیپ اسمیت  Philip Smith مورخ بریتانیایی قرن نوزدهم میلادی و مؤلف كتاب تاريخ جهان History of the world در کتاب خود تاریخ باستان شرق در مورد ساکاها مینویسد :خ
⚄ The #Sacae were, in fact, the #nomad race whom the Persians found on their northern frontier, along which they extended from Asterabad to Balkh, in the area, and probably as the #ancestors, of the present #Turcomans and #Uzbeks. The Sacaa appear to have belonged to the #Turkish stock, perhaps with a Mongolian inteimixture.
✅ [ترجمه مختصر]  صفحه ۴۷۴
ساکاها در واقع بومیانی بودند که فارسها در مرزهای شمالی خود یافتند، که از محدوده ی آسترآباد تا بلخ ممتد بودند، که احتمالاََ همان اجداد تركمن ها و اوزبك ها هستند. آنچه که مشهود است این است که ساكاها متعلق به نژاد تورک بودند، و شاید هم ممتزج با مغولها
 
@dost_dushman
سند سی ویکم
✅ازاسناد تورک بودن ساکاهای ساکن ایران قبل ازهخامنشیان
 فوتیوس ، از مشهور ترین مورخان قرن نهم میلادی بیزانس [روم شرقی] و سراسقف کلیسای ارتدوکس شرقی و اسقف اعظم جهانی کنستانتینوپل [قسطنطنیه] بود، کتابخانهٔ مشهور وی به فراوانی فضل و دانشش گواهی می‌دهد،  معروفترین اثر فوتیوس Bibliotheca یا Myriobiblon نام دارد که مجموعه‌ای است از مستخرجات و خلاصه‌های ۲۸۰ جلد کتاب [۲۷۹ جلد به روایتی دیگر] متعلق به نویسندگان کلاسیک. نسخه‌های اصلی این ۲۸۰ جلد کتاب اغلب مفقود شده‌اند و به همین علت مستخرجات فوتیوس از آنها به ویژه مستخرجاتی که از نوشته‌های تاریخ نگاران تهیه شده است، حائز اهمیت بسیار می‌باشند. این مجموعه را در واقع می‌توان نوعی دائرةالمعارف نام نهاد. این آثار از قرن پنجم_قبل_از_میلاد آغاز می‌شوند و تا قرن نهم میلادی، یعنی زمان حیات خود فوتیوس ادامه پیدا می‌کنند.
✅فوتیوس در کتاب خود صفحه ۷۳ در شرح پادشاهان بیزانس، ذکر پادشاه جاستین ونبردش با پارسیان که در نهایت به شکست پارسیان منجر شد را گزارش میدهد و در ذکر ماساجات ها آنها را این چنین توصیف میکند :
⚄The #Turks, formerly called #Massagetae, and by the Persians Kirmikhiones, who live to the east of the Tanais (Don), at this time sent an embassy with gifts to the emperor Justin, beseeching him not to receive the Avars. Justin accepted the gifts, received the ambassadors kindly, and dismissed them. When the Avars subsequently approached Justin, requesting permission to inhabit Pannonia and desiring to conclude peace, he refused, owing to the agreement he had made with the Turks
✅[ترجمه] :
تورکها که قبلاً ماساجات نامیده میشدند، وتوسط پارسیان Kirmikhiones نامیده میشدند، که در شرق نهر تانایس [نهر دُن] زندگی میکردند، در این وقت سفیرانی به همراه هدایا برای امپراطور جاستین ارسال کردند، واز او تقاضا کردن که آوارها [Avars] را استقبال نکند، جاستین هدایا را قبول کرد و سفیران را به مهربانی بازگرداند، وقتی آوراها متعاقباً نزد جاستين رسيدند واز وي تقاضاي سكونت در پانونیا و ایجاد صلح کردند، او تقضای آنها را رد کرد، به خاطر معاهده ایی که با تورکها داشت
♦️توضیحمسکن ماساجات ها که تیره ایی از ساکاها بودند طبق گزارش مکرر هردوث ودر چندین جا در کتابش شمال و جنوب رود Araxes [ارس] یعنی کشور آذربایجان و استان آذربایجان ایران معرفی شده، "رودی که به وصف هردوث به دریای کاسپین [دریای خزر] میریخته"، نه رود سیحون یا آمو دریا در آسیای میانه.
✅ پانفارس ادعا میکنند ماساجات هایی که ایرانی تبار معرفی میکنند در ایران نبوده بلکه در آسیای میانه بوده اند، وهرودوث علم جغرافیا نداشته واشتباها نام رود ارس را به کار برده و مقصودش رود Jaxartes [سیحون] یا آمودریا در آسیای میانه بوده، در صورتی که هردوث به تفصیل در مورد رود مذکور یعنی Araxes [ارس] صحبت کرده ومیگوید این رود به دریای خزر [کاسپین] میریزد، اینجا برای ما این سوال پیش می آید که سیحون یا آمو دریا که در اسیای میانه هستند چگونه به دریای خزر می ریخته اند شاید در زمان هردوث جاذبه زمین معکوس عمل میکرده و رودها سر بالا سرازیر میشدند .
 
 
@dost_dushman
دلیل سی ودوم
❇️ازاسناد تورک بودن ساکاهای ساکن ایران قبل هخامنشیان
✅به هفت قرن قبل از ميلاد مسيح عليه السلام [قرنها قبل از حاخام منشیان] باز ميگردیم واز ساکاها (ماساژات ها، اسکیت ها، آلان ها) که ساکنان شمال ایران بودند (غرب وشرق کاسپین) میپرسیم:
✅به سکه ی به جا مانده از پادشاه ساکاها آتئوس دقت کنید که در نبرد با فیلیپ مقدونی کشته شد در پشت این سکه نوشته :
ATAILΣ = ATA+IL+Σ
آتاایلی= آتا+ایلیکلمه واضح تُرکی : "آتا ایلی" = سرزمین_پدری ، ایل_پدری
⚄Ateus (Ατεας, Atheas) - Scythian king, who at the turn of the 4th-5th cc. BC created a strong Scythian kingdom in the lower Bug/Buh and lower Danube area. In 339 BC, at age 90, he was killed in a battle with Philip of Macedon (The name Ateus/Atei (Ατεας, Atheas) is a Greek distortion, manifestant of other distortions that historians and linguists take for academic-level spelling and even try to perfect by using all kinds of convoluted diacritics, like Áţĥėãš, akin to showing millimiter accuracy at a distance eyeballed at about 2 days of travel. We know how Atails - not Atheas - coined his name:It says ATAILΣ, an obvious agglutination Ata + Il + Σ = Tr. “Father” + “Land, Country, Nation” + Greek affix “Σ”, a compound used over and over through the millennia, in all kinds of combinations that start with Ata or include Il, Ata-Türk and El-Terish Kagan are most familiar).Plutarch, Strabo, O.N. Trubachev “On Sinds and their language“//Questions of linguistics, No 4, 1976.
♦️توضیحطبق گفته هردوت  این قوم  همان اقوامی بودند که کوروش کبیر به خاطر جاه طلبی به دست آنها کشته شد
 
@dost_dushman
دلیل سی وسوم
✅ازاسناد تورک بودن ساکاها وماساژتها
 
💢💢💢تئوفان یا تئوفانس(Θεοφάνης) (زادهٔ ۷۵۰- مرگ ۱۲ مارس ۸۱۷ یا ۸۱۸ میلادی) مورخ، راهب و قدیس مسیحی بیزانسی بود. تئوفانس همچنین عضو انجمن آریستوکرات بیزانس بود. او دارای لقب اقرار آورنده بود، کتاب تاریخ او سال‌های میان ۲۸۴ تا ۸۱۳ پس از میلاد را پوشش می‌دهد
او در کتابش Theophanis chronographia در ذکر ترکان آنها را همان ساكاها ميداند و در صفحات ۴۶۲ و ۴۵۸ آنها را اینگونه توصیف میکند:
Page 458:خ
"ad Tanaidis orientalem plagam #Turci deguni, qui quondam #Masageta vocati.."..Page 462:
"#Turcos olim #Massagetas, in oriente ad Tanaim sitos..."
ترجمه [صفحه ۴۵۸]:
"در شرق رود تانیس ترکان قرار دارند که در قدیم ماساجت خوانده میشدند.."
ترجمه [صفحه ۴۶۲]:
"ترکها  ماساجت های قدیم در شرق رود تانیس قرار دارند.."
Source :Theophanis chronographiaPublisher Impensis E. WeberiBook from the collections of #Oxford University
 
 
@dost_dushman
سندسی وچهارم
✅ازاسناد تورک بودن ساکاهای ساکن ایران قبل هخامنشیان
 «تاریخ اسکندر مقدونی»، اثر کوینت کورس ، مورخ رومی قرن اول پس از میلاد ، کتاب هفتم، بخش هفتم :
- ترجمه روسی از متن لاتین (https://tr.im/NBea3):
«شاه ساکاها که قدرتش در آن سوی رود تانائیس گسترده شده بود، شهر بنیانگذاری شده توسط اسکندر مقدونی در ساحل رودخانه را اسباب زحمتش میدانست. به همین خاطر، او برادرش را که «کارتاسیس» نام داشت، در راس سواره نظامی بزرگ، برای انهدام این شهر و دور کردن ارتش مقدونی از رودخانه، راهی کرد».
- ترجمه انگلیسی متن لاتین (https://tr.im/dlpev):«سرکرده ساکاها که قلمروش به آن سوی سیردریا گسترده شده بود، شهر برپا شده توسط اسکندر مقدونی را زنجیری به دور گردنش میدید و بنابراین، برادرش، «کارتوسیس» را با اسبی جنگی فرستاد تا ویرانش سازد و نیروهای مقدونی را از رودخانه براند».
🔵 به لحاظ محتوایی، به نظر میرسد که ترجمه ها تفاوت خاصی از یکدیگر ندارند. تنها، رود تانائیس در ترجمه انگلیسی به شکل «سیردریا» ذکر شده است که از تفاوتهای موجود در جغرافیاشناسی باستان نشئت میگیرد. اما، صحبت درباره موضوع دیگری است. برادر شاه ساکا که نظر ما را جلب میکند، در ترجمه روسی به شکل «کارتاسیس» و در ترجمه انگلیسی به شکل «کارتوسیس» نوشته شده است. تفاوت، بسیار جزئی به نظر میرسد و انگار نباید به این مسائل کوچک، توجه کرد. اما تطبیق با متن اصلی، مشخص میسازد که هر دو واریانت ترجمه، تحریف شده هستند. و اینک، متن لاتین اوریجینال را ارائه میکنیم :💥At rex Scytharum, cuius tum ultra Tanaimimperium erat, ratus eam urbem, quam in ripaamnis Macedones condiderant, suis inpositamesse cervicibus, fratrem,  "Carthasim " nomine,cum magna equitum manu misit ad diruendameam proculque amne submovendasMacedonum copias.
(https://tr.im/XyCaI و https://tr.im/a8KL0 و https://tr.im/VrCxn.)
🔴 به این ترتیب، متن اصلی آشکار میکند که برادر شاه ساکایی نه «کارتاسیس» و نه «کارتوسیس»، بلکه به شکل «کارتاسیم» ذکر شده است. به علاوه، مشخص میشود که این عبارت، نه اسم برادر شاه ساکایی، بلکه لقبی است که بدین صورت معنی میگردد: «آنکه کارتاسیم خطاب شده». در اینجا، شاه ساکایی که در زبانش، برادرش را «کارتاسیم» مینامد، سواره نظامی را علیه قلعه مقدونیها راهی میکند. «کارتاسیم» چیزی جز شکل تغییریافته عبارت ترکی «قارتاشیم یا قارداشیم» به معنای «برادرم» نیست. طبیعی است که کوینت کورس، زبان ترکی نمیدانست و در استفاده از منابع حول اسکندر مقدونی، معنی این کلمه را متوجه نشده است. «قارتاش/قارداش» در زبانهای ترکی به معنای «برادر» و «-ئم» (ym-)، پسوند مالکیت اول شخص میباشد. میدانیم که زبان لاتین، فاقد صوت " ش " بود و به جای آنها، متن از " س " استفاده می شود . به عبارت دیگر، «قارتاشئم» ترکی، در لاتین به «کارتاسیم» تبدیل شده است .
🔵 اگر تنها یک مورد از ترجمه ها تحریف شده بود، میتوانستیم آنرا به حساب عدم دقت مترجم بگذاریم یا اشتباهی مکانیکی بپنداریم. اما در تمام موارد، ما همان «اشتباه مکانیکی» را مشاهده میکنیم که حاکی از نوعی هماهنگی اقدامات، گرایش و قصد تحریف متون در تاریخنگاری مکاتب اروپایی (پان آریایی)است که به طور خودکار، به فریب می انجامد. برادر شاه ساکایی که «قارتاشئم» خطاب میشد، تنها با تغییر حرف آخر، به اسم خاص تبدیل میگردد و سپس، با شگردهای کیمیاگری «دانشمندان» هندواروپایی، «کارتاسیس» به زبانهای هندوایرانی تعلق مییابد» !!
@dost_dushman
ВОЕННАЯ ЛИТЕРАТУРА --[ Военная история ]-- Руф К.К. История Александра МакедонскогоСайт «Военная литература», работающий с 2001 г., собрал в себе множество текстов, имеющих отношение к военной истории и истории войн, и постоянно пополняется новыми материалами. Среди них -- первоисточники, архивные материалы, документы, мемуары, исследования, проза и поэзия, биографические работы, пропагандистские материалы, статьи, альтернативная военная история, книги по истории техники и оружия, уставы и наставления, устная история, детская военная литература, карты и схемы, военная периодика и многое другое.
سند سی وپنجم
✅ازاسناد تورک بودن ساکاهای ساکن ایران قبل هخامنشیان
مقایسۀ استخر ژنتیکی اسکیت های پازیریک اولین از سمت چپ با ترکها 2،3،4،5 و... از سمت چپ که نشان میدهد تقریبا یکی هستند ولی با ایرانیک ها 14 از سمت چپ و تاجیکهای قاطی 12و 11 هیچ ارتباطی نزدیک ژنی ندارند
@dost_dushman
دلیل سی وششم  
✅ازاسنادتورک بودن سکاهای ساکن ایران قبل هخامنشیان
گوردفن وکیفیت دفن ساکاها بصورت گورکانیک میباشد  یعنی بااسباب ولوازم واسب وشمشیر که دربین اقوام آلتائیک دیده میشود ولی دفن مثلا دراقوام هندوایرانی  بصورت دخمه گذاری یا رهاکردن برای پرندگان ووحوش و...میباشدازاین نوع تدفین ساکایی درمشکین شهر وآستاراوروستهای خلخال  وجاهای دیگر پیدا شده است لازم به یادآوریست که دراین گورهای سکایی نیزشاهددفن زنان بااسلحه واسب هستیم که مربوط به زنان جنگنجو یاآمازون بوده که این نوع جنگجویی دربین زنان همپایه مردان فقط دربین تورکها دیده میشوددر کاوشهای باستانی در گورستان تاریخی خرم آباد مشکین شهر مشخص شد که در یکی از گورها 34 اسب دفن شده استآقای رضا رضالو محقق و باستانشناس که سرپرستی این کاوش را بر عهده داشته ساختار این گورها و نوع دفن را گورهای سکایی دانسته است.بعلت تعداد زیاد بودن ، این گورها شماره گذاری شده اندگورستان خرم آباد مشکین شهر بزرگترین گورستان مربوط به تمدن سکاها میباشد که در منطقه آزربایجان ایران کشف شده است
 چند تصویرازگوردفن مشکین شهردرذیل  آورده میشود
@dost_dushman
دلیل سی وهفتم
❇️تاریخ هرودوت
باتحقیق وبررسی درتاریخ هرودوت به نکات مهمی پی میبریم نکاتی که بروشنی وبدون تردید ثابت میکند که ماساژتهایی که بارهبریت ملکه تومیریس سرکوروش را بریده اند دربالای آراز(ارس)زندگی میکردند واین جنگ درآن حوالی اتفاق افتاده ولی نویسندگان پانفارس عمدا آراکسی که هردوت توضیح میدهد را جیحون معنی میکنند تامکان این قوم را به ترکمنستان انتقال داده واذهان را ازآذربایجان دور کنند حتی بین مورخان جاعل پانفارس وجغرافی نویسان فارس دراین مورد اشتراک وجود ندارد جغرافی نویسان آراکس را آراز (ارس)میدانند ولی تاریخ نویسان عمدا جیحون مینویسند
هرودوت در متن انگلیسی توضیح روشنی از آراکس می دهد و بیان می کند منشا آن بین ارمنستان و ماتیانهاست. با دقت در متن انگلیسی مطمئن میشویم که قطعا آراکس همان آراز است و ارامنه امروز هم به آن آراکس می گویند. یعنی نام قدیمی آن را که در یونانی نیز ذکر شده است استفاده می کنند.درپستهای قبلی  بااسنادی ثابت شد که ماساژتهاوسکاهاهمان تورکهاهستندحال بااستفاده ازمتن تاریخ هرودوت اثبات میکنیم سرکوروش توسط ماساژتهای تورک  ساکن بالای آراز بریده شده نه ترکمنستان واثبات میشود تورکهاقبل کوروش ساکن آذربایجان بوده اند وبعد ازقتل کوروش تیره ساکاهاجنگ ودرگیری را باداریوش ادامه داده ودرنهایت باعث نسل کشی آنهاتوسط داریوش وخشایار به گفته هرودوت شد
 
@dost_dushman
سندی محکم ازکتاب تاریخ هردوت مبنی برحضور ترکان درآذربایجان قبل هخامنشیان
دراین جا منظور ازآراکسس همان آراز است  نه جیحون
[205] At this time the Massagetae were ruled by a queen, named Tomyris, who at the death of her husband, the late king, had mounted the throne. To her Cyrus sent ambassadors, with instructions to court her on his part, pretending that he wished to take her to wife. Tomyris, however, aware that it was her kingdom, and not herself, that he courted, forbade the men to approach. Cyrus, therefore, finding that he did not advance his designs by this deceit, marched towards the Araxes, and openly displaying his hostile intentions; set to work to construct a bridge on which his army might cross the river, and began building towers upon the boats which were to be used in the passage.در این هنگام ماساژئتها توسط ملکه ای حکمرانی می شدند که نامش تومریس  بود و بعد از مرگ شوهرش، آخرین شاه، بر تخت نشسته بود. کورش سفیری با دستورالعملهایی برای خواستگاری از طرف وی فرستاد، این طور وانموند کند که او می خواهد تا او را به همسری برگزیند. به هر حال تومریس مطلع بود که این قلمرو وی است که خواستگاری می شود و نه خود وی، از این رو مردان را از نزدیک شدن به وی منع کرده بود. بنا براین کورش دریافت که با این حیله، نمی تواند نقشه هایش را پیش ببرد و به طرف آراکس پیش رفت، و به طور آشکار مقاصد خصمانه خودش را به نمایش گذاشت؛ اقدام به ساخت پلی کرد تا با آن سپاهیانش از رود بگذرند و شروع به ساختن برجهایی بر روی قایقها کرد که در گذرگاه مورد استفاده قرار گیرد.
@dost_dushman
سند محکم ازتاریخ هردوت مبنی برحضور ماساژتهای تورک درغرب خزرکه آذربایجان امروزیست وسکونت تورکان درآذربایجان قبل هخامنشیان
✅دراین قسمت بوضوح هردوت ازقفقاز نام میبرد وساحلی که بین دریای خزذ وقفقاز میباشد که موطن ساکاهاست بوضوح این منطقه آذربایجان وبالای آراز میباشد[204] On the west then, as I have said, the Caspian Sea is bounded by the range of Caucasus. On the cast it is followed by a vast plain, stretching out interminably before the eye, the greater portion of which is possessed by those Massagetae, against whom Cyrus was now so anxious to make an expedition. Many strong motives weighed with him and urged him on- his birth especially, which seemed something more than human, and his good fortune in all his former wars, wherein he had always found that against what country soever he turned his arms, it was impossible for that people to escape.پس همان طور که گفتم  دریای خزر در غرب  بوسیله سلسله جبال قفقاز احاطه می شود. در ساحل آن دشت وسیعی قرار دارد که تا چشم کار می کند امتداد دارد، بخش بزرگتر آن متعلق به ماساژئتهاست که اینک کورش در برابر آنها مشتاق لشکرکشی بود. انگیزه های نیرومند با او همراه بود و با او را ترغیب می کردند – خصوصاً تولدش که به نظر می رسد چیزی بالاتر از انسان باشد، و بخت خوب وی در جنگهای قبلی، که در خلال آنها همیشه دریافته بود که سپاهش را در برابر هر کشوری قرار دهد، برای آن ملت غیر ممکن است که فرار کند.
@dost_dushman
سند محکم ازاصل کتاب تاریخ هردوت مبنی بربودن ماساژتهای تورک دربالای آرازواثبات سکونت تورکان درآذربایجان قبل هخامنشیان
✅دراین قسمت هردوت مینویسد که فرستاده تومریس به کوروش شاه ماد میگوید ؛باتوجه به اینکه قلمرو دولت مادتاترکمنستان وخراسان  نبوده ونیزساکاهاقبلا بادولت مادآشنایی داشته وبعضاهم پیمان بودند پس ماساژتهاکه تیره ای از ساکاهابودند باید بالای آراز بوده باشند که کشور ماد هنوز درخاطر آنهامانده وهنوز کوروش را بعنوان شاه مادبشناسند
ِ [206] While the Persian leader was occupied in these labours, Tomyris sent a herald to him, who said, "King of the Medes, cease to press this enterprise, for thou canst not know if what thou art doing will be of real advantage to thee. Be content to rule in peace thy own kingdom, and bear to see us reign over the countries that are ours to govern. As, however, I know thou wilt not choose to hearken to this counsel, since there is nothing thou less desirest than peace and quietness, come now, if thou art so mightily desirous of meeting the Massagetae in arms, leave thy useless toil of bridge-making; let us retire three days' march from the river bank, and do thou come across with thy soldiers; or, if thou likest better to give us battle on thy side the stream, retire thyself an equal distance." Cyrus, on this offer, called together the chiefs of the Persians, and laid the matter before them, requesting them to advise him what he should do. All the votes were in favour of his letting Tomyris cross the stream, and giving battle on Persian ground.موقعی که حکمران پارس در این کارها مشغول بود، تومریس قاصدی به وی فرستاد، و او گفت، «ای شاه مادها، این ساخت و ساز را متوقف کنید، زیر شما نمی توانید بدانید که انجام چه کاری برای شما منفعت واقعی خواهد داشت. با این حال همان طور که می دانم تو به این توصیه گوش نخواهی داد، زیرا برای تو چیزی کم ارزش تر از صلح و آرامش نیست! پس اگر تو بسیار مشتاق مواجه شدن با سپاهیان ماساژئتها هستی اکنون پیش بیا و رنج بی ثمر پل سازی را رها کن؛ بگذار ما به مدت راهپیمایی سه روزه از ساحل رودخانه عقب بنشینیم و تو با سربازانت پیش بیا؛ یا اگر صلاح می دانی که در آن سوی رود با ما بجنگی به همان میزان خودت عقب بنشین.» کورش به خاطر این پیشنهاد بزرگان پارس را جمع کرد و موضوع را با آنها در میان گذاشت و از آنها درخواست کرد که درباره آنچه وی باید انجام بدهد مشورت ارائه کنند. همه آرا موافق این بودند که اجازه بدهند که تومریس از رود بگذرد و جنگ در سرزمین پارسها انجام شود.
@dost_dushman
دلیل سی وهشتم
بن مسکویه در کتاب تجارب الامم خود ، در جایی که از خسرو انوشیروان سخن می گوید به نامه و نوشته ای از انوشیروان اشاره می کند که در مورد زندگی و شیوه کشورداری اوست. در قسمتی از آن می نویسد که ترکان خزر در خواست کردن تا آنان را اجازه دهم در آذربایجان و اران ساکن شوند.و انوشیروان بنا به دلایلی که بر می شمارد ، اجازه می دهد که آنان در آذربایجان ساکن شوند. این مطلب نیز به نوبه خود نشان می دهد که سرزمین آذربایجان برای ترکها دیر آشنا بوده است. چرا که امپراطوری خزرها تا دربند که دروازه آذربایجان بوده، امتداد داشته و از اراضی بی شائبه توران و ترکها بوده است. لهذا تردد ترکها و سکونت آنا در آذربایجان امری بدیهی و عادی است.« در سی و هفتمین سال شهریاری ما ، چهار رده از توران خزر که هر کدام را شاهی است ، به من نوشتند و در آن از تنگ دستی شان و نیز از بهره ای که از بندگی مان دارند ، سخن گفتند و از ما در خواستند که روا داریم تا با یاران خود به نزد ما آیند واز ما فرمان برند و خواستند تا از آن چه پیش از شهریاری ما از آنان سر زده بود ، چشم بپوشیم و ایشان را با بندگان دیگر خویش در یک پایه نهیم و ....در پذیرفتن ایشان چند سود دیدم : یکی شکیبایی و دلیری شان ، دیگری آن که بیم داشتم از سر نیاز به سوی کیسر یا شاهان دیگر روند و مایه نیرومندی آنان در برابر ما گردند...به آنان نوشتم: ما هر که را به فرمان ما گردن نهد بپذیریم و آن چه داریم از کسی دریغ نورزیم و به مرزبان دربند در نامه ای فرموردم تا آنان را پیاپی به خاک ما در آورد.مرزبان به ما نوشت که از توران پنجاه هزار تن با زنان و فرزندان و روزی خواران ، و از سرانشان سه هزار تن با زنان و فرزندان و بستگان خود به نزد وی امده اند.... پس راهی آذربایجان شدم. چون بدان جا فرود آمدم به آنان بار دادم که بیایند....و چون به آن پنجاه و سه هزار تن از توران[ در متن عربی اتراک ، یعنی هر جا که ترک و اتراک بوده است جناب ابوالقاسم امامی توران معنی کرده است] رسیدم فرمودم تا در رده ها بایستند و بر نشستم تا از آنان بازدید کنم. در آن روزیاران من و آنان که به نزد من آمده بودند و آنان که فرمان و بندگی مراپذیرفته بودند ، چندان بودند که در دشتی به درازای ده فرسنگ نمی گنجیدند. پس ، سپاس یزدان بسیارگفتم و فرمودم تا آن ترکها و خوانواده هایشان بر هفت پایه شوند و بر هر کدام یکی از خودشان را سرداری کردم و زمینهایی به آنها سپردم و زمینهایی به آنان بسپردم و... برخی را با سپهسالاری که در برجان [ شهری در گرجستان یا بلغار، از طرف مترجم] داشتم و برخی را با سپهسالاری که در اران[ در متن عربی اللّان] داشتم و برخی را در آذربایجان جای دادم و ایشان را در مرزهایی که نیاز داشته بهر کردم و به مرزبان سپردم و تا کنون هر فرمانی که دهیم و به هر شهری که فرستیم بکوشند و ما را شاد کنند(تجارب الامم، ابوالقاسم امامی ج 1 صص 176 و 177).
❇️این سندنیزاثبات میکند که تورکهاقبل اسلام درآذربایجان ساکن شده اند البته انوشیروان ازکیسه خلیفه نبخشیده وتورکهای خزرباآذربایجان آشنابوده و وارد خاک پدرانشان شدند که توسط هخامنشیهانسل کشی شده وازبین رفته بودند
@dost_dushman
کلام آخر
صدهاوصدهامدرک موجود ثابت میکند که تورکهاقبل وبعد اسلام درآذربایجان حضورداشته وتاثیربسیاری درتاریخ منطقه داشته اند وبااین همه مدرک به هیچوجه نمیتوان بایک نظریه مسخره آذری تاریخ این قوم راازکتابهاواذهان پاک کردچیزی که ازاسناد فوق برمیاید اینست که اجدادمادرگیری وجنگهای متعددی باقوم پارس داشته اند که دربعضی مواقع پیروزشده وسرکوروش رابریدند ودربعضی مواقع توسط داریوش وخشایار نسل کشی شده وطبق گفته هرودوت تاآخرین نفرسکاهاتوسط خشایارشاه محاصره وازبین رفتندولی دوباره بااراده آهنین برگشته وسرزمینهای پدرانشان راپس گرفتند این تقابلهاتاقرون متمادی ادامه یافته وباپهلوی وبعد آن به اوج خود رسید اکنون نیزتهاجم گرچه فیزیکی نیست ولی تهاجم فرهنگی به زبان وتاریخ وفرهنگ ماباشدت بسیاری درجریان است این وظیفه ماست که ازناموس هویتیمان دفاع کنیم وآنراتحویل آیندگان بدهیم فرزندان مادرچندهزارسال بعد ماراقضاوت خواهند کرد پس ازاین گنجی که به یادگار مانده محافظت کنیم وباقدرت به آیندگانمان تحویل دهیم
❇️ازهمه شماعزیزان درخواست میشود که این 38سند جمع آوری شده رابخاطربسپرید ودربحث باجماعت آذری یاپانفارس برسرآنهابکوبید و درکانالهاوگروههای خود پخش کنید تاجوانان عزیزتورک دچارخلا تاریخی نشوند وعده ای سودجو آنهارا ازاصالت خود دور نکنند
 
@dost_dushman

رونمایی از جام سه هزار ساله ماننایی در روز جهانی موزه‌ها

رونمایی از جام سه هزار ساله ماننایی در روز جهانی موزه‌ها

مدیر کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان اردبیل گفت: جام نقره‌ای سه هزار ساله ماننایی در روز جهانی موزه‌ها رونمایی خواهد شد.

به گزارش خبرنگار  گروه استان های باشگاه خبرنگاران جوان از اردبیل، نادر فلاحی، مدیر کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان اردبیل در تشریح برنامه‌های روز جهانی موزه‌ها و گرامیداشت هفته میراث فرهنگی گفت: از مهمترین برنامه‌های این روز رونمایی از جام نقره‌ای سه هزار ساله کشف شده در استان اردبیل می‌باشد که این اثر قابل مقایسه با جام‌های نقره‌ای کشف شده در منطقه حسنلو شهرستان نقده استان آذربایجان غربی است.

وی افزود: مانناییان دولتی تُرکی بودند که از حدود هزار تا ۷۰۰ سال پیش از میلاد در شمال غربی ایران حکومت می‌کردند. این تمدن میراث دار تمدن‌های «توروککی»، «لولوبی» و «قوتی» است و شهرستان خلخال نیز بخشی از آن بوده است.

مدیر کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان اردبیل نمایش آثار و اشیاء مکشوفه از کاوش‌های علمی سال ۹۷ را از دیگر برنامه‌های این هفته عنوان و اشاره کرد: رونمایی از چند اثر نفیس مجموعه و پایگاه جهانی شیخ صفی الدین اردبیلی، نمایش اموال فرهنگی تاریخی اهدایی از مردم استان در سال ۹۷، برگزاری نمایشگاه جاذبه‌های فرهنگی تاریخی و طبیعی استان اردبیل در نگار خانه خطایی از جمله دیگر برنامه‌های ما خواهد بود.

فلاحی از اجرای زنگ گردشگری استان اردبیل با همکاری اداره کل آموزش و پرورش استان خبر داد و گفت: این برنامه با هدف آشنایی دانش آموزان با تاریخ، هویت و میراث فرهنگی خود اجرا خواهد شد.

مدیر کل میراث فرهنگی استان اردبیل تصریح کرد: اجرای مراسم آئینی و سنتی، تجلیل از خادمان میراث فرهنگی و موزه داران نمونه استان، برگزاری مسابقات نقاشی کودکان با موضوع روز جهانی موزه، تجلیل از میراث بانان افتخاری و بازدید عموم مردم به صورت رایگاه از موزه‌های استان از دیگر برنامه‌های این هفته می‌باشد.

منبع:

https://www.yjc.ir/fa/news/6925897/%D8%B1%D9%88%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AC%D8%A7%D9%85-%D8%B3%D9%87-%D9%87%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87-%D9%85%D8%A7%D9%86%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%85%D9%88%D8%B2%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7

و حالا از منبع دیگر:

رونمایی از جام ۳ هزارساله تُرکان ماننایی در اردبیل

08 May 2019 12:37 رونمایی از جام ۳ هزارساله تُرکان ماننایی در اردبیل

گوناز تی وی: مدیرکل میراث‌فرهنگی استان اردبیل از رونمایی جام سه هزار ساله تُرکان ماننایی در روز جهانی موزه‌ها (۲۸ اردیبهشت‌ماه) در اردبیل خبر داد.

 

نادر فلاحی با اعلام این خبر گفت: «این اثر قابل مقایسه با جام‌های نقره‌ای کشف شده در منطقه حسنلو شهرستان نقده(سولدوز» استان آذربایجان غربی است.»

 

به‌ نوشته اداره کل میراث فرهنگی و گردشگری استان اردبیل، نادر فلاحی گفت: «مانناییان دولتی تُرکی بودند که از حدود هزار تا ۷۰۰ سال پیش از میلاد در شمال غربی ایران حکومت می کردند. این تمدن میراث دار تمدن‌های «توروککی»، «لولوبی» و «قوتی» است و شهرستان خلخال نیز بخشی از آن بوده است.»

 

این جزو موارد بسیار نادر می باشد که مسئولان میراث فرهنگی در ایران به «تُرک» بودن «ماننایی ها» اقرار می کنند. عموما در ایران تاریخ تُرک ها تحریف شده و حضور تُرک ها در آذربایجان پیش از اسلام انکار می شود.

 

به گفته فلاحی، آثار و اشیاء مکشوفه از کاوش های علمی سال ۹۷، چند اثر نفیس مجموعه جهانی شیخ صفی الدین اردبیلی و اموال فرهنگی تاریخی اهدایی از مردم استان را نیز در هفته موزه ها در اردبیل به نمایش در خواهد آمد.

 

فلاحی از اجرای زنگ گردشگری استان اردبیل با همکاری اداره کل آموزش و پرورش استان خبر داد و گفت: «این برنامه با هدف آشنایی دانش آموزان با تاریخ، هویت و میراث فرهنگی خود اجرا خواهد شد.»

 

لازم به ذکر است، جام نقره ای سه هزار ساله خلخال در فروردین‌ماه ۹۸، به همراه ۴۰۰ قلم شیء تاریخی دیگر در یک گور باستانی در شهر خلخال آذربایجان کشف شد.

 

پیشتر دو جام معروف دیگر مربوط به تمدن تُرک ماننا در آذربایجان جنوبی کشف شده است که با وجود شهرت جهانی شان، دولت ایران از نمایش این آثار در آذربایجان جلوگیری می کند.

 

جام طلایی ۳هزارساله خیاو(مشکین شهر) در خردادماه سال ۹۳، به همراه ۳۰۰ قلم اشیاء تاریخی در روستای «احمدبیگلو» مشکین شهر توسط ماموران سپاه پاسداران از قاچاقچیان اشیاء عتیقه کشف و ضبط شد.

 

 جام طلایی خیاو

 

با گذشت پنج سال، محل نگهداری این جام نفیس آذربایجان هنوز هم در هاله ای از ابهام قرار دارد.

 

جام طلایی ۳هزار ساله حسنلو نیز که یکی از معروف ترین جام های طلایی جهان بشمار می رود، به جای نمایش در آذربایجان در انبار «موزه ملی» تهران نگهداری می شود.

 

 جام طلایی حسنلو

 

منبع:

https://www.gunaz.tv/fa/%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1/%D8%B0%D8%B1%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%86%D9%88%D8%A8%DB%8C-1/%D8%B1%D9%88%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AC%D8%A7%D9%85--%D9%87%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D9%84%D9%87-%D8%AA-%D8%B1%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%A7%D9%86%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D9%84-115539

 

تعریف یونسکواز سواد:توانایی خواندن و نوشتن به زبان مادری

تعریف یونسکواز سواد:توانایی خواندن و نوشتن به زبان مادری

07 May 2019 11:23  تعریف یونسکواز سواد:توانایی خواندن و نوشتن به زبان مادری

گوناز تی وی:یونسکو تاکنون چهاربار تعریفی برای «سواد» مطرح و تکمیل کرده است که اولین مورد آن  توانایی خواندن و نوشتن زبان مادری است.

 

بدین ترتیب میلیونها شهروند غیر فارس در ایران که توسط حکومت مرکزی ایران از آموزش زبان مادری خود محرومند بی سواد نگه داشته شده اند

 

به گزارش گونازتی وی به نقل از، باشگاه خبرنگاران جوان،مفهوم سواد در قرن گذشته، تغییرات بسیاری کرده است و این چهارمین تعریف سواد است که توسط یونسکو به صورت رسمی اعلام می شود .

 

اولین تعریف
توانایی خواندن و نوشتن به زبان مادری

اولین تعریفی که از سواد در اوایل قرن بیستم ارائه شد، صرفا به توانایی خواندن و نوشتن زبان مادری معطوف بود. طبق این تعریف، فردیبا سواد محسوب می شد که توانایی خواندن و نوشتن زبان مادری خود را داشته باشد.

 

دومین تعریف

اضافه شدن یاد داشتن کامپیوتر و یک زبان خارجی

در اواخر قرن بیستم، سازمان ملل تعریف دومی از سواد را ارائه کرد. در این تعریف جدید، علاوه بر توانایی خواندن و نوشتن زبان مادری، توانایی استفاده از کامپیوترو یاد داشتن یک زبان خارجی هم اضافه شد. بدین ترتیب به افرادی که توان خواندن و نوشتن، استفاده از رایانه و صحبت و درک مطلب به یک زبان خارجی را داشتند، باسواد گفته شد. قاعدتا طبق این تعریف بسیاری از دانشجویان و دانش آموختگان دانشگاهی ایران بیسواد محسوب می شوند چون دانش زبان خارجی بیشتر افراد کم است.

 

سومین تعریف

اضافه شدن ۱۲ نوع سواد
در این تعریف سوم مهارت هایی اعلام شد که داشتن این توانایی ها و مهارت ها مصداق باسواد بودن قرار گرفت. بدین ترتیب شخصی که در یک رشته دانشگاهی موفق به دریافت مدرک دکترا می شود، حدود ۵ درصد با سواد است. این مهارت ها عبارت اند از :

۱- سواد عاطفی: توانایی برقراری روابط عاطفی با خانواده و دوستان.

۲- سواد ارتباطی: توانایی برقراری ارتباط مناسب با دیگران و دانستن آداب اجتماعی.

۳- سواد مالی: توانایی مدیریت مالی خانواده، دانستن روش های پس انداز و توازن دخل و خرج.

۴- سواد رسانه ای: این که فرد بداند کدام رسانه معتبر و کدام نامعتبر است.

۵- سواد تربیتی: توانایی تربیت فرزندان به نحو شایسته.

۶- سواد رایانه ای: دانستن مهارت های راهبری رایانه.

۷- سواد سلامتی: دانستن اطلاعات مهم درباره تغذیه سالم و کنترل بیماری ها.

۸- سواد نژادی و قومی: شناخت نژادها و قومیت ها بر اساس احترام و تبعیض نگذاشتن.

۹- سواد بوم شناختی: دانستن راه های حفاظت از محیط زیست.

۱۰- سواد تحلیلی: توانایی شناخت، ارزیابی و تحلیل نظریه های مختلف و ایجاد استدلال های منطقی بدون تعصب و پیش فرض.

۱۱- سواد انرژی: توانایی مدیریت مصرف انرژی.

۱۲- سواد علمی: علاوه بر سواد دانشگاهی، توانایی بحث یا حل و فصل مسائل با راهکارهای علمی و عقلانی مناسب.

 

چهارمین تعریف
در این تعریف جدید، توانایی ایجاد تغییر، ملاک با سوادی قرار گرفته است یعنی شخصی با سواد تلقی می شود که بتواند با استفاده از خوانده ها و آموخته های خود، تغییری در زندگی خود ایجاد کند .

 

گوناز تی وی
M.Y

منبع:

https://www.gunaz.tv/fa/%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1/%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86-6/%D8%AA%D8%B9%D8%B1%DB%8C%D9%81-%DB%8C%D9%88%D9%86-%DA%A9%D9%88%D8%A7%D8%B2--%D9%88%D8%A7%D8%AF-%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%86-%D9%88-%D9%86%D9%88-%D8%AA%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1%DB%8C-115510

مقاله ای از دکتر ملک زاده :درحاشیه ادعاهای جدیدوجعلی مهاجربودن ترکها دراورمیه

مقاله ای از دکتر ملک زاده :درحاشیه ادعاهای جدیدوجعلی مهاجربودن ترکها دراورمیه

07 May 2019 12:39 مقاله  ای از دکتر ملک زاده :درحاشیه ادعاهای جدیدوجعلی مهاجربودن ترکها دراورمیه

گوناز تی وی:به دنبال انتشار یک پرسشنامه به اصطلاح تحقیقی در خصوص یک پایان نامه مربوط به دانشگاه سویوق بولاق"مهاباد"آذربایجان غربی بر پایه ادعای مهاجر ،بودن ترکان در اورمیه آذربایجان مقاله ای علمی از مورخ و محقق آذربایجانی دکتر توحید ملک زاده دیلمقانی  درباره تاریخ باستانی اورمیه عینا منتشر می شود: 

 

"دکتر توحید ملک زاده:نگاهی به تاریخ باستانی اورمیه"در حاشیه ادعاهای جدید عشایر درباره علت مهاجرت ترکان به اورمیه

شهر اورمیه از جمله قدیمی‌‌ترین مناطق آذربایجان می‌باشد که طبیعت چند گونه آن از کوهستانهای مرتفع و سرسبز تا دشتهای هموار و پر آب از سه رود نازلو ، شهر چای و باراندوز چای سبب شده از هزاران سال قبل مسکون انسانهای باستان باشد و به مرکز فرهنگی آذربایجان تبدیل شود.

 

پروفسور س.کوون از دانشگاه فیلادلفیا در سال ۳۰ ـ ۱۳۲۸ شمسی برای اولین بار غارهای باستانی تام تاما، هوتو و داوار زاغاسی از حوزه ارومیه را مورد مطالعه قرار داده و قدمت آن را دوران عصر حجر یعنی دهها هزار سال قبل برآورد کرد.

 

وی همچنین از تحقیقات خود چنین برداشت نمود که در آن موقع گروهی از انسانهای نئاندرتال در این غارها ساکن بودند در ادامه اکتشافات پروفسور کوون استخوانهایی از حیوانات جنگلی از این غارها بدست آمد که نشان می ‌داد این محیط در آن اعصار کاملاً جنگلی بوده است.

تمدن عظیم کورقان که در مناطق ترک نشین از حداقل پنج شش هزار سال قبل بر جای مانده در اورمیه نیز خودنمایی می‌کند و با کشف کورقانهای عظیم در خرداد۱۳۷۹ در اورمیه اهمیت اکتشافات این قبیل محوطه‌ها بیشتر گشت.

 

می‌دانیم در تمدن کورقان، ترکهای باستان (پروتو تورک ) به ایجاد مقابر عظیم سنگی پرداخته و در آن وسایل و اشیاء زندگی قرار می‌دادند این وسایل توانست شیوه معیشتی بسیاری از تمدنهای باستانی پروتو تورک نظیر ساکاها، کاس‌ها، مانناها، اورارتوها، گوتی‌ها، اسکیت‌ها، آس‌ها، هونها و غیره را نمایان سازد.

 

تپه‌های عظیم باستانی که باستانشناسان انگلیس تعداد آنها را فقط در اورمیه دهها عدد برآورد کرده‌اند از جمله این کورقانها محسوب می‌شود. تعدادی از این تپه‌ها کورقان نبوده‌ بلکه لایه‌هایی از تمدن در آنها کشف شده است.

 

مهمترین این تپه‌های باستانی در حوزه ارومیه تپه‌ باستانی» گؤی تپه« در شرق ارومیه می‌باشد که در سال ۱۳۲۷ شمسی » براون« انگلیسی از دانشگاه منچستر آنرا مورد مطالعه قرار داد و تمدنهای بسیار قدیمی از آن کشف کرد . آثار کشف شده از این تپه بسیار جالب بود . از مهمترین این آثار کشف شده صفحه‌ای دایروی شکل منقوش به نقش قیل قمیش از داستانهای قدیم سومریان پروتو تورک می‌باشد که گفتنی‌‌های بسیار دارد. قیل‌قمیش درموزه تهران قرار دارد.

 

پیدا شدن سمبل سومری‌ها یعنی قیل‌قمیش در گوی تپه حاکی از آن است که این منطقه در اعصار بسیار دور مأمن تمدن باستان و تقریباً ناشناخته » آراتا / اره‌ته « می‌باشند.

 

امروزه محققین بر آنند که آراتاها گروهی از سومریان پروتوتورک هستند که همراه با سومریان به بین‌النهرین نرفته و در غرب آذربایجان از جمله اورمیه ساکن شدند.

 

شهر اورمیه در زمان هوری‌ها و اورارتوها از جمله استحکامات مهم آذربایجان شمرده می‌شدکه نامش در کتیبه‌های اورارتویی و آشوری به کرات دیده می‌شود .در این سنگ نوشته‌ها نام اورمیه به شکل اورمئت و اورمیاتی urmet/urmiate دیده می‌شود .

 

پادشاهان آشور هر از چند گاهی به علت سرسبزی و تاراج ثروت ، منطقه اورمیه و غرب آذربایجان به این ناحیه قشون‌کشی می‌کردند مثلاً سلمنصر سوم شاه آشور (۲۴ ـ ۸۵۹ ق . م) از جنگلی سخن رانده که در ساحل دریاچه اورمیه انجام داده است ساحل نشینان که از پیشروی ارتش خونریز و ویرانگر آشور متوحش شده بودند با قایق‌های الواری مجهز به بادبانهای پوستی به تعقیب آنها می‌پردازند و آب دریاچه را با خون فراریان گلگون می‌سازند.

 

در کتیبه‌های اورارتویی به منطقه غرب دریاچه اورمیه قیلزان گفته می‌شد نه گیلزان . اورمیه در دوران تاریخی بعد از اورارتورها (دوران پس از حمله اسکندر تا دوران اشکانیان ) از اهمیت فراوانی برخوردار بوده و به سبب قرار گرفتن درسر راه روم ـ شیز (تکاب ـ تخت سلیمان) بارها مورد تاخت و تاز قشون روم قرار گرفته و حتیگفته می شود یکبار به آتش کشیده شده بود.

 

لازم به تاکید است:

روز (۱۵ اردیبهشت)در مراسمی که برای بزرگداشت روز معلم در تالار قصر نوشین‌شهر از توابع اورمیه برپا شده بود، پرسشنامه‌ایی با عنوان :دلایل مهاجرت ترکها به اورمیه:با هدف مهاجر خواندن ترک ها در آذربایجان توزیع شده است.

 

به نوشته مهرداد تبریزی ،روزنامه نگار آذربایجانی،این پرسشنامه توسط خانم ه.ع یکی از معلمینی که مشغول تحصیل در دانشگاه پیام نور واحد مهاباد می‌باشد، توزیع شده و موضوع پایان‌نامه‌ی ارشد این شخص است.

 

پایان‌نامه‌ ذکر شده به اذعان همین معلمه، توسط یکی از معاونین دانشگاه پیام نور واحد مهاباد و از میان ۲۰ موضوع تایید شده است.

 

این پرسش نامه که با سو استفاده از سرپوش تحقیق علمی در جهت جعل حقایق تاریخی و غصب خاک آذربایجان صورت گرفته است نمونه ای از تلاش های جهت دار بازوان پروههای تروریستی کرد در غرب آذربایجان است.

 

گوناز تی وی

M.Y

منبع:

https://www.gunaz.tv/fa/%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1/%D8%B0%D8%B1%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%86%D9%88%D8%A8%DB%8C-1/%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D9%85%D9%84%DA%A9-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%AF%D8%B1%D8%AD%D8%A7-%DB%8C%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%B9%D8%A7%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D9%88%D8%AC%D8%B9%D9%84%DB%8C-%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86-%D8%AA%D8%B1%DA%A9%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%88%D8%B1%D9%85%DB%8C%D9%87-115514